صفات عبدالرحمن در قران

هدف از این پژوهش بررسی موضوعی «عبادالرحمن» و ویژگی هایشان در خلال تفسیر آیات مرتبط به این موضوع با شیوه کتابخانه ای، تحلیل محتوا و استنتاج عقلی که به نتایج معقولی ختم شده است.
صفت اول: آرامش و وقار و متانت«عبادالرحمن» با متانت بر روی زمین راه می روند یعنی آنان با آرامش و وقار و متانت خاصی بر روی زمین راه می روند. از ویژگی های «عبادالرحمن» این است که ایشان به آرامی بر روی زمین سیر می کنند و راه رفتنشان از روی سرخوشی نیست زیرا که سرخوش بودن یکی از نشانه های غرور به شمار می آید.«عبادالرحمن» در مقابل پروردگار خویش فروتن و نرمخو هستند و هرگز خصلت غرور در آن ها راه ندارد، قطعاً شنیده اند که خداوند عز و جل انسان مؤمن را از این که متکبرانه بر روی زمین راه برود نهی کرده است، بنابراین برای اثبات کردن بندگی واقعی شان در مقابل خداوند مهربان اطاعت امر کردند و نیز دانستند که هدف اصلی از این عبودیت، مغرور و تندخو نبودن آنان نسبت به دیگر بندگان خداوند است و آنان از هر نشانه ای که دلالت بر کبر و خودبزرگ بینی دارد، دوری گزیده اند و سخن خداوند بلند مرتبه را در سوره «اسراء»، آیه 37 شنیده اند که می فرماید:«وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنکَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولاً: و در روی زمین متکبرانه و مغرورانه راه مرو. چراکه تو (با پای کوبیدن قلدرانه ات بر زمین) نمی توانی زمین را بشکافی و (با گردن کشیدن جبارانه ات بر آسمان، نمی توانی) به بلندای کوه ها برسی. (آخر ذره ناچیزی انسان نام، در برابر کره زمین و کره زمین در برابر مجموعه هستی، چه چیزی بشمار می آید؟!)».
این گروه از مؤمنان وصیت لقمان به فرزندش را، توشه راه خود قرار می دهند و بدان عمل می کنند، آن هنگام که خداوند بلند مرتبه درباره آنان در سوره مبارکه «لقمان» آیه شریفه 19 به ما این گونه خبر می دهد:«وَ اقْصِدْ فی مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِن أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمیرِ: و در راه رفتنت اعتدال را رعایت کن و (در سخن گفتنت) از صدای خود بکاه (و فریاد مزن) چراکه زشت ترین صداها، صدای خران است»«اِنهُم وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً: و بندگان (خوب خدای) رحمان کسانیند که آرام (و بدون غرور و تکبر) روی زمین راه می روند (و تواضع در حرکات و سکنات ایشان و حتی در راه رفتن آنان آشکار است) و هنگامی که نادانان ایشان را مخاطب (دشنام ها و بد و بیراه های خود) قرار می دهند، از آنان روی می گردانند و ایشان را ترک می گویند».
(فرقان: 63)هرگاه نادانان، «عبادالرحمن» را مورد خطاب قرار دهند اینان با درود و سلام پاسخشان می گویند، یعنی هر زمان که انسان های نادان از روی جهالت منجر به برافروختن خشم آنان شوند «عبادالرحمن» در پاسخ به آنان می گویند: سلام و درود برشما باد و از جانب ما در امنیت هستید؛ و با این کار خود را از همنشینی با جاهلان دور می سازند و به مانند گفتار مردم دوران جاهلیت پاسخ نمی دهند:الا لا یجهلن احد علینافنجهل فوق جهل الجاهلیناآگاه باشید و بدانید که هرگز کسی نمی تواند به نادانی با ما رفتار نماید چراکه در این صورت برخورد و پاسخ ما نسبت به آنان فراتر از جهالت انسان های دوران جاهلیت خواهد بود (یعنی ما کاری بدتر از آن با او در حق او انجام می دهیم)این بیت در حقیقت بیانگر آموزه های دوران جاهلیت است که افراد قبیله را در مقابل دشنام و سخنان زشت و ناروا تحریک می کردند و اگر کسی از روی جهل و نادانی با آنان روبرو می شد بر اساس آموزه هایشان باید پاسخ آن فرد را با سخنانی زشت تر از آن می دادند.با توجه به آموزه های اسلامی، مسلمانان هرگاه همدیگر را می بینند به یکدیگر سلام و درود می فرستند و همدیگر را گرامی می دارند و به این وسیله پیام جامعه اسلامی را که همان امنیت و آرامش است در میان خود اعلام می دارند و نسبت به هم یادآور می شوند. کلمه سلام، در امان ماندن آبرو و مال و سلامتی جسم و تمام آنچه که انسان خواهان در امان ماندن آن است را شامل می شود.
بنابراین بر اساس این تعالیم، مسلمانان هر زمان که جهالت و سفاهتی از نادانان را می بینند با صبر و بردباری از آنان دوری می جویند؛ و از همنشینی با آنان خودداری می نمایند این است همان آرامش و امنیتی که مسلمانان هنگام ملاقات یکدیگر آن را به همدیگر یادآور می شوند و تمام این موارد بیان شده تحت معنای واژه «سلام» است.رسول خدا(ص) اساسی ترین و مهم ترین ویژگی های مسلمانان را این گونه بیان می کنند:«المُسلِمُ مَن سَلِمَ المُسلِمُونَ مِن لِسَانِهِ و یَدِهِ، والمُهاجِرُ مَن هَجَرَ ما نَهَی اللهُ عَنهُ: مسلمان واقعی کسی است که برادرش از زبان و دست او در امان باشد».امام بخاری و مسلم از عبدالله بن عمر و بن العاص که آنان نیز از پیامبر اکرم(ص) روایت کرده اند، نقل می کنند که رسول خدا(ص) می فرماید: مسلمان واقعی کسی است که مسلمانان دیگر از زبان و دست او در امان باشند و هجرت کننده (ترک کننده) حقیقتی کسی است که از آنچه که خداوند او را از انجام آن نهی فرموده دوری نماید. پس کسانی که این صفات را نداشته باشند، در حقیقت جزء «عبادالرحمن» به شمار نمی آیند و هیچ رابطه و پیوندی با اسلام ندارند.صفت دوم: صبر و بردباری و تحملاز ویژگی های دیگر «عبادالرحمن» صفاتی ظاهری در رفتار و منششان است و آن صفاتی است که بر اخلاقی بردبارانه که ریشه در درون آنان دارد و نیز به برتری عقل و دانش نزد آنان دلالت می کند.
برخورد «عبادالرحمن» با آنان طوری است که جهل جاهلان، آنان را تحت تأثیر قرار نمی دهد به گونه ای که آنان نیز موضع حماقت و جهالت را در پیش گیرند، بلکه بر زبان های خود مسلط هستند و به مانند آنان کلامی ناروا بر زبان جاری نمی سازند و هرگز رفتاری ناشایست را از خود بروز نمی دهندبندگان خدا، راه فتنه و شر را بر جاهلان می بندند و شراره های آتشی شعله ور و سوزان که قطعاً منجر به کشتاری بزرگ و فتنه ای دامن گیر می شود را خاموش می کنند.«عبادالرحمن» از اسلام و ایمان راستینشان دفاع می کنند زمانی که نادانان با رفتارهای جاهلانه خود قصد برانگیختن خشم آنان را دارند، «عبادالرحمن» برنفس خویش مسلطند. پیامبر اکرم(ص) با بیان زیبایش سفارش نموده اند (این توصیه رسول خدا(ص) را مسلم از عبدالله بن مسعود(رض) روایت کرده است) حضرت رسول(ص) فرمودند: چه کسی را در میان خود پرقدرت و قهرمان می دانید؟ گفتند: کسی که هیچ کس نتواند او را بر زمین زند. پیامبر(ص) فرمودند: اما او کسی است که هنگام عصبانیت خشم خود را فرو خورد و بر خود مسلط باشد.بنابراین خداوند «عبادالرحمن» را آن زمان که جاهلان، آنان را مورد خطاب قرار دادند، این گونه توصیف کرد که آنان در پاسخ گفتند: درود و سلام خداوند بر شما باد؛ و این عبارت دلالت بر رفتار نیکوی آنان دارد چراکه اینان در مقابل اذیت نادانان صبورترین افرادند و در بالاترین جایگاه از بردباری قرار دارند.صفت سوم: قیام اللیل و شب زنده داری«عبادالرحمن» شب را در قیام و سجده به صبح می رسانند.
