سلاحهای آمریکایی ریشه آفریقا را خشکانده است
خبرگزاری فارس: پایگاه تحلیلی «اینترنشنال پالیسی دایجست نوشت: برنامههایی که آمریکا برای کمک به قاره آفریقا داشته، تجارت آزاد و کمکهای تسلیحاتی بوده که کشورهای این قاره را بیشتر به خاک سیاه نشانده است.
به گزارش فارس، پایگاه تحلیلی «اینترنشنال پالیسی دایجست»، در مقالهای به قلم «کان ام. هالینان»، مینویسد: آمریکا نباید آفریقا را تبدیل به میدان نبرد رقابت با چین کند. یکی از کمکهای مهم آمریکا به این قاره میتواند این باشد که مدل موفق کشاورزی پیمانی را به اجرا درآورد و از سوی دیگر برای عضویت دائم یک کشور آفریقایی در شورای امنیت سازمان ملل تلاش کند.
* آمریکا به جای کمکهای بشردوستانه کمکهای نظامیاش به آفریقا را افزایش داده است
دولت اوباما هم که سربازان و تسلیحات زیادی را در آفریقا مستقر ساخته داعیه تلاش برای کاهش فقر مردم آنجا را دارد. علیرغم برنامهای که پروژه "توسعه هزارهای سازمان ملل متحد" ریخته، کشورهای جنوب صحرای آفریقا به اهداف این برنامه مبنی بر کاهش فقر و گرسنگی، و بهبود وضعیت مراقبت از کودکان و مادران نخواهند رسید.
آمریکا به جای آنکه برای برآوردن نیازهایی که این برنامه مشخص کرده کمکهای خود را افزایش دهد، یا کمکها را کاهش داده، یا از وصول قرضهایی که کشورهای آفریقایی به آمریکا داشتهاند صرفنظر کرده است. در همین حین، واشنگتن کمکهای نظامیاش، از جمله فروش تسلیحات، را افزایش داده است. و اگر یک چیز باشد که باید از آفریقا دریغ کرد همین تسلیحات و سربازان بیشتر است.
* آمریکا باید کمکهایش را افزایش دهد، نه اینکه تنها از بدهیها صرفنظر کند
برنامههایی هست که به دولت اوباما کمک میکند زندگی صدها میلیون آفریقایی را دگرگون سازد. اول اینکه میتواند با افزایش کمکها به 0.7 درصد تولید ناخالص ملی اهداف برنامه سازمان ملل را برآورده کند، نه اینکه به دنبال گذشتن از قرضهای خود یا دیگران باشد.
گذشتن از بدهیها ایده خوبی است، و به کشورها این امکان را میدهد تا پولی را که میخواهند صرف پرداخت بدهیشان کنند خرج بهبود وضع بهداشت و زیرساختها کنند، اما بخشی از برنامه کمک آمریکا به آفریقا به شمار نمیرود.
* دستپروردههای آمریکا به جای جنگ با تروریستها، بحرانسازی میکنند
ژدوم اینکه دیپلماسیاش در این منطقه را غیرنظامی سازد. در واقع، همانطور که در دو نمونه سومالی و لیبی شاهدش بودیم، راهحلهای نظامی بسیاری از اوقات وضعیت را بدتر هم میکنند. آمریکا دارد تحت عنوان "جنگ با تروریسم" سربازانی را در سراسر این قاره آموزش میدهد.
اما تاریخ نشان میدهد که این سربازان همانقدر که احتمال دارد با "تروریستها" بجنگند، احتمال دارد که دولتهای غیرنظامیشان را براندازند. "آمادو سانوگو"، کاپیتانی که دولت مالی را همین مارس گذشته برانداخت و بحران فعلی را به وجود آورد دستپرورده آمریکا بود و در این کشور آموزش دیده بود.
