پیامدهای بیداری اسلامی در عرصه نظم سیاسی خاورمیانه
یکی از مهمترین تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه، خیزش ملتهای مسلمان است که تأثیرات بسیاری بر منطقه، جهان و سیاست قدرتهای فرامنطقهای داشته است.
شکلگیری بیداری اسلامی در خاورمیانه و پیامدهای آن1. بیداری ملتهای مسلمان در خاورمیانهپس از شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه سال 2006 و عقبنشینی این رژیم در جنگ 22 روزه سال 2008 غزه، موج اسلامگرایی در میان افکار عمومی منطقه شکل گرفت و باور به لزوم مقاومت اسلامی در مقابل اسرائیل و آمریکا، بیش از پیش نزد مردم مسلمان منطقه تقویت شد تا جایی که از سال 2011 با شدت گرفتن موج بیداری اسلامی در خاورمیانه، وضعیت منطقه دچار تحولات اساسی شد. منطقهای که آمریکا مهمترین قدرت فرامنطقهای صاحب نفوذ در آن به شمار میآمد و مبانی فکری ـ سیاسی مورد نظر این کشور باید در منطقه تعقیب میشد، به مدد بیداری اسلامی، شرایط متفاوتی را شاهد بود و سلسله تغییراتی را در شرایط خاورمیانه به همراه داشت که نه تنها توسط ایالات متحده طرحریزی نشده بود، بلکه این کشور را با چالشی جدی مواجه ساخت.در تحولات جدید، استبدادی بودن و تمرکز قدرت نظامهای مستبد وابسته به آمریکا و به تبع آن توسعه نیافتگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، باعث ایجاد مشکلات و چالش در زمینههای مختلف شده و انباشت این مشکلات موجبات مخالفت مردم مسلمان و نهادهای مدنی و در نهایت خیزشهای ملتهای مسلمان خاورمیانه را فراهم کرد.
تحت تأثیر خیزشها و تحولات خاورمیانه که از تونس آغاز شد، موجی از درخواستها و مطالبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، اقشار مختلف مردم منطقه را دربرگرفت و تحت تأثیر رسانههای ارتباط جمعی، به سایر کشورهای منطقه خاورمیانه که با سرکوب، استبداد و نبود حقوق و آزادی سیاسی ـ اجتماعی مواجه بودند، سرایت کرد با توجه به بسته بودن راههای مشارکت سیاسی و سرکوب خواستههای قانونی و مشروع، برخی از کشورهای منطقه به برکناری حاکمان دیکتاتور وابسته به غرب مبادرت کردند.مهمترین سؤالی که در اینجا مطرح میباشد، آن است که چرا از این تحولات به بیداری اسلامی تعبیر میشود؟ آیا این تحولات ناشی از سیاستهای جدید آمریکا در خاورمیانه نیست؟در پاسخ به این سؤال باید گفت اولاً: شعارها و نشانههای مورد استفاده در تظاهرات، تفکرات رهبران و اقبال عمومی مردم به گروهها و احزاب اسلام گرا در مشارکت سیاسی پس از تحولات اخیر در خاورمیانه، ماهیت اسلامی را تأیید میکند. (Pillar, 2011: 19)ثانیاً: علت فاعلی و غایی تحولات جهان عرب، ماهیت و هویت اسلامی دارد و ملتهای برخاسته، مبنای نفی و اثباتهای خود را اسلام قرار دادهاند؛ آنها از یک سو آنچه را غیر اسلامی است نفی و رد میکنند؛ از سوی دیگر درصدد اثبات هویت و ارزشهای اسلامی خود هستند که در رأس آن نوعی مردم سالاری بومی مبتنی بر شریعت اسلامی است.
