سامان‌دهی رفتار اجتماعی شیعیان در قبال ادعاهای دروغین

این پژوهه می‌کوشد با هدف نهادینه‌سازی رویکرد کیفی به موضوع مدعیان دروغین مهدویت، شاخصه‌های مواجهه ائمه: با مدعیان دروغین مهدویت را بیان کند.
5٫ قاطعیت در تصمیم‌گیری و برخورد با شبهه‌گریکی از ویژگی‌های تصمیم‌گیری مؤثر و موفقیت‌آمیز، «قاطعیت و ثبات» در تصمیم‌گیری است. تصمیم‌گیری، آن‌گاه مؤثر و کارا خواهد بود که از درجه قاطعیت و ثبات لازم برخوردار باشد. قاطعیت معقول و با ثبات، پس از بررسی جوانب مختلف مسئله، در حل و فصل امور و دست‌یابی به اهداف مورد نظر دارای نقش مهمی است. اگر سستی و تردید و احتیاط بیش از حد در تقابل با مدعیان دروغین مهدویت وجود داشته باشد، اهداف ارزشی در زمان مناسب خود انجام نمی‌گیرد و صدمات جبران‌ناپذیری به وقوع می‌پیوندد. یکی از مسائلی که ضرورت قاطعیت در تصمیم‌گیری و از دست ندادن فرصت‌ها را بیش‌تر می‌کند؛ آن است که زمان، محدود است و فرصت‌ها به سرعت از دست می‌روند و دیگر امکان برگشت آن فرصت‌ها وجود ندارد.البته قاطعیت، به معنای دقت نکردن در اتخاذ تصمیم، بررسی نکردن جوانب مختلف مسئله، تصمیم‌گیری عجولانه، استبداد، برخورد خشن و عدم انعطاف در تصمیم‌ نیست؛ بلکه به این معناست که وقتی اطلاعات لازم در مورد مسئله جمع‌آوری شد و دیدگاه‌های مختلف به دست آمد و بهترین راه حل مشخص شد و زمینه اجرای عمل نیز فراهم بود؛ باید با قاطعیت کامل و ثبات لازم، تصمیم مناسب اتخاذ شود و سپس با جدیت به مرحله اجرا درآید.امیرمؤمنان، امام علی(ع) به منظور تبیین اهمیت و ضرورت قاطعیت و ثبات و جدیت در تصمیم؛ قاطعیت را یکی از صفات برجسته پیامبران الاهی می‌داند. امامان معصوم: نیز بعد از سنجیدن همه زوایای مسئله و جوانب مختلف آن، به برخورد قاطع با مدعیان می‌پرداختند.
ائمه: هنگامی که دلیل، بیان عقاید صحیح، مناظره و اتمام حجت در مورد سران ادعاگر کارساز نبود، تصمیمات شدیدی را اتخاذ می‌کردند البته به نظر می‌رسد در تقابل ائمه: با جریانات انحرافی درون شیعی، این تصمیمات اتخاذ می‌شده و در مورد کسانی که از بزرگان شیعه بوده و دارای اعتقادات انحرافی بودند؛ به شدت اجرا می‌شده است.اوج برخورد‌های قاطع با مدعیان دروغین مهدویت؛ در مواجهه امام رضا(ع) با «واقفیه» دیده می‌شود. در تحلیل این امر، توجه به این نکته اساسی لازم است که شدیدترین برخورد ائمه: در مواجهه با جریانات انحرافی در تقابل با جریانات انحرافی درون مذهبی بوده است. نهی از رفت و آمد با واقفیه (همان: 758)؛ درخواست دشمنی هر چه تمام‌تر با آنان (همان: 762)؛ نهی از تعامل اقتصادی با آنان (همان: 756) و تکفیر و لعن واقفه (همان: 759)؛ از جمله مهم‌ترین موارد برخورد قاطع امام رضا(ع) با واقفه می‌باشد.اعلام انزجار و برخورد قاطع با مدعیان دروغین در روزگار غیبت صغرا و نیز در مواجهه با مدعیان دروغین نیابت نیز یافت می‌شود. برای نمونه امام زمان (عج) در جواب نامه عده‌ای از شیعیان ، مدعیان دروغین مقام امامت و مهدویت را ظالم و کافر خواندند (طبرسی، 1416: 277).به گفته شیخ طوسی، محمد بن موسی شریعی، به‌دروغ مدعی شد که وکیل و نماینده امام(ع) است؛ اما امام زمان (عج) در توقیعی به کذب ادعای او اشاره کرده‌اند. شریعی از غالیان روزگار امام حسن عسکری(ع) و عصر غیبت صغرا بوده است. وی همانند حسن بن محمد بن بابای قمی، از شاگردان علی بن حسکه بوده است.
