گروههای محلی کشورهای عرب، ابزارهای تحقق اهداف آمریکا
خبرگزاری فارس: یک اندیشکده آمریکایی بر این عقیده است که آمریکا باید با اتخاذ رویکردهایی جدید و تقویت همکاریها با متحدان منطقهای خود، از تکرار اشتباهات گذشته در عراق و افغانستان جلوگیری کند.
به گزارش فارس، اندیشکده «مطالعات راهبردی و بینالملل» درمقالهای به قلم «آنتونی کوردزمن» مینویسد: آمریکا باید این موضوع را درک کند که در اکثر موارد شریک اصلی یک متحد اروپایی نیست، بلکه متحدان منطقهای یا کشورهای میزبان به عنوان شریک اصلی محسوب میشوند. این قدرتهای منطقهای یا کشورهای میزبان هستند که احتمالات را رقم میزنند. در واقع تحرکات داخلی درکشور میزبان فرصتهای واقعی برای اجرای اقدامات موثر و همچنین پیامدهای این اقدامات را تعیین میکنند.اگر کشور میزبان از تواناییهای لازم به منظور جذب و استفاده از کمکهای آمریکا و متحدانش برخوردار نباشد، آنگاه اولویت اصلی محدودسازی و جلوگیری از توسعهطلبی در آن کشور خواهد بود. آمریکا باید بداند که تدابیر راهبردی گاهی اوقات به این معناست که بدون اجرای کوچکترین اقدامی به اهداف مورد نظر خود دست یافت. در برخی از موارد بهترین رویکرد این است که برای بهتر شدن شرایط و ایجاد فرصتهایی جدید، اندکی صبر نمود. یک واقعیت تلخ بیانگر این است که صرف نظر از هزینههای انسانی، یاری رساندن به کشورهایی که خود قادر به حل مشکلات خود نیستند و ایجاد فرهنگ وابستگی در این کشورها که مسئولیت اجرای امور را برعهده آمریکا یا قدرتهای خارجی قرار میدهد، پیامدهای مخربی را به دنبال خواهد داشت.* آمریکا باید با متحدان منطقهای خود همکاری نزدیکی داشته باشدآمریکا باید این مسأله را درک کند که نمیتواند نقش یک اشغالگر یا مداخلهکننده را درکشورهای اسلامی ایفا نماید.
آمریکا باید از طریق همکاری با نهضتها و جنبشهای محلی و متحدان منطقهای که از منافع و ارزشهای دینی مشترکی با کشور میزبان برخوردارند، به پیگیری اهداف خود بپردازد این مسأله از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا دلیلِ احیای ارزشهای دینی درجهان اسلام، ناتوانی حکومتهای سکولار در برطرف ساختن نیازهای حیاتی و خواستههای اصلی مردم است. قدرت و نفوذ آمریکا به چگونگی کمک به ملتها و سایر عوامل غیر دولتی که از مشکلات و ضعف حکومتهای سکولار رنج میبرند وابسته است، اما تفاوتها در ارزشهای فرهنگی و دینی موانع متعددی را برای آمریکا ایجاد میکنند.مذهب تنها به عنوان بخشی از چالشها در این زمینه محسوب میشود، اما نادیده گرفتن نبرد قدرت درجهان اسلام، عواقب جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل است که متحدانی مانند کشورهای حوزه خلیج فارس، ترکیه و سایر کشورهای عربی به عنوان شرکای اصلی آمریکا درسطح منطقهای و بینالمللی محسوب میشوند. آنها میتوانند اقداماتی را اجرا نمایند که آمریکا و سایرقدرتهای خارجی قادر به اجرای آن نیستند. در بسیاری از موارد این کشورها با بهره بردن از منابع مالی خود، مشکلات آمریکا را کاهش میدهند و در عین حال از آزادی عمل بیشتری نیز برخوردارند. آنها همچنین به بهانه مبارزه با تروریسم در امور عراق و افغانستان، مداخله نمیکنند.
علاوه بر این، چنین همکاریهایی لازم و ضروری است، زیرا آمریکا برای برقراری ثبات و امنیت داخلی درکشورهای هم پیمان خود درمنطقه و جلوگیری از ایجاد تغییر و تحولات سیاسی در این کشورها، باید با آنها همکاری نزدیکی داشته باشد صبر و شکیبایی، مشاوره و تلاشهای دیپلماتیک به منظور ایجاد اصلاحات موثر در مسائل اقتصادی و حکومتی درکشورهای دوست و همپیمان به عنوان عناصر اصلی در برقراری ثبات و امنیت در منطقه محسوب میشوند. از دیگر اقدامات موثر در این زمینه میتوان به تشکیل نیروهای مبارزه با تروریسم، تلاشها به منظور برقراری امنیت داخلی و ایجاد ساختارهای امنیتی درمنطقه مانند شورای همکاری خلیج فارس اشاره کرد.آمریکا باید به هر طریق ممکن همکاریهای خود با متحدان منطقهای را ادامه دهد و درعین حال ازطریق کمکهای مالی و عملیاتهای نظامی این همکاریها را تقویت نماید. آمریکا باید این واقعیت را بپذیرد که متحدان محلی و سایر کشورهای منطقه از اولویتها و ارزشهای متفاوتی برخوردارند و آمریکا نباید عقاید و افکار خود را برآنها تحمیل نماید. آمریکا همچنین باید بداند که تغییر سریع و ناگهانی حکومت درکشورهای منطقه امری محال و دور از انتظار است. اگر آمریکا نتواند این مسائل را در همکاریهای خود با کشورهای منطقه لحاظ نماید، آنگاه به جای ایجاد تغییراتی موثر، با شکستی سنگین روبهرو خواهد شد.
