بررسی رابطه فعل تصورشده با هدف مطلوب

نتیجه این تحلیل آن است که چون فعل به عنوان مقدمه هدف انجام می‌گیرد، پس ارزش گذاری هر فعل، تابع ارزش هدف مترتب بر آن است، یعنی بایدها و نبایدهای اخلاقی ناظر به رابطه فعل اخلاقی با هدف مورد نظر از آن فعل است.
تحلیل فرآیند شکل گیری افعال ارادیفیلسوفان اسلامی در بحث از اقسام «علت فاعلی»، ابتدا فاعل مختار را از فاعل غیرمختار جدا کرده‌اند. موجودات زنده و ذى شعور افعال خود را با اراده خودشان انجام مى دهند و جهت حرکت و سایر ویژگی های فعل تابع اراده فاعل است، مانند افعال ارادى انسان که به صورت هاى گوناگونى تحقّق می یابد، برخلاف موجودات بى شعور و بى اراده که اگر فعل و تأثیرى هم از آنها سرمى زند، همواره یکنواخت و بى اختلاف است.اما فاعل مختار خود اقسام متعددی دارد که یکی از آنها «فاعل بالقصد» می باشد. همه فیلسوفان اسلامی بر این باورند که انسان در افعال ارادی که با جوارح خود، یعنی با وساطت بدن و اجزای مختلف آن از قبیل دست، پا، چشم و غیره انجام می‌دهد، فاعل بالقصد است. (جهت اطلاع بیشتر ر.ک.: صدرالدین محمد الشیرازی، 1419، ج2: 220-225؛ السبزواری، 1422، ج2: 414-418؛ الطباطبائی، 1416: 172-175؛ مصباح یزدی، 1386، ج2: 90-98).از آنجا که تحلیل ارائه‌شده در این نوشتار برای واقع‌گروی گزاره‌های اخلاقی ناظر به رفتارهای اخلاقی مبتنی بر نحوه صدور فعل ارادی از انسان در مقام فاعل بالقصد می باشد، در ادامه به تحلیل فرآیند تحقق فعل ارادی توسط فاعل بالقصد می‌پردازیم.فاعل بالقصد فاعلی است که صدور فعل از وی، نیازمند انگیزه اى بیرون از ذاتش باشد. انسان که فاعل بالقصد است هرکارى را که اراده مى کند، تحت تأثیر انگیزه هایى است که آن انگیزه ها انسان را وادار به کنش‌های خاصی مى کنند.
به بیان دیگر، انسان بدون انگیزه، فاعل بالقوه است، اما این انگیزه ها او را تبدیل به فاعل بالفعل مى کنند به عنوان مثال، انسان براى اینکه با اراده خودش از جایى به جای دیگر حرکت کند، باید انگیزه اى در او پدید آید.بنا بر آنچه در تحلیل فلسفی چگونگی انجام رفتارهای ارادی توسط فاعل بالقصد گفته می شود، فاعل بالقصد برای انجام یک فعل، نخست فعل یادشده و نتیجه مترتب بر آن را تصور می کند، سپس مقدّمیت آن کار براى حصول فایده مترتّب بر آن، مورد تصدیق وی قرار می گیرد، در مرتبه سوم، شوق به خیر و کمال و فایده اى که مترتب بر کار مى شود، در نفس حاصل، و در پرتو آن، شوق به خود کار پدید مى آید و در نهایت، در صورت فراهم بودن شرایط و نبود موانع، شخص تصمیم بر انجام کار مى گیرد. پس محرّک واقعى براى انجام کار، شوق فاعل به فایده آن است که علّت غایى نامیده مى شود (مصباح یزدی، 1386، ج2: 431).نتیجه این تحلیل آن است که فعل ارادی فاعل انسانی، همواره برای وی ارزش غیری دارد، نه ارزش ذاتی، یعنی مطلوبیت فعل، تابع مطلوبیت نتیجه‌ای است که بر آن مترتب می شود. از این رو، مطلوبیت هدف، نسبت به مطلوبیت فعل، از اصالت برخوردار است و مطلوبیت فعل، فرع و تابع آن است.به اعتقاد نگارنده، تحلیل حکمای اسلامی از نحوه صدور فعل از فاعل بالقصد، نیازمند اندکی اصلاح است، البته این اصلاح در ترتیب مؤلفه های حاضر در فعل ارادی است، نه در اصل لزوم و وجود آنها.
