مجلسی با اولویتهای غیرمردمی
بدیهی است که پیام سازش نمایندگان ملت با پاسخ رهبر معظم انقلاب مبنی بر ضرورت مرعوب نشدن در برابر استکبار، به در بسته خورد، ولی این پیام تأثیر خود را گذاشت و مخاطبان خود را یافت و این مخاطبان کسانی نبودند جز قدرتهای استکباری.
دربارهی مجلس ششم نوشتن، سهلوممتنع است؛ چراکه روایت عملکرد یک نهاد را باید از وظایفش شروع کرد و حال وظایف مجلس چیست و مجلس ششم چه کرد؟ پاسخ به این سؤال، چنانکه گفته شد، سهل است و ممتنع. سهل از آن روی که بررسیها نشان از تفاوت معنادار و تأسفآور عملکردها با وظایف دارد و ممتنع از آن روی که چه مسائلی زمینهساز تشکیل چنین مجلسی گردید؟ در این نوشتار خواهیم کوشید در حد وسع، به عملکرد مجلس ششم بپردازیم تا روشن گردد که مدعیان اصلاحات با گزینش روند جنجالی، سیاستزدگی را جایگزین عمل کردن به وظایف کردند و بیشتر از آنکه به فکر مخاطبان داخلی و مردم کشور باشد، پیامهایی به دشمنان گسیل داشتند.نمایندگان مجلس ششم بهراستی چه رسالتی برای خود تصویرگر شده بودند؟ بهتر است رسالت این مجلس، یعنی رسالتی که پیش گرفته بودند را به نقل از نمایندگان این مجلس پی بگیریم. نمایندگان مجلس ششم در همان اوان شروعبهکار، وظایف خود را تبیین کردند. احمد بورقانی اولویت مجلس ششم را «تثبیت توسعهی سیاسی و آزادی مطبوعات»[1] دانست و احمد پورنجاتی سه روز پس از افتتاح رسمی مجلس ششم، «تأسیس تلویزیون خصوصی را از برنامههای کمیسیون فرهنگی مجلس ششم»[2] عنوان کرد.بهزاد نبوی، عضو سابقهدار سازمان مجاهدین انقلاب نیز مجلس خوب را چنین توصیف میکرد که «مجلس خوب نباید خودش اموری را برای ادارهی کشور انشا کند. مجلس خوب، مجلسی است که لوایح دولت را به بهترین شکل، بررسی کند و برای کوتاهترین مدت، آنها را تأیید و برای اجرا به دولت ابلاغ کند.
»[3] این سخنان بهعیان، مجلسی وکیلالدوله را پیشروی ملت قرار میداد؛ مجلسی که بهجای رسیدگی به مشکلات مردم، وظیفهای جز انجام دستورات دولت نداشتفوریترین نیاز کشور از منظر مجلس ششمپس از آغازبهکار مجلس ششم، طرح اصلاحیهی مجدد اصلاح قانون مطبوعات، که در اواخر عمر مجلس پنجم به تصویب رسیده بود، مطرح و اولویت کاری مجلس ششم معرفی شد. در این راستا، رجب مزروعی طی مصاحبهای گفت: «اصلاح قانون مطبوعات با توجه به شرایط امروز و تدوین یک قانون فراگیر در مورد کل رسانههای حوزهی فرهنگی، باید یکی از اولویتهای مجلس باشد. در حوزهی سیاست، اصلاح قانون احزاب، قانون انتخابات و قانون توسعهی سیاسی، از مسائل مهم قابل طرح است.»[4] محسن میردامادی نیز در این زمینه اظهار داشته بود: «اصلاح قانون مطبوعات، اولویت مجلس ششم است.»[5]بهروز افخمی نیز ضمن برشمردن اولویتهای فرهنگی کمیسیون فرهنگی، به طرح اصلاح قانون مطبوعات اشاره کرده و گفته بود: «راهاندازی شبکهی خصوصی رادیو و تلویزیونی ضروری است... باید هرچه زودتر موانع را از سر راه این کار [تلویزیون خصوصی] برداریم. حتی اگر واقعاً به اصلاح قانون اساسی نیاز باشد، باید این کار صورت گیرد.»[6] درحالیکه محمدرضا خاتمی نخستین گام بلند را رفع محدودیت از مطبوعات میدانست،[7] در پاسخ به سؤالی در زمینهی مشکلات اقتصادی مردم میگفت: «هیچ طرحی سریع جواب نمیدهد. در مورد مسائل فوری، دولت با ارائهی لوایح میتواند آنها را برطرف کند.
