نقش غلات در تخریب چهره شیعه

غلات در جریان جعل احادیث و طرح اندیشه تحریف قرآن نقش مهمی داشتند و در برخی علوم اسلامی مانند رجال نیز تأثیرات سوئی نهادند. ازاین‌رو، ائمه (ع) با تکفیر غلات و انکار عقاید آنان، شیعیان را به پرهیز از ارتباط با آنها سفارش می‌کردند.
چکیده از فرقه‌هایی که در کتب ملل و نحل اغلب به شیعه منتسب شده، غلات‌اند که دارای عقاید غلوآمیز نسبت به ائمه (ع) بوده و به همین‌رو مورد تکفیر و بیزاری آن بزرگواران قرار گرفته‌اند. غلات در حوزه‌های مختلف تاریخ شیعه تأثیر نهاده و عقاید شیعه را تحریف کرده و سبب انزوای مکتب تشیّع و جلوگیری از گسترش آن شده‌اند. در این پژوهش مواردی چون تأثیر غلات در تخریب وجاهت ائمه (ع) و اصحاب ایشان و اثرگذاری‌شان در اندیشه تحریف قرآن و جعل احادیث و نیز تأثیر در برخی علوم اسلامی مورد بررسی قرار می‌گیرد. واژگان کلیدی: غلات، غلو، جعل حدیث، تحریف قرآن، اباحی‌گری.طرح مسئله شیعه همواره در طول تاریخ مورد تهاجم فرهنگی دشمنان خود قرار گرفته است. آنان با انتساب عقاید انحرافی و خرافی به شیعه درصدد خدشه‌دار نمودن چهرة تشیّع بوده‌ و با دستاویز قراردادن برخی از عقاید فرقه‌های انحرافی ازجمله غلات، از شیعه و عقاید آن بیزاری جسته‌اند. ائمه (ع) همواره با این عقاید و توطئه‌های دشمنان مبارزه نموده و مکتب خویش را از آنان جدا ساخته‌اند. از سویی ائمه (ع)، اصحاب و دانشمندان شیعه در عصر حضور ائمه (ع) نیز در رد غلات، آثاری نگاشته‌اند (اغلب با عناوینی همچون الرد علی الغلاة) که اکنون به صورت مستقل اثری از آنها یافت نمی‌شود.
فرقه‌های غلات و عقاید آنان در کتب فرقه‌شناسی و کتب رجالی آمده است؛ مانند فرق الشیعه نوبختی و المقالات و الفرق سعد بن عبدالله اشعری. از کتب اهل‌سنت نیز می‌توان به الفرق بین الفرق بغدادی و الملل و النحل شهرستانی اشاره نمود. رجال کشی نیز نمونه کتب رجالی است که به این مسئله پرداخته است. در اغلب این آثار تنها درباره غلات و فرقه‌ها و عقاید آنان سخن رفته است که بسیاری از موارد آن نیز درست نیست. اخیراً نیز کتب و مقالاتی در زمینه غلات به چاپ رسیده که هریک از دیدگاه خاصی بدان نگریسته‌اند. از آن جمله، مقاله «غلات و اندیشه تحریف قرآن» نگارش محمد حسن احمدی و مقاله «غلو» اثر نعمت‌الله صفری است که در مقاله اخیر، نگارنده به تقسیم‌بندی و مقیاس‌های تشخیص غلو و بررسی زمینه‌های آن درباره امام علی (ع) پرداخته است.1 در پژوهش حاضر، به غلات و نقش اموی‌ها و عباسی‌ها در پیدایش آن و همچنین به نقش آنان در تخریب چهره تشیع و تحریف عقاید شیعه در حوزه‌های مختلف پرداخته شده و از سویی موضع‌گیری ائمه (ع) در برابر آنها نیز بررسی شده است. این در حالی است که در مقالات دیگر معمولاً از جنبه خاصی بدان توجه شده و به تفصیل نیز بدان نپرداخته‌اند.
ازسوی دیگر، چون معاندان شیعه (مانند وهابی‌ها) عقاید انحرافی غلات را دستاویز خود قرار داده و به شیعه نسبت می‌دهند، لزوم نگارش پژوهش‌ها و مقالات بیشتری در این زمینه ضرورت می‌یابد.در این پژوهش نقش غلات در عصر حضور ائمه (ع) و دوران غیبت صغری ـ که غالیان ظهور بیشتری داشتند ـ بررسی می‌گردد، بی‌آنکه به فرقه‌های غالی ـ که در دوران‌های بعد پدید آمدند ـ پرداخته ‌شود. معنای غلو غلو به‌معنای افراط، ارتفاع، بالا رفتن و تجاوز از حد و مرز و حدود است؛ چنان‌که به چیزی که قیمت آن از حد معمول نیز بالاتر رود، «غال» یعنی «گران» می‌گویند.2در علم ملل و نحل (فرقه‌شناسی) تعریف دقیقی از این واژه به‌دست نداده و تنها به ذکر مصادیق پرداخته‌اند. اما در هر حال آن را این‌گونه تعریف کرده‌اند: فرقه‌هایی از شیعه که به خداییِ ائمه خود یا حلول روح خدایی در آنان اعتقاد دارند.3 شهرستانی می‌گوید: غلات یکی از ائمه را به خدا تشبیه کرده و گاه خدا را به خلق تشبیه کرده و مانند یهود و نصارا و قائلین به تناسخ به تجسیم خداوند قائل شده‌اند. عقاید غلات چهار چیز است: تشبیه، بداء، رجعت و تناسخ، و هرکدام در هر شهری که هستند، لقبی دارند.4اگر واژه غلات بدون قرینه به‌کار رود، منظور فرقه‌های منتسب به شیعه است، اما در طول تاریخ اسلام گروه‌هایی بوده‌اند که عقاید غلوآمیز داشته و شیعه نبوده‌اند؛ مانند آنان‌که به خدایی برخی از خلفای عباسی (مانند منصور) معتقد بوده‌اند که بدانها «غلات عباسیه» می‌گویند.5 پیدایش جریان غلو
