حیات برزخی از دیدگاه آیات و روایات
از دیدگاه دین مرگ پایان زندگی نیست؛ بلکه آغاز مهمترین حوادث و رویدادهاست. بر این اساس بررسی عالم برزخ و اثبات آن از نظر عقل و برهان و آیات و روایات در خور دقت و تأمل است.
بخش دوم و پایانیویژگیهای عالم برزخ
چنانکه گذشت در قرآن کریم نسبت به اصل وجود برزخ سخن به میان آمده است اما به ویژگیها و جزئیات بیشتر در این باره اشاره نشده است ازاینرو میبایست خصوصیات و حقایق مربوط به آن عالم را در روایات معصومین^ جستجو نمود. در اینجا با استفاده از روایات به بخشی از ویژگیها و خصوصیات حیات برزخی اشاره مینماییم:
الف) سؤال قبر
براساس روایات متعدد «سؤال قبر» که یکی از ویژگیهای عالم برزخ است، مربوط به کسانی است که ایمان خالص یا کفر خالص دارند، ولی سایر مردم، سؤال قبر ندارند. (بنگرید به: کلینی، 1388: 3 / 235) اگرچه سایر مردم سؤال قبر ندارند اما حیات برزخی دارند چنانکه از روایات فهمیده میشود که فشار قبر به عموم مردم (جز اندکی از اولیای خدا) میرسد.
ابوبکر حضرمی گوید از امام صادق(ع) پرسیدیم: «چه کسانی در قبر از آنها سؤال میشود؟ امام(ع) در پاسخ فرمود: از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند». (همان: 237)
بعضی معتقدند که این روایات، با روایات بسیاری که در مورد سؤال قبر از عموم مردم نقل شده، تعارض دارد، ازاینرو گفته شده: منظور، سؤال خاص است که مخصوص مؤمن خالص و کافر خالص میباشد، و یا اینکه مثلاً در مورد اصل نماز، روزه، حج و ولایت از عموم مردم سؤال میشود؛ زیرا مستضعفین فکری و ناآگاهان در مورد جزئیات معذورند. (تویسرکانی، 1372: 5 / 31)
ب) سؤال فرشته نکیر و منکر
براساس روایات بسیار به هنگام مرگ انسان، دو فرشته که به نکیر و منکر نام بردار است به سراغ او میآیند و با طرح سؤالاتی به بازجویی از وی میپردازند. در حقیقت با حضور این دو فرشته نخستین دادگاه انسان، بعد از مرگ آغاز میگردد.
چگونگی برخورد آنها با انسان براساس میزان ایمان و انحراف او است، چنانکه ابوبصیر از امام صادق(ع) پرسید: آیا این دو فرشته بر مؤمن و کافر، به یک صورت، وارد میشوند؟ امام(ع) فرمود: نه. (کلینی، 1388: 3 / 239)
بنابراین پاسخ به سؤالات نکیر و منکر بر اساس روحیه و باطنی است که در دنیا داشته است.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: ان القبر اول منازل الاخره، فان نجا منه، فما بعده ایسر منه، و ان لم ینج منه فما بعده لیس اقل منه. (مجلسی، 1403: 6 / 242)
قبر نخستین منزل، از منازل آخرت است، اگر انسان در این منزل نجات یافت، راه نجات در منزلهای بعدی آسانتر است، و اگر از این منزل نجات نیافت، راه نجات در منزلهای بعدی، کمتر و سهلتر از آن نیست.
در اینکه چه چیزهایی مورد پرسش قرار میگیرد روایات مختلف است. از محتوای روایات چنین برمیآید که برخی پرسشها نظیر پرسشهایی درباره اصول عقاید، کیفیت گذراندن عمر، چگونگی کسب درآمد و امثال آن حتمی است.
بهعنوان نمونه امام سجاد(ع) میفرماید: الا و انّ اوّل ما یسألانک عن ربّک الذی کنت تعبده و عن نبیک الذی ارسل الیک و عن دینک الذی کنت تدین به و عن کتابک الذی کنت تتلوه ... . (همان: 223)
آگاه باش اول چیزی که آن دو فرشته میپرسند از خدایی است که او را عبادت میکردی و پیامبری که به سوی تو فرستاده شد و دینی که بدان پایبند بودی و کتابی که آن را تلاوت میکردی.
