پارادوکس سازش و ستیز با درد در تصوف
انسانِ گذشته و امروز و آینده، در همه حال، نیازمند یافتن راهحلی برای حذف یا کاهش درد بوده و هست و خواهد بود. درد واژهای کلیدی در حل معمای سعادت بشر است.
چکیده:انسانِ گذشته و امروز و آینده، در همه حال، نیازمند یافتن راهحلی برای حذف یا کاهش درد بوده و هست و خواهد بود. درد واژهای کلیدی در حل معمای سعادت بشر است. یعنی نمیتوان برنامهای کارامد برای سعادت بشر پیریزی کرد و درعینحال، نسبت به این واژه بیتفاوت بود. تصوف نیز همچون بسیاری از ادیان و مکاتب، درصدد ارائه راه حل برای دردهای بشر بوده و سعی کرده نهتنها لایههای سطحی درد، بلکه لایههای عمیقتر آن را نیز بکاود. مقاله حاضر، اذعان میکند آموزههای اخلاقی صوفیان، عملاً در کاهش دردهای فردی و اجتماعی تأثیر چشمگیری ایفا میکنند، ولی بخش قابل توجهی از تعالیم صوفیانه در مواجهه با دردها را مبتنیبر موضعی منفعلانه و پذیرا میبیند و هرچند باید اقرار کرد که انفعال در وقت اضطرار، خودْ کاهنده درد است ولی نمیتوان آن را به شکل یک نسخه کلی، در همه شرایط برای بشر تجویز کرد.کلیدواژهها: تصوف، درد مادی، درد جسمی، درد روانی، سازش با درد، مبارزه با درد نویسندگان:محمود یوسف ثانی، یحیی موسویپژوهشنامه عرفان - سال هشتم، شماره 17، پاییز و زمستان 1396.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.
05:34 - 17 بهمن 1396