از میرزاکوچک تا شیخمحمد خیابانی
در دوران نهضت جنگل رقابت کشورهای استعمارگر در عرصه بینالمللی اوضاع نابسامانی را برای ایران رقم زده بود و هر دو دولت روس و انگلیس به دنبال اهداف و منافع سیاسی، اقتصادی و نظامی خود در ایران اقدام به دخالت و اعمالی مینمودند که پریشانی روزگار مردم ایران را در پی داشت.
بخش سوم*دوران مشروطیت و نهضت مشروطه(1285 هجری شمسی)
انقلاب مشروطه همراه با دستاوردهای مهمی که برای جامعه ایران داشت نیازمند یک مبحث آسیب شناسی جدی است.به این دلیل که در جریان نهضت و پس از پیروزی آن اتفاقاتی ناخوشایند حادث شده وجریان سازی های نامطلوب و نامناسبی در حوزه فرهنگ و سیاست شکل گرفت که به نوعی ملت و دین ملت را تهدید نمودند.از سوی دیگر شاهد بودیم که مشروطه نتوانست ساختار استواری بنا نهد و بنای آن با طوفان استبدادی رضا خان فرو ریخت.
این انقلاب به نوعی تدریجا صورت و فرم فرهنگ گذشته را که خود صورت منسوخ شده فرهنگ سنتی اسلام بود زائل نمود و صورت مسخ شده ی فرهنگ اومانیستی غرب را جایگزین آن کرد.در دوره حاکمیت مشروطه،به طور واقعی در فرهنگ جامعه ایرانی انقلابی رخ داد و شئون مختلف فرهنگی نظیر هنر و ادبیات را متاثر ساخت.البته این تحولات فرهنگی بعدها آثار تبعی اجتماعی را هم به بار آورد و نحوه روابط اجتماعی مردم را بخصوص در شهرهای بزرگ تا میزان قابل توجهی متاثر ساخت.
باید متذکر شد که هر انقلابی الزاما در جهت بهبود اوضاع حرکت نمی کند، بلکه ممکن است به واسطه یک انقلاب وضع بدتر هم بشود.نفس مفهوم انقلاب متضمن خیر یا شر نیست، بلکه صرفا تغییر در صورت،ماهیت و حقیقت را اعاده می کند.
انقلاب مشروطه در بعد فرهنگی فرهنگ گذشته را که پیوندهای مشخصی با پیشینه تاریخی ایران داشت از بین برد و به جای آن کاریکاتور فرهنگ اومانیستی اروپا را قرار داد. بی آنکه نسبت به اصل و فرع آن معرفتی عمیق حاصل شده باشد.در عین حال مشروطه منجر به دگرگونی بینش و کنش و منش فردی گروه کثیری از ایرانیان گردید و بدانها هویتی جدید و ایده آلهای نوینی بخشید که به جای متناسب بودن با تاریخ و سنن آنها، با تاریخ و مقتضیات مغرب زمین مناسبت داشت.
به گفته برخی متفکران دعوت به غربی شدن زمانی آغاز شد که پویایی جامعه ما دچار خمودگی گردید و تمدنی نا خواسته سر از دیار ما برآورد که در عین انکار ناپذیری ابزارهای کارسازی در اختیار داشت. [1] لذا یکی ازمباحث مطرح در دوران شکل گیری مشروطیت،حفظ هویت فرهنگی ایران به عنوان یک پدافند فرهنگی در برابر آفند تمدنی- فرهنگی غرب بود.
برخی از گفتمان های روشنفکری عصر مشروطه نیزدر جهت اهداف تهاجم فرهنگی غرب واستیلای تمدنی ایشان نقشی اساسی ایفا کردند.اینها در واقع ذوب شدگان در آن تمدن بودند.نظام سرمایه داری که با بهره مندی از عمال داخلی خود در این مقطع تاریخی می خواست در ایران نفوذ کند از بخش هایی همبسته برخوردار بوده و همانطور که پیشتر گفته شد تن به تفکیک نمی دهد.
