«امنیت»؛ ابعاد و سازوکارهای تأمین آن در روایات

هر چه نظام سیاسی، مردمی‌تر باشد و تأمین مصالح عمومی را بیشتر مدّ نظر داشته باشد از ایمنی و ثبات بیشتری برخوردار خواهد بود. از سوی دیگر هر قدر حکومت و این جامعة ایمانی و امت اسلامی بیشتر آمر به معروف و ناهی از منکر باشند از امنیت بیشتری برخوردار خواهند بود.
چکیده در این نوشتار، موضوع امنیت بر اساس شواهد روایی و از منظرهای معنوی، فردی و اجتماعی، سیاسی و نظامی، اقتصادی و حقوقی و قضایی، تشریح و تدوین گشته است. در این راستا نگرش روایات اسلامی دربارة مفهوم متحول و پیچیدة امنیت و نیز نقش ایمان و امنیت معنوی، به‌عنوان سرچشمه و مبنای اصلی کلیة ابعاد امنیت بررسی شده است که معلوم می‌گردد بین این ابعاد، هم‌پیوندی و توازن عمیقی برقرار است. هرگونه ناامنی در هر عرصه‌ای، ریشه‌اش به بی‌ایمانی و صفات متقابل ایمان؛ مانند شرک، کفر، ظلم، استکبار و ... برمی‌گردد و حال آنکه مؤمن و صفات ایمانی، اصلی‌ترین خاستگاه صدور کنش‌های امنیت‌زا می‌باشد؛ ازآن‌رو که بسترسازی حیات معنوی طیبه و حسنه برای تربیت و تهذیب افراد در حوزه رفتارهای فردی و اجتماعی و فاصله‌گرفتن آنها از حیات سیئه و غیر ایمانی، اصلی‌ترین سازوکار تأمین امنیت در روایات اسلامی است. واژگان کلیدی:روایات، ایمان، امنیت اجتماعی، امنیت سیاسی، امنیت اقتصادی، امنیت قضایی مقدمه امنیت از موضوعات بسیار مهمّی است که در قرآن و روایات، بسیار به آن اشاره شده است. همچنین، یکی از مفاهیم با اهمیت، پیچیده و جدید در دنیای امروز می‌باشد؛ به‌گونه‌ای که در بسیاری از مباحث سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... مطرح شده و یکی از اساسی‌ترین اهداف و کارویژه‌های همة نظامهای سیاسی در کلیة اعصار و دوران بشری بوده است.
اگر چه در فقه و معارف اسلامی، کتاب و باب مستقلی در موضوع امنیت وجود ندارد، اما در حوزة موضوعاتی؛ مانند ایمان، صفات مؤمنین، جهاد، امر به‌معروف و نهی از منکر، دفاع فردی و عمومی، جهاد، برقراری قسط و عدل، قضاوت، اجرای حدود الهی، امانت و امانتداری، برخورد با اشرار، محاربان، باغیان، یاغیان، مفسدان و جاسوسان، رفع فقر و محرومیت، عدم سلطة بیگانگان، نوع تعامل با کفار و مشرکین و... مطرح شده است. پژوهش حاضر نیز بیشتر در راستای تنویر، تفصیل، تبویب و تدوین دیدگاه‌های اسلامی در مورد امنیت، بر اساس روایات انجام شده است. بر همین مبنا در پاسخ به این سؤال که از منظر روایات اسلامی، چه ارتباط و پیوندی میان ابعاد امنیت وجود دارد، خواهیم گفت: به نظر می‌رسد به‌گونه‌ای که در روایات معصومین: آمده است، ایمان و امنیت معنوی، سرچشمه و مبنای اصلی کلیة ابعاد امنیت و سازوکارهای تأمین آن بوده و بین این ابعاد، هم‌پیوندی و توازن عمیقی برقرار است و هر گونه قوت یا ضعف و ناامنی در یک بُعد بر سایر ابعاد و حوزه‌ها تأثیر می‌گذارد. در راستای بررسی این فرضیه ، موضوع امنیت و ابعاد و انواع آن در روایات بررسی شده، سازوکارهای روایی تأمین امنیت ذکر خواهد گردید.[1] 1- ارزش و اهمیت امنیت
واژة امنیت به این شکل یا به‌صورت «امنیة» در متون اسلامی موجود نیست و بیشتر توجه به این موضوع با عبارات و مشتقاتی از ثلاثی‌ مجرد «اَمِنَ» صورت پذیرفته است. ریشة لغوی واژة امنیت از ثلاثی مجرد «امن» و با مشتقاتی مانند «استیمان»، «ایمان» و «ایمنی» است که به‌مفهوم اطمینان و آرامش در برابر خوف و فقدان خوف، دلهره و نگرانی تعریف شده است که شامل دو بعد ایجابی و سلبی می‌شود. در سخنان معصومین: مطالب فراوانی دربارة اهمیت و ضرورت امنیت وجود دارد که در بخش ابعاد امنیت، به‌طور تفصیلی به آنها اشاره خواهد شد و در اینجا از باب شناخت اهمیت این موضوع، چند نمونه ذکر می‌شود. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند:«من اصبح معافی فی بدنه آمناً فی سربه عنده قوت یومه فکانّما خیرت له الدنیا بحذافیرها» (تنکابنی، 1374: 59)؛ هر که تنش سالم است و در جماعت خویش ایمن است و قوت روز خویش دارد، جهان سراسر مال اوست. همچنین فرموده‌اند: «الاَمنُ و العافیةُ نعمتان مغبون فیها کثیرٌ من الناس» (همان)؛ امنیت و سلامت دو نعمت است که بسیاری از مردم در آن مغبونند. در مورد اهمیت و جایگاه برجستة امنیت در اسلام، همین نکته کافی است که امنیت در روایت مشهوری در زمرة یکی از دو نعمتی قرار گرفته است که انسان قدر آن را نمی‌شناسد، مگر اینکه به مصیبتی گرفتار شود: «النعمتان مجهولتان الصحة و الامان».[2] امنیت در این روایت شامل کلیة ابعاد این مفهوم می‌باشد.
نهج‌البلاغه نیز مشحون از اشارات وافر امام علی (ع) در زمینة اهمیت امنیت است. حضرت امیر (ع) یکی از ویژگی‌های عصر جاهلیت را فقدان امنیت و پرفتنه‌بودن این دوران می‌داند؛ عصری که به تعبیر ایشان، فتنه‌ها، مردم را لگدمال و با سُم‌های محکم خود، نابودشان کرده بود. مردم حیران و سرگردان، بی‌خبر و فریب‌خورده، در کنار بهترین خانه (کعبه) و بدترین همسایگان (بت‌پرستان) زندگی می‌کردند و خواب آنها بیداری و سُرمة چشم آنها اشک بود. در چنین وضعیتی، اسلام با ماهیتی امنیت‌آور، توسط پیامبر نازل و معرفی شد (سیدرضی، 1351: 34-37). در این وضعیت بود که «خداوند اسلام را وسیلة امنیت برای گروندگانش قرار داد[3] (همان: 146) و برای امنیت از ترسها» (همان: 494).[4] امام صادق (ع) زندگی بدون امنیت را ناقص و ناگوار شمرده‌ است: «خمس خصال من فقد منهن واحدة لم یزل ناقص العیش، زائل العقل، مشغول القلب؛ فالاولها صحة البدن و الثانیة الأمن و ...» (مجلسی، بی تا، ج 78: 171)؛ پنج چیز است که حتی اگر یکی از آنها برقرار نباشد، زندگی ناقص و ناگوار است؛ عقل نابود می‌شود و مایة دل‌مشغولی می‌گردد. اولین این پنج چیز، سلامتی و دومین آن امنیت است.