از ویژگی های «عبادالرحمن» این است که آنان شبانه نیز به عبادت خداوند مشغولند و تنها در برابر خداوند بزرگ سجده و قیام می کنند اینان شب زنده داری می کنند و با تمام وجود خود خداوند را یاد می کنند و او را به بزرگی و عظمت می ستایند و تسبیح گوی او هستند و تنها از او طلب می کنند و از عذابش می ترسند و به پاداش او امیدوار هستند. «عبادالرحمن» ساعت های خلوت تاریکی شب خود را همراه با خداوند پشت سر می گذارند و به سوی خداوند روی می آورند و او را عبادت می کنند.«عبادالرحمن» کسانی هستند که به نشان بندگی حقیقی و عبودیت خالصانه دست یافته اند و به دنبال پناهی هستند که سایه خداوند رحمان بالای سرشان باشد.«عبادالرحمن» خداوند را اطاعت می کنند و در دل شب هم مشغول عبادتند و با خدای مهربان خود خلوت کرده اند. لازمه متصف بودن آنان به «عبادالرحمن» این نیست که کل شب را برای عبادت خداوند بیدار بمانند بلکه عبادت در پاسی از شب کفایت می کند چراکه خداوند رسول اعظم(ص) را که سرور «عبادالرحمن» است به شب زنده داری در تمام شب مکلف نساخت و خداوند مهربان در ابتدای سوره «مزمل» آیات 1 تا 6 در این زمینه می فرماید:«یا أَیهَا الْمُزملُ قُمِ اللیْلَ إِلا قَلیلاً نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتلِ الْقرآن تَرْتیلاً إِنا سَنُلْقی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقیلاً إِن ناشِئَه اللیْلِ هِیَ أَشَد وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً: ای جامه به خود پیچیده! شب، جز اندکی (از آن) بیدار بمان.
نیمی از شب، یا کمی از نیمه بکاه (تا به یک سوم شب می رسد) یا بر نیمه آن بیفزا (تا به دو سوم شب می رسد) و قرآن را بخوان خواندنی (همراه با دقت و تأمل و در ضمن شمرده و روشن) ما سخن (پر مسئولیت و پر دردسر و لبریز از تکالیف و وظائف) سنگینی را بر تو نازل خواهیم کرد (که قرآن است) عبادت شبانه، (افعال آن) مؤثرتر و ماندگارتر و اقوال (آن) درست تر و پابرجاتر است».بنابراین کسی که برای پرورش نفس خود در پاسی از شب به عبادت مشغول باشد و در مقابل ذات احدیت عالم به دور از ریا، تشویش، هوای نفس، دنیاخواهی سجده و قیام نماید قطعاً استوارترین سخنان را بر زبان جاری می سازد. یعنی در مناجات با خداوند برای صفای ذهن و آرامش روح و روان و محیطش صادق ترین کلام را به کار می گیرد و پس از این بیشتر با خداوند خلوت می کند و دعا و قرآن می خواند.صفت چهارم: دعا و مناجاتمؤمنان مدام در دعایشان در مقابل پروردگار می گویند:«...رَبنا اَصرِف عنّا عذاب جَهنم إِن عَذَابَهَا کَانَ غَرَاماً: و کسانیند که پیوسته می گویند: پروردگارا! عذاب دوزخ را از ما به دور دار. چراکه عذاب آن (گریبانگیر هر کس که شد از او) جدا نمی شود (و تا ابد ملازم وی می شود)». (فرقان: 65)«عبادالرحمن» از خداوند باری تعالی می خواهند که تمام عذاب جهنم را از آنان دور بدارد، چه عذابی که بر اثر استقرار یا بر اثر اقامت برای آنان مقدر شود.مراد از این دعا، این است که «عبادالرحمن» از خداوند می خواهند که به وسیله «دعا»، عذاب را از آنان دور گرداند.
در نتیجه دعا کردن یکی از نشانه های ایمان راستین و درست و عمل صالح است که قطعاً ثمربخش می شود «عبادالرحمن» توسط ایمان حقیقی در مقابل کفر از خود محافظت می کنند و از این که در عذاب جهنم مستقر شوند، رهایی می یابند و همچنین به وسیله اعمال صالح، خویشتن را از عصیان و سرکشی در امان نگه می دارند و این که در عذاب جهنم هر چند به مدت کوتاهی اقامت داشته باشند خود را نجات می دهند.صفت پنجم: انفاق و دوری از اسراف و بخلهنگامی که انفاق می کنند اسراف نمی کنند و تنگ نظر نیستند و بین آن تعادل و استواری وجود دارد. آنان در انفاق میانه رو هستند به گونه ای که نه زیاده روی می کنند و نه خساست می ورزند. همانا آنان به وسیله این صفت به سفارش خداوند عمل می کنند و خداوند در رابطه با انسان مؤمن در سوره «اسراء» آیات 26 و 29 می فرماید:«وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السبیلِ وَ لا تُبَذرْ تَبْذیراً إِن الْمُبَذرینَ کانُوا إِخْوانَ الشیاطینِ وَ کانَ الشیْطانُ لِرَبهِ کَفُوراً وَ إِما تُعْرِضَن عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَه مِنْ رَبکَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلاً مَیْسُوراً وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَه إِلی عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُل الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً: حق خویشاوند را (از قبیل: صله رحم و نیکوئی و مودت و محبت) و حق مستمند و وامانده در راه را (از قبیل: زکات و صدقه و احسان)، بپرداز و به هیچ وجه باد دستی مکن (ریخت و پاش نکن).
بی گمان باد دستان، (ریخت و پاش کنندگان) دوستان اهریمنانند (و گوش به وسوسه های ایشان می دارند و در انجام بدی ها همسان و همگامند) و اهریمنان بسیار ناسپاس (نعمت های) پروردگار خود هستند (و تمام توان خویش را در فساد و نافرمانی از خدا می گذرانندباد دستی (ریخت و پاش) هم فساد و نافرمانی است، از آن خویشتن را برحذر دارید تا همچون اهریمنان بشمار نیایید و با ایشان در آخرت به دوزخ نیفتید) و اگر از آنان (یعنی از خویشاوندان و بیچارگان و واماندگان در راه، به سبب نبودن امکانات و) به خاطر انتظار رحمت پروردگارت که امیدِ بدان داری، روی برگردانی، با ایشان محترمانه و مهربانانه سخن بگو (و با وعده احسان در آینده بدیشان، دلخوش و امیدوارشان گردان) دست خود را بر گردن خویش بسته مدار (و از کمک به دیگران خودداری مکن و بخیل مباش) و آن را فوق العاده گشاده مساز (و بذل و بخشش بی حساب مکن و اسراف مَورز، بدان گونه) که سبب شود از کار بمانی و مورد ملامت (این و آن) قرارگیری و لخت و غمناک گردی».
«عبادالرحمن» به این سفارش الهی عمل می کنند تا آن هنگام که انفاق می کنند جزء اسرافکاران نباشند چراکه اسراف کنندگان یاران شیطان به حساب می آیند و شیطان انسان را به کارهای زشت و ناروا هدایت می کند و از او می خواهد که در گناهان اسراف و زیاده روی نماید و کسانی که در این راه کج قدم برمی دارند دچار هلاکت و نابودی خواهند شد و جزء یاران بد و شیاطین انسی و جنی که آن ها را همراهی می کنند چیز دیگری نمی یابند تا جایی که در گناه و ذلت و خواری می افتند و خداوند برآنان خشمگین شده سپس به سوی جهنم رهسپار می شوند و چه بد سرنوشتی را خواهند داشترسول خدا(ص) فایده پایبندی به قاعده بزرگ اقتصادی در زمینه انفاق را این گونه بیان کرده است و آن قاعده میانه روی و اعتدال در تمام اموال و شرایط است. امام احمد از عبدالله بن مسعود(رض) روایت کرده که گفت: رسول خدا(ص) فرمودند: «مَا عالَ مَن اقتَصَدَ». یعنی کسی که در زندگی خود میانه روی و اعتدال نماید هرگز فقیر نمی شود و منظور از میانه روی همان اعتدالی است که خالی از افراط و تفریط باشد.شیطان در زندگی انسان دعوتگر به شر و بدی و فتنه و خشکاندن چشمه حکمت است و خداوند رحمان نیز به عنوان منبع هر دعوتی به سوی خیر و فضیلت و حکمت است.
