ترکیه مجری اهداف آمریکا و رژیمصهیونیستی در سوریه است
خبرگزاری فارس: ترکیه مجری خواستهها و اهداف آمریکا و رژیمصهیونیستی در سوریه است. قرار دادن خاک این کشور در اختیار معارضان سوری و کشورهای حامی آنها تنها نمونهای از سیاستهای خصمانه ترکیه در قبال سوریه بود.
به گزارش فارس، مرکز تحقیقات سیاسی و استراتژیک الاهرام در پژوهشی به قلم «محمد عبد القادر» به بررسی عملکرد و سیاستهای ترکیه در قبال انقلابهایی میپردازد که ظرف حدود دو سال گذشته شماری از کشورهای عربی با آن مواجه بودهاند و در این ارتباط مینویسد: انقلابهای مردمی که برخی از کشورهای منطقه شاهد آن بودند، ترکیه را در وضعیت جدید و سیاست خارجی این کشور را با توجه به میزان و حجم سرمایهگذاری ترکیه در کشورهای منطقه در معرض آزمون و سختی قرار داده است.
در برههای از زمان ترکیه در بخش سیاست خارجی مواضع مثبتی را در قبال قضایای مهم جهان عرب مانند اشغال عراق توسط آمریکا و نزاع اعراب-اسرائیل اتخاذ کرد و موضعگیری تاریخی آن در کنفرانس «مجمع اقتصاد جهانی» در داووس سوئیس را هیچکس نمیتواند فراموش کند که درپی آن شاهد تقویت روابط این کشور با حزب الله و جنبش مقاومت اسلامی –حماس- و جماعت اخوان المسلمین و سپس اقدام برای شکست محاصره نوار غزه بودیم.
به تبع تقویت این روابط با طرفهای عربی روابط ترکیه با اسرائیل رو به تیرگی نهاد تا محبوبیت این کشور در میان ملل جهان عرب دو چندان شود. براین اساس بهار عربی دیپلماسی ترکیه در برابر چالشهای مرکبی قرار داد.
این کشور میبایست در این برهه از زمان انتخاب کند که ترجیح میدهد، در کنار مللی بایستد که علیه حکومتهای خویش انقلاب کرده بودند و به دلیل مواضع فوق الذکر در قبال اسرائیل محبوبیتی بسیار در میان ملل جهان عرب یافته بود یا اینکه روابط خود با این حکومتها و ائتلافهای به وجود آمده با آنها را حفظ کند.
آنچه که بیش از پیش ترکیه را در بحران قرار داد، ماهیت و ساختار غافلگیرکننده برخی از انقلابهای عربی بود، به عنوان مثال انقلابهای مردمی در مصر و تونس به سرعت به بار نشسته و موجب سرنگونی سریع رژیم بنعلی (14 ژانویه 2011) و مبارک (11 فوریه 2011) شدند و این امر ترکیه را واداشت تا در برابر خواست و اراده مردم این کشورها سرفرود آورد و با آنها همراه گردد. اما در انقلاب لیبی و بحران سوریه بیم و واهمههای ترکیه با نظام قذافی در لیبی و بشار اسد در سوریه به شکلهایی متفاوت آشکار شد.
براین اساس این مطلب تلاش دارد، دلایل این تعارض و تناقض موضعگیری ترکیه در بهار عربی را شناسایی و تبیین و از آن طریق افقهای آینده روابط جهان عرب-ترکیه را ترسیم کند.
یک: مواضع ترکیه در قبال بهار عربی
همانگونه که گفته شد، مواضع ترکیه در قبال انقلابهای عربی مواضعی یکدست و یکپارچه نبودند و این موضوع را باید نشات یافته از منافع متغییر این کشور در کشورهای منطقه ملاحظه کرد. با این حال میتوان گفت که مواضع ترکیه بر دو اصل اساسی مرتبط با یکدیگر استوار است.
یک: تغییر و تحولات خاورمیانه تاکید میکند که گریزی از آن نیست و این موجب میشود تا به جای ایستادگی در برابر آن خود را با آن منطبق کرد.
دو: انطباق ترکیه با این حوادث به شکلی درخور و مناسب موجب میشود، منافع سیاسی و اقتصادی و امنیتی ترکیه در منطقه بیش از پیش افزایش یابند.
