نظام مالی باید در سه سطح عملیاتی، تخصیصی و اطلاعاتی اصلاح شود

نظام مالی مانند مثلثی است که شامل سه ضلع می­باشد: بازار پول، بازار سرمایه و بازار بیمه که در بازارهای پیشرفته این سه بازار در هم تنیده است.
یکی از موضوعات مهم و اساسی در بندهای ابلاغیه اقتصاد مقاومتی، اصلاح نظام مالی کشور در جهت تقویت بخش واقعی اقتصاد و اقتصاد ملی است. نظام مالی مانند مثلثی است که شامل سه ضلع می­باشد: بازار پول، بازار سرمایه و بازار بیمه که در بازارهای پیشرفته این سه بازار در هم تنیده است. در دنیا تمامی خدمات مرتبط با این سه ضلع توسط یک شرکت ارائه می­شود. یعنی یک شرکت هم خدمات بانکداری تجاری، بانکداری سرمایه‌گذاری، مدیریت و هم خدمات بیمه را ارائه می­نماید. اما تقسیم کار آنها این­گونه است که در نظام پولی معمولا بازارهای کوچک نیازهای کوتاه­مدت و بازارهای بزرگ نیازهای بلندمدت را تامین می­نمایند. بازار بیمه نیز به پوشش ریسک در بازار پول و سرمایه کمک می‌کند.یکی از محصولات اصلی که در بازار بیمه وجود دارد(البته به غیر بیمه اگر بخواهیم نظام بازنشستگی را نیز لحاظ کنیم) بیمه‌های عمر پس­انداز و سپرده­ها و ذخایر بازنشستگی است که این­ها به نحو مناسبی در بازار پول و بازار سرمایه به کار گرفته می­شود. بنابراین خیلی مهم است که وقتی صحبت از نظام مالی می شود، به هر سه ضلع مثلث توجه داشته باشیم.یکی از موضوعات مهم در اقتصاد مقاومتی، پاسخگویی به نیازهای اقتصاد ملی به ویژه در بخش مالی است. در حال حاضر در ایران که در حال رشد و پیشرفت است، نیازهای سرمایه‌گذاری بیش از منابع موجود می­باشد. به نظر می­رسد به قدر مطلوب از ظرفیت­های نظام مالی کشور استفاده نمی­شود. به طور قطع برای بهبود اوضاع بایستی اصلاحاتی در این زمینه صورت بگیرد.
به طور مثال یک بخش از نظام مالی مربوط به مالیه دولت است تامین مالی هزینه­های دولت غالبا بر دوش درآمدهای نفتی است که نوسانات شدید در قیمت نفت باعث شده اخیرا مالیات در اقتصاد کشور به طوری جدی­تری دنبال گردد. در دنیای مدرن و کشورهای پیشرفته مانند آمریکا و انگلیس تمام توان مالی از بخش مالیات­ها تامین می­گردد. در کنار نظام مالی دولت، نظام­های مالی مختلفی از جمله نظام مالی خانوار وجود دارد که در خصوص هر یک از این نظام­های بایستی تغییرات جدی صورت گیرد.در حال حاضر به لحاظ دانش فنی و به روز بودن با دنیا فاصله زیادی داریم. در سیستم بانکی تحولات خوبی صورت گرفته است ولی همچنان سیستم بانکی کشور با دنیا فاصله دارد. بنابراین نظام مالی کشور باید تقویت شود. تقویت نظام مالی کشور مترتب بر چند حوزه می­گردد: عملیاتی، تخصیصی و اطلاعاتی. نظام مالی باید از همه بعد تقویت شود زیرا وقتی بحث کارایی در حوزه نظام مالی مطرح می­شود هر سه کارایی در خصوص تخصیص، اطلاعات و عملیات مطرح می­شود. از طرفی کارایی اطلاعات به شفافیت نظام بانکی و جریان­های کشور برمی­گردد. لذا ما از این موضوع خیلی فاصله داریم و در برخی از نهادها با ایجاد شفافیت به طور منفی برخورد شده است که نمونه بارز آن بورس می­باشد.به طور مثال در خصوص شرکت­هایی که به طور شفاف از عملکرد خود گزارش ارائه نموده­اند، قیمت معاملات افزایش یافته و عوارض آن بر مردم برگشته است.
به طور کل در بخش­هایی که انباشت سرمایه به منظور توسعه صورت می­گیرد، مسئله عدم شفافیت مانع توسعه می­شود به طور مثال ایران کشوری است که در نفت و گاز دارای مزیت است؛ لذا باید در مواد خام نفت و گاز سرمایه­گذاری شود تا تبدیل به فراورده گردد، دقیقا در اینجا عوارضی وضع شده که مانع توسعه می­باشد. به دلیل این که صورت­های مالی این شرکت­ها در سایت بورس است و می­توان دقیقا سودآوری آنان را بررسی نمود.در بسیاری از بخش­های دیگر نیز این شفافیت وجود ندارد در حالی که بخشی از اقتصاد کشور اقتصاد زیرزمینی است و این یک مسئله اساسی است. بحث کارایی عملیات نیز به نهادها، ابزارها و بازارهایی که در آن وجود دارد برمی­گردد که در این موضوع نیز با معیارهای جهانی فاصله زیادی وجود دارد. به طور مثال در حوزه بانکداری در حوزه توسعه محصولات"عاملیت" یا موسسات "فکتوری" وجود دارد و آنها کار را به صنعت می­سپارند و اعتبار مشتری را بررسی می­کنند که این مسئله نیز در نظام مالی کشور وجود ندارد.  یکی از پارامترهایی که در دنیا از نظام بانکی سوال می شود، میزان دسترسی به منابع و اعتبارات و سرعت اعتبار­دهی است. به عبارتی وقتی یک نفر بخواهد وام بگیرد چه میزان زمان می­برد تا اعتبار لازم تخصیص یابد. در کشور ما این مسئله بسیار زمان­بر است. این موضوعات ذیل کارایی عملیاتی تعریف می­شود. نظام مالی کشور به لحاظ مدیریت سرمایه نیز بسیار ضعیف است. لذا باید در این بخش نیز اقدامات لازم صورت گیرد تا کارایی عملیاتی افزایش یابد.
