راهنمای پژوهش و تحقیق در نهجالبلاغه
کتاب عظیم نهجالبلاغه مجموعه نفیسی از برخی خطبهها، نامهها، کلمات قصار و حکمتآموز مولی الموحدین امام المتقین علی(ع) میباشد که بهوسیله ابوالحسن محمد بن حسین ملقب به شریف رضی جمعآوری و نامگذاری شده است.
بخش اولچکیده
پژوهش و دستیابی به معارف غنی نهجالبلاغة علوی مرهون شناخت دقیق این کتاب براساس آثاری است که در زمینة شکل، ساختار و تبیین معانی آن ارائه شده است.این مقاله در دو بخش به معرفی نهجالبلاغه، دیدگاه اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان درباره آن، معرفی ترجمههای فارسی، فرهنگنامهها، فرهنگهای واژگان و موضوعی نهجالبلاغه و شیوه استفاده از آن میپردازد و ضمن معرفی مهمترین شروح فارسی و عربی نهجالبلاغه، به تبیین شیوه تألیف و نگارش برخی شروح جهت استفادة محققان میپردازد.
واژگان کلیدی: نهجالبلاغه، شروح فارسی و عربی، فرهنگنامهها، فرهنگ موضوعی.مقدمه
نوشتهای که دیده نقادانه شما را میطلبد، مطالبی است موجز پیرامون سترگ کتابی که «فروتر از کلام خدا و فراتر از کلام بشر» است و یکی از جنبههای زیباشناختی آن «گنجایش معانی بسیار در الفاظ اندک» میباشد. این کتاب سترگ که نهجالبلاغه نام دارد، سیرابکننده جان تشنگان و التیام بخش زخم مجروحان و بیدارکننده روح خفتگان در همه اعصار و قرون بوده است.
گردآورنده شریف این کتاب شریف رضی (ره) (359 ـ 406 ق) در توصیف آن میگوید: سخنان برگزیده سرورمان، سرچشمه و آبشخور فصاحت و منشأ و خاستگاه بلاغت است و اصول و قوانین سخن و سخنوری از آن اقتباس شده و روش آن سرمشق هر خطیب ادیب و سخنور ادیبی گشته و با این همه کسی در فراخنای بلاغت و پهنه رسایی به گَرد او نرسیده، زیرا کلام او نمونهای از علم الاهی است و بوی سخن پیامبر اکرم(ص) از آن بهمشام میرسد.
این کتاب از زمان گردآوری تاکنون توانسته است قلب مشتاقان ادب و فرهنگ را از هر سو به خویش معطوف دارد، هم کسانی که شیفته فرهنگ دینی و انسانیاند بدان توجه نشان داده و هم کسانی که فریفته رسایی و شیوایی بیمانند آنند، با اقبال و استقبال از آن آثار ارجمندی فراهم آوردهاند. شرحهای بسیاری نیز بر آن نگاشته شده و ترجمههای متنوعی از آن بازار اندیشه را رونق بخشیده است.
معرفی اجمالی نهجالبلاغه1. چگونگی جمعآوری نهجالبلاغه
کتاب عظیم نهجالبلاغه که زیباترین و برترین تجلی بلاغت عرب است و به برادر کوچک قرآن ملقب شده است.1 مجموعه نفیسی از برخی خطبهها، نامهها، کلمات قصار و حکمتآموز مولی الموحدین امام المتقین علی(ع) میباشد که بهوسیله ابوالحسن محمد بن حسین ملقب به (شریف رضی) (406 ـ 359 ق بغداد) جمعآوری و نامگذاری شده است. این کتاب بنا به قول مشهور شامل 239 خطبه، 79 نامه و 480 کلمه قصار میباشد. «سید رضی» اعتراف دارد بخش گردآوری شده کمتر از مقداری است که جمعآوری نشده است.
اما یعقوبی (م. 286 ق) از چهارصد خطبه امام علی(ع) یاد میکند (یعقوبی، بیتا، ص 15) و «مسعودی (م. 345 ق) که حدود 14 سال قبل از تولد سید رضی رحلت نموده تعداد خطبهها را بیش از چهارصد و هشتاد و چند میداند. (مسعودی، 1356، ج 2، ص 431) یعنی حدود دو برابر آنچه شریف رضی جمعآوری کرده است. باید دانست که خطبههای امام قبل از سید رضی نیز هرچند بهصورت ناقص، جمعآوری شده است.