در روایتی در تحف العقول از امنیت در کنار عدالت و فراوانی به‌عنوان نیازهای مردم یاد شده است: «ثلاثة اشیاء یحتاج الناس طرّاً الیها: الامن و العدل و الخصب» (ابن شعبه الحرانی، 1404 ق: 334)؛ سه چیز است که همة مردم به آن نیاز دارند: امنیت، عدالت و فراوانی.امام علی (ع) در بحث اهداف عالیة حکومت، یکی از دلایل پذیرش حکومت از سوی خویش را تأمین امنیت برای بندگان مظلوم و محروم و حمایت از آنها برمی‌شمارد. همچنین در بیان نقش و اهمیت امنیت می‌فرماید: «رفاه زندگانی در امنیت است»[5] (تمیمی آمدی، 1360، ج4: 100) و «هیچ نعمتی گواراتر از امنیت وجود ندارد»[6] (همان: 435). در نامة 53 (عهدنامة مالک اشتر)، صلح از آن جهت از سوی امام، مقدس و مطلوب به‌حساب آمده که راهی برای برقراری امنیت است: «فان فی‌ الصلح دعة لجنودک و راحة لهمومک و امناً لبلادک» (سیدرضی، 1351: 424)؛ به‌درستی که آسایش رزمندگان و آرامش فکری تو و امنیت کشور در صلح تأمین می‌گردد.در روایات اسلامی، یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های عصر آرمانی پس از ظهور امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برقراری امنیت است؛ به‌گونه‌ای که امام مهدی خود را مایة امنیت اهل گیتی می‌نامند: «و انی امان لاهل الارض کما ان النجوم امان لاهل السماء» (مجلسی، بی‌تا، ج 78: 380)؛ و به‌درستی که من مایة امان اهل زمین هستم؛ همچنان که ستارگان، مایة امنیت اهل آسمانها می‌باشند.
امام علی دربارة ایمنی عصر ظهور و سرشاری آن دوره از امنیت فرموده‌اند:«لو قام قائمنا لانزلت السماء قطرها و لاخرجت الارض نباتها و ذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السبع و البهائم حتی تمشی المرأة بین العراق و الشام ... لا یهیحها سبع و لا تخافه» ( ابن شعبه الحرانی، 1404ق: 110)؛ زمانی که قائم ما قیام کند ـ به‌واسطة ولایت و عدالت اوـ آسمان‌، چنان که باید ببارد، می‌بارد و زمین نیز رستنی‌هایش را بیرون می‌دهد و کینه از دلهای بندگان زدوده می‌شود و بین دد و دام آشتی برقرار می‌شود؛ به‌گونه‌ای که یک زن میان عراق و شام پیاده راه خواهد رفت و آسیبی نخواهد دید ...؛ نه ددی او را آزار دهد و نه بترساند.آنچه ذکر شد به‌خوبی بیانگر اهمیت امنیت و جایگاه رفیع آن در اسلام است و بدین لحاظ، امنیت باید در تمامی برنامه‌ریزیها و راهبردهای مهم نظام اسلامی در مقامی مقدم و به‌عنوان وظیفه‌ای اساسی برای حکومت‌ها در نظر گرفته شود. 2- انواع و ابعاد امنیت2-1- امنیت معنوی (ایمان؛ سرچشمة اصلی امنیت)
در فرهنگ اسلام که برگرفته از روایات معصومین: است، مبنا و سرچشمه اصلی امنیت، ایمان الهی است که همة ابعاد وجودی انسانها را پوشش می‌دهد و دنیا و آخرت را شامل می‌شود. در این فرهنگ، اساس بر امان الهی و ایمان و ایمنی از عذاب و قهر خداوند متعال است تا انسان به اعتماد و اطمینان برسد و صاحب نفس مطمئنه گردد. امنیت اساسی که همان امنیت معنوی است با سکینه و دخول در دارالسلام امن الهی، احیای قلب، مبارزه با نفس و شهوات، سیر و سلوک الی الله و رسیدن به مدارج کمال، معرفت و شهود محاضر قدس میسر است. در بعضی از روایات از ایمان به شمشیر همیشه آماده در آزمون دنیا تعبیر شده است[7](محمدی‌ ری‌شهری،1362،ج1: 299). از پیامبر و امام صادق نقل شده که مؤمن، مؤمن نامیده شده است، چون از خدا امان می‌خواهد و خدا به او امان می‌دهد[8] (مجلسی، بی‌تا، ج 78: 196 و ج67 :60). امام علی (ع) نیز در فرازهای متعددی، امنیت اساسی و معنوی را میوة ایمان دانسته و آن را به افرادی که خداوند را ملجأ و پناهگاه خود نموده‌اند، نوید می‌دهد: «ایها الناس، انّه من استنصح الله وفّق و من اتخذ قوله دلیلاً هدی للّتی هی اقوم فانّ جار الله آمن و عدّوه خائف» (سیدرضی، 1351: 200)؛ ای مردم! هر کس خدا را ناصح و خیرخواه خود قرار دهد، موفق می‌شود و هر کسی قول او را دلیل و راهنما قرار دهد، به استوارترین راه، هدایت خواهد شد. کسی که خود را در پناه خداوند قرار دهد، در امنیت و آرامش خواهد بود و هر کس دشمن خدا باشد، خائف و هراسناک است.
امیر مؤمنان، نتیجة ایمان پویندگان راه خدا و مؤمنین را احیای عقل و قلب و میراندن شهوات و دستیابی به امنیت و آرامش روح و جسم می‌داند (همان: 326). ایشان مسائلی مانند فقر، مرض و بیماری قلب را بزرگترین محرومیت‌ها می‌داند؛ همان گونه که بزرگترین دردهای باطنی انسانها را کفر و شقاق و ضلال و نفاق می‌شمارد و این امر را از عوامل تهدیدکنندة ایمان و طمأنینة نفس و امنیت روح و روان و جسم و جان انسانها معرفی می‌کند: «الا و انّ من البلاء الفاقة و اشدّ من الفاقة مرض الجسم و اشد من مرض الجسم مرض القلب» (همان: 524). بر اساس روایات، ریشة امنیت معنوی فرد مؤمن و متقی، خوف الهی است. این خوف نیز با تأمین و تحصیل امنیت مذکور، تعامل کاملاً مستقیمی دارد؛ هر قدر که مؤمن از خدا ترسان باشد از غیر خدا نمی‌ترسد و دیگران او را صاحب هیبت می‌دانند. پیامبر اکرم (ص) فرموده که خدای متعال می‌فرماید: «به عزت و جلالم سوگند که یک بنده را دو امنیت و دو ترس با هم ندهم؛ اگر در دنیا از من ایمن است، در روزی که بندگانم را جمع کنم او را بترسانم و اگر در دنیا از من بترسد، روزی که بندگانم را جمع نمایم، ایمنش کنم»[9] (تنکابنی، 1374: 59) «... هر که از خدا ترسد، خدا همه‌چیز را از او بترساند»[10] (همان: 139).
