نقش احزاب و جناحهای سیاسی در رفتار انتخاباتی شهروندان
سؤال اصلی این پژوهش این است که احزاب و جناحهای سیاسی چه نقشی در رفتار انتخاباتی شهروندان در شهرستان تفت دارند؟
چکیدههدف از این تحقیق بررسی نقش احزاب و جناحهای سیاسی بر رفتار انتخاباتی شهروندان در شهرستان تفت است. سؤال اصلی این پژوهش این است که احزاب و جناحهای سیاسی چه نقشی در رفتار انتخاباتی شهروندان در شهرستان تفت دارند؟ که روش انجام پژوهش به دو صورت مصاحبهای و اسنادی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختمند نگاشته شده است که از فعالان حزبی شهرستان تفت مصاحبه به عمل آمده است.نتایج حاصل از تحقیق نشان میدهد رفتار انتخاباتی شهروندان همواره متأثر از احزاب و جناحهای سیاسی بوده است ولی این تأثیر در طول دورههای مختلف انتخابات در جمهوری اسلامی ایران مقدارهای متفاوتی داشته و با فراز و نشیبهایی همراه بوده است ولی به صورت کلی اثرگذاری احزاب و جناحهای سیاسی بر رفتار انتخاباتی شهروندان رو به رشد بوده و بهویژه در دورههای اخیر نقش بسزایی را به خود اختصاص داده است. هرچند شاید درصد کمی از جامعه به صورت حزبی و جناحی فکر و رفتار کنند ولی برای عموم جامعه این امر مهم است که احزاب و جناحهای سیاسی از چه کسی حمایت میکنند و به واقع یکی از ملاکهای مردم در رأی دادن محسوب میشود. البته این موضوع سابقه پژوهشی قوی ندارد و نیاز به مطالعات بیشتری دارد.واژگان کلیدی: احزاب و جناحهای سیاسی، رفتار انتخاباتی، جامعهشناسی سیاسی، شهرستان تفتمقدمهانتخابات به عنوان یکی از عرصههای تعیینکننده در کشورهای مردمسالار و از جمله جمهوری اسلامی ایران است.
وجود انتخابات در هر کشوری سبب بروز رفتارهای انتخاباتی از سوی شهروندان میشود در جمهوری اسلامی ایران هم بهواسطه برگزاری دورههای مختلف انتخابات رفتارهای انتخاباتی در بین شهروندان دیده میشود و روزبهروز در حال رشد است. عوامل متعددی در رفتار انتخاباتی شهروندان نقش دارند که یکی از مهمترین آنها را میتوان احزاب و جناحهای سیاسی دانست. احزاب و جناحهای سیاسی بهمثابه ابزار جلب مشارکت مردمی در قالب انتخابات و به جریان انداختن قوانین مربوط به آن بسیار مفید هستند.به این جهت میتوان احزاب سیاسی را رکن اساسی و اصلی رفتار انتخاباتی مردم اعم از تجمیع خواستههای گروههایی از مردم، مشارکت سیاسی، بسیج افکار عمومی و انتخاب نامزد انتخاباتی در زمان منتهی به انتخابات به شمار آورد. احزاب و جناحهای سیاسی با عملکرد فعال و پویا در جامعه میتوانند برطرفکننده برخی نیازها شناخته شوند و در یک کلام کارکرد داشته باشند و به حیات سیاسی خود ادامه دهند و باعث استمرار حیات شاداب و مؤثر سیاسی مردم در جامعه شوند. در این پژوهش تلاش میشود تا نقش احزاب و جناحهای سیاسی بر رفتار انتخاباتی شهروندان در شهرستان تفت بررسی میشود.
سؤال اصلی پژوهش این است که نقش احزاب و جناحهای سیاسی بر رفتار انتخاباتی شهروندان در شهرستان تفت چیست؟ فرضیه کاری پژوهش حاضر این است که بر اساس مشاهدات عینی در شهرستان تفت این فرضیه در ذهن نگارنده شکل گرفته است که احزاب و جناحهای سیاسی نقش عمدهای بر رفتار انتخاباتی شهروندان در ایران از جمله شهرستان تفت دارند؛ نظیر تهییج مردم در مشارکت، بالا بردن سطح آگاهی انتخاباتی، بسیج افکار عمومی و انتخاب نامزد انتخاباتیها در زمان منتهی به انتخابات؛ ازاینرو این نگاشته در پی بررسی این فرضیه می باشدهدف از این پژوهش فهم ذهنیت فعالان سیاسی طرفدار احزاب و جناحهای سیاسی در شهرستان تفت در زمینه اثرگذاری فعالیت حزبی و جناحی آنها در رفتار رأیدهی این شهرستان است. اطلاعات این پژوهش از مصاحبههای نیمه ساختمندی به دست آمده است که در فروردین ماه سال 1395 شمسی در میان فعالان حزبی شهرستان تفت صورت پذیرفته است.مصاحبههای کیفی به آن دسته از مصاحبههایی گفته میشود که پژوهشگر با طرح پرسش و برقراری یک گفتگو به دنبال گردآوری اطلاعات درباره موضوع پژوهش خود است تا به فهم عمیقتری از موضوع بر اساس دید مصاحبهشوندگان نائل آید. از ویژگیهای این روش مصاحبه تبدیل نکردن متن مصاحبه از طریق کدگذاری به دادههای کمّی و خودداری از تحلیلهای آماری است. از سویی در این روش سعی میشود تا بهواسطه مصاحبه عمیق به فهم بیشتری از دیگران و آنچه آنان میگویند برسیم و به این فهم عمق بیشتری بدهیم. (سید امامی،1395: 35).1. ادبیات مفهومی1-1.