(دهقانی فیروزآبادی و فرازی، 1391: 170)ثالثاً: موج اخیر تحولات خاورمیانه متأثر از انقلاب اسلامی ایران بوده و با هدف کسب استقلال فکری ـ فرهنگی و قیام علیه حاکمان غربی برای دستیابی به آزادی فرهنگی، فکری و گفتمانی، نظم نوینی را در جهان به وجود آورد که فقط به حوزه کشورها و نظم داخلی آنها منجر نمیشود؛ بلکه شاهد نظم منطقهای بر محور اسلام هستیم که پایان سلطه آمریکا در منطقه را نوید میدهدبا توجه به تمایل مردم منطقه برای «بازگشت به خویشتن»، الگوهایی که میتوانند در کشورهای عربی جایگزین وضعیت موجود شوند، شامل ناسیونالیسم، مارکسیسم، لیبرالیسم و پان عربیسم میباشد. ناکامیهای الگوهای موجود در گذشته باعث شد که الگوی بومی مبتنی بر اسلام بیشترین شانس را برای جایگزینی داشته و «بازگشت به خویشتن اسلامی»، مهمترین گزینه مردم و رهبران در قیامهای خاورمیانه است. علت این امر را میتوان در شکست و ناکامی الگوی سکولار در جهان عرب دانست؛ بدان سبب که مدرنیته به عنوان پروژهای برای سامان دادن به حیات اجتماعی بشر، بر اساس چهار مؤلفه در غرب شکل گرفت که شامل عقل خودبنیاد، علم تجربی محض، عقلانیت ابزاری و فناوری بود و غربیها معتقد بودند که بدون آموزههای دینی، میتوان حیات اجتماعی بشر را سامان داد.
با توجه به ناکامی الگوی سکولار مدرن در چارچوب پروژه مدرنیته در جهان اسلام و عرب و به تبع آن انحطاط و فروپاشی سیاسی رژیمهای اقتدارگرا و مستبد وابسته به غرب، میتوان ادعا کرد که دیگر سیاستهای آمریکا در میان ملتهای مسلمان منطقه کارایی لازم را نداشته و با تحولات منطقه خاورمیانه در دو سال اخیر، شاهد شکست هژمونی آمریکا هستیم و با وجود تقویت گفتمان اسلامی در چارچوب تغییر نظم منطقهای نوین، گفتمان سازش و سکوت، جایش را به تقابل مردم منطقه با آمریکا، اسرائیل و حاکمان وابسته به آنان داده است (دهقانی فیروزآبادی، 1390)2. پیامدهای بیداری اسلامی در عرصه نظم سیاسی خاورمیانهبیداری اسلامی گرچه درون مرزهای کشورهای مشخصی در منطقه خاورمیانه به وقوع پیوسته یا در حال وقوع است، اما با توجه به وابستگی متقابل بین کشورها، این تحولات فراتر از سطح ملی را تحت تأثیر قرار داده و تأثیرات منطقهای و بینالمللی از خود بر جای گذاشت.نظام منطقهای مانند هر نظامی، مجموعهای از اجزاء و کارگزارهای سیاسی متعامل است که از یک الگوی رفتاری خاص پیروی میکند و خود این الگوی رفتاری، پیرو قواعد مشخص و معینی است. نظام منطقهای خاورمیانه نیز از مجموعهای از اجزا تشکیل شده است. نخست، کارگزاران یک واحد سیاسی؛ دوم، ساختار مادی؛ سوم، ساختار هنجاری و چهارم، الگوهای تعامل. این اجزا در تمامی زیرسیستمهای نظم منطقهای خاورمیانه وجود دارد.یک.
سطح کارگزارانمهمترین پیامدهای بیداری اسلامی در سطح کارگزاری عبارتند از:الف) تضعیف دولتهای سکولار، غیردموکراتیک، محافظهکار و وابسته به آمریکا در جهان عرب: در این مسئله نمیتوان تردید کرد که این دولتها در جهان عرب به نوعی ناکارآمد هستند و حتی کارکردهای مشابه خود در غرب را نیز تأمین نمیکنند گرچه ممکن است بر سر علت آن اختلاف نظر وجود داشته باشد، اما بیداری اسلامی این دولتها را تضعیف کرده و در بعضی موارد هم سرنگون نموده است.ب) تنزل جایگاه اسرائیل در منطقه و تضعیف این رژیم در خاورمیانه: در این زمینه حتی غربیها و مقامات اروپایی هم به این مسئله اذعان دارند که اسرائیل دچار انزوای سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه شده است. در این زمینه میتوان مدعی شد که تقویت گفتمان مقاومت اسلامی، تضعیف گفتمان سازش و همچنین شکلگیری پستصهیونیسم از سوی یهودیان مخالف اسرائیل که رژیم صهیونیستی را عامل اصلی ورشکستگی آرمان صهیونیسم میدانند، دال بر افول هژمونی این رژیم میباشد. (دهقانی فیروزآبادی، 1390) به علاوه شکست این رژیم در جنگ 8 روزه با مردم غزه در سال 2012 نیز مؤید این ادعاست.ج) تقویت جایگاه و نقش جمهوری اسلامی ایران و افزایش قدرت نفوذ و چانهزنی در منطقه.دو. ساختار مادی نظام منطقهای خاورمیانهبعد دوم نظام منطقهای، ساختار مادی یا همان ساختار قدرت در منطقه است؛ غلبه دیدگاههای ایدئالیستی باعث شده است تا وقتی صحبت از ساختار نظامهای منطقهای یا بینالمللی میشود، همان ساختار مادی مد نظر باشد.