از این رو آگاهان به وقایع امور و خاصه روحانیت چالشی سر نوشت ساز را پیش روی خود و جامعه می دیدند که کوتاهی در برابر آن می توانست گناهی نا بخشودنی باشد.به این مبحث در خصوص راهکارهایی که ایرانیان دور اندیش و روحانیت شیعه در برابر چنین آفتی برگزیده و در پیش گرفتند در مبحث پدافند ایرانی جامعا" پرداخته خواهد شد. در واقع در سالهای آغازین قرن بیستم میلادی برخی بر این اعتقاد بودند که باید در نظام مسلط جهانی یا همان سرمایه داری غربی ذوب شد و ایشان در جوامع خود به مانند ستون پنجم دول غربی عمل نموده و بر آن بودند که باید همه دستاوردهای فرهنگ مغرب زمین را پذیرفت.
امین رسول زاده که جوانی از انقلابیون قفقاز و متفکر «حزب دموکرات» [2] بود در جایگاه نظریه پردازان این دسته قرار می گیرد.او عقیده داشت که دولتهای غربی در کنار استیلاگری و تلاش برای عقب نگه داشتن ما نوعی حرکت ترقی خواهانه و حس آزادی پرستی را نیز با خود به همراه می آورند.
چنین است که هر جا کالا و ادوات آنها راه پیدا کند،فکر آزادی طلبی نیز در آنجا به حرکت در می آید.وی می گوید:«با اینکه دولتهای سرمایه داری بر آنند که ما را عقب نگه دارند و می کوشند در کشورهایی چون ایران سرمایه گذاری کنند اما در این میان روح ترقی خواهی و حقوق مدنی را نیز با خود آورده اند». و چنین استدلال می کند که:«گسترش مناسبات سرمایه داری مقدم بر فرعیاتی چون تجدد است.تا سرمایه داری رخ ندهد تجدد جوانه نمی زند و تا ساختارهای اقتصادی جوامع سرمایه داری در جوامع پیرامونی پدید نیاید نهادهای مدنی نیز پیدا نمی شوند ». [3]
با آنکه بعد از مشروطه تا سالیان دراز و تا وقوع اصلاحات ارضی دیکته شده توسط آمریکا در دوران حکومت محمد رضا شاه پهلوی ساختار اقتصادی جامعه به طور جدی و واقعی به سمت اقتصاد سرمایه داری حرکت نکرد و تغییر صورت نداد،اما این دسته از نظریه پردازان در همان دوران مشروطه خواهان استحاله در نظام سرمایه داری جهانی و نیز اخذ نهادها و ساختارهای فرهنگی مغرب زمین بودند.
البته آنچه هم که در دوران سلطنت رضا شاه عینیت یافت یعنی یک ساختار دولت اقتدارگرا از خواسته های ایشان بود و بسیاری از معتقدان به بسط نظام سرمایه داری در عصر مشروطه و مدافعان اندیشه «حریت پرور» بعدها به نظریه پردازان حکومت رضا شاه تبدیل شدند که خود این حکومت اصل آزادی انسان را نشانه رفته و بی اعتبار ساخته بود.
این دسته نظریه پردازان در عین حال خواستارجدایی دین از سیاست بوده و می گفتند که دین و دولت ،و دین و سیاست ازهم جدا هستند و روحانیت حق دخالت در نهاد سیاست را ندارد.تحت تاثیر این افکار بود که مشروطه در مقام اجرا و در عمل در مقابل مشروعه تعریف شد و صدای اعتراض از روحانیون آزاده ای چون شهید فضل الله نوری بلند شد.
آنچه در ادامه انقلاب مشروطه مشاهده شد نیز گواه نفوذ و رخنه قدرتهای استعماری در جنبشی بود که روحانیت و ملت صادقانه و حق طلبانه آغاز کرده بودند و در نهایت ورود سفارت انگلستان در جریان مشروطه خواهی و نهضت ضد استبدادی و عدالت طلبانه مردم ایران مسائلی را پدید آورد که موجب بروز اختلاف و دو دستگی بین رهبران جنبش شد. شاید غم انگیزترین رویداد این دوران برخوردی باشد که با شهید شیخ فضل الله نوری گردید و اینکه تبلیغات غربزدگان توانست او را که مدافع راستین عدالت و اسلام بود به عنوان چهره ای استبداد طلب معرفی کند.