حزبدر یک تعریف جامع، حزب سیاسی را میتوان چنین تعریف کرد: «حزب یک گردهمائی پایدار گروهی از مردم است که دارای عقاید مشترک و تشکیلات منظماند و با پشتیبانی مردم برای به دست آوردن قدرت سیاسی از راههای قانونی مبارزه میکنند» (عالم، 1382: 345)1-2. جناحجناح مجموع گروه یا گروههایی که با اهداف و دیدگاههای مشترک در کوتاهمدت و یا بلندمدت بهمنظور رقابت و کسب قدرت سیاسی، در داخل یک حکومت یا حزب گرد هم میآیند، بدون اینکه دارای ماهیت رسمی و شخصیت حقوقی باشند. جناح برخلاف حزب؛ دارای شعب مختلف در سراسر کشور نیست. دارای شخصیت حقوقی نیستند. از نظر قانونی در جایی ثبت نشدهاند و عموماً نمیخواهند رسمیت حقوقی و قانونی پیدا کنند. بهسرعت یا بهتدریج میتوانند بهمرورزمان، مواضع خود را تغییر دهند و شناسایی خود را دچار مشکل کنند (جمالزاده، 1382: 38).1-3. رفتار انتخاباتیرفـتار انتخاباتی به عنوان یک واکنش سیاسی بیانگر درجهای از مـشارکت سیاسی مردم در نظام اجتماعی است، رفتار انتخاباتی زمینهای است که بر اساس آن میتوان هویت سیاسی افراد را به صورت عـلمی موردمطالعه قرار داد، رفتار انتخاباتی افراد جامعه که بر اساس فهم سیاسی آنـان و تفسیر آن فهم انجام میگیرد به نوعی میتواند در جهت حمایت، اصلاح و تغییر بنیادی نظام اجتماعی صورت پذیـرد. رفـتار انـتخاباتی مردم، از مهمترین وجوهی است که نوع جامعه سیاسی را معلوم میسازد و چـگونگی سـاختار کلی آن را تبیین میکند (عیوضی، 1382: 35).2.
چارچوب نظریعوامل مؤثر بر رفتار انتخاباتی را به لحاظ تحلیلی میتوان در پنج نـظریه روانشناسی سیاسی، اقتصاد سیاسی، جامعهشناسی سیاسی، هـویت حزبی و ایدئولوژی مسلط مورد تجزیهوتحلیل قـرار داد2-1. الگوی روانشناسی سیاسیروان شناسان ویژگیهای روانی افراد را عامل تعیینکننده سـطح مشارکت آنان در فعالیتها تلقی میکنند. (کلانتری، 1384: 275). ورود روانشناسی به قلمرو سـیاست مـربوط بـه زمان حاضر نیست اما جهش روانشناسی سیاسی و به عبارت بهتر تحلیل مسائل سیاسی از دیدگاه روانشناسی بـه دهـه 1930 برمیگردد (نقیب زاده، 1385: 115). این روش تحلیلی برخلاف نگرش جامعهشناسانه، بـیشتر بـر ویژگیهای فردی و انگیزههای شخصی تأکید دارد و کمتر به تعلقات گروهی و اجتماعی رأیدهنده توجه میشود. در رویـکرد روانشناختی به مشارکت سیاسی مفاهیمی از قبیل اثربخشی سیاسی و عزتنفس دارای اهـمیت هـستند. (مسعودنیا، 1380: 1566).2-2. الگوی اقتصاد سیاسیاهمیت اقتصاد بر سیاست و تأثیرگذاری مسائل اقتصادی بر مسائل سیاسی را کمتر کسی انکار کرده است. این تأثیرگذاری امری نسبی است و میزان آن از جامعهای بـه جامعه دیگر فرق میکند. اقتصاد بر سیاست و قدرت تأثیری شـگرف دارد. همانطور که جامعهشناس آمریکایی رایت میلز عقیده دارد «منشأ و اساس تداوم قدرت، ثروت و امتیازات مالی اسـت» (روریـش، 1372: 47). اقـتصاد، ملموسترین موضوع برای تمامی انسانها است و در انتخابات میتواند نقش قابلملاحظهای را ایـفا کـند.
در اکثر کشورهای پیشرفته، کاندیداها ریز برنامههای خود و میزان تأثیرات اقتصادی آن بر زندگی تکتک شـهروندان را ارائه میکنند و هر شهروندی میداند که اگر کاندیدای خاصی انتخاب شود زندگی اقتصادی وی دارای چه تحولاتی خواهد شـد و به تبع شهروندان با توجه به علایق اقتصادی خود کاندیدایی را انتخاب میکنند که بـیشترین نـیازهای اقـتصادی وی را برآورده سازد در این بین اقتصاد انتخابات رفتار دولت، احزاب و افراد را در حوزه انتخابات موردبررسی قـرار میدهد. گود هارت و بنسلی و کرامر از پیشگامان تحلیل تأثیر اوضاع اقتصادی بر رفتار انـتخاباتی بـودند (ایـنگلهارت، 1373: 166).الگوی انتخاب عاقلانه یکی از مهم ترین الگوهای مورد استفاده در این عرصه است که نتیجه نگاه اقتصادی به رفتار رأیدهی است. عقلانیت در اینجا به معنای عقلانیت اقتصادی است و سودمحوری در این دیدگاه اصل است. در این نظریه ادعا میشود که احزاب سیاسی در یک دموکراسی خطمشی و سیاستهای خود را طوری تنظیم میکنند که بیشترین آرا را در انتخابات به دست آورند. از سوی دیگر، در این مدل شهروندان نیز عقلایی رفتار میکنند و انتخابات را وسیلهای در نظر میگیرند که از طریق آن دولتی را سر کار بیاورند که بیشترین نفع را برای آنان در بر داشته باشد (داونز، 1957) (سید امامی، 1394: 28).دیدگاه دیگر، دیدگاه انتخاب عـاقلانه اصـلاح شـده است که مـطابق بـا ایـن رویکرد رأی دادن برای تحقق منافع شخصی و بیان خود اسـت.