بسیاری از منابع اشاره دارند او اولین کسی است که در عصر غیبت صغرا، مدعی بابیت حضرت مهدی(عج) شده است (طوسی، 1417: 397) شریعی را دروغ‌گو نامیده‌اند (همان) و حتی شیخ طوسی از فردی به نام هارون نقل می‌کند که کفر و الحاد در سخنان شریعی آشکار است (همان) و شاید این امر به جهت عقاید غالیانه وی باشد؛ زیرا به وی و پیروانش نسبت داده شده که مدعی حلول خداوند در برخی از معصومان :و الوهیت آنان بوده است (اسفراینی، 1983: 107).از جمله کسانی که مورد لعن قرار گرفت و توقیعی در لعن وی و برائت از او در روزگار غیبت صغرا صادر شد، ابوطاهر، محمد بن علی بن بلال، معروف به بلالی می‌باشد. او از سابقه خوبی برخوردار و از اصحاب و وکلای امام حسن عسکری(ع) بوده، تا جایی که حضرت، وی را «قابل اعتماد، موثق و آگاه به آن‌چه باید بکند»؛ معرفی می‌کند (کشی، بی‌تا: 571). وی در روزگار غیبت صغرا وکالت را بر عهده داشته؛ اما به جهت دنیاطلبی از تسلیم اموال و وجوهات به وکیل خاص خودداری کرد (طوسی، 1417: 400). شیخ طوسی، وی را از جمله سرزنش‌شدگان از سوی ائمه: معرفی کرده است (همان).برخورد شدید و قاطع امام زمان(عج) با محمد بن علی شلمغانی، معروف به ابن ابی العزاقر نیز از این موارد است. وی در دوران سفیر دوم، از فقیهان نامدار شیعه محسوب می‌شد و آثار متعددی در زمینه‌های گوناگون نوشته بود (همان: 387). کتاب الغیبه، از جمله کتاب‌های منسوب به اوست. وی در زمان حسین بن روح نوبختی، از دستیاران وی برشمرده می‌شد.
به نظر می‌رسد در مدتی که حسین بن روح نوبختی پنهانی می‌زیسته، شلمغانی به عنوان جانشین وی درصدد حل و فصل امور بوده است هرچند شیخ طوسی نام وی را در ردیف وکلای مذموم ذکر نکرده؛ در بخش مربوط به مدعیان دروغین وکالت و بابیت نام وی را ذکر می‌کند. روایتی که شیخ طوسی از «ابی‌غالب زراری» نقل می‌کند بر وکالت وی دلالت دارد. در این روایت، به این نکته تصریح شده که در دوره اختفای حسین بن روح نوبختی، شلمغانی به جای وی نصب شده و مردم نیز به وی مراجعه می‌کردند (همان: 303). در مدتی که سفیر سوم در زندان به سر می‌برد، محمد بن علی شلمغانی به‌دروغ ادعای نیابت کرد (همان). در چرایی طرح ادعای دروغین وی برخی منابع حسادت وی (مفید، 1413: 16و نجاشی، 1416: 378)، به سفیر سوم و برخی نیز جاه‌طلبی‌های او را مطرح کرده‌اند (جاسم حسین، 1377: 200). برخی منابع نیز ادعاهای واهی فراوانی رابه وی نسبت می‌دهند (طوسی، 1417: 404؛ ابن‌اثیر، 1409، ج8: 290 و ذهبی، 1993، ج15: 102) که اعتقاد به «تناسخ» از جمله آنان است (اشعری، 1360: 45). حسین بن روح در زندان از فعالیت‌ها و ادعاهای وی مطلع گشت و در سال 312هجری نامه‌ای مبنی بر ارتداد و لعن او که از ناحیه امام(عج) صادر شده بود؛ به یکی از دستیاران خود و یکی از چهره‌های سرشناس غیبت صغرا، به نام ابوعلی محمد بن همام اسکافی داد (طوسی، 1417: 410). او از دستیاران سفیر دوم و سوم به شمار می‌رفت و از چهره‌های سرشناس این روزگار محسوب می‌شد.