کشی در رجال خود روایاتی از امام چهارم تا امام ششم نقل کرده که عبدالله بن سبأ بنیانگر غلات است. او می‌گوید: برخی از اهل تاریخ گفته‌اند که عبدالله بن سبأ شخصی یهودی بود که به اسلام گرایید و از دوستداران علی بن ابیطالب (ع) گردید، اما همان‌گونه که او در دوران یهودیت خود درباره یوشع بن نون عقیده‌ای غلوآمیز داشت، پس از اعتقاد به اسلام نیز درمورد علی (ع) دچار غلو و افراط گشت.6 اما برخی دانشمندان بر این باورند که فرقه‌های نامقبولی را که به شیعه نسبت داده‌اند، هیچ‌یک واقعی نیست؛ به‌ویژه فرقه «سبائیه» که منتسب به عبدالله بن سباست و او نیز وجود خارجی نداشته و روایات درمورد وی از رجال کشی به کتب رجالی دیگر راه یافته است. بنابراین روایات کشی از نظر متن و سند خدشه‌دار است. 7عبدالله بن سبأ اسطوره‌ای تاریخی است که برخی از داستان‌سرایان مانند سیف بن عمر آن را ساخته‌اند و طبری بدون تحقیق آن را نقل کرده و دیگران نیز از او برگرفته‌اند.8 بنابراین در زمان امام علی (ع) فرقه «سبائیه» وجود نداشته و به همین‌رو پیدایش غالی‌گری را نمی‌توان به عبدالله بن سبأ نسبت داد، هرچند در زمان امام علی (ع) غلو وجود داشته است؛ چنان‌که آن حضرت می‌فرماید: «هلک فی رجلان: محب غال و مبغض قال؛9 دو تن درباره من به هلاکت رسیدند: دوست افراط‌کننده و دشمنی که بیهوده سخن گوید.» در واقع برخی از مردم با دیدن کراماتی از ائمه (ع)، به ایشان صفاتی فرابشری را نسبت داده‌اند که در برخی روایات بدان اشاره شده است.10
با بررسی کتب ملل و نحل می‌توان دریافت که غلات به صورت فرقه‌هایی منسجم پس از شهادت امام حسین (ع) و قیام مختار برای خون‌خواهی آن حضرت شکل گرفتند.11 مختار ازسوی دشمنانش که امویان و زبیریان و اشراف کوفه بودند، مورد تهاجم تبلیغاتی وسیعی قرار گرفت. آنان با تبلیغات سوء، او را کذاب، ساحر و مدعی نبوت خواندند و با عقاید غلوآمیز معرفی‌اش کردند. آنان فرقه‌هایی مانند کیسانیه و مختاریه را بدو نسبت دادند تا قیام آنان را سرکوب و حکومت خود را توجیه کنند. روحانیون دربار اموی و جاعلان حدیث نیز بر این تهمت‌ها صحه نهاده و این مطالب را در کتاب‌های رجالی اهل‌سنت آورده‌اند.12 برخی منشأ ساختن فرقه‌های غلات را عباسیان دانسته، اساس تشکیل حکومت عباسیان را نیز از کیسانیه می‌دانند؛13 زیرا کیسانیه امامت را پس از محمد حنفیه در فرزند او ابوهاشم دانستند و درمورد آن‌دو غلو کردند و آنها را امام قرار دادند. نیز مدعی شدند ابوهاشم در منزل محمد بن علی بن عبدالله بن عباس او را وصی خود قرار داده و به همین دلیل محمد بن علی، امام است. این غلات و گزافه‌گویان، «راوندیه» نام دارند.14 سپس از این فرقه، فرقه‌های غلات دیگری پدید آمد.15 بنابراین منشأ ساختن فرقه‌های غالی، عباسیان بودند نه شیعیان.
شهرستانی غالیان را به ده گروه تقسیم کرده و عقاید آنان را بازگفته است.16 وی آرای فاسدی مانند تشبیه درمورد خداوند را به اصحاب ائمه (ع) نسبت داده است. بی‌گمان نسبت دادن عقاید خرافی و غلوآمیز به ایشان برای ترور شخصیت آنان است.17بسیاری از کتب ملل و نحل، فرقه‌هایی از غلات را به اصحاب ائمه (ع) نسبت داده‌اند. در این آثار فرقه‌های غلات و فِرق دیگری برای شیعه برشمرده‌اند که در شمارش آنها نیز اتفاق‌نظر وجود ندارد. این کتب برای انتساب این فرقه‌ها به شیعه هیچ سند معتبری نیز به‌دست نداده‌اند.18 بسیاری از این فرقه‌ها یا اصولاً وجود نداشته و یا از بین رفته‌اند. حال ممکن است پرسیده شود مأخذ اطلاعات کتب ملل و نحل کدام است19 و چرا در این کتب بیشترین فرقه‌های اسلامی ازجمله غلات را به شیعه نسبت داده‌اند؟ حقیقت این است که برخی از این غلات واقعیت تاریخی داشته‌اند، اما آنها با کارهای اشتباه خود، نه‌تنها شیعه ائمه (ع) نبوده‌اند، بلکه در حقیقت دشمنانی بوده‌اند که در چهرة شیعه خود را جا زدند تا عقاید و معارف اهل‌بیت را هدف قرار دهند و وجاهت اهل‌بیت را تخریب نمایند. البته اینان موفقیت‌هایی نیز یافتند، اما عملکرد ائمه (ع) نیز بسیاری از توطئه‌های ایشان را خنثی کرد.
برخی از این غلات مانند ابوالخطاب، مغیره و بیان بن سمعان، برای رسیدن به مطامع دنیوی با نسبت دادن الوهیت و نبوت به ائمه (ع) خود را به‌عنوان امام و یا وصی از طرف ایشان معرفی می‌کردند20 تا از محبت مردم بدانها درجهت اهداف خود استفاده کنند. آنان می‌پنداشتند که هرچه ادعایشان بزرگ‌تر باشد، پیروان بیشتری نیز خواهند یافت.21 برخی غلات با تبلیغ اباحه‌گری، خود را از هر قید و بند رهانیدند و خود را به‌عنوان وصی ائمه معرفی ‌کردند تا اعمال خود را توجیه نمایند. بدین‌ترتیب، فرقه‌های غلات با غرض‌ورزی‌های مختلف پدید آمده است و از همین‌رو نباید سرچشمه غلو را عقاید شیعه بدانیم، بلکه این غلات بودند که با تحریف برخی عقاید شیعه و جعل احادیث و دروغ بستن به ائمه (ع) برآن بودند تا چهره شیعه را تخریب کنند. در این پژوهش، به برخی از عملکردهای غلات و آثار آن پرداخته می‌شود. تخریب شخصیت ائمه (ع) غلات با دروغ بستن به اهل‌بیت (ع) و منتسب کردن خود و عقاید انحرافی‌شان به آنها، سبب ایجاد کینه و دشمنی مردم نسبت به آنان شدند و بدین‌سان انزوای مکتب تشیع را رقم زدند. این مسئله موجب سوءاستفاده برخی مخالفان شیعه شد و از سویی حربه‌ای گردید برای تبلیغات سوء علیه شیعه و جلوگیری از نشر مبانی تشیع؛ چنان‌که ابوحنیفه از بیان حدیث غدیر امتناع می‌ورزید و می‌گفت: «به اصحابم گفته‌ام که جریان غدیر خم را نقل نکنند.»
