قانونمندی تاریخ و ویژگی‌های آن در قرآن

آیاتی که به ذکر وقایع تاریخی امت‌های گذشته می‌پردازند و به عبرت‌آموزی از آنها توصیه می‌کنند،بر قانونمند بودن پدیده‌های تاریخی و اجتماعی دلالت دارند؛ همچنین امکان کشف آن قوانین و عدم‌منافات آن با اختیار انسان را نیز یادآور می شود.
چکیده قانونمندی تاریخ، ماهیت و چیستی قانون تاریخی، روش بررسی قانونمندی تاریخ ذیل آیات قرآن و نوع و عامل قانون تاریخی از دیدگاه قرآن، از سنخ پژوهش‌های مربوط به مطالعات فلسفه نظری تاریخ با رویکرد قرآنی است. فراگیر بودن قانون تاریخی، خدایی بودن قانون تاریخی، اراده انسان در قانون تاریخی، تحویل و تبدیل‌ناپذیری قانون تاریخی، پیوند قانون تاریخی با زندگی اجتماعی انسان، اختصاص قانون تاریخی به زندگی دنیوی انسان و عملیاتی بودن قانون تاریخی، ازجمله ویژگی‌های قانون تاریخی از دیدگاه قرآن است. قانونمندی تاریخ از دیدگاه قرآن در سه عامل اساسی «اراده خدا»، «اراده انسان» و «آنچه مفید به حال انسان‌هاست»، از آیات قرآنی دریافتنی است. تبیین رابطه میان اراده انسان با قانون علیت در تاریخ، دامنه اراده انسانی در تاریخ، رابطه اراده انسان با جهت‌داری پدیده‌های تاریخی و نیز اراده انسان و ارتباط آن با تکامل تاریخی، از مباحث اصلی فلسفه نظری تاریخ از دیدگاه قرآن است. واژگان کلیدی:فلسفه مضاف، فلسفه نظری تاریخ، قانونمندی تاریخ، قانون تاریخی، سنت تاریخی، اراده خدا، اراده انسان. مقدمه
پژوهش‌های فلسفی تاریخ با توجه به کاربرد متفاوت واژه تاریخ و رویکرد معرفتی (نوع اول و نوع دوم)، به دو شاخه معرفتی «فلسفه نظری یا جوهری تاریخ»1 و «فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ»2 و یا به‌تعبیری به «فلسفه علم تاریخ» تقسیم می‌گردد. در نگاهی سنتی، فلسفه نظری یا جوهری تاریخ از سنخ فلسفه‌های مضاف به حقایق و واقعیت بیرونی است که معرفتی درجه اول است و پدیده‌ها و وقایع گذشته تاریخی را مورد پژوهش فلسفی قرار می‌دهد تا روند کلی حرکت تاریخی را تعریف، تعیین و قانونمند سازد. فلسفه نظری یا جوهری تاریخ، ناظر به عالم پدیده‌های تاریخی است و فراتر از عقلانیتی است که پژوهش‌های متداول تاریخی انجام می‌دهند. در واقع فلسفه نظری به‌دنبال کشف ماهیت عمومی و فرایند کلی حرکت تاریخی است.3فلسفه نظری یا جوهری تاریخ مدلی از فلسفه‌های مضاف به امور و یا واقعیت‌های بیرونی و اعتباری است و به‌تعبیر ویلیام دری 4 «کوششی است تا معنا و مفهوم روند کلی پدیده‌های تاریخی را کشف نماید».5 فلسفه نظری تاریخ ناظر بر پژوهش در باب سیر گذشته پدیده‌های تاریخی و قانونمندی آنهاست و فیلسوف تاریخ نیز به‌دنبال فهم معنا، هدف تاریخ، محرک و مکانیسم حرکت تاریخ و آغاز انجام آن است.6
