تکریم انسان از منظر اسلام و لیبرالیسم
خبرگزاری فارس: در نگاه لیبرالیسم زندگی با مرگ پایان می پذیرد، اما در اندیشۀ اسلامی، دنیا بخشی از حیات بشری است و مرگ آغاز حیاتی دیگر است. لیبرالیسم نسبت به نیاز انسان به وحی بی اعتنا است، اما اسلام به نیاز بر آن اصرار می ورزد.
تطبیق و بررسی
با نگاهی به دیدگاه لیبرالیسم می توان گفت: تکریم انسان از نظر این مکتب در فردگرایی، آزادی امیال انسانی تا مرز آزادی دیگران، لذت پرستی، پول و ثروت فراوان، مسکن خوب، مقام عالی، پرستیژ بالا، «آزادی های مدنی» و «حقوق طبیعی» و «حقوق بشر»، مالکیت و امنیت، برابری حقوق همه در برابر قانون و مانند آنهاست. یعنی اگر انسانی از این امور برخوردار باشد،کرامت دارد، به او بها داده شده است. در غیر این صورت مورد تحقیر قرار گرفته است.بر مبنای این بینش اصول زیر استنباط می شود:
01 اصالت با علایق انسانی است: یعنی تأکید بر خواسته ها و علایق انسان و تشویق بر تحقق آنها از مهم ترین مبانی لیبرالیسم است که ریشه در اومانیسم دارد. انسان به منزلة قطب عالم و محور همه چیز محسوب می شود بنابراین هر نوع خواسته ای اعم از نفسانی یا عقلانی از سوی انسان، اصل قرار می گیرد، در مقابل به خواسته های خارج از علایق انسان (الهی یا وحیانی و فرامین دینی یا مذهبی و نیز از جانب دولت) توجهی نمی شود.
02 اختیار و آزادی: لیبرالیسم با تکیه بر اومانیسم با اعتقاد بر خویشتن مالکی، انسان را صاحب اختیار خود معرفی می کند و او را در رسیدن به اهدافش آزاد می-داند. حتی اگر او اهدافی غیر عقلایی را دنبال کند.
3. عقل خودبنیاد: بر پایۀ این بینش خرد انسان، بالاتر از خرد خداوند و انبیاء است و رهبری فرد و جامعه باید به دست عقل انسانی سپرده شود. لیبرال ها بر توان بالای عقل منقطع از وحی یا عقل خود بنیاد برای حل مشکلات انسان و اجتماع تأکید دارند.
4. مادیگرایی: مفهوم این مبنا در بینش لیبرالیستی آن است که انسان موجودی مادی و قسمتی از طبیعت است. ترکیبی که او را به طبیعت گره می زند عبارت است از: جسم، حواس و نیازهای او. انسان نمی تواند خود را از امور مادی جدا یا از آنها غفلت کند. هر چند لیبرالیسم روح انسان را نفی نمی کند، اما رویکرد بنیادی به لذت جسمانی، ارزش جسم را در نظرش بسیار بالا می برد. بر این پایه لذت، فایده و پایان انحصاری فعالیت های انسان است (صانع پور، 1387، ص22-21).
مادی گرایی و طبیعت گرایی لیبرالیسم، تحقیر متافیزیک و ماوراء طبیعت را به دنبال دارد. در اندیشۀ این مکتب تبیین جهان بر پایۀ واقعیات مادی صورت می گیرد. بی اهمیتی و بی اعتنایی به جهان غیب و آخرت و مادی گرایی ناشی از طبیعت گرایی، بیانگر آن است که در این مکتب، سیاست، فرهنگ، اقتصاد، امور اجتماعی، نظامی، امنیتی و مانند آن باید فارغ از هرگونه نظریه های متافیزیکی یا ماوراءطبیعی باشد. این نوع بینش در درون خود سکولاریزم و جدایی اخلاق از سیاست را می پروراند، از سوی دیگر با توجه به لذت گرایی و قدرت طلبی، هدف وسیله را توجیه می کند، لذا انسان برای رسیدن به اهداف سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی می تواند از انواع وسایل مشروع و نامشروع بهره گیرد.
