آیات مربوط به مقام جناب ابوطالب

درباره مقامات حضرت ابوطالب که اولین و مهم ترین حامی و مدافع پیامبر اسلام(ص) بوده اند، نکات متعددی مطرح است. همچنین حمایت و دفاع ایشان از پیامبر، به اتفاق فریقین در اعلی درجه ممکنه بوده است.
چکیده: در این مصاحبه علمی   مکتوب، نگارنده در بارۀ جایگاه ابوطالب در آیات و روایات، اشعار ابوطالب، دیدگاه عالمان شیعه و سنی در باره ابوطالب، معرفی چند منبع مفید در بارۀ ابوطالب، و علل مخالفت یا نسبت هایی که به ابوطالب داده می شود، سخن می گوید.کلیدواژه ها: ابوطالب – آیات، ابوطالب – روایات، ابوطالب – اشعار، ابوطالب - سخنان دانشمندان شیعه و سنی، ابوطالب – منابع برای پژوهش، مخالفت با ابوطالب – بررسی تاریخی.جایگاه حضرت ابوطالب بر اساس آیات و روایات چگونه است؟    درباره مقامات آن بزرگوار که اولین و مهم ترین حامی   و مدافع پیامبر اسلام(ص) بوده اند، نکات متعددی مطرح است. همچنین حمایت و دفاع ایشان از پیامبر، به اتفاق فریقین در اعلی درجه ممکنه بوده است.برخی آیات مربوط به مقام آن جناب1. الذی یراک حین تقوم وتقلبک فی الساجدین (شعراء 219)   آیه شریفه اشاره دارد که نور پیامبر خدا(ص) از صلب موحدی به صلب موحد دیگر منتقل گردیده است. بدین روی متکلمان شیعه بالاتفاق می نویسند: باید معتقد بود که آباء رسول الله و ائمه طاهرین سلام الله علیهم همه موحد بوده اند.[2] و با این عنوان آیه شامل حضرت ابوطالب هم می شود.2. والذین آووا و نصروا اولئک هم المومنون حقا (انفال 74)    آنانی که به سید انبیاء پناه داده و نصرت و یاری او نموده اند، ایشان مومنان حقیقی اند. پناه دادن حضرت ابوطالب به رسول خدا در مواقف دشوار و در برابر دشمنان سرسخت، از مسلّمات تاریخ است.
3 و انذر عشیرتک الاقربین (شعراء 214)    سید انبیاء(ص) بعد از نزول آیه شریفه به امیرالمومنین سلام الله علیه دستور دادند از بستگان نزدیکشان دعوتی به عمل آورد. و در آن مجلس حضرت رسالت خویش را اعلان فرمود و ابولهب اعتراض نمود. در این هنگام حضرت ابوطالب به دفاع پرداخته و به ابولهب گفت: «اسکت یا اعور» [معلوم می شود یک چشم او معیوب بود که به چنین شخص اعور گفته می شود] «ما انت و هذا!؟» صحبت در چنین مسائلی به تو نمی رسد. بعد خطاب به حاضرین گفت که: احدی حق ندارد از جای خود تکان بخورد. همه نشستند. آنگاه به رسول خدا(ص) گفت: ای آقای من بر خیز و هر چه می خواهی بیان کنی، ابلاغ فرما و رسالت خدایت را برسان، زیرا که تو صادق و مصدق می باشی.[3]4. یا ایها الذین آمنوا اذا جائکم المومنات مهاجرات فامتحنوهنّ، الله اعلم بایمانهنّ، فإن علمتموهنّ مومنات فلا ترجعوهنّ الی الکفار لا هنّ حل لهم ولا هم یحلّون لهنّ ... الی آخرالایه الشریفه (ممتحنه 10)   ای کسانی که ایمان آورده اید، آنگاه که زنان مؤمن مهاجر پیش شما آمدند، آنها  را امتحان کنید، خدا داناتر به ایمان آنهاست. شما اگر آنها  را با ایمان شناختید، آنها  را به کافران بر مگردانید که این زنان مؤمن بر آن کفار، و آن شوهران کافر به این زنان حلال نیستند...