خداوند عز و جل در سوره «بقره»، آیات 268 تا 269 بعد از این که به انفاق در راه خدا تشویق می کند واجبات و آداب آن را نیز بیان می کند: «الشیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَه مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللهُ واسِعٌ عَلیمٌ یُؤْتِی الْحِکْمَه مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَه فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثیراً وَ ما یَذکرُ إِلا أُولُوا الْأَلْبابِ: اهریمن شما را (به هنگام انفاق می ترساند و) وعده تهیدستی می دهد و به انجام گناه شما را دستور می دهد، ولی خداوند به شما وعده آمرزش خویش و فزونی (نعمت) می دهد و خداوند (فضل و مرحمتش) وسیع (و از همه چیز) آگاه است فرزانگی را به هرکس که بخواهد (و شایسته بیند) می دهد و به هرکس که فرزانگی داده شود، بی گمان خیر فراوانی بدو داده شده است و جز خردمندان (این حقائق را درک نمی کنند و) متذکر نمی شوند».قطعاً شیطان شما را از این که در عرصه های مختلف خیر و نیکی به دلیل رضایت خداوند انفاق می کنید، نهی می کند و از این که شما دچار فقر شوید می ترساند وآن زمانی که به اسراف و تبذیر مشغولید شما را به فحشاء امر می کند.«عبادالرحمن» این حقایق را می فهمند و حکیمانه به آن پایبند هستند و این روش اعتدال و میانه روی است که در تمام حالات و شرایط وجود دارد.«وَ الذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً: و کسانیند که به هنگام خرج کردن (مال برای خود و خانواده) نه زیاده روی می کنند و نه سختگیری و بلکه در میان این دو (یعنی اسراف و بخل، حد) میانه روی و اعتدال را رعایت می کنند».
(فرقان: 67)صفت ششم: به خدای یگانه شرک نمی ورزندآنان خدایی جز خدای واحد را نمی پرستند: «عبادالرحمن» به خداوند یگانه شرک نمی ورزند و به او ایمان دارند و خدای دیگری را نمی خوانند و جز او از کس دیگری طلب نمی کنند و تنها او را عبادت می کنند و به ذات احدیت الله شرک نمی ورزند«عبادالرحمن» به یقین دریافته اند که جز الله خدایی نیست و تنها او روزی دهنده و زنده کننده و میراننده و شفا دهنده است و به جز او کس دیگری نمی تواند در عالم هستی دخل و تصرف نماید. پس به او ایمان راستین و خالصانه آورده و قلب هایشان را فقط در گرو او قرار داده اند.«عبادالرحمن» یقین دارند که اگر انسان و جنیان دور هم جمع گردند تا به کسی فایده ای رسانند قادر به انجام آن نخواهند بود مگر آنچه که خداوند مهربان برای آن فرد مقرر کرده باشد و اگر تمام این گروه جمع شوند تا به کسی ضرر رسانند هرگز نمی توانند مگر آنچه که خداوند برای او مقدر ساخته باشد.هرکه هرآن خواست نه آن می شودهرچه خدا خواست همان می شود«عبادالرحمن» اگر به اسباب به عنوان دستگیره ای چنگ می زنند و وسایل و اسباب را اتخاذ می کنند صرفاً به دلیل اطاعت از دستور پروردگار است. آنان هرگز دل به اسباب نمی بندند بلکه به خالق و آفریننده آن اسباب دلبسته می شوند چون می دانند کلید آسمان ها و زمین در دست اوست و هیچ سببی مگر به خواست و اجازه خداوند تأثیر نخواهد گذاشت.
«عبادالرحمن» هرگز خدایی را از میان انسان ها، جنیان، فرشتگان، بتها، مردگان و اهل قبور و یا از طبیعت و اسباب هستی برنمی گزینند زیرا آنان می دانند که تمام اشیاء در مقابل امر الهی خاضع و فروتنند و تمام این اشیاء به دست خداوند آفریده شده اند و خود آفریننده ای دارند و اینان تنها به اذن و قضا و قدر بی واسطه خداوند است که دارای عمل و قدرت دخل و تصرف می گردندهمه بندگان حقیقی خداوند ازجمله پیامبران و نیکوکاران و مقربان درگاه الهی و شهیدان و صالحان این گونه اند؛ و از تأثیرات وحدانیت الهی برقلب های «عبادالرحمن» این است که به آنچه که خداوند نازل گردانیده حکم می کنند و برای خود چیزی جز آنچه که خداوند به آن دستور داده اتخاذ نمی کنند؛ زیرا آنان می دانند آنچه که ایمانشان مقتضای آن است، یقین داشتن به عبارت «لَا إِلَهَ إِلَا اللَهُ وَحدَهُ» است و به این که هیچ دستوری جز امر و دستور الهی وجود ندارد، ایمان دارند و می دانند که حکمیت در دل هایشان فقط از آن خداوند یکتاست و خداوند به آنچه که خود، خواهان آن است دستور اجرای آن را می دهد و یا از انجام آن نهی می کند.این ها صفاتی بودند که «عبادالرحمن» به آن آراسته اند و این صفات را نیز حضرت ابراهیم(ع) بیان داشته اند.
خداوند عز و جل در سوره «شعرا» آیات 69 تا 86 از زبان حضرت ابراهیم(ع)، فرموده اند:«وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابراهیم إِذْ قالَ لِأَبیهِ وَ قَوْمِهِ ما تَعْبُدُونَ قالُوا نَعْبُدُ أَصْناماً فَنَظَل لَها عاکِفینَ قالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ أَوْ یَنْفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرونَ قالُوا بَلْ وَجَدْنا آباءَنا کَذلِکَ یَفْعَلُونَ قالَ أَ فَرَأَیْتُمْ ما کُنْتُمْ تَعْبُدُونَ أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ فإِنهُمْ عَدُو لی إِلا رَب الْعالَمینَ الذی خَلَقَنی فَهُوَ یَهْدینِ وَ الذی هُوَ یُطْعِمُنی وَ یَسْقینِ وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفینِ وَ الذی یُمیتُنی ثُم یُحْیینِ وَ الذی أَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لی خَطیئَتی یَوْمَ الدینِ رَب هَبْ لی حُکْماً وَ أَلْحِقْنی بِالصالِحینَ وَ اجْعَلْ لی لِسانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرینَ وَ اجْعَلْنی مِنْ وَرَثَه جَنه النعیمِ وَ اغْفِرْ لِأَبی إِنهُ کانَ مِنَ الضالینَ: (ای پیغمبر!) سرگذشت ابراهیم را برای کافران بیان دار هنگامی که به پدرش (آزر) و قوم (بت پرست) خود گفت: چه چیز را پرستش می کنید؟ (چیزهائی را که می پرستید، شایسته پرستش هستند؟) (مفتخرانه پاسخ دادند و) گفتند: بت های بزرگی را می پرستیم و دائماً (به پرستش آن ها می پردازیم و) بر عبادتشان ماندگار می مانیم. گفت: آیا هنگامی که آن ها را به کمک می خوانید، صدای شما را می شنوند و نیازتان را برآورده می کنند؟ یا سودی به شما می رسانند (اگر از آن ها اطاعت کنید؟) و یا زیانی متوجه شما می سازند (اگر از آن ها سرپیچی نمایید؟) می گویند: (چیزی از این کارها را نمی توانند بکنند) فقط ما پدران و نیاکان خود را دیده ایم که این چنین می کردند (و بتان را به گونه ما پرستش می نمودند و ما هم از کارشان تقلید می کنیم و بس.
مگر می شود پدران و نیاکان ما در اشتباه بوده باشند؟!) آیا (می دانید که چه کار می کنید و) می بینید که چه چیز را می پرستید؟! هم شما و هم پدران پیشین شما همه آن ها دشمن من هستند (آن هائی که شما معبود خود می دانید) به جز پروردگار جهانیان (پروردگار جهانیانی) که مرا آفریده است و هم او مرا (به سوی سعادت دنیا و آخرت) راهنمایی می سازد (و در سراسر زندگی من حضور دارد و لحظه ای از من غافل نیست) آن کسی است که او مرا می خوراند و می نوشاند و هنگامی که بیمار شوم او است که مرا شفا می دهد و آن کسی است که (چون اجلم فرا رسید) او مرا می میراند و سپس (در رستاخیز برای حساب و کتاب و جزا و سزا) مرا زنده می گرداندو آن کسی است که امیدوارم در روز جزا و سزا (که قیامت برپا است) گناهم را بیامرزد. (ابراهیم دست دعا به درگاه خدا برداشت و گفت): پروردگارا! به من کمال و معرفت مرحمت فرما (تا در پرتو آن، حق را حق و باطل را باطل ببینم و قدرت بر داوری صحیح در میان بندگانت داشته باشم) و مرا (در دنیا و آخرت) از زمره شایستگان و بایستگان گردان و (با توفیق در طاعت و عبادت و اعمال نیک) برای من ذکر خیر و نام نیک در میان آیندگان بر جای دار و مرا از زمره کسانی ساز که بهشت پرنعمت را فراچنگ می آورند و پدرم را (با رهنمود به ایمان و توفیق در طاعت و عبادت، مورد مرحمت و مشمول مغفرت گردان و بدین وسیله او را) که از گمراهان است بیامرز».