ج) فشار قبر
یکی از ویژگیهای عالم برزخ «فشار قبر» است اما اینکه حقیقت فشار قبر چیست؟ آیا روح انسان تحت فشار قرار میگیرد؟ یا قالب مثالی؛ یعنی روح و جسم لطیف او (شبیه عالم خواب)؟ یا این که روح با همین جسد دنیوی رابطه برقرار کرده و خود را در فشار مینگرد؛ بعضی از روایات بیانگر دیدگاه سوم است، چنانکه محمدباقر مجلسی مینویسد:
و انما السؤال و الضغطه فی الاجساد الاصلیه و قد یرتفعان عن بعض المؤمنین. (همان: 270)
همانا سؤال قبر، و فشار قبر در جسدهای اصلی صورت میگیرد، و این دو برای بعضی از مؤمنین برداشته میشود.
بنابراین آنچه قطعی است وجود اصل «فشار قبر» است. این فشار قبر نسبت به افراد از نظر مدت، چگونگی، شدت و ضعف تفاوت دارد، برای عدهای شدید و برای برخی دیگر ملایمتر است. در برخی از روایات فشار قبر بهعنوان کفاره گناهان قلمداد شده است چنانکه پیامبر اکرم’ در هنگام دفن سعد بن معاذ فرمود: «هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه در قبر فشاری دارد». (همان: 26، ح 16 و 19)
د) رابطه ارواح برزخی با دنیا
یکی از ویژگیهای حیات برزخی، ارتباط مردگان با دنیای مادی است. در روایات بسیاری آمده است که پس از مرگ رابطه انسان با دنیا بهطورکلی قطع نمیشود بلکه انسان کموبیش از وضع این جهان آگاه است و میتواند با آن ارتباط برقرار نماید تا آنجا که در منابع حدیثی بخشی با عنوان «ان المیت یزور اهله» آمده است. در روایات اسلامی این نکته یادآوری شده است که افراد مختلف باایمان و بیایمان گاهی به دیدار اهل خویش میآیند چنانکه در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است:
ان المؤمن لیزور اهله فیری ما یحبّ و یستر عنه ما یکره، و ان الکافر لیزور اهله فیری ما یکره و یستر عنه ما یحبّ. (کلینی، 1388: 3 / 330)
مؤمن اهل خویش را زیارت میکند و آنچه او را خشنود میکند از آنان میبیند، ولی ناخوشایندیها از دید او پنهان نگاه داشته میشود و کافر بهعکس تنها بدیها و ناخشنودیها را مینگرد و خوشیها را نمیبیند. (و غمگین میشود)
نتیجه اینکه: ارتباط ارواح در عالم برزخ با عالم دنیا بهقدری است که آن ارواح، از آثار اعمال که در دنیا انجام دادهاند و یا از کار خیری که دیگران به نیت آنان انجام میدهند بهرهمند میگردند. آنچه که موجب نجات انسان در عالم برزخ است اعمال نیک اوست که در دنیا بهجا آورده یا دیگران در حق آنان انجام دادهاند؛ چنانکه امام علی(ع) میفرماید:
همانا هر مسلمانی، دارای سه دوست است یکی از آنها میگوید: من تا هنگام مرگ با تو هستم و آن مال او است؛ و یکی از آنها میگوید: من تا کنار قبر، دوست تو هستم و آن «فرزندان او» هستند. ولی یکی از آنها میگوید: «انا معک حیا و میتا»، من در زندگی و مرگ، همواره همراه تو هستم و آن عمل او است. (صدوق، 1361: 232)
و نیز امام صادق(ع) میفرماید: شش چیز است که مؤمن پس از مرگ از آن بهرهمند میشود: فرزند شایستهای که برای او استغفار کند؛ قرآنی که مردم آن را بخوانند؛ چاه آبی که حفر نموده و از آن استفاده میشود؛ درختی که نشانده و آب جاری که در اختیار مردم بگذارد و سنت نیکی که بعدا به آن عمل شود. (مجلسی، 1403: 6 / 293)
ناگفته نماند: همانگونه که انسان در عالم برزخ از اعمال نیک خود بهرهمند میشود از آثار اعمال ناشایست خود نیز در این عالم رنج خواهد کشید. چنانکه رسول اکرم(ص) در حدیثی فرمود:
و من سنّ سنّه سیّئه فیعمل بها بعده کان علیه وزره و مثل اوزارهم من غیر ان ینقص من اوزارهم شیئا. (مجلسی، 1403: 6 / 293)
و کسی که سنت بدی، پدید آورد و پس از مرگش به آن سنت بد، عمل شود، اثر آن سنت و آثار بد عملکنندگان به آن سنت، به او میرسد بیآنکه از آثار بد عملکنندگان، چیزی از آنان کاسته شود.
بهرهمندی انسان از دعای خیر دیگران، داشتن فرزندان شایسته و خلف صالح، برخورداری انسان در عالم برزخ از آثار سوء یا آثار خیر سنتهای بهجا مانده و مانند آن همگی دلیل بر وجود عالم برزخ و حیات برزخی است و اینگونه روایات بهطور گسترده در منابع روایی فریقین آمده است.