هیثم بن حبیب صیرفی دراین‌باره از او می‌پرسد که آیا حدیث غدیر خم برایت روایت نشده است؟ ابوحنیفه پاسخ می‌دهد: این حدیث برایم روایت شده و نزد من ثابت است؛ اما از آنجاکه عده‌ای از مردم اهل غلو شده‌اند، دستور داده‌ام که این حدیث را نقل نکنند. 22برخی نیز برآن‌اندکه همین مسئله سبب شده است بخاری در کتاب صحیح خود، از ابوهریره ـ که به حدیث‌سازی مشهور است ـ روایت نقل کند، اما از امامان شیعه (ع) هیچ روایتی را نیاورد.23 برخی عالمان اهل‌سنت بین غلات و ائمه شیعه تفاوتی ننهادند؛ چنان‌که یکی از نویسندگان معاصر اهل‌سنت به نام عبدالسلام رستم نیز در کتاب خود، آل‌البیت را از غلات به‌شمار می‌آورد24. عملکرد غلات سبب گردید تبلیغات منفی علیه ائمه (ع) صورت گیرد و وجهه آنان تخریب گردد. یحیی بن عبدالحمید الحمانی در اثبات امامت امیرالمؤمنین (ع) می‌نویسد:روزی به «شریک» گفتم: چگونه است که بعضی از مردم می‌گویند: «احادیث جعفر بن محمد[ (ع)] ضعیف است؟ شریک در پاسخ گفت: «جعفر بن محمد، انسانی صالح، مسلمان و پرهیزگار بود، اما عده‌ای از مردم جاهل دور او را گرفته و نزد او رفت‌وآمد می‌کردند و احادیث ساختگی را که حاوی مطالب منکر و باطل بود، به‌دروغ از قول او نقل می‌کردند تا بدین‌وسیله از مردم ارتزاق کنند و درهم‌های آنان را بگیرند؛ لذا هر منکری را به او نسبت داده‌اند.
من برخی از این احادیث را از مردم عوام شنیده‌ام که برخی از ایشان به‌واسطه آن به هلاکت افتاده و برخی دیگر این احادیث را رد کرده‌اند. برخی از اینها مانند مفضل بن عمر و بیان و عمرو نبطی و غیر اینها می‌گفتند که «جعفر در حدیثی که از طریق پدرش از جدش نقل کرده، به ایشان گفته است: معرفت و شناختن امام از نماز و روزه کفایت می‌کند و نیز گفته است که «علی در ابرهاست و با باد پرواز می‌کند و بعد از مرگ نیز سخن می‌گوید و هنگامی‌که در محل غسل، او را غسل می‌دادند، حرکت می‌کرده است»، یا از او روایت می‌کردند که امام، خداوندِ آسمان و زمین است. پس بدین‌ترتیب آن جاهلان گمراه برای خدا شریک قرار دادند. آنگاه شریک می‌گوید: «به خدا سوگند که جعفر هیچ‌یک از این سخنان را نگفته است! جعفر[ (ع)] پرهیزگارتر و باورع‌تر از آن بود که چنین سخنانی بگوید و مردم سخنان او را بشنوند [و] آنگاه او را در حدیث ضعیف شمرند. اگر من جعفر[ (ع)] را می‌دیدم، به‌یقین می‌دانستم که او در میان مردم یگانه و بی‌نظیر است.25
غلات افزون بر عقایدی مانند الوهیت امام، تشبیه، رجعت و تناسخ، بر علم غیب مطلق درمورد امامان و توانایی ایشان در تقسیم روزی‌ها و تعیین اجل بندگان تأکید می‌کردند تا با نفی جنبه بشری ائمه، این شبهه را در اذهان پدید آورند که با وجود این توانایی‌ها در ائمه (ع) چرا آنها مانع رسیدن ضرر به خود نمی‌شوند و مصائبی را متحمل می‌شوند. درحقیقت هدفشان این بود که بدین‌سان در امامت ایشان تردید افکنند. از این سو، ائمه (ع) نیز عقاید آنها را انکار می‌نمودند و بر جنبه بشری خود، نفی علم مطلق درمورد خویش، عدم قدرت بر دفع ضرر و جلب نفع برای خود (به غیر از رحمت الهی) تأکید می‌ورزیدند. 26 ابوبصیر می‌گوید:به ابوعبدالله امام صادق (ع) گفتم: غلات مطالبی درباره شما می‌گویند: فرمود: چه می‌گویند؟ گفتم: آنها می‌گویند شما تعداد قطرات باران، عدد ستارگان و برگ درختان و وزن موجودات در دریا و تعداد سنگ‌ها را می‌دانید. امام (ع) دست‌ها را به آسمان برد و فرمود: «سبحان‌الله! سبحان‌الله! نه به خدا جز خدا کسی به این امور آگاه نیست!»27 غلات تکالیف شرعی مانند نماز و روزه و حج را به صورت سمبلیک تفسیر نموده، برای آنها واقعیتی قائل نبودند و می‌گفتند معرفت یا محبت امام (ع) از انجام تکالیف کفایت می‌کند.28 بدین‌ترتیب، آنان اباحه‌گری را در پیش گرفتند و بسیاری از مفاسد را انجام می‌دادند.29 آنها از راه ترویج اباحی‌گری طرفداران بیشتری از مردم بی‌بندوبار را جذب نمودند، درحالی‌که بی‌دینی خود را نیز توجیه می‌کردند.30 اقدامات ائمه (ع) در مبارزه با غلات
ائمه (ع) برای مبارزه با غلات، شیعیان را به دوری از آنها به تقوا و ورع توصیه می‌فرمودند؛ چنان‌که مفضل بن عمر می‌گوید:از امام صادق (ع) شنیدم که می‌گفت: از افراد پست دوری گزین؛ زیرا شیعه جعفر کسی است که دارای عفت باشد و تلاش و عملش را برای خالقش افزون کند و به ثواب او امید و از عقاب او ترس داشته باشد.31 در احادیث فراوانی ائمه (ع) برای شیعه انجام واجبات و دوری از محرّمات را ذکر کرده‌ و از آنان خواسته‌اند آن‌گونه عمل کنند که باعث زینت و سرافرازی ائمه خود باشند. 32 امام صادق (ع) در لحظات آخر عمر خود مهم‌ترین سفارشی که به اطرافیان خود کرد، این بود: «کسی که نماز را سبک بشمارد، به شفاعت ما اهل‌بیت نخواهد رسید».33 بدین ترتیب این احادیث توطئه دشمنان شیعه را خنثی کرد، گرچه در زمان حاضر نیز هنوز مخالفان شیعه (مانند وهابی‌ها) مسئله شفاعت در شیعه را جوازی برای انجام گناهان دانسته‌اند، اما با بررسی روایات ائمه (ع) درمی‌یابیم که آنان با سفارش اکید بر تقوا و ورع و انجام طاعت خداوند، بدین شبهات پاسخ داده‌اند. ائمه (ع) ازسوی دیگر به معرفی شخصیت غلات نیز پرداخته و شیعیان را به پرهیز از معاشرت با آنها سفارش نموده‌اند. امام صادق (ع) در حدیثی به مفضل می‌فرماید:ای مفضل! با غلات نشست و برخاست مکنید؛ با آنان غذا مخورید؛ با آنان دست دوستی مدهید و از آنان حدیثی نگرفته و حدیثی هم ندهید.34