   در احادیثی که علامه امینی در اواخر مجلد هفتم الغدیر برای ایمان حضرت ابو طالب آورده، پانزدهمین حدیث از امام زین العابدین(ع) است که حضرتش با اشاره به اینگونه آیات از قران کریم می فرماید: و اعجبا کلّ العجب! أ یطعنون علی ابی طالب او علی رسول الله(ص)؟!   زیرا که خدای پیامبرش را در آیاتی از قرآن نهی فرموده از اینکه زن مؤمن را در نکاح مرد کافر باقی گذارد و احدی هم در این مطلب شک ندارد که فاطمه بنت اسد رضی الله عنها  از زنان مومنه با سابقه بوده، و او همیشه در نکاح ابوطالب بوده، تا زمانی که ابوطالب رضی الله عنه از دنیا رفت.[4]5. و اذ یرفع ابراهیم القواعد من البیت و اسماعیل ربنا تقبّل منا انک انت السمیع العلیم. ربنا و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امه مسلمه لک و ارنا مناسکنا و تب علینا انک انت التواب الرحیم (بقره 127- 128)       مرحوم سید فخار در کتاب ایمان ابی طالب ص59، از این آیه شریفه نتیجه می گیرد که جائز نیست که تا روز قیامت، این امت مسلمه منقطع گردد. آیه شریفه در مرحلۀ اول ایمان حضرت عبدالمطلب را نشان می دهد. آنگاه با دقت در این جمله که تا روز قیامت، این ذریه طاهره باید تداوم داشته باشد و آن همانا دوازده امام صلوات الله علیهم اجمعین می باشد، بر ایمان حضرت ابوطالب نیز دلالت می کند.برخی روایات در مقامات جناب ابوطالب   پیش از ورود به بیان روایات، به یک اصل عقلی تنبه می دهیم.
و می گوییم: در مورد شخصیت های تاریخی، بهترین و دقیق ترین قضاوت – خصوصاً در زمان اختلاف نظر – قضاوت فرزندان و دودمان آن شخصیت است، به ویژه زمانی که آن فرزندان، افرادی راستگو، بی غرض و قابل اطمینان باشند   شگفتا! در مورد مسئلۀ ایمان حضرت ابوطالب، این اصل عقلی و علمی  کاملاً نادیده گرفته می شود. لذا قضاوت های دورترین افراد، ملاک قضاوت قرار می گیرد، ولی توجه به کلمات خاندان پیامبر(ص)، یعنی نوادگان ابوطالب را دلیل تعصب مذهبی می پندارند، با آنکه همگان اعتراف دارند که این خاندان، راستگو بوده و بدون نظر شخصی و غرض فردی، در کمال طهارت و صداقت روزگار گذرانده اند.   پس استناد به روایات ائمۀ اطهار، نه تنها  برای شیعه که قائل به عصمت این بزرگ مردان آسمانی است؛ بلکه برای هر انسان منصفی از هر دین و مذهب، می تواند اطمینان آورد که در این مسئلۀ اختلافی می توان به حق رسید. به تعبیر دیگر، علاوه بر ارزش حدیثی، ارزش تاریخی نیز دارد. استناد به روایات در این مبحث چنین جایگاه مهمی  دارد.با این مقدمه اکنون برخی از انبوه روایات را مرور می کنیم.1. پیش از ولادت امیرالمومنین(ع)، هنگامی که حضرت فاطمه بنت اسد مژده ولادت سیدالانبیاء(ص) را به آن بزرگوار داد، حضرت ابوطالب فرمود: «سی سال صبر کن، خدا به تو نیز مولودی همانند او می دهد، جز این که او نبی نیست.