توضیح آن‌که، به نظر می رسد تصویر صحیح فرآیند صدور یک فعل ارادی از فاعل بالقصد بدین ترتیب است:1) تصور یک هدف:فاعل بالقصد ابتدا هدف و غایتی را برای خود تصور می کند؛2) بررسی مطلوبیت هدف تصور شده:در مرحله بعد، فاعل باید مطلوبیت آن هدف را برای خودش بررسی کند که آیا تحقق آن هدف برای وی مطلوب است، یا آن‌که نمی خواهد به چنین مقصدی دست یابد3) تصدیق به مطلوبیت هدف:اگر مطلوبیت غایت تصورشده از نظر انسان منتفی بود، دیگر هیچ فعلی نیز برای رسیدن به آن هدف برای وی مطرح نمی شود، اما اگر مطلوبیت آن هدف به بداهت یا با نظرورزی عقلی برای وی روشن شد و او تصدیق کرد که هدف یادشده برای وی مطلوب است، تمایل به دست یابی به هدف یادشده در درون وی پدید می آید.4) تصور فعل خاص برای رسیدن به آن هدف:در مرحله بعد، اگر بر فرض آن هدف مطلوب بدون نیاز به افعال بدنی برای فاعل قابل حصول باشد، باز هم روشن است که بحث از صدور فعل ارادی منتفی خواهد بود. برای مثال، در حال تشنگی که به‌دست آوردن حالت سیراب شدن مطلوب ما می‌باشد، اگر فرض کنیم که با صرف تصور ذهنی آب این مطلوب برای ما محقق شود، دیگر درصدد انجام رفتاری خاص برنخواهیم آمد، بلکه با تصویر آب در ذهن خویش به آن خواسته دست خواهیم یافت. اما وقتی فاعل بالقصد می یابد که هدف یادشده بدون انجام فعل یا افعال خاصی که متناسب با آن هدف می باشند، تحقق پذیر نیست، به سراغ فعل یا افعال یادشده می رود، یعنی فعلی را که ممکن است وی را به آن هدف نزدیک نماید، تصور می کند.
مثل این‌که، در همان فرض تشنگی که مطلوب ما سیراب شدن است، چون صرف تصور ذهنی آب ما را سیراب نمی‌کند، راه‌های مختلف دست‌یابی به آب برای نوشیدن آن را در ذهن خویش حاضر می‌کند تا در مرحله بعد به بررسی آنها بپردازد5) بررسی رابطه فعل تصورشده با هدف مطلوب:فاعل بالقصد پس از تصور یک یا چند فعل ارادی به بررسی مقدّمیت آنها براى حصول نتیجه مطلوب می‌پردازد، یعنی هر فعل خاصی را تصور کرده، بررسی می کند که آیا او را به هدف مورد نظرش می‌رساند یا نه.6) تصدیق به مقدّمیت فعل خاص براى حصول نتیجه مطلوب:اگر انسان در مرحله بررسی رابطه یک فعل با هدف مورد نظر وی، به نتیجه منفی برسد، یعنی برای وی معلوم شود که برای مثال، فعل الف، آن‌چنان نیست که وی را به مقصد یادشده برساند، در این صورت نیز هرگز سراغ انجام آن فعل نخواهد رفت. اما اگر نتیجه بررسی انسان در رابطه میان یک فعل خاص و مقصد مورد نظر مثبت باشد، یعنی فاعلی که به‌دنبال دست یابی به مقصد خاصی است، به این نتیجه برسد که فعل الف به گونه ای است که انجامش منتهی به آن مقصد شده، یا در راستای دست یابی به آن است، در این صورت، مرحله بعد پیش می‌آید.7) پیدایش انگیزه انجام آن فعل:وقتی انسان تصدیق نمود که فعل الف رابطه مثبتی با غایت مورد نظر وی دارد، تمایل و انگیزه برای انجام آن فعل در وی پدید می آید.