مسائل فلسفه نظری تاریخ در سه مسئله مهم نمودار و خلاصه می‌شود: «چگونگی و نوع حرکت تاریخ»، «قانونمندی تاریخ» و در آخر نیز «هدف، حرکت و غایت تاریخ». در کنار این سه مسئله مهم، مباحثی همچون تکامل تاریخ یا عامل تکامل و تحول تاریخ نیز بررسی می‌شود.7فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ مدلی از فلسفه مضاف به علوم است که به‌تعبیر ویلیام دری «تحلیل فلسفی تاریخ‌نگاری است که به توصیف و تبیین منطقی، عقلانی و معرفت‌شناسی آنچه مورخان انجام می‌دهند، می‌پردازد.»8 فلسفه تحلیلی تاریخ از گرایش‌های فلسفه علم و مضاف به یک رشته علمی است و هدف آن بررسی علم تاریخ است. به بیانی دیگر، در فلسفه تحلیلی تاریخ از علم‌شناسی علم تاریخ سخن می‌رود. ازاین‌رو، فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخی را منطق پژوهش علم تاریخ می‌دانند؛ معرفتی که در آن، آگاهی ما به پدیده‌های گذشته به‌عنوان یک علم (نه خود پدیده‌های گذشته) بررسی و تحلیل می‌گردد.چهار مسئله تبیین تاریخی، روش‌شناسی علم تاریخ، عینیت در علم تاریخ و تعامل علم تاریخ با علوم همگن، از مسائل اساسی فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ است. ماهیت و چیستی قانون لفظ «قانون» دست‌کم در دو معنا کاربرد دارد: یکی در امور اعتباری، وضعی و قراردادی و دیگری در امور حقیقی، نفس‌الأمر و واقعی. قانون در معنای اعتباری و تشریعی، مفاد جمله‌ای است که به صورت دلالت منطقی و یا التزامی، بر امر و نهی دلالت دارد. «هر راننده‌ای باید وسیله نقلیه خود را از سمت راست براند»، یکی از مقررات وضعی است که دال بر امر و بایدی است.
قانون به معنای حقیقی یا تکوینی و یا نفس‌الأمری حاکی از یک ارتباط نفس‌الأمری است که با وضع و اعتبار سروکار ندارد. «حاصل جمع دو و دو چهار می‌شود» یا «آب براثر حرارت به جوش می‌آید» و یا «از ترکیب اکسیژن و ئیدروژن آب پدید می‌آید»، ازجمله قوانین حقیقی‌اند که از ارتباطات نفس‌الأمری سخن می‌گویند و به وضع اعتبار نیز بستگی ندارند و به همین‌رو حقیقی‌اند.9 منظور از ماهیت و چیستی قانون در پژوهش حاضر، قانون به‌معنای حقیقی یا نفس‌الأمری آن است که به وضع و اعتبار بستگی نداشته و ناظر به قوانین حقیقی و یا تکوینی است. قوانین حقیقی و یا نفس‌الأمری خود به سه نوع قوانین علمی، فلسفی و منطقی تقسیم می‌شوند. 1. قوانین علمی: قوانینی است که از مفاهیم ماهوی تشکیل شده‌ و از پدیده‌های خارجی مادی و محسوس حکایت دارند؛ مانند قوانین فیزیک و شیمی. 2. قوانین فلسفی: این قوانین از مفاهیمی فلسفی‌ که مابه‌ازای مستقل دارند، حکایت دارند؛ مانند «خداوند وجود دارد» یا «انسان دارای نفس مجرد است» که اموری حقیقی‌اند. 3. قوانین منطقی: قوانینی است که از مفاهیم منطقی تشکیل شده‌ و از صورت‌های ذهنی سخن می‌رانند؛ نظیر اشکال اربعه در قیاس و سایر قوانین منطقی همچون مفاهیم عام و خاص و مطلق و مقید. همه قوانین حقیقی و نفس‌الأمری مصادیقی از قوانین فلسفی (به‌خصوص قانون علیت) هستند و ارتباط علّی و معلولی آنها یک ارتباط ضروری است. ازاین‌رو، هیچ قانون حقیقی و علمی استثناپذیر نیست.10 رویکرد قرآن به تاریخ و فلسفه تاریخ