»[5] خبر دادن ایشان به چنین امر مهمی، آن هم بیش از سی سال قبل از ولادت امیرالمومنین(ع)، نشان از مقامی  بس والا در درجات آسمانی و رتبۀ بالای  ایمان برای آن حضرت دارد2. ودایع و امانات انبیاء الهی که هر نبی آن را به نبی دیگر و هر وصی آن را به وصی دیگر به ارث می گذاشت (همانند خاتم حضرت سلیمان، عصا و طشت حضرت موسی(ع) و...) به وسیله حضرت ابوطالب(ع) به خاتم الانبیاء(ص) رسید.[6]3. در ضمن روایتی طولانی[7]، جابربن عبدالله انصاری از رسول خدا(ص) کیفیت ولادت امیرالمومنین(ع) را جویا می شود. رسول خدا(ص) می فرمایند: «آهْ آهْ سَأَلْتَ عَجَباً یَا جَابِرُ عَنْ خَیْرِ مَوْلُودٍ وُلِدَ بَعْدِی عَلَى سُنَّه الْمَسِیح‏...» آه آه ای جابر در بارۀ مسئله ای شگفت پرسیدی، در باره بهترین و برترین مولودی که پس از من و بر سنت حضرت عیسی(ع) زاده شده، پرسیدی... سپس رسول خدا(ص) کیفیت خلقت امیرالمؤمنین(ع) را از ابتدای خلقت توصیف می نمایند.4. اوصافی نسبت به حضرت ابوطالب(ع) در سخنان پیامبر  قابل توجه است. از جمله:   الف. رسول خدا می فرمایند: خداوند، من و علی را از صلب حضرت آدم(ع) به اصلاب طاهره منتقل می نمود تا صلب طاهر عبدالمطلب. سپس مرا به صلب طاهر عبدالله و علی را به صلب طاهر ابوطالب انتقال داد.[8]در ادامۀ این بیان می فرماید: سپس علی را از صلب پاک ابوطالب به رحمی  پاک یعنی فاطمه بنت اسد قرار داد.   تأمل در این جمله، عظمت این چهار بزرگ را می رساند، چه جای آنکه کمترین احتمال شرک و کفر در بارۀ آنها  برود.
زمانی که این سخنان گفته می شود، هنوز نه از بعثت خبری است و نه امیر مؤمنان به دنیا آمده و نه حضرت زهرا چشم به جهان گشوده است آگاهی حضرت ابوطالب بر تمامی  این رویدادها  پیش از وقوع آنها  و دعوت خود و دیگران به اقرار بر این انوار آسمانی چه معنایی جز عظمت الهی ابوطالب دارد؟   لذا علامه مجلسی و علامه سید عبدالله شبر – که در احاطه بر اخبار، نسخه دوم مجلسی به شمار می آید– بیان می کنند که واجب است ایمان بیاوریم که ابوطالب، در زمرۀ اوصیای پیامبران است. بعلاوه احادیثی داریم که شأن انوار طاهره، از آیات و احادیثی که خلقت انسان را از «ماء مَهین» (آبی پَست) می داند، برتر است، بلکه خلقت آنها  از نور می باشد.[9]   شیخ جعفر کاشف الغطاء در کتاب عقاید جعفریه ص40 و مرحوم شبر در حق الیقین می نویسند که ایمان آوردن به ایمان اجداد پیامبر، واجب است.    ب. مثرم بن دعیب که پیش از امیرالمومنین(ع) می زیست و عابدی مستجاب الدعوه بود، از خداوند متعال درخواست کرد که یکی از اولیاء خدا را ببیند. آنگاه که با حضرت ابوطالب(ع) مواجه شد، خدا را سپاس گفت که او را به خواسته اش رسانده است. مثرم حضرت ابوطالب را از ولادت امیرالمؤمنین(ع) آگاه کرد.  به وحدانیت خدای تعالی و رسالت رسول خدا و وصایت امیر مؤمنان  گواهی داد که این وصیّ، فرزند ابوطالب خواهد بود و نام او علی است. جناب ابوطالب فرمود: حقیقت مطالبی را که تو می گویی، به برهان روشن و دلالت واضح می دانم.
