هدف اسرائیل نابودی عزم ایران در مسیر هستهای است
خبرگزاری فارس: یک اندیشکده صهیونیستی مینویسد: لازم نیست حمله (احتمالی) اسرائیل به ایران، سانترفیوژها را نابود کند. نابودی راهبرد ایران، هدف اصلی حملات است.
به گزارش فارس، اندیشکده «مطالعات راهبردی ملی اسرائیل» در مقالهای به قلم «رون تیرا»، از تجار و عضو دپارتمان برنامهریزی عملیات جنگی نیروی هوایی اسرائیل، مینویسد: نامگذاری عملیات نظامی بر ضد ایران، تحت عنوان «حمله» یا «عملیات» گمراه کننده است. موج نخست حمله چیزی بیش از کاتالیزور درگیریهای نظامی و سیاسی ماههای بعد نخواهد بود.این مقاله به بررسی راهبردهای احتمالی ایران، اسرائیل و آمریکا، پس از حمله به تاسیسات هستهای ایران میپردازد. بر این اساس، پیش فرض این مقاله چنین تعیین شده است: (1) اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران حمله کرده و خسارات متوسطی به آنها وارد نموده و نیروهای مهاجم متحمل تلفات و صدمات جزئی شدهاند. (2) این حمله بدون موافقت آمریکا صورت گرفته است. (3) این حمله پیش از کسب دانش فنی لازم در جهت تولید بمب اتمی از سوی ایران انجام شده است. همچنین، این مقاله به بررسی محدودیتها و ملاحظات مهم طرفهای درگیر و ارزیابی محرکها (در حین تغییر) در قیاس با اقدامات طرف مقابل میپردازد.* عوامل موثر در پیشرفت برنامه هستهای ایرانچهار عامل، محرک راهبرد اساسی پیشرفت برنامه هستهای ایران را تعیین میکند:1) ایران در معرفی پیشرفتهای نظامی تحسین برانگیز موفق عمل نموده و از این طریق سبب افزایش قدرت بازدارندگی خود شده است.2) ایران شیوه با حوصلهای را در راه هستهای شدن انتخاب کرده است. به عنوان مثال، تهران به توسعه تأسیسات و کسب دانش فنی لازم میپردازد بی آنکه اقدام به تولید سلاح اتمی کند.
3) آمریکا کاهش هزینهها و خطرات را به دستیابی به اهداف بیان شده ترجیح میدهد4) اسرائیل در به کارگیری زور تعلل کرده است. این امر نتیجه بیم اسرائیل از واکنش ایران و متحدانش و سیاست اتخاذی از سوی آمریکا میباشد.* ایران حمله یکجانبه اسرائیل را چگونه تلافی میکند؟اسرائیل باید با حذف عوامل فوق الذکر، این محرک اساسی را از بین ببرد. حمله نظامی اسرائیل ایران را مردد میسازد و مانع از ادامه مسیر موثر کنونی و دستیابی به چشم انداز آن، میشود. بدون توجه به نتیجه تکنوتاکتیکی حمله اسرائیل به ایران، تهران باید در دو زمینه تصمیمات درست و دشواری اتخاذ کند: (1)تصمیمگیری در مورد حملات تلافیجویانه و چگونگی آن (2) ادامه مسیر هستهای آرام گذشته یا اقدام به تولید فوری سلاح هستهای.* هدف از حمله نابودی تاسیسات نیست؛ هدف نابودی عزم ایران استهدف از موج اول حملات اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران، ممانعت از ادامه مسیر موثرکنونی و پیشبرد بیشتر برنامه هستهای تهران است. لازم نیست حمله اسرائیل به ایران، سانترفیوژها را نابود کند. نابودی راهبرد ایران هدف اصلی این حملات است. در مرحله دوم پس از حملات، ایران به دنبال راهبرد مقابلهای خواهد گشت، تا از این طریق شرایط سیاسی و راهبردی لازم برای تکمیل برنامه هستهای خود را فراهم نماید. اتخاذ راهبرد مقابلهای موثر برای ایران بسیار دشوار خواهد بود و راهحلهای انتخابی تاثیرگذاری کمتری نسبت به راهبرد کنونی خواهند داشت.
