در مذاکرات ژنو چه دستاوردهایی نصیب ایران شد؟!
اگر عزم و ارادهی ملی میان دولت و مردم برای استقلال و قطع وابستگی وجود داشته باشد، به جای فروختن نفت و باج دادن به بیگانگان برای واردات خودرو و غذا، سرمایههای مادی و انسانی و از همه مهمتر، سرمایههای اجتماعی مردم تحریمشکن می شود.
توافقنامهی ژنو از 30 دی اجرایی شد و در گام نخست، قرار شد تحریمهای جدید علیه ایران اضافه نشود. از سوی دیگر، قرار شد برنامهی هستهای ایران از نظر کمّی افزایش پیدا نکند؛ یعنی سانتریفیوژهای جدید نصب نشده و مراکز جدیدی توسط ایران راه اندازی نشود. آقای عراقچی، معاون امور حقوقی و بینالملل وزیر خارجه و عضو ارشد تیم مذاکرهکنندهی هستهای، به این موضوع اشاره نمودند که «در صنعت هستهای و چرخهی سوخت، ایران به آنچه که خواسته رسیده است و زمان برای شروع مذاکره فرارسیده بود.»
دور از انصاف است اگر یادآوری نکنیم که این سخنان آقای عراقچی به معنای ثمر دادن تلاشها و مقاومتهای دولت قبل است و اکنون دولت یازدهم از تلاشهای دولت قبل در افزایش تعداد سانتریفیوژها و دستیابی به فناوری صلحآمیز هستهای بهرهمند شده و تیم محترم مذاکرهکننده میتوانند از آن به عنوان برگ برنده استفاده نمایند.
رئیسجمهور محترم آقای روحانی نیز اخیراً در جمع اساتید دانشگاه، خواهان ارائهی تحلیل در مورد توافقنامه ژنو توسط اساتید و دانشگاهیان شدند. لذا این مقاله با هدف تحلیل اقتصاد سیاسی ایران و ارائهی راهکارهای مناسب و علمی در مورد شرایط فعلی تهیه شده است. در این مقاله، به دنبال پاسخ به سؤالات زیر هستیم:
به ازای عقبگرد ایران در توافق ژنو چه امتیازاتی دریافت خواهد نمود؟ درآمدهای نفتی که به طور اقساطی به ایران بازگردانده خواهد شد صرف چه اموری خواهد شد؟ چه مقدار از مشکلات اقتصادی ایران با این پول حل خواهد شد؟
برای پاسخ به سؤالات فوق، به سخنان اخیر آقای عراقچی در اتاق بازرگانی در مورد مسائل اقتصادی و توافق ژنو استناد میکنیم. آقای عراقچی در مورد گامهای توافقنامه اشاره نمودند که «در گام نخست توافقنامه، هر دو طرف نه تنها جلوتر از وضعیت فعلی خود نمیروند؛ بلکه یک مقدار نیز به عقب برخواهند گشت که برخی این موضوع را توقف غنیسازی بیست درصد تلقی میکنند. در این گام مواد و تولیدات بیستدرصدی ایران به اکسید یا مواد اولیه (3/5 درصد) برخواهد گشت که برخی این را توقف و یا بازگشت به عقب اعلام میکنند.»
همچنین در مورد تحریمهای لغوشده نیز آقای عراقچی گفتند: «تحریم خودرو که مربوط به قطعات خودرو است برداشته خواهد شد که البته این تحریم بیشتر از سوی آمریکا انجام میشد. همچنین برخی از این پرداختها در زمینهی خودرو میتواند از طریق درآمدهای نفتی ایران صورت گیرد که از جمله کشورهای کره و ژاپن میتوانند از این طریق و توسط صادرات خودرو درآمدهای نفتی ایران را بازگردانند.»
همچنین آقای عراقچی امتیاز دیگر توافقنامه ژنو را رفع قانونی دانستند که به موجب آن باید کشورهای خریدار نفت ایران هر شش ماه خرید نفت خود را کاهش میدادند. بنابراین دستاورد این توافقنامه را رفع این قانون دانسته و گفتند: «البته این به این معنی نیست که سطح فروش نفت ایران به روال سابق برمیگردد، بلکه در همین حالت فعلی که حدود یک میلیون بشکه است باقی خواهد ماند.»
در پاسخ به این سؤال که امتیازات ایران در مقابل عقبگرد از فعالیتهای هستهای چیست، موارد و نکات زیر حائز اهمیت است:
هرچند افزایش فروش نفت خام باعث افزایش درآمدهای کشور میشود، اما آنچه همهی اقتصادخواندهها و اقتصاددانان ایرانی بر آن توافق دارند این موضوع است که افزایش فروش نفت و افزایش درآمدهای نفتی برای کشوری مثل ایران که به بیماری هلندی دچار است، نه جای خشنودی و نه جای امیدواری به آینده را دارد. اقتصاد ایران سالهاست که به دلیل وابستگی به درآمدهای نفتی، از اقتصاد رانتیر و فساد ناشی از نفت رنج میبرد. وابستگی به درآمدهای نفتی در ادبیات اقتصادی «مصیبت منابع» نام دارد.