همچنین ائمه (ع) غلات را آشکارا نفرین کرده و برائت و بیزاری خود را از آنان اظهار نموده‌اند؛ چنان‌که امام صادق (ع) می‌فرماید:خدا، ابوالخطاب را لعنت کند و لعنت کند کسی را که با او کشته شد و لعنت کند کسی را که از آنان باقی ماند و لعنت کند کسی را که در قلبش محبّتی به آنان داشته باشد! 35 این واکنش ائمه (ع) در برابر غلات، پس از ناامیدی از هدایت آنها و برای پرهیز دادن شیعیان از هرگونه ارتباط و دوستی با آنان است. تخریب شخصیت اصحاب ائمه (ع) در بسیاری از کتب ملل و نحل فرقه‌هایی از غلات را به اصحاب بزرگ و مورد وثوق اهل‌بیت (ع) نسبت داده‌اند. این فرقه‌های ساختگی به بزرگانی چون زراره، هشام بن حکم و یونس بن عبدالرحمن و متکلمانی از اصحاب ائمه (ع) نسبت داده شده است. اینان کسانی بودند که با اصحاب فرقه‌های دیگر به مناظره می‌پرداختند و از عقاید و معارف شیعه در برابر شبهات پاسداری می‌کردند. ازاین‌رو، نسبت دادن عقاید فرقه‌های انحرافی به ایشان دروغی بزرگ است تا هم شخصیت آنها ـ به‌عنوان پاسداران ولایت ـ و هم چهره اهل‌بیت (ع) را مخدوش نمایند. یکی از این افراد، زراره بن اَعْین تمیمی است که فرقه‌هایی انحرافی با نام‌های زراریه و تمیمیه را به او نسبت داده‌اند؛ حال آنکه رجال‌شناسان شیعه او را موثق می‌شمارند. کشّی دربارة او می‌گوید:فقیه‌ترین اصحاب امام باقر و امام صادق (ع) شش نفر هستند که در آن میان، زراره از همه آنها فقیه‌تر است. 36امام صادق (ع) درباره او فرمود: «اگر زراره نبود، احتمال داشت احادیث پدرم از بین برود». 37
امام (ع) در روایتی دیگر در تفسیر «وَالسَّابقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ»، 38 ابوبصیر، محمد بن مسلم و زراره را از مصادیق این آیه شمرده است.39دیگری هشام بن حکم از اصحاب امام صادق و امام کاظم (ع) است. او متکلمی بسیار توانا بود که کسی در علم کلام، یارای مناظره با او را نداشت. بسیاری از بحث‌های او حول محور امامت بود که با متقن‌ترین براهین، امامت را اثبات کرد و در این راه بزرگ‌ترین متکلمان غیرشیعه را شکست داد. 40 برای مثال، وی در مناظره با متکلم بزرگ اهل‌سنت، عَمرو بن عُبید لزوم نظارت و رهبری امام را همچون نظارت قلب انسان بر سایر اعضا ثابت کرد و بدین‌سان بسیار مورد تشویق امام صادق (ع) قرار گرفت. 41 هشام بن حکم در تبیین دیدگاه امامت تا آنجا پیش رفت که هارون‌الرشید بر او غضب کرد. به همین دلیل او دائماً فراری بود. حتی برخی یکی از دلایل زندانی شدن امام کاظم (ع) را دیدگاه‌های هشام بن حکم می‌دانند.42امام رضا (ع) درباره او فرمود:خداوند هشام را رحمت کند که مرد خیرخواه و ناصحی بود، اما از طرف یاران خود به‌جهت حسدی که بر او داشتند، آزار فراوان دید.43 یکی دیگر از اصحاب امام صادق (ع) مفضّل بن عُمَر جُعفی کوفی است که فرقه مفضّلیه را بدو نسبت داده‌اند. برخی از عقاید انحرافی نیز منسوب به اوست و به همین‌رو رجال‌شناسان شیعه درمورد او اختلاف‌نظر دارند. آیت‌الله خویی می‌گوید:ممکن است بعضی از این روایات همانند روایات وارده در بدگویی از زراره باشد که برای حفظ جان آنها بوده است.
با توجه به اینکه همه روایات در ذمّ او از امام صادق (ع) نقل شده؛ درحالی‌که روایات مدح از امام کاظم و امام رضا (ع) وارد شده است، و در مدح او همین بس که امام صادق (ع) او را برای نگارش کتاب توحید معروف به توحید مفضّل برگزیده است.44بنابراین یکی از راهکارهای دشمنان شیعه برای جلوگیری از گسترش تشیع، تهمت‌های ناروا به اصحاب ائمه (ع) و دادنِ نسبت‌های دروغ به ایشان است تا چهرة آنها و ائمه (ع) را مخدوش نمایند. تأثیر غلات در خدشه‌دار کردن قیام‌های شیعی در برخی از قیام‌های شیعی غلات حضور نداشتند، اما دشمنان شیعه عقاید انحرافی، خرافی و غلوآمیز را به رهبران قیام نسبت می‌دادند و به نام آنها فرقه‌سازی می‌کردند تا حکومت خود و مقابله با شیعیان را توجیه کنند. نمونة بارز این مسئله ـ چنان‌که پیش‌تر گفته آمد ـ قیام مختار ثقفی است که دشمنان او برخی از فرقه‌های ساختگی غلات مانند مختاریه و کیسانیه را مرتبط با مختار دانسته و او را منشأ دیگر فرق شیعه نیز شمرده‌اند.45
در برخی موارد، غلات خود را به رهبران قیام‌ها منتسب و چهره آنان را تخریب می‌کردند؛ مانند انتساب غلات به ابوهاشم عبدالله بن محمّد بن حنفیه. گاه نیز در برخی قیام‌ها ورود می‌یافتند و با انجام کارهای ناشایست سبب بدنامی نهضت و قیام می‌شدند. برخی از غلات نیز طرف‌داری از انقلابیون را مدعی می‌شدند و مخالفان خود را ترور می‌کردند. 46بدین‌ترتیب از یک سو غلات سبب تخریب چهره قیام‌های شیعی می‌شدند و از دیگر سو حاکمان جور که مخالف شیعه بودند، هر قیامی را با انتساب عقاید غلوآمیز می‌کوفتند و از گسترش عقاید شیعه جلوگیری و بدین‌سان حکومت خود را توجیه می‌کردند. غلات و جعل حدیث یکی از نقش‌های غلات و آثار مخرّب آنان در تاریخ شیعه، جریان جعل حدیث است. در کتب رجالی شیعه نام بسیاری از غلات به‌عنوان وضّاع (بسیار حدیث‌سازنده) و کذّاب (دروغگو) آمده است. آنها احادیثی را جعل می‌کردند و به ائمه (ع) نسبت می‌دادند و خود در سلسله سند حدیث قرار می‌گرفتند.گاه شیوه حدیث‌سازی ایشان به شیوة دسّ بود. «دسّ» در لغت به‌معنای داخل کردن چیزی در درون چیز دیگر به صورت مخفیانه است. به همین دلیل به مکرها و توطئه‌های مخفیانه «دسیسه» گفته می‌شود. 47 حدیث‌سازی به شیوة «دسّ» این‌گونه بود که برخی غلات که غلوّشان آشکار نبود، به دستور رهبران خود ـ مانند مغیرة بن سعید و ابوالخطاب ـ کتب روایی اصحاب ائمه (ع) را به‌بهانه نسخه‌برداری می‌گرفتند و به رهبران خود می‌دادند و آنان نیز روایاتی را از نزد خود با سلسله اسنادی شبیه اسناد کتب اصلی، در کتب استنساخ‌شده اضافه می‌کردند.