بهعنوان نمونه جاحظ (م. 255 ق) که از علمای عامه است و حدود 104 سال قبل از تولد سید رضی در گذشته، میگوید: خطبههای علی(ع) مدون و مضبوط و مشهور بوده است. علامه حسن حسنزاده آملی در کتاب انسان کامل از دیدگاه نهجالبلاغه عبیداله بن ابیرافع (متوفی بعد از سده اول) کاتب امیرالمؤمنین و زید بن وهب جهنی متوفی 96 هجری را اولین کسانی میداند که وصایا و خطب آن جناب را جمعآوری نمودهاند.وی میافزاید جاحظ اولین کسی است که کلمات قصار آن حضرت را جمعآوری کرده، صد کلمه امام را، «مطلوب کل طالب (من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب)» نامیده است که وسیله «رشید و طواط» (718 ـ 632 ق) شرح شده است.
مطالبی که شریف رضی در نهجالبلاغه نیاورده، بعدها وسیله دانشمندان اسلامی جمعآوری و به نام مستدرکات به چاپ رسیده که کتاب نهج السعاده فی مستدرک نهجالبلاغه مرحوم شیخ محمدباقر محمودی درهشت جلد از آن جمله است. این مطالب سوای کتاب غررالحکم و دررالکلم تمیمی آمدی (م. 510 ق) است که شامل 11000 کلمه قصار میباشد.2یکی از علل موفقیت سید رضی در جمعآوری نهجالبلاغه دسترسی او به دارالعلم برادرش سیدمرتضی (علم الهدی) (436 ـ 355 ق) بوده که میگویند حدود 80000 جلد کتاب در آن نگهداری میشده است. این گنجینه نفیس غیر از کتاب خانه عمومی بغداد «بیت الحکمه» میباشد.
البته در آن زمان بهدلیل شکوفایی تمدن اسلامی دسترسی به منابع، بسیار آسانتر بوده است. بعدها به جهت حملات وحشیانه مغول و مسیحیان اروپا تعداد کثیری از منابع اسلامی نابود شد. میگویند وقتی که هلاکو خان وارد بغداد شد، از کتابهای کتابخانهها بر روی رود پلی ساخت تا لشکریانش از آن عبور کنند و دستور سوزاندن سایر کتابها را صادر نمود. تاریخ نگاران میگویند که وقتی اروپاییان به طرابلس شام حمله کردند سه میلیون کتاب را آتش زدند. (امالی و دیگران، بیتا، ص 17 و 18) میبینیم چگونه منابع ذیقیمت فرهنگ اسلامی در حمله فرنگیان نابود میشود.
نکته قابل ذکر این که آن چه سید رضی به نام خطبهها، نامهها و کلمات حکمتآمیز از آن حضرت آورده، فقط قسمتهایی از نامه یا خطبه یا کلمات قصار است که به نظر سید از اوج فصاحت و بلاغت برخوردار است و به همین دلیل در گزینش خویش از باب «المختار من خطب»، باب «المختار من کتب» و باب «المختار من حکم» امیرالمؤمنین نام میبرد؛ یعنی جاهایی که او از نامه یا خطبه یا کلمات قصار گزینش کرده است. از اینرو برخی نامهها یا خطبهها نیمی، کمتر یا بیشتر از آن چیزی است که قبل از سید نقل شده است. مثلاً آن چه که بهعنوان نامه امام به مالک اشتر (مقتول 37 ق) در نهجالبلاغه آمده، حدود چهار پنجم آن چیزی است که ابن شعبه حرّانی (م. 381 ق) در تحفالعقول ذکر کرده است.