»[8]سؤالی که در اذهان پژوهشگران معاصر با مطالعهی پروندهی مجلس ششم به ذهن خطور میکند، این است که «بهراستی تکلیف مردمی که با هزاران امید و آرزو به پای صندوقهای رأی آمده و چشمشان به دستان و قیام و قعود نمایندگانی دوخته شده بود که جز برآوردن مطالبات حزب و جناح خود، هیچ وظیفهی دیگری را برای خویش نمیشناختند، چه بود؟»اولویتهای مردم در بیان رهبر انقلابآیا اولویت مردم همانگونه که برخی نمایندگان مجلس ششم میگفتند، اصلاح قانون مطبوعات و یا پیگیری منویات دولت بوده است؟ در این زمینه، شایسته است به پیام رهبر معظم انقلاب به نمایندگان مجلس ششم که همزمان با آغازبهکار این مجلس صادر شد، توجهی داشته باشیم بیشک مانیفست و برنامهی راه مطلوب مجلس ششم در این پیام بهخوبی ترسیم شده است. مجلس ششم از 7 خرداد 1379 کار خود را با پیام رهبر معظم انقلاب آغاز کرد.رهبر معظم انقلاب در پیام خود به نمایندگان مجلس ششم، تصریح کردند: «در میان گرفتاریها و مشکلات عمومی، شناخت فوریتها و اولویتها، هنر بزرگ مجلس شورای اسلامی است. مشکلات عمومیتر، محسوستر، مرارتبارتر را باید جست و به رفع آنها همت گماشت. مسئلهی اشتغال، مسئلهی ارزش پول ملی، مسئلهی امنیت، مسئلهی گرانی و مسائل چند دیگری هست که برای پرداختن به آن، از همهی فرصتها باید بهره جست و زمان نمایندگی را که بسی زودگذر است، برای گشودن این گرهها باید مغتنم شمرد.
خطای بزرگ آن است که این خواستههای حقیقی مردم به دست غفلت سپرده شود و خواستههای جناحی و حزبی و شخصی بهجای مصالح ملی بنشیند» رهبر بصیر انقلاب گویا میدانستند که نمایندگان مجلس ششم در سر چه سودایی دارند ازاینرو بیم و امید دادند که «مجلس شورای اسلامی میتواند سرچشمه و مظهر وفاق ملی و آرامش و اعتماد عمومی و یا خداینخواسته منشأ دودستگی و تشویش و اضطراب دلها و فکرها شود.»[9]در مقایسهی برنامهی راه اصلاحطلبان با آنچه رهبر معظم انقلاب انتظار داشتند، با یک نگاه بیطرفانه میتوان بهخوبی استنباط کرد که پیام رهبری بیانگر دغدغههای مردم از قبیل رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم بود و در مقابل، آنچه مجلس اصلاحات بهدنبال آن بود، بهخوبی عیان میسازد که این مجلس به تنها چیزی که نمیاندیشید، مشکلات مردم بود. در واقع، «راهیافتگان به مجلس ششم در چشمانداز فعالیت خود، از فتح سنگربهسنگر تمامی پستهای نظام در قوای مختلف سخن رانده و بهجای تحلیل دولت، رویکرد مردم به ایشان و پیجویی مشکلات آنان، سعی در اشباع روحیهی افزونخواه قدرتطلبانه داشتند.»[10]پیام ذلتی که با ایستادگی رهبر انقلاب به در بسته خوردطبیعی است نمایندگانی که نتوانند به وظایف خود عمل کنند و بعد از چند سال مورد پرسش موکلان خود قرار گیرند، بهدنبال بهانه خواهند گشت و مثلاً میگویند تقصیر ما نبوده و اگر اینگونه میشد، آنچه شما میخواستید، عملی میشد.