* یکپارچه سازی اقدامات دیپلماتیک، امنیتی و اقتصادی امری لازم و ضروری استتمامی مواردی که آمریکا درگذشته با آنها مقابله نموده و چه درحال حاضر با آنها روبهرو است، حاوی نکاتی مشترک هستند؛ مبارزه با ترورسیم، مقابله با شورشیان و استفاده از نیروهای نظامی برای مداخله در امور سایرکشورها مسائل امنیتی در هنگام رویارویی با خشونتها و ناآرامیها از اهمیت بالایی برخوردارند، اما ویژگیهای حکومت، توسعههای اقتصادی و تلاشها به منظور برطرف ساختن نیازهای اصلی و حیاتی به عنوان عناصر کلیدی در برقراری ثبات محسوب میشوند. تلاشها و اقدامات امنیتی که نقاط ضعف درساختار یک کشور را مدنظر قرار نمیدهند، به عنوان یک راه حل موقتی و ناکارآمد به حساب میآیند. اقدامات غیرنظامی که افراطگرایی و خشونت را نادیده میگیرند نیز اقداماتی بیهوده هستند.ناتوانی در درک این مسائل و عدم پیگیری اقداماتی بر این اساس، از دلایل شکست طرحها و برنامههای آمریکا در افغانستان و عراق هستند. ما اکنون باید تلاشها و اقدامات دیپلماتیک، امنیتی و اقتصادی خود را یکپارچه سازیم و به تلاشهای بیفایده، ناهماهنگ، متناقض و بدون برنامهای که تاکنون منافع آمریکا در عراق و افغانستان را نابود ساختهاند، پایان دهیم.
* آمریکا باید با اتخاذ رویکردهایی جدید و کارآمد از تکرار اشتباهات خود جلوگیری نمایدما نباید فقدان یک رهبری کارآمد و عدم برنامهریزی موثری که فعالیت آژانس توسعه بینالمللی آمریکا، در طول بیش از یک دهه جنگ در افغانستان و عراق بیانگر آن بود را دوباره تکرار نماییم درعین حال ما نباید بر همکاریهای امنیتی تمرکز کنیم که اقدامات غیرنظامی را مدنظر قرار نمیدهند. همچنین نباید بر روشها و اقدامات نظامی تمرکز کرد که تمام ابعاد غیرنظامی را نادیده میگیرند. یک نکته کلیدی در این زمینه این است که ابتدا به برنامهها و فعالیتهای خود نظم و ترتیب دهیم. ما باید با احیای طرح چهار ساله بازنگری دیپلماسی و توسعه، ابزارها و ساختارهای لازم در این زمینه را ایجاد نماییم.ما باید مقامات و دیپلماتهای ناموفق را برکنار نماییم، زیرا این افراد تنها به فکر منافع خود بوده و اقدامات موثری را پیگیری نمیکنند. در عوض باید با استفاده از تمام عناصر مربوط به ساختارهای امنیت ملی و سیاست خارجی، رویکردها و برنامههای سازندهای را ایجاد نماییم تا از طریق آنها بتوانیم به مسائل منطقهای و بینالمللی رسیدگی کنیم. درعین حال، باید بپذیریم که مهمترین مشکلات در هرکشور تنها از طریق همکاری با کارشناسان و متخصصان برجسته در آن کشور قابل حل است.
* ایجاد گروههایی واحد و یکپارچه برای اجرای هرچه موثرتر اقدامات آمریکا موفقیت واقعی از طریق اقدامات و برنامههای موثر و سازنده آمریکا در کشور مورد نظر حاصل میشود، بنابراین سیاستگذاران در واشنگتن باید از تمرکز بیش ازحد بر روی مسائل کم اهمیت خودداری نمایند آمریکا باید بر تشکیل گروههایی فعال، قدرتمند و یکپارچه تمرکز نماید تا از این طریق بتواند روند اجرای طرحها و برنامههای موثر در این زمینه را پیگیری کند. ما همچنین باید همکاریها میان نهادهای دولتی در آمریکا را ازطریق آماده سازی طرحهای یکپارچه و تأمین بودجه مورد نیاز برای اجرای این طرحها تقویت نماییم. این امر باعث ایجاد یک ارزیابی واحد از شرایط میشود و در نتیجه آمریکا میتواند اقدامات موثرتری را دنبال نماید. این طرحها باید از تجزیه و تحلیلهای موثر و سازنده بهره ببرند تا بتوانند چگونگی اجرای فعالیتها درکشور مورد نظر را مشخص نموده و همچنین بودجههای مورد نیاز در این زمینه را به دقت تعیین کنند.این طرحها باید هم به صورت محرمانه و هم غیرمحرمانه در اختیار کنگره قرار گیرند و کمیتههای ویژه درکنگره میتوانند با بررسی و تأیید این طرحها، نهادهای دولتی درکشور را ملزم به اجرای آنها نمایند. چنین طرحهایی نباید جاهطلبانه یا بیش از حد پیچیده باشند. این طرحها باید به گونهای باشند که در برخی از موارد کمکهای قابل توجه نظامی و غیرنظامی را شامل شوند و در مواردی دیگر بتوانند با خشونتها و درگیریها مقابله کنند.
