دیدگاه مردم و روشنفکران شیلی درمورد ایران
خبرگزاری فارس:در شیلی، نظام سرمایهداری حاکم گردیده و همین مسئله باعث شده است بسیاری از ارزشهای انقلابی مردم آنجا تغییر کند. مردم انقلابی شیلی که در زمان پینوشه، انقلابی دو آتیشه بودند الان بسیار عادی شده و گویی از آن ارزشها دست کشیدهاند.
جمهوری شیلی کشوری در امریکای لاتین است که یکی از کشورهای پیشرفته و باثبات سیاسی در منطقه به شمار میآید. برای شناخت بیشتر فرصتهای امریکای لاتین و همچنین آشنایی با وضعیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شیلی گفتوگویی با خلیل ساهوری، کارشناس مسائل امریکای لاتین، انجام دادیم که در ادامه تقدیمتان شده است.
جناب آقای ساحوری برای شروع گفتوکو بفرمائید وضعیت ادیان در شیلی چگونه است؟ آیا اسلام در آنجا حضور پررنگی دارد؟ فرقههای دینی و مذهبی چگونه فعالیت میکنند؟ در شیلی، از هشتاد سال پیش، کلیسا را از دولت جدا کردند و بنابراین کشور با رژیم سکولار یا لائیک اداره میشود، همین جدایی، وضعیت مناسبی را برای فعالیت و تبلیغ ما مسلمانان فراهم کرده است. بیشتر مردم شیلی، مسیحی هستند، اما تقریباً از سی سال پیش، مردم شیلی به سمت ادیان دیگر گرایش یافتند.تا پیش از این تاریخ، حدود 90 درصد مردم این کشور کاتولیک بودند، اما براساس آمار کنونی، تقریباً بیش از 70 درصد آنها مسیحی کاتولیک ماندهاند؛ یعنی حدود 30 درصد مردم شیلی به ادیان دیگر ایمان آوردهاند. دلیل این تغییر خستگی مردم از دین مسیحیت و نیاز آنها به حقیقت و راهی بود که همیشه جلوی رژیمهای استبدادی میایستد. درحالحاضر همة دینهای شرقی، مانند بودیسم، هندوئیسم، بهائیت، اسلام (هم تسنن و هم تشیع) در این کشور پیرو دارند. حتی در میان آنها از اهل تصوف هم مشاهده میشود. مردم شیلی خیلی زود عقاید صوفیسم را میپذیرند؛ زیرا برخی از فرق صوفیه، قوانین سفت و سختی ندارند و آسان میگیرند. این صوفیسمی که در شیلی مطرح است از فرد نمیخواهد که مذهب خاصی داشته باشد و او میتواند ضمن اعتقاد به عقاید خود، صوفی هم باشد. بنابراین صوفیهای شیلی ممکن است مسیحی باشند اما از اهل تصوف هم به شمار آیند.غالباً کشورهای ترکیه و قبرس به دنبال ترویج صوفیه در این منطقه هستند.
اخیراً فرقة نقشبندیه هم فعال شده است فتحالله گولن ترک هم فعالیتهایی در زمینة ترویج اسلام دارد و از طریق مدرسهسازی فعالیت میکند. انجمنی هم با عنوان «انجمن دوستی ترکیه و شیلی» به راه افتاده است که به اصطلاح کارهای آموزشی میکند، ولی مروج اسلام سکولار خاص خود است. مسئولان این انجمن ادعا میکنند که بیش از 3500 مدرسه در سراسر دنیا دارند.حدود 35 سال پیش در شیلی انقلاب سوسیالیسم به رهبری آقای سالوادور آلنده رخ داد که به پیروزی ایشان منتهی شد. آلنده سه سال منصب ریاست جمهوری این کشور را در دست گرفت، اما امریکا با کمک کشورهای غربی و اسرائیل کودتایی ترتیب داد که در نتیجة آن ژنرال پینوشه به حکومت رسید و دیکتاتوری وحشتناکی را به مدت هفده سال بر شیلی حاکم کرد.
.
