چهره غمبار پایتختهای جهان اسلام از «حلب» تا «غزنی»

خبرگزاری فارس: براساس تقویم فرهنگی که سازمان یونسکو تدوین نمود، قرار بود در عصر حاضر شهرهایی نظیر؛ طرابلس ،حلب ، اسکندریه،لاهور و شهر غزنی در افغانستان به کانون مراودات فرهنگی و تمدنی تبدیل شوند اما تک تک این شهرها ظرف دو سه سال اخیر به کانون کشمکش های قومی و سیاسی تبدیل شدند.
این یک تراژدی بزرگ است که آتش فتنه و ویرانی امروز در شهرهای مهمی از اقلیم مسلمانان خیمه زده که جامعه جهانی آنها را به عنوان «خاستگاه تمدنها» می شناسد. طرابلس در نزاع عوامل قذافی با انقلابیون این کشور دستخوش تخریب شد و هنوز هم ناامنی و وحشت گریبان آن را رها نکرده است. اسکندریه در مصر ،دو ماه است که میدان درگیری خشونت بار نیروهای امنیتی و معارضان دولت شده است. لاهور بویژه در چهار سال اخیر بارها آماج عملیات انفجاری مرگباری شده که به چهره فرهنگی و تمدنی آن آسیب های جدی وارد کرده است.و اکنون غزنی - یکی از آوردگاههای جنگ طالبان - در روزی به عنوان 'پایتخت فرهنگی جدید جهان اسلام' معرفی می شود که حلب ، پایتخت پیشین جهان اسلام زیر هجوم جنگ سالاران به سختی نفس می کشد. سازمان یونسکو پیش از این با صدور بیانیه هایی تخریب و آتش‌سوزی در مراکز تاریخی از جمله بازار قدیمی حلب را که به ویرانی کامل این اثر تاریخی انجامید یک تراژدی خواند.هنوز مشخص نیست بعد از 21 ماه تاخت و تاز وحشیانه ،چیزی از این گهواره تمدنی مسلمانان برجای مانده یا نه ، اما گفته می شود بسیاری از مراکز تاریخی این شهر از جمله بازار 700ساله آن با تشدید درگیری‌ها آتش سوخته است و بسیاری از اماکن آن که به عنوان میراث تمدنی در یونسکو ثبت شده بود، تخریب شده است.
شهر غزنی نیز به دلیل جنگ فراگیر سازمان ناتو با شورشیان طالبان، با سرنوشتی مشابه حلب روبرو شد.ظرف 11 سال جنگ بی وقفه ناتو با شبه نظامیان طالبان ،غزنی به یکی از ناآرام‎ترین ولایت‌های جنوبی افغانستان تبدیل شد، گروه طالبان در بخشهایی از آن نفوذ یافتند و به صورت مستمر علیه نیروهای دولتی دست به حمله می‌زنند.سران یونسکو امیدوارند تا برگزاری آئین انتقال مرکزیت فرهنگی جهان اسلام به این شهر ،آرامش به این حوزه باز گردد. اما ناظران بین المللی چندان نسبت به بازگشت آرامش به افغانستان به ویژه منطقه استراتژیک غزنی خوشبین نیستند، همچنان که آنها از آغاز موج تازه ناامنی در شهرهای اسکندریه ، طرابلس و صنعا اظهار نگرانی می کنند. پایتختهای فرهنگی جهان اسلام از مکه تا غزنی شهر مکه به عنوان اولین پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال 2005 انتخاب شد. از آن سال به بعد یعنی از سال 2006 قرار شد که سه شهر از کشورهای آسیایی، آفریقایی و عربی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی شوند. بنابراین آیسیسکو جدول کاملی از پایتخت های فرهنگی جهان اسلام از سال 2005 تا 2014 ارائه کرد. این شهرها عبارت اند از: سال 2006 اصفهان ایران، حلب سوریه، تومبوکتو مالی - سال 2007 فاس مراکش، تاشکند ازبکستان، طرابلس لیبی - سال 2008 اسکندریه مصر، لاهور پاکستان، جیبوتی جمهوری جیبوتی- سال 2009 قیروان تونس، کوالالامپور مالزی، باکو آذربایجان.
در سال 2010 شهرهای تریم یمن، دوشنبه تاجیکستان و مورونی کومور به عنوان پایتخت ‌های فرهنگی جهان اسلام انتخاب شدند و در سال 2012 شهرهای نجف اشرف، داکای بنگلادش و نیامی نیجر پایتخت‌های فرهنگی جهان اسلام معرفی گردند و برای سال 2013 میلادی در کنار غزنی، طرابلس لبنان و شهر کانو در نیجریه نیز به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام برگزیده شده اند. برخی از کارشناسان ایرانی معتقدند از دوره میزبانی اصفهان به عنوان مرکز فرهنگی جهان اسلام استفاده خوبی نشد. به گفته این کارشناسان در یک ‌سالی که اصفهان پایتخت فرهنگی بود، 55 همایش ملی و بین‌المللی مانند همایش‌های ادیان الهی، مسابقه‌های قرآنی دانشجویان، اجلاس وزیران آموزش و پرورش و رؤسای پلیس در این شهر برگزار شد. اما یک سال پایتختی جهان اسلام موقعیت طلایی برای این شهر بود، تا از لحاظ فرهنگی در سطح کشورهای اسلامی و جهان مطرح شود؛ اما این کار فقط به برگزاری چند همایش محدود شد و پس از یک سال، اقدامات قابل توجهی که در شأن عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام باشد، در اصفهان انجام نگردید. حفظ موجودیت غزنی دغدغه مشترک فارس زبانان