بیداری اسلامی منجر به ایجاد یکسری تغییر و تحولات در چگونگی توزیع قدرت در سطح خاورمیانه شد که به سه محور در این بعد اشاره میشود:الف) به نظر میرسد موازنه قوای منطقهای به سبب بیداری اسلامی بر هم خورده یا در حال تغییر و تحول است و موازنه قوای پیشین بر اثر بیداری اسلامی در حال تغییر استب) دو قطبی شدن خاورمیانه؛ خاورمیانه از گذشته تاکنون در خصوص موضوع رژیم صهیونیستی، دوقطبی بوده است: جریان اسلامگرا و جریان محافظهکار سکولار. در اثر بیداری اسلامی، خاورمیانه به دو اردوگاه «محور مقاومت» و «محور سازش و سلطه» تقسیم شده و یا این دو محور در اثر بیداری اسلامی تشدید شدهاند.در محور مقاومت، ایران، سوریه و حزبالله قرار میگیرند و در محور سازش، آمریکا و اسرائیل به عنوان کشورهای حلقه مرکزی این اردوگاه و برخی کشورهای پیرامونی قرار میگیرند. بنابراین، یکی از تبعات بیداری اسلامی، دو قطبی شدن خاورمیانه حول محور «مقاومت» و «سازش و سلطه» است.ج) شکلگیری نوعی موازنه قوای نوین منطقهای؛ بسیاری از تحرکاتی که اخیراً علیه جمهوری اسلامی آغاز شده است، برای بازگرداندن موازنه قبلی یا شکل دادن به موازنه جدیدی است که از تقویت جایگاه ایران و تضعیف جایگاه اسرائیل جلوگیری کند.سه. ساختار هنجاری نظم منطقهای خاورمیانهبعد سوم که در نظام خاورمیانه قابل طرح میباشد، ساختار هنجاری است. یکی از مناقشات مطرح درباره ساختار نظام بینالملل این است که عدهای قائل به وجود ساختار واحد در نظام بینالملل هستند که آن ساختار، همان ساختار مادی است.
اما در کنار این نظریه، نظریه دیگری قرار دارد که قائل به وجود یک ساختار غیرمادی یا هنجاری در کنار ساختار مادی است مثلاً مکتب پلورالیسم به ساختار مادی معتقد است و مکتب سازهانگاری به ساختار غیر مادی اعتقاد دارد. در بعد ساختار هنجاری در نظم منطقهای خاورمیانه تحت تأثیر بیداری اسلامی، سه موضوع مهم قابل بررسی است:الف) تقویت گفتمان اسلامگرایی در برابر گفتمانهای رقیب؛ حتی اگر ما قائل به این باشیم که گفتمانهای رقیب هنوز از قدرتی برخوردار هستند، تردیدی وجود ندارد که اسلامگرایی نسبت به گذشته در خاورمیانه تقویت شده و بیداری اسلامی به عنوان عامل مهم در تقویت اسلامگرایی بوده است.ب) تقویت گفتمان مقاومت اسلامی؛ در وضعیت جدید، برخی از کشورهایی که درگیر فرایند سازش با اسرائیل بودند، در اثر بیداری اسلامی مجبور شدند به نوعی عقبنشینی کرده و خودشان را در ذیل گفتمان مقاومت تعریف کنند.ج) تضعیف گفتمان سازش یا فرایند صلح خاورمیانه؛ هدف این گفتمان که تحت عنوان «فرایند تطبیع» یا «طبیعی سازی اسرائیل در خاورمیانه» جریان داشت که حداقل از کنفرانس مادرید به بعد شکل گرفت، آن بود که اسرائیل را به عنوان بخشی طبیعی از خاورمیانه تعریف کند؛ این در حالی است که در اثر بیداری اسلامی این امر محقق نشده است.چهار. الگوهای رفتاری در خاورمیانهبعد چهارم در تغییر نظم منطقهای خاورمیانه، تغییر و تحول در الگوهای رفتاری است.