این ویژگی هایی که در رابطه با ایمان راستین «عبادالرحمن» ذکر شد را پیامبر اکرم(ص) در بیانات شیوایشان به این گونه برای ما به تصویر می کشند که عبدالله بن عباس(رض) گفت: روزی پشت سر نبی خدا(ص) بودم که ایشان فرمودند: ای غلام! من به تو کلماتی را یاد می دهم، آن را حفظ کن، خداوند به سبب آن تو را در امان نگه می دارد و خداوند را مقابلت می یابی اگر طلب کردی تنها از او بخواه و اگر یاری جستی تنها از او یاری بجوی؛ و بدان که اگر تمام انسان ها جمع شوند تا بخواهند درباره امری به تو سودی رسانند، نمی توانند مگر آن که خداوند اراده به وقوع پیوستن آن را نماید و اگر همه آن ها بخواهند نسبت به چیزی به تو ضرری رسانند قادر نخواهند بود مگر زمانی که خداوند آن را برایت مقدر سازد. قلم ها بالا برده شدند و برگه ها خشک گشتند».ترمذی آن را روایت کرده و گفته آن حدیثی درست و صحیح است؛ و در روایت دیگر نزد غیر از ترمذی آمده، گفته شده: آن کلمات را حفظ کن، خداوند را مقابل خود می یابی، در رفاه و آسایش به یاد خدا باش تا خداوند هم در سختی ها و گرفتاری ها به یادت باشد و بدان که آن تیری که به سوی تو به خطا رفت اصلاً قرار نبود به تو اصابت کند و تیری که به تو اصابت کرد اصلاً قرار نبود که خطا کند و بدان که پیروزی به همراه صبر و شکیبایی است و گشایش همراه با مصیبت و گرفتاری است و قطعاً همراه با هر سختی آسانی وجود دارد.صفت هفتم: پرهیز از قتل نفسآنان هرگز کسی را به قتل نمی رسانند حتی اگر به حق باشد.
آنچه که در قتل نفس اصل است این است که قتل نفس در دین الهی حرام است هرچند که شایسته کشتن باشد زیرا خداوند آفریننده نفس است و با حیات بخشیدن به آن، زیستن طولانی را به آن ارزانی بخشیده تا در گرفتاری ها و دشواری ها نقشش را به خوبی ایفا کند و باید مسیری که خداوند آن را برای امتحان پیش روی انسان قرار داده، آن گونه که شایسته است آن را بپیماید و در نهایت پاداش آن نزد خداوند است؛ اما منافع جامعه بشری قتل را قصاص برخی از انسان ها می داند خداوند نیز قتل را در برخی شرایط که مجازات در آن واجب می شود جایز می داند و این نوع قتل، قتل به حق است.«عبادالرحمان» به این صفت متصفند که مرتکب قتلی نمی شوند مگر آن که خداوند آن را جایز دانسته باشد و آنان سفارش خداوند را برای مؤمنان عملی می سازند همان طور که خداوند عَز و جَل در سوره «اسراء» آیه 33 می فرماید:«وَ لا تَقْتُلُوا النفْسَ التی حَرمَ اللهُ إِلا بِالْحَق وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنهُ کانَ مَنْصُوراً: و کسی را نکشید که خداوند کشتن او را -جز به حق- حرام کرده است. هر کس که مظلومانه کشته شود، به صاحب خون او (که نزدیکترین خویشاوند به او است، این) قدرت را داده ایم (که با مراجعه به قاضی، قصاص خود را درخواست و قاتل را به مجازات برساند) ولی نباید او هم در کشتن اسراف کند (و به جای یک نفر، دو نفر و بیشتر را بکشد، یا این که به عوض قاتل، دیگری را هلاک سازد) بی گمان صاحب خون، یاری شونده (از سوی خدا) است (چراکه حق قصاص را بدو داده است)».
«عبادالرحمن» از آنچه که خداوند آن را حرام دانسته دوری می کنند خداوند در سوره «انعام» آیه 151 می فرماید:«قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرمَ رَبکُمْ عَلَیْکُمْ أَلا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النفْسَ التی حَرمَ اللهُ إِلا بِالْحَق ذلِکُمْ وَصاکُمْ بِهِ لَعَلکُمْ تَعْقِلُونَ: بگو: بیائید چیزهایی را برایتان بیان کنم که پروردگارتان بر شما حرام نموده است. این که هیچ چیزی را شریک خدا نکنید و به پدر و مادر (بدی نکنید و بلکه تا آنجا که ممکن است بدیشان) نیکی کنید و فرزندانتان را از ترس فقر و تنگدستی (کنونی یا آینده) مکشید (چراکه) ما به شما و ایشان روزی می دهیم (و روزی رسان همگان ماییم؛ نه شما) و به گناهان کبیره (ازجمله زنا) نزدیک نشوید، خواه (آن ها در وقت انجام برای مردم) آشکار باشد و خواه پنهان و کسی را بدون حق (قصاص و اجرای فرمان الهی) مکشید که خداوند آن را حرام کرده است. این ها اموری هستند که خدا به گونه مؤکد شما را بدان ها توصیه می کند تا آن ها را بفهمید و خردمندانه عمل کنید».آنان به کلام رسول خدا(ص) نیز عمل کردند: بخاری و مسلم از ابن مسعود(رض) روایت کردند که رسول خدا(ص) فرمودند: ریختن خون مسلمان جز در سه مورد حلال نیست، زن بیوه زناکار، نفس در مقابل نفس، انسانی که دینش را ترک گفته و از جماعت دوری کرده است.
و نیز قول دیگری از رسول خدا(ص) وجود دارد که بخاری و مسلم آن را از فرزند عمر(رض) روایت کرده اند که رسول خدا(ص) فرمودند: دستور یافتم مردم را بِکُشم مگر این که شهادت «لااله الا الله» را دهند و نماز بپا دارند و زکات بپردازند و اگر به این امور مشغول گردند دیگر خون و اموالشان برعهده من نیست و تنها بر عهده اسلام است و حسابشان فقط با خداوند است»«عبادالرحمن» هرگز چنین کاری نخواهند کرد مگر زمانی که انجام آن به اذن الهی باشد. چطور ممکن است که «عبادالرحمن» دچار چنین گناهی گردند در حالی که اینان کلام خداوند را شنیده اند که در سوره «نساء» آیه 93 می فرماید:«وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمداً فَجَزاؤُهُ جَهَنمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَد لَهُ عَذاباً عَظیماً: و کسی که مؤمنی را از روی عمد بکشد (و از ایمان او باخبر بوده و تجاوزکارانه او را به قتل برساند و چنین قتلی را حلال بداند، کافر به شمار می آید و) کیفر او دوزخ است و جاودانه در آنجا می ماند و خداوند بر او خشم می گیرد و او را از رحمت خود محروم می سازد و عذاب عظیمی برای وی تهیه می بیند».حکم قصاص، عاملی بازدارنده برای تقوا پیشه کنندگان و غیر متقین است و علت آن این است: کسانی که ترس از خداوند آنان را از قتل باز ندارد، هرگاه آنچه که در پس مرگ است یعنی همان قصاص عادلانه ای که دولت اسلامی عهده دار آن است را یادآور می شوند، پس به این وسیله از قصاص می ترسند.