بیان خود میزان تمایل فرد برای ابراز وجود در عرصه اجتماعی را ارائه میکند طبق این دیدگاه اگر رأی دادن منجر به هیچگونه احساس قدرتمندی در تأثیرگذاری بر سرنوشت فردی و اجتماعی، یا احـساس اهـمیت داشتن نظر شخصی برای نظام سیاسی نشود، بیان خود یا احساس قدرت محقق نمیشود. بهاینترتیب هرگونه احساس بیقدرتی در عرصه اجتماعی و سیاسی، به عدم تـمایل بـه مشارکت سیاسی منجر میشود (دارابی، 1388: 69).2-3. نظریههای جامعهشناسی سیاسیبرخلاف نظریات روانشناسانه کـه بـر سـطح تحلیل فردی توجه دارند نظریه جامعهشناختی بر این مبنا استوار است که شرایط اجتماعی، محیطی، جغرافیایی، اقتصادی و فـرهنگی در رفـتار انتخاباتی افراد مؤثر است. چراکه بین شرایط اجتماعی افراد و گرایشهای سیاسی آنها رابطهای مـستقیم وجـود دارد. در این نظریه، فرد بهتنهایی فاقد معناست و انگیزه های او تأثیر چندانی بر رفتار انتخاباتیاش نـخواهد داشت. بر این اساس تبلیغات انتخاباتی و نیز رسانهها در دوران انتخابات تأثیری بر گـزینش رأیدهندگان ندارند زیـرا هـر یک از رأیدهندگان مدتها پیش از انتخابات گزینه مورد نظر خود را انتخاب کرده است. یکی از طرفداران اصلی نظریه جامعهشناسی سیاسی پل لازارسفلد است. او میگوید هر انسان از لحاظ سیاسی همان اسـت که موقعیت اجتماعیاش تعیین میکند. در واقع خصلتهای اجتماعی تعیین کننده ترجیحات سیاسی است (لازارسفلد، 1382: 43).
برادول جنسیت، منطقه سکونت، سن، تحصیلات، درآمد، نژاد، قومیت و دین را بر میزان مشارکت موثر میداند و بر مبنای نتایج تحقیقات خود، در پاسخ به این سؤال که چرا مـردم در امور سیاسی مشارکت میکنند، عوامل منافع شخصی، نیازهای روانشناسی و اهداف شخصی را نام میبرد او دلایل عدم شرکت مردم را نیز محدودیتهای قانونی، تضاد در زندگی شخصی، تهدید روانشناختی و فقدان مهارت در انجام فعالیتهای سیاسی میداند (پرچمی، 1386: 42).2-4. نظریه هویت حزبیدر ایـن نظریه رأیدهندگان انسانهایی هـستند که با یک حـزب هویت مییابند؛ بنابراین، «وابستگی حزبی» مهمترین متغیر تبیین آراء رأیدهندگان است. این نظریه تأکید فراوان بـر جامعهپذیری سیاسی اولیه دارد؛ بدین معنا که خـانواده ابـزار مهمی اسـت کـه از طـریق آن وابستگیهای سیاسی درست میشود و بعدها بهوسیله عضویت گروهی و تجارب اجتماعی تقویت میشود. مهمترین شاخصههای این نظریه عبارتاند از: 1) فـرد نـقش کمرنگی دارد 2) وابستگی حزبی بسیار مؤثر اسـت 3) تـبلیغات انـتخاباتی چـندان تأثیری ندارد 4) رأی افـراد «مـوروثی» است (رضوانی، 1386: 151(.بر اساس این نظریه وابستگی حزبی در طول زمان کمتر تغییر میکند. افراد احـساس نـزدیکی و تـعلق با احزاب میکنند و به آن کاندیدا و نـامزدی رأی میدهند کـه حـزب مـعرفی میکند.
بر اساس این نظریه، احزاب جایگاه ویژهای دارند و تبلیغات انتخاباتی چندان تأثیری در تغییر گرایشهای مردم ندارد؛ چراکه مردم پیش از انتخابات دارای علقه هایی عاطفی با احزاب مـورد علاقهشان میباشند و ازاینرو، هر نامزدی که از سوی حزب محبوب معرفی گردد، طرف داران به آن رأی خواهند داد و اساساً خواسته حزب، خواسته رأیدهنده نیز است (ایوبی، 107: 1377(.2-5. نظریه ایـدئولوژی مـسلطدر ایدئولوژی مسلط، انتخاب تحت تأثیر آمـوزشی اسـت که حکومت میدهد و حتی بالاتر، تحت تأثیر رسانههای گروهی است (رضوانی، 13866: 154). مهمترین شاخص این نظریه این است که انتخاب فردی بهشدت تحت تأثیر ایدئولوژی مسلط و رسانههای گروهی قـرار دارد. رسانههای گـروهی نقش اساسی را در این نظریه بازی میکند. (امامی، 1388: 688) این نظریه معتقداست تبلیغات رسانههای گروهی بهخصوص تـلویزیون در تـعریف واقعیات بسیار تعیین کننده است (امام جمعه زاده و کرمی راد، 1391: 56).3. بررسی نقش احزاب و جناحهای سیاسی بر رفتار انتخاباتی شهروندان در شهرستان تفتبرای بررسی نقش احزاب و جناحهای سیاسی بر رفتار انتخاباتی شهروندان در شهرستان تفت از جمعی از فعالان حزبی و جناحی (اصولگرا و اصلاحطلب) سؤالاتی در هفت محور پرسیده شد که در ادامه جمعبندی پاسخها میآید:3-1.