نبیّ خاتم، امید و خوف را برای مؤمن، سرچشمة سعادت و امنیت معرفی می‌کند:«من رجأ الله سعد و من خاف الله امن و الهالک المغرور من رجا غیر الله و خاف غیر الله و خاف سواه» (مجلسی، بی‌تا، ج7: 222).حضرت علی (ع) نیز ضمن اینکه ایمان را مایة امنیت می‌داند[11](همان، ج40: 163)، خوف الهی را عاملی برای رسیدن به امنیت می‌شمارد و مردم را به محاسبة نفس، عبرت‌گیری و بصیرت‌ورزی و تفهم و تعلّم ـ که در یک راستا و متعامل با هم ‌هستند ـ توصیه می‌نماید (همان، ج73: 70). امام موسی بن جعفر (ع) اعتقاد به وحدانیت الهی و جملة لا اله الا الله را مایة امنیت دنیوی و اخروی مؤمن می‌داند: «ان لا اله الا الله امن للمؤمن فی حیاته و عند موته و حین یبعث» (همان، ج93: 203). 2-1-1- سازوکارهای تأمین امنیت معنوی از آنجا که تمامی روایات معصومین در این زمینه، به‌طور صریح بر تعامل مثبت بین ایمان و امنیت تأکید دارند، می‌توان سازوکار‌های زیر را به‌طور خلاصه، به‌عنوان عوامل تحصیل امنیت معنوی برشمرد:
1- امام علی، چهار رکن ایمان را توکل بر خدا، واگذاشتن کارها به خدا، گردن‌نهادن به فرمان خدا و راضی‌بودن به قضای الهی، ذکر کرده است[12](همان، ج78: 63 و ج72: 33). به بیان آن حضرت، عزت نفس، خویشتن‌داری و خرسندبودن به قدر کفاف، از پایه‌های ایمان است (محمدی‌ ری‌شهری،1362،ج1: 319).به فرمایش پیامبر اکرم (ص) ایمان دارای ده رکنِ شناخت، فرمانبری از خدا، علم، عمل، پاکدامنی، سخت‌کوشی، شکیبایی، یقین، خشنودی و تسلیم (در برابر خدا) است که اگر هر یک از این ده رکن، کم شود، رشتة‌ ایمان از هم پاشیده می‌شود (مجلسی، بی‌تا، ج69: 175). از نظر امام صادق (ع) پارسایی، ایمان را در بنده، استوار و طمع و آزمندی، ایمان را از دل بیرون می‌کند؛ همچنان که علایم پنجگانة مؤمن از دیدگاه امام سجاد (ع) ، پارسایی در خلوت، صدقه‌دادن هنگام تنگدستی، صبر هنگام مصیبت، حلم‌ورزی هنگام عصبانیت و صداقت در زمان خوف می‌باشد (محمدی‌ ری‌شهری، 1362، ج1: 34).البته این ارکان و ویژگی‌های ایمان و مؤمنین از باب نمونه ذکر شد که کسب آنها، شرط اصلی دستیابی به امنیت معنوی است و شرایط متعددی برای تحقق این امنیت وجود دارد که باید به کتب روایی مراجعه نمود. 2-2- امنیت فردی و اجتماعی
امنیت فردی، عبارت است از حالتی که فرد، در آن از لحاظ جسمی و روحی، فارغ از ترس نسبت به آسیب‌رسیدن به جان، مال یا آبروی خود یا ازدست‌دادن آنها زندگی کند و امنیت اجتماعی به‌معنای امنیت جان، مال، آبرو و موقعیت شخص از جانب عوامل اجتماعی می‌باشد. در اندیشة اسلامی، امنیت فردی و اجتماعی را باید در سایة تقوا، عدالت، رعایت حرمت و حقوق انسانها، دفاع از مظلومان، برخورد با مفسدان و مجرمان، رفع فقر، تأمین رفاه و معیشت مردم، حفظ آزادیهای مشروع، حاکمیت عادلانه، حقانی و قانونی و به‌طور کلی در معیارهای انسانی و الهی جست‌وجو کرد. البته با توجه به ارتباط زیاد مباحث امنیت فردی و اجتماعی با مباحث امنیت سیاسی، برخی از مباحث مشترک، در گفتار امنیت سیاسی مطرح خواهد شد.از سویی از دیدگاه روایات، ریشه و اساس کلیة ابعاد امنیت از جمله امنیت فردی و اجتماعی نیز در ایمان و باورهای عمیق دینی و امنیت معنوی نهفته است که آنها را نیز باید در تقویت بنیادهای معنوی جامعه جست‌وجو کرد. در بحث امنیت فردی و اجتماعی، شاید اولین نکته‌ای که در روایات، جلب توجه می‌کند، حرمت و کرامت و ارجمندی مؤمنین به‌طور خاص و انسانها به‌طور عام است. امام صادق (ع) می‌فرماید: «حرمت مؤمن از کعبه بیشتر است»[13] (مجلسی، بی‌تا، ج67: 71 و ج68: 16).
روایت شده که پیامبر اکرم (ص) به کعبه نگاه کرد و فرمود: «آفرین به تو خانه؛ چقدر نزد خدا ارجمند و محترمی! به‌خدا قسم حرمت مؤمن از تو بیشتر است؛ زیرا خداوند از تو یک چیز را حرام کرد و از مؤمن سه چیز را: مالش را، خونش را و گمان بد بردن به او را ... (همان، ج 67: 71)؛ همان‌گونه که مرد را زن و فرزندانش می‌شناسند، مؤمن در آسمان شناخته می‌شود. او نزد خدا از فرشتة مقرب گرامی‌تر است» (همان، ج 68: 19). در احادیث قدسی متعددی نیز خداوند متعال بر حرمت و مقام والای مؤمن تصریح نموده است. از جمله می‌فرماید: «به عزت و جلالم سوگند، آفریده‌ای نیافریده‌ام که نزد من محبوب‌تر از بندة مؤمنم باشد»[14] (همان، ج 71: 158).پیامبر اکرم در حدیث بلیغی حرمت مسلمان را چنین بیان فرموده‌اند: «همه چیز مسلمان، از مال و آبرو و خونش بر مسلمان حرام است. برای مرد همین شر بس که برادر مسلمان خویش را تحقیر کند»[15] (تنکابنی، 1374: 138). در بسیاری از روایات، حفظ امنیت سایر افراد و به‌تعبیر دیگر، عدم ایذاء و آزاررسانی از نشانه‌های مؤمنین به‌شمار آمده است؛ تا جایی که صفاتی مانند تعرض، خشونت، آبروریزی سایرین، ایجاد ناامنی و رعب و هراس در تقابل کامل با ایمان و رفتار مؤمنانه به‌حساب آمده است. به‌عنوان نمونه به چند روایت اشاره می‌کنیم: ـ امام حسین (ع) فرمود: «مؤمن کسی است که همسایه‌اش از شرّ او در امان باشد. راوی از امام پرسید: منظور از شر چیست؟ امام فرمود: یعنی از ظلم و جور و غضب او [ایمن باشد]» (الحر العاملی، 1409ق، ج12: 126).
ـ پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «به شما بگویم که چرا مؤمن، مؤمن نامیده شده است؛ چون جان و مال مردم از (تعرض) او در امان است»[16] (همان، ج67: 60). ـ امام صادق (ع) فرموده‌اند: «شش چیز در مؤمن نباشد؛ تنگدستی، تیره‌روزی (یا بی‌خیری)، حسادت، لجبازی، دروغ، تجاوزگری و زورگویی»(همان، ج 78: 262). ـ پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «کمترین کفر این است که انسان از برادرش سخنی بشنود و آن را نگه دارد تا با آن، او را رسوا سازد. این افراد بهره‌ای از خوبی نبرده‌اند» (همان، ج 77: 193). ـ همچنین فرموده‌اند:‍ «روا نیست که مسلمانی مسلمان دیگر را بترساند ... مسلمان را مترسانید که ترسانیدن مسلمان، ستمی بزرگ است ... . هر که به خدا و روز جزا مؤمن است، مسلمانی را نترساند ... . هر که مؤمنی را بترساند بر خدا واجب است روز قیامت ایمنش نکند» (تنکابنی، 1374: 139). ملاحظه می‌شود که امنیت در تفکر اسلامی، نه‌تنها در مورد جان و مال و عمل و حقوق و آزادیهای مربوط به این موارد صادق است، بلکه شامل شخصیت و شرف و حیثیت نیز می‌باشد؛ تا جایی که پیامبر خاتم فرموده است: «کسی که به مؤمنی اهانت کند، به‌تحقیق با من به جنگ پرداخته است»[17] (قمی، بی‌تا، ج1: 41) و «سَبّ مؤمن مایة فسق است و جنگ با او مایة کفر؛ خوردن گوشت وی [غیبت]، گناه و حرمت مالش همانند حرمت خونش می‌باشد» (همان).