الگوهای رفتاری متفاوتی مانند الگوهای «ستیزشی»، «رقابتی»، «همکاری»، «ستیزشی ـ رقابتی» و «رقابتی ـ همکاری» در بین کشورهای منطقهای میتواند وجود داشته باشد در اثر بیداری اسلامی، در نظام منطقهای تغییر و تحولاتی در حال وقوع است.به طور کلی الگوهای رفتاری منطقه خاورمیانه را میتوان در دو محور بررسی کرد: یکی الگوی «ستیزشی ـ رقابتی» و دوم الگوی «همکاریجویانه».الگوی ستیزشی ـ رقابتی؛ در این نوع الگو، شاهد این تحولات در منطقه هستیم:الف) تشدید تنازع گفتمانی؛ از یک سو بین «اسلامگرایی» و «سکولاریسم و لیبرالیسم» و از دیگرسو یک تنازع گفتمانی بین خردهگفتمانهای جریان اسلامگرایی هم وجود دارد. یعنی بین «اسلام سلفی»، «اسلام سکولار لیبرال» و «اسلام انقلابی». بنابراین، درون گفتمان اسلامگرایی یک تنازعات گفتمانی وجود دارد که بعضی اوقات دامنهدار میشود.بر این اساس، ما از یکسو شاهد امنیتی شدن اسلام و از سوی دیگر شاهد امنیتی شدن شیعه هستیم. این فضای امنیتی که از زمان بحران عراق هم مطرح بود بر اثر بیداری اسلامی تشدید شده است.ب) تشدید رقابت و منازعه در سطح ملی؛ ما شاهد بحرانها، شورشها و جنگهای داخلی از یکسو و فرقهگرایی از سوی دیگر بودهایم که یک نمونه آن در سوریه در حال وقوع است.ج) در بین بازیگران منطقهای هم شاهد نوعی رقابت و منازعه بین برخی کشورها هستیم که به نظر میرسد این منازعه نسبت به تحولات قبل از بیداری اسلامی افزایش پیدا کرده است.د) منازعه و رقابت بین بازیگران منطقهای و فرامنطقهای هم شدت یافته است.
مثلاً کشورهای فرامنطقهای هر از گاهی در بین کشورهای منطقهای اینگونه القا میکنند که ایران، اسلامگرایی و به طور کلی اسلام انقلابی در منطقه در حال تقویت است بنابراین یک نوع رقابت و منازعه بین ایران و آمریکا همواره وجود داشته که این رقابت در اثر بیداری اسلامی گسترش یافته است. این منازعه به اندازهای بوده است که تا مرز جنگ هم پیش رفته است. بخشی از اهداف طرفداران جنگ با ایران آن است که سد نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه شوند تا ایران را در مرزهای خود بهگونهای درگیر کنند تا دیگر فرصتی برای پرداختن به بیداری اسلامی نداشته باشد.ه) نوع دیگر از منازعه بازیگران، رقابت بین بازیگران فرامنطقهای بوده است که تشدید منازعه بین آمریکا و روسیه که نمود عینی آن در سوریه در حال مشاهده است، در این قسمت جای میگیرد.الگوی تعامل همکاریجویانهدر این نوع الگو نیز شاهد تحولاتی بعد از وقوع بیداری اسلامی بودهایم که مهمترین آنها تقویت رابطههای تعاملی بین «ایران، سوریه و حزبالله»، «ایران و روسیه» و «روسیه و سوریه» میباشد.بنابراین ما در اثر تحولات ناشی از بیداری اسلامی شاهد تعاملات ستیزشمحوری در یک سطح و همچنین افزایش تعاملات همکاریجویانه در سطح دیگر و بین کشورهایی دیگر هستیم.نتیجهآمریکا پس از یک دهه تلاش توأم با ناکامی، به منظور اصلاح نظم خاورمیانه، در راستای اهداف و مطلوبیت پیشینی خود، با مجموعهای از شرایط داخلی، منطقهای و بینالمللی مواجه شد که شکلگیری نظم مطلوب آمریکا را غیرممکن ساخته است.