2. نهجالبلاغه از دیدگاه برخی اندیشمندان
میگویند کلام، مرحله نازلی از روحیه متکلم است و طبعاً کلام مولا(ع) که انسان کامل است مرحله نازلی از روح بلند آن حضرت است از سویی هر کس به تناسب ظرافت و ظرفیت روح خویش از کلام حضرت بهره میبرد. از اینرو هر اندیشمندی به تناسب ادراکات و روحیات خویش این کتاب بزرگ را ستوده است.البته دیدگاه اندیشمندان پیرامون نهجالبلاغه بهصورت کتاب و مقالات ارائه شده است و فهرستکردن آن نه در خور این مقال است و نه کاری بدیع به حساب آید و از اینرو فقط به چند نمونه آن بسنده میکنیم.
الف) امام خمینی(ره) (1368 ـ 1281) در پیام به کنگره هزاره نهجالبلاغه میفرماید: و اما کتاب نهجالبلاغه که نازله روح اوست، برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیت و در حجاب خود و خودخواهی، خود معجونی است برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتماعی و مجموعهای است دارای ابعادی به اندازه ابعاد یک انسان و یک جامعه بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هرچه تاریخ به پیش رود و هرچه جامعهها به وجود آید و دولتها و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفکران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور کنند و غرق شوند. (جمعی از نویسندگان، 1360، ص 18 و 19)
ب) آیتالله طالقانی (ره) (م. 1358) در مقدمه ترجمه نهجالبلاغه خویش مینویسد: مطالعه دقیق نهجالبلاغه در برابر چشم و خیال خواننده تربیت کامل انسان را متمثل مینماید و در هر صفحه از آن نوعی از منطق امیرالمؤمنین را مینگرد که مربوط به تربیت و تحریک یک قسم از قوای انسانی و تقویت بنیه فضائل معنوی است و به مناسبت منطق و سخن در هر قسمت این کتاب آن حضرت با روحیه و وضع و لباس و محیط خاصی در نظر جلوه مینماید که شاید شخص بیاطلاع از شخصیت علی(ع) درباره وحدت گوینده آن دچار شک گردد. (طالقانی، 1356، ج 1، ص 7)
ج) ابن ابیالحدید (656 ـ 586 ق) میگوید: علی(ع) امامُ الفُصَحاءِ وَ سیدالبُلَغاءِ وَ کَلامُهُ دونَ کَلام ِ الخالق ِ وَ فَوْقَ کَلام ِ المَخلُوقینَ؛ علی(ع) پیشوای فصاحت و سرور بلاغت است و کلام او از کلام خالق فروتر و از کلام مخلوقین فراتر است. (ابن ابیالحدید، 1385 ق، ج 11، ص 24)
د) جرجی زیدان (1861 ـ 1914) میگوید: مشهورترین خطیب صدر اسلام امام علی بن ابیطالب است. برای دموستنس (Demostens) (و 384 ـ ف ـ 322 ق. م) خطیب مشهور یونان شصت و چند خطبه ذکر کردهاند که نصف آن را هم به اشتباه به او نسبت دادهاند و این خطبههای امام علی است که چند صد خطبه شماره کردهاند. (جرجیزیدان، بیتا، ج 1، ص 188)
ﻫ) هانری کربن خاورشناس فرانسوی پیرامون نهجالبلاغه میگوید: بعد از قرآن و احادیث پیامبر اسلام، نهجالبلاغه دردرجه اول اهمیت قرار دارد. باید گفت بهطور کلی این کتاب تنها به قلمرو حیات مذهبی تشیع محدود نیست؛ بلکه تفکر فلسفی شیعه نیز به آن وابسته است و از آن مایه میگیرد. از اینرو باید نهجالبلاغه را از مهمترین سرچشمههایی به شمار آورد که متفکران شیعه پیوسته از آن سیراب گشتهاند... . (آل یاسین، 1360، ص 56)
و) علامه سیدهبهالدّین شهرستانی (ت 1301 ق) نقل میکند: در سال 1328 هجری رئیس منشیان کنسولگری انگلستان در بغداد (نرسی سیان) که مردی فاضل بوده ضمن بحث پیرامون نهجالبلاغه گفت: نهجالبلاغه بر هر سخن عربی برتری دارد و برای تأیید گفتار خویش از نهجالبلاغه مطالبی آورد. (شهرستانی، 1359، ص 21)
3. ترجمه نهجالبلاغه به فارسی
نهجالبلاغه از دیرباز مورد توجه اهل معرفت بوده، به همین دلیل پس از قرآن بیش از هر کتاب اسلامی دیگر به زبانهای فارسی، انگلیسی، اردو، ترکی، فرانسوی، اسپانیایی، صرب، کروات، ایتالیایی، گجرانی، سندی و کیامکی و بخشهایی ازآن به ایتالیایی، آلمانی و دیگر زبانها ترجمه شده است. (بنگرید به: جمعی از نویسندگان، 1380، ص 50 ـ 52؛ ج 12، ص 77) از میان زبانهای یاد شده « نهجالبلاغه» به هیچ زبانی به اندازه فارسی ترجمه نشده است.