این‌گونه احادیث به‌طور کامل و صریح بر حرمت و حفظ امنیت اشخاص تأکید دارند؛ به‌گونه‌ای که حتی لطمه‌واردکردن به حیثیت، شرف و شخصیت مؤمن برای خودش نیز جایز نیست[18] (الحر العاملی، 1409ق، ج11: 424).چنین نگرشی نسبت به حرمت‌داشتن امنیت فردی و اجتماعی افراد، تنها شامل مسلمانان نیست؛ بلکه تمامی کسانی که در ذّمه و پناه کشور اسلامی زندگی می‌کنند؛ اعم از اینکه مسلمان باشند یا غیر مسلمان. بهترین نمونة این نگرش، اظهار ناراحتی و تأسف امام علی (ع) از تعدی به زنان مسلمان و غیر مسلمانی می‌باشد که در جنگ مورد هجوم قرار گرفته و زیورها و خلخالهای آنان توسط مهاجمین ربوده شده است. امام علی از نبردهای موسوم به غارات به دلیل آنکه حرمت انسانها، از مسلمان و غیر مسلمان شکسته می‌شد، رنج می‌برد. آن حضرت هنگامی که نیروهای فرماندار معاویه (سفیان بن عوف غامدی) به شهر انبار حمله بردند و پس از قتل فرماندة منطقه (اشرش)، دست به تعدی و تجاوز نسبت به مردم زدند، چنین فرمود:
«و اینک، فرماندة معاویه (مرد غامدی) با لشگرش وارد شهر انبار شده و فرمانده [منصوب] من (حسان‌ بن حسان بکری) را کشته و سربازان شما را از مواضع مرزی بیرون رانده است. به من خبر رسید که مردی از لشگر شام به خانة زنی مسلمان و زنی غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده وارد شده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره‌های آنها را به‌غارت برده است؛ در حالی که هیچ وسیله‌ای برای دفاع، جز گریه و التماس‌کردن نداشته‌اند ... . اگر برای این حادثة تلخ، مسلمانی از روی تأسف بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار است» (سیدرضی، 1351: 58). 2-2-1- سازوکارهای تأمین امنیت فردی و اجتماعی از مجموع مطالبی که از روایات نقل شد، سازوکارهای روایی تأمین امنیت فردی و اجتماعی را می‌توان به‌طور خلاصه این‌گونه ذکر کرد: 1- تأکید بر اصل کرامت و ارزش والای انسان و حفظ حرمت، شرافت، شخصیت، حیثیت و حریم او چه در حوزة فردی و چه در حوزة اجتماعی و مخالفت با هرگونه تعدی به این کرامت و حرمت؛ به‌ویژه از سوی نظام سیاسی و نهادهای آن. 2- تمهید و بسترسازی حیات معنوی و حیات مادی افراد جامعه و تلاش در جهت تقویت، بالندگی و تکامل ایمان مردم در حیات فردی و اجتماعی و افزایش تربیت، تهذیب و تزکیة آحاد اجتماع و تشویق آنها به انجام اعمال صالح؛ مانند: ایثارگری، امانتداری، آبروداری، خیرخواهی، سودرسانی، ملایمت در رفتار، رازپوشی، چشم‌پوشی از انتقام و مسالمت‌جویی؛ حتی در برخورد با جاهلان.
3- تأمین نظم متکی بر عدالت که در آن حقوق انسانها از هر نوع تجاوز و تعرضی مصون باشد. 4- مقابله با ظلم، فساد و اِفساد و ایجاد هر نوع بی‌نظمی و اختلال در روابط فردی و اجتماعی و محیط نظام سیاسی و مقابلة قانونی با خائنین، منافقین، مجرمین، بزهکاران و توطئه‌گران و تهدیدکنندگان امنیت.بدیهی است که نظام سیاسی، وظیفه دارد تا با انجام بهینة وظایف محوله و با برنامه‌ریز‌یهای صحیح و وضع قوانین تشویقی و تنبیهی، زمینه‌های لازم برای تحقق این راه‌کارها را در حوزة فردی و اجتماعی فراهم نماید. 2-3- امنیت سیاسی و نظامی امنیت سیاسی با امنیت اجتماعی پیوند عمیقی دارد؛ زیرا امنیت اجتماعی به‌دنبال ایجاد امنیت و آسایش زیست جمعی و مدنی افراد از طریق قوانین و إقامة نظم و حکومت است و امنیت سیاسی به‌معنای تأمین آرامش و طمأنینة لازم توسط حاکمیت یک کشور برای شهروندان قلمرو حکومت خویش از راه مقابله با تهدیدات مختلف خارجی و همچنین تضمین حقوق سیاسی آنان در مشارکت جهت تعیین سرنوشت اجتماعی و سیاسی از طریق حکومتی مردم‌سالار است.غرض از بیان این مقدمه دو چیز است: اول آنکه با توجه به هم‌پیوندی کلیة ابعاد امنیت به‌ویژه هم‌پیوندی افزون‌تر امنیت سیاسی و اجتماعی، کلیة شواهد قرآنی و روایی که در باب امنیت اجتماعی ذکر گردید، در مبحث امنیت سیاسی نیز صادق است؛ لذا از ذکر آنها خودداری می‌شود.
دوم آنکه علت ذکر توأمان امنیت سیاسی و نظامی روشن گردد؛ چون همان‌طور که گفته شد، یکی از وظایف اصلی حکومت‌ها و یکی از مصادیق اصلی امنیت سیاسی، مقابله با تهدیدات خارجی و داخلی و تأمین امنیت نظامی است. امنیت در کلیة ابعاد، به‌ویژه در دو بعد مهم سیاسی و نظامی، مورد توجه اکید معصومین: بوده است. نهج‌البلاغه، آیینه تمام‌نمای این نوع نگرش و عنایت است. به‌عنوان نمونه، امنیت مبتنی بر نظم و قانون الهی، همواره مورد تأکید امام علی (ع) و از اهداف و آرمانهای ایشان بود؛ به‌گونه‌ای که ایشان به‌خاطر ضرورت وجود امنیت و قدرتی نظم‌آفرین، معتقد به محال‌بودن عدم وجود حکومت است و حتی حکومت بد و قوانین نامطلوب را از هرج‌ومرج و بی‌قانونی بهتر و آسیب و تباهی‌اش را کمتر می‌داند؛ زیرا در برابر بی‌قانونی و هرج‌ومرج، تمام راه‌های نجات مسدود و کلیة امور و حدود تعطیل می‌گردد و فتنه ‌حاکم می‌شود. امیر مؤمنان، عدم وجود نظم اجتماعی و قانونمداری و به‌دنبال آن، عدم برقراری امنیت را از اسارت انسان در چنگال حیوانی درنده بدتر می‌داند و می‌فرماید: «امام عادل خیر من مطر وابل [و] سَبُعٌ حطوم اکول خیر من وال غشوم ظلوم و وال غشوم خیر من فتنه تدوم» (دلشاد تهرانی، 1377: 60)؛ پیشوای دادگر از باران پیوسته [که همه چیز را بارور می‌کند] بهتر است و جانور درنده، از فرمانروای ستمکار بهتر است و فرمانروای بیدادگر از هرج و مرج و فتنه‌ای که ادامه یابد نیکوتر است.
امام‌ علی (ع) در خطبة 131، ضمن بیان آرمانها و اهداف عالیة اقامة حکومت، یکی از اساسی‌ترین آن اهداف را ایجاد امنیت به‌ویژه برای مظلومین جامعه به‌شمار می‌آورد. امام ضمن تضرع به خداوند عرض می‌کند: «اللهم انک تعلم انّه لم یکن الذی کان مِنّا منافسة فی سلطان و لا التماس شیءٍ من فضول الحطام و لکن لِنُردَ المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک، فیَأمن المظلومون من عبادک و تقام المعطّلة من حدودک» (سیدرضی، 1351: 406-407)؛ بار الها! تو آگاهی که هدف ما از قیام، عشق به قدرت و دستیابی به فزونی متاع دنیا نیست و تنها بدان منظور است که نشانه‌های دین تو را به جایی که بود، بازگردانیم و اصلاح را در شهرهای تو ظاهر سازیم تا بندگان ستمدیده‌ات در امان باشند و حدود ضایع‌گشتة تو اقامه شود. بدین ترتیب، امام علاوه بر احیای دین و حاکم‌ساختن شعائر و قوانین الهی و اقامة حدود الهی، ایجاد امنیت و حمایت از بندگان مظلوم و محروم، برچیدن آثار فتنه و فساد، مستقرساختن صلاح، پاکی، صلح و صمیمیت و طرد عناصر فاسد و مفسد را به‌عنوان اهداف عالیة خود در قبول حکومت و زعامت دنیوی اعلام نموده‌اند. در این فراز، امام (ع) فراهم‌کردن امنیت همه‌جانبه را مقصد اساسی می‌دانست که در سایة آن، رشد و تعالی مردمان سامان می‌یابد.