تحولات بیداری اسلامی از جمله این شرایط است که سیاستهای آمریکا در خاورمیانه را دگرگون و شرایط برای ترسیم نظمی مطلوب را برای این کشور و متحدانش دشوار کرده استموج اخیر بیداری اسلامی در خاورمیانه با هدف کسب استقلال فکری ـ فرهنگی و قیام علیه حاکمان غربی به منظور دستیابی به آزادی فرهنگی، فکری و گفتمانی، نظم نوینی را در جهان به وجود آورد که فقط به حوزه کشورها و نظم داخلی آنها منجر نمیشود.
با بررسی تأثیرات منطقهای و بینالمللی بیداری اسلامی در سطوح مختلف از جمله سطح کارگزاران واحد سیاسی، ساختار مادی، ساختار هنجاری و الگوهای تعامل، میتوان تغییرات ذیل را مشاهده کرد:ـ تضعیف دولتهای سکولار، غیردموکراتیک، محافظهکار و وابسته به آمریکا در جهان عرب؛ـ کاهش قدرت رژیم صهیونیستی در قیاس با گذشته؛ـ افزایش قدرت نفوذ و چانهزنی جمهوری اسلامی ایران در منطقه؛ـ تغییر دو قطبی شدن خاورمیانه از «جریان اسلامگرا» ≠ «جریان محافظهکار سکولار» به دو اردوگاه «محور مقاومت» ≠ «محور سازش و سلطه» و در نتیجه تضعیف گفتمان سازش یا فرایند صلح خاورمیانه؛ـ برتری گفتمان اسلامگرایی در برابر گفتمانهای رقیب از جمله لیبرالیسم، ناسیونالیسم و پان عربیسم؛ـ تشدید تنازع گفتمانی بین «اسلامگرایی» ≠ «سکولاریسم ـ لیبرالیسم» و همچنین بین خرده گفتمانهای جریان اسلامگرایی از جمله «اسلام سلفی» ≠ «اسلام سکولار لیبرال» ≠ «اسلام انقلابی»؛ـ تشدید رقابت و منازعه در سه سطح ملی، بازیگران منطقهای و فرامنطقهای؛ـ تقویت رابطه تعاملی بین «ایران، سوریه و حزبالله»، «ایران و روسیه» و «روسیه و سوریه»؛ـ تنزل جایگاه آمریکا در منطقه و تضعیف هژمونی این رژیم در خاورمیانه
در نهایت میتوان به این جمعبندی رسید که خاورمیانه اسلامی علاوه بر اینکه دولتهای مستبد و مرتجع منطقه را به چالش کشید، با زمینهسازی قدرت دولتهای مستقل و اسلامگرا، نسخه دموکراسی کنترل شده غربی را زیر سؤال برد و همچنین با افزایش انزجار از ایالات متحده در میان ملتهای مسلمان منطقه، چهره واقعی این کشور را در سلطه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بر کشورهای اسلامی و حمایت از رژیم صهیونیستی اسرائیل نشان دادقابل توجه آنکه با شکست نظم سیاسی و طرحهای آمریکایی در خاورمیانه، نظام سلطه به دنبال مقابله و مهار خاورمیانه اسلامی میباشد. لذا دولتهای اسلامی به دلیل برخورداری از ذخایر انرژی جهان، موقعیت ژئواستراتژیک، فراگیر بودن دین مقدس اسلام و ایدئولوژیک بودن منطقه، جمعیت قابل توجه و ...، باید در برابر دشمنان مشترک و تأمین منافع اسلامی متحد شوند.منابع و مآخذالهی، همایون، 1384، خلیج فارس و مسائل آن، تهران، نشر قومس.بیومونت، پیتر و دیگران، 1369، خاورمیانه، ترجمه محسن مدیر شانهچی و دیگران، مشهد، انتشارات آستان قدس.جرجیس، فواز. ی، 1382، آمریکا و اسلام سیاسی، ترجمه محمد کمال سروریان، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی.جفری، کمپ و پائول ساندرز، 1384، «آمریکا، روسیه و خاورمیانه بزرگ؛ چالشها و فرصتها»، ترجمه سیدجواد صالحی، فصلنامه مطالعات منطقهای، سال ششم، شماره 3 و 4، تابستان و پاییز.خالدی، رشید، 1385، تجدید حیات امپراتوری، ترجمه محمود مهدوی فر و مهدی علی آبادی، تهران، ابرار معاصر.
