موانع تفکر صحیح از دیدگاه قرآن کریم

خبرگزاری فارس: امام صادق علیه‏السلام فرمود: «خداوند این امت را به دو آیه در کتابش اختصاص فرمود: یکى اینکه تا به چیزى علم نیافتند تصدیق نکنند (شتاب‏زدگى در تصدیق) و دیگر اینکه آنچه را نمى‏دانند رد و نفى نکنند (شتاب‏زدگى در انکار).
4. پیروى‏هاى کورکورانه تفکر آن‏گاه در روند صحیح خود قرار مى‏گیرد که هیچ قید و بندى، اعم از درونى و یا بیرونى، آزادى آن را محدود نساخته و جریان طبیعى آن را به مخاطره نیفکند. ترغیب آدمیان به تفکر، تعقل و تذکر در بسیارى از آیات قرآن و نیز اطلاق برخى دیگر از آیات، از آزادى کامل انسان در تفکر و تعمق در معارف دین، در نگاه قرآن حکایت دارد. البته این آزادى منوط به وجود صلاحیت‏هاى لازم و فراهم بودن زمینه‏هاى اولیه تفکر در وجود انسان است.32 یکى از موانع جدى بر سر راه تفکر، پیروى از آراء و افکار بزرگانى است که به نوعى در نگاه انسان از جایگاه فکرى برترى برخوردار شده‏اند.شخصیت‏هاى بزرگ تاریخى و یا معاصر از این لحاظ که مقبول دیگران هستند بر فکر و اراده دیگران اثر مى‏گذارند و در حقیقت، هم فکر و هم اراده دیگران را تسخیر مى‏کنند. همین امر سبب مى‏شود که دیگران در مقابل آنان، آزادى و استقلال فکر و اراه خود را از دست بدهند.33قرآن کریم همگان را به تفکر براى شناخت حق فراخوانده و پیروى کورکورانه از بزرگان و شخصیت‏ها را موجب انحراف از مسیر حقیقت دانسته است. قرآن از زبان مردمى که این‏گونه به انحراف رفته و در قیامت حقیقت را یافته‏اند، چنین نقل مى‏کند: «وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا» (احزاب: 67)؛
و مى‏گویند: پروردگارا، ما از بزرگان و برجستگان خود پیروى کردیم و در نتیجه، ما را گمراه ساختند.افکار و باورهاى نسل‏هاى گذشته نیز به ویژه آن‏گاه که به سنت رایج جامعه تبدیل شده باشند، مى‏توانند نسل‏هاى بعدى را به پیروى‏هاى کورکورانه بکشانند و مانع از تفکر شوند.انسان به حکم طبع اولى خود، هنگامى که مى‏بیند یک فکر و عقیده خاص مورد قبول نسل‏هاى گذشته بوده است خود به خود بدون آنکه مجالى به اندیشه خود بدهد آن را مى‏پذیرد.34 مانعیت هواى نفس از تفکر صحیح در صورتى است که معطوف به برخى از مقدّمات و مواد دخیل در فرایند تفکر باشد؛ چون جلوى شکل‏گیرى فرایندصحیح‏تفکررا مى‏گیرد و تلاش فکرى انسان را عقیم مى‏سازد. البته اگر پیروى از هواى نفس تمام مجارى طبیعى شناخت را فرا گرفته باشد، به گونه‏اى که گوش و قلب و چشم را از انجام وظایف اصلى خود باز دارد در این صورت، مانع از اصل تفکر شده و آدمى را به ردیف چهارپایان، بلکه پست‏تر تنزل مى‏دهد.