مصیبت است به این دلیل که افزایش درآمدهای نفتی نه تنها موجب پیشرفت و رشد اقتصادی نمیشود، بلکه آثار سوء بیماری هلندی را تشدید میسازد؛ مصیبتی که حساس شدن مؤلفههای مهم اقتصادی به شوکهای قیمت نفت، افزایش واردات، تورم و فساد را به دنبال داشته است. با وجود این، متأسفانه تاکنون عزم ملی برای قطع وابستگی به نفت و درآمدهای آن در هیچکدام از دولتها وجود نداشته است.
نکتهی دردناک در سخنان آقای عراقچی، چگونگی هزینه شدن این درآمدهاست. قرار است کشورهای کره و ژاپن منت نهاده و به جای پول نفت، به ایران خودرو صادر نمایند؛ پولی که باید صرف سرمایهگذاری و رشد تولید ملی شود، قرار است صرف واردات خودروهای خارجی و قطعات آن شده و نصیب گروههای درآمدی بالای جامعه گردد.
تحریمها و کاهش خرید نفت از ایران توفیق اجباری بود تا عزم و اراده برای درمان این بیماری کهنه و خطرناک در مسئولان ایجاد و تقویت شود و با تدبیر مناسب و برنامهریزی صحیح، قدمبهقدم برای رفع این وابستگی، اقدام عاجلی صورت گیرد. وقتی صحبت از دولت «تدبیر و امید» به میان آمد، این امید ایجاد شد تا با تدبیر مناسب، از تهدید تحریم فرصتی ساخته شود و موجبات قطع وابستگی به نفت، پایهگذاری گردد. اما متأسفانه چنین عزمی در دولت دیده نمیشود؛ بلکه برعکس، دولت تدبیر و امید، تمام امید مردم را به دست بیگانگان برای رفع تحریمها سوق داده و رفع مشکلات کشور و تدبیر امور را به رفع تحریمها وابسته ساخته است. تمام هموغم چندماههی دولت مصروف رفع تحریمها جهت افزایش فروش نفت، این ثروت بیننسلی، شده است.
اگر کشورهایی مانند کره و ژاپن به چنین مشکلی دچار میشدند چه میکردند؟ آیا این کشورها نیز چشم طمع به فروش نفت و سایر ثروتهای خود دارند یا با عقلانیت و تدبیر خود، اقتصادی مستحکم، تولیدمحور و داناییمحور را طراحی نمودهاند؟ آیا آنها نیز تمام هموغم خود را مصروف چانهزنی برای فروش ثروتهای ملی و تبدیل آن به غذا و واردات خودرو میکنند یا اینکه تدابیر دیگری برای پیشرفت و شکوفایی تولید و صنعت خود دارند؟
نکتهی دردناک در سخنان آقای عراقچی، چگونگی هزینه شدن این درآمدهاست. قرار است کشورهای کره و ژاپن منت نهاده و به جای پول نفت، به ایران خودرو صادر نمایند. پولی که باید صرف سرمایهگذاری و رشد تولید ملی شود، قرار است صرف واردات خودروهای خارجی و قطعات آن شده و نصیب گروههای درآمدی بالای جامعه گردد. واقعاً تدبیر در کجای این مسئله قرار دارد؟
مگر شرکت ایرانخودرو، که قدمتی بیش از شرکتهای خودروسازی کره و ژاپن دارد، نباید بالأخره روی پای خود بایستد و به جای مونتاژکاری، خودروی ملی واقعی بسازد؟ چرا پول نفت به همراه دادن امتیازات هستهای بیشمار، باید صرف واردات قطعات خودروی خارجی شود؟ آیا نباید قطعهسازان ایرانی که به خودروسازان معروف دنیا قطعه صادر میکنند، بازار تولید داخلی را با تولید ملی تأمین کنند؟
مروری بر سیاستهای صنعتی کره و ژاپن در ربع قرن گذشته، تدبیر واقعی را معنا میکند و بیتدبیریهای داخلی را روشن میسازد:
جالب توجه است که پس از استقلال کره، به دلیل بدبینی به اجنبی، گفتاری در میان مردم کره رواج یافت بدین مضمون:[1] «گول روسها را نخورید. روی آمریکاییها حساب باز نکنید. ژاپنیها بهزودی بار دیگر سر برخواهند آورد. پس ای کرهایها مراقب باشید.»
این گفتار نشانهی عزم و ارادهی ملت و مسئولانی است که به جای چشم طمع به دست بیگانه و ثروتفروشی، به دانش و توانایی خود تکیه کرده و استقلال را مانع پیشرفت خود نمیدانند. مقام معظم رهبری در سخنان خود در جمع فرماندهان نیروی هوایی، به زیرکی به این مسئله اشاره نموده و فرمودند: «قدرتهای مداخلهگر میخواهند به مردم کشورها القا کنند استقلالشان با پیشرفت منافات دارد کسانی هم در داخل کشور این حرف آنها را تکرار میکنند.»
