تبلیغ شفاهی و موزون تعالیم آسمانی

خبرگزاری فارس: در جامعه اسلامی، از زمان حضرت رسول(ص) و امامان (ع) همواره هنرمندان مورد احترام و تقدیر و تشویق بوده‏اند و لذا هنرمندان متعهد به ویژه شاعران در زمان تشریع، صحابه، تابعان و پیروان آنها، از منزلت خاص برخوردار بودند.
اشاره: هنر؛ پدیده جهانی و بشری است که در همه ابعاد زندگی انسان در طول روزگاران و در میان همه ملت‌ها و امت‌ها بوده و خواهد بود و همه در تحسین آن شرکت دارند. همان‏گونه که نمی‏توان ویژگی شعور و درک را در انسان‌ها در بستر زمان نادیده گرفت، از هنرآفرینی و خلاقیت و ابداع نیز به عنوان نماد بشری و زندگی اجتماعی آنان نمی‏توان چشم پوشید. در جامعه اسلامی، از زمان حضرت رسول(ص) و امامان (ع) همواره هنرمندان مورد احترام و تقدیر و تشویق بوده‏اند و لذا هنرمندان متعهد به ویژه شاعران در زمان تشریع، صحابه، تابعان و پیروان آنها، از منزلت خاص برخوردار بودند. هنر و زیبایی از دیدگاه اسلام در منابع و مبانی فقه اجتهادی، زیبایی مطرح شده است. زیبایی که موضوع هنر است، به طور کلی بر دو نوع است: الف- زیبایی در جهان هستی. ب- زیبایی که از راه اندیشه‏های درخشان و متعالی انسان‌ها به نمایش درمی‏آید. قرآن در تعریف آفرینش، سخن از زینت و زیبایی به میان می‏آورد و زیبایی منظره آسمان با ستارگان را به مردم گوشزد می‏نماید و به خود نسبت می‏دهد؛ از جمله: إِنّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزینَةٍ الْکَواکِبِ1؛ ما آسمان دنیا را با زینتی آراستیم و زیبا ساختیم که آن زیور عبارت است از ستارگان. وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابیحَ2؛ آراستیم آسمان دنیا را به چراغ‌هایی. وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِی السَّماءِ بُرُوجًا وَ زَیَّنّاها لِلنّاظِرینَ3؛ ما قرار دادیم در آسمان برج‌هایی و آنها را زیور بخشیدیم برای بینندگان.
همچنین در آیاتی از زیبایی ترکیب انسان و چهره، سخن به میان می‏آورد: لَقَدْ خَلَقْنَا اْلإِنْسانَ فی أَحْسَنِ تَقْویمٍ4؛ ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریدیم. از رسول خدا نقل شده که فرمود: «ان من اجمل الجمال الشّعر الحسن و نغمه الصّوت الحسن»5؛ از زیباترین زیبایی‌ها موی نیکو و آواز نیکو است. و فرمود: «الشعر الحسن من کسوة اللّه فاکرموه»6؛ موی زیبا از جمله پوشش‌های خداوند است، پس آن را گرامی دار.امام صادق(ع) فرمود: «من اتخذ شعرا فلیحسن ولایته او لیجزه»7؛ کسی که مایل است موی بلند داشته باشد، باید از آن نیکو مراقبت نماید وگرنه آن را بچیند و کوتاه کند. در روایت دیگر، رسول خدا (ص) فرمود: «حسن الخط من مفاتیح الرزق»8؛ نیکویی خط از کلیدهای روزی است. بر خلاف نظر کسانی که فقه اجتهادی را مخالف با انواع هنرها می‏دانند، روح دیانت، بر زیبایی و ظرافت و آراستگی تکیه دارد. فقه اجتهادی، مکتب روح و عواطف و احساسات پاک فطرت است و قوانین آن با آهنگ موزون فطرت هماهنگ است. خداوند همه چیز را در نیکوترین شکل آن آفریده و زینت و زیبایی و استواری و نظم را نشانه‏ای از نشانه‏های خود معرفی کرده است. با داشتن چنین باوری، هرگز نمی‏توان پذیرفت که اسلام به عنوان یک دین الهی، با همه زیبایی‌ها و جلوه‏ها و هنرها و صداهای دلپذیر و روح‏انگیز هستی به جدال و مبارزه برخاسته و آنها را نکوهیده باشد. حدود اسلامی در آفرینش هنر