ظلم و ستم و خفقان دوران پینوشه سبب دودستگی کلیسا و اهل آن شد.دستهای از این روحانیان به ثروتمندان جامعه تمایل یافتند، اما دستة دیگر به سمت مظلومان و محرومان جامعه رفتند و برای نجات مردم محروم و کمونیستها و نظام سوسیالیستی تلاشهای زیادی کردند. آنها به بسیاری از کمونیستها کمک کردند تا بتوانند از کشور فرار کنند و جان خودشان را نجات دهند.این حوادث در گرایش کلیسا به سمت الهیات آزادیبخش و نزدیک شدن به مردمی که اهل تشیع هستند تأثیرگذار بود. درواقع اهل کلیسا پیامی از حضرت عیسی(ع) گرفته بودند مبنی بر اینکه همیشه باید به سمت محرومان و فقرا بود و باید با آنها زندگی کرد و همیشه باید از فقیران، محرومان و ضعفای جامعه حمایت نمود.
همین زمینهای را فراهم کرد تا حرکت دینی آزادیبخش در میان کلیساهای کاتولیک منطقه درگیرد و رژیم دیکتاتوری پینوشه شکست بخورد.
پس از آن نیز کلیسا کاندیدایی برای ریاستجمهوری شیلی معرفی کرد که یکی از آنها پدر روحانی و نمایندة این جریان مذهبی بود. شیلی، مردمی ساده، خونگرم، مؤمن و دیندار دارد که متأسفانه تاکنون حرف حق اسلام را نشنیدهاند و اگر حرف حق اسلام را میشنیدند، پیش از آنکه به سراغ ادیان دیگر بروند سراغ اسلام میآمدند. در شیلی به چه زبانی صحبت میشود؟ زبان رسمی شیلی، اسپانیولی است. زبان رسمی دیگری وجود ندارد، اما بومیان چند زبان مختلف دارند؛ درواقع هر منطقه برای خودش زبان بومی و محلی بسیاری دارد. بعضی مناطق هم به زبان پلونزی صحبت میکنند. بسیاری از آنهایی که به این زبان صحبت میکنند سرخپوستاند. بومیان و سرخپوستان شیلی مردم خوب و سادهای هستند.با اینکه در شیلی تعداد مهاجران عرب بسیار زیاد بود، متأسفانه چون آنها خیلی زود این زبان را فراموش کردند، این زبان به گنجینة تاریخ پیوست. در مهمترین دانشگاه شیلی، زبان عربی آموزش داده میشود. این دانشگاه به دانشجویان مشغول تحصیل در این زمینه مدرک فوق دیپلم فرهنگ و زبان عربی میدهد. جای تأسف است که زبان فارسی در هیچ مرکز و دانشگاهی تدریس نمیشود.آیا ما با فعالان و روشنفکران کشورتان وجوه مشترکی داریم که بتوانیم با آنها همکاری و همفکری کنیم؟ بله! بیشتر مردم شیلی به فکر آزادی هستند. با وجود آنکه امریکاییها و صهیونیستها در رسانهها و اخبار، علیه اسلام و مسلمانان سخن میگویند و وجههای منفی از اسلام نشان میدهند.
آنهایی که اهل فکر هستند میدانند که این تبلیغات و اخبار منفی، بهانهای برای کنترل کردن منطقهای از جهان استمردم شیلی به یاد میآوردند که سی سال پیش نیز تصویری منفی از کمونیستها، ارائه میشد که آنها را افرادی تروریست و ضد حقوق بشر نشان میداد و اکنون شبیه همان حرفها را در مورد مسلمانان میزنند. این مردم فهمیدهاند که تبلیغات منفی امریکاییها علیه کمونیست بهانه و ابزاری برای حفظ منافع خودشان در امریکای لاتین بوده است و کمونیستها آنقدرها هم بد نبودهاند که آنها میگفتند.در حال حاضر بر اثر بیداری مردم در ونزوئلا، بولیوی، اکوادور، نیکاراگوئه و السالوادور در امریکای لاتین حرکتی سیاسی آغاز شده است که به جرئت میتوان آن را یک انقلاب امریکای لاتین دوم (بولیواری) ضد امریکا و ضد اروپا نامید.نگاه مردم شیلی و منطقة امریکای لاتین به انقلاب اسلامی ایران چگونه است؟ آنها ایران را با چه میشناسند؟ مردم شیلی با امام خمینی و درحالحاضر با مقام معظم رهبری و دکتر احمدینژاد ایران را میشناسند. بسیاری از جوانان شیلی، که حتی برخی از آنها مسیحی یا بیدین هستند، به جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن علاقه دارند. آنها احساس مثبتی نسبت به رئیس جمهوری کنونی ایران دارند و ایشان را مرد شجاعی میدانند که سادهزیست است و با عدالت کار میکند و چند دشمن هم دارد و معتقدند که او میتواند الگویی برای ریاست جمهوری منطقه باشد. آنها درک میکنند که کار برای رئیسجمهوری که عدالت را سرلوحة کار خود قرار داده سخت است.
