«کارآفرینی»عنصر با ارزش فرآیندهای اقتصادی
کارآفرینی سازمانی، فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیندهای نوآوری شده از طریق القا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده به ظهور میرسند.
«کار» هسته اصلی توسعه محسوب شده و کیفیت وکمیت آن رابطه مستقیمی با پیشرفت جوامع دارد. این پیشرفت در ابتدا خود را در حوزه های ملموس اقتصادی نشان داده و سپس به سایر ابعاد زندگی نیز تسری پیدا می کند. رشد و فراگیری این پدیده می تواند به تحول و دگرگونی اساسی در اقتصاد ملی منجر شود. کارافرینی فرآیندی است که طی آن فرد کارآفرین با ارائه ایده و فکر جدید ایجاد کسب و کار با قبول مخاطره و تحمل ریسک، محصول و خدمت جدید را ارائه می کند.
کارآفرینی در آموزههای دینی
در قرآن کریم ذات تولید و ثروت پذیرفته شده و عاملان آن چنانچه شرایط کافی دیگر برای بهره مندی از نتایج کار خود را داشته اند، مورد تایید قرار گرفته و الگو شده اند. قرآن کریم انسان را موجودی کار آفرین می داندکه این ویژگی زمینه های کسب ثروت را در او ایجاد کرده و جمع آوری ثروت، به شرط ادای واجبات و دوری از گناه، مورد نکوهش نیست. هم چنین گفته شده که «خداوند از بنده پرخواب و بنده بیکار به شدت متنفر است(وسائل الشیعه،ج۲،ابواب مقدمات تجارت، باب ۱۷، ح۴) و «کسی که بار خود را بر دوش دیگران بیفکند و از حاصل زحمت دیگران برخوردار شود ملعون است» (وسائل الشیعه باب۶ ح ۱۰).
در نظام اقتصادی اسلام و در آموزه های پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) امور اقتصادی و مقوله کارآفرینی به عنوان بخش مهمی از زندگی آدمی، مورد توجه قرار گرفته است. فرهنگ خلق کار و سهولت بخشیدن به زندگی و سطح معیشت همنوعان، همواره مورد تمجید و سفارش بوده و یکی از ملزومات حیات طیبه در نظر گرفته می شود. از نظر اسلام، کارآفرین فرد تلاشگری است که با اتکا به قابلیت های خود و توکل به خداوند از حداکثر توانایی های جسمی، مادی و تخصصی اش برای منافع حلال خود درجامعه ای که در آن زندگی می کند، استفاده کند. یک کارآفرین می کوشد تا با قدرت، خلاقیت، ابتکار، تصمیم گیری به موقع، تکیه بر وجدان کاری و انضباط، همواره اطلاعات شغلی خود را تعمیق و توسعه داده و محیط کاری خود را به محیطی بهره ور، پویا و خداپسندانه تبدیل کند.
کارآفرینی همچون بسیاری از پدیده های اقتصادی دیگر با عنصر «ریسک» در ارتباط است. البته ریسکی که کارآفرینان می پذیرند، یک ریسک منطقی و حساب شده است. مفهوم توکل با ریسک منطقی ارتباط بسیار نزدیکی دارد. گرچه در باور عمومی از توکل برداشت نادرستی شده است، اما مفهوم اصلی آن بیان می کند که هرکسی باید تلاش خود برای رسیدن به هدف را انجام دهد و از ناملایمات و مشکلات نترسیده و به خدا توکل کند. درواقع توکل در اسلام به معنای پذیرش ریسک های منطقی و داشتن امید به خدا برای موفقیت است. اسلام در کنار اهمیت بسیاری که برای کار و تلاش قائل است بر ضرورت و اهمیت نوآوری، پیشرفت و بهره گیری از فناوری های نوین در فعالیت ها نیز تاکید می کند.
اقتصاددانان به بررسی این که چگونه منابع کمیاب مانند زمین، نیروی انسانی، مواد خام و ماشین ها را برای تولید کالاها وخدمات تخصیص دهند می پردازند. «ریچارد کانتیلون»(۱۷۳۰) اولین فردی بود که کار آفرین را به عنوان شخصی معرفی می کند که با قیمت ثابت می خرد و با قیمت نامعین می فروشد. از این رو به جای سود بالقوه به ریسک دست می زند.کارآفرین بیشتر از نظر فعالیت اقتصادی و نه از نظر نوع شخصیت شناخته می شود. بنابراین کانتیلون کارآفرین را به عنوان کسی که ریسک متاثر از تغییر در تقاضای بازار را می پذیرد، می شناسد. از نظر وی کسی که ریسک را می پذیرد با کسی که تامین کننده سرمایه است فرق می کنند.
کارآفرینی ریشه در تعهد دارد
واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی Entrepreneurs به معنای «متعهد شدن» نشات گرفته است. کارآفرینی اولین بار موردتوجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن ۱۶ میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه های اقتصادی خویش تشریح کرده اند. در تبیین مفهوم کار آفرینی باید گفت سرمایه هرگز ایده را به حرکت در نمی آورد بلکه این ایده است که محرک سرمایه است و موفقیت در کسب و کار، با ایده نوآورانه و خلاق که به همراه سرمایه منجر به ارائه محصول جدید در بازار می شود رقم می خورد که این را اصطلاحاً «کارآفرینی» می گوییم.
«ژوزف شومپیتر» اقتصاددان اتریشی دهه ۱۹۳۰ فرآیند کارآفرینی را « تخریب خلاق» می نامد. به عبارت دیگر ویژگی تعیین کننده در کارآفرینی همانا انجام کارهای جدید و یا ابداع روش های نوین در امور جاری است. روش نوین همان «تخریب خلاق» می باشد. از نظر وی نوآوری درهریک از زمینه های ذیل کار آفرینی محسوب می شود.
