در مسیر تربیت
خبرگزاری فارس: دوره انعقاد نطفه تا زمان تولد از مهمترین و حساسترین دورههای رشد است و ساختمان جسمانی و روانی کودک تا حدود زیادی در این زمان پیریزی میشود؛ بنابراین متخصصان روانشناسی توجه خاصی به این دوره دارند.
اشاره
تعلیم و تربیت امری خطیر و عاملی برای سازندگی انسان و وسیلهای جهت هدایت و رشد اوست و رشد انسانها از زمان تولد تا رسیدن به کمال، از مراحل متوالی و به هم پیوستهای میگذرد که از این طریق میتوان آنها را به بالاترین نقطه کمال رساند. این رشد اگر چه به ظاهر یکنواخت به نظر میرسد، اما چون هر کس در مراحل مختلفِ حیات، شرایط و مقتضیاتی داشته و تحت تأثیر عوامل و مسائل گوناگونی است، از اینرو موضعگیری دربارة آن باید متناوب باشد.برای آنکه تربیت، همة قوای فرد را به ظهور برساند، باید حتیالامکان بر طبق مراحل روانی رشد صورت گیرد.
هر فرد طبیعتاً مراحل مهم رشد و تکامل را طی میکند؛ از این جهت بحث مراحل تربیت از اهمیت خاصی برخوردار است.از نظر روانشناسان، مراحل تربیت از بدو تولد آغاز میشود، البته از دید زیستشناسان، نقش رحم در رنگ دادن و شکل بخشیدن به جنین بیاهمیت نیست؛ اما از نظر اسلام امر تربیت و هدایت نسل از مرحلة تشکیل خانواده و انتخاب همسر آغاز میگردد. رشد افراد تا آخر عمر به مراحل معین و مشخصی تقسیم میشود که هر کدام از این مراحل ویژگیها و خصوصیاتی دارند. همانگونه که مراحل رشد در جنبههای مختلف زندگی به صورت متوالی و پی در پی پدیدار میشود، مراحل تربیت هم بر اساس مراحل رشد پیش میرود.
مراحل تربیت از دیدگاه روانشناسی
محورهای مهم و اساسی مراحل رشد و تربیت کودک عبارتند از: پیش از تولد، دوره اول کودکی (دوره نوزادی)، دوره دوم کودکی (دوره کودکستان)، دوره سوم کودکی (دوره دبستانی)، دوره نوجوانی (دوره بلوغ) و دوره جوانی.
مرحلة اول: پیش از تولد
رشد کودک از این مرحله آغاز میشود. از نظر زیستشناسان نقش رحم در رنگ بخشیدن و شکل دادن به جنین دارای اهمیت به سزایی است. بنابر بررسیهای دانشمندان برای به فعلیت رساندن جنین، وجود رحم ضروری است؛ بر این اساس میگویند: کیفیت محیط رحم مادر، مسئول اکثر نابهنجاریهای ساختی است؛ زیرا زندگی در لحظه لقاح آغاز میشود. کیفیت رشد و تکامل دوران جنینی تعیین کننده چگونگی رشد و تکامل تمام دوران زندگی است.
تربیت در سنین شیرخوارگی دارای خصوصیات کاملاً مشخص است؛ این مرحله، مرحله پرورش تن و دوره حمایت از کودک میباشد. دو وسیله عمده تربیتی، تحریک و تشویق است که ترقیات طبیعی کودک را آسان میکند، در این دوره علاوه بر بهداشت جسمانی با بهداشت روانی نیز سر و کار داریم.
رشد و تکامل دوران پیش از تولد در گرو همکاری و تعامل وراثت و محیط است. اگر چه اکثر مردم «رحم» مادر را محیط نمیدانند و با اینکه رشد از زمان لقاح آغاز میشود، سن افراد را از لحظه تولد حساب میکنند، اما محیطی که کودک پیش از تولد در آن رشد میکند، در رشد آتی کودک از لحاظ جسمانی و روانی تأثیر بسیار مهمی دارد.دورة انعقاد نطفه تا زمان تولد از مهمترین و حساسترین دورههای رشد است و ساختمان جسمانی و روانی کودک تا حدود زیادی در این زمان پیریزی میشود؛ بنابراین متخصصان روانشناسی توجه خاصی به این دوره دارند.
اثر عوامل محیطی را نباید از نظر دور داشت؛ زیرا تأثیر بسیاری بر جنین دارد و جنین به مقدار زیادی تحت تأثیر حالات جسمانی و روانی مادر است. بنابراین، اگر چه رابطة بین جریان خون کودک و مادر جریان مستقیمی نیست، با وجود این، حالتِ عاطفی مادر ممکن است به طور غیر مستقیم در عملکرد فیزیولوژیکی فرزندش تأثیر بگذارد. هنگامی که مادر از لحاظ عاطفی برانگیخته میشود، واکنشهای فیزیولوژیکی مختلفی بروز میکند و هورمونهای خاصی مثل آدرنالین در جریان خون مادر آزاد میشود.