اما در این که از چه زمانی به فارسی برگردانده شده و اولین مترجم این اثر عظیم که بوده، اطلاع درستی در دست نیست. دکتر شهیدی، یکی از مترجمین نهجالبلاغه، مینویسد: «بسیاری از پژوهندگان بر آن بودند که نخستین ترجمه فارسی نهجالبلاغه در سده دهم از هجرت و در حکومت صفویان صورت گرفته است و دیرینهترین ترجمهای که نشان آن را داشتند، شرح و ترجمه جلال الدین حسین بن شرفالدین اردبیلی معاصر اسماعیل صفوی است.
این شرح منهجالفصاحه است که به سال 905 هجری تألیف شده است و پس از آن ترجمه و شرح ملافتحاله کاشانی (م. 988) قرار دارد که آن را «تنیه الغافلین» نامیده است و... » (بهشتی، بیتا)اخیراً ترجمه فارسی از نهجالبلاغه به تصحیح عزیزالله جوینی را شرکت انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسانده که مترجم آن ناشناس است؛ اما دکتر جوینی در مقدمه مینگارد که نحوه نگارش مربوط به حدود سده پنجم و ششم هجری است. اگر از نظر دکتر شهیدی در رد سخن دکتر جوینی صرفنظر کنیم و این ترجمه را اولین ترجمه قلمداد نماییم، ترجمههای دیگر به ترتیب عبارت خواهند بود از:
1. ترجمه و شرح جلالالدین اردبیلی، تألیف در 905 هجری.
2. ترجمه و شرح ملافتحاله کاشانی چاپ قدیم در یک جلد و اخیراً در سه مجلد، متوفی 988 هجری قرن دهم.
3. ترجمه و شرح ملاصالح قزوینی، از دانشمندان قرن یازدهم هجری.
4. ترجمه و شرح سیدعلی نقی فیض الاسلام (م. 1364) در پنج مجلد، دو مجلد و یک مجلد.
5. ترجمه گویا و شرح فشرده بر نهجالبلاغه زیر نظر آیتالله ناصر مکارم شیرازی در 3 مجلد.
6 . ترجمه محسن فارسی که بدون متن عربی در یک مجلد.
7. ترجمههای سیدنبی الدین اولیایی، داریوش شاهین، مصطفی زمانی، عبدالمجید معادیخواه، محمد مقیمی، دکتر سیدجعفر شهیدی، محمد دشتی، محمد مهدی فولادوند، محمدجواد شریعت، سیدجمالالدین دینپرور هر یک در یک مجلد و ترجمه عبدالمحمد آیتی در دو مجلد.
8 . نهجالبلاغه منظوم در یک مجلد نوشته محمد حسین سلطانی.
قابل ذکر است تمام شارحین فارسی زبان، ابتدا نهجالبلاغه را ترجمه و سپس توضیح دادهاند. به همین دلیل تمام شارحین را نیز میتوان مترجمین نهجالبلاغه قلمداد نمود. دانشنامه امام علی از 35 ترجمه فارسی در عصر حاضر و چهار ترجمه در قرنهای گذشته نام برده است. (بنگرید به: جمعی از نویسندگان، 1380، ج 12 ص 78)
البته همه ترجمهها در آنچه گفتیم، خلاصه نمیشود و ترجمههای متعدد دیگری نیز وجود دارد که نگارنده از آن بیاطلاع بوده یا بهدلیل عدم اطاله از نگارش آن صرف نظر گردیده است.لازم به ذکر است سخنان علی(ع) به قلم آقای جواد فاضل که برگردان آزاد محسوب میشود با تمام شیوایی که دارد ترجمه حقیقی نهجالبلاغه نیست.
