فاصله ميان روح و جسم عاشورا مادر همه آسيب‌ها است

خبرگزاري فارس: مسئول انجمن قلم حوزه گفت: فاصله ميان روح و جسم عاشورا مادر همه آسيب‌ها است كه سبب شده است روح، جان و معرفت عاشورايي بسيار كم شود.
به گزارش خبرگزاري فارس از قم، رضا بابايي پنج‌شنبه شب در پانزدهمين نشست از دور دوم سلسله نشست‌هاي عاشوراپژوهي چهل منزل تا اربعين كه با موضوع «آسيب‌شناسي عزاداري» برگزار شد، در سخناني اظهار داشت: البته در ارتباط با موضوع «آسيب‌شناسي عزاداري» قدري تسامح است به اين سبب كه به گمان بنده عزاداري در يك مجموعه‌اي قرار دارد كه ابتدا بايد اين مجموعه آسيب‌شناسي و آفت‌زدايي شود. وي با بيان اينكه درباره بيان آسيب‌شناسي عاشورا قدري پرهيز وجود دارد، خاطرنشان كرد: معمولا آنچه با عنوان آسيب‌شناسي عزاداري را مي‌نويسند و بيان مي‌كنند، در واقع نوعي آسيب‌شناسي و آسيب‌زدايي از كل ماجراي عاشورا و قيام امام حسين (ع) است. مسئول انجمن قلم حوزه گفت: البته وقتي تعبير آسيب‌شناسي را به كار مي‌بريم يعني دو پيش‌فرض را پذيرفته‌ايم، نخست اينكه قبول كرده‌ايم اصل ماجرا آسيب‌پذير است و دوم اينكه پذيرفته‌ايم آسيب‌هايي در اين زمينه وجود دارد. * عاشورا همانند هر باورمندي مذهبي آسيب‌پذير است وي ابراز داشت: بر اساس اين دو پيش‌فرض بايد پپذيريم كه عاشورا نيز همانند هر پديده و حادثه تاريخي و يا هر باورمندي مذهبي و ديني آسيب‌پذير است و بايد قبول كنيم كه در رابطه نيز آسيب‌ها و آفت‌هايي وجود دارد. بابايي بيان داشت: البته اين مسئله اكنون پذيرفته شده است زيرا كتاب‌ها و مقالات بسياري با همين نام تا امروز تاليف، ترجمه و منتشر شده است كه از آن جمله مي‌توان به كتاب «حماسه حسيني» شهيد مطهري اشاره كرد كه در واقع آسيب‌شناسي است.
وي با بيان اينكه طبقه‌بندي و آسيب‌شناسي آسيب‌ها ماجراي آسيب‌شناسي عاشورا را يك گام به پيش مي‌برد، افزود: در آسيب‌ها و شناسايي آفت‌هاي آسيب‌ها مقداري سطحي‌نگري شده است، يعني ما اگر آسيب‌ها را به دو گروه عِلّي و معلولي تقسيم كنيم در اين ميان بيشتر به شاخ و برگ‌ها پرداخته شده است. مسئول انجمن قلم حوزه با بيان اينكه به اعتقاد بنده آسيب‌هايي كه در كتاب «لولو مرجان» مرحوم محدث نوري و «حماسه حسيني» ‌شهيد مطهري آسيب‌ها معلولي هستند، ادامه داد: آسيب‌هاي اصلي كه بايد كشف شود و بر روي آنها نه تنها انگشت اعتراض بلكه انگشت تحقيق گذاشته شود، هنوز شناسايي نشده و يا درباره آنها سخن چنداني گفته نشده است. وي با تقسيم آسيب‌ها به دو گروه عِلّي يا مادر و معلولي يا فرزند تاكيد كرد: آسيب‌هاي معلولي آسيب‌هايي است كه معمولا از آنها سخن گفته مي‌شود و اين آسيب‌ها بازتوليد مي‌شوند. بابايي بيان داشت: آسيب‌ها مثل آنچه به عنوان تحريفات از آن ياد مي‌شود، آسيب‌هاي معلولي هستند كه در واقع در ريشه ماجرا قرار ندارد. وي تصريح كرد: با اينكه استاد شهيد مطهري تلاش‌هاي زيادي داشته و راه آسيب‌شناسي را بسيار هموار كرد، اما امروز وقت آن رسيده است كه در رابطه با ‌آسيب‌ها بازنگري كنيم كه آيا واقعا آسيب‌ها تنها همان‌ها بوده است و دلايل بازتوليد اين آسيب‌ها چيست. * مداح‌محوري در هيئات از جمله آسيب‌هاي مشكل‌زا است