همانطور که از روزهای اول روی کار آمدن دولت تدبیر و امید گفته میشد اگر تحریمها برداشته شود، مشکلات حل خواهد شد و امروز که موضوع هستهای با تصویب برجام با ملحقات آن به سرانجامی رسیده و تحریمها برداشته شده است، حل نشدن مشکلات مردم بهانهی دیگری میطلبد و این بهانهها را میتوان در حقوق بشر و بسیاری از مطالبات نامشروع قدرتهای استکباری جستوجو کرددر این راستا، مجلس ششم نیز پس از چندین سال سیاستورزی، بهجای پرداختن به وظایف اصلی خود، زمانی که با مطالبهی مردم روبهرو شد، نوک پیکان حملهی خود را بهسوی نهادهای قانونی کشور، از صداوسیما گرفته تا شورای نگهبان و حتی رهبری چرخاند، بیآنکه پاسخ دهد چرا زمانی که قوهی مجریه و مقننه در دستان شما بود، نتوانستید کاری از پیش ببرید؟در اردیبهشتماه 1381، نزدیک یک سال مانده به پایان مجلس ششم و شروع رقابتهای انتخاباتی مجلس هفتم، از سوی مجلسیان نامهای خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته شد که از آن بعدها در رسانهها، به نامهی جام زهر یاد شد. در بخشی از این نامه، که به امضای 127 نمایندهی مجلس ششم رسیده بود و سه روز بعد در خبرگزاری ایسنا منتشر شد، آمده بود: «اگر جام زهری باید نوشید، قبل از آنکه کیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد، باید نوشیده شود و بیتردید این برخورد خردمندانه و متواضعانه، از سوی ملت با همان پاداشی مواجه میشود که امام عزیز راحل روبهرو شد.
»درخواست از رهبر معظم انقلاب برای نوشیدن جام زهر، آنهم از سوی نمایندگان مجلس ششم، پیام ذلتی بود که این نمایندگان به قدرتهای شیطانی ارسال کردند این نامه هرچند پاسخ مستقیم راهبر انقلاب را در پی نداشت، ولی معظمله یک سال پس از ارسال این نامه، در آخرین دیدار نمایندگان مجلس ششم با ایشان، سخنان بسیار مهمی در رابطه با مرعوب شدن بیان داشتند که همگان آن سخنان را به نامهی ذلیلانهی گفتهشده مرتبط دانستند.رهبر انقلاب در این سخنرانی، خطاب به نمایندگان مجلس ششم اظهار داشتند: «در شرایط مرعوب شدن، ترسیدن، مضطرب شدن، متلاطم شدن، حتی باورهای قطعی انسان هم از یاد میرود. انسان مرعوب، اینطور است. جبن، هم عقل را از کار میاندازد، هم عزم را. انسان مرعوب و جبان، نه درست میتواند فکر کند، نه درست میتواند عزم و ارادهی خودش را به کار بیندازد. دائم یک قدم به جلو برمیدارد و یک قدم به عقب. این است که پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین در آن وصیت معروف خود فرمود: ولاتشاورنّ جبانا. لأنّه یضیّق علیک المخرج؛ با آدم جبان و ترسو در هیچکاری مشورت نکن، زیرا که گریزگاه و دریچهی فرج را بر رویت میبندد.»ایشان در ادامه با صراحت بیشتری تأکید کردند: «برادران و خواهران عزیز... آنچه آمریکا... از ملت ایران میخواهد، مسئلهی سلاح کشتارجمعی و حقوق بشر و حکومت دموکراسی و... نیست، بلکه... تسلیم شدن در مقابل ارادهی ابرقدرتی آمریکاست. جز این چیز دیگری نیست.