   ج در زمان انعقاد نطفه امیرالمؤمنین(ع)، زلزله ای در مکه اتفاق افتاد و مردم به کوه ابوقبیس پناه بردند. زلزله آرام نگرفت تا حضرت ابوطالب(ع) به مردم آموخت که خدا را به نام های مبارک رسول خدا و امیرالمومنین و حضرت فاطمه: قسم داده و به اطاعت و امامت امیرالمومنین(ع) شهادت دهند.   دعای جناب ابوطالب این بود: «الهی و سیدی اسئلک بالمحمدیه المحموده و بالعلویه العالیه و بالفاطمیه البیضاء إلّا تفضّلت علی تهامه بالرأفه و الرحمه». آنگاه امام(ع) فرمود: به خدا سوگند عرب هرگز این گونه کلمات را نمی دانست و حقیقت آنها  را نمی شناخت.[10]   این واقعه سالها  پیش از رسالت حضرت ختمی  مرتبت و پیش از ولادت و امامت امیرالمؤمنین و حضرت صدیقه کبری صلی الله علیهم اجمعین روی داده است.   د. هنگام ولادت امیرالمؤمنین(ع)، حضرت ابوطالب وارد کعبه شده و از خداوند متعال درخواست نمود که نامی  برای تازه مولود انتخاب شود. ایشان چنین درخواست کرد:یا رب یا ذا الغسق الدجیّ         و القمر المبتلج المضیّ        بیّن لنا من امرک المقضیّ        ما ذا تری فی اسم ذا الصبیّ   ای خدایی که شب تار و ماه نورافشان را آفریدی، بر ما روشن فرما که در بارۀ اسم این مولود چه کنیم؟   گویا مناجات شب هنگام بوده است.
زمانی کوتاه بعد از این، لوحی بر سینۀ مبارکش جای گرفت که در آن نوشته بود:خصِّصتما بالولد الزکیّ             و الطاهر المنتجب الرضیّ                        فإسمه من شامخ علیّ            علیّ اشتُقَّ من العلیّ   شما (پدر و مادر این فرزند) به این مولود پاک اختصاص یافتید که برگزیده و مورد رضای خدایش است، و نامش از مقام  والای ربوبی علیّ اعلی مشتق شده استاین لوح را بر دیوار کعبه آویخته بودند که تا زمان هشام بن عبدالملک موجود بود.[11]می بینیم که  هاتفی از جانب خداوند متعال نام «علی» را برای حضرتش اعلام نمود.[12]   ه. تکلم امیرالمومنین(ع) در هنگام ولادت با حضرت ابوطالب(ع)، که حضرت ابوطالب عجائب ولادت آن حضرت را دید.5. طبق فرمایش رسول خدا(ص)، نور وجودی آن حضرت و امیرالمومنین(ع) هنگامی  که در صلب پدرانشان بودند، در چهره حضرت عبدالله و حضرت ابوطالب (ع) قابل مشاهده بود. تا جائی که هنگامی که حضرت عبدالله و حضرت ابوطالب در میان جمعی از قریش می نشستند، نور از چهره های مبارک این دو نفر متشعشع و نمایان بوده است.[13]6.
امام صادق(ع) از آباء خویش نقل می کنند که عباس بن عبدالمطلب و یزید بن قعنب روبروی بیت الله الحرام نشسته بودند که ناگهان جناب فاطمه بنت اسد مادر امیرالمومنین(ع) آمد او روبروی بیت الله ایستاد و نگاهی به آسمان  انداخت و گفت:  خدایا من به تو و به آن چه رسول از جانب تو آورده ایمان دارم، همچنین به تمامی  پیامبران و کتابهایی که از جانب تو نازل شده. من کلام جدم ابراهیم خلیل را تصدیق می نمایم، همو که خانه تو را بنا نمود. پس تو را به این خانه و کسی که آن را بنا کرد و به حق این فرزندی که در شکم دارم که با من سخن می گوید  و انیس من است و من می دانم که او یکی از نشانه های توست؛ سوگند می دهم که ولادت او را بر من آسان نمائی. عباس بن عبدالمطلب می گوید: ناگهان دیوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد وارد خانه خدا شد... .[14]   جایگاه ویژۀ فاطمه بنت اسد چنان بود که رسول خدا بر پیکر حضرتش نمازی گزارد که برای کسی دیگر چنان نکرده بود. طبق روایت صفار، پیامبر چهل تکبیر بر او ادا فرمود.[15] پیامبر در حال تشییع، پا برهنه و آهسته گام بر می داشت. علت پرسیدند، فرمود: به خاطر کثرت ازدحام ملائکه.[16] آنگاه قبل از دفن آن گرامی  وارد قبر او شدند تا گرفتار فشار قبر نشود. و جامۀ خود را کفن او قرار دادند.7.