وقتی فاعل مقدمیت یک فعل مشخص را برای هدف دلخواهش احراز کرد، فعل یادشده در سایه مطلوبیت هدف، برای فاعل مطلوبیت پیدا می‌کند؛ یعنی محبت فاعل به غایت مترتب بر آن فعل موجب پیدایش محبت به آن فعل می‌شود8) اراده انجام فعل:پس از پیدایش تمایل و انگیزه انجام فعل، در نهایت اگر شرایط تحقق فعل مذکور فراهم بود، مانعی درونی مثل انگیزه‌های مخالف یا بیرونی مثل عدم تحقق شرایط بیرونی تحقق آن فعل، بر سر راه عینیت بخشیدن آن نباشد، فاعل بالقصد اراده کرده، آن فعل را انجام می دهد.تصور یک هدفبررسی مطلوبیت هدف تصورشدهتصدیق به مطلوبیت هدفتصور فعل خاص برای رسیدن به آن هدفبررسی رابطه فعل تصورشده با هدف مطلوبتصدیق به مقدّمیت فعل خاص براى حصول هدف مطلوبپیدایش انگیزه انجام آن فعلاراده انجام فعلانجام فعلحاصل تحلیل ارائه شده از نحوه صدور افعال ارادی انسان آن است که فاعل بالقصد، فعل را برای دست یابی به هدفی خاص انجام می دهد، به گونه‌ای که اگر فاعل خواهان نتیجه مترتب بر کار نباشد، هرگز دست به انجام آن کار نمی زند. در یک کلام، مطلوبیت یک فعل برای انسان، در واقع شعاعی از مطلوبیت غایت مترتب بر آن فعل است و در پسِ هر فعل فاعل بالقصد، شوق به یک هدف خاص و دست یابی به آن نهفته است.اهداف رفتارهای ارادیمسأله دیگری که در افعال ارادی انسان باید بدان توجه داشت، وجود اهداف مترتب بر هم، یا اهداف طولی می باشد.
توضیح آن‌که، انسان در بسیاری از رفتارهای ارادی خود، تنها یک هدف را دنبال نمی کند، بلکه پای اهداف متعددی در میان است، به نحوی که هدف نخست خود مقدمه برای دست یابی به هدف دوم، و خود آن نیز مقدمه رسیدن به هدف سوم است و همین طور سلسله اهداف ادامه می یابد تا به هدف نهایی انسان منتهی شودبه این مثال توجه کنید: کارمند یک اداره، صبح زود پیش از روشن شدن هوا از خواب بیدار می شود تا سر وقت به ایستگاه مترو برسد. پس هدف از بیدار شدن، رسیدن به مکانی خاص در زمانی معین است، اما آیا همین رسیدن هدف نهایی این کارمند است، یا آن‌که همین حاضر شدن در مکان یادشده خود مقدمه برای انجام فعل دیگری است که هدف دیگری بر آن مترتب است؟ روشن است که حضور فرد مذکور در ایستگاه مترو برای سوار شدن به مترو است.پس وی کار نخست را برای هدف اول انجام داد تا با تحقق هدف اول امکان انجام فعل دوم برای وی فراهم شود. حال به سراغ فعل دوم می رویم، چرا او سوار مترو می شود، بنا بر آنچه پیش از این توضیح دادیم، بی تردید هدف و غایتی در این فعل نهفته است. او برای رسیدن به محل خاصی سوار مترو شده است، نه این‌که نشستن روی صندلی های مترو یا امر دیگری هدف وی باشد. از سوی دیگر، رسیدن به ایستگاه بعدی نیز هدف نهایی نیست، بلکه خود مقدمه برای رفتن به اداره است و...با روشن شدن مقصود نگارنده، دیگر نیازی به ادامه این سلسله طولانی نیست، به خصوص که هر کس با اندک تأملی در زندگی خود، به روشنی می تواند سلسله افعال و اهداف مترتب بر یکدیگر را تشخیص دهد.