درایسدل، آلاسدایر و بلیک جرالد اچ، 1374، جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا، ترجمه دره میرحیدر، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین اللمللیدهقانی فیروزآبادی، سید جلال و مهدی فرازی، 1391، «بیداری اسلامی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی، شماره 28، بهار.دهقانی فیروزآبادی، سیدجلال، 1390، «بیداری اسلامی و افول هژمونی صهیونیسم»، سخنرانی در پیشنشست جشنواره شیخ طوسی، قم، پژوهشگاه بینالمللی المصطفی|، 5 آبان.ـــــــــــــ ، 1383، «طرح خاورمیانه بزرگ و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه مطالعات راهبردی، شماره 25، پاییز.ذکریا، فرید، 1384، آینده آزادی، تهران، نشر نی.سلیمانی، محمد باقر، 1379، بازیگران روند صلح خاورمیانه، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی.صادقی، حسین، 1386، طرح خاورمیانه بزرگ، تهران، نشر میزان.طاهری، سید مهدی، 1388، بازخوانی تأثیرات انقلاب اسلامی ایران بر بیداری مسلمانان، قم، انتشارات بینالمللی المصطفی.فاست، لوئیس، 1386، روابط بینالمللی خاورمیانه، ترجمه احمد سلطانینژاد، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی.کامروا، کامران، 1388، خاورمیانه معاصر، ترجمه محمد باقر قالیباف و سید موسی پورموسوی، تهران، قومس.منسفیلد، پیتر، 1388، تاریح خاورمیانه، ترجمه عبدالعلی اسپهبدی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.منصوری، جواد، 1385، آمریکا و خاورمیانه، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه.
واعظی، محمود و دیگران، 1387، سیاست خارجی قدرتهای بزرگ و اصلاحات در خاورمیانه، تهران، پژوهشکده تحقیقات استراتژیکواعظی، محمود، 1390، بحرانهای سیاسی و جنبشهای اجتماعی در خاورمیانه، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی.ـــــــــــــ ، 1389، «نقش قدرتهای بزرگ در منطقه خلیج فارس و چالشهای هژمونی آمریکا»، فصلنامه روابط خارجی، شماره 6، تابستان.هینه بوش، ریموند و انوشیروان احتشامی، 1390، سیاست خارجی کشورهای خاورمیانه، ترجمه رحمن قهرمانپور، تهران، دانشگاه امام صادق(علیه السلام).22. Anderson, lisa, 2009, The state in the middle east and north Africa, in politics of modern arab world, london, Routledge.23. Barnett, Michael n., 1998, Dialogues in Arab politics:negotiations in regional order, New York,Columbia university press.24. Carter, jimmy, 1995, keeping faith, memories of a Persian, Collins, London.25. Cordesman, Anthony, 2004, Energy Development in the Middle East, Washington D.C, Center for strategic and International Studies.26. Freedman, lawrence, 1991, “The Golf war and the new world order”, Survival, vol 33, No 3, may / june.27. Pillar, Paul R, 2011, "Alarmism on Islamism", the Natinal Interest, Accessed at Dec, 4Tempest, Paul, 1993, The politics of middle Eeast Oil, The Royamont Group, Graham Trotman.سید مهدی طاهری: عضو هیئت علمی جامعه المصطفی العالمیه.
سید جلال دهقانی فیروزآبادی: استاد دانشگاه علامه طباطبائیفصلنامه علمی ـ پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی 37انتهای متن/.
03:24 - 28 آبان 1394