سپس آنان کتب اصلی را به صاحبان آنها داده، کتب استنساخی را که حاوی احادیث جعلی بود، بین شیعیان نشر می‌دادند و شیعیان نیز می‌پنداشتند احادیث همه از ائمه (ع) است. در این مورد روایاتی از ائمه (ع) رسیده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم. هشام بن حکم از قول امام صادق (ع) چنین نقل می‌کند: مغیرة بن سعید به‌عمد بر پدرم [= امام باقر (ع)] دروغ می‌بست. یاران او که در میان یاران پدرم مخفی بودند، کتاب‌های اصحاب پدرم را می‌گرفتند و به مغیره می‌دادند و او در آن کتب به‌صورت مخفیانه کفر و زندقه را درج می‌نمود و آنها را به پدرم نسبت می‌داد. سپس آن کتب را به اصحابش می‌داد تا در بین شیعیان پخش و منتشر کنند. پس آنچه از غلو در کتاب‌های پدرم می‌یابید، مطالبی است که مغیره در کتب پدرم به صورت مخفیانه جای داده است.48
یونس بن عبدالرحمن که از اصحاب امام رضا (ع) است، درمورد علت رد برخی از احادیث مورد پرسش قرار می‌گیرد و می‌گوید:من مسافرتی به عراق داشتم که در آنجا تعدادی از یاران امام باقر و تعداد بیشتری از اصحاب امام صادق (ع) را ملاقات کردم و احادیثی از آنها شنیدم و کتب آنها را گرفتم. سپس آن احادیث و کتب را نزد ابوالحسن الرضا (ع) آوردم و بر آن حضرت عرضه کردم. اما امام رضا (ع) بسیاری از آن احادیث را رد کرد و فرمود: «این احادیث از امام صادق (ع) صادر نشده است.» سپس فرمود: «همانا ابوالخطّاب بر ابوعبدالله [= امام صادق (ع)] دروغ می‌بست. خدا ابوالخطاب و یاران او را لعنت کند که تا امروز این احادیث را در کتب یاران ابوعبدالله به صورت مخفیانه جای می‌دهند. ...49 غلات برای احادیث سند معتبر می‌ساختند و بدین‌سان تشخیص درستی و نادرستی آن را دشوار می‌نمودند؛ چنان‌که یونس بن عبدالرحمن نیز با راهنمایی امام رضا (ع) به جعلی بودن این احادیث پی‌برد. برخی از اصحاب نیز از جریان جعل حدیث نزد ائمه (ع) شکایت می‌نمودند. از آن جمله، شکایتی است که ابوهریره عجلی در قالب شعر خطاب به امام باقر (ع) مطرح می‌کند: «کسانی پیش ما می‌آیند و احادیثی را به شما نسبت می‌دهند که سینة ما از آن تنگ می‌شود؛ احادیثی که مغیره آنها را از شما روایت می‌کند، درحالی‌که بدترین چیزها احادیث دروغ و ساختگی است». 50
برخی از اصحاب امام عسکری نیز نزد ایشان از جاعلان حدیث شکایت کرده‌اند که آنها احادیثی را به شما و پدرانتان نسبت می‌دهند که قلوب از مطالب آن به درد می‌آید و برای ما رد آنها جایز نیست؛ زیرا از پدرانتان نقل می‌کنند و از سویی به‌دلیل محتوای آن نیز نمی‌توانیم آنها را بپذیریم. امام (ع) برای آنان نوشت که اینها با دین ما ارتباط ندارد؛ از آنها دوری گزینید. 51 امام رضا (ع) نیز در حدیثی ابوخطّاب را لعنت کرده، او را جاعل احادیث در کتب اصحاب امام صادق (ع) معرفی نمود و سپس فرمود:... پس آنچه را که از قول ما نقل می‌شود و مخالف قرآن است، نپذیرید؛ زیرا ما هرگاه سخن بگوییم، موافق قرآن و سنت می‌گوییم. سخنان ما یا از خداوند و یا از پیامبر اوست و ما هیچ‌گاه در احادیث خود نمی‌گوییم فلانی چنین گفت تا سبب تناقض در سخنان ما شود. کلام آخرین نفر از ما ائمه، همانند کلام اولین فرد ماست و کلام اولین فرد ما تصدیق‌کننده کلام آخرین نفر ماست. اگر کسی برای شما حدیثی خلاف آنچه گفتیم آورد، آن را رد کنید و بگویید: تو خود نسبت به آنچه آورده‌ای داناتر هستی. این را بدانید که هر گفتاری از ما دارای حقیقتی است و همه گفتارهای ما نوری دارند. پس آنچه حقیقت و نور ندارد، گفتار شیطان است.52
با توجه به ملاک‌های تعیین‌شده ازسوی اهل‌بیت (ع) برای تشخیص درستی و نادرستی احادیث، شیعیان برای شناسایی غلات و جاعلان حدیث به نگارش کتب رجالی پرداختند تا راویان راستگو و مورد وثوق از راویان دروغگو و واضع حدیث متمایز گردند.اما درمورد محتوای احادیث که مخفیانه مورد تعرض جاعلان قرار گرفته بود و سند آنها ظاهراً معتبر بود، شیعیان با توجه به همان ملاک‌ها به نقد و بررسی احادیث پرداختند. درنتیجه بسیاری از احادیث جعل‌شده مورد پالایش قرار گرفت. با این وصف، هنوز احادیث جعلی از همه کتب حدیثی شیعه زدوده نشده و برخی از احادیث مخالف صریح قرآن است؛ مانند روایتی که در کافی از تحریف قرآن سخن می‌گوید: قرآن در ابتدا هفده هزار آیه بود.53 این احادیث، دستاویز دشمنان و مخالفان شیعه قرار گرفت؛ چنان‌که وهابیت با استناد به همین احادیث جعلی در کتب شیعه، تهمت تحریف قرآن را به شیعه نسبت می‌دهند و بدین‌گونه درصدد دور ساختن مردم از مکتب تشیّع‌اند. راهکارهای اهل‌بیت (ع) برای مقابله با حدیث‌سازی غلات در برابر توطئه حدیث‌سازی غلات، ائمه (ع) معیارهایی را برای شیعیان تعیین نمودند تا براساس آن به پالایش این احادیث بپردازند. برخی از این معیارها عبارت است از: 1. موافقت با قرآن و مخالف نبودن با آن؛ 2. موافقت با سنت پیامبراکرم (ص)و مخالف نبودن با آن؛ 3. از احادیث ثابت‌شده ائمه، شاهد و تأیید داشتن.