در حقیقت روشنفکران غربگرا دریافته بودند شیخ مانعی در مسیر وصول ایشان به اهدافی است که مد نظر دارند و شروع به اتهام پراکنی علیه او کردند.از جمله شایع کردند وی از دربار پول گرفته تا در مقابل مشروطیت بایستد یا اینکه او در سودای رسیدن به ریاست مجلس است.
درس بزرگ و تلخی که تاریخ در ماجرای غم انگیز منزوی کردن و سپس به شهادت رساندن شیخ فضل الله نوری به ما داد این بود که گاه دشمن در گلوگاههای تاریخی یک ملت که خود را ناتوان از دخالت مستقیم می بیند یا مصالحش ایجاب نمی کند که دست به اقدامات آشکار بزند،دشمنانی را در لباس دوست به اجرای دسیسه هایش اجیر می سازد.
سرانجام در روز9مرداد سال 1288 هجری شمسی و پس از اشغال تهران به دست انقلابیون و اتمام استبداد صغیر فاتحان تهران تصمیم به اعدام این مجاهد اصیل گرفتند.ایشان شبانه دستگیر و در نظمیه زندانی شدو پس از یک محاکمه نمایشی به دادستانی یک روحانی نمای فراماسونر به نام شیخ ابراهیم زنجانی به اعدام محکوم گردید.این شهید عالیقدر در 13 رجب 1327 در میدان توپخانه به دار آویخته شده و به شهادت رسید تا مرگ او سندی شود استوار بر انحراف مشروطیت از مسیر اصلی و اصیل اولیه خود. [4]
*دوران نهضت جنگل(1292-1299 هجری شمسی)
در این دوران رقابت کشورهای استعمارگر در عرصه بین المللی اوضاع نابسامانی را برای ایران رقم زده بود و هر دو دولت روس و انگلیس به دنبال اهداف و منافع سیاسی، اقتصادی و نظامی خود در ایران اقدام به دخالت و اعمالی می نمودند که پریشانی روزگار مردم ایران را در پی داشت.
نزدیکی جغرافیایی روسیه به ایران و مرز 2500 کیلومتری مشترک با آن اقدام به اعمال غاصبانه و تجاوزکارانه را از جانب روسها تسهیل می کرد.آنها با استفاده از نفوذ سیاسی و نظامی خود به تدریج نفوذ اقتصادیشان را نیز در ایران تعمیق بخشیدند و چنان بود که کالاهای روسی بر بازار ایران حکومت می کرد.تمام امتیازات در نقاط شمالی ایران منحصر به روسیه بود و بنا به تعهدات محرمانه دولت ایران اعطای امتیازات در این مناطق به دول دیگر ممنوع بود.
دو قدرت رقیب روسیه و انگلستان در سال 1907 میلادی قراردادی را منعقد نمودند که در بخشی از آن ایران را به دو منطقه نفوذ و یک منطقه بی طرف تقسیم نموده بودند و این علاوه بر فراهم نمودن زمینه اشغال نظامی کشور اثرات بسیار شوم دیگری نیز داشت.در این شرایط با شروع جنگ جهانی اول نیز نیروهای متفقین و متحدین علی رغم اعلام بی طرفی در جنگ از سوی دولت ایران(مستوفی الممالک) قسمتهای عمده ای از خاک کشور را اشغال کردند.
در گیلان نیز اوضاع نابسامان بود.حاکمیت مطلق روسها در گیلان با عزل نکراسف(کنسول روسیه)هم پایان نیافت و همچنان تا جنگ جهانی اول ادامه پیدا کرد. [5] در این سالها آزادیخواهان ایران در موقعیت بسیار نامساعدی به سر می بردند.نفسها در سینه حبس شده و ایران در قید و بند اجنبی بود. در واقع نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچک خان زاده ی این شرایط تاریخی بود.