مسئول انجمن قلم حوزه در ادامه ‌مداح‌محوري را از جمله آسيب‌ها مشكل‌زا ذكر كرد و عنوان داشت: هيئت‌ها و مساجد ما از حالت عالم‌محوري بيرون آمده است و به سمت مداح‌محوري در حركت است. وي در اين رابطه گفت: اينكه براي هيئت‌ها و مجالس مذهبي اطلاعيه‌اي داده شود و اسم مداح بزرگ‌تر از اسم عالم نوشته شود، يا هيئتي به نام مداح شناخته مي‌شود اين موضوع حرف‌هاي زيادي در درون خود دارد و به عنوان يك آسيب مطرح است، اما با اين وجود اينها آسيب‌هاي معلولي هستند. بابايي اظهار داشت: حتي آن‌چيزي كه برخي از بزرگان همچون محمدرضا حكيمي در قالب كتاب بيان كردند و آسيب‌ بزرگ را تبديل ماهيت حماسي عاشورا به ماهيت مرثيه‌اي مي‌دانند، هر چند‌ اين موضوع از جمله آسيب‌هاي بزرگ اما اين آسيب نيز همچنان از آسيب‌هاي معلولي است. وي ادامه داد: البته آسيب‌هايي مهم‌تر از آسيب‌هاي معلولي وجود دارد كه مقداري از نظر‌ها پنهان شده است كه لازم است اين آسيب‌ها را كشف و آب را از چشمه زلال كنيم و در اين صورت است كه خواهيم ديد بسياري از اين اتفاقات ناگواري كه بعدها افتاد ديگر به وقوع نمي‌پيوندد. مسئول انجمن قلم حوزه با بيان اينكه وقتي سخن از آسيب گفته مي‌شود نبايد تنها به دو قرن اخير خلاصه شود، ابراز داشت: با مطالعه در نسخه‌هاي تعزيه در دوره‌هاي افشاريه، زنديه، پهلوي متوجه مي‌شويم، امام حسين چقدر در اين نسخه‌ها متفاوت است.
وي با اشاره به اينكه كتاب «اسرارالشهاده» در مقابل برخي از تعزيه‌هاي دوره زنديه اوج روشنفكري است، بيان داشت: انسان تعجب مي‌كند در 300 سال پيش اين چه نگاهي بوده كه نسبت به امام حسين (ع) وجود داشته است و چرا اينگونه به آن حضرت مي‌نگريستند و چرا وقتي نگاه بعدي هم آمد چندان بهتر از آن نگاه اوليه نبود. بابايي جايگاه شناسي عاشورا و ايجاد فاصله ميان روح و جسم عاشورا را دو آسيب بزرگ و منشا همه آفت‌ها ذكر ‌و تصريح كرد: اين دو آسيب عمده‌ترين آسيب‌ها در مسئله عاشورا هستند كه كمترين توجه به آن شده است. * عاشورا در اطلس دين كجا واقع شده است؟ وي در تشريح مسئله جايگاه آسيب‌شناسي عاشورا گفت: مراد از اين موضوع جايگاه‌شناسي معرفت‌شناختي عاشورا است، يعني در جايگاه‌شناسي دو ضلع و زاويه معرفت‌شناختي و پديدار‌شناختي پيدا مي‌شود، مراد من پديدار‌شناختي نيست، بلكه مقصود اين است كه در اطلس و نقشه جامع دين عاشورا در كجا قرار دارد. مسئول انجمن قلم حوزه با بيان اينكه در جايگاه‌شناسي عاشورا خطا كرده‌ايم، عنوان داشت: اين خطا منشا تحريف، ‌انحراف، مداح‌محوري، مرثيه‌سرايي و... است و زماني كه سخن از خطا مي‌شود نبايد ياد شمر و يزيد بيفتيم بلكه خطا از خود ما بوده است. وي با اشاره به اينكه در جايگاه‌شناسي عاشورا ما با طيفي از خطاها رو‌به‌رو هستيم، ابراز داشت: ما از يك سمت با طيف روشنفكري ديني و از سمت ديگر با تفكرات زيدي مواجه هستيم.
