نقدی بر دیدگاه مستشرقان درباره نقش جهاد در گسترش اسلام

در این پژوهش ابتدا دیدگاه‌های مستشرقان درباره عوامل گسترش اسلام با یک طبقه‌بندی اجمالی ارائه گردیده و سپس دیدگاهی که رابطه گسترش اسلام با جهاد را عمیق می‌داند، مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته و ناسازگاری آن با مبانی نظری اسلام و واقعیت‌های تاریخ اسلام روشن شده است.
بخش دوم و پایانیاعتراف برخی مستشرقان به عوامل واقعی گسترش اسلام عده‌ای از مستشرقان، واقع‌بینانه مسئله عوامل گسترش اسلام را بررسی کرده و نقش جهاد را در آن بسیار محدود دانسته‌اند. در اینجا برخی از اظهارات این گروه را به‌اختصار نقل می‌کنیم. گوستاو لوبون دراین‌باره می‌نویسد: زور شمشیر نیز موجب پیشرفت قرآن نگشت؛ زیرا رسم اعراب این بود که هر کجا را فتح می‌کردند، مردم آنجا را در دین خود آزاد می‌گذارند، و اینکه مردم مسیحی از دین خود دست برمی‌داشتند و به دین اسلام می‌گرویدند و زبان عرب را بر زبان مادری خود انتخاب می‌کردند، بدان جهت بود که عدل و دادی که از آن عرب‌های فاتح می‌دیدند، مانندش را از زمامداران پیشین خود ندیده بودند، و برای آن سادگی و سهولتی بود که در دین اسلام مشاهده می‌نمودند و نظیرش را در کیش قبلی سراغ نداشتند. (1) خانم لورا واکسیا واگلیری (2) ایتالیایی در کتاب پیشرفت سریع اسلام می‌نویسد: اگر به پیشگویی‌ها (و سخنان) محمد یا به فتوحات مسلمانان صدر اسلام توجه کنیم، به‌سهولت خواهیم دید که تهمت تحمیل اسلام با زور شمشیر تا چه اندازه کذب (و بی‌اساس) است. قرآن می‌گوید: «لا إکرَاهَ فی الدِّین‌ِ؛ (3) در قبول دین، اکراهی نیست»؛ «وَ قُل‌ِ الْحَقُّ مِن ربِّکمْ فَمَن شاءَ فَلْیؤْمِن وَ مَن شاءَ فَلْیکفُرْ؛ (4) بگو: این حق است از سوی پروردگارتان! هرکس می‌خواهد، ایمان بیاورد [و این حقیقت را پذیرا شود]، و هرکس می‌خواهد، کافر گردد!»
وی می‌گوید: محمد(صلی الله علیه) که همیشه این اصول ملکوتی را به‌کار می‌برد، بسیار بردبار بود؛ مخصوصاً درباره ادیان توحیدی می‌دانست که تا چه اندازه مدارا کند. (5) آقای دیسون، دانشمند فرانسوی ادعای پیشرفت اسلام به‌وسیله زور و شمشیر را رد کرده و آن را یک امر خیالی می‌داند. به عقیده ایشان، مردم چیزی را اگر با زور بپذیرند، چندان به آن ادامه نمی‌دهند؛ حال آنکه مسلمانان از زمانی که اسلام را پذیرفته‌اند، تاکنون (دوران حیات نویسنده) بیش از هزارودویست سال می‌گذرد و حاضر نیستند اسلام را با هیچ چیز دیگری عوض نمایند. وانگهی اگر مسلمانان سرزمین‌هایی را با زور فتح می‌کردند، برای بقای اسلام در آنجا و حفظ سلطه‌شان باید تعداد زیادی از رهبران مسلمان و سربازان در آن شهر و دیار اقامت می‌کردند تا آن نقطه تحت لوای اسلامی باقی می‌ماند؛ حال آنکه عرب‌ها آن‌قدر سرباز نداشتند که بتوانند از شهرها و روستاهای فتح‌شده محافظت نمایند. (6) ویل دورانت می‌نویسد: هرچند محمد(صلی الله علیه) پیروان دین مسیح را تقبیح می‌کند، با این‌همه نسبت به ایشان خوش‌بین است و خواستار ارتباطی دوستانه بین آنها و پیروان خویش است. حتی پس از برخوردی که با پیروان دین یهود داشت، با اهل کتاب که همانا یهودیان و مسیحیان بودند، راه مدارا پیش گرفت. (7) کنت دوگو بینو دراین‌باره می‌گوید:
اگر اعتقاد مذهبی را از ضرورت سیاسی جدا کنند، هیچ دیانتی تسامح‌جوی‌تر و شاید بی‌تعصب‌تر از اسلام وجود ندارد و در واقع همین تسامح و بی‌تعصبی بود که در قلمرو اسلام بین اقوام و امم گوناگون تعاون و معاضدتی را که لازمه پیشرفت تمدن اسلامی است، به‌وجود آورد و همزیستی مسالمت‌آمیز عناصر نامتجانس را ممکن ساخت. اما آنچه استفاده از این «همزیستی» را در زمینه علم و فرهنگ فراهم می‌کرد، علاقه مسلمین بود به علم که منشأ آن، تأکید و توصیه اسلام بود در اهمیت و ارزش علم. (8) مونتگمری وات که در کتاب تاریخ اسلام کمبریج بر عوامل مادی و جنگ تأکید در گسترش اسلام کرده است، در مجموعه گفتارهایی که از ایشان تحت عنوان تأثیر اسلام بر اروپای قرون وسطی منتشر شده دراین‌باره می‌نویسد: من مسلمانان را رقیبانی که سرزده وارد اروپا شدند، نمی‌دانم؛ بلکه آنان را نمایندگان یک تمدن بزرگ با دستاوردهای بزرگ می‌دانم که به‌خاطر اعتبار و منزلتشان در بخش وسیعی از کره زمین مسلط شدند و منافعشان به سرزمین‌های مجاور نیز جریان یافت. (9) فلسفه جهاد ابتدایی و دریافت جزیه با توضیحاتی که درباره عدم پیوند گسترش اسلام با جهاد ارائه شد، ممکن است دو مسئله در اینجا برای خواننده مطرح شود و آن اینکه، اگر عقیده تحمیل‌بردار نیست و مسلمانان از آن برای توسعه اسلام استفاده نکرده‌اند، فلسفه جهاد ابتدایی و دریافت جزیه از اهل کتاب چه معنایی دارد و این امور چگونه با آزادی عقیده سازگار است؟
این پرسش در حقیقت به دو سؤال مستقل تقسیم می‌شود؛ یک سؤال مربوط به مسئله جزیه از اهل کتاب و دیگری مربوط به جهاد ابتدایی است. در اینجا ابتدا مسئله جزیه و رابطه آن با آزادی عقیده را توضیح می‌دهیم؛ سپس درباره جهاد ابتدایی نکاتی را متذکر می‌شویم. یک. فلسفه جزیه در اسلامقرآن کریم درباره مسئله اخذ جزیه از اهل کتاب می‌فرماید: قَاتِلُوا الَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ ‌ِباللَّهِ وَلَا ‌ِبالْیوْم‌ِ الْآخِر‌ِ وَلَا یحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا یدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أ‌ُوتُوا الْکِتَابَ حَتَّی یعْطُوا الْجزْیةَ عَنْ یدٍ وَ هُمْ صَاغِرُونَ.(10) با کسانی که از اهل کتاب‌اند و به خدا و روز جزا ایمان نمی‌آورند و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده‌اند، حرام نمی‌دانند و به دین حق نمی‌گروند، کارزار کنید تا با دست خود و با خضوع جزیه را بپردازند. به‌طور طبیعی اهل کتابی که ویژگی‌های سه‌گانه مذکور در آیه دارند، یعنی به خدا و روز جزا ایمان نمی‌آورند، آنچه را خدا و رسولش حرام کرده‌اند، حرام نمی‌دانند و به دین حق نمی‌گروند، با دین حق در ستیز هستند. اسلام برای اینکه راه نشر خود را فراهم سازد و موانع را از سر راه خود بردارد و به اهداف انسانی خود جامه عمل بپوشاند، چاره‌ای ندارد جز اینکه آنها را تحت سلطه خود برده، تسلیم قانون کند و در برابر خدماتی که به آنها ارائه می‌دهد، از آنان جزیه بگیرد. حقیقت جزیه، مالیاتی است که دولت اسلامی در برابر خدماتی که ارائه می‌دهد از اهل کتاب دریافت می‌کند. در حقیقت جزیه ابزار تحمیل دین نیست. (11) شهید مطهری این مسئله را بسیار عالمانه توضیح داده است؛ او می‌نویسد:
... جزیه مفهومش مالیات است و بدیهی است که مالیات دادن غیر از باج گرفتن است. خود مسلمین نیز باید انواعی از مالیات بدهند. چیزی که هست، شکل مالیات اهل کتاب با مالیاتی که مسلمین می‌پردازند، فرق می‌کند ... جزیه برای آن عده از اهل کتاب است که در ظل دولت اسلامی زندگی می‌کنند، رعیت دولت اسلامی هستند. دولت اسلامی وظایفی برعهده ملت خودش دارد و یک تعهداتی در برابر آنها؛ وظایف این است که اولاً باید مالیات‌هایی بدهند که بودجه دولت اسلامی اداره شود، ... ثانیاً مردم باید تعهداتی از نظر سربازی و فداکاری در برابر دولت داشته باشند؛ ممکن است خطری پیش بیاید، افراد همین مردم باید به دفاع بپردازند. اهل کتاب اگر در ظل دولت اسلامی به‌سر ببرند، نه موظفند که آن مالیات‌های اسلامی (مانند خمس و زکات) را بپردازند و نه موظفند که در جهادها شرکت کنند، با اینکه منفعت جهاد عاید آنها هم می‌شود. بنابراین وقتی که دولت اسلامی امنیت مردمی را تأمین می‌کند و آنها را تحت حمایت خودش قرار می‌دهد ـ چه مردم خودش باشد، چه غیر خودش ‌ـ یک چیزی هم از مردم می‌خواهد، مالی یا غیر مالی؛ از اهل کتاب به‌جای زکات و غیر زکات، جزیه می‌خواهد و حتی به‌جای سربازی هم جزیه می‌خواهد... ویل دورانت در جلد یازدهم تاریخ تمدنش راجع به مسئله جزیه اسلامی بحث کرده و می‌گوید که این جزیه اسلامی مقدارش آن‌قدر کم بوده است که از مالیات‌هایی که از خود مسلمین می‌گرفتند، کمتر بوده. بنابراین هیچ جنبه اجحاف در میان نبوده است. (12)
سید قطب نیز در تفسیر خود همین مطلب را به بیانی دیگر توضیح داده است. (13) از آنچه گذشت روشن شد جزیه، مالیاتی است که اهل کتاب در برابر امکاناتی که از دولت اسلامی می‌گیرند، می‌پردازند و هرگز به‌معنای راهکاری برای تحمیل عقیده نیست و با اصل آزادی عقیده و ایمان منافات ندارد. دو. جهاد ابتدایی و آزادی عقیده اندیشمندان مسلمان با دو بیان جهاد ابتدای را تبیین کرده‌اند: 1. تنها حق اصیل و ذاتی در عالم، حق خداست؛ آن‌سان که سایر حقوق در پرتو این حق معنا می‌یابند. خداوند مالک حقیقی همه موجودات، ازجمله انسان است و تمامی مخلوقات هستی خود را وامدار اویند. این رابطه مالکیت بین خداوند و سایر موجودات ایجاب می‌کند که تمام هستی طبق خواست و اراده خدا به چرخش و گردش درآید. (14) در مورد جامعه انسانی هم اقتضای این حق چنین است که در سراسر جوامع بشری، تنها خدا پرستش شود و دین او حاکم و سخنش برتر باشد: «وَکلِمَةُ اللّهِ هی الْعُلْیا؛ (15) کلمه خداست که برتر است.» البته مقصود از برافتادن کفر و شرک این نیست که همه انسان‌ها مسلمان و موحد شوند؛ چراکه با جبر و زور نمی‌شود در دل‌ها نفوذ کرد: «لاَ إکرَاهَ فی الدِّین‌ِ»؛ (16) بلکه منظور این است که نظام حاکم بر جهان، نظامی الهی و توحیدی باشد و حاکمیت از آنِ خدا گردد، و موانعی که برای گسترش عبودیت وجود دارد، برداشته شود.