ه) پاداشهای اهدایی در برزخ
باید توجه داشت که انجام کارهای نیک مانند: حج، صدقه، روزه و ... به نیابت از میت، پاداش و بهرهمندی از آن، در عالم برزخ برای میت خواهد بود.
احادیث فراوانی وجود دارد که ارواح مؤمنان بهواسطه هدایایی که از طرف خویشان و دوستان برای آنها فرستاده میشود، خشنود میگردند.
چنانکه از امام صادق(ع) میفرماید: ان المیت لیفرح بالترحم علیه و الاستغفار له کما یفرح الحی بالهدیه. (فیض کاشانی، 1387: 8 / 292)
میت با طلب رحمت و استغفار برای او خوشحال میشود، چنانکه انسان زنده بهواسطه هدیه خشنود میگردد.
و از پیامبر اکرم(ص) نیز روایتی به همین مضمون آمده است: ان هدایا الاحیاء للاموات الدعاء و الاستغفار. (همان: 291)
همانا هدیه زندگان به مردگان دعا و استغفار است.
همچنین امام رضا(ع) در روایتی میفرماید: ما من عبد زار قبر مؤمن فقرء علیه «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ» سبع مرات الاّ غفر الله له و لصاحب القبر. (همان: 290)
هیچ مؤمنی نیست که به زیارت قبر مؤمنی برود و سوره انا انزلناه را هفتبار قرائت کند، مگر اینکه خدا او و صاحب قبر را میآمرزد.
و) تکامل در برزخدرباره فلسفه وجود عالم برزخ و ضرورت آن چند نکته وجود دارد:
یک. انسان تا دوران تکامل عالم برزخ را سپری نکند، ورود به عالم دیگر برای او میسر نمیشود. آدمی برای نیل به بهشت و جهنم ابدی باید شرایط برزخی را بگذراند تا در سایه تکامل ذاتی و جوهری، جسم و روح مناسب با ابدیت را احراز نماید.
دو. یکی از فواید عالم برزخ فرصت جبران برخی از اعمال است. اگر کسی دینی برعهده دارد میتواند با وصیت و انجام آن ازسوی وارثان از خود رفع عقاب نماید.
سه. از روایات استفاده میشود که در عالم برزخ بخشی از کمبودهای معرفتی انسانهای مؤمن جبران میگردد. درست است که در عالم برزخ جای عمل صالح نیست ولی میتواند محل معرفت بیشتر باشد. چنانکه امام موسی بن جعفر(ع) میفرماید:
من مات من اولیائنا و شیعتنا و لم یحسن القرآن علم فی قبره لیرفع الله به من درجته، فان درجات الجنه علی قدر آیات القرآن، یقال له اقرء و ارق، فیقرء ثم یرقی. (کلینی، 1388: 2 / 606)
هر کس از دوستان و پیروان ما بمیرد و هنوز قرآن را بهطور کامل فرانگرفته باشد، در قبرش به او تعلیم میدهند تا خداوند بدینوسیله درجاتش را بالا برد؛ چراکه درجات بهشت بهاندازه آیات قرآن است، به او گفته میشود. بخوان و بالا رو، او میخواند و بالا میرود.
نتیجه اینکه: هر چند در عالم برزخ توانایی بر خطا و ثواب وجود ندارد و آنجا دیگر عالم تکلیف نیست، اما براساس برخی از روایات، انسان پس از مرگ نیز میتواند بهواسطه داشتن سرمایههایی از دنیا تغذیه شود و به تکامل و رشد برسد. یکی از این سرمایهها سنت حسنه و پیریزی سیره نیک در جامعه است، چنانکه امام حسین(ع) از نبی اکرم(ص) روایت فرموده است:
هر کس سیره و روش خوبی را در جامعه بنیان نهد، اجر آن سیره و اجر کسانی که تا قیامت به آن سیره عمل میکنند برای او خواهد بود، بدون آنکه از اجر عاملین به آن چیزی کاسته شود. (مجلسی، 1403: 293 و 294)
همانگونه که اثر سنت حسنه باقی است اثر سیره سیئه نیز ممتد و دامنهدار است. براساس روایات کسی که سنت بدی را در جامعه بنیان نهد و دیگران از او پیروی کنند هر بار که آن سیره مورد عمل واقع شود برای بنیانگذار آن سیره گناه تازهای ثبت میشود، چنانکه امام باقر(ع) میفرماید:
هر بندهای از بندگان خدا روش گمراه کنندهای را بین مردم ایجاد کند برای او گناهی همانند گناه کسانی است که مرتکب آن عمل شدهاند بدون آنکه از گناه عملکنندگان به آن کاسته شود. (همان: 2 / 24)
بنابراین یکی از تفاوتهای عالم برزخ و قیامت در این است که پرونده انسان در عالم برزخ تغییر میکند اما در عالم آخرت تغییرناپذیر است.
