پدیدارشناسی، نقد شکاکیت و ضرورت هستی شناسی وحدتگرا
در این مقاله نخست نشان داده میشود که هگل چگونه با نگارش پدیدارشناسی اولاً اصل پروژه نقادی را به رسمیت شناخته و ثانیاً بدیلی در برابر روش نقادی کانتی ارائه میدهد که گرفتار معضل از پیش مفروض گرفتن سوبژکتیویسم و در نتیجه شکاکیت نباشد.
چکیدههگل ناشناختنی ماندن شیء فینفسه را در فلسفه کانت معادل با شکاکیت دانسته و علت آن را در روش نقادی جستجو میکند. چرا که از نظر او سنجش امکان معرفت پیش از مواجهه با متعلقات معرفت به معنای از پیش مفروض گرفتن سوبژکتیویسم است. در این مقاله نخست نشان داده میشود که هگل چگونه با نگارش پدیدارشناسی اولاً اصل پروژه نقادی را به رسمیت شناخته و ثانیاً بدیلی در برابر روش نقادی کانتی ارائه میدهد که گرفتار معضل از پیش مفروض گرفتن سوبژکتیویسم و در نتیجه شکاکیت نباشد. سپس با نظر به تفاسیر مختلفی از پدیدارشناسی که آن را به عنوان برهانی علیه شکاکیت قلمداد کردهاند، ثابت میشود که نتیجه پدیدارشناسی نه اثبات کفایت مفاهیم ذهنی برای اطلاق بر شیء فینفسه که ضرورت وجود ایده مطلق برای امکان معرفت است؛ چرا که از یقین بیواسطه آگاهی نمیتوان حقیقت جهان خارج را استنتاج کرد و وحدت هستی و معرفت تنها ذیل ایده مطلق میسر میشود.کلیدواژه ها: پدیدارشناسی؛ شکاکیت؛ سابژکتویسیم؛ ایده مطلقنویسندگان:مصطفی زالی: دانشجوی دکتری فلسفهسید حمید طالب زاده: دانشیار گروه دانشگاه تهراندو فصلنامه فلسفه - دوره 44، شماره 1، بهار و تابستان 1395.برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.
04:18 - 1 مرداد 1396