تلقی ایران و جهان از یکدیگر
اگر روحانی بتواند به سران کشورهای جهان بباوراند که آنچه جمهوری اسلامی در عرصههای منطقهای و جهانی انجام میدهد همان است که کشورهای دیگر هم میکنند، نوعی تلقی تازه از واقعیتهای ثابت و استراتژیک ایران به دست خواهد داد.
نطق رئیس جمهوری ایران در اجلاس امسال مجمع عمومی سازمان ملل، در زمره نطق های مهم است و رهبران جهان با دقت ویژه به آن گوش می سپارند.اساسا هرگاه در کشوری انتخابات حساس برگزار می شود و رئیس جمهور و یا نخست وزیری جدید نخستین نطق خود را در سازمان ملل ایراد می کند، آن نطق جدی و مهم تلقی می شود. زیرا رهبران جهان با چهره ای نو مواجه می شوند و می خواهند بدانند در سالهای پیش رو با چه شخصیتی و با چه برنامه هایی مواجه اند.
این وضع درباره روسای جمهور جدید ایران همواره قدری با روسای دیگر کشورها فرق داشته است. انتظار رهبران جهان از روسای دولت «کشورهای متعارف» در حد تشریح تکنیک های سیاسی و تجاری و حداکثر مسائل مهم منطقه ای است که آن کشور در آن واقع شده است. اما در مورد کشورهایی که از نظر عرف بین المللی، « نامتعارف» انگاشته می شوند، نخستین نطق رئیس جمهور یا نخست وزیر جدید، محملی برای سنجش تلقی های اوست.
در چنین جلسه ای کسی منتظر خبرهای غیر مترقبه و اعلام مواضع جدید نیست؛ زیرا مواضع اصولی و استراتژیک کشورها با تغییر روسای دولت تغییر نمی کند، بلکه این روش ها و ابزار دیپلماسی است که عوض می شود.
آنچه در چنین نطق هایی مهم انگاشته می شود، «نحوه داوری» درباره نیک و بدهای جهان سیاست است. همه می دانند که در ترتیبات منطقه ای خاورمیانه و شمال آفریقا، برای ایران چیزی مهم تر از مساله فلسطین وجود ندارد و پس از آن هم مسائل دو سال اخیر سوریه و مصر و تحولات قدیمی تر عراق و افغانستان قرار دارند و مسائل دیگر همگی تابعی از این مسائل هستند.
در عرصه بین المللی هم تقریبا روشن است که برنامه هسته ای ایران و و کشاکش های تهران با آمریکا و اروپا مهم ترین مسائلند و دیگر موضوعات فقط در پرتو این دو مساله قابل فهم است.بر این اساس کسی منتظر این نیست که از زبان رئیس جمهور ایران بشنود جمهوری اسلامی می خواهد از این پس این اولویت ها را تغییر دهد.
در چنین شرایطی ایجاد تلقی هایی که تامین کننده منافع ملی و امنیت ملی ایران باشد و قبولاندن آن به جامعه جهانی کارسازتر از اعلام سیاست های جدید است. اعلام سیاست جدید، پیش از آنکه تغییر محسوسی در عملکرد رخ داده باشد، نشانه فریبکاری و یا ترس انگاشته می شود و ایجاد هر یک از این تلقی ها ادامه بازیگری در عرصه های منطقه ای و جهانی را دشوارتر خواهد کرد. به یاد بیاوریم که حافظ اسد رئیس جمهور پیشین سوریه، با درک همین موضوع، میان گفتار رادیکال و کردار عملگرایانه اش چنان توازنی ایجاد کرده بود که همزمان رفیق گرمابه و گلستان ایران و اعراب بود و با آمریکا و غرب هم رابطه تخاصمی و تزاحمی نداشت و هرگز تهدید مستقیم اسرائیل نبود- گرچه دمشق پایگاه جنگجویان فلسطینی بود و چه بسا نقشه های جنگ با اسرائیل هم همان جا کشیده می شد.
انتظار جامعه جهانی از ایران، تغییر هدف ها و یا دست کم همه هدف های سیاست خارجی نیست. بسیاری از هدف های منطقه ای ایران با هدف های کشورهایی مانند ترکیه و عربستان سعودی تفاوت بنیادی ندارد؛ اما نحوه بیان این هدف ها باعث شده است ترکیه و عربستان « کشور متعارف» و ایران «کشور نامتعارف» شناخته شود.
مهم ترین تلقی جهان از ایران همین است و طبعا مهم ترین کاری که دکتر حسن روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل دارد تغییر این تلقی است. اگر روحانی بتواند به سران کشورهای جهان بباوراند که آنچه جمهوری اسلامی در عرصه های منطقه ای و جهانی انجام می دهد همان است که کشورهای دیگر هم می کنند، نوعی تلقی تازه از واقعیت های ثابت و استراتژیک ایران به دست خواهد داد که مهم ترین خبر جهان در این هفته تلقی خواهد شد.
محمود صدریمنبع: سیاست ما انتهای متن/
03:00 - 3 مهر 1392