ز) آگاهی و درک انسان در برزخ
از متون دینی استفاده میشود که با فرا رسیدن مرگ نه تنها شعاع دید و درک انسان کمتر نمیشود، بلکه بر وسعت آن افزوده میگردد. چنانکه امام علی(ع) فرمودند: «مردم خوابند همین که میمیرند بیدار میشوند.» (فیض کاشانی، 1387: 7 / 42) این فرمایش امام را به دو گونه میتوان معنا کرد:
یک. منظور این است که در دنیا چیزهایی است که انسان از آنها غافل است و پس از مرگ متوجه آنها میشود و این عبارت کنایه از هوشیاری بعد از غفلت است.
دو. معنای دیگر که استاد مطهری بیشتر بر آن تکیه دارد این است که درجه حیات بعد از مردن از پیش از مردن کاملتر و بالاتر است. همانطور که انسان در حال خواب از درجه درک و احساس ضعیفی برخوردار است و حالتی نیمه زنده و نیمه مرده دارد و هنگام بیداری آن حیات کاملتر میشود، همچنین حالت حیات انسان در دنیا نسبت به حیات برزخی درجهای ضعیفتر است و با انتقال انسان به عالم برزخ کاملتر میشود. (مطهری، 1364: 2 / 523)
ح) تمثل اعمال در برزخ
براساس روایات، اعمال هر انسان از لحظه مرگ؛ یعنی در مراحل ابتدایی عالم برزخ، تمثل و تجسم مییابد و صاحب قبر با چشم برزخی آن را میبیند و تا زمان برپایی قیامت با او خواهد بود. امام صادق(ع) میفرماید:
وقتی شخص با ایمان را در قبرش میگذارند دری به رویش گشوده میشود و جایگاه خود را در بهشت میبیند. از آن دری که به عالم غیب گشوده شده صورتی زیبا خارج میشود و شخص با ایمان به او میگوید: «تو کیستی؟» که من از تو زیباتر ندیدهام و تا قیامت با تو هستم و از تو جدا نمیشوم.
هنگامی که شخص کافر را در قبرش میگذارند دری به رویش گشوده میشود و جایگاه خود را در آتش میبیند. سپس از آن درب صورتی زشت و کریه خارج میشود و شخص کافر به او میگوید: تو کیستی که من صورتی از تو قبیحتر ندیدهام؟ پاسخ میدهد: من عمل بد تو هستم که در دنیا انجام میدادی و نیت ناپاک تو هستم که در دل داشتی و تا قیامت با تو هستم و از تو جدا نمیشوم. (کلینی، 1388: 3 / 242 ـ 241)
همچنین امام صادق(ع) در حدیثی دیگری میفرماید:
هنگامی که جنازه انسان مؤمن را در میان قبر میگذارند نماز او در جانب راست و زکات او در جانب چپ او میایستد، و احسان او، بر او سایه میافکند و صبر و استقامت او در نقطهای دورتر از آنها قرار میگیرد، آنگاه صبر به نماز و زکات و احسان میگوید: «مواظب رفیق خود باشید، اگر (در نجات او) درمانده شدید، من حاضرم». (همان: 2 / 90)
ط) شفاعت در برزخ
مطابق روایات، شفاعت اولیای خدا در عالم برزخ محدود است و ممکن است شفاعتی در کار نباشد. امام صادق(ع) در ضمن گفتاری به یکی از شیعیان فرمود:
اما فی القیامه فکلکم فی الجنه بشفاعه النبی المطاع، او وصی النبی، و لکنی و الله اتخوّف علیکم فی البرزخ. (همان: 3 / 242)
اما در قیامت همه شما با شفاعت پیامبر(ص) که شفاعتش پذیرفته میشود یا با شفاعت وصی پیامبر(ص) ، در بهشت هستید، ولی سوگند به خدا در مورد عالم برزخ در رابطه با شما ترس دارم.
بنابراین میتوان چنین استنباط کرد که موضوع شفاعت در عالم برزخ منتفی است و انسان با عمل خود دست به گریبان است و نتیجه عمل خوب یا بد خود را میبیند.