* تلاش اسرائیل و سرسختی ایراندر مرحله سوم، اسرائیل تلاش خواهد کرد تا با بهره گیری از راهبرد ایران، مانع از به وجود آمدن شرایط مورد نیاز برای تکمیل برنامه هستهای ایران شود محرک راهبردی جدید، زمینه مورد نیاز برای بهکارگیری فرایندهای سیاسی لازم در جهت ممانعت از پیشرفت برنامه هستهای ایران، از سوی قدرتهای غربی را فراهم میسازد. این فرایندهای سیاسی ویژگیهای متناقضی خواهند داشت (مزیت و معایب مختلفی دارد). از یک سو، اهداف اسرائیل با اهداف جامعه بینالمللی یکسان خواهد بود. از سوی دیگر، تمایل جامعه جهانی به خروج هر چه سریعتر از بحران وجود دارد (با اعمال فشار بر طرفی که حساسیت بیشتری نسبت به آن دارد).* احتمال استفاده چندین باره اسرائیل از زورممکن است، اجرای این مراحل و فرایندها ماهها به طول انجامد. در این صورت، احتمالا اسرائیل به منظور ممانعت از بازسازی قدرت بازدارندگی ایران، دستیابی به پیروزی نظامی در عرصه نبرد و ممانعت از، خروج از بحران که با اهداف اسرائیل هم خوانی ندارد، ناچار به استفاده مجدد از نیروی نظامی خواهد شد. همچنین، اسرائیل میتواند با تداوم حملات نظامی، فشار مورد نیاز برای فرایندهای سیاسی در حال توسعه را فراهم سازد.نمیتوان احتمال عدم استفاده از طرحهای احتمالی و بازنگری در راهبرد سه طرف وابسته (ایران-اسرائیل-آمریکا)، پس از حمله رژیم صهیونیستی به ایران را نادیده گرفت. ممکن است، محدودیتهای راهبردی و منافع اساسی طرفهای مرتبط بهتر از قبل خود را نشان دهند.
* ایران به اقدامات آمریکا علیه برنامه هستهای خود اهمیت نمیدهدمحرک راهبرد اساسی که سبب پیشبرد برنامه هستهای ایران تا به امروز شده، به اطمینان ایران از عدم رویارویی نظامی، نیز مربوط میشود اقدامات دشمنان ایران به وضع تحریم، مذاکرات و تبلیغات پنهان محدود شده است. پافشاری آمریکا بر اقدامات قابل پیشبینی از جمله، دور جدید مذاکرات، وضع تحریمهای بیشتر، جابهجایی نیرو در خلیج فارس و فعالیتهای پنهان بیتأثیر بوده و سبب شده تا ایرانیها، آمریکاییها را جدی نگیرند و خود را آماده مقابله، با اقدامات محدود آنها نمایند. (ایرانیها از اقدامات آمریکا هراسی ندارند و احتمال رویارویی نظامی را تقریبا بعید میدانند). معرفی «چاک هگل» به عنوان نامزد تصدی پست وزارت دفاع، اطمینان ایران را نسبت به عدم وجود شیوههای استراتژیک غافلگیرکننده بیشتر میکند.با مقایسه موارد مشابه گذشته (زمانی که اسرائیل تأسیسات هستهای کشورهای دیگر که به اندازه برنامه هستهای ایران پیشرفت نکرده بودند را هدف قرار داد)، میتوان تصویر بهتری از ماهیت معادله بازدارندگی به دست آورد.* اسرائیل فرصت مناسب برای حمله به ایران را از دست داده استچنین به نظر میرسد که اسرائیل تا حد زیادی فرصت مناسب (حداقل از بعد فیزیکی) برای حمله نظامی به ایران را از دست داده است. تنها اقدام ایران، سازگاری با اقدامات دشمنان و با اتکا به این موضوع ممانعت از رویارویی نظامی بوده است.ادامه دارد...انتهای پیام/1802x2.
12:24 - 1 اسفند 1391