برخی از دانشمندان به شرح یا ترجمه قسمتی از نهجالبلاغه یا گزیدهای از خطبهها و نامهها مبادرت ورزیدهاند مانند ترجمه و شرح مختصری از 81 خطبه نهجالبلاغه که توسط آیتالله سیدمحمود طالقانی آن را فراهم آورده است. همچنین ترجمه اسدالله مبشری و... که به دلیل گستردگی و تعدد این نوع ترجمهها از فهرستکردن آن پرهیز میکنیم.در این جا از میان ترجمههای نهجالبلاغه، ترجمه آقای محمد دشتی را که در تابستان 79 به چاپ رسیده و با ترجمههای دیگر متفاوت است، مورد بررسی قرار میدهیم.
در این ترجمه، خطبهها، نامهها و حکمتها نامگذاری شده 3 و در جای جای ترجمه بر علوم و فنون مختلف اشاراتی رفته است و مفاهیم نهجالبلاغه عنوانبندی شده و برخی نکات تاریخی در پاورقی ذکر شده و تمام آیاتی که در نهجالبلاغه آمده، آدرس آن آورده شده و در متن عربی اختلاف نسخهها ذکر گردیده است که برای کار تحقیقی نیاز به دیدن نسخههای متنوع نیست.
در پایان نیز فهرست موضوعی نهجالبلاغه براساس حروف الفبا در 190 صفحه و فهرست مطالب نهجالبلاغه در 18 صفحه آورده شده که این دو فهرست کار را برای محققین آسان مینماید. با این همه ایراداتی بر این ترجمه وارد است. مثلاً بعضی مطالب ترجمه دقیق نیست و موضوعبندیهای آن در خیلی موارد با محتوای سخن امام علی(ع) سازگاری کامل ندارد.
همچنین آدرس خطبهها یا نامهها و سخنان امام در مواردی ناصحیح است، گرچه این کار از بزرگی عمل نویسنده نمیکاهد، اما برای پژوهشگر کار را مشکل میسازد. نکته دیگر این که عنواندادن به مطالب، کار ابتکاری مرحوم دشتی نمیباشد و قبل از ایشان صاحب پرتوی از نهجالبلاغه خطبهها و نامهها را نامگذاری کرده و از نامگذاری سخنان حکمت آمیز صرف نظر نموده است اما مرحوم دشتی همه را نامگذاری کرده است. این ترجمه را انتشارات لقمان در 960 صفحه و 5000 شمارگان چاپ و منتشر کرده است. (دشتی، 1376)
4. فرهنگ نامهها
برای استفاده از کتاب عظیم نهجالبلاغه، بهرهبرداری از فرهنگها و منابع عمومی و اختصاصی ضرورت دارد. بهطور کلی فرهنگها، سرچشمههای زلال اندیشههای بشری است که در طول اعصار و قرون بهصورت کتب متنوع مدون گشته، در اختیار پژوهندگان جامعه انسانی قرار گرفتهاند.فرهنگ لغات و واژهها یکی از اقسام فرهنگها است که براساس نحوه استعمال واژه در زبانهای مختلف تدوین و تألیف گشته است.
فرهنگ لغات را در یک تقسیمبندی میتوان به دو گروه مشترک و مختص تقسیم کرد. فرهنگ لغات مشترک ـ که عموماً به بررسی واژههای عمومی زبانها میپردازد ـ معمولاً در هر زبانی ازجمله عربی از قدیم رایج بوده و امروزه نیز تحت اختیار علاقهمندان میباشد. فرهنگ نامههای کهن عربی مانند لسان العرب، تاجالعروس، صحاح اللغه، نهایه و لغت نامههای معاصر هم چون المنجد، فرهنگ لاروس و... جزء کتب مرجع هستند. در استفاده از این فرهنگها توجه به دو نکته ضرورت دارد.
