گفتوگوي تمدنها مقدمه جنگ نرم بود
خبرگزاري فارس: استاد حوزه و دانشگاه گفتوگوي تمدنها را پروژهاي متعلق به دوران پهلوي دانست و گفت: گفتوگوي تمدنها كه از سوي خاتمي طرح شد مقدمهاي براي جنگ نرم بود.
به گزارش خبرگزاري فارس از قزوين، حجتالاسلام سيد احمد حسيني الست پيش از ظهر امروز در كارگاه آموزشي تهاجم نرم كه در سالن اجتماعات اداره كل تبليغات اسلامي استان قزوين برگزار شد، اظهار داشت: جنگ فرساينده و جنگ نرم فرسايندهتر است و اين فرسايش در جنگ سخت قابل ترميم و اصلاح است ولي در جنگ نرم، ترميم اين فرسايندگي فوقالعاده دشوار است.
وي ادامه داد: جنگ نرم سابقهاي طولاني دارد و مربوط به امروز نيست به طوريكه گاندي در حركت و نهضتي كه به انجام رساند از اصول و روشهاي جنگ نرم پيروي ميكرد و يا بخشي از فروپاشي شوروي در چارچوب جنگ نرم بود.
* اجراي 14 مورد جنگ نرم در 2 دهه اخير توسط آمريكا
اين استاد حوزه و دانشگاه افزود: آمريكاييها در دو دهه اخير 14 مورد جنگ نرم اجرا كردند، اين جنگهاي نرم در گذشته به صورت نانوشته عملياتي ميشد ولي در دو دهه پيش جين شارپ آمده و مجموعه جنگهاي نرم را در طول تاريخ مطالعه كرد و چارچوب جنگ نرم را به صورت تئوريك و نظري درآورد و در نهايت به عنوان كتاب پژوهشي ارائه كرد.
وي با اشاره به مراحل جنگ نرم اضافه كرد: مرحله نخست براي ايجاد جنگ نرم كه ساده و ابتدايي است، غفلت است، مرحله بعد مسئله نديدن دشمن است كه در جنگ نرم تلاش بر اين است كه دشمن ديده نشود و افراد به جاي درگيري با دشمن با دوست درگير شده كه در چنين فضايي خواص، نخبگان و افراد شاخص كه حكم ديدهبان جامعه را دارند اگر نتوانند دشمن را ببينند، مردم نيز نميتوانند زيرا اينها بايد آدرس دشمن را بدهند و اگر اين خواص و نخبگان نتوانند، دوست جاي دشمن مينشيند و اين مطلوب طراحان پروژه است.
* محوريت اشخاص به جاي ارزشها در جنگ نرم
حسيني الست عنوان داشت: مسئله ديگر در جنگ نرم، قضاوتها، داوريها و اعتمادها با محوريت اشخاص است، در جنگ نرم اشخاص اصل ميشوند و همه به يك شخص تعصب ميورزند و به جاي اينكه ارزشها، عملكردها و كاركردها سنجيده شود چشم و دهان به سمت اشخاص ميرود.
وي اعلام كرد: مسئله ديگري كه در مراحل جنگ نرم وجود دارد، مخلوط شدن حق و باطل است به طوريكه همه از امام، مردم، حق و انقلاب صحبت ميكنند و بسيار دشوار است كه در چنين فضايي فهميد كه منظور فرد چيست و وقتي مرزها شكست و حق و باطل مخلوط شد، فضا غبارآلود شده و تشخيص بسيار سخت ميشود.
استاد گفتمانهاي ديني يادآور شد: در چنين فضايي بايد گاهي شوك وارد شود تا افراد متوجه شوند حق و باطل كدام است، البته شيعه در اين مواقع امتيازي دارد كه نگاه بايد به امام باشد و ببيند كه امام به كدام سمت ميرود و در واقع بهترين معيار در چنين فضايي، امام جامعه است.