در ماجرای هجرت تازه مسلمانان به سرزمین حبشه که به دلیل فشار و ستم غیر قابل تحمل قریش انجام شد، جناب ابوطالب جهت ترغیب نجاشی پادشاه حبشه به حمایت از مسلمانان اشعاری سرود که روح توحید و ایمان به نبوت رسول خدا(ص) در آن اشعار موج می زند:                  لیعلم خیارالناس أنّ محمّدا         وزیر لموسى و المسیح بن مریم                  أتانا بهدی مثل ما أتیا به          فکلّ بأمر اللّه یهدی و یعصم[17]   اشخاص شریف و فهمیده [مراد نجاشی است] بدانند که محمد(ص) به سان موسى و مسیح پیامبر است، همان نور آسمانى را که آن دو نفر در اختیار داشتند، او نیز دارد و تمام پیامبران به فرمان خداوند، مردم را راهنمائى می کنند و از گناه باز مى‏دارند8. داوود رقّی – از اصحاب امام صادق(ع) – به حضور حضرتش شکایت برد که مال سنگینی از کسی طلب دارد که به او نمی دهد. حضرتش فرمود که وقتی به مکه رفت، به نیابت از پنج بزرگوار، طواف به جای آورد و دو رکعت نماز گزارد: عبدالمطلب، ابوطالب، عبدالله، آمنه، فاطمه بنت اسد. داوود چنین کرد. هنوز از باب الصفا بیرون نرفته بود که بدهکار را دید که برای ادای دین خود آمده است.[18]5.
امیرالمومنین(ع) در وصف خاندان رسول خدا(ص) (که یکی از آنها حضرت ابوطالب است) می فرمایند:10 «عترت او بهترین عترت‏ها، و خاندانش بهترین خاندان ها، و درخت وجودش از بهترین درختان است، در حرم أمن خدا رویید، و در آغوش خانواده کریمى بزرگ شد، شاخه‏هاى بلند آن سر به آسمان کشیده که دست کسى به میوه آن نمى‏رسید.»[19]11. نیز می فرمایند: «قرارگاه پیامبر(ص) بهترین قرارگاه و محل پرورش و خاندان او شریف‏ترین پایگاه است. در معدن بزرگوارى و گاهواره سلامت رشد کرد، دل‏هاى نیکوکاران شیفته اوست»[20]12. به عنوان مکمل این بخش می توان گفت که سخنانی از صحابه نیز در عظمت مقام جناب ابوطالب رسیده که مرحوم آیه الله شیخ محمدرضا طبسی نجفی آنها  را گرد آورده است؛ سخنان عباس بن عبدالمطلب، عبدالله بن عباس، ابوبکر، ابوذر غفاری و غیره. (المرشد، شماره 21 و 22، ص 239 – 245، ابوطالب درفش یکتاپرستی ص 433 – 442)برای شناخت مقام و عظمت جناب ابوطالب خوب است به احادیث زیر رجوع شود:کافی ج 1 ص 446، 448، 449.کافی ج 8 ص 277.علل الشرایع ص 134.معانی الاخبار ص 56 و 137. و 285 - 286.خصال ص 76 و 840.امالی صدوق ص 216، 217، 330، 388، 410، 485، 491، 492.کمال الدین ص 174 و 175.کنز الفوائد ص 182 - 184.امالی طوسی ج 1 ص 73، 186، 311. و ج 2 ص 79، 312، 313، 319، 320.امالی مفید ص 346.لطفا در باره اشعاری که از جناب ابوطالب روایت شده، توضیح دهید.