در اینجا به نمونه‌ای از این احادیث اشاره می‌کنیم که ملاک تشخیص احادیث صحیح و جعلی را بیان می‌کند. امام صادق (ع) فرمود:هیچ حدیثی را از قول ما قبول نکنید، مگر آنکه موافق قرآن و سنت باشد، یا با آن حدیث، شاهدی از احادیث سابق ما بیابید. همانا مغیرة بن سعید ـ که لعنت خدا بر او باد ـ احادیثی را در کتب اصحاب پدرم جعل کرد که پدرم آن را نگفته بود. پس، از خدا پروا کنید و از قول ما حدیثی را که مخالف با سخن پروردگارمان و سنت پیامبرمان (ص)می‌باشد، نپذیرید؛ زیرا ما هر حدیثی بگوییم، می‌گوییم خداوند عزّوجل چنین فرمود و رسول‌خدا (ص)چنین فرمود.54 غلات و روایات تحریف قرآن ازجمله عقاید غلات اعتقاد به تحریف قرآن است. روایاتی که بر نقصان در کلمات قرآن و تحریف آن دلالت دارد، راویانش از افراد ضعیف و غلوکننده‌اند. علامه عسکری می‌گوید:با بررسی این روایات به این نتیجه رسیدیم که در سند این روایات، غلات دروغگو و افراد ضعیف الحدیث و مجهول وجود دارد. 55آیاتی نیز گواه بر مصونیت قرآن از تحریف است؛ همچون آیه «إ‌ِنَّا نَحْنُ نَزَّ لْنَا الذِّکْرَ وَإ‌ِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ؛56 همانا ما خود قرآن را فروفرستادیم و خود آن را حفظ می‌کنیم.» احادیث رسیده از اهل‌بیت مانند حدیث ثقلین نیز بر ناممکن بودن تحریف قرآن‌کریم دلالت می‌کند. 57
علمای شیعه نیز بر مصونیت قرآن از تحریف اتفاق‌نظر دارند مگر اخباریانی مانند سید نعمت‌الله جزایری (1112 ـ 1050 ق) و محدث نوری (1320 ـ 1254 ق) که با توجه به روایات تحریف، به موضوع تحریف قرآن پرداخته‌اند. محدث نوری این روایات را از کتاب یکی از غلات به نام سیاری نقل کرده است. احمد بن محمد سیاری معروف به ابوعبدالله سیاری معاصر امام حسن عسکری است.58 احمد بن محمد سیاری کتابی به نام «القرائات» دارد که به «التحریف و التنزیل» نیز معروف است و اخیراً برخی از مستشرقان آن را چاپ کرده‌اند. علامه عسکری می‌گوید: «اکثر روایاتی که شیخ نوری نقل کرده، از کتاب قرائات سیاری است. او به ائمه اهل‌بیت (ع) افترا زده و روایات را دسّ و جعل می‌نمود و اسنادی برای آنها می‌ساخت و به اهل‌بیت (ع) نسبت می‌داد. محدثین، روایات او را نقل و وارد کتب احادیث مکتب اهل‌بیت (ع) نمودند و محدثینی مثل شیخ نوری در اثبات تحریف قرآن به این روایات استشهاد کرده‌اند.»59 با بررسی اسناد روایات تحریف، نقش غالیان در جعل این روایات آشکار می‌گردد.60 علامه جعفر مرتضی عاملی درباره روایات تحریف می‌گوید:بخش عظیمی از این‌گونه روایات، از غلات، دروغ‌گویان و جاعلان حدیث است و این شگفت نیست؛ زیرا که دروغ‌گویان بر ائمه (ع) آن‌قدر زیاد بودند که خود امام صادق (ع) در این مورد می‌فرمود: در مقابل هریک از ما ائمه، یک دروغگوست که بر ما دروغ می‌بندد. 61
یکی از انگیزه‌های غلات در ادعای تحریف قرآن، غلبه بر مخالفان در مباحث کلامی برای اثبات امامت علی (ع) بوده است. از همین‌رو، آنان در برابر طرح این شبهه ازسوی اهل‌سنت که به چه دلیل نام امام علی (ع) در قرآن نیامده، بحث تحریف قرآن و حذف نام حضرت و اهل‌بیت از قرآن را مطرح و روایاتی را دراین‌باره جعل کردند. حال به نمونه‌ای از روایات جعل‌شده درمورد تحریف قرآن اشاره می‌کنیم. احمد بن محمد ابی‌نصر روایت می‌کند: ابوالحسن موسی بن جعفر (ع) به من مصحفی داد و فرمود: در آن نگاه نکن. اما من آن را باز کردم و سورة «لَمْ یَکن الَّذینَ کفَرُوا» را در آن خواندم [و] در لابه‌لای آن هفتاد تن از افراد قریش را با نام و نشان یافتم. آنگاه امام (ع) پیام فرستاد که مصحف را بازگردانم. 62برخی گفته‌اند در نقد روایت همین بس که اگر قرار باشد امام (ع) به کسی مصحفی دهد و سپس به او بگوید در آن نگاه مکن، این کار چه فایده‌ای دارد؟ از سویی اگر واقعاً چنین مصحفی وجود داشته، آن مصحف می‌باید از مواریث امامت باشد؛ مصحفی که امام آن را در اختیار کسی نمی‌گذارد که اهل خویشتن‌داری نباشد. 63