قرآن برای ارشاد و هدایت بشر فرستاده شده تا جهان را دگرگون سازد. از همین‌رو، قرآن کتاب اکتشاف علمی برای کشف حقایق و مقدمات کلی علوم طبیعی و تجربی نیست و به منظور کشف اصول و مبانی علوم طبیعی و تجربی نازل نشده است، هرچند اشاراتی در این زمینه دارد که آن نیز در ارتباط با حکمت نزول این کتاب آسمانی است.قرآن درخصوص مسائل علمی و تجربی، برای بیان اصول و قوانین آنها رسالتی ندارد، ازاین‌رو نپرداختن آن به علوم طبیعی و تجربی کمبودی بر شمار نمی‌آید، اگرچه اصول کلان فلسفه علوم طبیعی و تجربی از آیات قرآن دریافتنی است.11 پیوند عمیق میان هدایت انسان و صحنه تاریخ و قوانین تاریخی، دلیل اصلی توجه قرآن به سنت‌های تاریخی در قرآن است. به‌تعبیری میان صحنه تاریخ و قوانین و سنن تاریخی با رسالت قرآن‌کریم، پیوندی تنگاتنگ برقرار است. صحنه تاریخ و قوانین تاریخی برخلاف قوانین تجربی و طبیعی مربوط به حوزه دانش و بینش بشری است و چون قرآن‌کریم در امور جامعه کتابی دگرگون‌ساز است، ارتباط آن با قوانین تاریخی و انسانی روشن می‌شود.12
با مرور قرآن، اهتمام جدی آن به تاریخ آشکار می‌شود. از مصادیق آیات الهی می‌توان به آیات انسانی، طبیعی و تاریخی اشاره کرد. بسیاری از آیات قرآن معطوف به تاریخ است و تاریخ به‌عنوان یکی از حوزه‌های آیات، نوعی منبع و معرفت تاریخی بشمار می‌رود. از همین‌رو، خداوند انسان‌ها را به تاریخ ـ برای کسب معرفت تاریخی ـ دعوت می‌کند. به همین دلیل و به سبب رهیافت حکمی تأویلی قرآن به تاریخ، در برخی آیات، تاریخ فراتر از یک علم و دانش، به‌سمت نوعی حکمت و معرفت عقلانی و شهودی تعالی می‌یابد. در ادراک تاریخی قرآن، میان «فلسفه نظری تاریخ» با «فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ» نوعی پیوستگی دیده می‌شود. در قرآن، تاریخ از فلسفه آن و به‌تعبیری از حکمت تاریخی جدا نیست. به بیانی دیگر، تاریخ و فلسفه تاریخ در قرآن جدایی‌ناپذیرند.13 در نگرش و نگارش تاریخی از دیدگاه قرآن، اصول فلسفه نظری یا جوهری تاریخ و حتی اصولی کلان، از فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ قابل‌استنباط است. رویکرد قرآن به تاریخ و فلسفه تاریخ (هر دو شاخه معرفتی آن) رویکرد وقایع‌نگرانه و توصیفی محض نیست، بلکه رویکرد قرآن در مطالعات تاریخ‌پژوهی، به‌دست دادن الگویی است مبتنی بر روش حکمت، تعقل تاریخی و فلسفه تاریخ.
