مخزن‌العرفان؛ تفسیری از بانوی معرفت

خبرگزاری فارس: مخزن‌العرفان تفسیری جامع و کامل و با سبکی شیوا و بدیع است که مبتنی بر تهذیب نفس و تزکیه اخلاق می‌باشد. تلاش مفسر بر آن بوده است که از تمامی آیات نتایج اخلاقی و تربیتی بگیرد.
اشاره مخزن‌العرفان یکی از تفاسیر ارزشمند قرآن کریم است که در قرن 14 هجری به دست بانو امین اصفهانی به نگارش درآمده است. در راستای آشنایی با این کتاب، در شمارة گذشته به شرح حال مؤلف، شرایط فرهنگی ـ سیاسی زمان ایشان و معرفی اجمالی این تفسیر پرداختیم و در ادامه، به <جستارهای ادبی> که یکی از ویژگی‌های این تفسیر می‌باشد، اشاره نمودیم. اینک در ادامة مطالب گذشته، سایر ویژگی‌های مخزن‌العرفان را بیان می‌کنیم. مباحث کلامی و فلسفی مفسر گرانقدر در لابه‌لای تفسیر به موضوعات کلامی مانند جبر و تفویض، عصمت انبیا، رؤیت خدا و... توجه داشته است؛ به عنوان نمونه ذیل آیة 26 سوره بقره بحثی دربارة جبر و تفویض دارد که در آن با توجه به دلایل نقلی و عقلی، ابتدا به رد نظرات معتزله و اشاعره در این باره می‌پردازد و سپس نظر امامیه را اثبات می‌کند. همچنین ذیل آیة (وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشّجَرَةَ)، در رد نظر کسانی که منکر عصمت انبیا هستند می‌نویسد: قول حق و صحیح که مطابق براهین عقلی و نقلی و نیز مطابق با مذهب جعفری است، این است که نهی در آیه، نهی تحریمی نیست؛ بلکه نهی تنزیهی است؛ یعنی برای آدم(ع) و حوا(س) تناول از آن درخت حرام نبود، بلکه بهتر و اولی به حال آن‌ها این بود که از آن درخت نخورند؛ زیرا خوردن از آن، سبب هبوط آن‌ها گردید و شاید به همین سبب آن‌ها را نهی نمود؛
مثل اینکه می‌گویند: در راه منشین صدمه می‌خوری که به این معنا، نهی ارشادی است و تحریمی نیست. در ادامه مؤلف به بیان فلسفه عصمت انبیا می‌پردازد.همچنین نگارنده در موارد متعددی از نظرات فلاسفه مانند صدرالمتألهین شیرازی و ابوعلی سینا بهره برده است. استفاده نگارنده از مباحث کلامی و تفسیری به گونه‌ای است که از تسلط ایشان بر این‌گونه مباحث حکایت دارد. احکام فقهی هر چند که تفسیر مخزن‌العرفان را نمی‌توان جزء تفاسیر فقهی به حساب آورد، با این حال نگارنده ذیل آیات الاحکام، به بیان مباحث فقهی پرداخته و به نقد نظرات غیر امامیه می‌نشیند. به عنوان نمونه ذیل آیة 158 سورة بقره پس از نقل نظرات اهل سنت و فتاوای آن‌ها دربارة سعی بین صفا و مروه، به بیان نظر امامیه در این‌باره می‌پردازد و می‌نویسد:<سعی بین صفا و مروه رکنی از ارکان حج است و هر کس که انجام ندهد، حج وی صحیح نیست>.گاه مفسر برای رفع شبهات به بیان فلسفه احکام می‌پردازد. برای مثال در پاسخ به شبهات مسیحیان دربارة جهاد، حکمت و فلسفه حکم جهاد در اسلام را بیان می‌کند. مباحث اخلاقی و تربیتی
یکی از ویژگی‌های برجستة تفسیر مخزن‌العرفان، توجه به مسائل اخلاقی و تربیتی است. مفسر گرانقدر چون ناصحی مشفق سعی می‌کند خواننده را به مدد آیات قرآن از ورطه هلاک بیرون کشیده و راه را از چاه به او بنمایاند. به عنوان مثال ذیل آیة (فَلا تَجْعَلُوا لِلّهِ أنْدادًا وَ أنْتُمْ تَعْلَمُونَ) در انتهای تفسیر آیه می‌نویسد: <ای انسان "ظلوماً جهولا"موقعیت و مقام خود را بشناس و قدمی پیش رو و با جان و دل به سوی مبدأ هستی مواجه شو و ببین چه عالم جان‌فزایی می‌بینی. اگر ببینی و دست از ترنج بشناسیروا بود که ملامت کنی زلیخا را آن وقت خواهی فهمید که تمامی ممکنات نسبت به او مثل سرابی بیش نیستند که <یحسبه الظمآن ما> چه جای اینکه ضدّ یا ند یا مثل او باشند.