ایشان، اسلام را مایة امنیت اساسی معرفی کرده و فرموده‌ است:«الحمدلله الذی شرع الاسلام ... فجعله امناً لمن علقه» (همان: 313)؛ سپاس خدای را که راه اسلام را گشود ... و آن را برای هر که به آن چنگ زند، مایة امنیت قرار داد.ازاین‌رو، می‌توان استنباط کرد که یکی از راه‌های دستیابی به امنیت، آموزش آموزه‌های دینی به مردم است. امیرالمؤمنین (ع) در خطبه‌ای(خطبة چهلم نهج البلاغه) که بعد از جنگ صفین و خطاب به خوارج ایراد فرمود، به مباحث مهمی دربارة حکومت و ضرورت آن و از جمله هفت وظیفة حاکم عادل الهی اشاره می‌کند که سه وظیفة آن به‌گونه‌ای مستقیم با موضوع امنیت مرتبط است.ایشان نخست از مغالطة خوارج با شعار «لاحکم الا لله» پرده برمی‌دارد و می‌فرماید: «سخن حقی است که معنای باطلی از آن اراده شده است». سپس به ضرورت تشکیل حکومت می‌پردازد و برای اثبات این مدعا در عباراتی کوتاه و پر معنا چند دلیل روشن را بیان می‌فرماید.
به بیان ایشان، مردم نیازمند امیری هستند؛ نیکوکار یا بدکار و اگر توفیق پیروی از حاکم نیکوکاری نصیبشان نشود، وجود امیر فاجر از نبود حکومت بهتر است. سپس به فواید و برکات معنوی و مادی حکومت اشاره می‌کند:«و انه لا بد من امیر برّ او فاجر یعمل فی امرته المؤمن و یستمتع فیها الکافر و یبلغ الله فیها الاجل و یجمع به الفیء و یقاتل به العدو و تأمن به السبل و نوخذ به للضعیف من القوی حتی یستریح برُّ و یستراح من فاجر» (سیدرضی، 1351: 72-73)؛ و به‌درستی که مردم به زمامداری نیک یا بد، نیازمندند تا مؤمنان در سایة حکومت، به کار خود مشغول و کافران هم بهره‌مند شوند، مردم در استقرار حکومت، زندگی کنند. به‌وسیلة حکومت، بیت‌المال جمع‌آوری می‌گردد و به ‌کمک آن با دشمنان می‌توان مبارزه کرد، جاده‌ها امن و امان گشته، حق ضعیفان از نیرومندان گرفته می‌شود و نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران در امان و آسایش می‌شوند.در این بیان مهم، تعامل میان ایمان و امنیت و ضرورت تأمین امنیت از سوی حکومت برای همة شهروندان اعم از مسلمان و غیر مسلمان به‌خوبی مشاهده می‌گردد. ازاین‌رو، می‌توان آرمانهای حکومت علوی را چنین خلاصه کرد و جایگاه امنیت را در آنها بدین‌گونه نمایان ساخت: 1- بسترسازی و تمهید حیات مادی و معنوی مؤمنان. 2- تأمین حقوق شهروندان و در امان‌بودن غیر مؤمنان و تأمین حیات مادی‌ ایشان. 3- تأمین امنیت و استیفای حقوق مردم به‌ویژه مظلومان. 4- به سامان‌رساندن نظام اقتصادی برای ادارة صحیح و توانمند جامعه.
امام (ع) در عهدنامة مالک اشتر ـ که منشوری برای آرمانها و مقاصد حکومت علوی است ـ از جمله وظایف مالک در استانداری مصر را «جمع‌آوری خراج مصر، جهاد با دشمنان آن، اصلاح اهل‌ آن و عمران و آبادنمودن آن» بیان می‌فرماید (همان: 410).با استناد به این فرمان می‌توان بخشی از آرمانهای اساسی حکومت را، انتظام اقتصادی جامعه، تأمین امنیت، توجه به رشد، اصلاح، تربیت و بالندگی افراد، آبادانی مملکت و تأمین رفاه عمومی دانست. از این بیان می‌توان استنباط کرد که بین تأمین امنیت و موضوعاتی مانند: سامان‌یافتن نظام اقتصادی، میزان آبادانی و رفاه اقتصادی و پرورش و بالندگی معنوی افراد جامعه، ارتباط مستقیمی وجود دارد که از دیدگاه امام، امنیت در این زمینه و در ارتباط با این اهداف، نقش محوری و پایه‌ای داشته و با استقرار آن، بقیه این اهداف در نظام سیاسی محقق خواهند شد؛ همچنان که ایشان، رفاه زندگی را در امنیت دانسته[19] (تمیمی آمدی، 1360، ج4: 100)، هیچ نعمتی را گواراتر از امنیت نمی‌داند[20] (همان، ج6: 435) و بدترین شهرها و وطن‌ها، شهر و موطنی است که در آن، امنیت نباشد[21] (همان، ج4: 165و171).
موضوع مهم دیگر در مبحث امنیت در نظام سیاسی، نقش اساسی امام و رهبر در حفظ وحدت جامعه و جلوگیری از آسیب‌پذیری آن از تفرقه و فروپاشی است. امام، اسوة ایمانی و الهی در روی زمین است و همان‌طور که گفته شد، ایمان نیز سرچشمة امنیت در تفکر اسلامی است. حضور امام و رهبر، محور اتحاد، وحدت و الفت جامعه و امت اسلامی است و این وحدت تفرقه‌ستیز نیز امنیت‌آور و ایجادکنندة سکینه و طمأنینه سیاسی و اجتماعی است. امامت و رهبری از دید امام علی (ع) ، نقش مستقیم و مؤثری در وحدت و یکپارچگی امت دارد؛ زیرا امتی که با داشتن هدف الهی در مسیر تکامل گام برمی‌دارد، به‌ناچار باید به رهبری تمسک جوید که خود، تبلوری از آرمان الهی و نیز مورد قبول و پذیرش و مقتدا و دلیل تحرک و پویایی باشد. امام در خطبه146 ضمن اشاره به سیاستی که زمامدار باید جهت حفظ نظام به‌کار گیرد، لزوم حکومت و نقش آن در وحدت امت را چنین بیان می‌فرماید:
«و مکان القیّم بالامر مکان النظام من الخَرَز و یضُّمهُ فاذا انقطعَ النظامُ تَفَرَّق و ذهب ثم لم یجتمع بحذافیره ابداً» (سیدرضی، 1351: 198)؛ جایگاه رهبر، چونان ریسمانی محکم است که مهره‌ها را متّحد ساخته و به هم پیوند می‌دهد. اگر این رشته از هم بگسلد، مهره‌ها پراکنده و هر کدام به‌سویی خواهند افتاد و سپس هرگز جمع‌آوری نخواهند شد.امام با این تشبیه ساده، بر این مطلب تأکید می‌کند که رسیدن به آرمان عالیِ وحدت امت، بستگی به وجود قیم و سرپرستی دارد که به‌دور از اختلاف ‌نظرها و جدای از عوامل تفرقه و تبعیض، امت را در یک محور بنیادین گردآورده، متشکل سازد و از تشتت و تفرق که سبب آسیب‌پذیری و ناامنی است، مصونیت دهد. طبیعی است که چنین شرایطی در هر زمامداری وجود ندارد؛ بلکه در زمامداری صالح و عادل جمع می‌شود تا وی با توجه به رمز وحدت و با اهتمام به پرکردن شکافها و از بین بردن تبعیض، زمینة ایجاد اتحاد و همبستگی امت را در پرتو مکتب توحید فراهم سازد و جامعه و افراد آن را به حیاتی طیبه و حسنه در بهترین و ایمن‌ترین بلاد رهنمون سازد.این برداشت از امامت و همچنین تعامل آن با امنیت به نحو بسیار زیبایی در کلام معصومین: آمده است.
