مبانی بصیرت

خبرگزاری فارس: بصیرت به‌معنای آگاهی، شناخت عمیق و اطمینان‌بخش و علمی یقینی و به‌منزلة نوری است که به انسان، توانایی درک حقایق و پشت‌پردة حوادث را می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که راه حق را از باطل به‌وضوح تشخیص می‌دهد و از بحرانها و فتنه‌ها به‌سلامت عبور می‌کند.
چکیده باتوجه به تحولات سیاسی - اجتماعی امروز جهان اسلام و از جمله ایران اسلامی، یکی از مهم‌ترین مسائل جامعة ما مسألة بصیرت است. با آنکه رهبر معظم انقلاب اسلامی؛ حضرت آیةالله خامنه‌ای- مد ظله العالی- بارها در سخنرانی‌ها و خطبه‌های جمعه و دیدارهایشان بر ضرورت کسب بصیرت تأکید کرده‌اند، مطالعات و تحقیقات شایسته‌ای در ابعاد گوناگون این مسأله صورت نگرفته است. بر این اساس با توجه به نقش، جایگاه، اهمیت و ضرورت بصیرت و خلأ تحقیقاتی دربارة آن، در این مقاله در پاسخ به این سؤال که مهم‌ترین مبانی و اصول بصیرت کدامند، از راه درون‌دینی؛ یعنی تحلیل آیات و روایات و نیز با بهره‌گیری از اندیشة مقام معظم رهبری معلوم می‌گردد که بصیرت، بر چهار مبنای اساسی قرآن کریم، تقوا، ولایتمداری و تفکّر استوار است. واژگان کلیدی: بصیرت، مبانی بصیرت، قرآن، تقوا، ولایتمداری، تفکّر، آیة‌الله خامنه‌ای مقدمه «هرگز کوردل و روشن‌ضمیر یکسان نیستند» (فاطر(35): 19). «[ای پیامبر] بگو: این راه من است؛ با بصیرت به‌سوی خدا دعوت می‌کنم، من و پیروانم» (یوسف (12): 108). اینها نمونه‌ای از آیات کریمة مربوط به موضوع بصیرت است که نشان‌دهندة جایگاه بلند آن در ادبیات وحیانی می‌باشد. خداوند ـ جلّ و علا ـ خود را بصیر معرفی می‌کند: «وَاللّهُ بَصِیرٌ بِمَا یَعْمَلُونَ» (بقره (2): 96).
با نگاهی به قرآن کریم و مشاهدة واژه‌هایی چون بصر، بصیر، بصیرت، بصائر، اولی‌الابصار، مبصّر، مبصرة، مستبصر و مانند آنها درمی‌یابیم که یکی از مفاهیم اساسی قرآن کریم، مفهوم بصیرت است. مروری در روایات اسلامی نیز مکانت والای این واژه را بر ما روشن می‌سازد.پرسش اصلی این است که مهم‌ترین مبانی یا اصولی که بصیرت بر آن استوار است کدامند؟ برای پاسخ به این سؤال، در این مقاله از روش درون‌دینی و با بهره‌گیری از آیات و روایات و به‌ویژه بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیةالله خامنه‌ای به شیوة توصیفی ـ تحلیلی، بهره گرفته می‌شود. تعریف بصیرت بصیرت در لغت به‌معنای بینایی، بینش، دید عمیق، چشم درون، هوشیاری، یقین، حجت روشن و برهان قاطع است (فرهنگ معین).از آنجا که بصیرت از واژه‌های قرآنی نیز هست، مروری بر آیات مشتمل بر این واژه و هم‌خانواده‌های آن، ما را در فهم بهتر از معنای بصیرت یاری می‌کند. یکی از شیوه‌های قرآن کریم برای شناساندن این مفهوم، شیوة مقایسه‌ای است؛ یعنی از باب «تعرف الاشیاء باضدادها» با طرح واژه‌های متضاد با بصیرت در شناساندن آن به ما کمک می‌کند؛ به‌عنوان مثال در سورة فاطر می‌خوانیم: «وَمَا یَسْتَوِی الْأَعْمَى وَالْبَصِیرُ وَلَا الظُّلُمَاتُ وَلَا النُّورُ وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ وَمَا یَسْتَوِی الْأَحْیَاء وَلَا الْأَمْوَاتُ»(فاطر (35): 19 - 22).
