بررسی تفسیری و علمی اصطلاح قرانی نطفه امشاج

در قرآن با الفاظ متعددی به عامل باروری و پیدایش جنین اشاره شده است. برای فهم دقیق این موضوع، بررسی کامل پنج اصطلاح لفظ مطلق مایع، مایع آمیخته یا ریخته شده، مایع اندک یا ضعیف، منی، نطفه امشاج ضروری می‌باشد که در سایه علم پزشکی نوین اعجاز علمی قرآن بیش از پیش آشکار می‌شود.
بررسی تفاسیردر تفسیر «ماء دافق» مفسران را می‌توان به دو گروه تقسیم نمود:الف) بیشتر مفسران «ماء دافق» را به «آبی جهنده» ترجمه کرده و آن را بر «مایع منی» مرد تطبیق داده‌اند و این‌گونه در نظر گرفته‌اند که مایع جهنده توصیفی برای «نطفه» یا «اسپرم» مرد است که در آب منی شناور است و به هنگام ریزش و بیرون آمدن حالت جهش دارد. طبق این تفسیر، اگر حالت جهش در هنگام ریختن «منی» نباشد، احتمال رسیدن اسپرم‎های موجود در این مایع به نطقه مطلوب یعنی گردن رحم زن و حرکت به سوی لوله‎های رحمی امکان پذیر نمی‎باشد یا احتمال رسیدن کاهش می‌یابد که در این صورت باروری به حداقل یا صفر می‎رسد. این تفسیر در میان برخی مفسران مطرح گردیده است (سبزواری نجفی، ارشاد الاذهان، 1419: 1/596؛ حسینی شیرازی، تبیین القرآن، 1423: 1/613؛ طبرسی، ترجمه مجمع البیان، 1372: 27/10؛ نجفی، تفسیر آسان، 1398: 18/243؛ مکارم شیرازی، برگزیده تفسیر نمونه، 1374: 5/465؛ فیض کاشانی، الاصفی فی تفسیر القرآن، 1418: 2/1430؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، 1416: 5/631؛ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بی‌تا: 10/324؛ گنابادی، ترجمه بیان السعاده، 1408: 14/499؛ طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، 1417: 10/431؛ مغنیه، تفسیر الکاشف، 1422: 7/549؛ مغنیه، التفسیر المبین، بی‌تا: 1/802؛ کاشانی، تفسیر المعین، 1410: 3/1663).
ب‌) برخی دیگر از مفسران اصطلاح «ماء دافق» را بر «نطفه زن و مرد» تطبیق داده‎اند که ترجمه مشکینی نیز برگرفته از این تفسیر می‌باشد که به «آبی جهنده (مختلط از زوجین)» ترجمه نموده است طبق نظر این گروه از مفسران، کلمه «دافق» به معنای «جهنده» نمی‌باشد، بلکه به معنای «اجتماع و آمیختگی گامت نر و ماده» است. آنان معتقدند در ادبیات عرب نیز این مفهوم استفاده شده است چنانچه گفته می‎شود: جاء القوم دفقه یعنی مجتمعین (آن گروه به صورت دسته‎جمعی آمدند).این تفسیر در میان برخی مفسران مطرح گردیده است (طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، 1378: 14/76؛ بیضاوی، انوارالتنزیل و اسرار التأویل، 1418: 5/303؛ ابوحیان آندلسی، البحر المحیط فی التفسیر، 1420: 10/451؛ سیوطی، تفسیر ‌الجلالین، 1416: 1/594؛ ابن‌کثیر دمشقی، تفسیر القرآن ‌العظیم، 1419: 8/368؛ طبرسی، ترجمه تفسیر جوامع الجامع، 1377: 6/610؛ شبر، تفسیر القرآن الکریم، 1412: 555؛ مراغی، تفسیر المراغی، بی‌تا: 30/112؛ مظهری، تفسیر المظهری، 1412: 10/241؛ زحیلی، التفسیر المنیر فی العقیدة والشریعة والمنهج، 1418: 30/174؛ شبر، الجوهر الثمین فی تفسیر الکتاب المبین، 1407: 6/393؛ صادقی تهرانی، الفرقان فی التفسیر القرآن، 1365: 29/30؛ زمخشری، الکشاف، 1407: 4/735؛ بغوی، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، 1420: 5/239).