اصول کلان تاریخنگری و تاریخ‌نگاری قرآن، با اصول کلان تاریخ بشری تمایزهای ماهوی دارد و به‌لحاظ روش، فن و اسلوب و حتی جهان‌بینی تاریخی نیز با تاریخِ دست‌نوشته بشری دارای تفاوت‌های اساسی است. در فلسفه نظری یا جوهری تاریخ از دیدگاه قرآن، می‌توان به اصول کلانی در تاریخ اشاره داشت؛ مانند اصل آزادی و اراده انسان، اصل ترقی و تکامل و اصل اصالت عمل.14 در فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ از دیدگاه قرآن نیز می‌توان به اصول کلان نگارش علمی؛ همچون بی‌غرضی، اصل توحید،15 اصل ترکیب16 و اصل مردم‌محوری،17 اشاره نمود.18از آنجاکه مسئله قانونمندی تاریخ از مسائل محوری در فلسفه نظری یا جوهری تاریخ است، در پژوهش حاضر به مسائل مطرح در حوزه فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ و به‌تعبیری به فلسفه علم تاریخ پرداخته نخواهد شد. بررسی ماهیت و چیستی قانون تاریخی در قرآن مراد از قانون در قانون تاریخی، قانون حقیقی یا تکوینی است که از ارتباط نفس‌الأمری حکایت می‌کند و با اعتبار وضع سروکاری ندارد. پیش‌تر اشاره شد که قوانین حقیقی یا تکوینی به سه دسته قوانین علمی، فلسفی و منطقی تقسیم می‌شوند. با توجه به اختصاص قوانین علمی به حوزه پدیده‌های خارجی و مادی، قوانین تاریخی از نوع قوانین فلسفی است.
هر قانون حقیقی و تکوینی دارای دو بعد متفاوت است؛ یکی آن بُعد که از آن با عنوان «شکل» و یا «صورت» یاد می‌شود و بُعد دیگری نیز «محتوا» یا «نوع». قانون در بُعد شکل و صورت همواره قطعی و استثناناپذیر است و اساساً قانون بودن قانون، به همین ویژگی بستگی دارد. اما در بُعد محتوا، گاه در متن قانون به استثناپذیری آن تصریح و اشاره می‌شود. به بیان دیگر، قوانین در قضایای کلیه‌ای که رابطه بین علت تامه و منحصره و معلولش را بیان می‌کند، خلاصه نمی‌شود، بلکه به‌جز آن، شامل قضایایی است که رابطه شرط، مقتضی، سبب و علل جانشین‌پذیر با معلول‌هایشان را نیز بیان می‌کنند. بعد محتوایی و نوعی قانون، استثناناپذیر و تخلف‌ناپذیر نیست؛ به این معنا که هرگاه شرط، مقتضی و یا سبب حاصل شود، لزوماً معلول را به‌دنبال نخواهد داشت، ولی درعین‌حال، شرط و مقتضی یا سبب بودن آن استثناناپذیر است؛ یعنی به میزان شرط یا مقتضی یا سبب بودن، تأثیر آن در کلیه موارد پذیرفته می‌شود.19 کشف قوانین از سنخ علل تامه و منحصره و نیز دستیابی به این قوانین، در توان علوم تجربی (اعم از انسانی و غیرانسانی) نیست. امروزه با پیشرفت علم و کشف موارد نقض در قوانین به این نتیجه رسیده‌اند که ادعای کشفِ چنین قوانینی از طریق روش تجربی، بی‌اساس است.20با بررسی آیات قرآن زمینه این موضوع فراهم خواهد شد که آیات مربوط درصدد بیان کدام‌یک از دو نوع قانونِ یادشده است و از سویی در صورت بیان هر دو نوع، با چه معیاری می‌توان دو نوع قانون (بعد صوری یا محتوایی قانون) را در آیات مستندسازی کرد.