آری، هر چشمی تاب دیدن آفتاب جهان تاب و اشعة نور وجود حقیقی را ندارد. چشم دل باز کن که جان بینیآنچه نادیدنی است آن بینی دل از غیر بکن و دست نیازمندی به در خانة بی نیاز دراز کن و اظهار ذلت و عبودیت و شکستگی بنما، دست حاجت چه بری نزد خداوندی بَر که رحیم است و کریم است و غفور است و ودود که شاید از راه فضل و کرم از طریق تقوی برای تو راهی باز نماید و تو را مجذوب گرداند. آن وقت در مقام امن و دامان بیاسایی، (إِنّ الْمُتّقینَ فی مَقامٍ أمینٍ).بدین ترتیب مفسّر گرانقدر سعی می‌کند در حد امکان از آیات قرآن نتایج اخلاقی و تربیتی بگیرد. لطایف عرفانی
از آنجا که بانو امین از عرفای بزرگ شیعی است، به تناسب ذیل برخی آیات به اشارات عرفانی نیز می‌پردازد و گاه نظرات عرفا را ذکر می‌کند. به عنوان نمونه ذیل آیه 158 سوره بقره می‌نویسد: <اهل معرفت گفته‌اند سرّ اینکه اهل حاج باید هفت مرتبه در صفا و مروه مرور کنند، مانند سائل و فقیری می‌ماند که می‌خواهد به بارگاه سلطان وارد گردد، باید به دور دولت سرای وی بگردد تا وقتی که دستور ورود برسد، این است کسی که می‌خواهد در خانه سلطان السلاطین نیز وارد گردد، باید اول در صفا و مروه بگردد، پس از آن وارد خانه خدا شود>. نکته حائز اهمیت در این تفسیر آن است که با اینکه مفسر گرانقدر از عارفان واقعی است، با این حال در تفسیر آیات، معانی باطنی آیات را با معانی ظاهری خلط ننموده و آن را به صورت مجزا آورده است. بر این اساس نمی‌توان این اثر را صرفاً تفسیری عرفانی نامید، هر چند که رنگ عرفانی، فلسفی و تربیتی آن پر رنگ است؛ اما با این حال شاید بتوان به دلیل گستردگی و تنوع مطالب در این تفسیر، آن را جزء تفاسیر جامع دانست. نکات علوم قرآنی مفسر گرانقدر به تناسب در لابه‌لای تفسیر، از نکات علوم قرآنی نیز بهره گرفته است که به مواردی از آن‌ها اشاره می‌کنیم. 1. شأن نزول
مؤلف در آغاز تفسیر برخی از آیات، شأن نزول آن را بیان می‌کند، به عنوان نمونه ذیل آیات 14، 15 و16 سوره بقره می‌نویسد: <گویند شأن نزول آیه این است که عبدالله بن ابی و متابعانش، علی(ع) و جماعتی از مؤمنین را ملاقات نمودند و اظهار دوستی و مودت نسبت به آن‌ها نمودند.حضرت امیر(ع) فرمود: دست از نفاق و دورویی بردارید. گفتند: چگونه نسبت نفاق به ما می‌دهید، در صورتی که ما مثل شما ایمان آورده‌ایم؟ این بود که خداوند خبر می‌دهد به مؤمنین که این‌ها دروغ می‌گویند و ایمان نیاورده‌اند>.گاه نیز چندین شأن نزول را در تفسیر آیه ذکر می‌کند. 2. تحریف ناپذیری بانو امین ذیل آیة (إِنّا نَحْنُ نَزّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ) می‌نویسد: <مقصود از ذکر، قرآن است و در اینجا حق تعالی برای اطمینان دل رسولش خبر می‌دهد و او را مطمئن می‌گرداند که ما قرآن را از سماء قدرت نازل گردانیدیم و خود حافظ و نگهبان آن می‌باشیم و آن را از تحریف و تغییر دادن دست اجانب حفظ می‌گردانیم>. در ادامه می‌نویسد: <از آیة شریفه‌ دو چیز ظاهر می‌شود: یکی آنکه قرآنی که فعلاً در دست ماست، همان قرآنی است که بر محمد(ص) فرود آمده؛ بدون اینکه کلمه‌ای در آن کم یا زیاد شده باشد. در جهت عدم زیادت آن اجماع جود دارد، اما در جهت کم شدن آن برخی از علما گفته‌اند آیاتی را که در شأن حضرت علی(ع) و باقی ائمه: بود، حذف کردند.