البته برخی دیگر از مفسران مانند طبرسی، فضل بن حسن (ترجمه تفسیر جوامع الجامع، 1377: 6/610)، و مشابه آن: محمد بن ابراهیم، صدرالمتالهین (تفسیر القرآن الکریم، 1366: 7/335)، حسین بن حسن جرجانی (جلاءالاذهان و جلاءالاحزان، 1377: 10/334) معتقدند کلمه «دافق» دارای دو معناست: 1 جهنده؛ 2. ریخته شده؛ که معنای دوم صحیح است.برداشت آنان این است که همانطور که «مایع منی» در رحم ریخته می‎شود، «تخمک» نیز با رها شدن از تخمدان، در رحم ریخته می‌شود. پس می‌توان برای هر دو از صفت ریخته شده استفاده نمود.ممکن است به ذهن برسد که اگر منظور گامت نر و ماده بوده است، چرا در آیه از لفظ تثنیه استفاده نشده و «خلق من مائین دافقین» گفته نشده است.برخی مفسران مانند عباس حسینی کریمی (تفسیر علیین، 578) در جواب گفته‌اند: «چون هر دو آب (مرد و زن) در رحم درهم می‌آمیزند و در آغاز آفرینش [با ترکیب اسپرم و اوول و تشکیل چهل و شش کروموزوم] با هم متحد می‌شوند». پس آیه با ظرافت به آمیزش دو عامل باروری در زن و مرد اشاره نموده که از اتحاد و آمیختگی آن دو، پیدایش جنین حاصل می‌گردد.این اختلاف تفسیر درباره مفهوم «صلب» و «ترائب» نیز وجود دارد:1. گروه اول از مفسران خروج مایع جهنده از «صلب» و «ترائب» را اختصاص به جنس مرد داده‌اند؛ یعنی مایع منی مرد از ناحیه پشت (کمر و ستون فقرات) و دنده‌ها سرچشمه می‌گیرد.2.
گروه دوم از مفسران مفهوم «صلب» را به مرد و «ترائب» را به زن اختصاص داده‌اند و معتقدند «مایع منی» از پشت (کمر و ستون فقرات) مرد سرچشمه گرفته و در زن نیز منشأ آن از دنده‌های زن می‌باشدالبته به نظر می‌رسد بهتر است که هر دو کلمه «الصلب» و «الترائب» مربوط به هر دو جنس زن و مرد باشد؛ یعنی گرچه «اسپرم» در بیضه و «تخمک» در تخمدان تولید می‌گردند، ولی این غدد تناسلی از شریان‌ها سرچشمه می‌گیرد و جالب آن است که منشأ و مسیر شریان غدد جنسی زن و مرد یک‌سان باشد:3. مایع اندک یا ضعیفقرآن در دو آیه، عامل پیدایش جنین را با عنوان «ماء مهین» مطرح نموده است:1. Pأَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ مِنْ ماءٍ مَهینٍ (مرسلات: 20)؛ «آیا شما را از آبى پست نیافریده‌ایم».2. Pبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طینٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهینٍ (سجده: 7-8)؛ «و آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد؛ سپس نسل او را از چکیده‌اى از آبى پست قرارداد».بررسی ترجمه‌های فارسیمترجمان در ترجمه «ماء مهین» نیز دارای عبارات پراکنده هستند که به برخی اشاره می‌گردد:1. آبی بی‌مقدار؛ الهی قمشه‌ای، ارفع، آیتی و بروجردی2. آب پست؛ ترجمه تفسیر المیزان و رضایی3. آبی حقیر؛ بهرام‌پور، احسن‌الحدیث4. آبی ناچیز بی‌قدر؛ اشرفی5. آب پست و بی‌مقدار؛ انصاریان6. آبی ناچیز؛ پورجوادی و برزیبررسی ترجمه‌های انگلیسیدر ترجمه انگلیسی نیز ناهماهنگی واژه‌ها برای «ماء مهین» مشاهده می‌گردد:ترجمه شاکر؛1. water held li(ع)ht estimatinایروینگ؛2. Discarded liquidقرایی؛3. Base fluidیوسف علی ـ پیکتال؛4. Despised fluidآربری؛5.