1. برخی فرهنگها مانند لسان العرب به جای تدوین براساس حروف الفبا و آغاز کلمه، بر مبنای حرف آخر کلمه تدوین شده است. مثلاً واژه اساس را باید در حرف (س) جستجو کرد نه الف. طبعاً این روش کار واژهیابی را به خصوص برای مبتدی دشوار خواهد کرد که با تمرین و تکرار قابل حل است.
2. کاربرد معانی لغات در همه زمانها یکسان نیست. گاهی یک واژه کاربرد مخصوص و معنای ویژهای دارد و در زمان دیگر همین واژه کاربرد اولیهاش را از دست میدهد یا معنای اولیهاش دگرگون میشود. به عنوان نمونه واژه سیاست در ادبیات فارسی معنای متفاوتی در زمان ما و زمان سعدی (قرن هفتم) دارد. امروزه سیاست ترجمه واژه politika یونانی و به معنای حکومت و ریاست است؛ اما در قرن هفتم واژه سیاست کردن یا سیاست فرمودن به معنی ادب کردن، مجازات نمودن، کشتن و تربیت نمودن و... بوده است.
به عبارت دیگر قرائت متون کهن ادب فارسی به ممارست و آگاهی نیاز دارد. چنین مشکلی در ادبیات عربی نیز دیده میشود. نثر امروز عربی با متون کهن تفاوت بسیار جدی دارد، به نحوی که برای فهم متون گذشته، عربزبانان مجرب نیز در برخی واژهها راهی جز رجوع به فرهنگها ندارند.در این جا این پرسش پیش میآید که برای فهم واژهها به کدام فرهنگ لغت باید مراجعه نمود؟ طبعاً فرهنگهایی همچون المنجد و لاروس برای استفاده از واژههای معاصر بیش از واژههای کهن کاربرد دارد، چنانکه نهایه، مجمعالبحرین، قاموس و... برای استفاده از واژههای کهن دقیقتر و ارزشمندتر است.
برای آگاهی از لغات عمومی نهجالبلاغه و قرآن، مجمعالبحرین یکی از بهترین واژهنامههاست که به اختصار آن را معرفی مینماییم: «مجمعالبحرین و مطلعالنیرین اثر طریحی (1085 ـ 979 ق) عالم امامی، فقیه، لغوی و شاعر شیعی است که در رماحیه عراق، معاصر حر عاملی است و از شیخ بهایی روایت کرده است. (تفضلی، 1372، ص 415) 4 این واژهنامه شش جلدی به تحقیق سیداحمد حسینی در سه مجلد چاپ و منتشر شده است. روش نگارش آن مانند لسانالعرب ابن منظور براساس حروف آخر واژه تنظیم شده است.
مثلاً واژه (اله) را باید در پایان جلد ششم جستجو نمود. این کتاب را در حدود 2800 صفحه در سه جلد قطور برای دومین بار در سال 1362 شمسی انتشارات «المکتبه المرتضویه لاحیاء الاثار الجعفریه» به طبع رسانده است.اخیراً محمود عادل کتاب مذکور را در دو جلد براساس حروف اول کلمه (الفبا) برگردان کرده و دفتر نشر فرهنگ اسلامی آن را متذکر کرده است. مجمعالبحرین شامل واژههای مشکل آیات، روایات، کتب و ادعیه است.
نحوه کار این فرهنگ نامه چنین است که معمولا یک لغت را توضیح میدهد و یک یا چند آیه را به عنوان شاهد ذکر میکند و از روایات نیز برای تأیید استفاده مینماید و در پاورقی، منابع روایات را یادآوری مینماید. دو جلد اخیر که کتاب را به 4 قسمت تقسیم کرده در 2567 صفحه به قطع وزیری است که جلد اول از الف تا ص و جلد دوم از ص تا ی را شامل میشود.
امتیاز مجمعالبحرین بر سایر کتب لغت در این است که این کتاب علاوه بر لغات از غرایب قرآن و حدیث و در پارهای موارد از شرح و تفسیر عقاید بحث میکند. گویی دایرهالمعارف کوچکی است که موضوعات متنوعی از اعتقادات شیعه امامیه را تبیین مینماید. پس از ذکر فرهنگ عمومی به فرهنگهای اختصاصی میپردازیم.