کتاب الغیبه شیخ طوسی به‌درستی نقش او را در روزگار غیبت صغرا ترسیم می‌کند (همان: 69، 135، 217، 263، 297، 307، 354، 355 و 362) او به همراه ابوسهل نوبختی، هنگام رحلت محمد بن عثمان، به عنوان شاهد بر نیابت حسین بن روح نقش‌آفرینی می‌کند. این موضوع گویای جایگاه ویژه وی در میان امامیه می‌باشد. او در ابلاغ طرد و لعن شلمغانی، از مدعیان دروغین نیابت نیز نقش برجسته‌ای داشت. ابن‌همام با شلمغانی آشنایی نزدیک داشته و یک بار هم شلمغانی برخی مطالب غلوآمیز خود را به او گفته بوده است (همان: 408). در میان آثار ابن‌ابی العزاقر نیز کتابی با عنوان «رساله الی ابن‌همام» نام برده شده که قابل تأمل است (نجاشی، 1416: 378). در قسمتی از این توقیع، امام زمان(عج) لعنت دائم خدای متعال را در آشکار و نهان و در هر زمان و هر مکان برای شلمغانی و برای موافقان و پیروان او و نیز برای آنان که با اعلام این خبر، با او همراه شوند؛ خواستار است (همان). امام مهدی(عج) به حسین بن روح نوبختی فرمودند:به کسانی که به دیانت آنان اطمینان داری، اعلام کن که خداوند متعال در عذاب محمد بن علی، معروف به شلمغانی به دلیل برگشت از اسلام، الحاد، کفر و دروغ و بهتان به خداوند متعال تعجیل کرده است.6٫ سامان‌دهی رفتار اجتماعی شیعیان در قبال ادعاهای دروغینادعای مدعیان دروغین مهدویت، مانند هر ادعای دیگری، در چارچوب زمانه طرح ادعا و شرایط فرهنگی و اجتماعی مدعی معنا پیدا می‌کند. به همین سبب است که ادعای مدعیان دروغین در هر جا، دارای ویژگی‌هایی است.
گذشته از این، ادعای هر یک از مدعیان، می‌تواند از خاستگاه متفاوتی نشأت گرفته باشد، یا سرانجامی خاص از طرح ادعا پدید آمده باشد آنچه در این زمینه مهم می‌نماید، رهبری و هدایت رفتاری جامعه در قبال ادعاهای دروغین است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مواجهه ائمه: با مدعیان دروغین به سامان‌دهی رفتار اجتماعی شیعیان در قبال ادعاهای دروغین مهدویت برمی‌گردد (طوسی، 1417: 410).برای نمونه روزگار امام صادق(ع)، زمانه طرح ادعاهای دروغین در این عرصه می‌باشد. رهبری و هدایت رفتاری در قبال انتظارات ناظر به مهدی در این روزگار از مهم‌ترین اقدامات امام صادق(ع) می‌باشد. در زمان امام صادق(ع)، نهضت عباسیان علیه امویان، با انتظارات منجی‌گرایانه و امید به یک مجدد دین و حکومت که می‌بایست از اهل‌بیت: باشد؛ حمایت شد. دوره دعوت عباسیان و نیز عصر اولیه تشکیل خلافت عباسی، عصری بود که آرمان مهدی تب و تاب بسیاری داشت. عباسیان، از این فضا بیش‌ترین بهره را بردند. آنان محمد، ولیعهد منصور دوانیقی را مهدی لقب دادند. مسلم بن قتیبه نقل می‌کند که منصور دوانیقی به وی گفته است: «محمد بن عبدالله بن حسن خروج کرده و خود را مهدی می‌خواند. به خدا قسم! او مهدی نیست و مهدی فرزند من است (ابوالفرج اصفهانی، 1381 : 218). مروان بن ابی‌فحصه در مدح سومین خلیفه عباسی او را مهدی می‌نامد (سیوطی، 1952 : 315). ابن‌کثیر می‌نویسد: «منصور، فرزندش، محمد را مهدی لقب داد، شاید همان مهدی موعود باشد؛ اما آن نبود؛ چرا که در اسم مشترکند و در عمل متفرق (ابن‌کثیر، 1395: ج10: 162).