اما مطابق برخی از روایات و حکایات مانند حکایت سید حمیری، شاعر حماسه سرای اهلبیت^ در هنگام مرگ (مجلسی، 1403: 6 / 179) برخی از مؤمنین مورد الطاف خاص و نجات بخش پیامبر(ص) و امامان^ واقع میشوند، که میتوان این الطاف خاص را بهعنوان شفاعت آنها یاد نمود در این صورت این سؤال مطرح میشود که این دوگانگی روایات چگونه قابل توجیه است؟ پاسخ آنکه: در عالم برزخ شفاعت بهطور عموم، برای همه نیست ولی شفاعت برای افراد خاص که در دنیا بر اثر تلاشهای صادقانه توانستند گناهان خود را جبران کنند، باقی خواهد بود.
بنابراین، آن روایاتی که شفاعت در عالم برزخ را نفی میکند، منظور شفاعت عمومی همانند شفاعت روز قیامت است و آن روایاتی که الطاف خاص و نجاتدهنده اولیای خدا را در عالم برزخ، ثابت مینماید، منظور شفاعت آنها در مورد افراد خاص و برجسته است و محدود به حد ویژهای میباشد.
ی) جایگاه ارواح مؤمنان و مشرکان در برزخ
در اینکه همه انسانها با مرگ وارد عالم برزخ میشوند و یا اینکه عالم برزخ شبیه عالم ماده است اما آثار و عوارض آن را ندارد، شکی وجود ندارد. اما درباره وجود جایگاه خاص برای ارواح مؤمنان، مشرکان، خوبان و بدان روایات مختلف است:
در روایات آمده است که ارواح مؤمنان در وادی السلام نجف دور یکدیگر جمع میشوند؛ (کلینی، 1388: 3 / 243) یعنی وادی امن و امنیت که ظهور آن وادی در این دنیا در سرزمین نجف اشرف است که وادی ولایت الهی است. و نیز امام صادق(ع) در حدیثی دیگر فرموده است:
هنگامی که مؤمن از دنیا میرود، به او گفته میشود از غمهای دنیا خلاص شدی، و هم اکنون رسول خدا(ص) و علی(ع) و فاطمه÷ در پیش روی تو هستند. (مجلسی، 1403: 6 / 184)
در مورد ارواح کفار و مشرکان و گناهکارانی که قابل عفو و بخشش نیستند نیز آمده است که ارواح آنان در «وادی برهوت» یمن خواهند بود. چنانکه امیرمؤمنان(ع) فرمود:
ارواح کفار پس از مرگشان در وادی برهوت گردهم میآیند که آن وادی انواع شکنجه و عذابها را در خود دارد. (همان: 279)
و نیز آن حضرت میفرماید: اگر آنچه مردگان پس از مرگ، مشاهده کردهاند شما هم میدیدید، وحشت میکردید و میترسیدید و (سخنان حق را) میشنیدید و اطاعت میکردید، ولی آنچه آنها دیدند، از شما پوشیده است، اما بهزودی پردهها کنار میرود (و شما نیز مشاهده خواهید کرد). (سید رضی، 1370: خ 20)
عبارت «اگر آنچه مردگان پس از مرگ مشاهده کردهاند» بیانگر آن است که هنگام مرگ، پرده از پیش چشم انسان به کنار میرود و او حقایق را بهروشنی مینگرد. ابن ابیالحدید معتزلی شارح نهجالبلاغه میگوید: «ممکن است مقصود این باشد که همه هنگام مرگ، امام علی(ع) را میبینند.» وی سپس با ذکر اشعاری که مضمون آن را امام علی(ع) به حارث همدانی فرموده، میگوید:
یا حار همدان من یمت یرنی من مؤمن او منافق قبلایعرفنی طرفه و اعرفه
بعینه و اسمه و ما فعلا(ابن ابیالحدید، 1418: 1 / 299)
ک) جایگاه متوسطین و مستضعفین در برزخ
در برخی از روایات به سرنوشت مبهم این افراد تصریح شده که بهطور قطع مقصود از آن بیان احوال آنان در قیامت نیست؛ زیرا در آخرت وضعیت همگان روشن میشود اما در شرایط برزخی که هنوز محاکمه نشدهاند آینده آنها روشن نیست. در میان انسانها گروهی هستند که به مجرد مرگ به حساب آنها رسیدگی نمیشود بلکه حساب آنان تا قیامت به تأخیر میافتد و منوط به امر خدا میگردد که آنان را عذاب کند و یا اینکه گناه آنان را بیامرزد. قرآن کریم از این گروه بهعنوان مرجون لامر الله (توبه / 106) و مستضعفین (نساء / 97) یاد کرده است.