بنابر اعلام صریح بسیارى از آیات قرآن، پیروى کورکورانه از افکار و باورهاى پدران، همواره یکى از موانع بزرگ خردورزى امت‏ها در مفاد دعوت پیامبران بوده است.آیات ذیل، این حقیقت را هم در خصوص مشرکان عصر بعثت پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و هم در خصوص همه امت‏هاى پیشین به روشنى بیان مى‏کنند: «بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُهْتَدُونَ وَکَذَلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ فِی قَرْیَةٍ مِن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُقْتَدُونَ»(زخرف: 22و23)؛ بلکه آنان مى‏گویند: ما نیاکان خود را بر آیینى یافتیم و ما نیز به پیروى از آنان هدایت شدیم. و این‏گونه در هیچ شهر و دیارى پیش از تو پیامبر انذارکننده‏اى نفرستادیم، مگر اینکه ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند: ما پدران خود را بر آیینى یافتیم و ما نیز به آثار آنان اقتدا مى‏کنیم.در نگاه قرآن، افکار و باورهاى پیشینیان را به صرف اینکه متعلق به گذشته‏اند نمى‏توان به دیده قبول تلقّى نمود، همان‏گونه که تعلق به گذشته دلیلى بر نفى و طرد این‏گونه افکار نمى‏باشد. آنچه معیار قبول یا رد این‏گونه افکار است انطباق و یا عدم انطباق آنها بر عقل برهانى35 و علم حقیقى36 است.پیروى کورکورانه از قدرتمندان نیز از موانع تفکر است. آنجا که قدرت و صاحبان آن در نگاه انسان در جایگاهى برتر از چون و چرا مى‏نشینند، به صورت طبیعى تفکر و اندیشه‏ورزى، تا آنجا که به حوزه قدرت و قدرتمندان مربوط مى‏شود، به تعطیلى مى‏گراید.
براى چنین انسانى ضرورت و زمینه‏اى براى اندیشیدن و اقامه برهان در این حوزه خاص وجود ندارد تا حس جست‏وجوگرى و اندیشه‏ورزى وى را به حرکت درآورد.قرآن کریم این حقیقت را با صراحت در داستان موسى و فرعون بیان نموده است: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُبِینٍ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ» (هود: 96و97)؛ ما موسى را با آیات خود و دلیل آشکارى به سوى فرعون و اطرافیانش فرستادیم. اما آنان از فرمان فرعون پیروى کردند، در حالى که فرمان فرعون، مایه رشد و نجات نبود. مراد از «آیات» امور خارق‏العاده (از قبیل عصا، ید بیضا و...) است که توسط حضرت موسى انجام مى‏گرفت و مراد از «سلطان مبین»، برهان و حجت قاطعى بوده است که بر عقول و افهام مردمان چیره مى‏شده.37 با وجود این، گرایش به فرعون و قدرت مادى او موجب مى‏شد که پیروان فرعون از گام نهادن به مسیر تفکر درباره حق محروم بمانند و از امر فرعون تبعیت کنند. قرآن همین حقیقت را در داستان قوم عاد نیز متذکر مى‏شود.38 ب. موانع تفکر صحیح 1. تکیه بر ظنّ
ظن عبارت است از اعتقاد برآمده از حدس و تخمین بدون پشتوانه هرگونه مشاهده، دلیل و یا برهان.39 چنین اعتقادى ممکن است در اصل مطابق با واقع باشد، اما بدون استناد به هرگونه دلیلى. و یا غیرمطابق با واقع [= جهل مرکب ]باشد و یا صرفا از ترجیح یکى از طرفین قضیه با تجویز طرف دیگر حاصل شده باشد.40راغب مى‏گوید: «ظن نام چیزى است که از اماره پدید مى‏آید که گاهى چنان قوى مى‏شود که به مرز علم مى‏رسد و گاهى چنان ضعیف مى‏شود که به مرز توهّم و خیال تنزل مى‏یابد.»41 از بررسى موارد استعمال واژه ظن در آیات متعدد قرآن، به دست مى‏آید که این واژه در معانى ذیل به کار رفته است: 1. علم و یقین؛42 2. توهّم؛ 3. گمان راجح.43تردیدى نیست که صرف توهّم و یا گمان راجح نمى‏توانند مبناى استدلال علمى قرار گیرند، همان‏گونه که اعتقاد غیرمستند به دلیل و برهان نیز حتى اگر مطابق با واقع باشد، نمى‏تواند انسان را در سیر تفکر براى حل مشکل پیش‏آمده [= مجهول] یارى نماید.قرآن کریم به صورت صریح از ناکارآمدى ظن در رساندن آدمیان به حق سخن گفته و با تأکید اعلام مى‏کند: «وَإِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئا.»(نجم: 28)