در مقایسة بین کور و بینا، ظلمات و نور، سایه و باد سوزان و زندگان و مردگان، این مطلب را درک می‌کنیم که انسان بصیر، صاحب نور و در فضای نورانی قرار دارد؛ از محیط داغ و سوزان به دور است و از زندگانی حقیقی برخوردار است.شیوة دیگر قرآن کریم برای شناساندن مفهوم بصیرت، طرح موانع بصیرت است، خداوند در این زمینه از مثالهای ملموس استفاده می‌کند؛ مثالهایی همچون «غشاوه» و «اکنّه» (یعنی پرده)، «وقر» (یعنی پنبه) و «سدّ» و «قفل» و «ختم» (یعنی مُهر): - «وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ» (بقره(2): 7). - «...عَلَى قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَن یَفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْرًا» (کهف(18): 57). - «وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا ...» (یس(36): 9). - «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا» (محمد(47): 23 – 24). - «خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ» (بقره(2): 7). در مجموع با بهره‌گیری از بخش دیگری از آیات، مفهوم بصیرت را در معانی زیر می‌توان دسته‌بندی کرد: 1- چشم درون، عقل، فهم و ادراکات قلبی؛ 2- نور؛ «وَمَا یَسْتَوِی الْأَعْمَى وَالْبَصِیرُ وَلَا الظُّلُمَاتُ وَلَا النُّورُ» (فاطر(35): 19 – 20). 3- دلایل روشن، علم و آگاهی که با توجه به این آیات ثابت می‌شوند: - «قَدْ جَاءکُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِیَ فَعَلَیْهَا» (انعام(6): 104). - «هَذَا بَصَآئِرُ مِن رَّبِّکُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ» (اعراف(7): 203). - «وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَکْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ» (قصص(28): 43).
4- یقین و اطمینان کامل؛ «قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِی» (یوسف(12): 108). 5- شاهد و خودآگاه؛ «بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِیرَهُ» (قیامت(75): 14 - 15). رسول خدا (ص) نیز می‌فرماید: «انّ للقلب عینین کما للجسد فیری الظاهر بالعین الظاهرة و یری الباطن و الحقائق بعین الحقّ التّی فی الباطنة» (آملی، 1347: 581)؛ برای دل، همانند جسم، دو چشم است؛ ظاهر با چشم ظاهری و باطن و حقایق با چشم حقّ که در درون اوست، دیده می‌شود.پس از ذکر نمونه‌هایی از استعمال واژة بصیرت در قرآن و سیره، اکنون تعریف بصیرت را در کلام برخی از محققین بررسی می‌کنیم: 1- بصیرت، علم یقینی است؛ علمی که باور انسان را به‌گونه‌ای شکل دهد که گویی انسان، بدون واسطه، حقیقت را درک کرده و می‌بیند. 2- نیرویی نهانی است که به انسان در شناخت حقایق تا عمق وجود یا باطن آن کمک کند (جمعی از نویسندگان، 1385، ج3: 271 و فرهنگ معین). در مجموع می‌توان گفت: بصیرت به‌معنای آگاهی، شناخت عمیق و اطمینان‌بخش و علمی یقینی و به‌منزلة نوری است که به انسان، توانایی درک حقایق و پشت‌پردة حوادث را می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که راه حق را از باطل به‌وضوح تشخیص می‌دهد و از بحرانها و فتنه‌ها به‌سلامت عبور می‌کند.بر این مبنا، انسان بصیر کسی است که چشم دل او به نور الهی روشن گشته، از حواس ظاهری خود به بهترین وجه استفاده می‌نماید. چنین انسانی، مانعی در برابر چشم و گوش و پیش ‌روی خود ندارد؛ اهل اندیشه و تدبّر است و با دلایل روشن و یقین و اطمینان سخن می‌گوید.