البته پیش از فرزند منصور نیز، بنابر گفته مسعودی، سفاح خود را مهدی بنی‌هاشم می‌پنداشته است (مسعودی، بی‌تا: 292) یعقوبی شعری را آورده که در آن سفاح، مهدی بنی‌هاشم خطاب شده است. سدیف بن میمون نیز در شعری که در مدح سفاح سروده، وی را مهدی خطاب می‌کند. ابن‌عماد نیز در شذرات الذهب به مهدی خوانده شدن سفاح اشاره می‌کند. به نظر می‌رسد عباسیان چنان اهتمامی به این امر داشتند که ابودلامه شاعر در شعری خطاب به ابومسلم گفته است: «آیا قصد خیانت در دولت مهدی را داشتی؟!» نوشته‌ای در مأذنه مسجد جامع صنعا، متعلق به 136 هجری موجود است که در آن، از سفاح با عنوان مهدی یاد شده است. درباره پنجمین خلیفه عباسی هم تعبیر مهدی آمده و ابوالعتاهیه خطاب به هارون الرشید گفته است: «برای تو دو اسم وجود دارد که از رشد و هدایت گرفته شده‌اند: یکی رشید و دیگری مهدی».با فزونی ادعاهای آخرالزمانی عباسیان، امام صادق(ع) فعالانه درصدد کنترل و مهار این فضا برآمدند. امام صادق(ع) تلاش کردند به جای انطباق و همراهی با بحران و اوضاع بحرانی، اوضاع را به سمت همراه ساختن با خود سوق دهند؛ یعنی به صورت گسترده به بررسی و تحلیل اوضاع پدید آمده پرداختند و درعین‌حال، تدابیر لازم را نیز ‌اندیشیدند. واکنش امام در قبال نامه ابوسلمه، از چهره‌های سرشناس عباسی، مبنی بر پذیرش رهبری قابل توجه است.
امام صادق(ع) در پاسخ او فرمودند: «و مرا چه کار با ابوسلمه که او پیرو غیر من است؛ و وقتی پیک، پاسخ صریح امام(ع) را درخواست کرد، امام(ع) نامه او را با شعله چراغ سوزانید و از پیک خواست تا آن‌چه را دیده برای ابوسلمه نقل کند و سپس شروع به خواندن این شعر کمیت‌بن‌زید اسدی کرد: «ای کسی که آتشی را افروخته‌ای که روشنایی آن نصیب غیر تو خواهد شد و ‌ای کسی که هیزم خود را در طناب خود جمع‌آوری نکرده‌ای! …» نیز هنگامی که تمایل عبدالله‌بن‌حسن را برای پذیرش دعوت ابوسلمه دید؛ به او چنین فرمود:«ای ابامحمد! از چه هنگام خراسانیان شیعه تو شده‌اند، آیا تو ابومسلم را به خراسان فرستادی و او را فرمان به پوشیدن لباس سیاه دادی؟ و آیا کسی از این خراسانیان را که هم‌اکنون به عراق درآمده‌اند، می‌شناسی و آیا تو سبب آمدن آن‌ها به عراق شده‌ای و آیا اصولاً کسی از آنان را می‌شناسی؟! (مسعودی، 1409: 269).واکنش امام صادق(ع) در قبال عباسیان درسی بزرگ برای شیعیان به دنبال داشت، مبنی بر این که در برابر هر ادعایی باید «موقعیت سنجی» کرد؛ بدین معنا که ابتدا باید به تبیین و توصیف موقعیت فعلی مدعیان پرداخت و سپس به گرایش‌ها، تمایل‌ها، پیروان مدعیان توجه ویژه کرد تا در دام هر ادعایی گرفتار نشوند.واکنش امام صادق(ع) در برابر ادعای مهدویت محمد بن عبدالله و قیام او از این جمله است. از دیدگاه امام، این اقدام ساده و شتاب‌زده، نه تنها دوام نمی‌آورد، بلکه فرصت‌طلبان از آن بهره بیش‌تری می‌برند.