05 مدارا و تساهل: با تأکید بر بی همتایی فرد انسانی، همۀ افکار، احساسات و رفتارهای انسان ها (درست یا نادرست، خرافاتی یا عقلانی)، ارزشمند به حساب می-آید. حال که چنین است، عقاید، گرایش ها و عمل فرد یا گروهی بر دیگری ترجیح ندارد. بر این اساس لیبرالیسم، صاحبان تمام اندیشه ها را به مدارا و تساهل با یکدیگر فرامی خواند.
از آنجا که منبع ارزش گذاری عقاید، چه الهی یا غیر الهی، انسان است، لذا نمی توان گفت که عقاید الهی بر سایر اندیشه ها برتر است. بر این مبنا، صاحبان ادیان و مکاتب کلامی یا فلسفی، توحیدی یا شرک آلود، ناب یا التقاطی و حتی بت-پرستی و خرافاتی به مدارای با یکدیگر دعوت می شوند و با اعتقاد به جامعۀ باز و تکثّرگرا بر دموکراسی به عنوان بهترین تضمین کنندۀ حقوق انسان ها در برابر اقتدار فرمانروایان و سلطه جویی حاکمان تأکید می ورزد (بیات و دیگران، 1381، ص44؛ صانع پور، ص29 – 28).
نتیجه نهایی که از بررسی مطالب مطرح شده به دست می آید این است که کرامت انسان از نظر لیبرالیسم، تک ساحتی یا تک بعدی است. تکریمی که لیبرالیسم از انسان به عمل می آورد حتی در نقطه اوج خود، تنها اشباع کننده بعد مادی یا حیوانی و دنیایی انسان است و لاغیر.نیز از مباحث مطرح شده درباره دیدگاه اسلام، این مطلب روشن می گردد که تکریم انسان در اسلام به جانشینی خداوند، برخورداری از روح خدایی، برخورداری از هدایت الهی، تسخیر آسمان ها و زمین، امانت داری الهی، بهره برداری از همه نعمت-های پاک و حلال زمین، اشباع معقول غرایز، آزادی و آزادگی، نفی نظام خدایگانی- بندگی، ایمان، اطاعت الله و اجتناب از طاغوت، علم، تقوا، جهاد و عمل صالح است .
انسان از نظر قرآن با سیر متعالی به جایی می رسد که خداوند در بین همۀ مخلوقات او را جانشین خود قرار می دهد، کاری که حتی به ملائکه واگذار نشده است.نیز مقام خلیفة اللهی، یعنی قائم مقامی خداوند در زمین. یعنی انسان اختیارات و تصرفاتی را که خداوند اجازه بدهد، در آن به انجام می رساند و اگر خداوند کارهای بسیار عظیم صورت می دهد، انسان نیز در مقام جانشینی با برخورداری از روح الهی با اذن او در انجام بسیاری از کارهای بزرگ توانا است.
ارزش انسان در اسلام تا آنجاست که گویا حیات و مرگ یک انسان با حیات و مرگ همۀ انسان ها برابر است. قرآن کریم می فرماید: «من قتل نفساً بغیر نفس أو فساد فی الأرض فکأنّما قتل النّاس جمیعاً» (مائده، 23).هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فسادی در روی زمین بکشد، چنان است که گویی تمام انسان ها را کشته است و هر کس انسانی را زنده کند چنان است که گویی همۀ انسان ها را زنده کرده است.
یادآور می شویم که کرامت اختیاری انسان مشروط به ایمان، عمل صالح و تعقل است. در غیر این صورت فرد از حیوان نیز پست تر می گردد. در واقع از نظر اسلام، هر آنچه که عقل سلیم حکم کند، شرع نیز آن را تصدیق می کند (المظفر، 1405، ج1، ص220 – 217).قرآن کریم فراوان انسان ها را به «تعقل» و «تدبر» دعوت و کسانی را که عقل خود را به کار نمی گیرند، به شدت سرزنش می کند.
قرآن کریم بدترین جنبنده ها را نزد خدا کسانی می داند که «تعقل» نمی کنند:ان شر الدوابّ عند الله الصم البکم الذین لایعقلون (انفال، 22).نتیجه ای که از بررسی دیدگاه اسلام در مورد کرامت انسان حاصل می شود این است که تکریم انسان به گرامی داشت او در همه ابعاد وجودی اوست، هم مادی و هم معنوی، هم حیوانی و هم انسانی، هم دنیایی و هم آخرتی.