»[11]بدیهی است که پیام سازش نمایندگان ملت با پاسخ رهبر معظم انقلاب مبنی بر ضرورت مرعوب نشدن در برابر استکبار، به در بسته خورد، ولی این پیام تأثیر خود را گذاشت و مخاطبان خود را یافت و این مخاطبان کسانی نبودند جز قدرتهای استکباری که ضعف را استنباط کردند و این ضعف بعدها در مذاکرات هستهای نمود یافتاز مهر 82 تا مرداد 84 حسن روحانی بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، عهدهدار مسئولیت پروندهی هستهای بود. طی این سه سال، قطعنامههای زیادی در رابطه با مناقشات هستهای علیه ایران به تصویب رسید. در این دوره، مذاکرات زیادی با کشورهای اروپایی انجام شد که نتیجهی آنها، تعلیق چندماههی انرژی هستهای در کشور بود. در اواخر دولت اصلاحات و مسئولیت حسن روحانی، این تعلیق شکسته شد و چرخهی غنیسازی دوباره از سر گرفته شد.روحانی در کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هستهای»، دربارهی مخالفت عدهای از وزرای دولت هشتم و نمایندگان مجلس ششم با غنیسازی مینویسد: «برخی نمایندگان مجلس و برخی وزرا هم نظیر همین بحثها را مطرح میکردند که از غرب نیروگاه و امتیازات اقتصادی بگیریم و غنیسازی را فعلاً برای مدتی متوقف کنیم... در مجموع، گروهی در داخل کشور در دو قوهی مهم، یعنی مجلس و دولت، با غنیسازی چندان موافق نبودند و گاهی هم بهصورت علنی مخالفت خود را اظهار میکردند.
»[12]با مراجعه به بخشهای دیگر کتاب خاطرات روحانی، میتوان از این اظهارات وی رمزگشایی کرد و متوجه شد که رئیس دولت هفتم و هشتم نیز با تعلیق غنیسازی موافق بوده و این را بهصورت علنی نیز اظهار کرده است از سوی دیگر، نمایندگان مجلس نیز طرحی برای اجبار مذاکرهکنندگان به پذیرش پروتکل الحاقی داشتهاند که باعث ناراحتی روحانی میشود.روحانی مینویسد: «تعدادی از نمایندگان مجلس طرح سه فوریت برای الزام دولت به پذیرش پروتکل الحاقی را امضا کرده و در پی آن بودند تا آن را تقدیم به مجلس کنند. به رئیسجمهور گفتم که اگر طرح سه فوریت در مجلس مطرح شود، من استعفا میدهم. گفتم ظاهراً مجلس از آغاز کار، کارشکنی را شروع کرده است. در این زمینه من و نیز آقای خاتمی با آقای کروبی (رئیس مجلس) صحبت کردیم تا این طرح متوقف شود و در مجلس مطرح نشود. خوشبختانه ایشان مانع شد و طرح در صحن علنی مطرح نشد، ولی متأسفانه سفرای اروپایی از تهیهی این طرح در مجلس باخبر شده بودند. مسئلهی دیگر این بود که پیش از آنکه وزرا به تهران برسند، رئیسجمهور در مصاحبهای مطبوعاتی، اعلام کرده بود که ما تعلیق را میپذیریم. با شنیدن این مطلب، به تیم مذاکراتی گفتم در مورد پروتکل که در مجلس طرح سه فوریت تهیه کردهاند، تعلیق را هم که رئیسجمهور اعلام کرده، من دیگر قرار است بر سر چه موضوعی مذاکره کنم؟»[13]این خاطرات بهوضوح خطرات تفکر حاکم بر مجلس ششم را بر امنیت ملی جمهوری اسلامی عیان میسازد؛ تفکری که رگههایی از آن امروز نیز در دولت تدبیر و امید دیده میشود.
پیام سازش نمایندگان مجلس ششم، کشورهای غربی را جری ساخته بود و آنان هر روز یک گام به جلو برمیداشتند و طبیعی است زمانی که انسانهای مرعوب به مجلس راه یابند، دشمنان گامهای خود را استوارتر خواهند برداشت نوشتن دربارهی مجلس ششم، فرصتی بیش از این میطلبد، ولی کوتاه سخن آنکه مجلس ششم مجلسی بود با اولویتهای غیرمردمی و پیامی ذلتبار که مخاطبش دشمنان ملت ایران بودند.پینوشتها[1]. بهار، 8 خرداد 1379.[2]. بهار، 12 خرداد 1379.[3]. همان.[4]. کیهان، 12 خرداد 1379.[5]. بهار، 16 خرداد 1379.[6]. بهار، 17 خرداد 1379.[7]. بهار، 23 خرداد 1379.[8]. همان.[9]. http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=3008[10]. از راه نرسیده...، کیهان، 22 فروردین 1385، ص8.[11]. http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3179[12]. روحانی، حسن، امنیت ملی و دیپلماسی هستهای، ص149.[13]. همان، ص174.سید روح الله امین آبادیپایگاه برهانانتهای متن/.
03:00 - 4 اسفند 1394