در شیلی نیز دکتر آلنده همچون این فرد در تلاش بود که عدالت و تساوی را بین همة مردم برقرار کند، اما در زمان حکومتش با مشکلات بسیاری مواجه شد و سرانجام نیز بدخواهانش او را کشتند عدهای هم ایران را با انرژی هستهای، هنر و معماری و تاریخش میشناسند. بعضی از دانشجویان هم از نظر ادبیات به ایران علاقه دارند و سعدی، حافظ و مولانا را میشناسند. فکر مردم شیلی نسبت به ایران مثبت است، ولی آنها اطلاعات زیادی دربارة این کشور ندارند که دلیل آن نیز برقرار نبودن روابط دیپلماتیک میان دو کشور است. ایران بعد از زمان پینوشه در شیلی سفارت تأسیس کرد، ولی به خاطر این که ارتباط از طرف شیلی کم بود این سفارت تعطیل شد. البته اکنون دوباره آن سفارت را باز کردهاند، اما ارتباط با ایران ضعیف است.روشنفکران شیلی نسبت به ایران چه دیدگاهی دارند؟ آنها ایران را کشوری مستقل و ضدامریکایی میدانند که الگویی مناسب برای همه کشورهای امریکای لاتین است. نخبگان شیلی به این دلیل که نظام اسلامی، دشمن رژیمهای شاهنشاهی، دیکتاتوری و ضد صهیونیستی است، به آن علاقه دارند. بیشتر آنها میدانند که ایران برنامهای صلحآمیز در مورد انرژی اتمی دارد، ولی به همین خاطر، مشکلات زیادی برایش ایجاد شده است. آنها از این موضوع آگاهی دارند که ایران هیچ وقت، به کشوری حمله نکرده و ساخت سلاح اتمی بهانهای برای امریکا و کشورهای اروپایی است.
آیا رسانهها اخبار ایران را خوب انعکاس میدهند؟ نه! در شیلی، بیشتر روزنامهها، رسانهها و شبکههای تلویزیونی ــ که شاید بیش از حد 75 درصد آنها را در بر میگیرد ــ تبلیغات و اخبار مستقلی ندارند و اخباری را پخش میکنند که از رسانههای اروپایی، امریکایی و اسپانیایی پخش میشود مشخص است که این رسانهها اخباری را پوشش میدهند که تصویری منفی از ایران ارائه میدهد و بنابراین اخبار رسانههای شیلی نیز واقعیتهای مربوط به ایران را بازتاب نمیدهد.فکر میکنید ما ایرانیها، منطقة شما را میشناسیم؟ خیر! فقط فوتبالیستهای امریکای لاتین را میشناسید. البته بعضیها هم منطقة ما را با دکتر آلنده، چه گوارا، کاسترو و اخیراً چاوز میشناسند.اوضاع فعلی شیلی چگونه است؟درحالحاضر در شیلی، نظام سرمایهداری حاکم گردیده و همین مسئله باعث شده است بسیاری از ارزشهای انقلابی مردم آنجا تغییر کند. مردم انقلابی شیلی که در زمان پینوشه، انقلابی دو آتیشه بودند الان بسیار عادی شده و گویی از آن ارزشها دست کشیدهاند. شیلی در اوایل قرن بیستم، از نظر انقلابی مدلی برای دیگران حتی اروپاییان بود، اما الآن شرایط بسیار تغییر کرده است و جوانان و نوجوانان هم بسیار تغییر کردهاند.آیا مسلمانان در عرصة سیاسی و اجتماعی کشورتان مؤثرند؟ خیلی کم. البته ما تاجران ثروتمند مسلمانی داریم که عمدتاً از فلسطین به شیلی مهاجرت کردهاند، ولی خیلی به اسلام پایبندی ندارند.
