نظریه غایت به مثابه قرینه ای بر خودگروی روان شناختی در فلسفه صدرایی

از خودگروی روان­شناختی تقریرهای گوناگونی ارائه شده و در هر یک از آن‌ها بر ویژگی خاصی تأکید شده است.
چکیدهاز خودگروی روان­شناختی تقریرهای گوناگونی ارائه شده و در هر یک از آن‌ها بر ویژگی خاصی تأکید شده است؛ در تقریر آین بر بازگشت «هدف و منفعت به فاعل فعل»، در تقریر پویمن بر «بازگشت رضایت به فاعل فعل»، در تقریر ریچلز بر عنصر «خودخواهی» و در تقریر هولمز بر «انگیزه» و «حب ذات» تصریح و تأکید شده است. عناصر یادشده به ظاهر در فلسفۀ ملاصدرا حضور دارند؛ چنان­که ملاصدرا در نظریۀ غایت از «حب ذات» و « ارجاع همۀ غایات به فاعل» سخن می‌گوید.پرسش پایۀ این جُستار عبارت است از این‌که آیا «ارجاع همۀ غایات به فاعل» و «حب ذات» در فلسفۀ ملاصدرا مؤید و قرینه­ای بر خودگروی روان­شناختی است؟ یافتۀاین پژوهش به این قرار است که با واکاوی دقیق «غایت» به طور عام و «انگیزه» به طور خاص، «خودخواهی»، و «فضیلت» می­توان گفت که فلسفۀ صدرایی مؤید نظریۀ خودگروی روان‌شناختی نیست. گفتنی است که این پژوهش مسبوق به پیشینه­ای نیست.کلیدواژه ها: اخلاق فضیلت محور؛ خودگروی اخلاقی؛ خودگروی روان‌شناختی؛ غایت؛ ملاصدرانویسنده:عبداله صلواتی: استادیار گروه الهیات دانشگاه تربیت دبیر شهید رجاییمجله فلسفه و کلام اسلامی - دوره 50، شماره 2، پاییز و زمستان 1396.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   
سرمایه روان‌شناختی
.pdf
۲۸۵ KB
02:30 - 4 آذر 1396

2 بازدید




1 پاسخ