ناگفتههاي زندگي قيصر شعر فارسي از زبان عموزاده
خبرگزاري فارس: مجتبي امين پور "امين زاده" پسر عموي قيصر امين پور روانپزشك و ساكن شهركرد است، در ميدان انقلاب شهركرد هر روز بيماران زيادي را مداوا مي كند بدون آنكه كسي بداند پيراهن سياهي كه بر تن دارد نشان داغ از كوچ شاعري است كه اكنون چهل روز است كه در خاك آرميده است.
به گزارش خبرگزاري فارس از شهركرد، وقتي به سراغ او ميرويم تا در مورد قيصر گفتوگو كنيم با آغوش باز ما را مي پذيرد و البته ميگويد: قيصر هيچ وقت اهل مصاحبه نبود.
ميگويد قيصر آئينه تمام نماي شعرش بود، شعر قيصر زندگي اوست كه ساده و زيبا سروده شده است به همان سادگي و زيبايي زندگي شاعرانه اش.
پسر عمو از جنجال ها و تبليغاتي كه بعد از درگذشت پسر عمويش گروه هاي مختلف سياسي به راه انداختند هنوز هم دلگير است.
او ميگويد: قيصر به هيچ گروه و دستهاي تعلق نداشت ولي نمي توان انكار كرد كه در دل همه جا داشت.
امين زاده ميگويد: ميخواستند در كرمانشاه خياباني را به نام قيصر نامگذاري كنند، اما قيصر وقتي متوجه شد به شدت مخالفت كرد و نام قيصر به جاي خيابان هاي شهر بر دل مردم شهر براي هميشه نشست.
مجتبي ميگويد: ميخواستند قيصر امين پور را به عنوان رايزن فرهنگي به يكي از كشور ها بفرستند و قيصر به صراحت رد كرد و گفت: مايلم فقط در دانشگاه باشم.
مجتبي ميگويد كه شاهد است كه چند بار با قيصر ماندگار شعر فارسي تماس گرفتند و چند بار آمدند و صحبت كردند تا قيصر را در همايش چهرههاي ماندگار به عنوان چهره ماندگار معرفي كنند اما قيصر با تواضع هميشگي و صداي بريده بريده گفت: خودم را در اين حد نمي بينم از بزرگان تجليل كنيد.
امين زاده ميگويد قيصر به دليل بستري در بيمارستان و هزينه هاي دوران بيماري اش چند ميليوني بدهكار شده بود او ميگويد ساعد باقري و سهيل محمودي نزد قيصر آمدند و گفتند از يك مركز فرهنگي مقداري پول گرفته اند تا قرض قيصر را بپردازند اما قيصر هرگز نپذيرفت.
مجتبي در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده است ميگويد پسر عمويم در بستر بيماري با مرگ دست و پنجه نرم مي كرد، عليرضا افتخاري به عيادتش آمد و از يكي دوستان پولي گرفته بود تا به قيصر بدهد قيصر در جواب گفت: من با خداي خود عهدي دارم و تا دم آخر مي خواهم بر عهدم بمانم.
انتهاي پيام/ص
10:34 - 16 آذر 1386