ایالت غزنی که همانند دیگر شهرهای افغانستان اکنون به چشم انداز زندگی جدید بعد از خروج ناتو امید دوخته قطعه ای از تاریخ و تمدن ایران کهن به حساب می آید .اغلب نخبگان فرهنگی برای شهر غزنی ، هویت مشترک ایرانی و افغانی قایل هستند زیرا بخشی از افتخارات غزنی به زمانی برمی گردد که پایتخت سلسله غزنویان بود. غزنی در آن زمان علاوه بر آن که مرکز مهم سیاسی در منطقه شمرده می شد، محل تجمع دانشمندان، شاعران و نویسندگان بود. مقامهای کابل و نیز مدیران یونسکو در تشریح برنامه انتقال پایتخت جهان اسلام به غزنی همگی از برنامه های مرمت و بازسازی بناهای تاریخی این شهر سخن می گویند.به طور مثال وزارت فرهنگ افغانستان گفته است که بازسازی 32 بنای تاریخی در غزنی و از جمله آرامگاه سلطان محمود غزنوی، در دستور کار قرار دارد، با این حال هیچ یک از آنها به این نگرانی عمیق افکارعمومی پاسخ نمی دهند که براستی چگونه می توان این شهرها را که اکنون همچون گروگانی در دست شورشیان و خشونت پیشگان شده است نجات داد
غزنی یا غزنین همچنان که مورخان توصیف می کنند یکی از شاهراههای مشرق زمینیان قبل و بعد از دوره‌ی تمدن اسلامی بوده است. به خاطر همین پیشینه‌ی فرهنگی، جایگاه و پایگاه ویژه‌ای در تاریخ، زبان و ادب فارسی برای خود فراهم کرده است. این دیار شاعران، عارفان و اندیشمندان نامداری همچون حکیم سنایی غزنوی، هجویری ‌غزنوی، سید‌حسن غزنوی، فردوسی توسی، فرخی سیستانی، عنصری، منوچهری، بیهقی، غضایری، مسعود سعد سلمان و صدها متکلم، ادیب، فقیه، شاعر و نویسنده دیگر را بر خوان دانش و بینش خود به کمال رسانده و از دوران طلایی خود به یادگار گذاشته است. اما آن گونه یک محقق تاریخ این مرز و بوم توصیف می کند غزنین امروز - شوربختانه - تنها شهری است ویران شده ، غریب، و غبار آلود. گاهی اگر ناله ای از او شنیده می شود، صدای انفجار انتحاری یا بمباران است که هر دو مردم غزنین را به سوگ می نشاند. به گفته این محققان، زادگاه سنایی که روزی روزگاری، یکی از نخستین دانشگاه های مهمّ جهان را بنیانگذاری کرد، امروزه حتی داشتن یک دانشگاه و کانون بزرگ آموزشی محروم است و مدارس آن بویژه در طول سال 2012 بارها هدف حمله مرگبار طالبان قرار گرفتند ،دهشت افکنان کمین کرده در چهار گوشه ایالت بارها معلمان و مدیران مدارس را ترور کردند و با ایجاد ارعاب و تهدید مانع از رفتن جوانان و نوجوانان به کلاسهای درس شدند.
شواهد نشان از آن دارد که همانند معارضان سوریه که در ویرانی حلب از هیچ تلاشی دریغ نکردند طالبان نیز هنوز امنیت و آینده غزنی را در گروگان خود دارند.در سال میلادی که آخرین روزهای آن را سپری می کنیم ،غزنی بارها شاهد قیام مردمی علیه طالبان شد. نخبگان این شهر گفته اند که شورشیان طالبان مکاتب و مراکز فرهنگی این شهر کهن را همچنان در سرلوحه تهاجم خویش قرار داده اند و در این استراتژی خود بر حمایت ستیزه‌جویان "عرب و پاکستانی" پشتگرم هستند. محمد علی احمدی، از والیان غزنی گفته است که این ستیزه‌جویان با آگاهی نسبت به موقعیت تاریخی و تمدنی غزنی در پی سلب امنیت این ولایت هستند. بر این اساس مسئله اصلی در شرایط فعلی آزادسازی این ایالت به گروگان گرفته شده توسط شورشیان و بیگانگان است. سوال آحاد شیفتگان غزنی همچون دوستداران حلب این است که آیا جامعه بین المللی که از ارزش و موقعیت تاریخی این دیار آگاه است گامی برای صیانت این گوهرهای تمدنی از گزند کشمکش لجام گسیخته ای که این روزها ،خشونت پیشگان از شمال آفریقا تا جنوب آسیا به راه انداخته اند،برخواهد داشت؟ محسن مولاییمنبع: سیاست ماانتهای متن/
آثار تاریخی
10:47 - 29 آذر 1391

1 بازدید




1 پاسخ