از جمله پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «ستارگان مایة امان اهل آسمانند و اهل ‌بیت من، مایة امان اهل زمین. هنگامی که ستارگان بروند، بر سر آسمان آنچه که از آن اکراه دارد خواهد آمد و هنگامی ‌که اهل‌ بیت‌ من نیز نباشند؛ اهل زمین دچار آنچه از آن اکراه دارند خواهند شد.منظور من از اهل بیتم، امامانی است که خداوند ـ عزوجل ـ اطاعت از آنها را با اطاعتِ از خویش مقایسه کرده و مقارن اطاعت از خویش دانسته است؛ همچنان که خداوند فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ» (نساء (4): 59). «امامان و یا اولوا‌الامر، معصومین و مطهرینی هستند که گناه و معصیت نمی‌کنند. آنان تأیید‌شدگان موفق و راهنمایان راست‌قامتند. خداوند رزق و روزی بندگانش را به‌واسطة آنها فرو می‌فرستد و بلادش را به‌واسطة ایشان آباد می‌سازد و باران را از آسمان توسط آنها نازل کرده و به‌واسطة آنان برکت‌های زمین را آشکار و خارج می‌سازد. اگر خداوند به گناهکاران، مهلت داده است و در عقوبت و مجازاتشان به وسیلة عذاب، عجله نمی‌کند، به‌خاطر آنهاست. نه روح‌القدس از آنها جدا می‌شود و نه ایشان از روح‌القدس جدا می‌گردند. بین قرآن با آنها و آنها با قرآن، مفارقتی نیست» (مجلسی، بی‌تا، ج23: 19).
در حوزة سیاست و مباحث مرتبط با امنیت، نمی‌توان از تعامل موضوع عدالت با امنیت غافل شد و این نکته در بیان بسیاری از ائمة معصومین آمده است. امام علی‌ (ع) ، عدالت را رمز بقا، استحکام و ترقی نظام سیاسی و ضامن ثبات و امنیت واقعی و منافی خشونت به‌شمار می‌آورد. آن حضرت عدل را «رستگاری و کرامت»، «برترین فضایل»، «بهترین خصلت»، «بالاترین موهبت الهی» (قزوینی، 1371: 97، 100 و 112)،[22] «فضیلت سلطان»، «سپر و نگهدارندة دولت‌ها»، «مایة اصلاح رعیت»، «باعث افزایش برکات»، «مایة حیات آدمی و حیات احکام» و «مأنوس خلایق» ذکر می‌نماید. همچنین ایشان حکومت را مشروط به «عدالت‌گستری» دانسته و نظام آمریت را مبتنی بر «عدل» می‌دانند. این دیدگاه «ملاکی برای حکمرانی و قوی‌ترین بنیان برای ‌عدل است»؛ بنیانی که «قوام عالم به آن مبتنی است»[23] (محمدی‌ ری‌شهری، 1362، ج6: 78-90).مسألة مهم در سیرة امیرالمؤمنین (ع) این است که ایشان، هیچ وقت جهت حفظ امنیت و نظام سیاسی، از اجرای عدالت به‌نفع امنیت، عقب ننشسته‌اند؛ بلکه رعایت عدالت را ضامن امنیت و حفظ نظام و مایة روشنی چشم زمامداران و رسوخ محبت آنان در دل مردم دانسته‌اند: «تحقیقاً بهترین چیز (نور چشم) برای حاکمان، اقامة عدالت و استقرار عدالت در سطح کشور و جذب قلوب ملت است و این حاصل نشود، مگر به سلامت سینه‌هایشان [به خالی‌بودن از کینه و بغض حاکمان]» (سیدرضی، 1351: 988).
پس اگر زمامداران، عادل باشند قلب‌ها به‌سوی آنان جذب می‌گردد و این خود، تضمین‌کنندة استحکام ارکان دولت و پیوند آن با ملت است.عدل‌محوری نظام سیاسی باعث می‌شود که مردم برای رسیدن به آرمانها و خواسته‌های خود راه‌های منطقی را انتخاب و طی نمایند و در غیر این صورت، یأس از عدالت، انسانها را به نیرنگ، سوء استفاده و خلافکاری و تضعیف اخلاق عمومی و ازهم‌پاشیدگی اجتماعی می‌کشاند که خواه‌ناخواه نتیجة آن، تزلزل در امنیت و ثبات سیاسی نظام حاکمه و دولت خواهد بود. از دید امام (ع) رعایت عدالت از سوی رهبران و کارگزاران نظام اسلامی در سطوح مختلف سامانة سیاسی، منتج به نتایج مثبت فراوانی می‌گردد. این آثار برای رهبران عبارتند از: «استقلال و توان»، «نافذشدن حکم»، «ارزشمندی و بزرگ‌مقداری»، «بی‌نیازی از یاران و اطرافیان (از جهت وابستگی به آنها)»، «مورد ستایش‌قرارگرفتن زمان حکمرانی آنها» و «بالارفتن شأن، عظمت و عزت» ایشان[24] (تمیمی آمدی، 1360، ج5: 175، 193، 343، 390 و 396).
امام علی (ع) معتقد است که «هیچ چیزی مانند عدالت دولت‌ها را محافظت نمی‌کند» و عدل، سپر محکمی است که رعایت آن، موجب تداوم قدرت و اقتدار نظام سیاسی می‌گردد[25] (همان، ج5: 70 و 355 و ج2: 62 و 178).اما مهم‌ترین و فراگیر‌ترین اثر عدالت، سازندگی و اصلاح جامعه است؛ چرا که «عدل، سبب انتظام امور مردم و جامعه می‌شود» و اجرای عدالت «مخالفت‌ها را از بین می‌برد و دوستی و محبت ایجاد می‌نماید»[26] (قزوینی، 1371: 99، 100، 101، 138 و 175) و «هیچ چیز به‌اندازة عدالت نمی‌تواند مردم را اصلاح نماید»[27] (تمیمی آمدی، 1360، ج1: 101). همچنین عدالت در عمران و آبادانی کشور تأثیر به‌سزایی دارد[28] (همان: 193)، اگر عدالت در جامعه اجرا نشود، ظلم و ستم، جای آن را خواهد گرفت و نتیجة ظلم، آوارگی و بدبختی و در نهایت خشونت خواهد بود. حضرت، خطاب به یکی از والیان خود می‌فرمایند: «استعمل العدل و احذر العسف و الحیف فان العسف یعود بالجلاء الحیف یدعوا الی السیف» (سیدرضی، 1351: 1304)؛ در کارها به‌عدالت رفتار کن و از ستم و بیداد بپرهیز که ستم، رعیت را به آوارگی وا می‌دارد و بیدادگری، شمشیر در میان آورد. بنابراین، از منظر امام علی، عدالت‌ورزی زمامداران باعث رفع خشونت‌گرایی و طغیان مردم علیه حکومت می‌گردد و اطمینان و آرامش و محبّت به نظام سیاسی را به‌جای احساس یأس و سرخوردگی و تنفر از حکومت، در دل ایشان می‌نشاند و با افزایش محبت و وفاداری مردم به نظام، وحدت عمومی و امنیت و ثبات واقعی در جامعه، جایگزین تشتت، تفرقه و ناامنی و بی‌ثباتی می‌گردد.