گفتنی است که عبدالله محض برای فرزندش، محمد، معروف به «نفس زکیه» با عنوان «قائم آل محمد» بیعت گرفت و ادعای مهدویت وی را مطرح ساخت در منابع گزارشی نقل شده است که امام صادق(ع) در گفت و گو با عبدالله محض، پدر محمد، به او فرمودند:گمان می‌کنی که پسرت همان مهدی موعود است؟ چنین نیست و وقت آن فرا نرسیده است» (ابوالفرج اصفهانی، 1381: 227).این تأکیدات از ناحیه امام صادق(ع) محوری را برای‌ شـیعیان‌ تـرسیم‌ و مشخص می‌کرد تا از محدوده آن خارج نشده و در دام جریانات دیگر گرفتار نشوند. امام صادق(ع) همه ‌این‌ تهدیدات مـوجود را بـه فرصت تبدیل و با جلوگیری از هدر رفتن نیروها‌، جماعت‌ شیعه‌ را به سـمت ایجاد تحول و انقلاب فـکری در آن هـدایت کردند.در موارد بسیاری نیز امام صادق(ع) به شیعیان دستور مستقیم مـی‌دهد؛ از قبیل:زبـان‌های خـود را کنترل کنید و در خانه‌های خود بنشیند‌؛ زیرا‌ آنچه به‌ شما اختصاص دارد ]حکومت اسلامی حقیقی[ به این زودی به شـما نـمی‌رسد و زیدیه هـمیشه حافظ و نگهبان شمایند.»امام صادق(ع) به منظور هدایت رفتاری شیعیان در قبال انتظارات ناظر به مهدی، از یاران خود می‌خواست که عجله روا ندارند و تا هنگامی که اتفاق کلمه اهل‌بیت: در مورد رهبر قیام را مشاهده نکرده‌اند، اقدام مسلحانه انجام ندهند؛ چنان‌که در پاسخ ابان ‌بن ‌تغلب و ابوبکر حضرمی مبنی بر تعیین تکلیف اصحاب، فرمود:در خانه‌های خود بنشینید و هنگامی‌که مشاهده کردید، ما بر روی شخصی اتفاق کردیم، آن‌گاه با سلاح‌های خود به ما بپیوندید (مجلسی، 1403، ج47: 132).
نتیجه‌گیریشناخت ویژگی‌های مواجهه ائمه: با مدعیان دورغین مهدویت، به منظور دریافت صحیح نقش‌آفرینی ائمه: و همچنین درک تفاوت رفتاری و گوناگونی سنخ مواجهات ائمه: با قضایای پیش‌آمده، امری ضروری است بررسی این موضوع از این جهت اهمیت فراوان می‌یابد که به تأیید و استواری اندیشه اعتقادی شیعه می‌انجامد. این جستار نشان داد که سامان‌دهی رفتار اجتماعی شیعیان در قبال ادعاهای دروغین، غلبه پیشگیری بر درمان، رویکرد فرصت‌ساز به تهدید مدعیان دروغین، تمییز شبهه‌گر از شبهه‌زده، قاطعیت در تصمیم‌گیری، سامان‌دهی رفتار اجتماعی شیعیان در قبال ادعاهای دروغین و تقدم مواجهه با علت بر معلول از مهم‌ترین شاخصه‌های تقابل ائمه: با مدعیان دروغین است.اهمیت بررسی چنین موضوعاتی نیز به کارکرد الگویی آن برمی‌گردد. به عبارتی سبک و سیره تقابل ائمه: با جریان‌های انحرافی نمونه‌ای قابل پیروی است. البته در نگاهی سیاست‌گذارانه باید به توصیفی ایده‌آل از وضعیت مطلوبی که می‌خواهیم در تقابل با مدعیان به آن دست پیدا کنیم؛ ترسیم سازیم.منابع1٫ آقا بزرگ طهرانی (1403ق). الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دارالاضواء.2٫ ابن اثیر، عزالدین (1409ق). الکامل فی التاریخ، بیروت، دار احیاء التراث العربی.3٫ ابن‌اعثم کوفی، احمد (1411ق). الفتوح، تحقیق: علی شیری، بیروت، دارالاضواء.4٫ ابن‌جوزی، عبدالرحمن بن علی (1420ق). المنتظم فی تواریخ الملوک و الامم، بیروت، دارالفکر.5٫ ابن شهر آشوب، محمد بن علی (1379ق). مناقب آل‌ابی‌طالب، قم، انتشارات علامه.