Mean waterمسلمانان مترقی؛6 Lwly liquidخوشبختانه در ترجمه انگلیسی بیشتر دقت گردید که برای کلمه «ماء» در این آیه از لفظ «water» استفاده نگردد، بلکه لفظ «liquid» و «fluid» به معنای مایع به کار برده شود.بررسی تفاسیرگرچه برخی خواسته‌اند برای پست و حقیر بودن «مایع منی» دلایلی مطرح نمایند، عجیب آن است که گفته‌اند علت پست و بی‌ارزش بودن «مایع منی» آن است که این مایع از طریق مجرای ادراری بیرون می‌ریزد. به نظر می‌رسد که تراشیدن این وجه چیزی جز ترشحات ذهن نیست.اما نکات برجسته این دو آیه را می‎توان این‌گونه بیان نمود:الف‌) نکره بودن لفظ «ماء» از نظر ادبیات عرب، وحدت و ابهام را می‌رساند که می‌تواند بیان‎گر اسرارآمیز بودن یا ناچیز بودن مایع باشد (طالقانی، پرتوی از قرآن، 1362: 3/330).ب‌) در آیه گفته شده «من ماء» یعنی «از یک مایع» و نگفته است «من مائین» یعنی از دو مایع، با اینکه اصل پیدایش جنین از هر دو یعنی از زن و مرد می‌باشد. این موضوع به علت آن است که در ابتدای آفرینش جنین، آمیختگی و یکی گشتن آن دو مایع در رحم صورت می‎گیرد (صدرالمتألهین، تفسیر القرآن الکریم، 1366: 7/335).ج) گر چه برخی کلمه «من» در دو آیه را «من» ابتداییه در نظر گرفته‌اند ممکن است کلمه «مِن» در این دو آیه از نظر ادبیات عرب «مِن» تبعیضیه باشد؛ یعنی تمام این مایع اندک در پیدایش جنین موثر نیست، بلکه بخش اندکی از آن یعنی «اسپرم» نقش مؤثری در پیدایش جنین دارد.د) کلمه «سلاله» به معنای شئ استخراج شده از شئ دیگر است.
می‌توان از به کار بردن «سلاله» در آیه که به معنای چکیده و عصاره چیزی است، فهمید که گرچه «مایع منی» حاوی ده‌ها ماده و ترشحات است، ولی ناب‌ترین و خالص‌ترین بخش این مایع یعنی «اسپرم‌ها»، در پیدایش جنین مؤثر استاز سوی دیگر، می‌توان تشبیه زنان به کشت‌زار در آیه 223 سوره بقره را این‌گونه در نظر گرفت که گرچه واژن زن محل بذرافشانی است و میلیون‌ها اسپرم در این محل رها می‌شود، ولی همان‌گونه که سه مرحله اساسی کشت، داشت و برداشت در تولید محصول لازم است. در زمان کشت، میلیون‌ها «اسپرم» لازم است تا در یک مسابقه ماراتن‌گونه، بهترین بذر برای کشت برگزیده شود؛ یعنی یک «اسپرم» از میلیون‎ها اسپرم ریخته شده در رحم زن، سرچشمه آفرینش جنین است، به همین دلیل، به راحتی و در همان ابتدا و آغاز، «اسپرم» با «تخمک» ترکیب نمی‎‌شود (تفسیر هدایت، 18/17).گرچه امروزه بدیهی است که لقاح با دخول یک «اسپرم» در درون «تخمک» صورت می‎پذیرد و تمام «مایع منی» مرد مؤثر نمی‌باشد، ولی وجود این نکته در کلام پیامبر شگفت‌انگیز است که می‌فرماید: «ما من کل الماء یکون الولد؛ اینگونه نیست که از تمام مایع، نوزاد پدید آید» (مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، حدیث 3444).