راههای انگیزشی برای جلب مشارکت مردم در انتخابات و انتخاب نامزد انتخاباتی مورد نظراز فعالان دو طیف اصولگرایی و اصلاحطلبی سؤال شد برای اینکه مردم را انگیزهمند کنید تا در انتخابات شرکت کنند و به نامزد انتخاباتی مورد نظر شما رأی دهند، چه میکنید؟اصولگرایان به عوامل ولایت مداری، تقویت نظام، احساس تکلیف شرعی، احساس وظیفه ملی، مردمی بودن، عملکرد نمایندگان قبلی، سوابق نامزدهای انتخابات، تأکید بر روی مبانی حزبی، رشد شهرستان، تأثیرگذاری محلهای، تبلیغات و مسائل اقتصادی اشاره کردند و اصلاحطلبان عوامل عملکرد سابق نامزد انتخاباتی، وجود رسانه خوب، قوی و آزاد، مسائل اقتصادی و معیشتی، رهبران حزبی و جناحی، سرشناس بودن افرادی که برای نامزد انتخاباتی فعالیت میکنند، تبلیغات خوب و مؤثر، باورها و ارزشهای دینی و منافع شخصی برشمردنددر مقایسه دیدگاه اصولگرایان با اصلاحطلبان این دو گروه بر روی مسائلی مانند عملکرد گذشته نامزد انتخاباتی، تبلیغات خوب و قوی و مسائل اقتصادی و معیشتی همعقیدهاند. نظرات این دو گروه باهم تفاوتهایی هم دارد. اصولگرایان بر روی عواملی مانند ولایت مداری، تقویت نظام، احساس وظیفه شرعی و حس ملیت برای شرکت در انتخابات تأکید زیادی دارند و معتقدند حضور مردم در انتخابات بهمنزله ولایت مداری آنهاست و سبب تقویت نظام میشود و همچنین به لحاظ حس ملیّت و وطندوستی دارای اهمیت است و جدای از این مسائل یک وظیفه شرعی و تکلیف دینی است که بر عهده یکایک افراد گذاشته شده است.
ازاینرو اصولگرایان میگویند با تأکید بر روی این موارد میتوانند بخش زیادی از قشر هدف خود را به حضور در انتخابات انگیزهمند کنند؛ اما اصلاحطلبان بیشتر بر روی افراد سرشناس و فعال حزبی، رسانههای آزاد و منافع شخصی تأکید دارند و معتقدند وجود افراد سرشناس و شناخته شده در یک حزب یا جناح سبب انگیزهمند کردن افراد به مشارکت در انتخابات میشوند همچنین تأکید آنها بر روی رسانه آزاد و قوی که حزب و جناح داشته باشد تا اخبار و مسائل خود را منتشر کند.بررسی عواملی که اصولگرایان و اصلاحطلبان در شهرستان تفت نام میبرند بهگونهای تأیید نظریه اقتصاد سیاسی بر رفتار انتخاباتی مشهود است و از سوی دیگر برخی عواملی که اصلاحطلبان نام میبرند مؤید نظریه هویت حزبی در رفتار انتخاباتی است.3-2. موفقترین روش استفاده شده در جلب آرااز فعالان حزبی در شهرستان تفت سؤال شد که موفقترین روش برای جلب آراء در دورانی که انتخابات برگزار شده است چه بوده است.
فعالان اصولگرایی به برخی از عوامل مؤثر نظیر تأکید بر احساس وظیفه نسبت به نظام، ولایت، ایران و اسلام، روش چهره به چهره به عنوان بهترین روش و روش فضای مجازی و مناظره انتخاباتی، دادن وعدههای اجرایی و پرداختن به مشکلات مردم، مردمی بودن نامزد انتخاباتی، عملکرد و سوابق نامزد انتخاباتی و حمایت افراد شاخص از نامزد انتخاباتی اشاره کردند و اصلاحطلبان عواملی نظیر صداقت و راستگویی، میهنپرستی و ملیگرایی (ایرانیت)، اعتقادات و باورهای مردم (مبانی هویتی)، تأکید بر روی مسائل اقتصادی و معیشتی، افراد سرشناس و شاخص تبلیغکننده، عملکرد فرد نامزد انتخاباتی و لج و لج بازی را نام میبرنددرباره مؤثرترین شیوه برای جلب رأی مردم فعالان اصولگرا و اصلاحطلب در این زمینه مشترکاند که فرد نامزد انتخاباتی لازم است از مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم بگوید و برای آنها برنامه داشته باشد، عملکرد فرد نامزد انتخاباتی و سوابق او بسیار مؤثر است، تأکید بر روی حس میهنپرستی و ایراندوستی و همچنین حمایت افراد شاخص نقش تعیینکنندهای را ایفا میکند. ازاینرو در این زمینهها فعالان اصولگرا و فعالان اصلاحطلب نظر مشترکی دارند.در این بین اصولگرایان معتقدند تأکید ویژه بر روی اسلام، نظام و ولایت در جلب آرای مردم دارند درحالیکه اصلاحطلبان این امر را در باورهای هویتی مردم میدانند و معتقدند چنانچه بر باورهای هویتی و دینی مردم تأکید شود مؤثرتر است باورهایی مثل حس میهنپرستی و ایرانی بودن.