2. برخی از اندیشمندان مسلمان، جهاد ابتدایی را دفاع از حقوق انسانی انسان‌ها می‌دانند. توضیح مطلب اینکه، با توجه به اینکه اسلام، توحید و دین حق را یک امر فطری، (17) و فلسفه آفرینش انسان را عبودیت پروردگار می‌داند، (18) پرستش خداوند را صراط مستقیم انسانیت می‌شناسد، (19) پذیرش دین الهی را باعث حیات طیبه بشری می‌داند (20) و نادیده گرفتن پیام‌های توحیدی و آسمانی را باعث سقوط انسان به درجه حیوانیت تلقی می‌کند، (21) قهراً توحید و دین کامل را یک حق انسانی قلمداد می‌کند و دفاع از آن را کمتر از دیگر حقوق انسانی نمی‌داند. بنابراین، جهاد عقیدتی در حقیقت دفاع از حقوق انسانی به‌حساب می‌آید و مانند همه دفاع‌های دیگر، مشروع و مجاز تلقی می‌گردد. براین‌اساس، اسلام به خود حق می‌دهد که با تمام مظاهر شرک و عوامل بی‌دینی و بی‌اعتقادی بشر مبارزه کند و خود را مجاز می‌داند با هرچیز یا هرکس که در اغوای مردم و گرایش آنها به‌سوی شرک و باطل نقش دارد و یا جلوی نشر و نفوذ دین حق را می‌گیرد، مبارزه نماید. در همین راستا، بت‌شکنی پیامبر اسلام(صلی الله علیه) و ابراهیم(علیه السلام) و یا جنگ پیامبر اسلام با سران شرک در مکه، به‌راحتی قابل توجیه است. مسامحه اسلام دراین‌زمینه به‌معنای کوتاهی در دفاع از مهم‌ترین حق انسانی است. (22)
ماهیت جهاد ابتدایی با مشرکان را دفاع از حق خداوند بدانیم و یا دفاع از حق انسانی انسان‌ها تفسیر کنیم، هرگز به‌معنای تحمیل عقیده نخواهد بود؛ بلکه به این معناست که مشرکان و کفار را از ایجاد مزاحمت و توطئه‌آفرینی و فتنه‌گری و مانع‌تراشی در سر راه دعوت و نشر توحید بازداشت و زمینه را برای پرستش خدای یگانه فراهم کرد. شهید مطهری دراین‌رابطه می‌گوید: ما حتی اگر توحید را از حقوق انسانی بدانیم، باز نمی‌توانیم با ملت دیگر بجنگیم برای تحمیل عقیده توحید؛ چون خودش فی‌حدذاته تحمیل‌پذیر نیست؛ زیرا ایمان یعنی اعتقاد و گرایش، ایمان یعنی مجذوب شدن به یک فکر و مجذوب شدن دو رکن دارد؛ یک رکنش جنبه علمی مطلب است که فکر و عقل انسان بپذیرد، یک رکن دیگر جنبه احساساتی آن است که دل انسان گرایش داشته باشد و هیچ‌کدامش در قلمرو زور نیست، نه جنبه فکری‌اش؛ زیرا فکر تابع منطق است، جنبه گرایش و احساساتی هم همین‌جور است. بله، یک چیز دیگر هست و آن این است که اگر ما توحید را جزو حقوق انسان‌ها دانستیم، ممکن است اگر مصلحت انسانیت ایجاب بکند، ما با قومی مشرک می‌توانیم بجنگیم، نه به‌خاطر اینکه توحید را به آنها تحمیل کنیم؛ بلکه به این خاطر که ریشه فساد را اساساً بکنیم. ریشه‌کن کردن مبدأ عقیده شرک با زور یک مطلب است و تحمیل عقیده توحید مطلب دیگر. (23) نتیجه