* تعقیب و درگیری با تروریستها در آفریقا آمریکا را به دردسر میاندازد
مشکل دیگر این است که این "تروریستها" چه کسانی هستند. عملاً تمام کسانی که تروریست قلمداد میشوند بر مسائل محلی متمرکزند. "بوکو حرام" در نیجریه قطعاً سازمان مرگباری است، اما سبعیت ارتش و پلیس نیجریه است که به آتش خشم این جماعت دامن میزند، نه سازمان القاعده. القاعدهای که همه در این قاره از آن هراس دارند بیشتر گروه کوچک و پراکندهای در شمال غربی آفریقا را شامل میشود و بیشتر نماینده یک نوع دیدگاه است تا سازمانی مشخص.
پیش کشیدن مسئله تعقیب تروریستها در آفریقا میتواند در نهایت به جایی بکشد که آمریکا را در مقابل شورشیان محلی در دلتا نیجر، بربرها در غرب صحرای بزرگ، و طوارقها در نیجر و مالی قرار میدهد.
* کشاورزی آفریقا توان رقابت با کشاورزی یارانهای آمریکا را ندارد
آنچه آفریقا بدان نیازمند است کمک و تجارتی است که مستقیماً به ساخت زیرساختها و ایجاد کار منتهی شود. فروش نفت، کبالت، و طلا پول میآورد، اما کار ثابت ایجاد نمیکند. کارسازی مستلزم ساخت اقتصادی مصرفی با جهتگیری صادراتی است. اما طرفداری همیشگی آمریکا از "تجارت آزاد" کشورها را از ساخت چنین اقتصادهای مدرنی محروم میسازد.
در حال حاضر، آفریقاییها نمیتوانند با صنایع عظیم –که به دفعات زیاد یارانه بهشان تعلق میگیرد- در جهان اول رقابت کنند. آنها همچنین توانش را ندارند زیرساخت کشاورزی استواری بسازند، زیرا کشاورزان محلیشان نمیتوانند با قیمتهای یارانهای محصول ذرت و گندم آمریکا رقابت کنند.
به دلیل همین یارانههایی که به محصولات آمریکایی تعلق میگیرد، گندم آمریکا 40 درصد زیر قیمت تولید و ذرت آن 20 درصد زیر قیمت تولید به فروش میرسد. خلاصه اینکه، آفریقاییها باید از صنایعشان "محافظت کنند" –یعنی تقریباً شبیه همان کاری که آمریکا در مراحل اولیه پا گرفتن صنایع خود کرد- تا بتوانند خودشان را تثبیت کنند. این همان فرمول موفقی است که پیشتر ژاپن و کره جنوبی هم استفاده کردند.
* تجارت آزاد آفریقا را نیز به سرنوشت تلخ مکزیک مبتلا میکند
"اندیشکده کارنگی" و کمیسیون اروپا به این نتیجه رسیدند که "تجارت آزاد" در نهایت کشاورزی محدود در آفریقا را نابود میسازد، همانطور که کشاورزان ذرت در مکزیک را به خاک سیاه نشاند. از آنجایی که 50 درصد تولید ناخالص ملی آفریقا در کشاورزی آن متمرکز است، تأثیر آن مخرب خواهد بود و کشاورزان خردهپا را از کار بیکار میکند و راهی شهرهای بیش از اندازه پرجمعیتی میکند که همین حالا هم خدمات اجتماعیشان ناقص و ناکافی است.
* بر خلاف نظر آمریکا، آفریقا نسبت به تجارت با چین دید مثبتی دارد
دولت اوباما همچنین نباید آفریقا را میدان نبرد رقابتهای خود با چین بکند. سال گذشته، وزیر امور خارجه آمریکا، هیلاری کلینتون، شیوههای تجاری چین با آفریقا را "استعمار جدید" خواند، عنوانی که بسیاری از کشورهای این قاره با آن موافق نیستند. در یکی از پژوهشهای "مرکز پژوهشی پیو" به این نتیجه رسیدند که اکثر آفریقاییها به فعالیتهای تجاری چین در این منطقه دید بهتری نسبت به فعالیتهای تجاری آمریکا در آفریقا دارند.