براین اساس میتوان مهمترین معیارهای در نظر گرفته شده توسط ترکیه طی انقلابهای عربی را در موارد زیر ملاحظه کرد:
1- معیار سیاسی
با به قدرت رسیدن حزب «عدالت و توسعه» در سال 2002 ترکیه تلاش کرد، به گوشهگیری و انزوای خود در منطقه خاورمیانه پایان دهد. به همین دلیل سیاست خارجی را اتخاذ کرد که حضور ترکیه در منطقه را افزایش داده و روابط آن با کشورهای عربی را توسعه دهد، بر این اساس شاهد حضور ترکیه در حوادثی چون سرنگونی دیکتاتوری 23 ساله «زین العابدین بنعلی» در تونس و سرنگونی دیکتاتوری 30 ساله «حسنی مبارک» و سقوط رژیم 42 ساله «معمر قذافی» در لیبی و امضای توافقنامه کنارهگیری «على عبدالله صالح» پس از 33 حکومت در یمن بودیم.
از این تسونامی عربی «احمد داوود اوغلو» به عنوان روند طبیعی تاریخ برشمرد که در جهان عرب خیلی دیرهنگام روی دادند و میبایست به گفته وی دهه هشتاد و نود قرن گذشته روی میدادند و نسیمی که وزیدن گرفته ضرورتی اجتماعی است که رهبران جهان عرب توان ایستادگی در برابر آن را ندارند.
این دیدگاه مهمترین اصل سیاست خارجی ترکیه در تعامل با انقلابهای عربی را تشکیل داد تا از آن اصول و مبادی زیر نشات گیرد:
- احترام به اراده ملتها در تغییر و دمکراسی و آزادی
- حفظ ثیات و امنیت کشورها و تاکید بر تغییر مسالمتآمیز
- رد دخالت خارجی در کشورهای عربی با هدف عدم تکرار تجربه تلخ عراق و افغانستان
- حمایت از دولتهای نوپا و تازه شکل گرفته و کمک به آنها
- حفظ منافع عالی ملی ترکیه- عدم نشانه گرفتن سلاح ترکیه به روی ملل عربی
در این راه ترکیه تلاش کرد، به انقلابهای عربی به عنوان یک فرصت نگاه کرده و نقش خود در منطقه را پر رنگتر نماید، این موضوعی است که «ابراهیم کالین»، مشاور نخستوزیر ترکیه تاکید کرد، برعکس آنچه برخی تصور میکنند، تغییر و تحولات خاورمیانه به سود ترکیه تمام خواهند شد و آنکارا بزرگترین برنده این تحولات خواهد بود. این سخنان و اظهاراتی مشابه آن موجب شد تا استراتژی شکلگیری «عثمانی جدید» در منطقه مورد توجه دولتمردان این کشور قرار گیرد. براین اساس برخی اظهار کردند که «عثمانی جدید» بر پایههای زیر متمرکز خواهد بود:
یک: ترکیه درصدد سوء برداشت از حوادث منطقه و تسلط بر نظام سیاسی جدید عربی را ندارد و تنها از روند دمکراسی در این کشورها حمایت خواهد کرد.
دو: تمرکز بر دیپلماسی و قدرت نرم برای تعمیق و گسترش همکاریهای اقتصادی و دیپلماتیک با تکیه بر حفظ منافع ترکیه.
براین اساس در این مرحله شاهد تقویت روابط ترکیه به عنوان مثال با کشوری چون مصر جدید و تلاش برای صدور مدل نظام خود به این کشور هستیم. به طور کلی میتوان گفت، در این دوره ترکیه در تعامل با بهار عربی سه سطح از سیاستها را پیش گرفت:
(1) استفاده از انقلابها برای تعمیق روابط بین المللی ترکیه: در این راستا ترکیه تلاش کرد، ترکیه نقش محوری خود با آمریکا و اتحادیه اروپا را از طریق هماهنگی سیاسی و امنیتی با آنها به خصوص در تعامل با بحران سوریه بازیابد.
(2) برقراری رابطه با نظامهای جدید: ترکیه تلاش کرد، روابط متشنج و سرد خود با برخی نظامهای جدید عربی از جمله مصر جدید را تغییر داده و آن را به سمت بهبودی سوق دهد. در خصوص لیبی، ترکیه از ائتلاف عمیق و مستحکم خود با رژیم قذافی چشم پوشی کرد و در مقابل این روابط را با نظام جدید لیبی از سرگرفت. اما در مقابل ترکیه از نظام سوریه چشم پوشید، با اینکه نخستوزیر ترکیه و رئیس جمهوری سوریه روابط عمیقی با یکدیگر داشتند.