ارائه کالای جدیدارائه روش جدید در فرآیند تولیدگشایش بازاری جدیدیافتن منابع جدید
ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعت
بیشتر نویسندگان و صاحب نظران در مجموع کارآفرینی را فرآیند شناسایی فرصت های اقتصادی، ایجاد کسب و کار و شرکت های جدید، نوآور و رشد یابنده برای بهره برداری از فرصت های شناسایی شده می دانند که در نتیجه آن کالا ها و خدمات جدیدی عرضه می شود.
طبق نظر کاسون (۱۹۸۲) کار آفرین فردی است که تخصص وی «تصمیم گیری عقلایی و منطقی در مورد ایجاد هماهنگی در منابع کمیاب» می باشد. وی «داشتن توان داوری و قضاوت» را عنصری مشترک در تمامی کار آفرینان تشخیص داده است .
کارآفرین کسی است که توانایی آن را دارد تا فرصت های کسب و کار را ببیند و آن ها را ارزیابی کند، منابع لازم را جمع آوری و از آن ها بهره برداری نماید، و سپس عملیات مناسبی را برای رسیدن به موفقیت پی ریزی کند.
مدیران، واحد کسب و کار را اداره می کنند و کارآفرینان با نگاه فرصت گرایانه، واحد کسب و کار را راه اندازی می کنند. از آنجا که هر کارآفرینی مسئولیت تمام کارهای مربوط به کسب و کار را بر عهده دارد، به طور کلی می توان گفت هر کارآفرینی مدیر است اما هر مدیری کارآفرین نیست.
کارآفرین کسب و کاری را برای خود راه می اندازد. او در راه اندازی و ادامه کسب و کار خود، معمولا کارهای زیر را انجام می دهد:
سرمایه اش را با ریسک مواجه می کند.امور مربوط به خودش را شخصا سازماندهی می کند.
تصمیم گیرنده کارش، خودش است.
مجبور است برای ادامه فعالیت، مشتریان را خودش پیدا کند.
هم زمان به فعالیت های متفاوتی می پردازد.لزوم توجه متولیان و مدیران به کار آفرینی
گرایش به کارآفرینی بر تمایل به نوآور بودن، ابتکار عمل داشتن و ریسکپذیری مبتنی است. بنابراین سازمانها میتوانند با تکیه بر نوآوری، ابتکار و ریسکپذیری به خواستهها و نیازهای متغییر و متنوع محیطی پاسخ بدهند. درجه گرایش به کارآفرینی سازمانها به میزان نوآور بودن، ابتکار عمل داشتن و ریسکپذیری بستگی دارد. از این منظر کارآفرینی به مجموع تلاشهای نوآوری، نوسازی و کارهای خارق العاده سازمانها جهت پویایی و بهبود عملکرد سازمان اطلاق میشود.
کارآفرینی در بستر سازمان و بنگاه تولیدی به شناسایی بهموقع فرصتها و بهرهبرداری از محصولات جدید که با پذیرش ریسک منطقی آن انجام میپذیرد، اشاره دارد. در واقع کارآفرینی سازمانی، فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیندهای نوآوری شده از طریق القا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاسیس شده به ظهور میرسند.
در کشور ما متولی رسمی بستر سازی برای فعالیت کارآفرینان «سازمان آموزش فنی و حرفه ای» است. این سازمان وابسته به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بوده و در ابتدای سال ۱۳۵۹ از ادغام سه واحد آموزشی «اداره کل تعلیمات حرفه ای وزارت کار و اموراجتماعی»، «صندوق کارآموزی» و کانون کارآموزی با نام «سازمان آموزش فنی و نیروی انسانی» تشکیل و در سال ۱۳۶۰ به سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور تغییر نام یافت. در حال حاضر این سازمان علاوه بر ستاد مرکزی، دارای ۳۱ اداره کل، بیش از ۶۰۰ مرکز آموزش فنی و حرفه ای آزاد در سطح کشور و همچنین مرکز آموزش تربیت مربی و پژوهش های فنی و حرفه ای است.
ماموریت اصلی این سازمان آموزش، پژوهش، تولید استانداردهای آموزشی و ارزشیابی مهارت نیروی کار کشور است که فرایند آموزش در قالب دروه های ۱ تا ۱۸ ماهه به صورت کوتاه مدت و پودمان های تکمیلی بین سطوح تحصیلی از طریق آموزش در مراکز ثابت بخش دولتی، تیم های سیار شهری و روستایی، مراکز همجوار صنایع و صنوف، مراکز همجوار دانشگاه، مراکز همجوار زندان و پادگان ها، آموزش در مرکز تربیت مربی و پژوهش های فنی وحرفه ای و همچنین آموزش در بخش غیر دولتی توسط آموزشگاه های فنی و حرفه ای آزاد انجام می شود و بدین گونه نسبت به تامین و تربیت نیروی کار ماهر ونیمه ماهر مورد نیاز بخش های مختلف صنعت، کشاورزی و خدمات و ارتقای فرهنگ مهارت های فنی جامعه اقدام می نماید.
توجه مسئولان و متولیان به کارآفرینی و تدوین سیاست های تسهیل کننده برای فعالیت کارآفرینان می تواند فرآیند تولید ملی را تقویت کرده، سرعت پیشرفت و توسعه همه جانبه کشور را بهبود بخشد. کارآفرینی علاوه برجنبه های اقتصادی، شاخص های اجتماعی، فرهنگی و روانی جامعه را نیز بهبود می بخشد و از این رو می بایست در تدوین سیاست های کلان مورد توجه مسئولان قرار گیرد.
سید مرتضی حسینیمنبع : رصد
05:14 - 11 مرداد 1393