"جاکوب زوما"، رئیس جمهور آفریقای جنوبی، اخیراً "روابط قاره آفریقا با چین" را ستود، اما متذکر شد که "الگوی تجاری فعلی" نمیتواند ثابت و دائمی باشد، چون کمکی به ساخت پایگاه صنعتی آفریقا نمیکند. چین اخیراً متعهد شده که برای ساخت زیرساختها و صنعت کشاورزی آفریقا 20 میلیارد دلار کمک کند.
* اوباما میتواند مدل موفق کشاورزی پیمانی را در آفریقا پیاده کند
یکی از اتفاقات نگران کننده این "تب تصاحب زمین" کشورهایی، از آمریکا گرفته تا عربستان سعودی، است که به دنبال تصاحب زمینهای کشاورزی در آفریقا هستند. با توجه به تغییرات آب و هوایی و رشد جمعیتی، آنطور که "اشپیگل" هم نوشته، غذا "نفت جدید شده است". در آفریقا زمین فراوان است و بهای زمینها یکدهم بهای زمین در آمریکاست.
بیشتر تولیداتی که سرمایهگذاران خارجی باعث آن میشوند در سطح صنعتی است، و نتیجه آن نیز فرسایش خاک و تهدید محیط زیست با آفتکشها و کودهاست. دولت اوباما باید مدل موفق "کشاورزی پیمانی" را در پیش بگیرد که طی آن سرمایهگذاران سرمایه و فنآوری لازم را در اختیار کشاورزان خردهپا میگذارند که به این شکل میتواند مالکیت زمین خود را حفظ کنند و به آنها تضمین داده میشود که محصولاتشان با قیمتی مشخص به فروش برسد.
این طرح نه تنها کشاورزی را کارآمدتر میسازد، بلکه برای افراد محلی شغل هم ایجاد میکند.
* دولت اوباما و ناتو تلاشهای اتحادیه آفریقا را نادیده گرفتند
دولت اوباما باید به جای دستکم گرفتن سازمانهای منطقهای، آنها را تقویت کند. اتحادیه آفریقا کوشید راهحلی صلحآمیز برای بحران لیبی بیابد، زیرا اعضای این اتحادیه نگران بودند آتش این جنگ به کشورهای دیگر هم سرایت کند و کشورهای حاشیه صحرای آفریقا را هم بیثبات سازد. دولت اوباما و ناتو عامدانه تلاشهای اتحادیه آفریقا را نادیده گرفتند، اما مشخص شد که پیشبینیهای سازمان درست و متقن بوده است.
* بایستی کشوری آفریقایی را به عضویت دائم شورای امنیت درآورند
نهایتاً، دولت اوباما باید به هند و برزیل بپیوندد و برای عضویت دائم کشوری آفریقایی –چه آفریقای جنوبی، چه نیجریه و چه هر دوی آنها- در شورای امنیت سازمان ملل لابی کنند. به هند و برزیل نیز باید کرسیهای ثابتی داده شود. در حال حاضر اعضای ثابت شورای امنیت سازمان ملل فاتحان جنگ جهانی دوم –آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و بریتانیای کبیر- هستند.
* باید ظلمی را که سالیان سال به آفریقاییها شده جبران کنیم
در سال 1916، یک کشتی هلندی در ویرجینیا لنگر انداخت و در مقابل دریافت غذا، کالاهایش را که همان آفریقاییها بودند در این بندر پیاده کرد و به این ترتیب آغازگر تجارتی شد که قلب این قاره را پاره پاره کرد.
هیچکس به درستی نمیداند که چه تعداد آفریقایی را به زور به "دنیای جدید" آوردند، اما رقم آن چیزی در حدود دهها میلیون نفر است. آفریقا تا به امروز آینه وحشت دوران تجارت برده و استثمار وحشیانه استعمارگران است که در نتیجه این تجارت شنیع به راه افتاد. حال زمان آن رسیده که جبران مافات کنیم.
انتهای پیام/2511x6
14:29 - 10 آذر 1391