در کلام خداوند بزرگ در سوره «بقره» آیه 179 چنین آمده است:«وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاه یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ لَعَلکُمْ تَتقُونَ: ای صاحبان خرد! برای شما در قصاص، حیات و زندگی است (بنا بر مصلحت و حکمتی که در آن و دقائق و نکاتی که در همه احکام است این است که قانون قصاص را برای شما وضع کردیم تا از تجاوز و خونریزی بپرهیزید) باشد که تقوا پیشه کنید».در مورد بزرگ بودن جرم قتل در اسلام در کلام رسول خدا(ص) این گونه آمده است که، قطعاً نابود ساختن دنیا برای خداوند آسان تر از به قتل رساندن انسان مسلمان است. ترمذی و نسائی از عبدالله بن عمرو بن العاص این گونه روایت کرده اند که وی در «المشکات» گفته است: «والا صح انه موقوف».به همین دلیل دورترین مردم از مرتکب شدن به این گناه، تقوا پیشه کنندگانند و از آنجایی که «عبادالرحمن» نسبت به متقین والامقامند پس ازجمله صفاتشان این است که هرگز کسی را که خداوند بلند مرتبه کشتن آن را حرام دانسته است، به قتل نمی رسانند مگر زمانی که به حق باشد.صفت هشتم: هرگز زنا نمی کنندازجمله صفات «عبادالرحمن» این است که آنان هرگز زنا نمی کنند. چراکه از خداوند بلند مرتبه اطاعت می کنند و آیات الله عَز و جَل را که بر آنان تلاوت شده را شنیده اند و در آن آیه ها دوری از زنا و نهی و بر حذر ماندن از آن و از سرانجام بد آن آمده است و در سخنان ارزشمند رسول اکرم(ص) عاقبت اهل زنا به وضوح بیان شده است.
قطعاً «عبادالرحمن» کلام الله عز و جل را شنیده اند که در سوره «اسراء» آیه 32 به مؤمنان فرموده است:«وَلاَ تَقْرَبُواْ الزنَی إِنهُ کَانَ فَاحِشَه وَسَاء سَبِیلاً: و (با انجام عوامل و انگیزه های زنا) به زنا نزدیک نشوید که زنا گناه بسیار زشت و بدترین راه و شیوه است»بنابراین مؤمنان تمام آنچه که خداوند آنان را از آن نهی فرموده است به پایان رسانیدند و از آن اطاعت کردند تا بدان وسیله به نشان تقرب به خداوند دست یابند. نشانی که «عبادالرحمان» حاملان آن هستند و به دوستی که آنان گروهی برتر از مؤمنانند و به بندگی حقیقی الهی آراسته اند.«عبادالرحمن» دریافته اند که دوری از زنا، دور شدن از اسباب و مقدمات و انگیزه های آن را نیز تضمین می کند بنابراین آنان تمام جوارح و اعضای بدن خود را از گناهانی که آنان را به سمت زنا سوق می دهد، باز می دارند.خداوند باری تعالی زنا را به عنوان یک عمل زشت و ناپسند وصف کرده است (یعنی گناهی بزرگ) و آن را به عنوان راهی بس ناپسند توصیف کرده یعنی عملی که برای رسیدن به شهوت و تمایل به جماع صورت می گیرد. از آنجایی که این عمل نامشروع است، پس گناهی بسیار بزرگ به شمار می آید و به همین دلیل الله تعالی به دوری از آن و سرانجام ناپسند آن، تأکید می کند و در تمام آنچه که بر بندگان خود نازل کرده، اعم از شریعت و قوانین اسلام از عهد حضرت آدم(ع) تا عهد پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی(ص) آن را حرام دانسته است.
بررسی های پزشکی و سازمان بهداشت جهانی نیز اثبات کرده اند که منتشر شدن زنا در سطح جامعه، باعث شیوع و بروز انواع بیماری های خطرناک و دردناک و مُسری و کشنده می شود و هیچ اختلاف نظری بر سر این موضوع وجود ندارد، بلکه همه بر این نظر متفقند علاوه بر این که طب پزشکی آن را ثابت کرده، قرآن کریم از قول خداوند مهربان درباره زنا و نتایج ناپسند اجتماعی و بهداشتی آن در سوره «اسراء» آیه 32 این گونه می فرماید:«وَلاَ تَقْرَبُواْ الزنَی إِنهُ کَانَ فَاحِشَه وَسَاء سَبِیلاً»بر اساس تمام آنچه که گفته شد خداوند مهربان با راهنمایی هایش نظام اسلامی را از انتشار و گسترش زنا مراقبت می کند و این محافظت به وسیله نصیحت های پیشگیرانه و بیان احکام شرعی و پایه های ایمان و ذکر مجازات های تعیین شده ای که حاکم اسلامی اجرای آن را برعهده دارد شامل تازیانه های علنی برای افراد گناهکار و سنگسار شدن علنی برای افراد عفیف و پاکدامن به صورتی که باعث مرگ آنان.در مورد مجازات مرد یا زن زناکار و ناپاک خداوند عز و جل در سوره «نور» آینه 24، چنین می فرماید:«یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ: (آنان عذاب عظیمی دارند) در آن روزی که علیه آنان زبان و دست و پای ایشان بر کارهایی که کرده اند گواهی می دهند».و از آنجایی که «عبادالرحمن» بندگان برگزیده الهی هستند و از نظر مقام، بالاتر از مؤمنانند پس آنان هرگز به سمت زنا نمی روند، یعنی عمل قبیح زنا هرگز جزء عادت های آنان محسوب نمی شود.
صفت نهم: شهادت دروغین نمی دهندچطور ممکن است که «عبادالرحمن» به دروغ شهادت دهند در صورتی است که آنان چهره واقعی حقیقت را تغییر می دهند وآن را کتمان می کنند؟ و این در حالی است که آنان کلام خداوند بلند مرتبه را شنیدند که آنان را از گفتن سخن دروغ بر حذر داشته است فرقی ندارد که سخن دروغ در شهادت دادن باشد و یا در غیرشهادت دادن؛ و این کلام الله سبحانه تعالی در سوره مبارکه «حج» آیه 30 بیان شده که می فرماید:«ذلِکَ وَ مَنْ یُعَظمْ حُرُماتِ اللهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبهِ وَ أُحِلتْ لَکُمُ الْأَنْعامُ إِلا ما یُتْلی عَلَیْکُمْ فَاجْتَنِبُوا الرجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزورِ: آن (چیزی که گذشت، برنامه و مناسک حج بود) و هر کس اوامر و نواهی خدا را (به ویژه در مراسم و امور مربوط به حج) بزرگ و محترم دارد، از نظر خدا چنین کاری (در دنیا و آخرت) برای او بهتر است. (خوردن گوشت) چهارپایان (همچون شتر، گاو، بز و گوسفند) برای شما حلال گشته است، مگر (گوشت) آن چهارپایانی که (در قرآن) برایتان بیان می شود (همچون مردار و غیره) و از (پرستش) پلیدها، یعنی بت ها دوری کنید و از گفتن افتراء (بر مردم و بر خدا) بپرهیزید».قطعاً «عبادالرحمن» دچار چنین عمل ناشایستی نمی شوند چراکه آنان در زمره مؤمنان و متقین می باشند. «الزور» در لغت، سخن دروغ و باطل است و اصل ماده این کلمه بر تمایل داشتن دلالت دارد. سخن دروغ و باطل نیز به مانند رویگرداندن از راه درست و حق است.
چطور ممکن است «عبادالرحمن» به دروغ شهادت دهند در حالی که شهادت به دروغ خود یکی از انواع دروغ ها و زشت ترین آن هاست و بدترین تأثیر را در زندگی مردم دارد؟خداوند عز و جل بیان کرده که دروغ گفتن در نظر من کار آسانی نیست مگر برای کسانی که بی ایمانند در سوره مبارکه «نحل» آیه 105 آمده است:«انمَا یَفْتَرِی الْکَذِبَ الذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِ اللهِ وَأُوْلئِکَ هُمُ الْکَاذِبُونَ: تنها و تنها کسانی (بر زبان خدا) دروغ می بندند که به آیات خدا ایمان نداشته باشند؛ و در حقیقت آنان دروغگویان واقعی هستند (نه محمد امین، چراکه چنین کسانی از خدا و مجازات او باکی ندارند و هر وقت مصلحت بدانند، بر زبان دروغ می رانند)».این آیه درباره محصور شدن دروغ در وجود کسانی صحبت می کند که ایمان ندارند. زشت ترین دروغ ها، دروغ بستن به ذات مقدس الهی و به دروغ شهادت دادن است.رسول خدا(ص) بیان کرده اند که، مؤمن هرگز دروغ نمی گوید و نیز امام مالک در کتاب «مُوطا» از صفوان بن سلیم روایت کرده اند که صفوان از رسول خدا(ص) پرسیده است که آیا مؤمن می تواند ترسو باشد؟ رسول خدا(ص) فرموده اند: بله! وی مجدداً پرسیده است. ای نبی خدا! آیا انسان مؤمن می تواند بخیل باشد؟ ایشان پاسخ داده اند: بله! و در نهایت وی پرسیده است آیا مؤمن می تواند دروغگو باشد؟ رسول خدا(ص) جواب داده اند: نه (هرگز).