فرهنگنامههای اختصاصی که واژههای موجود در یک کتاب یا یک فن را شامل میشود مانند لسان التنزیل و وجوه قرآن که فقط واژههای موجود در قرآن را مورد بررسی قرار میدهند و قاموس نهجالبلاغه و مفردات نهجالبلاغه به لغات موجود در نهجالبلاغه میپردازد.
صاحب شناخت نهجالبلاغه فرهنگ نامه را چنین معرفی میکند «فرهنگ نامه نهجالبلاغه به کتابهایی میگوییم که تمام مطالب نهجالبلاغه را به گونهای آورده باشند که مراجعهکنندگان به این کتاب به سهولت بتوانند مطلب دلخواه را بیابند و زمینه هرگونه تحقیق و بررسی را فراهم کرده باشند. » (دشتی، 1376) با توضیح فوقالذکر، معاجم، شروح و واژهها را میتوان در فرهنگ نامه جای داد. به همین دلیل نویسنده شناخت مذکور منابع ذیل را جزء فرهنگ نامهها آورده است.
الف) انواع شروحی که بر نهجالبلاغه نوشته شده.
ب) کتب ابزاری که ما را در پیداکردن هر گونه مطلبی کمک میکنند. مانند:
الدلیل نوشته علی انصاریان، الهادی نوشته آیتالله مشکینی، تصنیف نهجالبلاغه نوشته لبیب بیضون، الکاشف نوشته دکتر مصطفوی، المعجم المفهرس لاالفاظ نهجالبلاغه نوشته دشتی ـ محمدی و ترجمه آن، همچنین فرهنگ آفتاب نوشته معادیخواه، دایرهالمعارف علوم نوشته کمرهای و... .بدیهی است میتوان واژهنامههایی مانند قاموس نهجالبلاغه محمدعلی شرقی و مفردات نهجالبلاغه سید علی اکبر قرشی و... را جزء فرهنگ نامهها به شمار آورد.
منابع و مآخذ
1. آلیاسین، شیخ محمد حسن، (1360) نهجالبلاغه از کیست؟، ترجمه محمود عابدی، تهران، بنیاد نهجالبلاغه.
2. ابن ابیالحدید، (1385 ق) شرح نهجالبلاغه، چاپ دوم، بیروت، دارالاحیاء الکتب العربیه.
3. امامی، آشتیانی، (بیتا) ترجمه و شرح فشردهای بر نهجالبلاغه، قم، هدف.
4. بحرانی، علی بن میثم، (1404 ق) شرح نهجالبلاغه، الطبعه الثانیه، خدمات چاپی.
5. بیهقی، احمد بن علی، (1375) تاج المصادر، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
6. تفضلی، آذر و مهین فضائلی، (1372) فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چ اول.
7. جعفری، سیدمهدی، (1373) آموزش نهجالبلاغه، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
8. جعفری محمدتقی، (1366) ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
9. جمعی از محققین، (1364) کاوشی در نهجالبلاغه، تهران، انتشارات بنیاد نهجالبلاغه.
10. جمعی از نویسندگان زیر نظر علیاکبر رشاد، (1380) دانشنامه امام علی(ع)، تهران، چ اول.
11. جمعی از نویسندگان، (1360) یادنامه کنگره هزاره نهجالبلاغه، تهران، بنیاد نهجالبلاغه، چ اول.
12. جورداق، جرج، (1344) امام علی(ع) صدای عدالت انسانیت، ترجمه سیدهادی خسروشاهی، تهران، فراهانی.
13. ـــــــــــــــــــ ، (بیتا) شگفتیهای نهجالبلاغه، ترجمه و نگارش فخر الدین حجازی، بعثت.
14. حسینی، محمود (آیتالله طالقانی)، (1356) ترجمه و شرح نهجالبلاغه، تهران، چاپ آرمان.
15. خاتمی، احمد، (1381) فرهنگ نامه موضوعی نهجالبلاغه، تهران، سروش، چ اول.
16. دشتی، محمد، (1379) ترجمه نهجالبلاغه، قم، نیسم حیات، چ دوم.
17. ـــــــــــــــــ ، (1368) شناخت نهجالبلاغه، قم، نشر امام علی(ع)، چ اول.