بابايي افزود: روشنفكران ما عاشورا را قاعده نمي‌دانند استثنا مي‌دانند، تصميم نمي‌دانند بلكه چيزي مي‌دانند كه به امام حسين تحميل شد، در مقابل اين تفكر، تفكر زيديه قرار دارد كه اصلا قيام به سيف تقريبا جزيي از اصول دينشان است، از طيف روشنفكران ديني تا تفكرات خطرناك زيديه طيف گسترده‌اي است كه قطعا ميان و اعتدال آن تفكر جعفري است. وي با بيان اينكه جايگاه‌شناسي عاشورا در تشيع همان حالت و نسبت امامت در اسلام را دارد،‌ خاطرنشان كرد: امامت در اسلام يك اصل ثمرده‌ است كه معتقدان به آن را شيعه و آنان كه معتقد نيستند را اهل سنت مي‌نامند. مسئول انجمن قلم حوزه با بيان اينكه در روايت است كه در اسلام براي چيزي به اندازه امامت جنگ نشده است، ادامه داد: آنچه جايگاه امامت در اصل دين ايجاد مي‌كند همان را جايگاه‌شناسي عاشورا در تشيع ايجاد مي‌كند. وي بررسي جايگاه‌شناسي عاشورا به ويژه از منظر معرفت‌شناسي را نيازمند مناظره دانست و گفت: اين موضوع بحثي چالشي است كه لازم است از هر طيف و انديشه نماينده‌اي به بيان تفكرات خود بپردازد تا اين مسئله مشخص شود كه چقدر از موضوع عاشورا‌شناسي و جايگاه‌شناسي عاشورا غافل بوده‌ايم. * ما نمي‌دانيم عاشورا فصل چندم كتاب دين است بابايي تاكيد كرد: عقيده من اين است در مسئله عاشورا به مهم‌ترين مسئله كه جايگاه عاشورا در اصل دين است توجه مهمي نشده است، يعني ما نمي‌دانيم عاشورا فصل چندم كتاب دين است، كدام قافيه غزل دين است و نمي‌دانيم ميوه كدام شاخه از درخت دين است.
وي افزود: اين خطا سبب مي‌شود تا مسير متفاوت شود و اگر مسير غلط شود هر چقدر هم اصلاح كنيد افساد است. مسئول انجمن قلم حوزه بخش ديگري از سخنان خود مسئله جدايي روح و جان از جسم و كالبد عاشورا را مادر آسيب‌هاي زيادي دانست و گفت: در واقع آنچه از عاشورا و امام حسين در ميان خود نگه داشتيم تنها نامي از امام حسين(ع) است. وي با بيان اينكه هيچ ملتي در دنيا به اندازه ملت ايران براي هيچ شخصيتي به اندازه امام حسين (ع) هزينه نكرده است، خاطرنشان كرد: سؤال اينجا است كه آيا ما به اندازه‌اي كه هزينه‌كرده‌ايم از اين موضوع بهره‌برداري كرده‌ايم، آيا ما مردمي حسيني هستيم و به اندازه حسين عدالت‌خواه، جائر ستيز و جائرشناس هستيم؟ *جائرشناسي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي شخصيتي امام حسين (ع) است بابايي جائرشناسي را از مهم‌ترين ويژگي‌هاي شخصيتي امام حسين (ع) نام برد و ابراز داشت: الان پس از گذشت بيش از هزار سال كه هزاران محقق و نويسنده و شاعر آمدند و ظلم و ستم يزيد را برملا كردند، ما يزيد را سمبل همه پليدي‌ها مي‌دانيم اما در دوره‌اي كه عاشورا رخ داد اين تصور وجود نداشت و مردم يزيد را به عنوان خليفه پيامبر مي‌دانستند، اما با اين حال امام حسين (ع) با عدم بيعت با يزيد با ماهيت جائر يزيد به ستيز برخواست. وي تاكيد كرد: فاصله ميان روح و جسم عاشورا مادر همه آسيب‌ها است كه سبب شده است روح، جان و معرفت عاشورايي بسيار كم شود.