بخاری و مسلم درباره برحذر بودن از شهادت دروغین روایت کرده اند، رسول خدا(ص) فرمودند: آیا می خواهید شما را از بزرگ ترین گناهان آگاه سازم؟ گفتیم: بله! رسول خدا(ص) فرمود: شرک به خداوند و نافرمانی و عصیان و بی حرمتی نسبت به پدر و مادر پیامبر خدا(ص) در حالی که تکیه داده بود نشست و فرمود: آگاه و برحذر باشید از کلام دروغ و به دروغ شهادت دادن. همواره آن را تکرار نمود تا جایی که گفتیم، ای کاش پیامبر خدا(ص) سکوت نماید.«حُنَفاءَ لِلهِ غَیْرَ مُشْرِکینَ بِهِ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللهِ فَکَأَنما خَر مِنَ السماءِ فَتَخْطَفُهُ الطیْرُ أَوْ تَهْوی بِهِ الریحُ فی مَکانٍ سَحیقٍ: حقگرا و مخلص خدا باشید و هیچ گونه شرکی برای خدا قرار ندهید. زیرا کسی که برای خدا انبازی قرار دهد، انگار (به خاطر سقوط از اوج ایمان به حضیض کفر) از آسمان فرو افتاده است (و به بدترین شکل جان داده است) و پرندگان (تکه های بدن) او را می ربایند، یا این که تندباد او را به مکان بسیار دوری (و دره ژرفی) پرتاب می کند (و وی را آن چنان بر زمین می کوبد که بدنش متلاشی و هر قطعه ای از آن به نقطه ای پرت می شود)». (حج: 31)به همین دلیل «عبادالرحمن» هرگز شهادت دروغین نمی دهند و این وصف از جانب پروردگار مهربان است.صفت دهم: از کلام و عمل پوچ و باطل دیگران کریمانه می گذرند«عبادالرحمن» هرگاه با مسئله بی فایده ای روبه رو می شوند بزرگ منشانه از آن می گذرند و خود را بزرگ تر از آن می دانند که وقت شان را صرف امور پوچ و بیهوده نمایند و فرقی ندارد که آن امر بیهوده، کلام و یا عمل باشد.
«عبادالرحمن» ارزش وقت خود را می دانند و دریافته اند زمانی که بر آنان می گذرد ثروتی است که در این دنیا مالک آنند و این ثروت در کنار نعمت هایی ازجمله، نیروی جسمی، فکری، درونی است که خداوند به آنان عطا نموده است و اگر آنان به زمان اجازه دهند که در مسائل بیهوده و باطلی که برای دنیا و آخرت آنان هیچ فایده ای ندارد، تلف شوددر حقیقت آنان مهم ترین دارایی خود را به اندازه زمانی که صرف مسائل بیهوده ساخته اند، تباه نموده اند و می دانند که خسارت وارده بر آنان جبران ناپذیراست و اگر اهل بصیرت و دانایی باشند تلاش می کنند که گرفتار خسارتی که جبران ناپذیر است نشوند و اگر کسی خسران زده شد از آنجایی که عمر انسان محدود است و انسان هر چقدر تلاش نماید تا آن ناراحتی به اندازه یک ساعت به تأخیر اندازد و درصدد جبران آن برآید، امکان پذیر نخواهد بود؛ و اگر بعد از مرگ بخواهد به این دنیا بازگردد تا عمل نیک و صالح انجام دهد خواسته اش با توبیخ و ملامت رد می شود.
به همین دلیل است که الله سبحانه تعالی به عصر و زمان سوگند می خورد چراکه انسان را همیشه و در تمام اوقاتی که بر او سپری می شود در زیان می بیند زیرا که با سپری شدن و گذر هر لحظه بر او ثروتش تباه می شود و آن ثروت همان عمر با ارزش اوست که تلف می شود در حالی که او در خسران به سر می برد و چاره ای هم ندارد، چراکه در لغزشگاه خسران است اما خداوند بزرگ از میان تمام انسان هایی که دچار خسران شده اند، کسانی را که ایمان آورده اند و کارهای نیک انجام داده اند، استثناء قرار داده و به سوی صبر و حق رهنمون شده است، دلیلش این است که مؤمنان لحظه به لحظه عمرشان را در تجارتی سودمند با خداوند سپری کرده اند و این سود حاصل برای آنان بس بزرگ است و بالاتر از آن چیزی است که بتوان تصور کرداز میان این گروه از مؤمنان «عبادالرحمن» مستثنی هستند. چون هرگاه با امور بیهوده مواجه می شوند سخاوتمندانه و گذرا بر آن عبور می کنند. آنان می ترسند که دارایی شان دچار خسران شود، که هیچ سود و عمل نیک و صالحی در آن نباشد.همتِ بلند از ویژگی های «عبادالرحمن» است که به واسطه این همت خود را از مسائل ناچیز و پست دور می کنند و خود را بالا می کشند و به دنبال کارهای ارجمند و کمالات هستند.
پرداختن به امور باطل باعث سرگرم شدن به امور پست می شود، در حالی که «عبادالرحمن» خود را به آنچه که به آنان ربطی ندارد مشغول نمی سازند و به سفارش رسول خدا(ص) عمل می کنند که فرموده است: ازجمله اسلام نیکو آوردن انسان این است که آنچه را که به او ارتباطی ندارد ترک نمایدخداوند عز و جل در سوره مبارکه «مؤمنون» آیات 1 تا 3، می فرماید:«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الذینَ هُمْ فی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ وَ الذینَ هُمْ عَنِ اللغْوِ مُعْرِضُونَ: مسلماً مؤمنان پیروز و رستگارند. کسانی که در نمازشان خشوع و خضوع دارند و از (کردار) بیهوده و (گفتار) یاوه رویگردانند (و زندگی را جدی می گیرند؛ نه شوخی)».
«أُولئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرتَیْنِ بِما صَبَرُوا وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَه السیئَه وَ مِما رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ وَ إِذا سَمِعُوا اللغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لا نَبْتَغِی الْجاهِلینَ: آنان کسانی اند که دو بار اجر و پاداششان داده می شود، به سبب این که (در راه ایمان اذیت و آزارها دیده اند و) شکیبائی کرده اند و بدی ها را با نیکی ها از میان برمی دارند (و نه تنها بدی ها را با بدی ها پاسخ نمی گویند، بلکه در مقابل کردار و گفتار بد مردم، رفتار بایسته می کنند و سخن شایسته می گویند) و از آنچه بدیشان عطاء کرده ایم (در راه خیر و صلاح) خرج می کنند و می بخشند و هنگامی که یاوه بشنوند از آن روی می گردانند (و دشنام را با دشنام پاسخ نمی گویند و بلکه) می گویند: اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شما است (و هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت) وداع و بدرودتان باد! ما خواهان (همنشینی با) نادانان نیستیم» (قصص: 55-54)این توصیف حقیقی «عبادالرحمن» و تمامی مؤمنانی است که در کتاب آسمانی پیش از قرآن نیز آمده است و به درستی و راستین بودن ایمانشان و نیز توصیف عقلانی از بین مردم اشاره دارد.صفت یازدهم: کورکورانه و از روی نادانی الله را جل جلاله سجده نمی کنندازجمله خصلت های دائمی «عبادالرحمن» این است که هرگاه آیات الهی را یادآور می شوند در آن تفکر و تدبر می کنند، سپس در برابر پروردگارشان به سجده می افتند و ذات بی مانند او را تسبیح می گویند و کبر نمی ورزند و به مانند جاهلان و انسان های ریاکار در ظاهر به سجده نمی افتند.
