صدای پای بهار در شعر شاعران پاکستانی

«جشن بهاران» موسوم به «جشن گل سرخ» که همزمان با فرارسیدن ایام بهار است، جلوه‌ای خاص در شعر شاعران خوش‌ذوق پاکستانی دارد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در اسلام‌آباد، در پاکستان فرا رسیدن فصل بهار را بهانه‌ای برای تجلیل از نوروز قرار می‌دهند و به همین مناسبت «جشن بهاران» از گستره بیشتری نسبت به نوروز برخوردار است. در کتب تاریخی نشانه‌های فراوانی داریم که مسلمانان‏ فارسی زبان این خطه آغاز سال شمسی را جشن‏ می‏گرفتند و غیر مسلمانان هم در همین ماه اسفند و فروردین روزهای بهاری را جشن‏ می‏گرفتند و به شادی و خوشی می‏پرداختند. نوروز و وصف بهار از موضوعاتِ مورد توجه شاعران قصیده سرا و غزل‌گوی فارسی در قرن‌های متمادی در ایران و شبه قاره بوده است. در این گفتار مضامینی در ارتباط با نوروز، نوبهار، فصل بهار و نظایر آن از سخنوران سرزمین پاکستان انتخاب و اقتباس شده که با هم می‌خوانیم: «عطاءالله شاه بخاری» متخلّص به «ندیم» وی که غیر از صحنۀ خطابت در شعرسرایی هم دستی داشت می‌گوید: هزار صبح بهار از نگاه می‌چکدش جنون ز پیچش زلف سیاه می‌چکدش چمن چمن گل و نسرین ز عکس رخ ریزد سبد سبد گلِ خندان ز راه می‌چکدش وی در مقطع شعر دیگری چنین آورده است: باغ و بهار ما ندیم یعنی که «جنت النعیم» روی خوش است و خوی خوش، بوی خوش و گلوی خوش «ذولسان مولانا ظفر علی خان»وی در پیروی از «رودکی» چنین سروده است : ساقیا برخیز و مَی در جام کن فصل گل در بوستان آید همی باد نوروزی وزید اندر چمن نغمه‌اش عنبر فشان آید همی
مسلم از خواب گران بیدار شد انقلاب اندر میان آید همی باش تا برقی درخشد از حجاز غیرت حق درمیان آید همی رودکی چنگ است و کلکم زخمه‌اش یاد یار مهربان آید همی صوفی «غلام مصطفی تبسم» استاد شهیر فارسی‌گو و شاعر 3 زبانه در وصف «رامسر» همیشه بهار، چنین می‌سراید ستارگان فلک را همین طرف نظر است چه جلوه‌هاست که در کوهسار رامسر است بهر نگاه ترا ذوق تازه‌ای باشد که هر بهار که این جا رسد، بهارتر است دکتر «اسلم انصاری» وی از شاعران پارسی‌گوی ساکن شهر «ملتان» پاکستان است که درباره بهار چنین می‌سراید: ساقیا بین موسم گل تا به گلشن می‌رسد یعنی هنگام شراب شوق خوردن می‌رسد هان وهان بلبل به صحن گلستان هوشیار باش غنچۀ مست شبانش تا شکفتن می‌رسد «صادق» وی که از فارسی‌سرایان نامدار «کویته» مرکز ایالت بلوچستان پاکستان است در قطعۀ شعری با عنوان «دو ملت نجیب» چنین تشبیه جالبی آورده است: بهار عطر پیرهن اگر ندیده‌ای، نگر لطافت گل و سمن اگر ندیده‌ای، نگر گشاده چشم نسترن، اگر ندیده‌ای، نگر گُهر فشان دمن دمن اگر ندیده‌ای، نگر طرب فزا چمن چمن اگر ندیده‌ای نگر «محسن تتوی» وی در وصف بهار حتی راه اغراق را پیموده است و می‌گوید: آمد بهار، سیرِ گُل و گلعذار فرض ذکرِ شراب واجب و فکرِ خُمار فرض از شکر نو بهار به گلشن چو عندلیب کردم ادا به ناله یکی از هزار فرض