از آنچه گذشت روشن شد ادعای پیشرفت اسلام با زور و شمشیر با مبانی نظر اسلام که دستورالعمل مسلمانان است، منافات دارد؛ زیرا اولاً دین به‌عنوان یک حقیقتی که باید قلب انسان آن را باور کند، قابل اجبار و اکراه نیست؛ ثانیاً زمانی پذیرش اسلام ارزشمند است که از سر اختیار باشد، نه از سر اکراه و اضطرار. همچنین روشن شد ادعای مستشرقان دراین‌باره با واقعیت‌های تاریخی نیز فاصله دارد. اسناد تاریخی گواه این حقیقت هستند که پیامبر اکرم(صلی الله علیه) دعوت خودش را با آگاهی دادن به مردم آغاز کرد و تا سال چهاردهم بعثت، حتی به مسلمانان اجازه دفاع از خودشان را هم نداد و مسئله جهاد، در مدینه مطرح گردید. در مدینه نیز پیامبر(صلی الله علیه) افراد و گروه‌ها را در پذیرش دین مختار کردند. بنابراین، گسترش اسلام با جهاد پیوند نخورده و نقش جهاد صرفاً حراست از اسلام و مسلمانان در برابر توطئه‌ها بوده است. البته اینکه اسلام چگونه شکل گرفت و گسترش یافت، مسئله‌ای است که محققان تاریخ اسلام به‌تفصیل به آن پرداخته‌اند. در پایان، پرسش‌هایی که درباره دریافت جزیه از اهل کتاب و جهاد ابتدایی مطرح است، تبیین شد و روشن گردید دریافت جزیه از اهل کتاب به‌معنای تحمیل عقیده نیست؛ بلکه جزیه مالیاتی است که اهل کتاب به‌خاطر بهره‌مند شدن از خدمات حکومت اسلامی به حاکم مسلمان پرداخت می‌کنند. جهاد ابتدایی نیز برای کامیابی‌های مادی و تحمیل عقیده نیست؛ بلکه برای دفاع از حقوق الهی و حقوق انسانی انسان‌هاست.
پی نوشت:[1]. لوبون، تمدن اسلام و عرب، ص 145.2. Laura WacciaVagliry. 3. بقره (2): 256.4. کهف (18): 29.5. واگلیری، پیشرفت سریع اسلام، ص 17. 6. دیسون، محمد و الاسلام، به نقل از: آل‌اسحق خوئینی، اسلام از دیدگاه دانشمندان جهان، ص 579 ـ 578. 7. دورانت، تاریخ تمدن (عصر ایمان)، ب دوم، ج 4، ص 339. 8. به نقل از: زرین‌کوب، کارنامه اسلام، ص 25. 9. وات، تأثیر اسلام بر اروپای قرون وسطی، ص 16.10. توبه (9): 29. 11. ر.ک به: طباطبایی، المیزان، ج 18، ص 75.12. مطهری، جهاد، ص 70 ـ 66. 13. سید بن قطب، فی ظلال القرآن، ج 3، ص 1633. 14. برای آگاهی بیشتر ر.ک به: مصباح یزدی، نظریه حقوقی اسلام، جلسه هفتم و حقوق و سیاست در قرآن، فصل دوم. 15. توبه (9): 40.16. بقره (2): 256.17. روم (30): 11.18. ذاریات (51): 56. 19. آل‌عمران (3): 51.20. نحل (16): 97؛ انفال (8): 24. 21. اعراف (7): 179؛ انفال (8): 22. 22. ر.ک به: سید بن قطب، فی ظلال القرآن، ج 1، ص 187 ـ 186؛ مطهری، جهاد، ص 64 ـ 41. 23. همان، ص 55 ـ 50.حسین عبدالمحمدی: استادیار جامعة المصطفی العالمیه. فصلنامه علمی ـ پژوهشی تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی 7انتهای متن/
محمد
02:00 - 20 اردیبهشت 1394

25 بازدید




1 پاسخ