حتی یک نماینده از مجلس، شاید اصالتاً لبنانی و علوی باشد، اما ایشان کاری به دین ندارد و در یک حزب سیاسی به نام «کریستین دموکراسی» فعالیت میکند؛ یعنی ایشان در حزبی با اخلاق و مرام مسیحی عضویت داردفکر میکنید علت آن چیست؟ من دلیل آن را کمی تعداد مسلمانان آنجا میدانم. براساس آمارهای رسمی و دولتی از هفده میلیون نفر جمعیت شیلی، حدود چهار هزار نفر مسلمان هستند؛ البته ما خودمان میدانیم که جمعیت آنها بیش از این تعداد است. ولی دقیقاً نمیدانیم چند نفر. اهل تشیع در شیلی مسجد ندارند و رابطهشان با اهل تسنن تقریباً از پانزده سال پیش تا به حال، خراب شده است و ازهمینرو در مساجد و مراکز آنها حضور نمییابند. علت این اختلاف را باید در حامیان مساجد و مراکز اسلامی شیلی جست که در پشت سر آنها کشورهای عربی مثل مغرب، مصر و عربستان قرار دارند. این کشورها از آنجا که افکار و سیاستی ضد تشیع دارند، با مسلمانان شیعی مخالفت میکنند. افزون بر این، چون شیعیان شیلی به جمهوری اسلامی علاقه دارند، آن کشورها میترسند که اهل تسنن آنجا هم اندک اندک به سمت تشیع و جمهوری اسلامی تمایل یابند. نبود روحانی و مبلغ شیعه و مراکز شیعی برای گردهمایی شیعیان و ادای مناسک مذهبی سبب شده است اندکاندک شخصیت و هویت شیعیان تغییر کند و حتی بعضی از آنها مسیحی شوند، عدهای از آنها نامهای غربی روی فرزندانشان میگذارند، مردان مهاجر شیعه به دلیل نبود زنان شیعه با زنان مسیحی ازدواج کردهاند و همین عامل باعث شده است عقیدهشان تغییر کند.
کدام یک از کشورهای اسلامی با شیلی ارتباط بیشتری دارد و از مزیت تأثیرگذاری بر مسلمانان شیلی برخوردار است؟ درحالحاضر وهابیها و بهاییها در این منطقه بسیار سرمایهگذاری کردهاند بهاییها از چنان توانایی مالی برخوردارند که به راحتی در این کشورها برای خود مراکز و عبادتگاه تأسیس میکنند و حتی برای دانشآموزان مدرسه میسازند. آنها در شیلی حدود سیصد چوبه (معبد) دارند.عربستان و پس از آن مصر نیز در امریکای لاتین بسیار فعال هستند. وهابیهایی که در هند و پاکستان هستند در آنجا نیز فعالیت دارند و در یک زمان خاص، همه فعالان خود را از سراسر کشور به پایتخت دعوت میکنند و دور هم جمع میشوند. تجار وهابی که در افریقای جنوبی هستند به این مراکز و مبلغان مسلمان کمک اقتصادی میدهند. آنها در پانزده سال پیش در کل کشور فقط یک مسجد داشتند، اما اکنون چهار مسجد و مرکز اسلامی با معماری اسلامی دارند که همهشان وهابی هستند و در آنها به صورت مجهز و با چاپخانه، سالن اجتماعات و کلاسهای آموزشی فعالیت میکنند.دیدگاه مردم شیلی دربارة فلسطین و حزبالله لبنان چگونه است؟ نظر آنها به این مسئله مثبت است؛ به دلیل اینکه در شیلی بیش از 350 هزار نفر با اصالت فلسطینی زندگی میکنند، گرچه شاید حدود 97 درصد آنها مسیحیان ارتدوکس باشند. این مسیحیان خیلی به حزبالله علاقه دارند، به خاطر اینکه میدانند این گروه به دفاعی واقعی در برابر اسرائیل دست زدهاند.
مردم معمولی و بومی هم به فلسطین خیلی علاقه دارند؛ چون فلسطینیهایی که به شیلی مهاجرت کردند برای پیشرفت شیلی، به مردم بومی آنجا یاری بسیاری رساندند درحالحاضر بسیاری از فلسطینیهای مهاجر، که در شیلی زندگی میکنند، ثروتمندند و به کارهای صنعتی یا بانکداری مشغولاند.شخصیتهای مشهور علمی، ادبی و فرهنگی شیلی چه کسانی هستند و در چه زمینههایی فعالاند؟ شیلی کشوری است که بیشتر نخبگان و روشنفکران آن، به کشورهای دیگر مهاجرت میکنند و کمتر در شیلی میمانند. مردمی که دارای فکرهای بالا و روشنی هستند مجبورند به امریکا یا اروپا، حتی ژاپن و چین، بروند. ما از این دست نخبگان و روشنفکرانی که به کشورهای دیگر رفتند و معروف شدند بسیار داریم، به خاطر اینکه به آنها در خود شیلی زیاد اهمیت نمیدهند یا اینکه امکانات برای آنها فراهم نیست.بسیاری از مردم کشورهای امریکای لاتین به سمت انقلاب بولیواری حرکت میکنند. این مردم مسلمان نیستند و ممکن است در میان آنها کمونیستها، سوسیالیستها و حتی آنارشیستها باشند، اما با وجود این همگی ضد صهیونیست هستند. در شیلی از این دست شخصیتها بسیارند.آیا خود یهودیان یا صهیونیستها در شیلی فعالیتهایی دارند که روشنفکران شیلیایی علیه آنها موضع گرفتهاند؟شیلی کشوری کشیده است و بین منطقة جنوبی و شمالی آن نزدیک به پنجهزار کیلومتر فاصله است. صهیونیستها در قسمت جنوب آن فعالیتهای مشکوک بسیاری دارند. جنوب شیلی و جنوب آرژانتین جزء مناطق استراتژیک امریکای لاتین و دارای منابع آب معدنی فراوانی است.