حق، عبارت است از واقعیت هر چیز که جز با علم و اعتقادى که هیچ‏گونه احتمال نقیضى در آن نیست، قابل درک نمى‏باشد.44آیه محل بحث، در رد دیدگاه منکران آخرت که فرشتگان را دختران خداوند مى‏نامیدند45 سخن مى‏گوید و در صدر آن چنین آمده است: «وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ...» (نجم: 28) با دقت در این بخش آیه که با صراحت مبناى دیدگاه آنان را نه علم، بلکه ظن اعلام نموده، به دست مى‏آید که مراد از ظن در آیه محل بحث مطلق گمان‏هاى مرجوح [= توهّم] و یا راجحى است که به مرز علم نرسیده‏اند. چنین گمان‏هایى هیچ‏گاه کسى را به واقعیت اشیا رهنمون نمى‏کنند، بلکه آنچه آدمى را به حق و واقعیت اشیا مى‏رساند علم است.قرآن کریم در جاى دیگر پس از آنکه از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آلهمى‏خواهد آثار، نشانه‏ها و قدرت خداوند را براى فاسقان برشمرده و آنان را به شناخت حق و ایمان به خدا فراخواند، اما آنان از ایمان به خدا سر باز زدند،46 در تعلیل ایمان نیاوردن آنان چنین مى‏گوید: «وَمَا یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئا إِنَّ اللّهَ عَلَیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ.» (یونس: 36)در نگاه قرآن، عدم نیل به شناخت حقیقت در مسئله معاد نیز معلول پیروى از ظن به‏جاى تکیه بر علم است.47
لازم به یادآورى است که جواز عمل به ظن در احکام عملیه، که بسیارى از فقیهان بر آن صحّه گذاشته‏اند، مبتنى بر دلیل علمى خاص است که اطلاق آیات ناهى از پیروى از ظن به وسیله آن تخصیص خورده، اما امور اعتقادى که مبتنى بر تفکر و شناخت مى‏باشند تحت اطلاق آیات باقى مى‏باشند.48بر این اساس، مى‏توان نتیجه گرفت که در نگاه قرآن تکیه بر ظن یکى از موانع جدى در مسیر تفکر صحیح و شناخت حقیقت و کشف مجهول به شمار مى‏آید. 2. تأثیرپذیرى از دوستى‏ها و دشمنى‏ها انسان زمانى مى‏تواند در مسیر تفکر صحیح گام بردارد که خود را از هرگونه تعلّق‏خاطر برآمده از دوستى‏ها و دشمنى‏هاى مرتبط با موضوع تفکر فارغ ساخته باشد؛ زیرا این‏گونه تعلّق‏خاطرها بى‏طرفى و آزاداندیشى را از انسان سلب مى‏نماید و ذهن او را به سمت آنچه مورد علاقه اوست جهت مى‏دهد.قرآن کریم در بیان علت گمراهى برخى از امت‏هاى پیشین چنین مى‏گوید: «وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَکَانُوا مُسْتَبْصِرِینَ» (عنکبوت: 38)؛ شیطان اعمالشان را براى آنان آراسته بود، پس آنان را از راه حق باز داشت، در حالى که بینا بودند. انسان به حکم طبع اولى خود، هنگامى که مى‏بیند یک فکر و عقیده خاص مورد قبول نسل‏هاى گذشته بوده است خود به خود بدون آنکه مجالى به اندیشه خود بدهد آن را مى‏پذیرد.34 بنابر اعلام صریح بسیارى از آیات قرآن، پیروى کورکورانه از افکار و باورهاى پدران، همواره یکى از موانع بزرگ خردورزى امت‏ها در مفاد دعوت پیامبران بوده است.