ل) جایگاه شهدا در برزخ
چنانکه قبلاً نیز گذشت از آیات زیادی میتوان حیات و زندگانی شهیدان راه خدا را در عالم برزخ بهدست آورد؛ چنانکه میفرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ ربِّهمْ یرْزَقُونَ» شهدا در عالم برزخ زندهاند و به مقام «عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ» نائل آمدهاند. قرآن در آیهای دیگر درباره خشنودی شهدا میفرماید:
فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَیسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ. (آلعمران / 170)
آنها به آنچه خداوند از فضل خود داده است خشنودند و نسبت به کسانی که به آنها ملحق نشدهاند نیز بشارت میدهند که هیچ ترس و اندوهی بر آنها نیست.
این آیه شریفه افزون بر حیات برزخی شهیدان به روزی معنوی و ملکوتی آنان تصریح نموده است. از این آیه رابطه میان شهدا و بازماندگان آنها در دنیا نیز فهمیده میشود و شهدا و مؤمنین از این نظر مورد رضایت پروردگار قرار میگیرند که در ارتباط با دنیا و بازماندگان، از بدیهای آنان مطلع نمیشوند بلکه خوبیهای آنان را میبینند.
حیات برزخی پیامبر و امام
فرقه وهابیت که به جمود فکری معروف و از عمق مسائل بیاطلاعاند با تکیه به ظاهر برخی از آیات قرآن و بدون بررسی و در نظر گرفتن آیات دیگر بر نفی هرگونه علم و حیات و آگاهی پس از مرگ حتی از پیامبر(ص) اصرار دارند. یکی از دلایل آنها برای نفی توسل همین ادعاست. آنها معتقدند که رابطه پیامبر(ص) با مردن بهطورکلی با دنیا قطع میشود. آنان به آیاتی از قرآن نظیر آیه شریفه: «مَا أَنْتَ بمُسْمِع ٍ مَنْ فی الْقُبُورِ؛ (فاطر / 22) یعنی تو نمیتوانی سخن خود را به گوش آنها که در قبرها خفتهاند برسانی.»
و یا آیه شریفه: «فَإِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى؛ (روم / 52) تو نمیتوانی سخن خود را به گوش مردگان برسانی.» استناد کرده و چنین استنباط کردهاند که مردگان حتی پیامبر مطلقا چیزی نمیفهمند درحالیکه به آیات بیانگر وجود حیات برزخی برای همه انسانها توجهی نکردهاند.
پیامبران مانند سایر انسانها از حیات برزخی برخوردارند و آیات مورد بحث نشان از عدم درک مردگان بهطور طبیعی و عادی و قطع ارتباط انسان در جهان برزخ با عالم دنیا دارد جز در مواردی که خداوند به برقراری ارتباط فرمان دهد. ازاینرو ما در شرایط عادی نمیتوانیم با مردگان ارتباط برقرار کنیم. به این جهت است که پیامبر(ص) در جنگ بدر دستور داد اجساد کفار در چاهی افکنده شود آنگاه آنها را صدا زد و فرمود: آیا شما آنچه را که خدا و رسولش وعده داده بود به حق یافتید؟
من که آنچه را خداوند به من وعده داده بود به حق یافتم. در اینجا خلیفه دوم اعتراض کرد و گفت: ای رسول خدا، چگونه با اجسادی که روح در آنها نیست، سخن میگویی؟ پیامبر(ص) فرمود: شما سخنان مرا از آنها بهتر نمیشنوید چیزی که هست آنها توانایی پاسخگویی را ندارند. (بنگرید به: بخاری، 1411، 5 / 76 ـ 66)
امام علی(ع) نیز هنگامی که از صفین برمیگشت در کنار قبرستانی که پشت دیوار شهر کوفه قرار داشت ایستاد و آنها را مخاطب ساخته سخنانی در ناپایداری دنیا به آنها فرمود. سپس افزود: این خبری است که نزد ماست، نزد شما چه خبر است؟ آن حضرت در ادامه فرمود: اگر به آنها اجازه سخن گفتن داده شود به شما خبر میدهند که بهترین زاد و توشه آخرت تقوی است. (سید رضی، 1370: ح 130)
آنچه بیان شد دلیل بر این است که مردگان سخنان را میشنوند و قادر بر پاسخگویی هستند اما اجازه پاسخگویی ندارند. دلیل دیگر بر شنوایی آنان تلقین «لااله الا الله» به مردگان است، چنانکه در روایات آمده است: «مردگان خود را تلقین لااله الا الله کنید». (مسلم بن حجاج، 1407: 2 / 631)
از سوی دیگر پیامبر(ص) و اولیای الهی با دیگران متفاوتند، آنها همانند شهدا بلکه در صف مقدم بر آنان قرار دارند و زندگان جاویدند و از روزی پروردگار بهره میگیرند و به فرمان خداوند ارتباط خود را با این جهان حفظ میکنند. همانگونه که در این جهان توانایی برقراری ارتباط با مردگان را داشتهاند.