شیوه بررسی قانونمندی تاریخ از دیدگاه قرآن در استنباط و استخراج قانون تاریخی و پدیده‌های اجتماعی براساس آیات قرآن، از سه شیوه می‌توان بهره برد: 1. آیاتی را برگیریم که ناظر مستقیم به قانون تاریخی و پدیده‌های اجتماعی است؛ 2. از آیاتی بهره گیریم که موارد و مصادیق قانون‌های حاکم بر تاریخ و جامعه را بیان کرده، یا به‌تعبیری، مصداقی از قانون تاریخی را بازگفته‌اند؛ 3. آیاتی را استخراج کنیم که در اصلِ قانونمندی تاریخ و جامعه سخنی ندارند، اما یکی از شرایط صدقِ موضوعی که در آیه مطرح است، قانونمندی تاریخ و جامعه می‌باشد.21 در پژوهش حاضر به بررسی آیاتی پرداخته خواهد شد که مفاد آیات، ناظر به رابطه مستقیم دلالت آنها با قانون تاریخی است. گروه اول: آیات مربوط به سنت الهی22 آیات مربوط به سنن الهی، آیاتی‌اند که بر قانونمندی تاریخ و پدیده‌های تاریخی ـ اجتماعی، دلالتی مستقیم دارند. در یازده آیه قرآن‌کریم تعابیر «سنت الله»، «سنت الاولین»، «سنت الله فی الذین خلوا من قبل»، «سنت»، «سنت الله التی قد خلت من قبل»، «سنة من ارسلنا قبلک فی رسلنا»، «سنن الذین من قبلکم» و «قد خلت من قبلکم سنن» به‌کار رفته است؛ مانند: سُنَّةَ مَنْ قَدْ أ‌َرْسَلْنَا قَبْلَکَ مِنْ رُسُلِنَا وَلَا تَجدُ لِسُنَّتِنَا تَحْو‌ِیلًا.23 سنت فرستادگان پیش از تو نیز همین بود و در سنت ما تغییری نمی‌یابی. قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِکُمْ سُنَنٌ فَسِیرُوا فِی الْأ‌َرْض‌ِ فَانْظُرُوا کَیفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبینَ.24 پیش از شما سنت‌هایی بوده است. پس در روی زمین بگردید تا ببینید که سرانجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است.
فَهَلْ ینْظُرُونَ إ‌ِلَّا سُنَّتَ الْأ‌َوَّلِینَ فَلَنْ تَجدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْد‌ِیلًا وَلَنْ تَجدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْو‌ِیلًا.25 آیا آنها چیزی جز سنت پیشینیان را انتظار دارند؟ هرگز برای سنت خدا تبدیلی نخواهی یافت و هرگز برای سنت الهی دگرگونی نمی‌یابی.دراین‌باره که آیا مفاد و دلالت آیات سنن الهی بیانگر رابطه تکوینی بین پدیده‌های تاریخی و اجتماعی است، یا آنکه مقصود از سنت، الگوی اعتباری رفتار اجتماعی است، اختلاف‌نظر وجود دارد. اما در بیشتر آیات مربوط به سنن اتفاق‌نظر وجود دارد که مقصود از سنت، روابط عینی و تکوینی بین پدیده‌های تاریخی و اجتماعی، یعنی قانونمندی تاریخ و جامعه است. واژه سنت معانی متفاوتی دارد؛ مانند راه و روش، رسم، قانون، فریضه، احکام و شریعت. این واژه در متون اسلامی افزون بر کاربرد در معنای عام، معانی دیگری نیز دارد. واژه سنت و سنت‌الله در آیات و روایات بر آن قسمت از تدبیر و سازمان‌دهی خداوند اطلاق می‌شود که تداوم و تکرار داشته باشد و رویه خدا را نشان دهد. محور اصلی بحث در زمینه سنت در آیات قرآن‌کریم، همین کاربرد اخیر است. براساس جهان‌بینی توحیدی، واژه ترکیبی سنت‌الله به قوانین عامِ حاکم بر امور طبیعی، اجتماعی و انسانی اشاره دارد و به همین دلیل دربرگیرنده همه موجودات ازجمله انسان و همه شئون وی (به‌ویژه زندگی اجتماعی‌اش) است.