هنرمند اگر چه در کار هنری‌اش آزاد است و می‏تواند با زبان هنر احساسات خود را ابراز کند، ولی باید کوشش نماید که حدود اسلامی را در کار هنری خود رعایت نماید؛ زیرا آنانی که با انشاد شعر، یا خواندن سرود و یا ساختن آهنگ‌های مفید و یا با هنرهای نمایشی، موازین شرعی را حفظ می‏کنند، از لطافت و جذابیت بیشتری برخوردار می‏شوند. هنرمندانی که این‌گونه باشند، در راه رشد و تعالی فرهنگ و مبانی جامعه اسلامی گام برمی‏دارند و باید از احترام خاص و ویژه‏ای برخوردار باشند. زینت و زیبایی و جلال و جلوه‌ای که در عالم ماده مشاهده می‏شود، از یک سوی برای بهره‏وری انسان است و از سوی دیگر مایه هدایت و حق‌جویی و حق‌شناسی و نیز آزمایش اوست. زیبایی‌ها در زندگی مادی از یک جهت مایه جذب انسان به سوی منشأ جمال و کمال هستی و از جهت دیگر ملاک آزمایش و گرایش انسان به زیبای‌های معنوی است؛ لذا در بهره‏وری از مظاهر زندگی نباید حد اعتدال را فرو گذاشت. هنرها نمایانگر استعداد و نبوغ فوق‌العاده و نمایشگر عشق انسان به امور واقعی است. پس هیچگاه نباید او را محدود کرد، مگر در آن‌جایی که برای جامعه ضرر داشته باشد و افراد را به انحراف و فساد و تباهی بکشاند. هنر بیانی است عمومی و جهانی برای بهسازی جامعه و از این نظر همواره مورد توجه فقه اجتهادی بوده و هست. هنر نمی‏تواند به خودی خود هدف باشد و یا وسیله‏ای برای فساد جامعه قرار گیرد. هنرمند اگر چه به هنرش خرسند است، لیکن باید برای تبیین حقایق و واقعیات دینی و اخلاقی و اجتماعی از هنر استفاده کرد.
در هر حال خداوند، انسان را برای رسیدن به کمال آفریده است و همه مظاهر جهانی را وسیله تکامل و در خدمت او قرار داده است. پس همه هنرها و زیبایی‏ها و جلوه‏های جهان هستی، در حقیقت وسائل و ابزارهایی هستند که انسان‌ها از آنها باید در جهت تعالی و تکامل معنوی و مادی خود استفاده کنند، نه در راه انحطاط و تنزل و انحراف و فرومایگی. هنر زاده اتحاد و همدستی تنگاتنگ ماده و صورت است. هر اندازه این همگامی و ارتباط بیشتر و پیروی ماده از صورت که به سبب این اتحاد است پرمایه‏تر باشد، هنر کامل‏تر است و بدین جهت بعضی از هنرها که جنبه معنویشان زیاد است، از هنرهای دیگر به کمال نزدیک‌تر هستند. زیبایی‌های طبیعی و غریزی که از آن جمله هنر و الحان خوش همراه با موسیقی را می‏توان نام برد، بخشی از همان ابزارها و وسایل است که مانند بسیاری از مظاهر هستی می‏تواند مورد استفاده صحیح و مفید و سازنده و یا مورد استفاده غلط و نادرست و انحرافی قرار گیرد و این انسان است که با راهنمایی وحی آسمانی و هدایت باطنی عقل، می‏بایست این زیبایی‌ها و هنرها را در راه کمال انسانی خویش به خدمت گیرد. یکی از ملاک‌های کلی در تعیین راه‌ها و شیوه‏های صحیح بهره‏گیری از جلوه‏های هستی و تمیز آن از گونه‏های ناشایست، تأثیر آنها در رشد یا انحطاط اخلاقی، فکری، فرهنگی و معنوی انسان می‏باشد.