ازاینرو در روایات فراوانی که در منابع روایی فریقین آمده است، نقل شده که پیامبر(ص) و امامان^ سخن کسانی را که از دور و نزدیک به آنها سلام میفرستند، میشنوند و به آنها پاسخ میگویند و حتی اعمال امت بر آنها عرضه میگردد. انس بن مالک از رسول خدا(ص) نقل میکند که فرمود: انبیا در قبرهایشان زنده و نمازگزارند. (مناوی، بیتا: 3 / 184)
نکته دیگر این است که ما در تشهد نماز بر پیامبر(ص) سلام میفرستیم و این اعتقاد مورد عمل همه مسلمین است. ازاینرو چگونه ممکن است او را به چیزی که هرگز آن را نمیشنود مخاطب سازیم و دلیلی بر حمل این حقیقت بر مجاز وجود ندارد.
1. استمرار حیات پس از انتقال از دنیا
از آیات قرآن بهروشنی استفاده میشود که مرگ انسان پایان حیاتش نیست بلکه انتقال از حیاتی به حیات دیگر است. انسان با مرگ وارد عالم جدیدی میشود که عالیتر و گستردهتر از عالم مادی است؛ چنانکه خداوند متعال میفرماید:
اللَّهُ یتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیمْسِکُ الَّتِی قَضَى عَلَیهَا الْمَوْتَ وَیرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَکَّرُونَ. (زمر / 42)
خداست که وقت مرگ ارواح خلق را میگیرد و آن را که هنوز وقت مرگش فرانرسیده در حال خواب روحش را قبض میکند سپس آن را که حکم به مرگش کرده جانش را نگه میدارد و آن را که حکم به مرگ نکرده به بدنش میفرستد تا وقت معین و این کار نیز ادله قدرت الهی برای اندیشمندان است.
همچنین آیه 169 سوره آلعمران بر استمرار حیات در عالم برزخ دلالت دارد.
از آیات دیگر نیز استفاده میشود که این حیات برزخی به شهدا اختصاص ندارد، بلکه شامل تمام افراد صالح و مؤمنان مطیع نیز میشود، چنانکه خداوند متعال میفرماید:
وَمَنْ یطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا. (نساء / 69)
آنانکه خدا و رسول را اطاعت کنند، البته با کسانی که خدا به آنان لطف و عنایت کامل فرمود یعنی با پیامبران و صدیقان و شهیدان و نیکوکاران محشور خواهند شد و اینان رفیقان نیکویی هستند.
2. وجود ارتباط میان حیات برزخی و حیات مادی
از مجموع آیات و روایات استفاده میشود که میان حیات برزخی و مادی و انسانهای عالم برزخ و دنیا ارتباط برقرار است، بدین معنا که انسانها هنگامی که در عالم مادی آنها را صدا میزنند، میشنوند و هنگامی که از آنان سؤال و درخواست میکنند به اذن خداوند متعال جواب میدهند. در ادامه به برخی از این آیات و روایات اشاره میشود:
الف) آیات
خداوند متعال درباره قوم صالح میفرماید: فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دَارِهِمْ جَاثِمِینَ * فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسَالَةَ رَ بِّی وَنَصَحْتُ لَکُمْ وَلَکِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِینَ. (اعراف / 79 ـ 78)
پس زلزلهای بر آنان آغاز گردید تا آنکه همه در خانههایشان از پای در آمدند. چون علائم عذاب رسید صالح از ایمان قوم ناامید شد و از آن روی گردانید و گفت: ای قوم من از خدای خود ابلاغ رسالت کردم و شما را اندرز دادم و لکن شما ناصحان را دوست نمیدارید.
درباره قوم شعیب نیز این گفتگو آمده است. در قرآن آمده است:
وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً یعْبَدُونَ. (زخرف / 45)
از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بازپرس که آیا ما جز خدای یکتای مهربان خدای دیگری را هم معبود مردم قرار دادیم.
همچنین در آیاتی بر انبیای گذشته سلام فرستاده شده است: «سلام علی نوح فی العالمین، سلام علی ابراهیم، سلام علی موسی وهارون، سلام علی آلیاسین، سلام علی المرسلین».
از این آیات بهخوبی دانسته میشود که میان عالم مادی و عالم برزخ ارتباط برقرار است.