انسان بینا در نگاه امام علی (ع) به فردی با خصوصیات زیر اطلاق می‌شود:«فانما البصیر من سمع فتفکّر و نظر فابصر و انتفع بالعبر ثم سلک جدداً واضحاً یتجنّبُ فیه الصَّرعةَ فی المهاوی و الضّلال فی المغاوی» (نهج‌البلاغه، خطبة 153)؛ انسان بینا کسی است که به‌درستی شنید و اندیشه کرد؛ پس به‌درستی نگریست و آگاه شد و از عبرتها پند گرفت؛ سپس راه روشنی را پیمود و از افتادن در پرتگاه‌ها و گم‌شدن در کوره‌راه‌ها دوری کرد.با توجه به این روایت، می‌توان گفت: بصیرت در صورتی حاصل می‌شود که شنیدن، همراه تفکّر و دیدن، همراه با دقت باشد و با عبرتها، قواعد و سنت‌های الهی تطبیق و سنجیده شود. در این شرایط راه از بیراهه شناخته می‌شود؛ به‌ویژه در هنگام فتنه‌ها. جایگاه بصیرت در دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی قبل از ورود به بحث مبانی بصیرت از دیدگاه حضرت آیةالله خامنه‌ای، نگاهی به جایگاه این مفهوم، فایده‌های بصیرت و پیامدهای فقدان آن از دیدگاه ایشان و همچنین راه‌های کلان یا راهبردهای کسب بصیرت ضروری می‌نماید. افزایش بصیرت، توصیة اساسی معظم‌له به همه و به‌ویژه خواص است. ایشان در توصیه‌ای می‌فرماید: «اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت» (آیة‌الله خامنه‌ای، 6/3/1388).
ایشان در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، دلیل اصرار بر افزایش بصیرت خواص و هدف از تأکید بر آن را چنین بیان می‌کند: «اینکه بنده مسألة بصیرت را برای خواص تکرار می‌کنم، به خاطر این است که گاهی اوقات غفلت می‌شود از دشمنی‌هایی که با اساس دارد می‌شود. اینها را حمل می‌کنند به مسائل جزئی. ما در صدر مشروطه هم متأسفانه همین معنا را داشتیم. در صدر مشروطه هم علمای بزرگی بودند که من اسم نمی‌آورم؛ همه می‌شناسید. معروفند که اینها ندیدند توطئه‌ای را که آن روز، غربزدگان و به‌اصطلاح روشنفکرانی که تحت تأثیر غرب بودند، مغلوب تفکرات غرب بودند، طراحی می‌کردند. توجه نکردند که حرفهایی که اینها دارند در مجلس شورای ملی آن زمان می‌زنند، یا در مطبوعاتشان می‌نویسند، مبارزه با اسلام است. این را توجه نکردند؛ مماشات کردند. نتیجه این شد که کسی که می‌دانست و می‌فهمید ـ مثل مرحوم شیخ فضل‌الله نوری ـ جلوی چشم آنها به دار زده شد و اینها حساسیتی پیدا نکردند. بعد، خود آنهایی هم که به این حساسیت، اهمیت و بها نداده‌ بودند، بعد از شیخ فضل‌الله مورد تعرض و تطاول و تهتک آنها قرار گرفتند و سیلی آنها را خوردند؛ بعضی جانشان را از دست دادند؛ بعضی آبرویشان را از دست دادند. این اشتباهی است که آنجا انجام گرفت. این اشتباه را ما نباید انجام بدهیم» (آیةالله خامنه‌ای 6/12/1388).