اما این نظر ظاهراً درست نیست؛ زیرا کم کردن برخی از آیات منافی با حفظ قرآن است که خداوند به رسولش وعده داد که ما قرآن را، یعنی مجموع قرآن را حفظ می‌کنیم که دست اجانب به دامن قرآن نرسد و از تحریف و کم و زیاد محفوظ ماند. به علاوه اگر کم کردن ممکن باشد، زیاد کردن آن نیز ممکن است و وقتی چنین باشد، قرآن از اعجاز ساقط می‌شود و دیگر اعتمادی به باقی ماندة آن نیست. نکتة دوم اینکه این آیه را می‌توان یکی از معجزات قرآن به شمار آورد؛ زیرا امروز 1400 سال از عمر قرآن می‌گذرد. با این همه دشمنان اسلام که در مقام خاموش نمودن چراغ هدایتند، اگر می‌توانستند لطمه‌ای به قرآن وارد می‌نمودند و مراد آنان به مرتبة عمل می‌رسید و اسلام منحل می‌گردید؛ زیرا قوام دین اسلام به قرآن است، در صورتی که در بین تمامی فرقه‌های مسلمان قرآن بدون کلمه‌ای کم یا زیاد محفوظ مانده و این نیست، مگر حفظ الهی که آن را محفوظ گردانید>. همچنین مفسر در ذیل آیه 42 سوره فصلت نیز به حفظ قرآن از هر گونه باطلی اشاره می‌کند. 3. اعجاز
مفسر ذیل آیات 23 و 24 سوره بقره به کمک سایر آیات به اثبات اعجاز قرآن پرداخته و ابعاد مختلف آن را بررسی می‌کند و می‌نویسد: <قرآن برای فصحا و اهل لسان از راه فصاحت و صراحت در بیان معجزه است و حکما و فلاسفه از راه حکمت، حقایقی از قرآن برای آن‌ها مکشوف می‌گردد؛ علما از راه علم و دانش به پاره‌ای از علم قرآن می‌رسند؛ عرفا از طریق عرفان طریق تحصیل معرفت را از قرآن می‌یابند؛ ادبا از طریق ادبیات که موضوع علمشان تاریخ، شعر و باقی جهات ادبی است، علوم خود را از قرآن تکمیل می‌نمایند؛ اشخاص سیاسی، طریق سیاست مدن را از قرآن فرا می‌گیرند؛ قانون‌گذاران قوانین اجتماعی، از روی تعلیمات قرآن قانون‌گذاری می‌نمایند؛ حکام از طریق قرآن قضاوت می‌کنند و فصل خصومات و نزاع بین اشخاص می‌نمایند. هرکس در هر رشته و فضیلت و علمی که وارد است، اگر آن فضیلتی را که دریافته و کمال دانسته با قرآن مقایسه نماید، فوق آن و بالاتر آن را در قرآن می‌یابد و به طریق قرآن، ناتمامی کار خود را تمام می‌نماید و اظهار می‌نماید که چنین فضیلتی از قوة بشری خارج است>.مؤلف همچنین به اخبار غیبی قرآن از گذشته و آینده و عدم اختلاف در آیات اشاره می‌کند و به برخی شبهات پیرامون اعجاز پاسخ می‌دهد.
همچنین ایشان ضمن مقایسة قرآن با معجزات سایر انبیا به جاودانگی معجزة قرآن اشاره می‌کند و می‌نویسد:<قرآن به تمام معنا معجزه است؛ بلکه عمده اعجاز آن راجع به معنویات و علوم الهی است و معنویات مقتضی بقاء و ثبات می‌باشد، این است که تا قیامت باقی و ثابت و برقرار است و معجزات حضرت موسی(ع) اگر چه بسیار بزرگ می‌نمود، لکن نفوذ در طبیعیات و امور مادی داشت نه درمعنویات؛ استعداد بقاء و ثبات نداشت و از بین رفت... >. 4. نسخ مؤلف ذیل آیة 106 سوره بقره، ضمن تعریف نسخ به بیان امکان و جواز آن پرداخته و با طرح شبهات موجود به آن‌ها پاسخ می‌گوید. همچنین تفاوت نسخ و بدا را و اینکه ناسخ حقیقی تنها شارع مقدس است، مشخص می‌کند.دربارة تعداد آیات ناسخ و منسوخ نیز می‌نویسد:<مفسران قدر مسلم 16 آیه را ناسخ و منسوخ می‌دانند، اما ظاهراً 16 آیه نیز مسلم نیست که از قبیل ناسخ و منسوخ به شمار آید و جایگاه بحث آن کتب فقهی است>. البته ایشان ضمن تفسیر آیات گاه نظر مفسران را دربارة نسخ آیات مطرح و رد یا قبول می‌کنند.به عنوان نمونه ذیل آیة (لااکراه فی الدین) می‌نویسد: <اینکه بعضی از مفسرین چنین اظهار می‌نمایند که این آیه به آیة جهاد نسخ شده، به نظر درست نمی‌آید؛ زیرا که موضوع تشریع جهاد مطلب دیگری است و اینکه اکراهی در دین نیست مطلب دیگر>.موارد دیگری از این دست را می‌توان در تفسیر مخزن‌العرفان مشاهده کرد. 5. محکم و متشابه