اصلاحطلبان بر روی صداقت و راستگویی نامزد انتخاباتی و جناح سیاسی حامی او تأکید ویژهای دارند و از سویی دیگر عامل لج بازی را یکی از عوامل مؤثر در جلب آرا میدانند و معتقدند که افراد بر اساس لج بازی نسبت به جناح مقابل رأی میدهند این در حالی است که اصولگرایان مردمی بودن را یکی از عوامل مؤثر میدانند و معتقدند چنانچه فردی در کنار و جمع مردم باشد میتواند آراء را جلب کند.دیدگاه مشترک اصولگرایان و اصلاحطلبان در تأکید بر مؤلفههای اقتصادی مؤید تأثیر نظریه اقتصادی سیاسی بر رفتار انتخاباتی شهروندان است.3-3. روش جلب آراء توسط احزاب، گروهها و جناحهای دیگر با توجه شناخت نسبت به آنهااز فعالان جناح اصولگرا و اصلاحطلب در مصاحبههایی که به عمل آمد پرسیده شد که با توجه به شناختی که نسبت به احزاب، گروهها و جناحهای دیگر دارند آنها از چه شیوهای برای جلب آراء استفاده میکنند.
اصولگرایان عوامل متعددی در زمینه شیوه جلب آراء از سوی جناح اصلاحطلب بیان کردند نظیر مبانی اعتقادی ریشهدار در افکار رهبران اصلاحات (آقایان خاتمی و هاشمی)، حل مسائل مملکتی مردم با رویکرد خارجی و ارتباط با اروپا و غرب، دادن قول و وعدههای اجرایی، دادن قول پست و مقام، تأکید بر معیشت و اقتصاد، برجسته کردن نقاط ضعف اصولگرایان و تخریب آنها، مظلومنمایی، سرمایهگذاری بر روی افراد صاحب نفوذ در شهرستان، شرکت در مراسمهای مختلف حتی کوچکترین برنامهها، زدن کانالهای ارتباطی برای حل مشکلات مردم، هجمه عظیم عکس و پوستر و تبلیغات در روزهای آخر، هزینه زیاد بهواسطه حضور بدنه ثروتمند در این جناح، حمایت از افکاری که توانایی تغییر نظام فکری و اقتصادی کشور را داشته باشد و ارائه شعارهای جذابفعالان جناح اصلاحطلب در شهرستان تفت از عواملی که اصولگرایان برای جذب رأی استفاده میکنند مواردی را نام بردند که عبارتاند از: تأکید بر مباحث اعتقادی، دینی و ارزشی، سرمایهگذاری از رهبری نظام و ارزش و اعتبار ایشان، انگیزه ولایت مداری، تأکید بر سخنان رهبری، سخنرانی در بین مردم، نصب تبلیغات مختلف، استفاده از اعتبار جبهه، جنگ و شهادت.
شباهت دیدگاه اصولگرایان و اصلاحطلبان درباره اینکه گروه مقابل آنها چگونه به جلب آرای مردم میپردازد در این است که هر دو گروه معتقدند که طرف مقابل هزینههای زیادی مصرف میکند و تبلیغات گستردهای انجام میدهد و از سوی دیگر با حضور در مراسم مختلف و سخنرانی برای جلب آراء تلاش میکنند؛ اما دیدگاه این دو جناح در بیشتر موارد باهم اختلاف دارد اصلاحطلبان معتقدند که اصولگرایان با تأکید بر مبانی ارزشی و اعتقادی نظیر ولایت مداری، پای بندی به نظام و ولایت، جبهه و شهادت و سخنان رهبری سعی در جلب آراء دارند بهگونهای که خیلی از این موارد را انحصاری خود میدانند و طرف مقابل را در پارهای از موارد مخالف و در مقابل آن قرار میدهند. از سوی دیگر، اصولگرایان بر این باورند که اصلاحطلبان بر اساس کارهایی که بعضاً غیراخلاقی است به جلب آراء میپردازند، مانند مظلومنمایی، تخریب رقیب، بزرگ کردن نقاط ضعف رقیب و دادن قول پست و مقام.3-4. علت علاقهمندی مردم به یک حزب و گروه و فعالیت برای آنیکی از سؤالات دیگری که از مصاحبهشوندگان فعال در جناح اصولگرا و اصلاحطلب پرسیده شد این بود که چرا مردم به یک حزب و گروه علاقهمند میشوند و برای آن حزب یا نامزد انتخاباتی خاص فعالیت میکنند که هر یک از این فعالان جناحی مواردی را برشمردند.