برخی محققان گفته‌اند در کتاب کافی احادیثی وجود دارد که بیانگر تحریف قرآن است و راویان این احادیث نیز همگی از غلات و منحرفان‌اند. وجود همین روایات سبب شده است تا برخی گمان کنند شیعیان به قرآنی غیر از قرآن موجود معتقدند؛ ازجمله محمد ابوزهره. 64برخی روایات نیز به تطبیق برخی آیات با امامت امامان و ولایت معصومین (ع) پرداخته‌اند که راویان آن جملگی از غلات‌اند و به همین‌رو نمی‌توان برای آنها اعتباری قائل شد.65 تأثیر غلات در حوزه‌های مختلف علوم اسلامی در کتب رجالی، بسیاری از راویان به غلو متهم شده‌اند؛ درحالی‌که با مراجعه به شرح حال آنها درمی‌یابیم که اینان از غلات نیستند. وحید بهبهانی می‌گوید:بسیاری از قدما خصوصاً قمی‌ها و ابن‌غضائری، به‌حسب ظاهر ـ براساس اجتهاد و نظریة خودشان ـ منزلت خاصی از نظر علوّ و عظمت، و مرتبة مشخصی از عصمت و کمال برای ائمه قائل بودند؛ به‌طوری‌که تجاوز از آن حد را جایز نمی‌دانستند و اعتقاد به بالاتر از آن را غلو می‌پنداشتند. حتی نفی سهو، اعتقاد به علم غیب مطلق، تفویض و یا موارد اختلافی آن، مبالغه در معجزات و نقل امور عجیب و خارق‌العاده از آنها، اغراق در شأن و بزرگداشت ایشان، منزّه دانستن آنها از عیوب و نقایص، اعتقاد داشتن به قدرت زیاد آنها و اعتقاد به علم آنها به اسرار آسمان‌ها و زمین را غلو و موجب اتهام به غلو می‌دانستند.66
قمی‌ها نیز مانند شیخ صدوق و استادش ابن‌ولید، سهو پیامبر را جایز می‌دانستند؛ چنان‌که ابن‌ولید می‌گفت:اولین درجة غلو آن است که شخص، معتقد به رخ ندادن سهو برای پیامبراکرم (ص)باشد.67اهل قم چه‌بسا یک راوی را به‌مجرد شک در او، از قم تبعید می‌کردند. ازاین‌رو نمی‌توان بر جرح و قدح آنان اعتماد کرد. 68 بنابراین برای نسبت دادن غلو به راوی، قاعده مشخصی وجود نداشته و اگر راوی با آنها هم‌عقیده نبود، به او نسبت غلو می‌دادند. نتیجه اختلاف در معنای غلو، پدید آمدن اجتهاد در علم رجال شد. از همین‌روی قمی‌ها در بررسی راوی، اگر از عقیدة آنها دربارة ائمه فراتر رفته بود، او را به غلو متهم نموده و ردش می‌کردند. به همین دلیل برخی گفته‌اند:بر هر دانشمند محقق لازم است تا در این‌گونه نسبت‌ها که به بعضی از محدثین بزرگ شیعه داده شده است، تحقیق کند؛ چراکه در آن زمان ضابطة مشخصی در تشخیص غلو وجود نداشته است. 69
غفاری در توضیح این مطلب می‌گوید:غالی نزد قدما کسانی بوده‌اند که اعتقاد باطنیه داشتند و مقصود از باطنیه اهل اباحی‌گری می‌باشند، نه کسانی که غلو در فضایل داشته‌اند. لذا معنای غلو و غالی در اصطلاح قدما فهمیده نشده است؛ زیرا در زیارت جامعه کبیره که در آن جمیع مقامات ائمه (ع) و صفات و کمالات ایشان آمده است، کسی جز قمی‌ها آن را روایت نکرده است و شیخ آن را از صدوق روایت کرده و صدوق آنچه را که به آن اعتقاد کامل داشته، در کتاب فقیه روایت کرده است؛ زیرا در اوّل کتابش گفته آنچه را که حکم به صحت آن کرده‌ام و حجّت بین من و پروردگارم است، در این کتاب آورده‌ام.70 بنابراین رجالیون شیعه درباره افراد متهم به غلو و رد و یا قبول روایات آنها اختلاف دارند. این اختلاف در پذیرش روایات عقیدتی و فقهی و روشن نشدن وضعیت آنها اثرگذار است و موجب می‌گردد که آثار منفی و تخریبی غلات در علم رجال نیز پدیدار ‌گردد.ازسوی دیگر، افزون بر سردرگمی درمورد پذیرش یا رد روایات غلات، بحث‌های دیگری نیز در علم رجال مطرح می‌شود: اعتبار روایات در پیش از غلو یا بعد از آن چگونه است؟ آیا روایات در حال غلو یا پس از توبه غالی اعتبار دارد؟ آیا غلو و وثاقت با هم منافات دارد و اگر غلات از یک راوی روایت کنند، روایت او معتبر است؟
همة این مسائل درخصوص پذیرش یا نپذیرفتن روایتی، منشأ اختلاف بین رجالیون می‌گردد. این اختلاف در علم رجال، در علوم دیگر شیعی مانند عقاید و فقه نیز تأثیر می‌نهد و سبب می‌شود که در حوزه‌های دیگر علوم اسلامی نیز به‌دلیل وجود افراد متهم به غلو در سلسله اسناد، وضعیت روایات روشن نباشد. ازاین‌رو، اگر بر رد یا تأیید روایات دلیل قاطعی وجود نداشته باشد، این امر موجب سردرگمی در برخی از مسائل این علوم می‌گردد. ازسوی دیگر، برخی از غلات در زمینه احکام اسلامی نیز نظریات فقهی را مطرح می‌کردند که ازسوی ائمه (ع) با آن برخورد می‌شده است. برای مثال، به امام صادق (ع) گفته شد که اهل عراق نماز مغرب را تا پدیدار شدن ستارگان تأخیر می‌اندازند. حضرت فرمود: «این عملِ دشمن خدا ابوخطّاب است».71غلات به‌سبب ترویج اباحه‌گری نیز بسیاری از محرّمات را حلال می‌دانستند. اما از آنجاکه فقهای شیعه نسبت به فقه اسلامی خود دقت بسیاری داشته‌اند، در این خصوص جای نگرانی کمتری است.
