هیچ کشوری در منطقه تمایلی به حضور ارتش آمریکا ندارند

خبرگزاری فارس: «اینترنشنال پالیسی دایجست» با بررسی تاریخچه درگیری‌ها و مداخلات خارجی در جنوب و مرکز آسیا معتقداست که آمریکا با دنبال کردن سیاست هایی برمبنای صلح و سازش با گروه های مختلف در افغانستان و به ویژه طالبان، می تواند به کابوس طولانی مدت جنگ و درگیری دراین منطقه پایان دهد.
به گزارش فارس، اندیشکده «اینترنشنال پالیسی دایجست» درمقاله ای به قلم «کان هالینان» دراین باره نوشت: از سرزمین های پوشیده از یخِ هندوکش تا گرمای سوزنده صحرای کاراکوم، شبه قاره آسیای مرکزی همواره در وهم و خیال غرق بوده است. بیش از دوهزار سال، فاتحان و فرمانروایانِ بسیاری فریب سرابی را خوردند که به آنها آسیای مرکزی را همانند دروازه ای به سوی یک ثروت عظیم نشان می داد، ثروتی که از شرق به چین، از غرب به ایران، از جنوب به هند و از شمال به حوزه خزر ختم می شد. یونانی ها، ایرانیان، اعراب، مغول ها، انگلیسی ها و روس ها همگی آمدند و رفتند و تنها از آنها گورستان های فراموش شده و خاطرات جنگ باقی مانده است. آمریکایی ها و متحدان ناتو نیز نسل بعدی خواهند بود. * تبدیل شدن جنگ افغانستان به یک فاجعه برای آمریکا، موضوعی دور از انتظار نبود این موضوع که افغانستان گورستان امپراتوری ها است، یک موضوع کلیشه ای محسوب می شود. اما کلیشه به معنای نادرست بودن یک موضوع نیست، بلکه بدین معناست که یک موضوع آنقدر تکرار می شود تا تبدیل به موضوعی عادی و بی تأثیر شود. علی رغم آنکه سایرکشورها آمریکا را درحمله به افغانستان یاری نمودند، موضوع افغانستان برای آمریکا به یک موضوه عادی و کلیشه ای تبدیل شده است و این امری تأسف بار محسوب می شود.
درطول 175 سال گذشته، انگلیس چهاربار به افغانستان حمله کرده است. اما حمله آمریکا به افغانستان درسال 2001 برمبنای داستانی درمورد تجاوز طالبان به آمریکا در یازدهم سپتامبر استوار بود که هفده ماه بعد مقدمات لازم برای حمله به عراق را نیز فراهم ساخت. تبدیل شدن این دو جنگ به یک فاجعه برای آمریکا موجب شگفتی نبود. «رودیارد کیپلینگ» و «توماس ادوارد لورنس» چنین نتایج و پیامدهایی را صدسال قبل پیش بینی کرده بودند. * جنگ های طولانی مدت منجر به نابودی افغانستان شده است ازهمه مهم تر، این جنگ برای مردم افغانستان نیز یک فاجعه و مصیبت بود. افغانستان بیش از سی سال است که درگیر جنگ های مختلفی بوده که نابودی این کشور را به همراه داشته است. طبق بررسی های اخیر سازمان ملل، شرایط برای افغان ها درمناطق جنوبی کشور بسیار سخت و دشوار است.
حدود یک سوم از کودکان این منطقه یعنی یک میلیون کودک زیر پنج سال، از سوءتغدیه رنج می برند. «مایکل کیتینگ»، معاون نماینده ویژه سازمان ملل درافغانستان، به روزنامه گاردین گفت: «آمار کودکانی که از سوءتغذیه رنج می برند بسیار بالاتر از استانداردهای جهانی بوده و این موضوع بسیار نگران کننده است. این سوءتغذیه مربوط به نواحی آفریقا و سایر مناطق محروم جهان است و افغانستان به عنوان کشوری که درکانون توجهات بین المللی قرار دارد نباید از چنین موضوعی رنج ببرد». نواحی مورد بحث قندهار و هلمند را شامل می شود، دو استانی که آمریکا درسال 2009 نیروهای خود را در آنجا افزایش داد. تمام تلاش ها برای کنترل سوءتغذیه دراین دو استان که به عنوان خطرناک ترین نواحی کشور محسوب می شوند، تاکنون بی نتیجه بوده است. پرسشی که دراین زمینه مطرح می شود این است که اکنون چه باید کرد؟ واشنگتن به این پرسش چگونه پاسخ خواهد داد. آیا افغانستان قادرخواهد بود خود را از این کابوس طولانی مدت رهایی بخشد؟ و یا باردیگر به سوی سراشیبی جنگ داخلی که منجر به بی ثباتی درکل منطقه خواهد شد پیش می رود؟ * آمریکا باید واقعیت های مهمی درباره افغانستان را در دستورکار خود قرار دهد دراینجا حقایقی وجود دارد که کاخ سفید باید به آنها توجه ویژه ای داشته باشد:
• اول از همه، هیچ نیروی آمریکایی نباید در افغانستان حضور داشته باشد. درحال حاضر دولت اوباما درتلاش است که یک توافق نامه را به امضا برساند تا برمبنای آن بتواند نیروهای آمریکایی درافغانستان را به منظور آموزش ارتش این کشور و مقابله با القاعده، از شش تا پانزده هزار نفر افزایش دهد. چنین توافق نامه ای نیروهای آمریکایی را از پایبندی به قوانین محلی معاف خواهد کرد و درصورت شکست این تفاهم نامه، افغانستان باردیگر به نقطه اول خود بازمی گردد. طالبان و متحدانش به ویژه حقانی ها این اجازه را به آمریکا نخواهند داد و معتقدند که حضور نیروهای خارجی درکشور، ادامه جنگ و درگیری درافغانستان را ضمانت خواهد کرد. اگر تنها یک واقعیت درافغانستان وجود داشته باشد، آن واقعیت این است که افغان ها علاقه ای به حضور بیگانگان درکشور خود ندارند. • هیچ یک از کشورهای منطقه نیز تمایلی به حضور ارتش آمریکا در همسایگی خود ندارند. کشورهای منطقه به ویژه ایران، چین، پاکستان و روسیه تلاش می کنند تا دربهبود شرایط افغانستان نقش موثری را ایفا نمایند. اما با این حال، منحرف کردن روند صلح درافغانستان نیازمند تلاش زیادی نیست.
• در مورد مسئله القاعده نیز باید گفت که این گروه دیگر درافغانستان حضور ندارد و درپاکستان نیز تنها شبحی از آنها وجود دارد! طالبان و متحدانش نیز تنها بر روی مسائل محلی و داخلی کشور تمرکز کرده اند و تهدیدی برای آمریکا یا ناتو محسوب نمی شوند. درواقع درسال 2007، «ملاعمر»، رهبر طالبان افغانستان، تأکید کرد که این گروه درامور داخلی هیچ کشوری دخالت نخواهد کرد. • کاخ سفید می تواند اقدامات موثرخود را با تعطیل کردن زندان گوانتانامو و آزاد کردن طالبان ازاین زندان آغاز کند. پاکستان هم اکنون آزاد کردن زندانیان طالبان از زندان های کشورخود را آغاز نموده است. • واشنگتن همچنین باید حملات هواپیماهای بدون سرنشین و نیروهای ویژه خود به منظور مقابله با رهبران طالبان را متوقف سازد. حملات شبانه نیروهای ویژه و ترورها توسط هواپیماهای بدون سرنشین نه تنها باعث تحریک طالبان می شود، بلکه مذاکرات به منظور ایجاد یک تفاهم نامه را نیز با مشکلات جدی روبرو می سازد. آمریکا تاکنون بسیاری از رهبران سطح متوسط طالبان را از بین برده است و این امر تجزیه این گروه به گروه های کوچکترِ محلی را به دنبال داشته است. این تجزیه وغیرمتمرکزسازی طالبان مذاکرات و دستیابی به یک توافق نهایی را بسیار دشوار خواهد کرد، زیرا دیگر یک شخص یا گروه واحد وجود ندارد تا از جانب طالبان برسرمیز مذاکره حاضرشود. * مصالحه و سازش به عنوان تنها راه حل مشکلات افغانستان محسوب می شود
جنگ درافغانستان سرانجام باید به گونه ای که اکثر مشکلات دراین کشور پایان می یابد حل و فصل شود، یعنی ازطریق مصالحه و سازش. توانایی افغان ها در مصالحه و سازش از توانایی جنگاوری آنها برتراست. طالبان باید به عنوان بخشی از دولت آینده افغانستان محسوب شوند و تمام صحبت ها درباره به قدرت رسیدن گروه های افراط گرای اسلامی، تنها اغراق و بزرگ نمایی است. طالبان بیشتر درنواحی تحت تسلط پشتون ها در جنوب و شرق افغانستان مستقرهستند و درآینده قطعاً نقش پررنگی را دراستان های هلمند، قندهار و پکتیکا ایفا خواهند نمود. اما پشتون ها تنها 42 درصد از اقوام مختلف افغانستان را تشکیل می دهند و باید با سایر اقوام اصلی کشور ازجمله تاجیک ها، ازبک ها و هزاره ها به توافق کلی دست یابند. حتی زمانی که طالبان برکشور حکمرانی می کردند هرگز نتوانستند برمناطق شمالی افغانستان تسلط پیدا کنند، اما این مناطق هم اکنون از حمایت های کمتری نسبت به سابق برخوردار هستند. انتهای پیام/113x7
خاورمیانه
09:03 - 13 آذر 1391

21 بازدید




1 پاسخ