نتیجه
با مقایسه دیدگاه اسلام با لیبرالیسم درباره کرامت انسان، این نتیجه حاصل می شود که: تفاوت دیدگاه اسلام با لیبرالیسم درباره تکریم انسان، بنیادی است. در نگاه لیبرالیسم زندگی با مرگ پایان می پذیرد، اما در اندیشۀ اسلامی، دنیا بخشی از حیات بشری است و مرگ آغاز حیاتی دیگر است. لیبرالیسم نسبت به نیاز انسان به وحی بی اعتنا است، اما اسلام به نیاز بر آن اصرار می ورزد. لیبرالیسم یا نسبت به خدا بی-تفاوت است و یا حداکثر آن را خالق گوشه نشین می داند.
سایر تفاوت های اسلام با لیبرالیسم درباره تکریم انسان به شرح زیر است:
1- تکریم انسان از نظر اسلام در چارچوب عقل و شرع معنا می یابد، و با عمل در این چارچوب علاوه بر کرامت ذاتی خدادادی به کرامت والای اختیاری می رسد. اما تکریم انسان از نظر لیبرالیسم در آزادی اوست، حتی اگر آن آزادی با فطرت و عقل مغایر باشد. فقط شرط آن است که به آزادی جامعه و دیگران ضرر نرساند، از نظر این مکتب اگر فردی بخواهد به جسم و جان خود لطمه ای وارد کند، آزاد است، اما اسلام چنین اجازه ای به افراد نمی دهد.
2- از نظر لیبرالیسم، اگر فرد را در پیروی از هوس های شخصی و اباحی گری آزاد بدانیم او را تکریم کرده ایم. لذا انسان لیبرالیسم، انسانِ نفس اماره و عقلِ خود بنیاد است، اما کرامت انسان دراسلام، یعنی ضمن اشباع عقلانی غرایز، عقل نیز با اتصال به وحی تکمیل می شود.
3- از نظر لیبرالیسم، اگر فرد را در نوع پوشش آزاد بدانیم او را تکریم کرده ایم. اما از نظر اسلام، انسان ها (مرد یا زن) در پوشش خود می بایست، شرایط خاصی را رعایت نمایند. مثلاً افراد مجاز نیستند عریان در جامعه حاضر شوند. این امور تنها در محدودۀ خصوصی و زندگی شخصی در چارچوب شرع آزاد است.
4- در مکتب لیبرالیسم چون بر اومانیسم استوار است با توجه به اصالت امیال انسانی، افراد در خوردن و آشامیدن آزادند. و اگر بخواهیم برای انسان ارزش قائل شویم باید به انتخاب او احترام بگذاریم؛ حتی اگر کسی شراب، مردار، خون، نجاست و مانند آن را تناول کند، منعی وجود ندارد. اما از نظر اسلام محدودۀ حلال و حرام ها مشخص شده (بقره، 173-172) و آزادی در خوردن و آشامیدن مشروط به عدم اسراف است.
5- اسلام آزادی هجو، بیهوده گویی، تمسخر و غیبت را مجاز نمی داند (حجرات، 12-11؛ لقمان، 6) و چنین اعمالی خلاف کرامت انسانی است، ولی در مکتب لیبرالیسم اینگونه امور مجاز است.
6- از نظر لیبرالیسم، اگر فرد را در اخلاق جنسی خود آزاد بگذاریم، برای انتخاب او ارزش قائل شده ایم و او را تکریم کرده ایم. لذا در این مکتب زنا و همجنس بازی و انواع انحرافات جنسی آزاد است اما از نظر اسلام چنین بی بندوباری-های جنسی مجازات شدید دنیوی و اخروی دارد (نور، 3-2).
7- از نظر لیبرالیسم- به دلیل ابتنای بر اومانیسم - کرامت بشر در انسان محوری است اما اسلام کرامت و شرافت آدمی را در خدامحوری می بیند.
8- از نظر اسلام اصالت نه در فرد یا جمع، بلکه در حق است و متناسب با آن فرد یا جمع را مورد توجه قرار می دهد، لذا تکریم انسان در حق گرایی اوست. اما لیبرالیسم بر اصالت فرد تأکید دارد، لذا کرامت او نیز در فرد گرایی است.