در حوزه علم کلام و عقاید نیز غلات به عقایدی مانند تناسخ، حلول، تشبیه و الوهیت ائمه معتقد بودند که مورد تکفیر ائمه (ع) قرار گرفتند. درمورد باورهای مشترک شیعه و غلات مانند وصیّت، رجعت و مهدویت، غلات به تحریف این عقاید نیز پرداختند. بنابراین شیعه در اصول عقاید از غلات تأثیر نپذیرفته و در کتب شیعه، عقاید اصیل شیعه مطرح شده است، اما برخی روایات در حوزه عقاید که افراد متهم به غلو در سلسله اسناد آن قرار دارند (مانند احادیث کتاب الحجة از اصول کافی)، می‌باید به بررسی آنها پرداخت تا وضعیت آنها دقیقاً مشخص شود. نتیجه فرقه‌های غلات که اغلب به شیعه منتسب شده‌اند، دارای عقاید انحرافی و غلوآمیز نسبت به پیامبر (ص)و به‌ویژه ائمه بودند که ازسوی اهل‌بیت (ع) طرد شده و مورد نفرین قرار گرفتند. برخی از این فرقه‌ها ساخته و پرداخته دشمنان شیعه بوده است تا شیعه را متهم کنند و از گسترش تشیع جلوگیری نمایند. خدشه‌دار کردن شخصیت ائمه (ع) و اصحاب ایشان (با منتسب کردن خود به آنان)، جعل روایات و همچنین انتساب فرقه‌های منحرف به اصحاب ائمه (ع)، از اقدامات غلات بشمار می‌رود. غلات در جریان جعل احادیث و طرح اندیشه تحریف قرآن نیز نقش مهمی داشتند و در برخی علوم اسلامی مانند رجال نیز تأثیرات سوئی نهادند. ازاین‌رو، ائمه (ع) با تکفیر غلات و انکار عقاید آنان، شیعیان را به پرهیز از ارتباط با آنها سفارش می‌کردند. در مجموع عملکرد غلات همواره دستاویز دشمنان شیعه بوده است تا چهرة شیعه را تخریب کنند و مانع از گسترش مکتب تشیع شوند. پی نوشت:
1 . بنگرید به: صفری، «غلو و غالیان در عصر حضور در آیینه منابع»، طلوع، سال دوم، شماره ششم، تابستان 1382. 2 . راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص 365؛ انیس، المعجم الوسیط، ص 690 . 3 . شهرستانی، الملل و النحل، ج 1، ص 176 و 177. نیز بنگرید به: دهخدا، لغت‌نامه، ذیل «غلاة»، ص 16772. 4 . شهرستانی، الملل و النحل، ج 1، ص 176 و 177. 5 . اشعری، المقالات و الفرق، ص 69 . 6 . طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال کشی)، ص 106 و 107، ش 174 ـ 170؛ نوبختی، فرق الشیعة، ص 24 و 25. 7 . عسکری، عبدالله بن سبأ و أساطیر اخری، ج 2، ص 123 ـ 117؛ ابوریه، الاضواء علی السنة المحمدیه، ص 79. 8 . عسکری، عبدالله بن سبأ و اساطیر اخری، ج 2، ص 19 ـ 16. 9 . نهج‌البلاغه، حکمت 117 و 469.10 . بنگرید به: مجلسی، بحارالأنوار، ج 25، ص 271. 11 . بنگرید به: نوبختی، فرق الشیعة، ص 25، 26 و 29. 12 . بنگرید به: رضوی اردکانی، قیام مختار ابن ابی‌عبید ثقفی، ص 73 و 103 ـ 98. 13 . همان، ص 98.14 . بنگرید به: نوبختی، فرق الشیعة، ص 35 ـ 29. 15 . بنگرید به: همان، ص 46 ـ 35. 16 . بنگرید به: شهرستانی، الملل و النحل، ج 1، ص 190 ـ 174. 17 . سبحانی، کلیات فی علم الرجال، ص 356 و 357. 18 . برای آگاهی از فرقه‌های شیعه بنگرید به: اشعری، المقالات و الفرق؛ نوبختی، فرق الشیعه؛ بغدادی، الفَرق بین الفِرق؛ شهرستانی، الملل و النّحل، ج 1، ص 201 ـ 144؛ دهخدا، لغت‌نامه، ص 16569 ـ 16567؛ مشکور، تاریخ شیعه و فرقه‌های اسلام تا قرن چهارم هجری، ص 234 ـ 142.
19 . عسکری، عبدالله بن سبأ و اساطیر آخری، ج 2، ص 172. 20 . بنگرید به: نوبختی، فرق الشیعة، ص 42 و 43. 21 . بنگرید به: ولوی، تاریخ علم کلام و مذاهب اسلامی، ص 122. 22 . صدوق، الأمالی، ص 26 و 27. 23 . بنگرید به: حسنی، دراسات فی الکافی للکلینی و الصحیح للبخاری، ص 9، 23، 164 و 165. 24 . صفری، غالیان، ص 313. 25 . طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال کشی)، ص 324 و 325، ش 588. 26 . همان، ص 225، ش 403.27 . همان، ص 299، ش 532. 28 . بهبودی، معرفة الحدیث، ص 67 .29 . نوبختی، فرق الشیعة، ص 74. 30 . بنگرید به: صفری، غالیان، ص 301 ـ 292. 31 . طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال کشّی)، ص 306، ش 552 و 553. 32 . بنگرید به: محمدی ری‌شهری، میزان الحکمة، ج 5، ص 241. 33 . کلینی، الکافی، ج 5، ص 469. 34 . طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال کشّی)، ص 297، ش 525. 35 . همان، ص 295، ش 521. 36 . خویی، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، ج 7، ص 218 و 219. 37 . همان، ص 222.38 . واقعه (56): 10 و 11. 39 . خویی، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، ج 7، ص 225. 40 . بنگرید به: همان، ج 19، ص 276 ـ 217.41 . همان، ص 282.42 . همان، ص 278. 43 . همان، ص 294.44 . خویی، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، ج 18، ص 303. 45 . بنگرید به: بغدادی، الفرق بین الفرق، ص 52 ـ 43؛ الامین، فرهنگنامه فرقه‌های اسلامی، ص 230 و 231. 46 . بنگرید به: صفری، غالیان، ص 315 و 316.
47 . زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 6 ، ص 151؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج 4، ص 344 و 345. 48 . طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال کشی)، ص 225، ش 402.49 . همان، ص 224، ش 401. 50 . بلاذری، انساب الأشراف، ج 2، ص 77؛ ابن‌قتیبه الدینوری، عیون الأخبار، ج 2، ص 51. 51 . طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال کشّی)، ص 517، ش 994 و 995. 52 . همان، ص 225، ش 401.53 . کلینی، الکافی، ج 2، ص 634 . 54 . طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال کشی)، ص 224، ش 401. 55 . عسکری، القرآن الکریم و روایات المدرستین، ج 3، ص 847 .56 . حجر (15): 9. 57 . بنگرید به: خویی، البیان فی تفسیر القرآن، ص 220 ـ 207. 58 . طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال کشی)، ص 606 ، ش 1128. 59 . بنگرید به: عسکری، القرآن الکریم و روایات المدرستین، ج 3، ص 253 ـ 248. 60 . برای آگاهی بیشتر درباره راویان غالیِ روایات تحریف بنگرید به: احمدی، «غالیان و اندیشه تحریف قرآن»، علوم حدیث، سال چهاردهم، شماره دوم (شماره پیاپی 52)، ص 209 ـ 197. 61 . عاملی، حقایق هامة حول القرآن الکریم، ص 30.62 . کلینی، الکافی، ج 2، ص 631. 63 . معارف، پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه، ص 303 و 304. 64 . بنگرید به: حسنی، دراسات فی الحدیث و المحدثین، ص 352 ـ 348. 65 . همان، ص 317 ـ 285.66 . مامقانی، تلخیص مقباس الهدایة، ص 152. 67 . صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 360. 68 . مامقانی، تلخیص مقباس الهدایة، ص 153.69 . سبحانی، کلیات علم رجال، ص 371.
70 . مامقانی، تلخیص مقباس الهدایة، پاورقی ص 153 و 154. 71 . صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 1، ص220، ح 661 . زهرا رضازاده عسگری، استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه تهران منبع: فصلنامه تاریخ و تمدن - شماره4انتهای متن/
غلات -غالیان
02:00 - 7 مه 2013

84 بازدید



1 پاسخ