انسان به وسیله عقل سلیم(در مستقلات عقلیه) و در مواردی به وسیله شریعت(در غیر مستقلات عقلیه) به راحتی می‏تواند حقیقت فوق را تمیز دهد؛ منتها در برخی موارد حکمت‌ها و علت‌ها و تأثیرهای واقعی، از دسترس اندیشه و علوم بشری خارج است و انسان به ظاهر آن را منشأ کمال و خوبی و پیشرفت می‏شناسد، در حالی که شریعت و وحی آسمانی بر اساس واقع‏نگری آن را عامل عقب‌ماندگی و بدی و انحطاط معرفی می‏کند.پس هنرها و سروده‏ها و شعرها و آهنگ‌ها باید به گونه‏ای باشند که بتوانند احساس‌های درونی پسندیده و سازنده انسان (مانند امید، ایمان، رحم، محبت، عطوفت، کمک به محرومان و مستضعفان، مقاومت، ایثار و جز این‌ها را) به تصویر کشند و به آنها تجسم بخشند. اسلام با هنری که بدین جهت، باعث اتلاف وقت و هدر دادن عمر شود یا باعث فساد و انحراف گردد یا باعث تهییج شهوت و غلبه هوای نفس شود یا انسان را از یاد خداوند غافل کند یا موجب کمک به ظلم و ظالم یا آزار دیگران باشد، مخالف است.جامعه‏ای که از وجود هنرمند محروم است، زینت ندارد؛ چون هنر و فن، زینت فرد و جامعه است. رهبر کبیر انقلاب درباره هنرمندان فرمودند: اهل هنر از موهبتی خاص برخوردارند که انسان‌های معمولی از آن محرومند. منزلت شاعران در نزد پیامبر و امامان
شعر و ادبیات، در هر ملت و قومی، بخشی از فرهنگ آن را تشکیل می‏دهد. از این روی شعر و ادب در زمان‌های گذشته و زمان کنونی از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است تا آنجا که در تکامل اندیشه بشر و پیشرفت فرهنگ و هنر نقشی اساسی را داراست و از همین زاویه خود تشکیل‌دهنده گوشه‏ای از تاریخ هم محسوب می‏شود. قرآن در کلامی زیبا، شاعران باایمان و متعهد را از شاعران غیر اهل ایمان جدا ساخت و این نمایانگر ارزش شعر هدفدار از دیدگاه قرآن است. پیامبر (ص) به شعر عنایتی خاص داشت و همواره شاعرانی را که در تأیید و یاری اسلام و جنبه‏های اخلاقی شعر می‏سرودند، مورد لطف و تشویق قرار می‏داد و بدین جهت بود که بسیاری از اصحاب و یاران رسول خدا در قصیده‌سرایی ضرب‏المثل گشتند. در غدیر خم، پس از خطبه‏های رسول خدا، «حسان بن ثابت» نخستین ابیات را در ثبت آن واقعه تاریخی سرود و از محبت‌های رسول خدا برخوردار شد. شاعران مشهور دیگری که در واقعه غدیر در زمان اصحاب و تابعین شعر سرودند، عبارتند از: قیس بن سعد بن عباده، محمد بن عبد الله حمیری، عبدی کوفی، ابوتمّام طائی و مانند این‌ها که اشعارشان را بسیاری از مورّخان نقل کرده‏اند.
پیامبر به یکی از شاعرانی که مدافع اسلام بود، فرمود: أهج المشرکین فان روح‌القدس معک ما هاجیتهم؛ مشرکان را هجو کن؛ تا زمانی که آنها را هجو نمایی، جبرئیل با توست.9 کمیت بن زیاد اسدی، متوفای سال 126 هـ.ق، یکی از شعرای بزرگ بود و بیشتر قصاید و سروده‌های او در مدح و ستایش بنی‌هاشم بود و بدین جهت سروده‌های او را«هاشمیات» می‏گویند. او بسیاری از قصیده‏های خود را در مجلس امام زین‌العابدین(ع) و امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق (ع) سرود. کمیت بن زیاد در مدینه مورد احترام خاص امام محمد باقر (ع) بود. او زمانی که قصیده‏اش را سرود، امام خوشحال شد و به او فرمود: «اگر مال می‏داشتم هر آینه به تو عطا می‏کردم، ولی من برای تو می‏گویم آنچه را که رسول خدا درباره حسان بن ثابت گفته است: لازلت مؤیداً بروح القدس ما ذببت عنّا اهل‌البیت...» 10 کمیت مورد محبت امام صادق (ع) نیز بوده است. روزی امام تمام اهل منزلش را جمع کرد و از او خواست که قصیده‏اش را بخواند. او هم امر امام را امتثال نمود و هنگامی که به این شعر رسید: یصیب به الرامون عن قوس غیرهمفیا آخرا سدی له الغیّ اول