    اشعار بلند و فصیح آن جناب چنان است که به گفتۀ مرحوم طبرسی، دیگر اشعار را تحت الشعاع قرار می دهد[21] و این در حالی است که دست سیاست اموی و عباسی در محو و کتمان این اشعار توحید محور بسیار کوشیده است. با این همه به حدّی این اشعار در دسترس است و در منابع مختلف عامه و خاصه در طول زمان نقل شده که سیمای توحیدی و نورانی حضرتش را به خوبی نشان می دهد. به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می شود.   ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه خویش، ابن هشام در سیره اش، ابن کثیر در تاریخش و گروهی دیگر از دانشمندان عامه، برخی از اشعار ابوطالب(ع) را آورده اند. از جمله شعری که یک بیت آن از این قرار است:                   ألم تعلموا أنا وجدنا محمدا       رسولا کموسی خط فی اول الکتب[22]   [ای قریش] آیا نمی دانید که ما محمد(ص) را مانند موسی پیامبر می دانیم و نام و نشان او در کتب آسمانی قید گردیده است.
نیز خطاب به سید انبیا(ص) چنین سروده است:                  و اللّه لن یصلوا إلیک‏ بجمعهم         حتى أوَسَّد بالتراب دفینافاصدع بأمرک ما علیک غضاضه      و ابشر بذاک و قرّ منک عیونا                  و دعوتنی و علمتُ أنک ناصحی       فلقد صدقت و کنت قبل أمینا                  و لقد علمت بأنّ دین محمد            من خیر أدیان البریه دینا [23]   به خدا سوگند دشمنان به تو دست نمی یابند، مگر اینکه من در خاک دفن شده باشم به تبلیغ خود مشغول شو، که هیچ مشکلی نداری، و شادان باش و دیده ات روشن باد! امین هستی. و یقین دارم که دین محمد(ص)، از بهترین دین ها  است.
در قصیده دیگر گوید:                      لقد أکرم اللّه النبیّ محمّدا    فأکرم خلق اللّه فی‏الناس أحمدو شق له من اسمه لیجله     فذو العرش محمود و هذا محمد[24]  خدای تعالی محمد(ص) را بزرگ داشته و او بهترین آفریدۀ خدا است نام او را از نام خود مشتق نمود؛ خدای صاحب عرش محمود است و این بزرگوار، محمد نام یافت.و در وصیتش فرماید:                  اوصی بنصر نبیّ الخیر أربعه          ابنی علیاً و شیخ القوم عباسا                  و حمزه الأسد الحامی حقیقته         و جعفراً أن تذودا دونه الناساکونوا فداء لکم امی و ما ولدت        فی نصر أحمد دون الناس أتراسا   چهار تن را به یاری و نصرت پیامبر وصیت می کنم: پسرم علی، شیخ و رییس قوم عباس، و حمزۀ شیر صفت که مدافع حقیقت است، و جعفر را؛ بر اینکه دشمنان را از پیامبر دور کنند.