رهبر معظم انقلاب اسلامی، بصیرت را قطب‌نمای حرکت صحیح و شاخصِ راه معرفی می‌کند: «در جاده، همیشه باید شاخص، مورد نظر باشد. اگر شاخص را گم کردید، زود اشتباه می‌کنید» (آیةالله خامنه‌ای، پرتو ولایت (بصیرت نافذ): 22). ایشان با اشاره‌ به بی‌بصیرتی برخی از اصحاب امیرالمؤمنین علی (ع) و بیان این نکته که همة آنها مغرض نبودند، ضعف و فقدان قدرت تحلیل خوارج را عامل بی‌بصیرتی آنها معرفی می‌نماید و اینکه شاخص را گم می‌کردند (همان). بر این مبنا، اساسی‌ترین فایدة بصیرت، شناخت حق از باطل است. فایدة دیگر بصیرت از دیدگاه رهبر معظم انقلاب، استقامت در راه حقّ است. ممکن است انسان، حق را از باطل تمیز دهد، ولی دنیاطلبی و جلوه‌های گوناگون دنیا، انسان را از استقامت در راه حقّ و ولایت بازمی‌دارد. امّا افزایش بصیرت، بی‌اعتباری دنیا و لذتهای آن را بر ملا می‌کند. ازاین‌رو، فرد مشکلات و سرزنش‌های چند روزه را تحمّل نموده، بر مسیر حق، پایدار و استوار باقی می‌ماند. با توجه به این نکته که مقام معظم رهبری با اشاره به خطبة 173 نهج‌البلاغه می‌فرماید: «آنهایی که دور امیرالمؤمنین بودند و ایستادند و جنگیدند، خیلی بصیرت به‌خرج دادند که بنده بارها از امیرالمؤمنین نقل کرده‌ام که فرمود: «ولا یحمل هذا العلم الّا اهل البصر و الصبر». در درجة اول، بصیرت لازم است» (همان: 13).
ایشان همچنین بصیرت را عامل حلّ مشکلات فرد و جامعه می‌داند و در این رابطه می‌فرماید: «عزیزان من! تمام مشکلاتی که برای افراد یا اجتماعات بشر پیش می‌آید، بر اثر یکی از این دو است: یا عدم بصیرت یا عدم صبر» (همان: 39 -40).توجه به پیامد‌های فقدان بصیرت از سوی مقام معظم رهبری، جایگاه و اهمیّت گوهر گرانبهای بصیرت را در دیدگاه ایشان نشان می‌دهد. به همان نسبت که کسب بصیرت برای فرد و جامعه مفید است، فقدان بصیرت مضّر است تا جایی که می‌فرماید: «هر ضربه‌ای که در طول تاریخ، ما مسلمانان خوردیم، از ضعف قدرت تحلیل بود» (همان: 31). ضربات جبران‌ناپذیر ناشی از بی‌بصیرتی که ضعف در تحلیل سیاسی، دشمن‌شناسی، جریان‌شناسی، تکلیف‌شناسی، زمان‌آگاهی و اقدام به موقع در برابر دشمن را در پی دارد، گاه ممکن است تا نیم قرن تداوم داشته باشد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در این زمینه می‌فرماید: «بصیرت و علم به زمان و استفاده از موقعیت‌ها برای هر عالمی، چه اعلم علما باشد و چه کسی که در یک محله، احکام دین را به چند نفر تعلیم می‌دهد، ضروری است. ...