(3) تعمیق روابط با جریانهای اسلامگرا: سومین استراتژی که در این مرحله ترکیه اتخاذ کرد، تمرکز بر حمایت از جماعت اخوان المسلمین و مابقی جریانهای اسلامی فعال در عرصه انقلابهای عربی بود. در این راستا نخستوزیر ترکیه در سفر به کشورهایی چون مصر و لیبی و تونس برای از بین بردن نگرانیهای برخی جریانهای اسلامگرا در برقراری رابطه با ترکیه تاکید کرد که دولت لائیک ترکیه تناقض چندانی با هویت اسلامی ندارد که این سخنان انتقاد شدید جریانهای اسلامگرا از وی را به دنبال داشت.
اما در خصوص دو انقلاب یمن و بحرین ترکیه سیاستی دیگر پیش گرفت که از جمله آنها نزدیکی به شورای همکاری خلیج فارس و تاکید بر پایان دادن به انقلابهای این دو کشور که آنها را بحران نامیده بود و پایان دادن مسالمتآمیز به این اعتراضها و رد دخالت خارجی بود.
2- معیار اقتصادی
ترکیه در بسیاری از کشورهای منطقه دارای سرمایهگذاریهای کلانی بود، به همین دلیل تغییر و تحولات جاری در این کشورها و چالشهای امنیتی و سیاسی پیش آمده برای آنها آنکارا را به واهمه انداخت که با مشکلات اقتصادی در عرصه کاهش میزان صادرات و عایدات حاصله از آنها مواجه شود که تاثیری منفی بالطبع بر رشد این کشور میگذاشت.
از دیگر نگرانیهای اقتصادی ترکیه در این دوره افزایش قیمت جهانی نفت به خاطر متشنج بودن اوضاع منطقه بود که تاثیراتی منفی بر ناتوانی بازپرداخت تجاری این کشور میگذاشت.
همچنین انقلابهای عربی موجب کاهش 13 درصدی میزان صادرات کشورهای عربی به ترکیه شد.
3- معیار امنیتی
معیارهای امنیتی نقشی اساسی را در شکل دادن سیاست خارجی ترکیه بازی کردند، مهمترین اصل امنیتی که ترکیه تا پیش از آغاز انقلابهای عربی بر آن متکی بود اظهار میکرد، کشورهای همجوار ترکیه الزاما منبع تهدید برای امنیت ملی ترکیه نیستند، بلکه همکاری مشترک با این کشورها بهترین راهکار همکاری با تمام تهدیداتی است که بر امنیت و ثبات ترکیه تاثیر میگذارند.
عوامل امنیتی نقشی اساسی را در سیاستهای ترکیه در قبال انقلابهای عربی ایفا کردند. بر این اساس ترکیه براین باور بود که ادامه ناآرامیها و انقلابها بر آینده سرمایهگذاری سیاسی و اقتصادی این کشور تاثیر گذاشته و به منافع و سیاستهای اسرائیل خدمت میکند و این هزینههای امنیتی ترکیه برای تعامل با تحولات منطقه را افزایش میدهد.
این باور ترکیه نشات گرفته از جنگ عراق است که در آن زیانهای مادی کلانی به این کشور وار شد و بازتابهای امنیتی برجای مانده از اوضاع اقتصادی مشکلاتی را در شمال عراق برجای گذاشت و موجب افزایش حملات پکک علیه ترکیه شد، افزون بر اینکه ترکیه به افزایش نقش ایران در عراق نیز توجه داشت.
همچنین طرح همکاری که آنکارا برای تعامل با چالشهای امنیتی ارائه شده بود، سودی برای نجات روابط متشنج ترکیه-سوریه به خاطر بحران این کشور نداشت. این درحالی است که روابط ترکیه و اسرائیل به دلیل بحران ناوگان آزادی و رابطه با تهران به دلیل انتشار سپر موشکی در خاک ترکیه متشنج شده بود. افزون براینکه تهران-آنکارا عملا در سوریه رو در روی هم قرار گرفته بودند، براین اساس انقلابهای عربی آشکار کردند، عامل امنیتی مهمترین عامل در ترسیم سیاست خارجی ترکیه است و موجب شکلگیری سیاستهای متناقضی در قبال این انقلابها شد، به عنوان مثال در سوریه، ترکیه از این بیم داشت، بحران این کشور بر اوضاع سیاسی و اجتماعی و کردهای این کشور تاثیر بگذارد و بحران را به این کشور منتقل کند.