مسئول انجمن قلم حوزه بيان داشت: ما از ميان نام حسين (ع) و مرام حسين (ع) تنها نام حسين (ع) را برگزيديم و فكر كرديم با نام چراغ اين شب تاريك روشن مي‌شود، در حاليكه از نام معجزاتي نيست كه اگر بود همه ما بايد حسيني و علوي، عدالت‌خواه، زيرك، جائرشناس، بهترين امت تاريخ،‌ پيشرفته‌ترين، اصل‌ترين، معتبرترين، حقوق‌مدارترين و بهداشتي‌ترين امت‌ها بوديم، اما اينگونه نيستيم. وي با بيان اينكه ما به اندازه‌اي كه هزينه كرديم بهره‌برداري نكرديم و تنها به نام بسنده كرديم، اظهار داشت: فاصله افتادن ميان جسم و روح عاشورا دو پيامد دارد، نخست اينكه چيزي كه تنها نامش در ميان باشد نسبت به آن احساس بي‌نيازي مي‌كنيم و به دنبال آن نمي‌رويم و به نوعي بي‌اشتاهي كاذب پيدا مي‌كنيم كه روح را مي‌ميراند. * تفسيرهاي متفاوت از امام حسين به علت جدايي جسم و روح عاشورا است بابايي گفت: پيامد دوم جدايي جسم و روح عاشورا اين است كه وقتي جسمي روح نداشته باشد هر تفسيري مي‌توان از آن كرد، اينكه دائما از حسين (ع) تفسيرهاي متفاوتي مي‌شود يكي از علت‌هايش همين است كه ما تنها جسم نهضت را گرفتيم و روح آن را كه روح عدالت‌خواهي، حائرستيزي،‌ ظلم‌ستيزي و... رها كرده‌ايم، پس عاشورا در ميان ما مرده است و چون مرده است هر كاري مي‌توان با آن كرد و هر برداشتي مي‌توان از آن داشت. وي افزود: اينگونه كه شريعتي پيدا مي‌شود و يك حسين سياسي و حماسي مي‌سازد كه تعجب انسان را بر مي‌انگيزد و يا نسخه‌هاي تعزيه زنديه به وجود مي‌آيد كه باور نمي‌كنيم آنچه در آن نسخه‌ها آمده است.
مسئول انجمن قلم حوزه با بيان اينكه اگر اين جسم عاشورا روح داشت از خود دفاع مي‌كرد، خاطرنشان كرد: اينگونه مي‌شود كه در يزيدي‌ترين محافل اسم حسين (ع) و نام حسين (ع) است. وي تاكيد كرد: روح حسين عدالت‌خواهي و ستيم‌ستيزي است و چون اين روح را از جسم گرفتيم، تنها نام حسين فراوان است و اين فراواني نام است كه سبب شده ما فريب بخوريم. بابايي در پايان تصريح كرد: از حسين (ع) و نهضت والاي عاشورا به قدري روح‌زدايي كرديم و چنان به اين اسم و نام بسنده و قناعت كرديم كه از مرام و روح‌مندي قيام يك نوع بي‌اشتهايي و بي نيازي كاذب در وجود ما پيدا شده است. انتهاي پيام/ج10/ع
10:31 - 29 مرداد 1389

0 بازدید




1 پاسخ