به عبارتی، اکنون مشخص گردیده که در هر انزال طبیعی که 4-3 میلی‌لیتر حجم دارد، تقریباً 100 میلیون «اسپرم» در هر میلی‌لیتر وجود دارد، ولی آنچه موجب باروری «تخمک» و پیدایش جنین می‎شود، یک سلول «اسپرم» است که از میان چند صد میلیون سلول «اسپرم» موجود در «مایع منی» در شرایط عادی موفق به نفوذ در درون «تخمک» می‌شود پس تعداد بی‌شماری از اسپرم‌‎ها در راه مانده، موفق نمی‌شوند مسیر لوله رحمی را طی کنند تا به تخمک برسند، بلکه بخش کوچکی که حدود 1% آن اسپرم‌هاست موفق به طی مسیر می‌شونددر واقع، تنها 1% اسپرم‌هایی که در مهبل زن قرار می‌گیرند، می‎توانند وارد گردن رحم زن شوند که در آنجا ممکن است چند ساعت زنده بمانند. حرکت از گردن رحم تا لوله رحم نیاز به حداقل دو تا هفت ساعت دارد. پس از رسیدن اسپرم به بخش تنگ لوله (ایسموس) حرکت اسپرم کاهش می‌یابد و مهاجرت متوقف می‎شود. اسپرم در هنگام تخمک‌گذاری دوباره متحرک می‌شود. علت آن احتمالاً انقباضات ایجاد شده توسط سلول‎های کومولوس در اطراف تخم است. سپس اسپرم‌ها به سمت آمپول لوله رحم که حجیم‎ترین بخش لوله و محل لقاح است، حرکت می‎کنند.اسپرم‌ها به محض رسیدن به دستگاه تناسلی جنس مؤنث، قادر به بارور کردن تخمک نیستند، بلکه برای این کار دو پدیده لازم است:1. توان‌یابی (capacitin): این پدیده یک دوره آماده‌سازی اسپرم در دستگاه تناسلی زن است که در انسان حدود 7 ساعت به طول می‎انجامد. این دوره در لوله رحمی طی می‌شود و عمدتاً شامل واکنش‌های اپی‌تلیومی بین اسپرم و سطح مخاطی لوله رحم است.
طی این مدت، پوشش گلیکوپروتئین‌های پلاسمای منی از غشای پلاسمای واقع بر روی ناحیه آکروزمی اسپرم برداشته می‌شود فقط اسپرم‌هایی که توانایی پیدا کرده‌اند، قادر به عبور از سلول‌های تاج و انجام واکنش آکروزمی هستند.2. واکنش آکروزمی: این پدیده بعد از انتقال اسپرم به منطقه شفاف و تحت اثر القایی پروتئین‌های این منطقه انجام می‌شود. این واکنش به رهاسازی آنزیم‌هایی منجر می‌شود که برای نفوذ به منطقه شفاف ضروری هستند، مثل آکروزین (acusin) و مواد شبیه‌ تریپسین.هـ) اما اگر «ماء مهین» را به معنای «مایع ضعیف» ترجمه نمودیم، می‌توان گفت این ترجمه در برخی تفاسیر (طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بی‌تا: 10/227) آمده که کلمه «المهین» به «القلیل الغناء» معنا گردیده است؛ یعنی این مایع بی‌نیازی اندک دارد. در این صورت می‌توان این‌گونه برداشت نمود که با وجود توانایی و استعدادی که «مایع منی» دارد، واقعاً ضعیف است و بی‌نیازی اندکی از نظر حفظ خویشتن دارد؛ به عبارتی، امکان زنده ماندن و زیستن اسپرم‌های موجود در این مایع بسیار اندک می‌باشد که به بیش از چند دقیقه نمی‌رسد. به همین سبب، لازم است آن مایع را در خارج رحم در درجه حرارت مشخص و محیط خاص نگه‌داری نمود تا امکان زنده ماندن اسپرم در این مایع فراهم گردد. اما بیشترین مدتی که ممکن است اسپرم در داخل رحم زن زنده بماند، 72 ساعت است و سپس به تدریج نیروی خود را از دست می‌دهد و دفع می‌شود.4. منیقرآن در دو آیه از لفظ «منی» و مشتق از ریشه این کلمه برای پیدایش انسان استفاده نموده است:1.