حضرت دست‌های خود را به طرف آسمان بلند کرد و گفت: «بار الها! کمیت بن زیاد را از آنچه که در پیش انجام داده و آنچه را که بعداً انجام می‏دهد و در آنچه که در پنهان و در آشکار انجام داده، بیامرز. خدایا به او آن مقدار بده تا راضی شود.»11 دعبل خزاعی، شاعر اهل بیت متوفای سال 246 هـ. ق نیز از این دسته از شاعران بود. شیخ صدوق در عیون اخبارالرضا، روایت می‏کند: روزی دعبل در مرو بر حضرت رضا داخل شد، به حضرت عرض کرد: من درباره شما اشعاری سروده‏ام، ولی بنا گذاشتم که پیش از شما برای احدی نخوانم.حضرت فرمود: بخوانید. او هم با همان صدای جالب و دلپذیر خود قصیده معروفش را خواند. هنگامی که به این شعر رسید: اری فیئهم فی غیرهم متقسما و ایدیهم من فیئهم صفرات؛ امام گریه کرد و به او فرمود: درست گفته‏ای. دعبل شاعری بسیار خوشخوان و از احترام خاص نزد حضرت رضا (ع) برخوردار بود. هر گاه در مجلسی که حضرت رضا (ع) بود، وارد می‏شد، او را مورد تقدیر و احترام قرار می‏داد و در کنار خود می‏نشاند و چندین بار او را با دادن هدایا مورد تشویق قرار داد. اشعار شاعران از نظر الفاظ، زیبا و از نظر محتوا، عالی و از نظر مضمون، لطیف بوده است و اگر شعری دارای این ویژگی‌ها باشد، به اعماق دل انسان‌ها نفوذ می‏کند. مذمت نکردن شاعران مؤمن در قرآن
شعرا اگر چه در قرآن کریم مورد مذمت قرار گرفته‏اند، ولی باید دانست که خداوند در کلامی زیبا و کوتاه، شاعران متعهد و مؤمن را از سازندگان اشعاری که غاوون(گمراهان) پیروان آنها هستند، جدا ساخت: وَ الشُّعَراءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ(224)أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فی کُلّ‏ِ وادٍ یَهیمُونَ(225)وَ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ ما لا یَفْعَلُونَ(226)إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ ذَکَرُوا اللّـهَ کَثیرًا...12؛ شاعران را گمراهان پیروی می‏کنند... مگر آنهایی که ایمان آورده و کارهای نیک انجام می‏دهند و خداوند را بسیار یاد کنند. این استثناء در آیه مبارکه نشانگر ارزش و اهمیت شاعران باایمان و دارای عمل صالح می‏باشد. شیخ صدوق از امام صادق (ع) نقل فرمود: من قال لنا بیت شعر بنی اللّه له بیتا فی الجنة.13 همچنین فرمود: «ما قال فینا قائل بیت شعر حتی یؤیّد بروح القدس.14 امام صادق (ع) به شیعیان امر می‏فرمود که به فرزندانشان برخی اشعار را تعلیم دهند. در رجال کشی از امام صادق (ع) نقل شده است: «یا معشر الشیعة علموا اولادکم شعر العبدی فانه علی دین اللّه»15؛ به فرزندان خود اشعار عبدی را بیاموزید که او بر دین خداست. در هر حال رسول خدا و امامان به شعر اهمیت می‏دادند و شاعران را در نشر حماسه حق، همواره تشجیع و تشویق می‏کردند. پی‌نوشت‌ها:1. صافات، 6.2. فصلت، 12.3. حِجر، 16.4. تین، 4. 5. اصول کافی، ج 2، ص 615.6. من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 76، حدیث 329. 7. همان، ص 75، حدیث 328.8. بحارالانوار، ج 24، ص 231.
9. ربیع‌الابرار و نصوص‌الاخبار زمخشری.10. الغدیر، ج 1، ص 11.11. همان، ج 2، ص 7. 12. شعرا، 224 – 227.13. بحارالانوار، جلد 24، ص 231.14. همان. 15. مراجعه شود به کتاب رجال‌کشی.سیدضیاء آل رسولمنبع: فرهنگ پویا شماره 19 http://puya.nashriyat.ir/node/1037انتهای متن/
هنر اسلامی -الله
شعر
شعر
هنر
08:25 - 9 مهر 1391

1 بازدید




1 پاسخ