در همین زمینه حضرت فاطمه (س) می‌فرمایند: «خدای سبحان ... عدالت را به‌منظور تأمین اطمینان و آرامش دلها لازم نمود و اطاعت مردم از حکومت را مایة انتظام ملت قرار داد و با امامت و رهبری، تفرقة آنها را رفع نمود و نیز عدالت در احکام را برای تأمین انس و همبستگی و عدم اختلاف و پرهیز از تفرقه قرار داد» (جوادی آملی، 23دی1368، شمارة 3082). از سویی در روایات، استبداد، تغلب و خودکامگی، منشأ ناامنی، بروز اغتشاشات، بی‌ثباتی سیاسی ـ اجتماعی و از هم پاشیدن حکومت به‌شمار آمده است. ازاین‌رو، جهت اِعمال بهینة قدرت سیاسی و دستیابی به آرمانهای عالیة حکومت‌ ـ و از جمله آنها امنیت ـ مراودة ملاطفت‌آمیز و مودّت‌بخش و فارغ از خشونت و تغلّب با مردم توصیه شده است. لذا در روایات، نهی شدیدی نسبت به استبدادورزی و تأکید فراوانی در مورد رعایت عدالت در حقوق متقابل مردم و حکومت شده است. اگر عدالت، متعامل با امنیت است، بدیهی است که ظلم نیز مقارن با ناامنی و بی‌ثباتی است.
در همین راستا حضرت علی (ع) در خطبة 207 نهج البلاغه، حقوق حکومت و مردم را طرفینی دانسته و این حقوق و رعایت آن را مایة انتظام روابط مردم و عزت دین آنان به‌شمار آورده است. آنگاه صلاح مردم را در صلاحیت حکومت‌ها و صلاح حکومت‌ها را در استواری استقامت مردم معرفی کرده و می‌فرماید: «هرگاه تودة ملت به حقوق حکومت وفادار باشند و حکومت، حقوق مردم را ادا کند، ارکان دین به پا خواسته، علایم و نشانه‌های عدل، بدون هیچ‌گونه انحرافی ظاهر خواهد شد و سنت‌ها در مجرای خود قرار خواهد گرفت و بدین‌سان، محیط و زمانه اصلاح گردیده، به ماندگاری دولت امید می‌رود و آزمندیهای دشمنان به نومیدی بدل می‌شود. ولی هنگامی که ملت بر حکومت خویش چیره‌ شوند یا حکومت با ملت خود از سر زورگویی و اجحاف درآید، اختلاف کلمه رخ داده، نشانه‌های جور آشکار می‌شود، دغل‌کاری در دین فزونی یافته، راه‌های اصلی سنت متروک می‌ماند، هوی و هوس مبنای عمل قرار گرفته قانون تعطیل می‌شود و بیماریهای نفسانی فزونی می‌گیرد؛ چنانکه از به‌تعطیل‌کشیدن حق، هر چند بزرگ باشد و عملی‌شدن باطل، گرچه چشمگیر باشد، کسی احساس نگرانی نمی‌کند.
پس نیکان، به ذلّت می‌افتند و اشرار، عزت می‌یابند و کیفرهای الهی در نزد بندگان، بس‌ گران می‌نماید» (همان: 681).امام (ع) با توصیه به عدم سختگیری زمامداران نسبت به مردم و ضرورت تخفیف‌دادن به آنها و مساعدت ایشان، خشنودی مردم را برای زمامدار، حائز اهمیت اساسی و مایة زیبندگی و آبادی کشور می‌داند و می‌فرماید: «‌باید برای تو پسندیده‌ترین کارها، میانه‌ترینشان در حق، شامل‌ترین در عدل و فراگیرترینشان در جلب خشنودی مردم باشد» (همان: 996). بدین‌ ترتیب، یکی از سازوکارهای تأمین امنیت، به‌ویژه در بعد سیاسی آن از دید امام علی (ع) ، وصول به تعامل صحیح بین حکومت و مردم و کسب رضایت عامه است که همان مشروعیت و مقبولیت در زبان سیاسی امروز است. جلب رضایت توده‌ها و اتکای بر آنان از نظر امام، پشتوانة امنیتی نظام سیاسی و جزء استحکامات و تکیه‌گاه‌های اصلی آن است. بدین‌ ترتیب، ایشان بر رضایت مردم تأکید نموده و جلب رضایت و اعتماد آنان را ضروری، مفید، مشکل‌گشا و مقتضای حق می‌داند و از والی می‌خواهد تا راه موفقیت و خدمت را از طریق توده و اکثریت بجوید؛ زیرا «بی‌شک فقط توده‌ها ستون فقرات جامعة دینی و تکیه‌گاه مکتب و وسیلة شکست دشمنان می‌باشند. پس باید بر آنها تکیه زد و به خواست و نیاز آنان توجه کرد» (همان).
عامة مردم، اکثریت جامعه هستند که از امکانات عادی و معمولی برخوردارند و گاه در محرومیت به‌سر می‌برند، ولی افراد پر توقع و خودخواهی نیستند و به کم قانع و به حق راضی‌اند. حکومت باید در پی تأمین رضایت آنها باشد؛ نه گروه خاصی که با برخورداری از امکانات فراوان، انتظار و توقعشان بسیار است و خودخواه و خودبین هستند. امام (ع) با همین حکمت و فلسفه و در راستای تأمین ثبات و طمأنینة اجتماعی و سیاسی، از «مالک» می‌خواهد که با مردم رابطه برقرار کند و از آنها فاصله نگیرد. ایشان، احتجاب حاکم از مردم را باعث گمراهی و بی‌اطلاعی از حقایق جامعه و ایجاد شک و تردید و بی‌اعتمادی در مردم می‌داند و بر صحت وجدان جمعی و قضاوت افکار عمومی تأکید نموده و ملاحظة آن را توسط زمامداران توصیه می‌نماید (همان: 992). امام، جماعت را رحمت و دست خدا را با جماعت می‌داند[29] (همان: 392). بدین ترتیب، می‌توان استنباط نمود که هر چه نظام سیاسی، مردمی‌تر باشد و تأمین مصالح عمومی را بیشتر مدّ نظر داشته باشد از ایمنی و ثبات بیشتری برخوردار خواهد بود. از سوی دیگر در روایات نیز آمده است که هر قدر حکومت و این جامعة ایمانی و امت اسلامی بیشتر آمر به معروف و ناهی از منکر باشند از امنیت بیشتری برخوردار خواهند بود و در حقیقت، این سنت حسنه، مایة استحکام و ایمنی ایمان و شریعت‌مداری نظام سیاسی و آحاد اجتماع خواهد بود.
امام علی (ع) در این زمینه می‌فرماید: «فمن امر بالمعروف شدَّ ظهر المؤمن و من نهی عن المنکر ارغم انف المنافق و امن کیده» (کلینی، 1411ق، ج2: 60)؛ پس هر کس امر به معروف نماید پشت مؤمن را گرمی و استحکام بخشیده و کسی که از منکر نهی کند، بینی منافق را به خاک مالیده و از مکر و کیدش امنیت یافته است.مسألة دیگر در مبحث امنیت سیاسی، دایرة وسیع تأمین امنیتی است که امام علی (ع) به مخالفین خود می‌داد؛ مثلاً خوارج تا وقتی که دست به شمشیر نبرده و محاربه پیشه نکرده بودند، همچنان از سهم بیت‌المال بهره‌مند می‌شدند. امام (ع) امنیت و آزادی بسیاری از شخصیت‌های مخالف زمان خویش را که با وی بیعت نکرده بودند، تضمین نمود و کسی را وادار به بیعت نکرد و یا از خواستشان باز نداشت که از جمله این افراد معروف، می‌توان عبدالله بن عمر، سعد بن ابی‌وقاص، حسان بن ثابت، کعب بن مالک، مسیلمة بن مخلد، ابوسعید خدری، محمد بن مسلمة، نعمان بن بشیر، زید بن ثابت، رافع بن خدیج، فضالة بن عبید و کعب بن حجره را نام برد (دلشاد تهرانی، 1377: 82). پی نوشت: [1]. نگارنده، این پژوهش را در جای دیگر بر اساس آموزه‌های قرآنی نیز انجام داده است. برای اطلاع بیشتر ر.ک: اخوان کاظمی، امنیت در نظام سیاسی اسلام: 149-277؛ اخوان کاظمی، «مفهوم امنیت و جایگاه آن در قرآن»، فصلنامه مطالعات اسلامی، ش75، بهار 1386: 11-38.