در بحث سنن الهی و قوانین تاریخی بر طبق آیات، سنت‌هایی مورد نظر است که مربوط به بعد اجتماعی و تاریخی انسان باشد، به‌ویژه سنت‌های عام اجتماعی؛ خواه به بعد پویایی جامعه ناظر باشد، یا اینکه ایستاشناسی جامعه را دربرگیرد.26از مفاد و دلالت آیات سنن الهی برمی‌آید که تاریخ، سنت‌ها و قوانینی دارد و صحنه تاریخ و پدیده‌های تاریخی و تطور آنها، با این سنت‌ها و قوانین اداره می‌شود. کاربرد سنت‌های الهی در این آیات بر این امر دلالت دارد که با جستجو در سنن الهی، شناخت علل و معلولات و اصول و قوانین حاکم بر تاریخ روشن می‌شود. گروه دوم: آیات مربوط به سیر و نظر27 خداوند در سیزده آیه انسان‌ها را به سیر و نظر در سرنوشت امت‌های گذشته دستور می‌دهد؛ همچون این آیات: قُلْ سِیرُوا فی الْأ‌َرْض‌ِ فَانْظُرُوا کَیفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذ‌ِینَ مِنْ قَبْلُ کَانَ أ‌َکْثَرُهُمْ مُشْر‌ِکِینَ. 28 بگو در زمین سیر کنید و بنگرید عاقبت کسانی که قبل از شما بودند چگونه بود، بیشتر آنها مشرک بودند. قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِکُمْ سُنَنٌ فَسِیرُوا فی الْأ‌َرْض‌ِ فَانْظُرُوا کَیفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبینَ.29 پیش از شما سنت‌ها وجود داشت. پس در روی زمین گردش کنید تا ببینید سرانجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است! قُلْ سِیرُوا فی الْأ‌َرْض‌ِ ثُمَّ انْظُرُوا کَیفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبینَ.30 بگو روی زمین سیر کنید؛ سپس بنگرید سرانجام تکذیب‌کنندگان آیات الهی چگونه بود! قُلْ سِیرُوا فی الْأ‌َرْض‌ِ فَانْظُرُوا کَیفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْر‌ِمِینَ.31 بگو در روی زمین سیر کنید و ببینید سرانجام مجرمان چگونه بود!
دلالت این آیات بر تاریخ و قانونمند بودن تاریخ و جامعه، به این بیان است که اگر بر تاریخ و تطورات تاریخی، قانونی حاکم نباشد، سیر و نظر در آنها عبث خواهد بود. کشف قانون و قاعده از سیر و نظر نیز متفرع بر این نکته است که تاریخ قانونمند باشد، وگرنه امکان کشف قانون میسر نخواهد شد.آیات مورد نظر با توجه به اطلاق آنها، بر اشتراک قانون تاریخی در تمامی جوامع دلالت دارد، بی‌آنکه تنها بر قانونمندی پدیده‌های اجتماعی یک جامعه و قومِ معین دلالت داشته باشد. یکی دیگر از لوازم پذیرش قانون تاریخی در سیر و نظر، کشف‌پذیر بودن قوانین تاریخی و اجتماعی است. اگر قوانین تاریخی و اجتماعی قابل کشف و به‌کارگیری نباشند، امر به سیر و نظر از نظر قرآن‌کریم، کاری لغو خواهد بود و بدین‌ترتیب بصیرت درونی از جریانات تاریخی، محقق نخواهد شد.نکته دیگر درباره آیات سیر و نظر، راه و روش کشف قانون تاریخی و اجتماعی است. قرآن‌کریم برای تأیید حقایق وحیانی، افزون بر وحی، سیر و نظر را برای انسانْ مناسب می‌شمرد؛ چنان‌که به‌تعبیر امام ‌علی (ع) اگر سیر و نظر به‌تمامی صورت پذیرد، به‌منزله آن است که فرد با تک‌تک آن اقوام و ملل زیسته و مشاهده تمام آثار و احوال آنها شده است.32 گروه سوم: آیات مربوط به عبرت و موعظه 33