Pأَ فَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ (واقعه: 58-59)؛ «و آیا آنچه را از منى می‌ریزید، ملاحظه کرده‌اید؟! آیا شما آن را آفریدید یا ما آفریننده‌ایم؟!»2. Pأَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنى (قیامت: 37)؛ «آیا (او) آب اندک سیّالى از منی‌اى که ریخته می‌شود، نبوده است؟!».بررسی ترجمه‌های‌ فارسی1. طبیعی است که در ترجمه‌های فارسی، معادل‌گزینی صحیح بسیار مشکل است؛ به همین جهت، بیشتر مترجمان (در49 ترجمه فارسی) از انتخاب معادل برای لفظ «منی» خوداری ورزیده و دقیقاً از همان کلمه «منی» در ترجمه فارسی استفاده شده است. سایر مترجمان نیز از الفاظ زیر بهره ‌برده‌اند:2. قطره آب نطفه؛ الهی قمشه‌ای3. قطره آب منی؛ ترجمه تفسیر المیزان، خسروی، سراج، بروجردی و حجة التفاسیر4. مایه ناچیز؛ عاملی5. آبی از آب پشت؛ روض الجنانبررسی ترجمه‌های‌ انگلیسیدر ترجمه‎های انگلیسی نیز از دو لفظ «semen» و «sperm» استفاده گردیده است.بررسی دقیقاز سوی دیگر، بیشتر مترجمان و مفسران، فعل‎های مشتق از ریشه «منی» را به معنای «ریختن» ترجمه نموده‌اند.
این ترجمه در میان برخی مفسران مطرح گردیده است که به برخی اشاره می‌گردد:ـ عبدالحسین طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، 1378: 13/308؛ـ محمد حسینی شیرازی، تبیین القرآن، 1423: 1/598؛ـ محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، 1417: 20/184؛ـ فضل بن حسن طبرسی، ترجمه مجمع البیان، 1372: 26/132؛ـ حسین بن احمد حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنا عشری، 1363: 13/405؛ـ محمد جواد مغنیه، تفسیر کاشف، 1422: 7/475؛ـ محمد بن علی شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، 1373: 4/653؛ـ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1374: 25/319)اما این ترجمه صحیح به نظر نمی‎رسد، زیرا:اولاً آیه در صدد آن نیست که یک حالات بدیهی و آشکار را بیان نماید و از ریخته شدن مایع منی مرد در رحم زن خبر دهد که همگان از آن اطلاع داشته و دارند. مردمی که در زمان نزول قرآن زندگی می‌کردند، مطمئناً می‌دانستند که تولد کودک به ریخته شدن مایع منی در رحم زن بستگی دارد و این موضوع بدیهی است که نیاز به بیان آن نبود.ثانیاً «منی» به معنای اندازه‌گیری است و نطفه را از آن جهت «منی» گویند که با قدرت خداوندی اندازه‌گیری شده است؛ به عبارتی، آیه می‎خواهد بیان نماید که «نطفه» یعنی جنین در هر مرحله‌ای اندازه‌گیری می‌شود.در کتاب‌های لغت نیز بیان شده که فعل‌های مشتق از «منی» در صورتی که ثلاثی مجرد باشد، به معنای ریختن نمی‎باشد، بلکه «امنی» فعل ثلاثی مزید به معنای ریختن است؛ به همین جهت، «تمنون» در آیه 58 سوره واقعه را از فعل ثلاثی مزید گرفته و به معنای ریخته شدن ترجمه نموده‌اند.
با توجه به این نکته، برخی مترجمان و مفسران مانند فضل بن حسن طبرسی (تفسیر جوامع الجامع، 1377: 6/502)، علی اکبر قرشی (قاموس قرآن، 1371: 6/295) مفهوم اندازه‌گیری را برگزیده‌اند و آیه را چنین ترجمه نموده‌اند: «آیا نطفه‌ای نبود از اندازه گرفته شده‌ای که اندازه گرفته می‌شود»؟!برخی مانند مرحوم مشکینی برای جمع بین دو برداشت مختلف، آیه را این‌ گونه ترجمه نموده‌اند: «مگر او قطره‌ای از آب منی که در رحم ریخته می‌شود، نبود؟! (و از حیث وجود اسپرم‌ها و اوول‌ها در آن و اسرار نهفته آنها اندازه‌گیری می‌شود)»؟!5 نطفه امشاجPإِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلیهِ فَجَعَلْناهُ سَمیعاً بَصیراً (انسان: 2)؛ «در حقیقت، ما انسان را از آب اندک سیّال مخلوط آفریدیم، در حالى که او را می‌آزماییم و او را شنوا و بینا قرار دادیم».تفسیرهای متعددی درباره «نطفه امشاج» مطرح گردیده است که به آنها اشاره می‎گردد:1. منظور از این اصطلاح، همان «مایع منی» مرد است؛ یعنی «منی» از ده‎ها ماده گوناگون و آمیخته با هم ترکیب شده است که شامل دو بخش عمده می‎باشد:الف) اسپرم‎هایی که در لوله‎های منی‌ساز در بیضه تولید می‎گردند.ب) مایعی که از غده پروستات، غدد کوپر(cper) و مری (mery) و لیتره (littre)، اپیدیدیم و کیسه‎های ذخیره‌کننده منی ترشح می‎شود.2. منظور از این اصطلاح اشاره به اختلاف رنگ نطفه زن و مرد است؛ یعنی دو ترکیب وجود دارد: «مایع منی» مرد که سفید است و «تخمک» زن که زرد رنگ است.3.