6٫ ـــــــــــــــــــــــــــــ (1380ق) معالم‌العلماء، نجف، مطبعه الحیدریه.7٫ ابن‌عبد ربه، شهاب‌الدین احمد (1986م). العقد الفرید، تقدیم: خلیل شرف الدین، دار و مکتبه الهلال.8٫ ابن‌عماد، عبدالحی بن احمد (بی‌تا). شذرات‌الذهب فی اخبار من ذهب، بیروت، دار احیاء التراث العربی.9٫ ابن‌عنبه، احمد بن علی (1421ق). عمده الطالب فی أنساب آل ابی‌طالب، قاهره، مکتبه الثقافه الدینیه.10٫ ابن‌کثیر، ابوالفداء اسماعیل بن کثیر (1395ق). البدایه و النهایه، تحقیق: علی شیری، بیروت، داراحیاء التراث العربی.11٫ ابن‌معتز، عبدالله بن محمد (2010م). طبقات‌الشعراء، محقق: عبدالستار احمد الفراج، قاهره، دارالمعارف.12٫ اسفراینی، ابی‌المظفر (1983م). التبصیر فی الدین و تمییز الفرقه الناجیه عن الفرق الهالکین، تحقیق: کمال یوسف حوت، بیروت، عالم الکتب.13٫ اشعری، ابوالحسن (1400ق). مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، تصحیح: هلموت ریتر، (بی‌جا)، دارالنشر.14٫ اشعری، سعد بن عبدالله (1360).المقالات و الفرق، تهران، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی.15٫ اردبیلی، محمدبن‌علی (1433ق). جامع‌الرواه و رافع الاشتباهات، تحقیق و استدراک: محمدباقر ملکیان، قم، بوستان کتاب.16٫ اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین (1994م).الاغانی، بیروت دار احیاء التراث العربی.17٫ ـــــــــــــــــــــــــــــــ (1381). مقاتل‌الطالبیین، تحقیق: احمد الصقر، قم، مکتبه الحیدریه.18٫ اقبال آشتیانی، عباس (1357). خاندان نوبختی، تهران، طهور.19٫ انصاری، حسن (1383).
مدخل امامت، دایره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی20٫ انصاری قمی (فروردین و تیر 1379). ابوزید علوی و کتاب او در رد امامیه، مجله معارف، دوره هفدهم، شماره 1٫21٫ بغدادی، أحمد بن علی الخطیب (بی‌تا). تاریخ بغداد أو مدینه‌السلام، مدینه، المکتبه السلفیه.22٫ بغدادی، عبدالقاهر بن طاهر (1987م). الفرق بین الفرق، بیروت، دارالآفاق الجدیده.23٫ حسین، جاسم (1377). تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه: محمدتقی آیت‌اللهی، تهران، امیرکبیر.24٫ تستری، محمدتقی (1410ق). قاموس‌الرجال، قم، مؤسسه النشر الاسلامی.25٫ تفرشی، مصطفی (1418ق). نقدالرجال، قم، مؤسسه آل‌البیت(ع).26٫ خواتی، محمدشفق (بهار 1386). امامت از دیدگاه زیدیه و امامیه، فصلنامه طلوع، ش 21، مدرسه عالی امام خمینی;.27٫ خویی، سیدابوالقاسم (1403ق). معجم رجال‌الحدیث، بیروت، دارالزهراء.28٫ رازی، ابوحاتم (1975م).احمد بن حمدان، الزینه، تصحیح: حسین بن فیض همدانی، قاهره.29٫ راوندی، قطب‌الدین سعید بن هبه‌الله (1409ق). الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسه الامام‌المهدی.30٫ رسی، قاسم بن ابراهیم (1423ق). مجموع کتب و رسائل الامام قاسم الرسی، بی‌جا، بی نا.31٫ دوری، عبدالعزیز (بی‌تا). اخبار الدوله العباسیه، محقق: عبدالجبار مطلبی، بیروت، دارالطلیعه للطباعه و النشر.32٫ ـــــــــــــــ (1988م). العصر العباسی الاول، بیروت، دارالطلبه.33٫ ذهبی، شمس‌الدین (1993م). سیر اعلام النبلاء، بیروت، مؤسسه الرساله.34٫ سیوطی، جلال‌الدین (1952م).