* ايجاد شكاف در جامعه ابزار جنگ نرم است
وي توضيح داد: دشمن در جنگ سخت با توپخانه و ارتش به ميدان ميآيد ولي در جنگ نرم با تمام قوا ظاهر شده و هست و نيست خود را ميآورد و صنعت، رسانه، دانشگاه و تكنولوژي خود را به كار ميگيرد و از ديگر مشخصات و ابزار جنگ نرم اين است كه تلاش ميشود كه جنگ دروني شود به اين صورت كه دانشگاه با دانشگاه، مذهب با مذهب، مردم با مردم و هيئت با هيئت با هم درگير شوند و در واقع جامعه از درون دچار شكاف و شقاق شود.
حسيني الست با اشاره به نمونههايي از ايجاد شكاف در جامعه در راستاي جنگ نرم گفت: قبل از انقلاب اسلامي، جنگي در ايران در ارتباط با كتاب "شهيد جاويد" رخ داد كه اين كتاب درباره امام حسين (ع) بود مبني بر اينكه امام حسين براي تأسيس حكومت آمده بود و اگر ميدانست كه در نهايت چه ميشود، نميآمد، اين كتاب چاپ شد و موجب اختلافات بسياري شد، برخي نويسنده آن را به دليل انكار علم امام كافر دانسته و برخي نيز گفتند اينگونه نيست و جنگ شروع شد.
وي يادآور شد: در حالي كه امام خميني (ره) تلاش ميكرد كه مردم را به آگاهي برساند كه ببينند دشمنشان آمريكا و شاه است، در اين فضا چنين دعوايي رخ داد و به يك بحث اصلي مبدل شد و در آن زمان، امام خميني (ره) پيام دادند كه اين دعوا ساختگي است و اين مناقشات را كنار گذاريد اما كسي باورش نميشد و كينهها و تعصبها اوج گرفت، با پيروز شدن انقلاب، اسناد ساواك به دست مردم افتاد و مردم مشاهده كردند كه ساواك چهقدر خوشحال بوده كه موفق شده مساجد و مراجع تقليد را با هم درگير كند و اين پروژه جنگ نرمي بود كه قبل از انقلاب راه انداختند ولي هوشياري امام و افرادي مانند شهيد مطهري موجب شد اين غائله به نتيجه نهايي نرسد و ناكام ماند.
* اجراي پروژه گفتگوي تمدنها در راستاي جنگ نرم بود
اين استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به پروژه دشمنان در بعد از انقلاب بيان داشت: بعد از انقلاب نيز پروژهاي در راستاي جنگ نرم راه انداختند ولي همه به اين پروژه دلخوش بوده و احساس غرور ميكرديم و فكر ميكرديم اين پروژه جالب است و اين پروژه گفتوگوي تمدنها مربوط به 10 تا 15 سال اخير است.
وي افزود: گفتوگوي تمدنها كه توسط خاتمي ارائه شد از پروژههايي بود كه در راستاي جنگ نرم اجرا شد تا شايد مسير اجرايي شدن مرحله نهايي باز شود، مقدمات جنگ نرم گاهي 10 تا 20 سال زمان ميبرد كه عملياتي شود و يكي از مقدمات تحت عنوان گفتوگوي تمدنها اجرا شد.
*هانتينگتون همان خاتمي و خاتمي همان هانتينگتون است
حسيني الست تصريح كرد: گفتوگوي تمدنها به معناي جنگ تمدنهاست و در واقع فرقي بين اين دو نيست و در واقع هانتينگتون همان حرفي را زد كه خاتمي در ايران زد و هانتينگتون همان خاتمي و خاتمي همان هانتينگتون است.