منظور آمیختگی «نطفه» و «مایع منی» مرد با خون قاعدگی زن است که هر گاه زن باردار شود، قاعدگی او تمام می‌شود4. منظور ترکیب و آمیختگی جنین از مراحل متعدد رشد و تکامل مانند علقه، مضغه و سایر مراحل است.5. منظور آمیختگی جنین از سرشت‌ها و طبیعت‎های متعددی مانند حرارت و برودت، رطوبت و یبوست است که پس از تولد آشکار می‌گردد.6. منظور آمیختگی جنین از صفات متضاد و عناصر گوناگونی است که در درون او قرار می‎گیرد.7. منظور استعدادهای مختلف از نظر عامل وراثت و ژن‎ها می‌باشد که در درون «اسپرم» به هم آمیخته می‎باشند.اما به نظر می‎رسد که تمامی این برداشت‎ها، ترشحات ذهنی افراد ناآشنا به قرآن و موضوع جنین‌شناسی است. بهترین تفسیر برای اصطلاح «نطفه امشاج»، آمیختگی و ترکیب سلول جنسی نر و ماده است که از نظر جنین‌شناسی معادل «zy(ع)t» یا «fertilized vum» می‌باشد.در روایات نیز به این تفسیر اشاره گردیده است: امیرمومنان(ع) می‌فرماید: «تعتلج النطفتان فی الرحم فایتهما کانت اکثر جاءت تشبهها فان کانت نطفة ‌المرأة اکثر جاءت تشبه اخوان و ان کانت نطفة ‌الرجل اکثر جاءت تشبه اعمامه؛ دو نطفه (گامت زن و مرد) در رحم با یکدیگر آمیخته می‌گردند. هر کدام از آن دو که غالب‌تر باشد، جنین شبیه آن نطفه (گامت) می‌شود. اگر نطفه (گامت) زن غالب‎تر باشد جنین شبیه دایی‎های خود (ژنتیک اقوام مادری) می‌گردد و اگر نطفه (گامت) مرد غالب‌تر باشد جنین شبیه عموهای خود (ژنتیک اقوام پدری) می‌شود» (مجلسی، محمدتقی، بحارالانوار، 5/155).
امام باقر(ع) نیز می‎فرماید: «ماء الرجل و المرأه اختلطا جمیعاً؛ مایع (گامت) مرد و زن هر دو با هم مخلوط و آمیخته می‌گردد» (قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، 1367: 2/398)یک فرد یهودی نیز به پیامبر گفت: آیا از تو درباره چیزی بپرسم که آن را جز پیامبر نمی‌داند؟! حضرت فرمود: آن چیز چیست؟! یهودی گفت: از شباهت فرزند به پدر و مادرش.حضرت فرمود: «مایع مرد، سفید و غلیظ است و مایع زن، زرد و رقیق است. هرگاه مایع مرد بر مایع زن غلبه کند، فرزند به اذن خداوند پسر می‌شود و از این ناحیه است که شباهت فرزند به پدر به وجود می‌آید و هرگاه مایع زن بر مایع مرد غلبه کند فرزند به اذن خداوند دختر خواهد شد و شباهت فرزند به مادر نیز از ناحیه غلبه کردن است» (عروسی حویزی، تفسیر نورالثقلین، 5/550، ح7).یک یهودی دیگر نیز از کنار پیامبر می‎گذشت، در حالی که حضرت با یارانش سخن می‌گفت، گروهی از افراد قبیله قریش گفتند: ای یهودی! این فرد می‌پندارد پیامبر است. یهودی گفت: از او درباره چیزی می‌پرسم که کسی جز پیامبر آن را نمی‌داند! آن یهودی نزد پیامبر رفت و نشست و گفت: ای محمد! انسان از چه چیزی آفریده می‌شود؟! حضرت فرمود: ای یهودی؟! از هر دو (زن و مرد) آفریده می‌شود؛ از «نطفه مرد» و از «نطفه زن» آفریده می‌شود (احمد بن حنبل، مسند احمد، حدیث 4206).این روشن‌گری درباره عوامل مؤثر در باروری و نقش ژنتیک در بسیاری از روایات امام مجتبی(ع) و امام صادق(ع) نیز وجود دارد (مجلسی، بحارالانوار، 40/169؛ عروسی حویزی، تفسیر نورالثقلین، 5/550-552).