ما در طول تاریخ تشیع، به‌خاطر عدم آگاهی علما از حقایق جریانات دنیا، خیلی ضربه خوردیم؛ به‌خصوص در دویست سال اخیر ... هرگاه ما عالم دین و متقی و باهوش و زرنگ و دقیقی مثل میرزای شیرازی و شیخ انصاری داشتیم، از شرّ دشمن محفوظ می‌ماندیم و برنده بودیم؛ ولی آنجا که قدری غفلت و ناآگاهی در کار بوده است، ضرر می‌کردیم که آن ضرر به یک نفر و یک حوزه و یک مجموعه و یک شهر و یک سال و چند سال محدود نمی‌شد؛‌ بلکه در برخی موارد، اثرش تا پنجاه سال تمام، جامعة اسلامی را تحت فشار قرار می‌داد. دیگر نباید تسلیم ناآگاهی‌ها شویم. باید آگاهی و بصیرت را در خودمان تقویت کنیم» (آیةالله خامنه‌ای، 20/4/1368). کمک به دشمن به‌صورت ناخودآگاه؛ مانند کسی که خانه یا پازلی از جدول و پازل دشمن را پر می‌کند، امّا به‌دلیل دید جزئی خود، متوجه نیست که به نفع دشمن اقدام کرده است و در زمین طراحی‌شده توسط دشمن، دارد حرکت می‌کند (آیةالله خامنه‌ای، 8/3/1384)، از دیگر ضررهای فقدان بصیرت است. همچنین است فریب‌خوردن توسط دشمن و حضور در جبهة باطل: «انسانهای بی‌بصیرت، زود فریب می‌خورند.
همین امروز هم در دنیا، آدمهای دلسوزی هستند که فریب خورده‌اند، دشمن را نشناخته‌اند و صف را تشخیص نداده‌اند» (همان، ‌14/3/1370؛ آیةالله خامنه‌ای، پرتو ولایت (بصیرت نافذ): 35 - 36) و نیز با اشاره به پیامها و درسهای عاشورا می‌فرماید: «... بصیرت لازم است. بی‌بصیرتها فریب می‌خورند. بی‌بصیرتها در جبهة باطل قرار می‌گیرند؛ بدون اینکه خود بدانند.‌ همچنان که در جبهة ابن ‌زیاد، کسانی بودند که از فسّاق و فجّار نبودند، ولی از بی‌بصیرتها بودند» (آیةالله خامنه‌ای، 22/4/1371). حضرت آیةالله خامنه‌ای علاوه بر ضرورت و فایده‌های کسب بصیرت و ضررهای فقدان آن، راه‌های رسیدن به بصیرت را نیز بیان کرده‌اند که چون موضوع این مقاله نیست، به اختصار آنها را بیان می‌کنیم.یکی از این راه‌ها، صبر و استقامت است. رهبر انقلاب اسلامی در سخنان خود بارها بر عنصر صبر در کنار بصیرت اشاره کرده‌اند: «مواظب باشید صبرتان را از دست ندهید. ما با صبر پیروز شدیم. باز هم باید با صبر پیشروی بکنیم... . صبر و بصیرت و وحدتتان را حفظ کنید» (همان، 14/3/1370). راه دیگر، دشمن‌شناسی است. ایشان در این زمینه می‌فرماید: «من از خودی‌ها مصّراً می‌خواهم قدری ذهن خودشان را باز کنند و فکر خودشان را به‌کار بیندازند؛ بفهمند امروز دشمن کیست، چه می‌خواهد و چه می‌کند و نقشة دشمن چیست. عقل، این است» (همان، 15/7/1377).بر همین اساس است که بر شناخت اهداف دشمن، تهدیدات و تاکتیک‌های او تأکید دارند.