اصولگرایان موارد متعددی را به عنوان دلیل علاقهمندی و گرایش مردم به حزب و گروه و فعالیت در آن عنوان کردند نظیر: بر اساس سابقه، برنامه و اهداف احزاب، شعار احزاب، به دلیل منافع مادی مانند رسیدن به پست و مقام و تأمین زندگی خود، انگیزه معنوی مانند دلسوز بودن نسبت به مملکت و ولایی بودن، دیدن فضای کلی کشور و رفتن به سمت حزب خاص، ولایت مداری و لج و لج بازیدرباره علت گرایش به حزب و فعالیت در آن فعالان جناح اصلاحطلب دلایلی را ذکر کردهاند نظیر: انگیزه مادی و گرفتن پست و مقام، عمل بر مبنای دموکراسی، علاقهمند بودن به کار سیاسی، خانواده، گروه دوستان، بر اساس برنامهریزیهای حزبی و افراد شاخص حزبی.فعالان هر دو جناح اصولگرا و اصلاحطلب در این دیدگاه اشتراک نظر دارند که افراد بر اساس منافع شخصی، پست و مقام و بر مبنای سابقه، عملکرد و برنامههای هر حزبی به سمت آن گرایش پیدا میکنند و برای آن به فعالیت میپردازند.در این بین اصولگرایان به عواملی نظیر انگیزههای معنوی و ولایت مداری برای گرایش به اصولگرایی اشاره دارند و برای گرایش به اصلاحطلبی بیشتر عامل لج و لج بازی و دیدن فضای کلی کشور را مؤثر میدانند؛ اما اصلاحطلبان علت گرایش به جناح اصلاحطلب را مواردی نظیر عمل بر مبنای دموکراسی خواهی، علاقه به کار سیاسی، خانواده، دوستان و افراد شاخص حزبی ذکر کردهاند. در بررسی دیدگاه اصولگرایان و اصلاحطلبان در این زمینه نظریههای جامعهشناسی سیاسی، اقتصاد سیاسی و هویت حزبی مشهود است.3-5.
تأثیر حمایت احزاب، گروهها و جناحهای سیاسی از یک نامزد انتخاباتیاز فعالان جناح اصولگرا و اصلاحطلب این سؤال پرسیده شد که شما فکر میکنید حمایت گروهها، احزاب و جناحهای شناخته شده (مؤتلفه، کارگزاران، اصولگرا، اصلاحطلب و ..) از نامزد انتخاباتیها چه تأثیری بر چگونگی رأیدهی دارد؟فعالان جناح اصولگرایی معتقدند حمایت احزاب و جناحهای سیاسی از یک نامزد انتخاباتی برای رأی آوری او مؤثر است ولی این تأثیر صددرصدی نیست. برخی فعالان اصولگرا بر این باورند که مردم کمتر به حزب و اینکه چه افرادی از نامزد انتخاباتی حمایت میکنند توجه دارند بلکه مردم از کاستیها، کمبودها و تبعیضها مینالند و هرکسی که حس کنند میتواند به نوعی خدمت کند و جلوی کاستیها و کمبودها را بگیرد به او رأی میدهند.اصلاحطلبان بر این باور هستند که حزب در رأی مردم تأثیر بسزایی دارد و بر روی آن تأکید دارند هرچند در جوامع مختلف و میان افراد این امر متفاوت است. در بین جوامع نخبگانی مسلماً حمایت حزب تأثیر بیشتری دارد تا جوامع روستایی که کمتر تفکر حزبی بر آنها حاکم است. بعضی معتقدند که نقش حامیان، فعالان حزبی و افراد شاخص فعال در حزب نقش مهمی ایفا میکند. به این معنا که احزاب بهخودیخود وجود ندارند بلکه متشکل از افراد مختلف است که چنانچه این افراد سابقه و عملکرد خوب و روشنی داشته باشند مورد اقبال عمومی واقع میشوند ولی چنانچه مطلوب مردم نباشند مقبولیت نمییابند.
در این زمینه اصولگرایان و اصلاحطلبان همعقیدهاند که حزب بر رأی دادن مردم تأثیر دارد ولی در زمینه میزان آن اصلاحطلبان بیشتر اعتقاد به اثرگذاری حزبی دارند و اصولگرایان درصد آن را کمتر میدانند اصولگرایان نقش جو عمومی در روزهای آخر و گرایش دولت را در رأیدهی مردم مؤثرتر میدانند این در حالی است که اصلاحطلبان بیشتر بر نقش تفکر جناحی و افراد فعال حزبی تأکید دارند و معتقدند بیش از آنکه عنوان حزب مهم باشد تفکر و برنامههای آن اثرگذار خواهد بود.3-6. سازوکار حزب برای حمایت از نامزد انتخاباتیاز فعالان اصولگرا و اصلاحطلب پرسیده شد که در حزب یا جناح آنها چگونه تصمیمگیری میشود که از چه نامزد انتخاباتی حمایت بشود و سازوکار آن چیست؟فعالان جناح اصولگرا معتقدند سازوکار حمایت از نامزد انتخاباتی در انتخابات مختلف بیشتر از جانب بالا بوده است به این صورت که بزرگان کشوری جناح اصولگرا گرد هم میآیند و تصمیمگیری میکنند و برای انتخابات مجلس شورای اسلامی و شوراها در هر استان هم بزرگان هر استان بر روی نامزد انتخاباتیهای مختلف بحث کرده و بر اساس موازین انقلابی و اصولگرایی یک نفر را انتخاب میکنند.فعالان اصلاحطلب معتقدند که سازوکار انتخاب نامزد انتخاباتی در طیف آنها به این شکل است که بزرگان جناح جلسه گرفته و بحث و تبادلنظر میکنند و بر اساس عملکرد و سوابق حزبی یا جناحی نامزد انتخاباتی افرادی را انتخاب میکنند که بیشتر به صورت دستوری از بالا به پایین است.