عامل دیگر کارایی تخصیصی است به عبارتی نظام مالی منابع را به سمت فرصت­هایی هدایت کند که در اولویت جامعه قرار دارد، سود آور، کارا و بهره­ور است و در واقع منابع از بین نمی­روددر مجموع نظام مالی کشور باید از لحاظ کارایی عملیاتی، تخصیصی و اطلاعاتی بهبود و تقویت گردد تا به اهداف مورد نظر نایل شود. یکی از موضوعاتی که در سیاست‌های اقتصاد مقاومتی به ان اشاره شده، ثبات در اقتصاد ملی است. ثبات به معنای مدیریت و ریسک است. یعنی مدیریت نوسانات. فرض کنید که در حوزه ارز چه کارهایی صورت گرفته تا جلوی نوسانات ارزی گرفته شود و خود این نوسانات ارزی مانعی برای جذب منابع خارجی است،در حوزه های دیگر نیز وضع این گونه است. لذا در اینجا باید به سراغ ابزارهای مدیریت ریسک، سراغ نهادسازی و کارایی عملیاتی حرکت کرد. به طور مثال اگر در یک حوزه­ با مشکل کارایی عملیاتی مواجه هستیم، باید به گونه­ای عمل نماییم تا مشکل حل شود. دولت باید برای تامین مالی خود در بازار اوراق منتشر کند و صدها صندوق سرمایه­گذاری وجود دارند که اوراق بدهی دولت را خریداری می­کنند. البته ما نیز گامی را در این خصوص برداشته‌ایم که موقت است و اسم آن اسناد خزانه اسلامی. باید بازار بدهی را گسترش دهیم و دولت را تشویق کنیم تا به جای استقراض از بانک مرکزی در بازار سرمایه از مردم به طور شفاف تامین مالی نماید. این موضوع ثبات اقتصادی را به ارمغان خواهد آورد.
به عبارت دیگر روش تامین مالی تعدیل­کننده ثبات اقتصادی کشور است که هم تورم و هم نرخ ارز را می­تواند تحت تاثیر قرار دهد حتی دولت برای تامین مالی مجبور است بعضی مواقع با نرخ ارز بازی کند به علت آن که از ابزار، درست استفاده نشده است. در نظام مالی یکسری بازار وجود دارد که در حوزه بازار نیز عقب هستیم. نظام بین­بانکی را اخیرا ایجاد کردیم. درصورتی که بازار ارز نداریم، بازار اوراق مشتقه را نداریم. البته برخی از نهادها از جمله بانک، شرکت مشاور سرمایه­گذاری و ... وجود دارد است ولی ده­ها نهاد دیگر بایستی ایجاد شود. حلقه­های مفقودی در این حوزه وجود دارد. در بحث ابزارها نیز به ده­ها اوراق دیگر نیاز داریم زیرا بتوانیم درست تامین مالی و مدیریت ریسک کنیم. در همه این حوزه ها باید کار انجام شود.برای تحقق این امر اولین قدم این است که باید اجزای تشکیل دهنده مالی ملزم گردند تا یک برنامه راهبردی ارائه دهند برای مثال در مالزی یک برنامه جامعه توسعه سرمایه وجود دارد که در آن همه چیز مشخص شده است. باید یک سند راهبردی در بازار پول و یک سند راهبردی نیز در بازار بیمه ارائه شود و در آن مولفه های اصلی مشخص گردد. شما اگر برنامه نداشته باشید چگونه می­توانید توفیقات و ناکامی‌های خود را اندازه گیری کنید.چندین برنامه راهبردی با محورت یک مرکز بایستی تدوین گردد که البته یک مرکزی باید به نام کمیته تلفیق باشد زیرا این برنامه ها مانند جزیره جدا از هم نیستند.
این برنامه ها باید به گونه ای باشند تا یک سند نظام مالی کشور داشته باشیم این نظام یک نظام نرم افزاری است. متاسفانه ما به حد کافی در حوزه بیمه نیرو تربیت نکرده ایم و در حوزه بانکداری به حد کافی نیرو تربیت نکردیم. در سال اخیر در بازار سرمایه به دلیل سودآوری ها و به دلیل فرصت های خوبی که بوده تحولاتی صورت گرفته است زیرا حجم زیادی از منابع به بحث های اموزش و ساختار سازی اختصاص یافته است ولی با استانداردها و کشورهای دیگر فاصله داریم. لذا الزام اصلی تهیه یک سند راهبردی نظام مالی شامل سه جزء سند توسعه نظام پولی، توسعه نظام بازار سرمایه و توسعه بازار بیمه است. در کنار این موضوع نیز بایستی یک سند برای نظام تامین مالی دولت نیز تهیه گردد. زیرا نظام تامین مالی دولت همه بازارها را تحت تاثیر خود قرار می دهد.علی رحمانی، مدیرعامل سابق بورس تهرانانتهای متن/.
اقتصاد مقاومتی سکوی پیشرفت و عدالت
00:45 - 17 آبان 1395

24 بازدید



1 پاسخ