«عبادالرحمن» ایمان آورندگان حقیقی هستند چه در مقابل آیاتی که شاهد آنند و چه در برابر آیاتی که بر آنان تلاوت می شود و به این که این دلالت برذات مقدس الله دارند و جامع تمام صفات الهی است باور قلبی دارند و هرگاه آیات الهی را یادآور شوند جایگاه حقیقی شان را مقابلشان متصور می شوند همان طور که خداوند عز و جل نیز در سوره مبارکه «سجده» آیات 15 و 16 می فرماید:«إِنما یُؤْمِنُ بِآیاتِنَا الذینَ إِذا ذُکرُوا بِها خَروا سُجداً وَ سَبحُوا بِحَمْدِ رَبهِمْ وَ هُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ تَتَجافی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِما رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ: تنها کسانی به آیات ما ایمان دارند که هر وقت بدان ها پند داده شوند، (برای خدا) به سجده می افتند و ستایشگرانه به تسبیح پروردگارشان می پردازند و تکبر نمی ورزند. پهلوهایش از بسترها به دور می شود (و خواب شیرین را ترک گفته و به عبادت پروردگارشان می پردازند و) پروردگار خود را با بیم و امید به فریاد می خوانند و از چیزهایی که بدیشان داده ایم می بخشند».«وَ الذینَ إِذا ذُکرُوا بِآیاتِ رَبهِمْ لَمْ یَخِروا عَلَیْها صُما وَ عُمْیاناً: و کسانی اند که هنگامی که به وسیله آیات پروردگارشان پند داده شدند، همسان کران و نابینایان بر آن فرو نمی افتند (و غافل وار بدان گوش فرانمی دهند. بلکه با گوش دل می شنوند و با چشم عقل بدان می نگرند و درس ها و اندرزهای قرآنی را آویزه گوش جان می کنند و نیروی ایمان خود را بدان تقویت می سازند)».«عبادالرحمن» در این گروه هستند و به دلیل بصیرت و عبادات واقعی جزء والامقامان به شمار می آیند.
صفت دوازدهم: دعا و نیایش برای خانوادهآنان پروردگارشان را این گونه مورد ندا قرار می دهند:«وَ الذینَ یَقُولُونَ رَبنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُریاتِنا قُره أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتقینَ إِماماً: خدایا از میان همسران و فرزندانمان به ما نور چشمی عطا کن و ما را برای پرهیزکاران امامی قرار ده» (فرقان: 74)این افراد قطعاً باید از گروه «عبادالرحمن» و نیکوکاران به شمار آیند. «عبادالرحمن» از خداوند می خواهند که مقام آنان را به مانند مقام مؤمنان پیش از خود بالا ببرند و این امر فقط به وسیله انجام کارهای نیک امکان پذیر است زیرا انجام اعمال نیک ازجمله کارهای نیکان به شمار می آید و از خدا تقاضا می کنند که آنان را به مقامی برساند تا لیاقت امام واقع شدن را برای متقین کسب نمایند و به عنوان یک پیشوا به آنان اقتدا شود و برای اقتدا کنندگان خود الگوی حسنه ای به حساب آیند و نیز همسران و نسلی پاک که روشنی بخش چشمان آنان باشند را از خداوند خواهانند و مادامی که خود جزء متقین نباشند رسیدن به این خواسته ها، ناممکن خواهد بود و اگر به جرگه آنان بپیوندند با متقین در بهشت برین جاودان خواهند بود و همسران و فرزندانی پاک که مایه حسرت است، به آنان عطا می شود.از ویژگی های همسران صالح این است که دارای اخلاق و رفتار خوبی باشند. مطیع همسرانشان باشند و دارای خصلت هایی باشند که مایه دلگرمی همسران گردند.
آن ها باید چشمان خود را از گناه به نامحرمان کنترل نمایند، عفیف و پاکدامن باشند؛ و از نشانه های اولاد صالح این است که اهل طاعت و نیکی باشند و در زندگیشان پیروز و سعادتمند باشند و دارای خصلت هایی چون بخشش و پاکدامنی باشند تا هنگامی که پدر و مادر این خصلت ها را در فرزندان خویش می یابند مایه مسرت و خوشحالی آنان شودبر این اساس «عبادالرحمن» از پروردگارشان می خواهند که همسران و فرزندانشان به عنوان نورچشمی باشند تا باعث امام و پیشوا واقع شدن اینان برای متقین شوند و نیز خواهان بهترین کالای موجود در دنیا هستند و از خداوند می خواهند، بالاترین درجه ایمان را به آنان عطا فرماید و در روز قیامت اتاق هایی مملو از نعمت های بهشت به آنان ببخشاید.مسلم از عبدالله بن عاص(رض) نقل کرده است: رسول اکرم(ص) فرموده اند: کل دنیا کالاست و بهترین کالای دنیا زن نیکوکار است. برترین چیزی که از خوشبختی و سعادت دنیوی نصیب انسان می شود، داشتن فرزند صالح است.وقتی که خداوند مهربان حضرت ابراهیم(ع) را امام و راهنمای متقین قرار داد وی از خداوند خواست که لطف خود را شامل حال برخی از فرزندانش نیز گرداند تا از میان آنان نیز، تعدادی پیشوای متقین شوند.
خداوند نیز ایشان را این گونه مورد خطاب قرار داد که من هرگز با ظالمان و ستمکاران عهد نمی بندم که این کلام در سوره مبارکه «بقره» آیه 124 آمده است که خداوند باری تعالی فرموده اند:«وَ إِذِ ابْتَلی ابراهیم رَبهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمهُن قالَ إِنی جاعِلُکَ لِلناسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُریتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظالِمینَ: و (به خاطر آورید) آن گاه را که خدای ابراهیم، او را با سخنانی (مشتمل بر اوامر و نواهی و تکالیف و وظائف و از راه های مختلف و با وسائل گوناگون) بیازمود و او (به خوبی از عهده آزمایش برآمد و) آن ها را به تمام و کمال و به بهترین وجه انجام داد (خداوند به او) گفت: من تو را پیشوای مردم خواهم کرد. (ابراهیم) گفت: آیا از دودمان من (نیز کسانی را پیشوا و پیغمبر خواهی کرد؟ خداوند) گفت: (درخواست تو را پذیرفتم، ولی) پیمان من به ستمکاران نمی رسد (بلکه تنها فرزندان نیکوکار تو را دربرمی گیرد)».
خداوند عز و جل در سوره «ممتحنه» آیه 4 خطاب به مؤمنان چنین می فرماید:«قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَه حَسَنَه فی إِبْراهیمَ وَ الذینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ کَفَرْنا بِکُمْ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَه وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتی تُؤْمِنُوا بِاللهِ وَحْدَهُ إِلا قَوْلَ ابراهیم لِأَبیهِ لَأَسْتَغْفِرَن لَکَ وَ ما أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللهِ مِنْ شَیْ ءٍ رَبنا عَلَیْکَ تَوَکلْنا وَ إِلَیْکَ أَنَبْنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ: (رفتار و کردار) ابراهیم و کسانی که بدو گرویده بودند، الگوی خوبی برای شما است، آن گاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و از چیزهایی که به غیر از خدا می پرستید، بیزار و گریزانیم و شما را قبول نداریم و در حق شما بی اعتناییم و دشمنی و کینه توزی همیشگی میان ما و شما پدیدار آمده است تا زمانی که به خدای یگانه ایمان می آورید و او را به یگانگی می پرستید (کردار و رفتار ابراهیم و گروندگان به او، سرمشق خوبی برای شما است) مگر سخنی که ابراهیم به پدر خود گفت: من قطعاً برای تو طلب آمرزش می کنم و در عین حال برای تو در پیشگاه خدا هیچ کار دیگری نمی توانم بکنم. (این سخن، چیزی نیست که بدان اقتداء کنید). پروردگارا! به تو، توکل می کنیم و به تو روی می آوریم و بازگشت به سوی تو است (و همه راه ها سر به جانب تو دارد و به تو منتهی می شود)».
خواسته «عبادالرحمن» مبنی برامام و پیشوا شدنشان چیزی نیست که تنها با پرهیزکار بودن به دست آید زیرا ازجمله شرایط امام واقع شدن این است که انسان در مراتب ایمان و انجام عمل صالح جزء نیکوکاران والامقام باشد و یا در طبقه نیکان قرار گیرد که این خود بالاترین درجه بعد از پرهیزکاری استحضرت ابراهیم(ع) بعد از این که ازجمله نیکوکاران واقعی به شمار آمد خداوند او را پیشوای مردم برگزید و حضرت اسحاق(ع) و یعقوب(ع) نیز آن زمان که از نیکان به شمار آمدند از جانب خداوند به عنوان امام منتخب شدند و مردم از آن پس با استفاده از راهنمایی های آنان هدایت می شدند. خداوند مهربان در سیاق سخنان حضرت ابراهیم(ع) و لوط(ع) در سوره مبارکه «انبیاء» آیه 73 می فرماید:«وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمه یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصلاه وَ إیتاءَ الزکاه وَ کانُوا لَنا عابِدینَ: ما آنان را پیشوایانی نمودیم که برابر دستور ما (مردمان را به کارهای نیک، راهنمائی و) رهبری می کردند و انجام خوبی ها و اقامه نماز و دادن زکات را به ایشان وحی کردیم و آنان تنها ما را می پرستیدند».