نکته‌ای که باید به آن توجه شود آن است که کلمه «نطفه» در عربی دارای سه کاربرد متفاوت است:1 نطفه مرد یا اسپرم؛2. نطفه زن یا تخمک؛3. تخم یا تخمک لقاح یافته.همان ‌طور که از لفظ «ماء الرجل» و «منی الرجل»، «ماء المرأة» و «منی المرأة» نیز استفاده می‌گردد؛ منظور از «منی الرجل» و «ماء الرجل» همان «مایع منی» مرد است و منظور از «ماء المرأة» و «منی المرأة» ترشحات و مایعی است با آزاد شدن ناگهانی تخمک همراه می‌باشد.دو پژوهشگر انگلیسی «روبرت ادوارد» و «پاتریک ستپتو» که پیرامون روش‌های بارداری خارج رحمی تحقیق می‌کنند، به این نکته دست یافته‌اند که «تخمک» هنگامی که آزاد می‌شود، همراه با مایع است. آنان به این نکته نیز رسیده‌اند که این مایع دارای نقش و تأثیر بر اسپرم‌ها می‌باشد؛ یعنی اسپرم‌های خارج از تخمک را در مرحله‌ای که لقاح صورت می‌گیرد، ضعیف می‌کنند (ابن یوسف، القرآن الکریم و الطب الحدیث، 63).نتیجه1. قرآن با عناوین متعددی به نقش مشترک عامل باروری در زن و مرد اشاره نموده است.2. قرآن با ظرافتی خاص اشاره نموده که تمام «مایع منی» مرد در باروری نقش ندارد، بلکه بخش اندکی از آن عامل باروری است.3. قرآن از آمیخته شدن دو عامل باروری زن و مرد برای پیدایش جنین خبر داده است.منابع1. ابن شهرآشوب مازندرانى، محمد بن على (1410ق)، متشابه القرآن و مختلفه، قم، انتشارات بیدار.ابن کثیر دمشقى، اسماعیل بن عمرو (1419ق)، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد على بیضون.3.
اندلسی، ابوحیان محمد بن یوسف (1420ق)، البحر المحیط فی التفسیر، بیروت، دار الفکربحرانی، سید هاشم (1416ق)، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت.5. بغوى، حسین بن مسعود (1420ق)، معالم التنزیل فى تفسیر القرآن، تحقیق عبدالرزاق المهدى، بیروت، داراحیاء التراث العربى.6. بیضاوى، عبدالله بن عمر (1418ق)، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، بیروت، دار احیاء التراث العربى.7. جرجانى، ابوالمحاسن حسین بن حسن (1377ش)، جلاء الأذهان و جلاء الأحزان، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.8. حسینى استرآبادى، سید شرف الدین على (1409ق)، تأویل الآیات الظاهرة، قم، دفتر انتشارات اسلامى.9. حسینى شاه عبدالعظیمى، حسین بن احمد (1363ش)، تفسیر اثنا عشری، تهران، میقات.حسینى شیرازى، سید محمد (1423ق)، تبیین القرآن، بیروت، دار العلوم.11.  حسینى همدانى، سید محمد حسین (1404ق)، انوار درخشان، تهران، کتابفروشى لطفى.12.  رضایی اصفهانی، محمد علی و جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه، ترجمه قرآن کریم، موسسه فرهنگی دارالذکر، 1383ش.13.  زحیلى، وهبه بن مصطفى (1418ق)، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعه و المنهج، بیروت، دار الفکر.14.  زمخشرى، جارالله محمود (1407ق)، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتب العربی.15.  سبزوارى نجفى، محمد بن حبیب الله (1406ق)، الجدید فى تفسیر القرآن المجید، بیروت، دار التعارف للمطبوعات.16.