بروز بحرانهای گوناگون و آثار و پیامدهای قرارداد 1907 و تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ،تلخ کامی های به جای مانده از مشروطه خواهی،حضور نیروهای روسیه در گیلان و سایر نقاط کشور،دخالتهای آشکار بریتانیا در امور داخلی ایران و آشفتگی اوضاع زندگی مردم از جمله عواملی بودند که موجب شکل گیری و پیدایش نهضت جنگل شدند. [6] در نهایت تاسف سرانجام سلسله عواملی دست به دست هم دادند تا حرکت آغاز شده توسط این روحانی اصیل(میرزا کوچک خان)نتواند به اهداف خود برسد.از جمله این عوامل عبارتند از:
1-نفوذ جریان دین ستیزی در بین مبارزان:ضعف بنیه علمی و دینی برخی از رزمندگان که عمدتا از کسبه،پیشه وران و کشاورزان ساده و عامی بودند باعث شد پاره ای تفکرات کمونیستی متاثر از انقلاب روسیه در بین ایشان نفوذ کند.
2-جریان تفرقه و نفاق:این جریان با روی کار آمدن وثوق الدوله قوت گرفت و دولت او که قیام میرزا را یک مانع بزرگ بر سر راه حکمرانی خود می دید این سیاست را در پیش گرفته و عناصری را مامور ساخت تا با رخنه در میان صفوف یاران میرزا بذر بد بینی و جدایی را میان آنها پراکنده سازند
.3-بهبود روابط شوروی،انگلستان و دولت مرکزی ایران:این امر موجب شد که کمکها از سوی شوروی به نهضت جنگل قطع شود و دولت ایران هم بتواند با بهره مندی از تجهیزات نظامی انگلستان به آن حمله کند و هر سه قدرت با تشکیل یک مثلث سرکوب نهضت را در هم کوبیدند و سرانجام این قیام مردمی که در سال 1292 آغاز شده بود،پس از هفت سال مبارزه و با پشت سر گذاشتن فراز و نشیب های بسیار در دوم ربیع الثانی 1340 هجری قمری(1299 هجری شمسی) با شهادت میرزا کوچک خان به پایان رسید [7] و ورقی دیگر به کتاب سنگین و ننگین استعمار خارجی و متحدان آن یعنی مستبدان داخلی افزوده شد.هر چند که در راه جهاد برای خدا شکست مفهومی ندارد و شهادت فخر مسلمین است.
* دوران نهضت شیخ محمد خیابانی(1299 هجری شمسی)
این قیام با تکیه بر آموزه های راستین مذهب تشیع و در اثر نوعی بیداری در عمق وجدان رهبر نهضت و آگاهی ایشان از اینکه هجمه فرهنگی،اقتصادی،سیاسی و نظامی زورمندان غرب و شرق است که ایران را به محاق می برد شکل گرفت و انسجام یافت. اما چه افسوس که زمامداران آن روز ایران نیز به جای حمایت از حرکتهای حق طلبانه ی مردمی به خدمتگزاران استعمار تبدیل گشته و برگی از تاریخ ایران را که می توانست زرین باشد خاکستر کردند.
شیخ محمد خیابانی از جمله پیشگامان بیداری مذهبی و ملی در این عصر است که به درستی دریافته بود ایران در اثر فشار و ظلم استعمارگران رو به انحطاط می رود و استبداد نیز جسم بیمار وطن را به احتضار می کشاند و در برابر این جریانات به مقاومت بر خاست.او همچنین از مخالفان سرسخت قرارداد1919 وثوق الوله [1] بود.سر انجام حکومت مرکزی با تکیه بر ابزارهای زور و تزویر در 21 شهریور 1299 توسط نیروهای دولتی به همراه تیپ قزاق و با حمایت و پشتیبانی حامیان انگلیس وی را به شهادت رساندند.
منابع در آرشیو موجود می باشد.حامد اسلامیمنبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
ادامه دارد.........
06:00 - 19 شهریور 1392