9- اسلام در مقام پذیرش دین، اجباری برای افراد ایجاد نمی کند. «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی» (بقره، 256). همچنین دعوت به دین می بایست با استفاده از بهترین روش ها یعنی بر اساس حکمت، پند نیکو و مجادله صورت گیرد. «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و المو عظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن» (نحل، 125).
نیز شریعت اسلامی شریعتی آسان است. خداوند سخت گیر نیست «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر» (بقره، 185) و خداوند فراتر از توان و وسع انسان ها، افراد را مکلف نمی کند. «لا یکلف الله نفسا الا وسعها» (بقره، 286) . اما تساهل و تسامح لیبرالی از نظر اسلام پذیرفته نیست و تکریم انسان در تساهل و تسامح لیبرالی نیست. از نظر اسلام اندیشه و عقاید تا زمانی که از مسیر حق، منطق، ادب و قانون خارج نشود، پذیرفته است. همچنین اسلام در مقام اجرای قوانین اسلامی یا مجازات مجرمان و اخلال گران در نظم اجتماعی، معامله و سازش نمی کند.
خلاصه اینکه: از نظر لیبرالیسم، کرامت انسان، تک ساحتی، مادی یا حیوانی و دنیایی است اما از دیدگاه اسلام تکریم انسان به گرامی داشت او در همه ابعاد وجودی، مادی و معنوی، حیوانی و انسانی، دنیایی و آخرتی است.بر این اساس تکریم انسان از منظر اسلام با لیبرالیسم تفاوت ماهوی دارد و نمی-توان این دو را دارای وحدت نظر دانست.
منابع- قرآن کریم- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی.
- آربلاستر، آنتونی، ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب، ترجمۀ عباس مخبر، تهران : نشر مرکز، 1367.
- المظفر، محمدرضا، اصول الفقه، المجلد الاول، بی جا: نشر دانش اسلامی ، 1405ق.
- بوردو، ژرژ، لیبرالیسم، ترجمة عبد الوهاب احمدی، تهران: نشر نی، 1378.
- بیات، عبدالرسول و دیگران، فرهنگ واژه ها، قم: مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی، 1381.
- بهشتی، شهید دکتر سید محمد حسین، بررسی و تحلیلی از : جهاد، عدالت، لیبرالیسم، امامت، تهران: حزب جمهوری اسلامی، 1361.
- تونی مظفری، اومانیسم، ترجمة عباس مخبر، تهران: نشر مرکز، 1378.
- چلبی، علی اصغر، انسان در اسلام و مکاتب غربی، چ2، تهران: اساطیر، بی تا.
- رجبی، محمود، انسان شناسی، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1379.
- زرشناس، شهریار، اشاراتی دربارۀ لیبرالیسم در ایران، تهران: کیهان، 1378.
- زرشناس، شهریار، مبانی نظری غرب مدرن، تهران: کتاب صبح، 1381.
- صانع پور، مریم، نقدی بر مبانی معرفت شناسی اومانیستی، تهران: مؤسسه فرهنگ دانش و اندیشة معاصر، 1387.
- گروه نویسندگان، انسان شناسی، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، 1377.
- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج1و11، ترجمة حمیدرضا شیخی، چ2، بی جا: دارالحدیث، 1379.
- مصباح، کمال الدین، اومانیسم اسلامی، تهران: فروغ دانش، بی تا.
- مطهری، مرتضی، انسان در قرآن، قم: صدرا، بی تا.
- مظفری، آیت، انسان وآزادی، قم: زمزم هدایت، 1388.
- سالوین شاپیرو، جان ، لیبرالیسم، ترجمة محمد سعیدحنایی کاشانی، منبع: نشریه الکترونیکی لیبرال دموکراتhttp://www.liberaldemocrat-ir.com شنبه 27 بهمن 1386.
- Microsoft. Encyclopedia Encarta. Humanism
- Microsoft, Encyclopedia Britannica ,1994-2002 Humanism.
- Microsoft Encarta Encyclopedia , Liberalism.
آیت مظفری ، استادیار علوم سیاسی پژوهشکده تحقیقات اسلامی
منبع:فصلنامه انسان پژوهی،شماره25انتهای متن/
08:18 - 7 بهمن 1391