مفاد و مدلول این آیات نیز بر قانونمندی تاریخ و جامعه دلالت دارد؛ آیاتی همچون:قَدْ کَانَ لَکُمْ آیةٌ فی فِئَتَین‌ِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فی سَبیل‌ِ اللَّهِ وَأ‌ُخْرَى کَافِرَةٌ یرَوْنَهُمْ مِثْلَیهمْ رَأ‌ْی الْعَین‌ِ وَاللَّهُ یؤَیدُ بنَصْر‌ِهِ مَنْ یشَاءُ إ‌ِنَّ فی ذَلِکَ لَعِبْرَةً لِأ‌ُولی الْأ‌َبْصَار‌ِ.34در دو گروهی که با هم روبه‌رو شدند، نشانه و عبرتی برای شما بود. یک گروه در راه خدا پیکار می‌کردند و جمع دیگری کافر بودند؛ درحالی‌که کافران مؤمنان را با چشم خود دو برابر آنچه بودند می‌دیدند. خداوند هر کس را بخواهد، با یاری خود تأیید می‌کند. در این عبرتی است بر صاحبان بصیرت. لَقَدْ کَانَ فی قَصَصهمْ عِبْرَةٌ لِأ‌ُولی الْأ‌َلْبَاب‌ِ. 35به‌راستی در سرگذشت آنها عبرتی برای صاحبان اندیشه بود. إ‌ِنَّ فی ذَلِکَ لَعِبْرَةً لِمَنْ یخْشَى.36به‌یقین در این عبرتی است برای کسی که بترسد. عبرت گرفتن و پندآموزی و موعظه، به‌معنای «شناخت قوانین تاریخیِ حاکم بر موارد خاص از طریق تأمل در آنها»، «شمول آن قانون‌ها نسبت به جوامع کنونی و آینده» و «منافات نداشتن آن قوانین با اختیار و آزادی انسان‌ها» است، وگرنه اگر درمورد هریک از امور یادشده تردید شود، عبرت‌آموزی مفهوم نخواهد داشت.
بر این اساس، آیاتی که به ذکر وقایع تاریخی امت‌ها و اقوام گذشته می‌پردازند و به عبرت‌آموزی از آنها توصیه می‌کنند، به‌خوبی بر قانونمند بودن پدیده‌های تاریخی و اجتماعی دلالت دارند؛ گذشته از آنکه امکان کشف آن قوانین و عدم‌منافات آن با اختیار انسان را نیز یادآور می‌شود.37ناگفته نماند که افزون بر آیات سنن، سیر و نظر و عبرت، آیاتی با مضامین ذکر و متذکره، تعقل و تأمل و مَثَل نیز آمده که به نوعی مفاد آنها دال بر قانون تاریخی و اجتماعی است.38 پی نوشت:1 . Substantive or speculative philosophy of History. 2 . Analytical or critical philosophy of History. 3 . ادواردز، فلسفه تاریخ، ص 2؛ نوذری، فلسفه تاریخ، روش‌شناسی و تاریخ‌نگاری، ص 24 و 25؛ سروش، فلسفه نظری تاریخ و فلسفه علم تاریخ، ص 24 و 25؛ استنفورد، درآمدی بر فلسفه تاریخ، ص 26 و 27. 4. W.H. Dray.5 . ادواردز، فلسفه تاریخ، ص 2. 6 . نوذری، فلسفه تاریخ، ص 24 و 25؛ سروش، فلسفه نظری تاریخ و فلسفه علم تاریخ، ص 24 و 25. 7 . دراین‌باره بنگرید به: کار، ای. اچ، تاریخ چیست، ترجمه حسن کامشاد، تهران، نشر خوارزمی، 1356؛ ویلیام هنری، والش، مقدمه‌ای بر فلسفه تاریخ، ترجمه ضیاءالدین علایی طباطبایی، تهران، امیرکبیر، 1363؛ زرین‌کوب، عبدالحسین، تاریخ در ترازو، تهران، امیرکبیر، 1362. 8 . ادواردز، فلسفه تاریخ، ص 3 و 4. 9 . مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، ص 114 و 115. 10 . همان، ص 115 و 116.