برخی محققان معتقدند که صهیونیستها در پروژهای میخواهند جنوبیترین نقطة منطقة امریکای لاتین را ــ که بخشهایی از جنوب آرژانتین و شیلی را دربرمیگیرد ــ از آنِ خود کنند این منطقه جنگلهای فراوان و زمین بسیار حاصلخیزی دارد. میگویند منابع آب شیرین جهان در این منطقه قرار گرفته است. استراتژیستها معتقدند که بعد از پایان یافتن جنگ نفت، جنگ آینده، جنگ آب شیرین خواهد بود.خطر صهیونیسم در شیلی و آرژانتین جدی است. هر سال بیش از دویست، سیصد سرباز اسرائیلی مستقیماً از اسرائیل به سمت سانتیاگو پرواز میکنند. آنها یک شب در پایتخت میمانند و در یک هتل مخصوص یهودیها استراحت میکنند.هرچند یهودیهای شیلی چندان زیاد نیستند، این هتل به یهودها اختصاص یافته است (یهودیهای شیلی، در دورههایی به اسرائیل رفته و در آنجا کار کرده، سربازی رفته و دورههای نظامی را آموزش دیدهاند). آنها مستقیم از سانتیاگو به این منطقه در جنوب شیلی میآیند و به جای دیگری هم نمیروند. در این منطقة استراتژیک، این سربازان حتی با لباس نظامی و پرچم اسرائیل، و تجهیزات کامل نظامی حاضر میشوند، از این منطقه عکس میگیرند، اطلاعات جمعآوری میکنند و بعد از دو ماه، به کشورشان باز میگردند. حتی علائم و تبلیغات این منطقه، مثلاً فروشگاههایشان، به زبان عبری است که کسی از آن چیزی نمیفهمد. این مسئله خیلی عجیب است.
.
اسم منطقهای که صهیونیستها در آنجا فعالیت میکنند «کاتا گانیا» است.به دلیل همین فعالیتهاست که درحالحاضر بعضی از شخصیتهای ناسیونالیست شیلی با صهیونیسم و اسرائیل مخالفاند و چون در این زمینه خود را با ایران دارای موضع مشترک مییابند، خیلی تمایل دارند با ایران ارتباط برقرار کنند. اینها خیلی به رهبری معظم ایران و آقای احمدینژاد احترام میگذارند.دربارة نفوذ یهودیان هم باید اضافه کنم که یک سرمایهدار بزرگ امریکایی به نام داگلاس تام کینز، از گروه راکفلر، در شیلی یک منطقة استراتژیک و حاصلخیز خریده که بسیار بزرگ و پر از درختان قدیمی دویست، سیصد ساله است. شیلی از جمله کشورهایی است که چوب صادر میکند و یکی از چوبهای مرغوب جهان را دارد. با مالکیت آقای تام کینز بر این منطقة حاصلخیز و جنگلی دارای آبهای شیرین فراوان مشکلاتی برای دولت و کشور شیلی پدید آمد.در توضیح این مشکلات باید گفت که شیلی کشور دراز و طولانی است و یک اتوبان شمال و جنوب این کشور را به هم وصل میکند. در ادامة ساخت این بزرگراه، دستاندرکاران به منطقه و ملک تام کینز رسیدند، اما ایشان اجازه نمیدهد که اتوبان از ملکش عبور کند. بدین ترتیب این منطقه و سرزمینهای پایینتر از آن، از کشور جدا شده است. درحالحاضر دولت شیلی برای اینکه بتواند به منطقة جنوب کشور دست یابد ناچار شده است از طریق دریا اقدام کند. الآن دانمارک آمده است تا از روی دریا، پلی دراز و طولانی احداث کند تا بتواند این دو منطقة شمالی و جنوبی شیلی را به هم مرتبط کند.