البته در این میان نکتهای که اصلاحطلبان با آن مواجهاند و آن را مطرح کردند رد صلاحیتهای گسترده افراد اصلاحطلب از سوی مراجع قانونی است آنها معتقدند چیزی که غالب مواقع برنامهریزی حزبی آنها را به هم میریزد رد صلاحیتهای گسترده اصلاحطلبان است.سازوکار انتخاب نامزد انتخاباتی در دو جناح اصولگرا و اصلاحطلب مشابه است. در هر دو گروه، انتخاب از بالا به پایین و بر اساس نظر بزرگان حزبی با توجه به شاخصهای حزبی صورت میگیرد، اما در این میان اصلاحطلبان با مشکل رد صلاحیت مواجهاند که برنامهریزی آنها را به هم میریزد.3-7. چگونگی شناخت نامزد انتخاباتی توسط مردماز فعالان اصولگرا و اصلاحطلب پرسیده شد که به نظر آنها مردم چگونه از نامزد انتخاباتیها شناخت کسب میکنند؟ از طریق رسانهها، تبلیغات چهره به چهره، پوستر، بنر و یا راهی دیگر و کدام راه مؤثرتر است؟به باور اصولگرایان مهمترین چیزی که اثرگذار بوده و مردم بر اساس آن تصمیم گرفتهاند دیدارهای چهره به چهره و شنیدن سخنان نامزد انتخاباتی است. اغلب اصولگرایان بر این باورند که عکس، پوستر، بنر و تبلیغات رسانهای برای کسب شناخت نیست بلکه بیشتر برای ایجاد جو روانی عمومی است البته در این میان تبلیغات بروشوری و نشریهای را هم مؤثر دانسته ولی درصد کمی برای آن قائل شدند. بر این اساس اغلب اصولگرایان معتقدند بهترین و کارآمدترین شیوهای که در انتخابات پاسخ داده و میدهد تبلیغات چهره به چهره است.فعالان اصلاحطلب دیدگاههای مختلفی نسبت به این موضوع دارند.
برخی معتقدند در گذشته دیدار چهره به چهره مؤثر بوده است ولی اکنون دیگر این شیوه کارآمد نیست و با گستردگی رسانههای اجتماعی و رسانهها باید بهواسطه آنها عمل کرد هرچند برخی میگویند با توجه به عدم اطمینان از رد صلاحیتها، تبلیغ چهره به چهره برای نامزد انتخاباتی اصلاحطلب اصلاً مقدور نیست.اصلاحطلبان بر این باورند که عکس و تبلیغات پوستر و بنری مؤثر نیست چراکه مردم بهواسطه عملکرد و اطرافیان نامزد انتخاباتی تصمیمگیری میکنند. از سوی دیگر برخی از اصلاحطلبان دیدارهای چهره به چهره را مؤثر میدانند و معتقدند مهم این است که مردم تمایل دارند تا با سوابق، عملکرد و برنامههای نامزد انتخاباتیهای مختلف آشنا شوند. در این میان برخی از فعالان اصلاحطلب تأکید زیادی بر رسانهها بهویژه رسانههای اجتماعی دارند و معتقدند اکنون بهواسطه قرار گرفتن در عصر ارتباطات و با توجه به گسترش فضای مجازی بیشتر این شیوه پاسخگو است.هر دو جناح اصولگرا و اصلاحطلب تأثیر عکس در قالب پوستر و بنر را کافی نمیدانند. در این بین اصولگرایان تأکید ویژهای بر روی تبلیغ چهره به چهره دارند ولی هرچند برخی از اصلاحطلبان هم تبلیغ چهره به چهره را مؤثر میدانند ولی اغلب آنها معتقدند با توجه به گسترش روزافزون شبکههای اجتماعی در حال حاضر بیشتر رسانهها و فضای مجازی مؤثر است.نتیجهگیریرفتار انتخاباتی شهروندان در شهرستان تفت در زمینههای مختلف نشان از نقشآفرینی جناحهای سیاسی دارد هرچند با فراز و نشیبهایی روبرو بوده است.
اصولگرایان بهواسطه تأکید بر باورها و ارزشهای دینی مردم را انگیزهمند میکنند تا در انتخابات شرکت کنند و معتقدند افراد بر اساس سوابق جناحها، منافع شخصی و انگیزههای معنوی در جناح فعالیت میکنند و مهمترین شیوه تبلیغ را چهره به چهره میدانند و بر این باورند که احزاب در انتخابات تأثیرگذارنداصلاحطلبان رفتارهای فعالان حزبی، افراد سرشناس، مبانی حزبی و تأکید بر مسائل اقتصادی و معیشتی مردم را در انگیزهمند کردن مردم برای مشارکت در انتخابات مؤثر میدانند و معتقدند افراد بر اساس مبانی دموکراسی خواهی، علاقهمندی، خانواده، دوستان و افراد سرشناس حزبی در جناح فعالیت میکنند. فعالان جناح اصلاحطلب علیرغم تأکید بر تأثیر تبلیغ چهره به چهره بر رسانههای اجتماعی به عنوان ابزاری برای تبلیغ مؤثر معتقدند و بر این باورند که بیش از آنکه عنوان جناح تأثیرگذار باشد تفکر و برنامههای آن مؤثر است.از بعد نظری میتوان گفت در اوایل انقلاب اسلامی ایران رفتار انتخاباتی شهروندان قابل تبیین توسط «ایدئولوژی مسلط» و تا حدودی «جامعهشناسی سیاسی» بود، به این معنا که افراد با توجه به جو حاکم و تا حدودی بر اساس نظرات خانواده، دوستان و آشنایان تصمیمگیری میکردند. رفتهرفته با تغییرات رخ داده در جامعه برای توضیح رفتار انتخاباتی علاوه بر رویکرد «جامعهشناسی سیاسی»، رویکرد «اقتصاد سیاسی» بهویژه نظریه انتخاب عاقلانه قدرت تبیین بیشتری یافت.