بعضی از این مواد ممکن است از جفت عبور کند و در فرآیندهای فیزیولوژیکی جنین تأثیر گذارد. بعضی از عوامل محیطی مؤثر بر جنین عبارتند از: سن مادر، تغذیه و بهداشت مادر، داروها و مواد سمی، بیماریهای مادر در هنگام بارداری، تشعشات رادیو اکتیو و اشعه x، عاملِ Rh، عواطف و هیجانات مادر؛ علاوه بر عوامل محیطی، وراثت هم نقش به سزایی در رشد و تکامل کودک قبل از تولد دارد. بنابراین، رشد و تکامل دورانِ پیش از تولد مانند همة انواع رشد و تکامل متضمن همکاری و تعامل وراثت و محیط است. کیفیت رشد و تکامل دوران جنینی تعیین کننده چگونگی رشد و تکامل تمام دوران زندگی است.
مرحلة دوم: دوران نوزادی
انتقال از دورة جنینی به دورة نوزادی را شاید بتوان بزرگترین دورة انتقال در زندگی دانست که هر فرد آن را تجربه میکند. نوزادی که به دنیا میآید، با وضع جدیدی مواجه میشود که با وضع سابقش تفاوت بسیاری دارد، قبل از هر چیز باید با شرایط محیط جدید سازگار شود؛ زیرا ادامة حیاتش به قدرت سازگاری او بستگی دارد.
مهمترین اطلاعات روانشناسی که در تربیت طفل کودکستانی تأثیر به سزایی دارد، به سه دسته تقسیم میشود: 1. طفل در این دوره با احساس شدید شخصیت همراه است. 2. نخستین تصور را از جهان به دست میآورد، اما این تصور حالت به هم آمیختهای دارد. 3. بازی از فعالیتهای اساسی اوست.
کارهای مهم کودک شیرخوار بسیار ساده و عبارت از خوابیدن و خوردن و خود جنبانیدن است، اما «همة جوامع، دوران شیرخوارگی را دورانی خاص میدانند و برای متمایز کردن آن از سایر مراحل زندگی نام خاص بر آن گذاشتهاند. از آنجا که رفتارها و تواناییهای نوزاد با کودکان بزرگتر متفاوت است، کودک زیر دو سال معمولاً بر اساس نداشتن خصوصیاتی مانند توانایی حرف زدن، انجام عملی از روی قصد قبلی، استدلال کردن، خودآگاه بودن و داشتن حالاتی مثل احساس گناه، همدلی و غرور شناخته میشود».
از نظر روانشناسان معاصر، نوزاد انسان موجود با کفایتی است که شیر خوردن، محبت دیدن، تغذیه شدن و کاوش در انگشتان و چهرة مادر از مشخصههای اوست و «تربیت کودک شیرخوار همان تغذیة بدن و فعالیتهای اوست که دائماً زیاد میشود. این دوره، دورة تعیین سرنوشت کودک نیست، لکن مقدمات این کار فراهم میگردد. در این دوره، کار مربی تابع اطلاعات زیستشناسی و روانشناسی است که لازم و ملزوم یکدیگرند».نوزادان در سال اول زندگی تنها مهارتهای حرکتی را کسب نمیکنند؛ بلکه آنها میتوانند به دلایلی دربارة جهان پیرامونشان بیندیشند و آن را درک کنند.
اصول تربیت در این دوران
در این دوران که به دورة پرستاری معروف است، مربی باید به اصولی توجه داشته باشد که عبارتند از:
1. فراهم ساختن محیط مساعد؛
2. تنظیم اعمال کودک؛ ارضای دو احتیاج عمده، یعنی نیاز به غذا و خواب فرصتی برای نخستین نظم بخشی تربیتی است... هر چه این نظمبخشیها بهتر صورت گیرد، در دورههای بعد روشهای تربیتی، مؤثرتر واقع خواهد شد.
3. محبت و مصاحبت؛ به اعتقاد روانشناسان از پایان سال اول حضور کسی که همدم کودک باشد و در بازی او شرکت فعال داشته باشد، به رشد روانی او کمک میکند؛
4. فعالیت اعصاب حسی و حرکتی؛ این فعالیت در سراسر این مرحله مهمترین فعالیت به شمار میرود. نتیجه اینکه:
«وضع روحی و اخلاقی و کیفیت رفتار و گفتار مردم هر عصری، محصول بذرهای تربیتی است که در ایام کودکی در مغز آنان نشاندهاند. شخصیت، استقلال اراده، اعتماد به نفس و همچنین زبونی، فرومایگی و عدم اعتماد به نفس از صفاتی است که اساس آن در دامان خانواده پیریزی میشود. تربیت صحیح و پرورش صفات پسندیده در کودک تنها در پرتو برنامة صحیح علمی و عملی میسر است».بنابراین ابعاد مختلف رشد، یعنی رشد جسمی، ذهنی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی کودک از یکدیگر جدا نیستند و آنچه در یک زمینه از رشد اتفاق میافتد، بر جنبههای دیگر نیز اثر میگذارد.