دو نکته مهم در باب سلسله اهداف طولی باید مورد توجه قرار گیرد:نخست آن‌که، همان طور که ارزش فعل ارادی به‌مثابه ابزار دست یابی به هدف مترتب بر آن، تابع مطلوبیت و ارزش آن هدف است، هدفی هم که مقدمه رسیدن به هدف دیگر است، همین وضعیت را دارد، یعنی ارزش هدف مقدِّمی تابع ارزش هدف مترتب بر آن است، چرا که هر مقدمه ای تابع نتیجه خود و برای نیل به آن می‌باشد پس در سلسله اهداف طولی، ارزش هدف پیشین تابع هدف پسین است.دوم آن‌که، سلسله اهداف انسان در افعال ارادی در نهایت منتهی به یک هدف نهایی می شوند. توضیح آن‌که، در هر فعل ارادی یک مطلوب نهایی وجود دارد که اگر افعال و اهداف طولی دیگری نیز در میان باشند، در واقع مقدمه دست یابی به آن هدف نهایی هستند. در نتیجه بر پایه نکته اولی که گذشت، مطلوب بالذات و واقعی انسان، همان هدف نهایی است، و افزون بر رفتارهای ارادی، خود اهداف قریب و میانی نیز تنها به جهت مقدمیت برای تحقق آن هدف نهایی، مطلوب انسان واقع می‌شوند. برای نمونه، در همان مثال کارمند، وی هر روز صبح زود بیدار می شود تا سوار مترو شده، سر وقت در اداره حاضر شود تا مسئولیت اداری خود را انجام دهد تا در انتهای هر ماه، حقوق ماهانه خود را دریافت نماید تا بتواند با آن حقوق، وسایل زندگی و رفاه مادی را فراهم آورده، از تجهیزات و موادی که به‌وسیله این حقوق تهیه می کند، بهره‌مند شود.
اگر چنین کارمندی را تصور نماییم همه رفتارهای ارادی وی و نیز افعال مترتب بر آن، برای دست یابی به لذات مادی است، یعنی هدف نهایی وی از همه آن افعال و اهداف، التذاذ از امور مادی است البته ممکن است کارمند دیگری نیز باشد که درست همان افعال کارمند نخست را انجام می دهد، اما هدف نهایی دیگری در این سلسله دارد، به گونه‌ای که لذات مادی از اساس به عنوان هدف برای وی مطرح نبوده، بلکه هدفش از تهیه لوازم زندگی دنیوی، نه صرف التذاذ، بلکه تأمین نیازهای بدن مادی و در نتیجه حفظ سلامت و قدرت بدن برای عبادت پروردگار باشد، و مقصودش از عبادت نیز، دست  یابی به بهشت اخروی، یا دور ماندن از عذاب جهنم ابدی یا رسیدن به مقام قرب الهی باشد.در هر حال، فعلاً کاری به مصداق راستین این هدف نهایی نداشته، تنها بر این نکته تأکید داریم که در پس هر فعل ارادی، یک هدف نهایی نهفته است که اهداف متوسط و میانی نیز در واقع همچون افعال ارادی، مقدمه دست یابی به آن مقصد نهایی می باشند.حاصل آن‌که، اگر هدفی که از انجام یک فعل در نظر گرفته می شود، خودش مقدمه ای برای رسیدن به هدفی بالاتر باشد؛ در این صورت، مطلوبیت آن هدف نخست، در پرتو هدف متأخر از آن شکل می گیرد، ولی سلسله اهداف نیز در نهایت باید به واپسین هدف منتهی شوند، هدفی نهایی و اصیل که اهداف متوسط و نزدیکِ رفتارها و مقدمات و وسایل آنها، در پرتو آن ارزش و مطلوبیت می یابند.