تاریخ الخلفاء، تحقیق: محمدمحی الدین عبدالحمید، مصر، بی‌نا35٫ صدوق، محمد بن علی (1422ق). کمال‌الدین و تمام‌النعمه، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین.36٫ طبرسی، احمدبن علی (1416ق). الاحتجاج، قم، دارالاسوه للطباعه والنشر.37٫ طبری، محمد بن جریر (1387ق). تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث.38٫ طوسی، محمد بن حسن (1417ق). الغیبه، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه.39٫ ـــــــــــــــــــــ (1420ق). فهرست کتب‌الشیعه و اصولهم، قم، مکتبه المحقق الطباطبایی.40٫ عمر، فاروق (بهار 1383). «فرهنگ مهدویت در لقب‌های خلفای عباسی»، ترجمه غلام‌حسن محرّمی، فصلنامه تاریخ در آینه پژوهش، شماره1، بهار 1383٫41٫ قاضی عبدالجبار (بی‌تا).المغنی، تحقیق: عبدالحلیم سلیمان دنیا، قاهره، الدار المصریه للتألیف و الترجمه.42٫ کتبی، محمد بن شاکر (1973م). فوات‌الوفیات و الذیل علیها، تحقیق: احسان عباس، بیروت، دارصادر.43٫ کشی، ابوعمرمحمد (بی‌تا).اختیار معرفه الرجال، مشهد، مصطفوی.44٫ کلینی، محمد بن یعقوب (1405ق). الکافی، تحقیق: علی‌اکبر غفّاری، بیروت، دارالاضواء.45٫ مازندرانی، ابوعلی محمد بن اسماعیل (1419ق). منتهی‌المقال فی أحوال‌الرجال، بیروت، مؤسسه آل‌البیت: لإحیاء التراث.46٫ متقی‌هندی، علی (1413ق). کنز‌العمال فی سنن الاقوال و الافعال، تصحیح: شیخ بکری حیّانی و شیخ صفوه السقّا، بیروت، مؤسسه الرساله.47٫ مجلسی، محمدباقر (1403ق). بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء.48٫ مسعودی، علی بن حسین (1409ق).
مروج‌الذهب و معادن‌الجوهر، تحقیق: محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت، دارالفکر49٫ ـــــــــــــــــــــــ (بی‌تا). التنبیه و الاشراف، تصحیح و مراجعه: عبدالله اسماعیل الصاوی، قم، مؤسسه نشر منابع الثقافه الاسلامیه.50٫ مدرس، محمدعلی (1374). ریحانه الأدب، تهران، کتاب فروشی خیام.51٫ مدرسی‌طباطبایی، حسین (1375). مکتب در فرآیند تکامل، ترجمه: ایزدپناه، هاشم، نیوجرسی، داروین.52٫ مفید، محمد بن محمد بن نعمان (1416ق). الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، بیروت، مؤسسه آل‌البیت:.53٫ ــــــــــــــــــــــــــــــ (1413ق).الفصول المختاره، قم، کنگره شیخ مفید.54٫ موسوی بجنوردی، سید کاظم (1383). دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.55٫ میرزایی، ابراهیم (مهر و آبان 1383). جستاری در منابع عصر غیبت، کتاب ماه دین، شماره 85 و 86٫56٫ ناصری، ریاض محمد حبیب (1409ق). الواقفیه دراسه تحلیلیه، مشهد، المؤتمر العالمی للامام الرضا(ع).57٫ نجاشی، احمد بن علی (1416ق). رجال‌النجاشی، تحقیق: سید موسی شبیری زنجانی، قم، مؤسسه النشر الاسلامی.58٫ نعمانی، ابن ابی‌زینب محمد بن ابراهیم (1422ق). الغیبه، قم، منشورات انوار الهدی.59٫ نوبختی، حسن بن موسی (1368). فرق‌الشیعه، ترجمه: محمد جواد مشکور، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.60٫ یعقوبی، احمدبن ابی‌یعقوب‌ابن‌واضح (1413ق). تاریخ الیعقوبی، تحقیق: عبدالامیر مهنّا، بیروت، مؤسسه الاعلمی.نویسنده:امیرمحسن عرفانمجله انتظار موعود شماره 50انتهای متن/.
نشست «مهدویت» در شمال پایتخت
00:30 - 20 اسفند 1395

12 بازدید




1 پاسخ