و همچنین خداوند درباره شأن پیامبران بنی اسرائیل در سوره مبارکه «سجده» آیه 24 این گونه فرماید:«وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمه یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَما صَبَرُوا وَ کانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ: و از میان بنی اسرائیل پیشوایانی را پدیدار کردیم که به فرمان ما (و برابر قوانین ما، مردمان را) راهنمایی می نمودند، بدان گاه که بنی اسرائیل (در راه خدا بر تحمل سختی ها) شکیبایی ورزیدند و به آیات ما ایمان کامل پیدا کردند»بنابراین مرتبه و جایگاه پیشوا بودن مرتبه ای بسیار حساس و مهم است و آن از وظایف سنگین پیامبران به شمار می آید و تنها نیکان و محسنین که همان «عبادالرحمن» اند قادر به رسیدن به این مرتبه هستند.فرجام سخنبا توجه به آنچه که در این مقاله از نظر گذشت، عبادالرحمن به صفات بسیاری آراسته شده اند که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد:عبادت باری تعالی، حلیه - فقر، کرامتشان - طاعت الله ذوالجلال، شیرینی - محبت الله، لذتشان - آنان حاجتشان را از الله تعالی می جویند - تقوی، زاد راهشان - هدایت الهی، مرکب شان است - قرآن، حدیث شان - ذکر خداوند، زینت شان - قناعت مال، ثروتشان - عبادت، کسب و کارشان - شیطان، دشمن و در کمین شان - حق، موافق و رفیق شان است.عبادالرحمن علاوه بر صفات بالا به صفات ذاتی ایمان راسخ به الله تعالی، توکل راستین به خداوند رحمان و خشیت الهی آراسته اند.
آنان دارای صفات ظاهری و رفتاری دیگری هم هستند از آن جمله، شب زنده داری و قیام اللیل، دعا و مناجات، انفاق و دوری از اسراف، پرهیز از قتل نفس، آنان هرگز به خدای یگانه شرک نمی ورزند، و دورغ نمی گویند، از کلام و عمل پوچ و باطل دیگران کریمانه می گذرند، به دعا و نیاش برای خانواده خود می پردارند، و نیز همواره از آتش و عذاب جهنم به خدا پناه می برند و دعایشان نجات از عذاب جهنم استقرآن کتاب هدایت و باران رحمتی است که تمامی ندارد دریای عمیقی است که یافتن عمقش امکان پذیر نیست و نمی توان بدان دست یافت ولی هر پژوهشگر اندیشمندی به اندازه حجم و ظرفش از آن بهره مند می شود و از آن تبعیت می کند کسانی که از آن سود می جویند استخراج کنندگان گنجینه های با ارزش آن هستند و تا امتداد زمان مخزن های فکری، حقایق علمی و راهنمایی و ارشاد برای طالبان و پژوهشگران در آن وجود دارد، قرآن یک حقیقت است همان طور که رسول اکرم(ص) نیز در وصفش فرموده است: «شگفتی هایش پایان ناپذیر است و به دلیل بازتاب های زیادش هرگز کهنه نمی شود».خدایا ما را از چشمه علم و دانش خویش سیراب گردان، همان علمی که آن را در کتاب عظیم خودت برای ما ودیعه نهادی و به ما نیک اندیشی و نیک کرداری و نیت راستین و خالص و پاکی که از آن توست و عملی که با انجام دادنش تو را خشنود می سازد، عطا فرمودی.
«أن الحمدلله رب العالمین، وصلَّی علی سیدنا محمد و علی آله و صحبه أجمعین»مراجعقرآن کریمالأدب المفرد، البخاری، 256، مصادر حدیث سنی- عام، الأولی، 1406- 1986 م، مؤسسه الکتب الثقافیه- بیروت- لبنانتفسیر البغوی، البغوی، 1، 510، مصادر تفسیر سنی، خالد عبدالرحمن العک، بیروت- دار المعرفه، دار المعرفهتهذیب الکمال، المزی، 1، 742، مهمترین مصادر رجال سنی، تحقیق و ضبط و تعلیق: الدکتور بشار عواد معروف، الرابعه، 1406- 1985 م، مؤسسه الرساله- بیروت- لبنانالثقات، ابن حبان، 1، 354، مهمترین مصادر رجال سنی، الأولی، 1393، مجلس دائره المعارف العثمانیه
بحیدر آباد الدکن الهند، مؤسسه الکتب الثقافیهالدرایه فی تخریج أحادیث الهدایه، ابن حجر، 1، 852، مصادر حدیث سنی- عام، صحح و علق علیه السید عبد الله هاشم الیمانی المدنی، دار المعرفه- بیروت، دار المعرفه- بیروت، توزیع: عباس أحمد الباز- مکه المکرمهسنن ابن ماجه، محمد بن یزید القزوینی، 1، 273، مصادر حدیث سنی- فقه، تحقیق و ترقیم و تعلیق: محمد فؤاد عبدالباقی، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیعسنن الترمذی، الترمذی، 1، 279، مصادر حدیث سنی- فقه، تحقیق و تصحیح: عبد الوهاب عبد اللطیف، الثانیه، 1403- 1983 م، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع- بیروت- لبنان، سنن الترمذی و هو جامع الصحیحالسنن الکبری، البیهقی، 1، 458، مصادر حدیث سنی- فقه، دار الفکرسنن النسائی، النسائی، 1، 303، مصادر حدیث سنی- فقه، الأولی، 1348- 1930 م، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع- بیروت- لبنانشوقی، ضیف؛ عصرجاهلی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، چاپ اول، امیر کبیر، تهران، 1364شصحیح ابن حبان، ابن حبان، 1، 354، مصادر حدیث سنی- عام، شعیب الأرنؤوط، الثانیه، 1414- 1993 م، مؤسسه الرسالهصحیح البخاری، البخاری، 1، 256، مصادر حدیث سنی- فقه، 1401- 1981 م، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، طبعه بالأوفست عن طبعه دار الطباعه العامره بإستانبولژصحیح مسلم، مسلم النیسابوری، 1، 261، مصادر حدیث سنی- فقه، دارالفکر- بیروت- لبنان، طبعه مصححه و مقابله علی عده مخطوطات و نسخ معتمدهضعفاء العقیلی، العقیلی، 1، 322، مهمترین مصادر رجال سنی، الدکتور عبد
بیروتفتح الباری، ابن حجر، 1، 852، مصادر حدیث سنی- فقه، الثانیه، دار المعرفه للطباعه و النشر بیروت- لبنان، دار المعرفه للطباعه و النشر بیروت- لبنانالقول المسدد فی مسند أحمد، أحمد بن علی بن حجر، 852، مصادر حدیث سنی- عام، الأولی، 1404- 1984 م، عالم الکتبکتاب السنه، عمروبن أبی عاصم، 287، مصادر حدیث سنی- عام، بقلم: محمد ناصر الدین الألبانی، الثالثه، 1413- 1993 م، المکتب الإسلامی- بیروت- لبنانکتاب السنه، عمروبن أبی عاصم، 287، مصادر حدیث سنی- عام، بقلم: محمد ناصر الدین الألبانی، الثالثه، 1413- 1993 م، المکتب الإسلامی- بیروت- لبنانکتاب الموطأ، الإمام مالک، 1، 179، فقه مالکی، تصحیح و تعلیق: محمد فؤاد عبد الباقی، 1406- 1985 م، دار إحیائ التراث العربی- بیروت- لبنان، صححه و رقمه و خرج أحادیثه و علق علیه: محمد فؤاد عبد الباقیمجمع الزوائد الهیثمی، 1، 807، مصادر حدیث سنی- فقه، 1408- 1988 م، دار الکتب العلمیه- بیروت- لبنان، طبع بإذن خاص من ورثه حسام الدین القدسی مؤسس مکتبه القدسی بالقاهرهالمستدرک، الحاکم النیسابوری، 1، 405، مصادر حدیث سنی- فقه، إشراف: یوسف عبدالرحمن المرعشلی، طبعه مزیده بفهرس الأحادیث الشریفهمسند أبی حنیفه، أبو نعیم الأصبهانی، 430، مصادر حدیث سنی- عام، نظر محمد الفاریابی، الأولی، 1415- 1994 م، مکتبه الکوثر- الریاضمسند أبی داود الطیالسی، سلیمان بن داود الطیالسی، 204، مصادر حدیث سنی- عام، دار المعرفه- بیروت- لبنان، طبعه مزیده بفهارس للأحادیث النبویه الشریفهمسند أبی داود الطیالسی،
قرآن
04:14 - 6 دی 1395

388 بازدید




1 پاسخ