نتیجهتحلیل فرآیند شکل گیری رفتارهای ارادی، ما را بدین نتیجه رساند که افعال ارادی انسان همواره برای دست یابی به یک هدف انجام می گیرند بر این اساس، علوم انسانی ارزشی از جمله اخلاق که بایدها و نبایدهای رفتاری را برای انسان تجویز می کنند، باید غایت محور باشند. پس باید ابتدا هدفی برای رفتار ارادی در نظر گرفته شود تا با در نظر گرفتن آن هدف بتوان هر فعلی را ارزش گذاری نمود.البته ترسیم اهداف رفتاری، خود متوقف بر تعیین هدف و کمال نهایی وجود انسان است که آن هم به نوبه خود منوط به شناخت حقیقت وجود آدمی است. پس علوم انسانی ارزشی و توصیفی همگی ریشه در انسان شناسی دارند. اما خود انسان‌شناسی نیز متوقف بر هستی شناسی (فلسفه) و معرفت شناسی است.پی‌نوشت‌ها:  [i]. نگارنده توجه دارد که ارسطو حکمت را بر سه قسم نظری، عملی و تولیدی تقسیم نمود، اما از آنجا که حکمت تولیدی از سنخ دانش نیست، پس می‌توان گفت وی علوم را به دو دسته تقسیم کرده است. (ر.ک: ارسطو، 1378:فصل یکم، ص239، b 1025).مراجع- ارسطو، مابعدالطبیعه (متافیزیک)، ترجمه: محمدحسن لطفی، چ اول، انتشارات طرح نو، تهران، 1378.- جوادی، محسن، مسأله باید و هست: بحثی در رابطه ارزش و واقع، چ اول، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1375.- السبزواری، ملاهادی، شرح المنظومه، تصحیح و تعلیق: آیه الله حسن حسن زاده الآملی، الأولی، نشر ناب، قم، 1422ق.- شریفی، احمدحسین، خوب چیست؟ بد کدام است؟، چ اول، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدّس سرّه، قم، 1388.
- الشیرازی، صدرالدین محمد، الحکمه المتعالیه فی الأسفار العقلیه الأربعه، الخامسه، دار إحیاء التراث العربیه بیروت، 1429ق- الطباطبائی، محمدحسین، نهایه الحکمه، الثانی عشر، مؤسسه النشرالإسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه، قم، 1416ق.- مصباح یزدی، محمدتقی ، آموزش فلسفه، چ هفتم، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، تهران، 1386ش.- ــــــــــــ ، پیش نیازهای مدیریت اسلامی، تحقیق و نگارش: غلامرضا متقی فر، چ سوم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (قدّس سرّه)، قم، 1381ش (الف).- ــــــــــــ ، فلسفه اخلاق، تحقیق و نگارش: احمدحسین شریفی، اول، شرکت چاپ و نشر بین الملل، قم، 1381ش (ب).- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج6 (اصول فلسفه و روش رئالیسم)، انتشارات صدرا، چ دوم، تهران، 1373ش.- معلمی، حسن، مبانی اخلاق در فلسفه غرب و در فلسفه اسلامی، مرکز نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چ اول، تهران،1380ش.- Brink, David O., Moral Realism and the Foundations of Ethics, 1989, New York: Cambridge University Press.- Butchvarov, Panayot, “Moral Realism”, in The Encyclopedia of Philosophy: Supplement, 1996, Donald M. Borchert (ed.), New York: Macmillan.- Dancy, Jonathan “Moral Realism”, in Routledge Encyclopedia of Philosophy, 1998, Edward Craig (ed.), London: Routledge.
- Hume, David, A Treatise of Human Nature: Being an Attempt to introduce the experimental Method of Reasoning into Moral Subjects, 2009, The Floating Pressنویسنده:مهدی عبدالهی: استادیار مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایراندو فصلنامه جاویدان خردانتهای متن/.
اخلاق
07:16 - 7 آذر 1395

28 بازدید




1 پاسخ