* گفتوگوي تمدنها به معناي جنگ تمدنهاست
وي اضافه كرد: گفتوگوي تمدنها را ميتوان از دو منظر درون ساختاري و برون ساختاري بررسي كرد، در گفتوگوي تمدنها اين سؤال وجود دارد كه كدام تمدن منظور است، اگر تمدن كهن مدنظر است در اين صورت چرا با آمريكا گفتوگو كرده و بايد با مصر، چين و هند گفتوگو كرد كه صاحبان تمدن كهن هستند و گفتوگو با اتحاديه اروپا و به ويژه آمريكا معنا ندارد زيرا تمدن كهني در آنجا وجود ندارد.
اين استاد حوزه و دانشگاه اعلام كرد: اگر منظور تمدن مدرن است، ما كه از مدرنيته چيزي نداريم كه پرچم آن را بالا ببريم، فرانسه صاحب مدرنيته است و ما هرچه از مدرنيته برداشتهايم كپيبرداري و ناقص است.
وي يادآور شد: در خصوص گفتوگوي تمدنها، گفتوگو شرايط و استانداردي دارد كه در دنيا ابزار گفتوگوي تمدنها توريسم است، كشورهايي مانند تركيه، هند اين ابزار را دارند ولي اين ابزار را ما نداريم و از لحاظ برون ساختاري نيز گفتوگوي تمدنها همان جنگ تمدنهاست و اگر ما اين را بگوييم در واقع پروژه آمريكا را عملياتي كرده و در استخدام او درآمدهايم.
حسيني الست افزود: بايد توجه داشت كه فرهنگ لايه رويين و تغييرپذير زندگي بشر است و تمدن لايه زيرين و تغييرناپذير بشر است و هرگاه فرهنگ رسوب كند و پايين آيد تغييرناپذير شده و تمدن ميشود.
وي اعلام كرذ: تمدن از مقوله هويت است و انسان روي هويت تعصب دارد و حاضر نيست نسبت به آن كوتاه آيد و هر انساني در هر جامعهاي از هويت خود دفاع ميكند، گفتوگوي تمدنها به اين معناست كه هركس در مورد تمدن خود سخن گويد و در اين بين هر دو طرف ناچار هستند براي بالا بردن تمدن خود، تمدن ديگري را تحقير كنند.
* تمام جنگهاي دنيا با رجز تمدني آغاز شده است
استاد حوزه و دانشگاه اضافه كرد: بايد توجه داشت كه نميتوان تمدن را مبادله كرد، گفتوگوي تمدنها يعني رجز تمدني و اگر اين رجز نتواند غلبه كند به مرحله تحقير تمدن ميرسد و اگر جواب نداد تمدن يكديگر را تخريب ميكنند و اگر تخريب نيز جواب نداد ستيز تمدني رخ ميدهد، بنابراين گفتوگوي تمدنها همان جنگ تمدنهاست.
وي يادآور شد: در تمام جنگهاي دنيا، قبل از هر جنگي يك رجز تمدني خوانده شده است البته در كربلا شهداي كربلا بسيار زيبا رجز خواندند ولي تمام اين رجزها هيچيك تمدني نبود زيرا اينها نمايندگان ارزشهاي ديني هستند و خود را به رجز تمدني آلوده نميكنند.
حسيني الست گفت: هانتينگتون هدفش اين بود كه تمدن كنفيسيوسي (چين و هند) و اسلام (خاورميانه) درگير شوند و تمدن مدرن (اروپا) نيز در حاشيه تماشا كند و در نهايت نيز غنائم را ببرد و براي اين منظور نيز بايد رجز تمدني آغاز ميشد، چند قرن است بيشتر مجسمههاي بودا در كوههاي تورابورا قرار دارد كه براي بوداييها مقدس است و شيعيان نيز در اين مناطق زندگي ميكنند بنابراين آمده و طالبان و القاعده را درست كردند كه كوهها را بمباران و مجسمهها را به نام اسلام خرد كردند، با توجه به اين امر آنها نيز ميگويند ما كعبه را از بين ميبريم ولي خوشبختانه با هوشياري اين اقدام نتيجه نداد در حالي كه رجز تمدني آغاز شده بود.