مفسر به تفصیل دربارة محکم و متشابه در ذیل آیة هفت سورة آل‌عمران سخن می‌گوید.ایشان نظرات مختلف دربارة محکم و متشابه را یاد آور شده و خود در تعریف این دو می‌نویسد: <شاید مقصود از محکمات قرآن، آن آیاتی است که دست تصرف از تفسیر و تأویل و حمل کردن بر غیر معنای ظاهر در آن کوتاه است؛ بقدری ظاهر و بیّن است و چنان محکم و ثابت و استوار است که به هیچ وجه نمی‌توان در آن تصرف کرد و چنین آیاتی را ام‌الکتاب نامید؛ اشاره به اینکه این آیات اصل کتاب هستند و آن را به "محکمات" توصیف فرمود؛ نظر به اینکه متقن و محکم و ثابت است...> و متشابهات آیاتی هستند که در آن چند معنا احتمال داده شود. مؤلف همچنین دربارة حکمت وجود تشابهاتی در قرآن، تأویل و عالمان به تأویل مطالبی را مطرح می‌کند. به اعتقاد ایشان در تمییز بین محکم و متشابه و نیز در متشابهات باید از ابواب علم پیامبر(ص) و از مشکات نور ائمه: استفاده کرد. 6. قرائت
به دلیل اینکه بنای مفسر بر اختصار است، کمتر وارد اختلاف قرائت‌ها می‌شود و تنها در برخی موارد به اختلافات در قرائت آیات اشاره دارد. به عنوان نمونه ذیل آیه شریفة (مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ) می‌نویسد: <این آیة شریفه را یازده قسم قرائت کرده‌اند که دو قسم از آن‌ها مشهور است: "مالک" و "ملک"؛ اگر "مالک یوم الدین" قرائت شود؛ یعنی آن خداوندی که رحمان و رحیم است، مالک و صاحب روز قیامت است که کسی در آن روز ادعای مالکیت نمی‌کند و اگر "ملک یوم الدین" خوانده شود؛ یعنی رحمان و رحیمی که سلطان و حاکم روز قیامت است که در آن روز حکم و سلطنت مخصوص به وی است>. موارد دیگری از بیان اختلاف قرائت‌ها را در این تفسیر می‌توان مشاهده کرد. 7. تناسب گاه مفسر در لا‌به‌لای تفسیر به سیاق آیات نیز اشاره دارد و از سیاق در تفسیر کمک می‌گیرد. در برخی موارد نیز به کمک سیاق به رد نظر سایر مفسران می‌پردازد. اشارات علمی به نظر می‌رسد مفسر گرانقدر به مباحث علمی کمتر توجه داشته است؛ در نتیجه به ندرت می‌توان در این تفسیر به مباحث علمی دست یافت. به عنوان نمونه ذیل آیه 19 و 20 سوره بقره به بیان علت تشکیل برق می‌پردازد و می‌نویسد: < بخارات زمین به هوا متصاعد می‌گردد و تشکیل ابر می‌دهد و در اثر اصطکاک ابرها به یکدیگر تولید صدا و صاعقه می‌گردد.در اثر سردی هوا بخارات منجمد و بسته می‌گردد؛ گاهی به صورت برق و تگرگ و گاهی به شکل قطرات باران می‌شود و به زمین برمی‌گردد>. البته ایشان به بیان علل دیگر این پدیده از جمله علت فاعلی، غایی و صوری نیز می‌پردازد.
در مجموع می‌توان گفت، مخزن‌العرفان تفسیری جامع و کامل و با سبکی شیوا و بدیع است که مبتنی بر تهذیب نفس و تزکیه اخلاق می‌باشد. تلاش مفسر بر آن بوده است که از تمامی آیات نتایج اخلاقی و تربیتی بگیرد.در این تفسیر مباحث موضوعی بسیاری به مناسبت آیات ذکر و تحلیل شده است و مفسر در تفسیر آیات بر سایر آیات قرآن و نیز روایات ائمه: و تفاسیر شیعه و سنی تکیه داشته است. این تفسیر در 15 جلد در سال 1361 شمسی به وسیلة نهضت زنان مسلمان منتشر گردید و با توجه به اینکه مفسر گرانقدر کل سوره‌های قرآن را به ترتیب مصحف تفسیر نکرده است، در چاپ اول، آخرین سوره، سورة انفال است که البته در چاپ جدید به ترتیب سوره‌های قرآن مرتب گردید. طاهره نورحسنمنبع:نامه جامعه - شماره هشتاد و دوانتهای متن/
تفسیر - قرآن
08:13 - 27 آذر 1391

0 بازدید




1 پاسخ