در قبال بحرین و یمن ترکیه از این بیم داشت که ناآرامیها در این دو کشور به نزاعهای طایفهای و مذهبی با بازتابهای منطقهای تبدیل شود. در مصر؛ ترکیه به دنبال ایجاد محوری قاهره-آنکارا با هدف رویارویی با چالشهای سیاسی و امنیتی بود که منطقه را فراگرفته بود.
دو: سیاستهای ترکیه در قبال انقلابهای عربی
سیاستهای ترکیه در قبال انقلابهای عربی براساس مناقع سیاسی و روابط اقتصادی و برآوردهای امنیتی این کشور را در برابر بحران حتمیت توجیه مواضع قرار داد و بر این اساس میتوان این سیاستها را به شکل زیر ملاحظه کرد:
- انقلاب تونس و موضع «ناظر»
ترکیه در قبال انقلاب تونس براساس اصل عدم دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر ترجیح داد، موضع ناظر در قبال این انقلاب را به خود بگیرد. پس از پیروزی انقلاب ترکیه تلاش کرد، روابط خود با تونس را با هدف افزایش سرمایهگذاری در این کشور گسترش داد.
- انقلاب مصر و موضع «شرط بندی»
ترکیه درباره پیروزی انقلاب مصر شرط بندی کرده بود و با سفر نخستوزیر و وزیر خارجه این کشور ترکیه به مصر پس از پیروزی انقلاب 25 ژانویه نشان داد که به گسترش روابط با مصر جدید چشم دوخته است.
- انقلاب لیبی و موضع «تردید»
انقلاب لیبی آشکارکننده مواضع متناقض و متضاد ترکیه بود، در این انقلاب ترکیه طرح نقشه راه را براساس آتشبس بین دو طرف معارض و رژیم ارائه داد که با مخالفت معارضان مواجه شد و آنان ترکیه را به دوگانگی معیارها متهم کردند، چون ترکیه بیتمایل به حمایت از رژیم قذافی نشان نمیداد. اما وقتی نشانههای سرنگونی رژیم قذافی ظاهر شد، دست از حمایت رژیم برداشت و خواستار کنارهگیری قذافی از قدرت شد.
پس از پیروزی انقلاب لیبی، ترکیه راه برقراری رابطه با شورای ملی انتقالی لیبی و توسعه و گسترش رابطه با نظام جدید در این کشور را پیش گرفت.
- انقلاب یمن و موضع «نادیده گرفتن انقلاب»
انقلاب یمن به هیچ وجه نتوانست توجه ترکها را به خود جلب کند و ترکها تنها به حمایت لفظی از انقلابیون یمن اکتفا کردند، چون منافع ترکیه در این کشور چندان چشمگیر نبودند.
- بحران سوریه و «موضعی مغایر»
ترکیه در ابتدا مدعی شد که بحران سوریه موضوعی داخلی است، اما خیلی زود کذب این ادعاها به اثبات رسیدند تا آشکار شود که ترکیه مجری خواستهها و اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی در سوریه است. قرار دادن خاک این کشور در اختیار معارضان سوری و کشورهای حامی آنها تنها نمونهای از سیاستهای خصمانه ترکیه در قبال سوریه بود.
سه: آینده روابط ترکیه و جهان عرب
با آغاز انقلابهای عربی ترکیه تحرکات دیپلماتیک و سیاسی گستردهای را در قبال بهار عربی آغاز و تلاش کرد، اقدامات گستردهای را جهت تاثیرگذاری بر افکار عمومی کشورهایی آغاز کند که شاهد انقلاب بودند. در این راستا این کشور نشستهای بسیاری را با هدف تاثیرگذاری بر انقلابیون و رهبران انقلابها برگزارکرد تا به نحوی با جلب نظر آنها منافع سیاسی و اقتصادی خود در نظامهای جدید را تامین و موجبات نفوذ بیش از پیش منطقهای خود را فراهم کند
این درحالی است که باید تاکید کرد، انقلابهای عربی بیتردید اوضاع سیاسی و اجتماعی ترکیه نیز تاثیر خواهد گذاشت که موجب تغییر موازنههای نژادی در ترکیه خواهد شد که نمونه بارز آن در تشدید اعتراضها کردها و فعالیت پکک در آن است.
انتهای پیام/
10:42 - 30 آبان 1391