ب) روایات
پیامبر اسلام(ص) فرمود: هر مسلمانی بر قبر برادر مؤمنش عبور کند، درحالیکه او را در دنیا میشناخته و از او سؤال کند، خداوند روحش را برمیانگیزد تا جواب او را بدهد. (ابنقیم جوزیه، بیتا: 9)
بیهقی از سعید بن مسیب نقل میکند: ما با علی بن ابیطالب(ع) به قبرستان مدینه وارد شدیم، حضرت(ع) ندا داد: ای اهل قبرستان! سلام و رحمت خدا بر شما باد، آیا از خبرهای خود بر ما میگویید یا ما شما را خبر دهیم؟
سعید میگوید: صدایی شنیدیم که در جواب گفت: «و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته یا امیرالمؤمنین» خبر ده ما را از آنچه اتفاق افتاد. علی(ع) فرمود: اما زنان شما به همسری دیگران در آمدند، اموال شما تقسیم شده و اولاد شما نیز در زمره ایتام در آمدند. ساختمانهایی که بنا کردید دشمنانتان در آنها ساکن شدند. این خبرهایی است که نزد ماست، خبرهایی که نزد شماست چیست؟
سعید میگوید: مردهای به صدا در آمد و گفت: هر آینه کفنها پاره شد، موها ریخت، پوستها از بدن جدا شد، حدقهها بر صورتها ریخت و از بینیها چرک بیرون آمد. آنچه را فرستاده بودیم یافتیم، و آنچه را بهجا گذاردیم خسارت دیدیم. (موسی محمد علی، 1405: 8)
نتیجه
یکی از مهمترین آموزههای دینی، حیات برزخی یا جهان پس از مرگ و مراحل مربوط به آن است. از دیدگاه دین مرگ پایان زندگی نیست؛ بلکه آغاز مهمترین حوادث و رویدادهاست. بر این اساس بررسی عالم برزخ و اثبات آن از نظر عقل و برهان و آیات و روایات در خور دقت و تأمل است.
در این مقاله با استفاده از آیات و روایات به بررسی اجمالی عالم برزخ و حقایق و ویژگیهای آن مانند: تکامل، تمثل، شفاعت و ارتباط ارواح با دنیا پرداخته شد.
منابع و مآخذ
1. ابن ابیالحدید، 1418 ق، شرح نهجالبلاغه، بیروت، دار الکتب العلمیه.
2. ابنفارس، احمد، 1404 ق، مقاییس اللغه، قم، مکتب الاعلام الاسلامی.
3. ابنقیم جوزیه، محمد بن ابیبکر، بیتا، الروح فی الکلام علی ارواح الاموات و الاحیا، بیروت، دار الفکر العربی.
4. بخاری، محمد بن اسماعیل، 1411 ق، صحیح بخاری، بیروت، دار الفکر.
5. تویسرکانی، محمد نبی بن احمد، 1372، لئالی الاخبار، قم، علامه.
6. حویزی، علی بن جمعه، 1415 ق، تفسیر نور الثقلین، قم، مؤسسه اسماعیلیان.
7. سید رضی، 1370، نهجالبلاغه، ترجمه مصطفی رحیمینیا، تهران، انتشارات اسلامی.
8. صدوق، محمد بن علی بن بابویه، 1361، معانی الاخبار، قم، جامعه مدرسین.
9. طباطبایی، سید محمدحسین، 1417 ق، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
10. طبرسی، فضل بن حسن، 1408 ق، مجمع البیان، بیروت، دار المعرفه.
11. طوسی، محمد بن حسن، 1383، التبیان فی تفسیر القرآن، نجف، مکتبه الامین.
12. طوسی، نصیرالدین، 1353 ق، تجرید الاعتقاد، صیدا، مطبعه العرفان.
13. فیض کاشانی، ملامحسن، 1387، محجه البیضاء، قم، دفتر انتشارات اسلامی.
14. قمی، علی بن ابراهیم، 1367، تفسیر قمی، قم، دار الکتاب.
15. کلینی رازی، محمد بن یعقوب، 1388 ق، کافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
16. مجلسی، محمدباقر، 1403 ق، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
17. محمدی اشتهاردی، محمد، 1373، عالم برزخ در چند قدمی ما، قم، مؤسسه انتشارات نبوی.
18. مسلم بن حجاج، 1407 ق ، صحیح مسلم، بیروت، دار الکتاب العربی.
19. مطهری، مرتضی، 1364، مجموعه آثار، قم، انتشارات اسلامی.
20. موسی، محمد علی، 1405ق، حقیقه التوسل و الوسیله، بیروت، عالم الکتب.
منبع: فصلنامه مطالعات تفسیر - شماره 7انتهای متن/
00:30 - 29 آبان 1392