«محمد عارف صنعت شکارپوری»در غزلی چنین می‌سراید: در نو بهار باده کشیدن چه خوش‌تر است گل‌ها ز باغ عشرت چیدن چه خوش‌تر است «مولانا اصغر علی روحی» وی سال‌ها استاد گروه آموزش عربی و علوم دینی در «دانشکدۀ اسلامی لاهور» بود. مولانا روحی شاعری نام‌آور و از دوستان «مولوی محمد شفیع» و علامه اقبال به شمار می‌رفت. وی قصیدۀ بهاریۀ زیبایی با این مطلع سروده است: خیمه زد بر دامن کُهسار ابر نوبهار مُشک افشان شد نسیم اندر فضای لاله زار «رضا علی وحشت»قصیده‌ای سروده که یک بند آن چنین است: باد بهاران وزید جلوه نما شد چمن لاله ز یک سُو دمید در طرفِ نسترن راحتِ نظاره شد رنگ گل و یاسمن یا سخن آرا شود وحشت شیرین سخن خانه بدوشان شوق خوش چمنی ساختند وز سخن آرزو انجمنی ساختند «جگر کاظمی پیشاوری»در قصیدۀ بهاریه می‌گوید: دَی رفت و گل دمید چو از خاور آفتاب یعنی زده به بُرج حمل لنگر آفتاب بهرِ نظام موسمِ گل در چمن نگر ز اوراقِ گل گشوده ز سر دفتر آفتاب پرفسور «غلام محیی الدین خلوت» وی از اساتید زبان فارسی و اردو در دانشکده‌های دولتی پاکستان بود که در عین حال فارسی سرای خوش ذوقی به شمار می‌رفت. خلوت در وصف بهار چنین سروده است: فروغ حسن به آیینۀ بهار خوش است به پای دشت نوردان عشق خار خوش است ببین چه سان به تماشای حسن تو به چمن گشاده نرگس تر چشم انتظار خوش است «میان محمد شاه دین همایون»
هنگامِ صبح سیرِ گلستان بسا خوش است بر شاخِ سبز بلبلِ شیرین نوا خوش است «منظور حسین ماهر القادری» وی یکی از نعت سرایان معروف قرن چهاردهم هجری در شبه قاره به شمار می‌رود. القادری شاعر ذولسان بود و در قطعه شعری با عنوان «منظر بهار» چنین سروده است: صلصل و دُرّاج و بُلبُل فوج فوج رنگ و بوی و رقص و نغمه موج موج در هوای شاخساران نغمگی بر گل و سرو و صنوبر تازگی کُنج صحن باغ، چون محراب کاخ غنچه‌های نوشکفته شاخ شاخ برگ و گل بر صنعت خالق گواه می‌سراید «اشهدُ اَن لاله اله» در حقیقت، آغاز برگزاری جشن نوروز خورشیدی را باید با بنیاد فرمان‏روایی‏ غزنویان در لاهور در قرن پنجم هجری دانست و بهترین‏ دلیل آن شعرهای نوروزی «ابو الفرج رونی» و «مسعود سعد سلمان» دو شاعر برجسته دربار غزنویان می‏باشند. مسعود سعد، بارها از نوروز و بهار و جشن فروردین و گل سرخ یاد کرده است و به همین جهت در بعضی از نقاط سرحدی‏ پاکستان، جشن بهاران و جشن گل سرخ دارند که تا افغانستان‏ هم کشیده می‏شود و آن‏ها هم نوروز را «جشن گل سرخ‏» می‏‌نامند. ادامه دارد...انتهای پیام/.
برداشت گل نرگس در روستای جره
09:38 - 25 اسفند 1392

2 Reposts
1 Views


1 Reply