در واقع این طرحها بدین معنا هستند، که هیچ یک از عناصر دولتی در آمریکا نباید به تنهایی عمل کند و درخواستها به منظور استفاده از منابع نیز باید با یکدیگر هماهنگ باشند علاوه براین، هرطرح باید بر ایجاد هماهنگی میان فعالیتهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی آمریکا تمرکز کرده و در راستای ساختارهای عملیات های نظامی و های غیرنظامی عمل نماید.* لزوم هماهنگسازی فعالیتهای نظامی و غیرنظامیهماهنگسازی فعالیتهای نظامی و غیرنظامی در داخل آمریکا نیز باید صورت پذیرد. ایدهای مبنی بر مجزا بودن روند تأمین امنیت برای دیپلماتها و غیرنظامیان از روند تأمین امنیت برای نیروهای نظامی، ایدهای نادرست و نیازمند تغییر است. ما نباید از سفارتخانههای قلعه مانندِ خود درکشورهای مختلف، به عنوان پوششی برای اجرای اقدامات سراسری در آن کشورها استفاده نماییم. ما باید با ترویج عقاید و افکاری مثبت به ایجاد انگیزهها و مشوقهای جدیدی بپردازیم تا از این طریق زمینههای لازم به منظور دستیابی به اهداف خود را فراهم سازیم.هماهنگسازی فعالیتهای نظامی و غیرنظامی نیازمند ریسکپذیری است و درعین حال، خسارات و تلفات نیز همیشه به عنوان بهای دستیابی به موفقیت محسوب نمیشوند. بهترین روش برای تأمین امنیت واقعی این است که یک روند مشابه را برای حفاظت از نیروهای نظامی، دیپلماتها و پرسنل غیرنظامی دنبال نمود و چگونگی اجرای این روند نیز باید برمبنای نیازهای امنیتی تعیین شود.
سرانجام، در مواردی که به سطوح بالایی از کمکهای نظامی و غیرنظامی نیاز است، آمریکا باید فعالیتهای نظامی و غیرنظامی را با متحدان اصلی خود هماهنگ سازد آمریکا باید تلاشهای خود در زمینه آموزش نیروهای نظامی در افغانستان و عراق را تقویت نموده و متحدان خود را ملزم سازد تا فعالیتهای نظامی و غیرنظامی هماهنگی را دنبال نمایند. آمریکا همچنین باید با متحدان خود به گونهای همکاری نماید که تمام پرسنل در حال خدمت در یک کشور را، با برنامهها و ابزارهای مدیریتی که ادامه روند همکاریها در آن کشور را تضمین مینمایند، هماهنگ سازند. اما در برخی از موارد آمریکا باید از فعالیت دولتها، سازمانهای غیردولتی و نهادهای بینالمللی که بر اجرای رویکردهایی یک جانبه و ناکارآمد پافشاری میکنند، جلوگیری به عمل آورد.* آمریکا باید از همکاری با قدرتهای اقتصادی مانند اتحادیه اروپا نهایت استفاده را ببردهمکاریهای مشترک تنها باید با کشورهایی صورت پذیرد که از تواناییهای لازم در این زمینه برخوردار هستند. آمریکا نباید بار دیگر تلاشها و اقدامات ناموفقِ نظامی و غیرنظامی در افغانستان و عراق را تکرار نماید. آمریکا همچنین باید همکاریهای نزدیکی را با قدرتهای اقتصادی مانند اتحادیه اروپا دنبال کند تا بتواند از ابزارهایی از قبیل تحریمها و کمکهای اقتصادی به نحو احسن استفاده نماید. درعین حال، بانک جهانی نیز میتواند نقش مهمی را درگسترش ارزیابیها و برنامه ریزیهای هماهنگ ایفا کند.
با این حال، آمریکا باید نگاهی فراتر از وابستگی ظاهری خود به سازمان ملل داشته باشد نیروهای کمکی سازمان ملل در افغانستان بیش از یک دهه است که نتوانستهاند فعالیتهای هماهنگ و یکپارچهای را در این کشور دنبال کنند و تلاشهای سازمان ملل در عراق نیز به نتیجه نرسیده است. به نظر میرسد که تلاشها و اقدامات صورت گرفته با همکاری سازمان ملل یا جامعه بینالمللی تاکنون ناکارآمد بوده و پیامدهای قابل توجهی را به دنبال نداشته است.انتهای پیام/0402x1.
14:15 - 19 بهمن 1391