11 . برای آگاهی بیشتر درباره رابطه قرآن با علوم طبیعی و رسالت قرآن در این زمینه، بنگرید به: گلشنی، مهدی، قرآن و علوم طبیعت، تهران، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375. 12 . صدر، المدرسة القرآنیة، ص 80 ـ 75. برای آشنایی با دیدگاه شهید صدر در این زمینه بنگرید به: صدر، السنن التاریخیة فی القرآن، تقریر شیخ محمد حسن شمس‌الدین، سوریه، دارالتعارف، 1409ق. 13 . حضرتی، تأملاتی در علم تاریخ و تاریخ‌نگاری، ص 122 ـ 120. 14. برای مطالعه بیشتر درباره اصول کلان فلسفه نظری تاریخ از دیدگاه قرآن بنگرید به: رادمنش، عزت‌الله، مکتب‌های تاریخی و تجدد‌گرایی تاریخی، تهران، پیک ستاره دانش، 1379. 15 . اصل توحید در تاریخ، یعنی توجه به کلیت پدیده‌های تاریخی در تحلیل تاریخی و تاریخ‌نگاری و عدم توجه به جزئیت و حالت انفرادی پدیده‌های تاریخی و نیز تاریخ‌نگاری را امری فراتر از دایره فرد، طبقه، قوم و ملت دیدن، که این فلسفه علمی تاریخ است. 16 . اصل ترکیب در تاریخ از نظر قرآن به این معناست که در تحلیل پدیده‌های تاریخی، از دانش‌های مکمل استفاده شود و از علومی مانند جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی و انسان‌شناسی بهره برده شود. 17 . اصل مردم‌محوری تاریخ از دیدگاه قرآن بدین معناست که موضوع تاریخ‌نگاری در قرآن به تاریخ‌نگاری سنتی (حاکمان و جنگ‌ها) منحصر نیست، بلکه در تاریخ‌نگاری قرآن، مردم محور اصلی گردش تاریخ‌اند.
18 . برای مطالعه بیشتر در زمینه اصول کلان نگارش علمی تاریخ یا اصول فلسفه تحلیلی یا انتقادی تاریخ در دیدگاه قرآن بنگرید به: همان، فصل مکتب تاریخی قرآن. 19 . رجبی، «قانونمندی تاریخ و جامعه»، تاریخ در آینه پژوهش، ش 2، ص 26 و 27. 20 . همان، ص 27.21 . همان، ص 28 و 29. 22 . درباره تفسیر آیات مربوط بنگرید به: طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن. 23 . اسراء (17): 77.24 . آل‌عمران (3): 137.25 . فاطر(35): آیه 43. 26 . رجبی، «قانونمندی تاریخ و جامعه»، تاریخ در آینه پژوهش، ش 2، ص 34 ـ 32؛ جعفری، ترجمه و شرح نهج‌البلاغه، ج 16، ص 227 ـ 224. 27 . درخصوص تفسیر آیات مربوط بنگرید به: طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن. 28 . روم (30): 42.29 . آل‌عمران (3): 137.30 . انعام (6): 11.31 . نحل (27): 69 . 32 . رجبی، «قانونمندی تاریخ و جامعه»، تاریخ در آینه پژوهش، ش 2، ص 43 و 44. 33 . درباره تفسیر آیات مربوط بنگرید به: طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن. 34 . آل‌عمران (3): 13.35 . یوسف (12): 111.36 . نازعات (79): 26. 37 . رجبی، «قانونمندی تاریخ و جامعه»، تاریخ در آینه پژوهش، ش 2، ص 45 و 46. 38 . بنگرید به: رجبی، محمود، «قانونمندی تاریخ و جامعه»، تاریخ در آینه پژوهش، ش 2. سید ضیاءالدین میرمحمدی، دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن دانشگاه معارف اسلامی. محسن الویری، استادیار دانشگاه باقرالعلوم (ع). منبع: فصلنامه تاریخ و تمدن - شماره 4ادامه دارد....................
قرآن
01:00 - 9 اردیبهشت 1392

85 بازدید




1 پاسخ