خودم به فدایتان و مادرم! در نصرت احمد(ص) همانند سپر باشید![25]   علامه امینی پس از نقل پاره ای از این اشعار فراوان حضرت ابوطالب می نویسد: نمی دانم اقرار و اعتراف به چه وسیله ای اعلام می شود (که از ابوطالب نادیده می گیرید)؟!پی نوشت:[1] با سپاس از فرزند استاد، فاضل گرامی جناب حامد فرج پور که در تدوین یادداشت های استاد کمک شایانی کرده اند.[2]. رک؛ شبر، حق الیقین.[3]. شریف ابوالحسن فتونی، ضیاء العالمین 5 / 442 به نقل از طرائف1/417/385؛ بحار35/144 با تفاوت مختصر، اربعین شیرازی 488..[4] الغدیر ج 7 ص 389.[5]. کلینی، کافی 1 / 425.[6]. مجلسی، حق الیقین ص 31، طبع اسلامیه 1357 ه ش.[7]. ابن شاذان، الفضائل ص 55.[8]. طهارت اصلاب حکایت از عصمت صاحب صلب دارد. همچنان که در زیارت ششم امیرالمومنین(ع) خطاب به آن حضرت عرضه می داریم: أشهد أنک طهر طاهر مطهر من طهر طاهر مطهر؛ شهادت می دهم که شما پاک و دور از پلیدی و هر گونه آلودگی بوده و از صلب فردی پاک و دور از پلیدی و هرگونه آلودگی هستید. صدوق، من لایحضره الفقیه ج 2 / ص 590. آیت الله سید عزالدین زنجانی بیان می دارد که فراز «اشهد انک طهر طاهر مطهر من طهر طاهر مطهر» مقام عصمت را برای حضرت ابوطالب ثابت می کند. مجله مکتب وحی، شماره10..[9] غایه المرام ج 1 ص 76، بحار الانوار ج 35 ص 28.[10] . روضه الواعظین ج 1 ص 78؛ مناقب ابن شهر آشوب ج 2 ص 173؛ فضائل شاذان ص 56؛ الدر النظم ص 231؛ بحارالانوار ج 35 ص 12 و 102.1.
در باره ولادت امیر مؤمنان در خانه کعبه، بنگرید: ملحقات احقاق الحق ج 5 ص 56 – 57، ج 7 ص 486 – 490، ج 17 ص 364 – 372، که از مصادر  عامه نقل کرده  است علامه اردوبادی نیز در کتاب علی ولید الکعبه بدان پرداخته است.[12]. مجلسی، بحارالانوار 35/103.[13]. مجلسی، بحارالانوار 35/ 21[14]. مجلسی، بحارالانوار 35/ 36 . همچنین جهت آشنائی بیشتر با مقامات جناب فاطمه بنت اسد رک: فتونی، ضیاء العالمین 5 / 509-512..[15] بصائر الدرجات، جزء 6، باب 7، حدیث 9.[16].  فتونی، ضیاء العالمین ج 5 ص 510.[17]. امینی، الغدیر 7/331 به نقل از حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین 2/633.[18]. فخار، ایمان ابی طالب ص 103 – 104،  کلینی، الکافی ج 4 ص 544 باب النوادر، صدوق، من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 520 حدیث 3116، مجلسی، بحار الانوار ج 35 ص 112، فتونی، ضیاء العالمین ج 5 ص 459،[19]. سیدرضی، نهج البلاغه؛ خطبه 94؛ «عِتْرَتُهُ خَیْرُ الْعِتَرِ وَ أُسْرَتُهُ خَیْرُ الْأُسَرِ وَ شَجَرَتُهُ خَیْرُ الشَّجَرِ نَبَتَتْ فِی حَرَمٍ وَ بَسَقَتْ‏ فِی کَرَمٍ لَها فُرُوعٌ طِوَالٌ وَ ثَمَرٌ لَا یُنَال...»‏[20]. همان؛ «مُسْتَقَرُّهُ خَیْرُ مُسْتَقَرٍّ وَ مَنْبِتُهُ أَشْرَفُ‏ مَنْبِتٍ‏ فِی مَعَادِنِ الْکَرَامَه وَ مَمَاهِدِ إ السَّلَامَه قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ أَفْئِدَه الْأَبْرَار...».[21] مجمع البیان، ذیل آیۀ «انک لا تهدی من احببت».[22]. امینی، الغدیر 7/332 به نقل از منابع متعدد عامه.[23]. امینی، الغدیر 7/334 به نقل از منابع متعدد عامه.[24]. امینی، الغدیر 7/335 به نقل از منابع متعدد عامه..[25] امینی. الغدیر ج 7 ص 334.
فصلنامه تخصّصی مطالعات قرآن و حدیث سفینه، سال دوازدهم، شماره 47، تابستان 1394ادامه دارد....
حضرت ابوطالب(ع)
حضرت علی بن ابی طالب
02:03 - 16 آبان 1396

572 Views


1 Reply