مطالعة تاریخ، راه دیگری است که رهبر معظم انقلاب برای کسب بصیرت، ما را به آن رهنمون می‌شوند. ایشان در بحث عوام و خواص با اشاره به این نکته که تاریخ؛ یعنی شرح حال ما، می‌خواهند که هر کدام از ما مقایسه‌ای داشته باشیم و ببینیم در آن حادثة تاریخی، کجا قرار گرفته و آن روز چگونه عمل کردیم که ضربه خوردیم و مواظب باشیم. آن طور عمل نکنیم (همان، 20/3/1375).راه چهارم، جریان‌شناسی است. ایشان در این رابطه از جمله به دو جریان یا خط کلّی دوستان اسلام، انقلاب، امام و نظام جمهوری اسلامی و در مقابل، دشمنان اسلام، انقلاب، امام و نظام جمهوری اسلامی،‌ اشاره نموده (همان، 14/9/1369) و برای شناخت جریانهای خودی از غیر خودی، معیارهای آن را بیان کرده‌اند (همان، 23/2/1379 و 14/3/1380 و 14/3/1378 و 1/5/1369 و 26/1/1379 و 14/7/1379 و...). تحلیل سیاسی و کسب توانایی در آن،‌ راه دیگر و مهم کسب بصیرت است: «قدرت تحلیل در خودتان ایجاد کنید... این قدرت تحلیل، خیلی مهم است. هر ضربه‌ای که در طول تاریخ، ما مسلمانان خوردیم از ضعف تحلیل بود» (همان، 13/11/1377).همچنین جبهه‌شناسی (همان، 6/3/1388)، تکلیف‌شناسی (همان، ‌14/3/1383)، موقع‌شناسی (همان، 20/3/1375) و آینده‌شناسی (همان، 7/9/1368) از دیگر راه‌هایی است که از نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی ما را در کسب بصیرت یاری می‌رساند.علاوه بر آنچه آمد، ایشان ما را به مبانی بصیرت نیز راهنمایی می‌کنند که در ادامه بحث به آن می‌پردازیم. منابع :1. قرآن کریم.
2. نهج البلاغه، ترجمة محمد دشتی، مؤسسة فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین، چ7، 1383. 3. آمدی، غررالحکم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چ2، 1378. 4. آملی، سیدحیدر، جامع الاسرار و منبع الانوار، تهران، بی‌نا، 1347. 5. آیةالله خامنه‌ای، سیدعلی، پرتو ولایت، دفتر بیست و ششم، بصیرت نافذ. 6. ----------------، حدیث ولایت، ج3. 7. ----------------، ولایت‌، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1370. 8. العاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، قم، مؤسسة آل البیت، چ2، 1414ق، ج6. 9. امام خمینی، مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایة، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1372. 10. پایگاه اطلاع‌ رسانی دفتر مقام معظم رهبری (http://www.Leader.ir). 11 11. جمعی از محققان،‌ دایرةالمعارف تشیع، 1373، ج3. 12. جمعی از نویسندگان،‌ رهیافت‌هایی از مکتب پیامبر اعظم (ص) ،‌ قم، پژوهشکدة تحقیقات اسلامی، 1385. 13. جوادی آملی، عبدالله، قرآن در قرآن، قم، مرکز نشر اسراء، چ3، 1381. 14. فصلنامة حصون، شمارة 22، زمستان 1388 و شمارة 15، بهار 1387. 15. کلینی،‌ الاصول من الکافی بیروت، دارالاضواء، چ3، 1403ق، ج2، . 16. مطهری، مرتضی، ولاء و ولایتها، قم، صدرا، چ6، 1370.17. معین، محمد، فرهنگ معین. 18. نرم افزار مطّهر، نسخة 1/3 ده گفتار، قم، معاونت پژوهشی دفترتبلیغات اسلامی حوزة علمیه قم. 19. نرم‌افزار حدیث ولایت، ویرایش2، مهر 1388. 20. نرم‌افزار سیمای ولایت، گروه نرم افزاری پدیدة سبز.
21. یثربی کاشانی، میرسیدعلی، شرح مناجات خمس عشر امام سجاد (ع) ، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا. آیت مظفری / استادیار پژوهشکدة تحقیقات اسلامی.منبع: فصلنامه حکومت اسلامی شماره55 ادامه دارد...............
بصیرت
08:06 - 15 بهمن 1391

26 بازدید



1 پاسخ