وضعیت فعلی اقتصاد ما نتیجهی در دست نداشتن راهبرد مدون علمی، متقن، منسجم و کاربردی توسعه و نقشهی راه بلندمدت اقتصاد کشورمان است و این پرسش مطرح میشود که صرف هزینهی گزاف سرمایهگذاری، که عموماً از محل منابع تجدیدناپذیر سهلالوصول خدادادی و مجانی زیرزمینی کشور صورت پذیرفته، آیا از منطق علمی برخوردار است؟ گذشت زمان و ناکارآمد شدن منابع انسانی و تاریخی کشور را چگونه باید محاسبه نمود؟ تمرکز کشورهایی نظیر کره و ژاپن بر تولید و صادرات کالاهای دارای فناوریهای پیشرفته بوده است، نه منابع تجدیدناپذیر نظیر نفت.
طبق آمار بانک جهانی، ارزش صادرات کالاهای دارای فناوری پیشرفته (Hi-Tech) در سال2010 برای ایران 58/0، چین 09/406، کرهی جنوبی 86/92 و مالزی 33/59 میلیارد دلار بوده است.[2] همچنین تولید سرانهی کره در سال 2010، 20756، مالزی8372 و ایران 4525 دلار بوده است.
مسلم است از مسئولانی که به فروش ثروتهای ملی چشم دارند، جشن تداوم ثروتفروشی را به جای جشن قطع وابستگی برگزار میکنند و آن را فتحالفتوحی کمنظیر میدانند، نمیتوان انتظار زیادی داشت. واضح است نمیتوان از مسئولانی که در اقدامی تعجبآور پول نفت را به جای سرمایهگذاری، صرف واردات خودرو از کره و ژاپن و غذا از کشورهای دیگر میکنند، توقع حرکت خارقالعادهای در اقتصاد داشت.
کُره و ژاپن زیربنای حرکت خود را تولید قرار دادهاند: «تاریخ غرب و اخیراً تاریخ پیشرفت آسیا، معرف آن است که هیچ عاملی به اندازهی تولید زمینههای عقلانیت اجتماعی و سیاسی را فراهم نمیکند. تولید به یک فرد، ملت و کشور، اعتمادبهنفس میدهد و مبنای حفظ هویت، استقلال و حفظ فرهنگ بومی و مظهر قدرت است.»[3]همچنین قرار است قسمتی از پولهای بلوکهشده صرف مخارج دانشجویان خارج از کشور و واردات غذا شود؛ یعنی غربیها با گرفتن امتیازات هستهای فراوان از ایران، پول نفت را از این جیب به آن جیب خودشان گذاشتهاند. متأسفانه این اقدامات را نمیتوان مدبرانه نامید.
قرار است طبق توافقنامه، طی شش ماه، در صورتی که ایران به همهی تعهدات خود عمل نماید، به نقل از آقای عراقچی، مبلغ چهارده میلیارد دلار از درآمدهای نفتی آزاد شود. هرچند آزاد شدن درآمدهای متعلق به کشور و مردم قابل قدردانی است، اما این مقدار حدود یارانهی یک سال مردم است که مصرف میشود و نه سرمایهگذاری. این در حالی است که حدود بیست میلیارد دلار ارز کشور در خانهها بلوکه شده و وارد تولید و سرمایهگذاری نشده است.
اگر عزم و ارادهی ملی میان دولت و مردم برای استقلال و قطع وابستگی وجود داشته باشد، به جای فروختن نفت و باج دادن به بیگانگان برای واردات خودرو و غذا، سرمایههای مادی و انسانی و از همه مهمتر، سرمایههای اجتماعی مردم تحریمشکن میشود.
در پایان خالی از لطف نیست که به فرمایشات روشنگرانهی رهبر معظم انقلاب در جمع فرماندهان نیروی هوایی در رابطه با احساس استغنای از بیگانگان اشاره شود: «برای نشان دادن کارآمدی در مقابله با تهدیدها و حفظ امنیت، باید احساس استغنای از دیگران و استقلال و تکیه به ظرفیتهای خود داشته باشید.»«حتی در همان تهدیدهایی که مستقیماً از طرف دشمن هست، اگر ما ضربه خوردیم، تقصیر خود ماست، کوتاهیهای خود ماست.»[4]
منابع:
[1]- David I.Steinberg, The Republic of Korea: Economic Transformation and social Change1989, p158.
[2] -World Bank,World Data Bank, World Development,July 2012
[3] . محمود سریعالقلم، عقلانیت و توسعهیافتگی ایران، نشر فروزان، چاپ اول، 1390.
[4]- مقام معظم رهبری،16/5/90زینب ابوالحسنی/دانشجوی دکترای اقتصادمنبع: برهان
01:31 - 28 بهمن 1392