میتوان گفت مسائل اقتصادی، معیشتی و منافع شخصی بر رفتار انتخاباتی شهروندان اثرگذار بود؛ اما در سالهای آخر میتوان گفت نظریههای «اقتصاد سیاسی» و «هویت حزبی» بیشتر تبیینکننده رفتار انتخاباتی شهروندان است به این معنا که هرچند اثرگذاری مسائل اقتصادی، معیشتی و منافع شخصی همچنان وجود دارد، ولی رفتهرفته تعداد قابلتوجهی از افراد هویت حزبی و جناحی پیدا کرده و بر اساس آن عمل میکنند.مراجعمنابع:امام جمعه زاده، سـید جـواد و دیگران (1389)، « بررسی رابطه میان دینداری و مـشارکت سـیاسی دانشجویان دانشگاه اصفهان»، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال ششم، شماره اول.امام جمعه زاده، سید جواد و کرمی راد، جواد (1391)، « تجزیه و تحلیل عوامل موثر بر رفتار انتخاباتی با نگاهی به ایران»، پژوهشهای سیاسی، شماره 3.اینگلهارت، رونالد (1373)، تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی، ترجمه مریم وتر، تهران: انـتشارات کـویر.ایوبی، حجتالله (1377،« تحلیل رفتار انتخاباتی رأیدهندگان»، اطلاعات سیاسی- اقتصادی، شماره 138-137.ببی، ارل (1384)، روشهای تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه رضا فاضل، تهران: سمت.پرچمی، داوود (1386)،« بررسی مشارکت مـردم در نـهمین انتخابات ریاست جمهوری»، پژوهشنامه علوم انسانی، شماره 53.جمالزاده، ناصر (1382)، اصطلاحات سیاسی، تهران: انتشارات پارسیان.دارابی، علی، (1388)، « جامعهشناسی انتخابات و رفتار انتخاباتی در جمهوری اسلامی ایران»، سیاست خارجی، سال بیست و سوم، شماره دوم.
دارابی، علی (1388)، رفتار انتخاباتی در ایران؛ الگوها و نظریهها، تهران: انتشارات سروشدلاور، علی (1383)، مبانی نظری و عملی پژوهش، تهران: رشد.رضـوانی، مـحسن)1386)، « تحلیل رفتار انتخاباتی: مورد شناسی انتخابات نـهم ریـاست جـمهوری»، مجله معرفت، شماره 123.روریش، ویلفرد، (1372)، سـیاست بـه مثابه عـلم، تـرجمه دکـتر ملک یحیی صلاحی، تهران: انتشارات سـمت.سید امامی، کاووس (1395)، روشهای مصاحبه برای پژوهشهای سیاسی، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).سیدامامی، کاووس و عبدالله، عبدالمطلب (1388)، « عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در انتخابات ریاسـت جـمهوری و مجلس: مطالعه موردی شهر تهران»، پژوهشنامه عـلوم سیاسی، سـال چـهارم، شـماره 4.سید امامی، کاووس و مددلو، رامین (1394)، « دلایل مشارکت در یازدهمین دوره ریاست جمهوری»، جستارهای سیاسی معاصر، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال ششم، شماره سوم.عالم، عبدالرحمن (1382)، بنیادهای علم سیاست، تهران: نشر نی. عبدالله، عبدالمطلب (1388)، « سیری در نظریههای رفتار رأیدهی»،رهیافت انقلاب اسلامی، سال سوم، شماره 8.عیوضی، محمد رحـیم (1382)، « عبور از استبداد/ انقلاب اسلامی و تأثیر احزاب سیاسی بر روند رفتار انتخاباتی»، مجله زمانه، شماره 15.کلانتری، صمد (1384)، نگاهی نو بر مسائل اقتصادی، سیاسی و جامعهشناختی جهان سوم، تهران: انتشارات پژوهشکده امور اقتصادی.
فرمانداری تفت (1390)، سند توسعه شهرستان تفتلازارسفلد، پل و دیگران (1382)، انـتخاب مـردم: مردم چـگونه در انتخابات ریاست جمهوری تصمیم میگیرند، ترجمه محمد رضا رستمی، تهران: نشر تبلور.مسعودنیا، ابراهیم (1380)، « تبیین جامعهشناختی بی تفاوتی شهروندان در حیات اجتماعی و سیاسی»، اطلاعات سیاسی-اقتصادی، شماره 167 و 168.نقیب زاده، احمد (1385)، درآمدی بر جامعهشناسی سیاسی، تهران: انتشارات سمت.Downs,Anthony (1957), An Economic Theory of Democracy, Newyork: harpe.نویسنده:حمیدرضا پهلوان باقری: فارغ التحصیل مقطع کارشناسی ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) دوفصلنامه ره آورد سیاسی- شماره 50.انتهای متن/.
03:12 - 14 خرداد 1397