عرفانهاي كاذب درد و مصيبت به همراه دارند
خبرگزاري فارس: عضو هيئت علمي دانشگاه پيام نور همدان گفت: عرفانهاي كاذب نه تنها بحرانزدائي نميكنند بلكه بحرانهاي روحي و معنوي را شدت بخشيده و جسم و جان آدمي را در معرض دردها و مصيبتهاي بغرنجي قرار ميدهند.
حجتالاسلام مهدي جوادي امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس اظهار داشت: بشريت از آن جهت كه انسان است همواره به موجودي در عالمي توجه دارند كه از محدوده ماده و طبيعت مادي بيرون باشد.
وي افزود: توجه و عنايت به عامل ديگري در جهان، علل و عواملي دارد كه برخي از آنها علل واقعي و بعضي عوامل كاذب هستند كه در اين زمينه عامل فطرت، اصليترين عاملي است كه انسان را به توجه در ماوراءالطبيعت وادار ميكند.
عضو هيئت علمي دانشگاه پيام نور همدان گفت: آنچه در اين فرصت اندك قابل طرح است، مسائلي است كه سبب ميشود توجه به ماوراء الطبيعت، به دو قسم مثبت و منفي يا ارزش و ضد ارزش تقسيم شود كه از اين نظر بايد مورد توجه قرار بگيرد.
وي ادامه داد: اگر بخواهيم شناخت از ماوراء را در يك كلمه بگنجانيم، بهترين كلمه موجود عرفان است كه با اين بيان، ميتوان سؤال را به اين شكل مطرح كرد كه چرا بعضي از عرفانها در نظر ساير عرفانها كاذب هستند يا اساساً چرا عرفان را به واقعي و كاذب تقسيم ميكنيم.
جوادي گفت: اين سؤال از اهميت و ضرورت خاص و ويژهاي برخوردار است چون هنگامي كه مشاهده شود، در سايه اين موضوع، يعني توجه به اصالتها و رونق بازار معنويت و بيتوجهي به ماديات، كه في حد نفسه پديده مباركي است؛ كيشها، مسلكها و فرقههاي عرفاني گوناگوني در قالب مدلهاي رنگارنگ و جذاب عرضه ميشوند در حالي كه هيچ بهرهاي از سرچشمه حقيقت ندارند و از بهرهمندسازي واقعي مخاطبان خود عاجز هستند.
وي بيان داشت: اگر تنها توجه به عرفانهاي كاذب در همين حد متوقف ميشد آن چنان معضل و چالشي در اجتماع بشري ايجاد نميكرد، اما مسأله حائز اهميت و قابل توجه آن است كه اين دسته از كيشها و مسالك منحط و دروغين از آن روي كه بر اصول و پايههاي واقعي بنياد نشدهاند، نه تنها بحرانزدائي نميكنند بلكه بحرانهاي روحي و معنوي را شدت بخشيده و جسم و جان آدمي را در معرض دردها و مصيبتهاي بغرنجي قرار ميدهند.
عضو هيئت علمي دانشگاه پيام نور همدان عرفان را از منظر انديشه به دو دسته نظري و عملي تقسيم كرد و گفت: عرفان نظري تا اندازهاي با فلسفه همسو است و هر دو به نحوي در مقام بيان توضيح و تفسير هستي قرار دارند كه نسبت به عرفان عملي، تقدم زماني دارد.
وي اضافه كرد: در عرفان نظري، جهتي كه در عرفان عملي مورد توجه قرار ميگيرد، شناسائي ميشود، حال اگر در اين عمل مقدماتي غلط يا اشتباه يا عنادي صورت گيرد، ديگر تضميني وجود ندارد كه عرفان عملي، سالم و صحيح باقي بماند و بايد در نظر داشت كه ريشه تقويت عرفان صادق با عرفانهاي كاذب، صحت و سقم عرفان نظري است.
جوادي عنوان داشت: در كتب ديني از عرفان نظري با عنوان جهانبيني و ايدئولوژي ياد ميشود كه در اين راستا هرگاه جهانبيني فرد اشتباه باشد، عمليات اجرائي پس از آن نيز اشتباه خواهد بود كه عكس آن نيز صادق است.
وي گفت: با كمي دقت در مباني و مسائل زيربنائي عرفانهاي موجود، ميتوان دريافت كه تنها يك عرفان در بين همه عرفانهاي موجود، صحيح است و ساير عرفانها نادرست و كاذب هستند زيرا دو يا چندگانگي در حق و صدق راه ندارد كه بر اين مبنا نميتوان انتظار داشت دو عرفان با دو استراتژي، دو تاكتيك و سبك، هر دو حق باشند.
عضو هيئت علمي دانشگاه پيام نور همدان اضافه كرد: با توجه به اينكه حقانيت مباني دين مبين اسلام غيرقابل خدشه و اشكال است ميتوان چنين استفاده كرد كه تنها عرفاني كه برپايه مباني نظري دين اسلام ناب ساخته شده باشد ميتواند عرفان صادقي باشد و ساير عرفانها جز عروسك خيمهشببازياي بيش نيستند كه در اين بين ميان عرفانهاي جغرافيايي يا اعتقادي هم تفاوتي وجود ندارد.
وي اظهار داشت: با توجه به اين مباحث كه عرفانهاي نوظهور جغرافيائي همچون يوگا، اشو، سايبابا، رامالله، كريشنا، يوگاناندا، ودائي، برهمنيسم، جين، بودا، تنتره، ذن و دالاي لامائي كه همگي جزو عرفانهاي شرقي به حساب ميآيند و عرفانهاي ديگري مانند، عرفانهاي سرخپوستي نظير تولتك، سو، ساحري، عرفانهاي اكنكاور و عرفان پائوكولوئيلو كه تمام از جمله عرفانهاي غربي هستند و همچنين عرفانهاي اعتقادي مانند مسيحي با شاخههايش، عرفان يهودي و عرفانهاي كاذب درون دين اسلام همچون اهل حق و صوفيه جملگي بر پايههاي نااستوار و متناقضي قرار دارند كه به علت همين ناهماهنگ بودن پايهها و زيرساختهايشان از حقيقت به دور هستند.
جوادي افزود: ممكن است در پارهاي از سخنان عرفانهاي مذكور، كلمات زيبا و جذابي هم مشاهده شود، اما بحث مهم، صحت و سقم مباني و زيرساختهاي آنها است كه تمام متزلزل و از نظر عقل، غيرقابل دفاع هستند.
وي تصريح كرد: مطلبي كه بسياري از افراد نسبت به آن غفلت ميورزند، آن است كه تنها به ظواهر توجه ميكنند و از متن و بطن مطالب و مباني پايههايي كه ظواهر بر آنها استوارند، غافل هستند.
عضو هيئت علمي دانشگاه پيام نور همدان خاطرنشان كرد: اين امر در حالي است كه عرفان حقيقي هيچگاه خود را از اصول و مباني حقيقي و صحيح بينياز نميداند و مباني مذكور همان خشت اولي است كه اگر معمار كج بسازد تا ثريا هم اگر ادامه پيدا كند، مسير كج ميشود و هيچگاه به صراط مستقيم منتهي نميشود.
انتهاي پيام/ج10/ب
15:41 - 31 مرداد 1389