* گفتوگوي تمدنها پروژه متعلق به دوران پهلوي است
وي افزود: گفتوگوي تمدنها يك پروژه ويژه است، كرسي شرقشناسي اسرائيل به بنياد پهلوي پيشنهاد داد كه رژيم سلطنتي بايد پشتوانه ايدئولوژي داشته باشد و براي اين منظور گفتند كه از ايران باستان پشتوانه براي سلطنت درست كنيم و جشن هنر شيراز برقرار شد و رضاشاه پسر باغبان و يك جوان بيسواد خود را به كوروش و داريوش بست و از ايران باستان و هخامنشيان مكتب براي سلطنت پهلوي درست كردند.
اين استاد حوزه و دانشگاه افزود: بعد از مدتي اسرائيل به بنياد پهلوي پيشنهاد داد شما ميتوانيد يك مانور بينالمللي نيز در اين خصوص دهيد و بنياد پهلوي طراحي كرد كه چون صاحب تمدني كهن هستيم اين موضوع را به رخ دنيا بكشيم و پروژه گفتوگوي تمدنها را طراحي كردند و طرح به شاه داده شد و او نيز چند سؤال نوشت كه براي مشخص شدن پاسخها، موضوع براي بررسي به ساواك داده شد تا بررسي كند در سطح جهاني شاه مانور دهد كه ما داراي تمدن كهن هستيم ولي عمر رژيم شاه كفاف نداد و پروژه بايگاني باقي ماند و انقلاب پيروز شد.
وي تأكيد كرد: سعيد حجاريان در سال 79 و 80 مصاحبهاي دارد كه پروژه را از بايگاني وزارت اطلاعات بيرون آورده و به آقاي خاتمي داده و گفته اين پروژه فانتري و زيباست و خاتمي آن را اجرا كند و خاتمي نيز پذيرفته است.
* آمريكا از اجراي پروژه گفتوگوي تمدنها استقبال كرد
حسيني الست با اشاره به استقبال آمريكا از پروژه گفتوگوي تمدنها عنوان داشت: امام خميني (ره) معياري به ما دادند كه هر زمان مشاهده كرديد كه اروپا و آمريكا و غرب به روي شما آغوش باز كردند و از شما تعريف كردند، بدانيد كار شما دچار نقص است، 30 سال است كه آمريكاييها با ما درگير هستند و ما را تحريم كردند ولي يكجا آغوش باز كردند و به ما لبخند زدند و آن طرح گفتوگوي تمدنها بود.
وي ادامه داد: آقاي خاتمي اين پروژه را در بيلدربرگ عرضه كرد، در طول تاريخ يك ايراني موفق شده كه به بيلدربرگ راه يابد و آن سروش بود و دومين نفري كه به عنوان مهمان در بيلدربرگ حاضر شد، خاتمي بود.
اين استاد گفتمانهاي ديني توضيح داد: بيلدبرگ تشكيلاتي بسيار سري است كه 150 عضو دارد و سالي يك يا دو بار تشكيل جلسه ميدهد و اين 150 عضو، برجستهترين صهيونيستهاي جهان، صاحبان شركتهاي فرامليتي و قدرتهاي بزرگ هستند كه نيازي به ويزا ندارند و هيچ سفارتخانهاي نبايد از اين افراد بپرسد كه به كجا ميروند و تصميمهاي بزرگ جهان در بيلدربرگ گرفته ميشود به طوريكه حمله صدام به كويت، جنگ ايران و عراق در اينجا تصميم گرفته شد و قيمت طلا و نفت نيز در اين تشكيلات مشخص ميشود.
* خاتمي تنها ايراني راه يافته به بيلدربرگ
وي اضافه كرد: بيلدربرگ يك سازمان سري بينالمللي است كه خاتمي يكبار توانسته در آن حاضر شود و گفتوگوي تمدنها را نيز پيشنهاد داد و سازمان ملل نيز سال 2001 را سال گفتوگوي تمدنها گذاشت و از همان سال حمله به افغانستان آغاز شد.