[2]. این روایت، بدین صورت نیز نقل شده است: «نعمتان مکفورتان، الأمن و العافیّه»؛ دو نعمت است که مورد قدرناشناسی و ناسپاسی است؛ یکی نعمت امنیت و دومی نعمت سلامتی (مجلسی، بحارالانوار، ج78: 170). [3]. «فجعله الاسلام آمنا لمن علقه» (خطبة 106، بند 1). [4]. حکمت 252، «و السلام (و الاسلام) اماناً من المخاوف». [5]. «رفاهیة العیش فی الأمن».[6]. «لانعمة أهناً من الأمن». [7]. «الایمان اصل الحق و الحقّ سبیل الهدی و سیفه جامع الحلیه، قیم العدّة، الدنیا مضماره ...». [8]. «انما سمیّ المؤمن مؤمناً، لانه یؤمن علی الله فیجیزا امانه». [9]. «قال الله تعالی: و عزّتی و جلالی لا اجمع لعبدی امنین و لا خوفین ان هو أمئنی فی الدنیا اخفته یوم اجمع عبادی و ان هو خافنی فی الدنیا امنته یوم اجمع عبادی». [10]. «مَن خاف الله خَوَّفَ الله من کلَّ شیءٍ». [11]. «من آمن امن»، روایت 54، باب 93. [12]. همچنین امام علی (ع) در جای دیگر، چهار ستون ایمان را صبر، یقین، جهاد و عدالت ذکر کرده‌اند. ر.ک. (مجلسی، بحارالانوار، ج 68: 288). [13]. «المؤمن اعظم حرمة من الکعبه». [14]. «و عزتی و جلالی ما خلقت من خلقی خلقاً احبُّ اِلیَّ مِِن عبدی المؤمن». <[15]. «کل المسلم علی المسلم حرام ماله و عرضه و دمه، حسب امرء من الشرّ ان یحقر اخاه المسلم». [16]. «الا اُنَبئکم لم سمّی المؤمن مؤمناً؟ لایمانه الناس علی انفسهم و اموالهم». [17]. «من اهان مؤمناً فقد بارزنی بالحرب». [18]. «ان الله فوض الی المؤمن اموره کلها و لم یفوض الیه ان یکون ذلیلاً».
[19]. «رفاهیة العیش فی الامن».[20]. «لا نعمة اَهنأ من الامن». [21]. «شر البلاد بلد لا أمن فیه... شر الاوطان ما لم یأمن فیه القطان». [22]. «العدل فوز و کرامة»: 97؛ «العدل افضل سجیة»: 100؛ «الانصاف افضل الشیّم»: 97؛‌ «اسنی المواهب العدل»: 112. [23]. «العدل فضیلة السلطان»؛ «العدل جنّة الدول»؛ «العدل یصلح الرعیه»؛ «العدل مألوف»؛ «اعدل تحکم»؛ «العدل نظام الامر»؛ «بالعدل تتضاعف البرکات»؛ «العدل حیاة»؛ «العدل حیاة الاحکام»؛ «ملاک السیاسة العدل»؛ «العدل اقوی اساس»؛ «العدل اساس به قوام العالم» (باب العدل). [24]. «من عدل تمکن»: 175؛ «من عدل عظم قدره»: 193؛ «من عدل فی سلطانه استغنی من اَعوانه»: 343؛ «من کثر عدله حمدت ایامه»: 290؛ «من عدل فی سلطانه و بذل احسانه اعلی الله شأنه و اعزّ اعوانه»: 396. [25]. «لن تحصّن الدول بمثل استعمال العدل فیها»، ج5: 70؛ «من عمل بالعدل حصّن الله ملکه و من عمل بالجور عجل الله هلکه»، همان: 355؛ «العدل جنّة العدول»، همان، ج2: 62؛ «اِعدل تدم لک القدرة»، همان: 178. [26]. «العدل قوام البریّة»: 99؛ «حسن العدل نظام البریّه»: 138؛ «عدل الساعة حیوة الرعیة و صلاح البریة»: 175؛ «العدل یستدیم المحبه»: 100؛ «الانصاف یرفع الخلاف و یوجب الائتلاف»: 101. [27] . «بالعدل تصلح الرعیه».[28]. «ماعمرّت البلدان به مثل العدل». [29]. «فان یدلله مع الجماعة»، (خطبة 127، بند 5).منابع و مآخذ 1. قرآن مجید، ترجمة محمدمهدی فولادوند.
2. ابن سلامه القضاعی، ابوعبدالله محمد، دستور معالم الحکم و مأثور مکارم الشیم، بیروت، دارالکتب العربی، 1401ق. 3. ابن شعبه الحرانی، ابومحمد، تحف العقول، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1404ق. 4. اخوان کاظمی، بهرام، «مفهوم امنیت و جایگاه آن در قرآن» فصلنامة مطالعات اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد ، ش75؛ بهار 1386. 5. --------------، امنیت در نظام سیاسی اسلام، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشة اسلامی، 1385. 6. الحر العاملی، ‌محمد بن الحسن، وسائل‌الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، قم، مؤسسة آل‌بیت: لاحیاء التراث، 1409ق، ج14. 7. الکلینی، محمد بن یعقوب، اصول الکافی، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1411ق، ج1. 8. النوری الطبرسی، میرزاحسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آل‌ البیت لاحیاء التراث، 1407ق. 9. امام خمینی، تحریرالوسیله، قم، جامعة مدرسین، 1406ق، ج1. 10. تمیمی آمدی، عبدالواحد، شرح غررالحکم و دررالکلم، تصحیح میرجلال‌الدین حسینی ارموی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1360. 11. تنکابنی، نهج‌الفصاحة، گردآورنده: مرتضی فرید تنکابنی، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، چ4، 1374. 12. ---------------، ترجمة محمد دشتی، قم، انتشارات حضور، 1381. 13. جوادی آملی، عبدالله، «اجرای عدالت، مهم‌ترین عامل بقای نظام»، روزنامه جمهوری اسلامی، 23دی‌1368، ش3082. 14. حکیمی، محمدرضا، الحیاة، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1370، ج3. 15. دلشاد تهرانی، مصطفی، حکومت حکمت، تهران، خانة اندیشه جوان، 1377.
16. سیدرضی، نهج‌البلاغه، سیدعلینقی فیض‌الاسلام، تهران، [بی‌نا]، 1351. 17. قزوینی، عبدالکریم بن محمد، بقا و زوال در کلمات سیاسی امیر مؤمنان (ع) ، به‌کوشش رسول جعفریان، قم، کتابخانة آیة‌الله مرعشی نجفی، 1371. 18. قمی، شیخ عباس، سفینة‌البحار، قم، انتشارات فراهان، [بی‌تا]، ج1. 19. کریم محمد، اویس، المعجم الموضوعی لنهج‌البلاغه، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیه، 1408ق. 20. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، قم، دارالکتب الاسلامیه، [بی‌تا]، (مجموعة 110 جلدی). 21. محمدی‌ ری‌شهری، محمد،میزان الحکمه، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، 1362. بهرام اخوان کاظمی / دانشیار دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز منبع: فصلنامه حکومت اسلامی شماره56ادامه دارد..................
امنیت
امنیت ملی
00:45 - 27 فروردین 1392

115 بازدید




1 پاسخ