گذشته از این، مشکلات قضایی بسیاری با این تملک پیش آمده که چون ایشان بسیار ثروتمند است، دولت نمیتواند کاری بکند مردم و برخی مسئولان و نمایندگان پارلمان به این اقدام اعتراض بسیاری کردهاند، ولی تاکنون این اعتراضها به جایی نرسیده است. برخی از مسئولان هم طرفدار کینز هستند و میگویند ایشان در حال اجرای یک پروژة بزرگ مثبت است و در کشور ما سرمایهگذاری کرده است.این اقدامات صهیونیستها و امریکاییها باعث شده است بسیاری از روشنفکران علیه صهیونیسم باشند، ولی چون دولت آن قدر قدرتمند نیست نمیتواند جلوی صهیونیستها و امریکا بایستند. الآن عدة زیادی میگویند که کشور ما از سوی صهیونیستها در خطر است و بنابراین وظیفة ماست که از کشور و فرهنگ خودمان محافظت کنیم.امریکاییها در شیلی چه فعالیتهایی دارد؟امریکاییها در امریکای لاتین پروژهای دارند به نام «پلن آندز» در شرق امریکای لاتین، رشته کوهی به نام «آند» است که در برخی جاها نزدیک به ششهفت هزار متر ارتفاع دارد. امریکاییها از اسم این کوهستان استفاده کردند و نام برنامهشان را «آندز» گذاشتند. آنها میخواهند کلمبیا، شیلی، بولیوی و … را به دو یا سه منطقه تجزیه کنند تا این کشورها بیشتر تحت سلطة آنها باشند.غیر از امریکا چه کشورهایی در شیلی فعال هستند و چه پروژههای اقتصادی و صنعتی را انجام میدهند؟چین. البته چینیها خیلی به اقتصاد شیلی ضربه زدند، به خاطر اینکه جنسهای خیلی ارزان، اما بد کیفیت را میفروشند.
آنها گرچه پروژههای بزرگ صنعتی انجام ندادهاند، به اجرای پروژههای کوچک فراوانی دست زدهاند دولت شیلی با هند و چین قراردادهای بسیاری امضا کرده است. ترکیه هم در زمینههای آموزشی، فعالیتهای بسیاری در منطقه انجام میدهد. این دولت با آلمان و فرانسه هم روابط خوبی دارد و از نظر سیاسی خیلی به فرانسه نزدیک است.در پایان اگر امکان دارد چشمانداز خود را از رابطة ایران و شیلی در آینده تبیین کنید و بفرمایید به نظر شما شیلی و ایران در چه بخشهایی میتوانند با همدیگر رابطه داشته باشند؟ شیلی کشوری با مردمی باز است. اما به صورت دقیق نمیدانم که حکومت شیلی چه کمکهایی از ایران میتواند بگیرد. درحالحاضر مشخص نیست که شیلی چه ارتباطاتی با امریکا و صهیونیستها دارد. مسئولان حکومتی میگویند ما به حرفهای امریکا توجهی نمیکنیم، اما میتوانم بگویم که این حرف آنها، واقعی نیست.
.
شیلی از لحاظ تکنولوژی و ابزارآلات کشاورزی نیازمند کشورهای صنعتی دیگر است و به نظر میرسد که ایران بتواند در این زمینه مثلاً صادرات تراکتور و ماشینآلات به شیلی کمک کند. شیلی ازیکسو کارخانهای برای تولید اتومبیل و همچنین تولید ماشینهای سنگین مانند تراکتور ندارد، اما از سوی دیگر دارای بعضی محصولات کشاورزی است که ایران میتواند آنها را به کشور خود وارد کند. شیلی از نظر منابع معدنی، مس و فلزات دیگر نیز غنی است؛ همچنین ماهی فراوانی در شیلی صید میشود، اما این کشور در صنایع بستهبندی و کنسرو پیشرفته نیست. بهترین گوشتهای گوسفند جهان در جنوب شیلی و جنوب آرژانتین تولید میشود و حتی وهابیان در این زمینه سرمایهگذاری کردهاند و تولیدکنندگان گوشت در این مناطق، بخشی از گوشتهای خود را به عربستان و کشورهای جنوب خلیجفارس صادر میکنند. بنابراین ایران هم میتواند در زمینة تأمین گوشت حیوانی از شیلی استفاده کند.منبع: ماهنامه زمانه شماره 25 و26
انتهای متن/
11:45 - 15 آبان 1391