احساس امنیت عاطفی از مهمترین عوامل رشد رضایتبخش کودک است. به اعتقاد ریبل، اریکسون و بسیاری از صاحبنظران، مادر، پدر و سایر افراد خانواده باید طی یک دوره طولانی از مراقبت پایدار و واقعی، این نیاز را برآورده کنند. احساس امنیت از طریق محبت کردن به کودک و تأیید او حاصل میشود.
تربیت در سنین شیرخوارگی دارای خصوصیات کاملاً مشخص است؛ این مرحله، مرحلة پرورش تن و دوره حمایت از کودک میباشد. دو وسیلة عمدة تربیتی، تحریک و تشویق است که ترقیات طبیعی کودک را آسان میکند، در این دوره علاوه بر بهداشت جسمانی با بهداشت روانی نیز سر و کار داریم.در این دوران در صورتی تربیت کودک شیرخوار به ثمر میرسد که وسایل زندگانی مخصوص این سن، در اختیار او باشد. بنابراین دورة شیرخوارگی وقتی وظیفة اساسی خود را انجام داده است که بتوان اصطلاح ملی سرشار از ستایش و عطوفت را به کار برده، گفت: کودک ما از خواب کودکی بیدار شده است.
مرحلة سوم: دورة کودکستان
در این دوره کودک نگرندة ماهری شده، واقعیت را با آفریدههای خیال خود در میآمیزد، مهمترین کار او بازی و حرکات بدنی است، از نظر اخلاقی دورة «عادات مطلوب» است، کودک به تحلیل و ترکیب اشیاء، کسب اطلاعات، علاقه به رقابت و تقلید از دیدهها و شنیدهها متمایل میشود، توانایی عملکرد نمادی پیدا میکند، این توانایی او غالباً در بازیهایی که در آن نقش دیگری را بازی میکند، آشکار است. با کسب این توانایی بازنماییهای کودک گستردهتر میشود.
سنین 3 تا 7 سالگی مهمترین و برجستهترین مرحله دوران کودکی است. در این مرحله حیات روانی بسی غنیتر و متنوعتر از قبل است و به کلی با حیات نفسانی انسان بالغ و کامل فرق دارد. در این دوره، تربیت صحیح میتواند روح کودکانه را در کمال آزادی پرورش دهد.مهمترین اطلاعات روانشناسی که در تربیت طفل کودکستانی تأثیر به سزایی دارد، به سه دسته تقسیم میشود: 1. طفل در این دوره با احساس شدید شخصیت همراه است. 2. نخستین تصور را از جهان به دست میآورد، اما این تصور حالت به هم آمیختهای دارد. 3. بازی از فعالیتهای اساسی اوست.
رشد افراد تا آخر عمر به مراحل معین و مشخصی تقسیم میشود که هر کدام از این مراحل ویژگیها و خصوصیاتی دارند. همانگونه که مراحل رشد در جنبههای مختلف زندگی به صورت متوالی و پی در پی پدیدار میشود، مراحل تربیت هم بر اساس مراحل رشد پیش میرود.
«بنابراین از نظر تربیتی، تشخّص طلبی باید مورد توجه قرار گیرد؛ مربی در همان حال که سعی میکند کودک را علاقهمند به اجتماع و مقیّد به رعایت مصالح آن بار آورد، باید جانب تفرد و تشخّص وجود او را ملحوظ بدارد». شخصیت کودک در روابط اجتماعی او با دیگران شکل میگیرد و هیچ کس به اندازه خانواده، در این روابط اجتماعی مؤثر نیست. لذا خانواده مهمترین تأثیر را در تشکیل شخصیت طفل ایفا میکند.
کودکان این گروه سنی، عواطف خود را به طور آشکار ابراز میکنند. بروز ناگهانی خشم و ترس در این گروه بسیار عادی است. در این مرحله، کودکان به علت روبهرو شدن با موقعیتهای بسیاری که بیشتر آنها نیز تازگی دارد و نیز به دلیل قوة تخیل قوی، ممکن است ترسهای زیادی داشته باشند که بسیاری از آنها غیر منطقی است و برخوردی صحیح را میطلبد... احساس امنیت عاطفی از مهمترین عوامل رشد رضایتبخش کودک است. به اعتقاد ریبل، اریکسون و بسیاری از صاحبنظران، مادر، پدر و سایر افراد خانواده باید طی یک دورة طولانی از مراقبت پایدار و واقعی، این نیاز را برآورده کنند. احساس امنیت از طریق محبت کردن به کودک و تأیید او حاصل میشود.
در این دوران حواس نقش عمدهای دارد و دریچهای برای نگاه کودک به جهان خارج است و به وسیلة آن اطلاعات دست اول به دست میآورد. تأثیر حواس در حیات عقلانی برای همة مربیان روشن است. کار مربی در این دوره گرفتن دست کودک و همراه بودن با اوست تا در شناخت و کشف اشیاء و موجودات به او کمک کند ـ روی هم رفته این مرحله نسبت به مرحلة قبل ترقی مهمی به شمار میرود.
راضیه طبرسیمنبع:نامه جامعه شماره نود و یکادامه دارد...........
08:16 - 12 شهریور 1391