حسيني الست اعلام كرد: گفتوگوي علمي، مذهبي، فرهنگي و انديشهها در قرآن كريم آمده است ولي گفتوگوي تمدنها را در قرآن نداريم، در طول 12 سالي كه خاتمي بحث گفتوگوي تمدنها را مطرح كرد و سال 2001 نيز به اين عنوان نام گرفت و در ايران نيز به عنوان مسئله اول، سمينارهايي در اين خصوص برگزار شد، مقام معظم رهبري به عنوان روشنفكر بيدار و آگاه حتي يكبار نيز صحبت از گفتوگوي تمدنها نكردند كه آيا اين اتفاق بود و يا انتخاب كه صد درصد انتخاب بود.
* گفتوگوي تمدنها يك خيانت و جنايت است
وي توضيح داد: گفتوگوي تمدنها سمي مهلك است زيرا 30 تا 40 درصد فرقههاي مختلف شيطانپرستي و دختر خياباني مربوط به گفتوگوي تمدنهاست زيرا وقتي به دنيا اعلام شود كه من در موضع گفتوگو نشستم و سپر كنار گذاشته شود اين موارد نيز وارد ميشود.
استاد حوزه و دانشگاه گفت: گفتوگوي تمدنها مقدمه غفلتآفريني است، از نظر تبليغاتي نمره آن 20 است اما از نظر فرهنگي نمره آن صفر است و يك خيانت و جنايت است.
وي تأكيد كرد: اين پروژه اجرا شد كه جامعه ما آرام آرام تكه تكه شود و اخلاقها و مرزها به هم ريزد و به جايي رسيم كه آمريكاييها عمليات جنگ نرم را نهايي كنند.
* ضدانقلابيترين حركت مخلوط كردن ناسيوناليسم ايراني با انقلاب است
حسيني الست در ادامه با اشاره به طرح مكتب ايراني اظهار داشت: ايران به عنوان يك سرزمين و وطن اسلامي و به عنوان مهد تمدن كهن و نياكان ما بسيار ارزشمند است و براي ما اهميت ويژه دارد و بايد به ذخاير تمدني و فرهنگي خود احترام قائل شويم زيرا وفاداري نسبت به ايران زمين و آثار تاريخي ارزشمند است.
وي تصريح كرد: امروز گاهي صحبت از مكتب ايراني ميكنند كه خطرناك است، انقلاب كبير فرانسه وقتي در اين كشور رخ داد انقلابيون فرانسه تصميم گرفتند آن را صادر كنند و آلمانها، اتريشيها و ايتالياييها آغوش باز كردند و دنبال فرانسويها رفتند، "فيخته" متفكر آلماني 17 مقاله دارد كه 14 مقاله در ستايش انقلاب كبير فرانسه است اما مقاله 15 عليه اين انقلاب است و ميگويد انقلاب كبير فرانسه شش كودتاست كه به آن انقلاب ميگويند.
استاد حوزه و دانشگاه افزود: زماني كه فرانسويهاي داشتند اين انقلاب را صادر ميكردند حرف از مكتب فرانسوي زدند و ناسيوناليسم فرانسوي را طرح كردند بنابراين ديگر كشورها در مقابلشان ايستادند و نتيجه نيز اين شد كه هيتلر روي كار آمد.
وي تأكيد كرد: انقلاب ما اسلامي است و تمام ملتها به خاطر شعار اسلامي دنبال ما ميآيند و اگر بگوييم مكتب ايراني و ناسيوناليسم، ديگران نميپذيرند و ميگويند تو ميخواهي خود را بر ما آقا كني و نميپذيرند و اين موضوع بسيار خطرناك است بنابراين ضد انقلابيترين حركت اين است كه ناسيوناليسم ايراني را با انقلاب مخلوط كنيم.
انتهاي پيام/آ10/ز
16:56 - 24 اسفند 1389