  سبزوارى نجفى، محمد بن حبیب الله (1419ق)، ارشاد الاذهان الى تفسیر القرآن، بیروت، دار التعارف للمطبوعاتسید کریمى حسینى، سید عباس (1382ش)، تفسیر علیین، قم، انتشارات اسوه.18.  سیوطی، جلال‌الدین الفضل عبدالرحمن ابن بکر بن محمد (1416ق)، تفسیر الجلالین، بیروت، مؤسسه النور للمطبوعات.19.  شبر، سید عبدالله (1407ق)، الجوهر الثمین فی تفسیر الکتاب المبین، کویت، مکتبة الألفین.20.  شبر، سید عبدالله (1412ق)، تفسیر القرآن الکریم، بیروت، دار البلاغة للطباعة والنشر.21.  شریف لاهیجى، محمد بن على (1373ش)، تفسیر شریف لاهیجی، تهران، دفتر نشر داد.22.  شوکانی محمد بن علی (1973م)، نیل الاوطار من احادیث سید الاخیار، بیروت، دار الجلیل.23.  شیبانى، محمد بن حسن (1413ق)، نهج البیان عن کشف معانى القرآن، تهران، بنیاد دایرة المعارف اسلامى.صادقى تهرانى، محمد (1419ق)، البلاغ فى تفسیر القرآن بالقرآن، قم، مؤلف.25.  صادقى تهرانى، محمد(1365ش)، الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن؛ قم، انتشارات فرهنگ اسلامى.صدرالمتالهین، محمد بن ابراهیم (1366ش)، تفسیر القرآن الکریم، تحقیق محمد خواجو، قم، بیدار، چاپ دوم.طالقانى، سید محمود (1362ش)، پرتوى از قرآن، تهران، شرکت سهامى انتشار.28.  طباطبایی، محمد حسین (1417ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعه مدرسین.29.  طبرسی، ابو علی فضل بن حسن (1377ش)، تفسیر جوامع الجامع، تهران، دانشگاه تهران.30.
  طبرسی، فضل بن حسن (1372ش)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسروطوسی، محمد بن حسن (بی‌تا)، التبیان، بیروت، دار احیاء التراث العربی.طیب، سید عبد الحسین (1378ش)، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام.33.  فضل الله، سید محمد حسین (1419ق)، تفسیر من وحى القرآن، بیروت، دار الملاک للطباعة و النشر.34.  فیض کاشانى، ملا محسن (1418ق)، الأصفى فى تفسیر القرآن، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى.قرشى، سید على اکبر (1371ش)، قاموس قرآن تهران، دار الکتب الإسلامیه.قرشى، سید على اکبر (1377ش)، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت.قمی، علی بن ابراهیم (1367ش)، تفسیر قمى، قم، دار الکتاب.38.  کاشانى، محمد بن مرتضى (1410ق)، تفسیر المعین، قم، کتابخانه آیت الله مرعشى نجفى.39.  کاشانى، ملا فتح الله (1336ش)، تفسیر منهج الصادقین فی إلزام المخالفین، تهران، کتابفروشى محمد حسن علمى.40.  گنابادى، سلطان محمد(1408ق)، تفسیر بیان السعادة فى مقامات العبادة، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.محلى، جلال الدین و جلال الدین سیوطی (1416ق)، تفسیر الجلالین، بیروت، مؤسسه النور للمطبوعات.42.  مدرسی، سید محمدتقی (1377ش)، تفسیر هدایت، ترجمه احمد آرام، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی.43.  مراغى، احمد بن مصطفى (بی‌تا)، تفسیر المراغی، بیروت، داراحیاء التراث العربى.44.  مصطفوى، حسن (1360ش)، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
مظهرى، محمد ثناءالله (1412ق)، التفسیر المظهری، پاکستان، مکتبه رشدیهمغنیه، محمد جواد (1422ق)، تفسیر الکاشف، تهران، دارالکتب الإسلامیه.مغنیه، محمد جواد (بی‌تا)، التفسیر المبین، قم، بنیاد بعثت.48.  مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از نویسندگان (1374ش)، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه.نجفى خمینى، محمد جواد (1398ق)، تفسیر آسان، تهران، انتشارات اسلامیه.غلامرضا نورمحمدی: عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهرانمجله قرآن و علم شماره 14.انتهای متن/.
نوزاد
06:25 - 18 بهمن 1394

101 بازدید




1 پاسخ