18. ـــــــــــــــــ ، (1376) فرهنگ واژههای معادل نهجالبلاغه، تهران، موسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین(ع).
19. رضایی، عبدالرحمن، (1380) در آستان آفتاب، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی.
20. شوشتری، شیخ محمدتقی (علامه)، (1378) بهجالصباغه فی شرح نهجالبلاغه، تهران، امیرکبیر.
21. شهرستانی، سیدهیبتالدین، (1359) در پیرامون نهجالبلاغه، ترجمه سیدعباس میرزاده اهری، تهران، بنیاد نهجالبلاغه، چ سوم.
22. شهیدی، سیدجعفر، (1370) ترجمه نهجالبلاغه، تهران، آموزش انقلاب اسلامی، چ دوم.
23. طوسی، بهرام، (1373) راهنمایی پژوهش و اصول علمی مقالهنویسی، مشهد، ترانه، چ اول.
24. عسکری، مرتضی (علامه)، (1373) ویژگیها و دیدگاههای دو مکتب در اسلام، ترجمه عطاء محمد سردارنیا، مرکز چاپ و نشر بنیاد بعثت، چ اول.
25. فیضالاسلام ، سیدعلینقی، (1375 ق) ترجمه شرح صحیفه سجادیه، بیجا.
26. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، (1326) ترجمه و شرح نهجالبلاغه، تهران، چاپ آفتاب.
27. قاضی، قضاعی، (1362) دستور معالم الحکم، ترجمه دکتر فیروز حریرچی، تهران، امیرکبیر.
28. قرشی، سیدعلیاکبر، (1377) مفردات نهجالبلاغه، تهران، نشر قبله، چ اول.
29. مسعودی، علی بن حسین، (1356) مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
30. مصطفوی، سیدجواد، (1372) پرتوی از نهجالبلاغه، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسی.
31. ــــــــــــــــــــــــــ ، (1376) رابطه قرآن و نهجالبلاغه، تهران، بنیاد نهجالبلاغه، چ سوم.
پی نوشت :
1 . از هبهالدین شهرستانی نقل شده که کرنکوی انگلیسی (krenkow) (1953 ـ 1872 م) در پاسخ کسی که درباره اعجاز بلاغی قرآن سئوال کرده بود گفت: «برای قرآن برادر کوچکی است به نام نهجالبلاغه آیا برای کسی امکان دارد مانند نهجالبلاغه که برادر کوچکتر قرآن است بیاورد؟ تا مارا مجال گفتگو در امکان آوردن کلامی بلیغ، نظیر قرآن باشد.» (مبین، پیش شماره 1، ص 63.) همینطور که نهجالبلاغه را «اخالقرآن» گفتهاند، صحیفه سجادیه، زبور آلمحمد| یا انجیل اهلبیت و اختالقرآن (خواهر قرآن نامیدهاند). بنگرید به: فیض الاسلام، 1375 ق، ص 3.
2 . از قاضی قضاعی (م 454 ق) کتابی به نام دستور معالم الحکم و مأثور مکارم الشیم به چاپ رسیده که محتوای آن دارای نکاتی ارزنده است که خیلی از موارد آن در نهجالبلاغه و غررالحکم یافت نمیشود.
3 . لازم به ذکر است شریف رضی از میان 239 یا 241 خطبه فقط 4 خطبه را نامگذاری کرده که عبارتند از: یک. خطبه 3 موسوم به شقشقیه، دو. خطبه 84 موسوم به الغراء، سه. خطبه 91 موسوم به الاشباح، چهار. خطبه 192 موسوم به قاصعه. (بنگرید به: جمعی از نویسندگان، 1380، ج 12، ص 19)
4 . صاحب کتاب، مطلع النیرین را مطلع النهرین که اشتباه نوشته است.مجله
1. فصلنامه علمی ـ پژوهشی صحیفه مبین، پیش شماره اول، معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی.
ابوالحسن مؤیدی/ مربی گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد لارستان.
منبع: فصلنامه پژوهشی در تفسیر قرآن و نهجالبلاغه شماره1
ادامه دارد...................
01:30 - 10 تیر 1392