اینکه شیطان اعمال آنان را آراسته بود، کنایه از این است که شیطان اعمال پست آنان را به گونه‏اى در نگاهشان زیبا و دوست‏داشتنى قرار داده بود که با همه وجود به آن اعمال تعلّق‏خاطر یافته بودند. همین تعلّق‏خاطر همه‏جانبه، آنان را از ورود به جاده حقیقت و نیل به حق بازمى‏داشت.49قرآن در جاى دیگر نیز این مطلب را یادآورى مى‏کند که قوم ثمود، که مورد هدایت الهى قرار گرفته بودند، به علت علاقه به گمراهى، کورى را بر هدایت ترجیح داده و به همین سبب، گرفتار عذاب الهى گردیدند.50 قرآن کریم در سوره «مدثّر» در مذمت شدید یکى از سران قریش سخن مى‏گوید که دشمنى‏اش با آیات الهى او را به انحراف عقیده و خطاى فکر درباره قرآن سوق داده بود.51 قرآن چنین انسانى را که به علت دشمنى با آیات الهى، مسیر تفکر را به خطا مى‏پیماید مستحق شدیدترین عقوبت‏ها دانسته، چنین مى‏فرماید:«إِنَّهُ فَکَّرَ وَقَدَّرَ فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ... سَأُصْلِیهِ سَقَرَ»(مدثّر: 18ـ26)؛ او (براى مبارزه با قرآن) اندیشه کرد و مطلب را آماده ساخت. مرگ بر او باد! چگونه مطلب را آماده کرد؟ باز هم مرگ بر او! چگونه مطلب را آماده نمود: ... به زودى او را وارد دوزخ مى‏کنم... .این آیات که بنا به نقل برخى از مفسّران52 درباره ولیدبن مغیره نازل شده است، نخستین آیاتى است که ماده «فکر» در آن به کار رفته و به صراحت از به انحراف کشیده شدن تفکر به علت دشمنى پیشین با آیات الهى سخن گفته است. 3. پیروى از هواها
لغت‏شناسان «هوا» را عبارت مى‏دانند از علاقه مفرط انسان به چیزى، به گونه‏اى که بر قلبش غالب شده باشد. خداوند مى‏فرماید: «وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى» (نازعات: 40)؛ یعنى پرهیز دهد نفس را از شهوات آن و گناهانى که نفس به سوى آنها دعوت مى‏کند.53برخى نیز «هوا» را به عشق تعریف کرده‏اند54 و برخى دیگر، آن را میل نفس به شهوت دانسته‏اند.55 شکى نیست که پیمودن مسیر تفکر صحیح و نیل به حقیقت در صورتى امکان‏پذیر مى‏گردد که انسان نخواهد خواست خود را مقدم و غالب کند. این امر موجب مى‏شود انسان از جست‏وجوى حقیقت باز ماند. برخى از بررسى‏هاى تجربى جدید در روان‏شناسى، بروز خطا ‏درتفکردرنتیجه‏هوادارى ‏انفعالى وعاطفى‏راثابت‏کرده‏است.56 قرآن‏کریم به روشنى این حقیقت را متذکر شده و در آیات متعددى آدمیان را از پیروى از هواها در مسیر جست‏وجوى حقیقت پرهیز داده است. قرآن در علت بارنیافتن مشرکان به شناخت خدا با وجود آنکه اسباب و زمینه هدایت الهى براى آنان فراهم شده بود، چنین مى‏فرماید: «إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِن رَّبِّهِمُ الْهُدَى.»نجم: 23) آنان فقط از گمان‏هاى بى‏اساس و هواى نفس پیروى مى‏کنند، در حالى که هدایت از سوى پروردگارشان براى آنان آمده است.
قرآن در جاى دیگر در تعلیل عدم پذیرش وحى آسمانى توسط مشرکان عصر پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، چنین مى‏گوید: «فَإِن لَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یَتَّبِعُونَ أَهْوَاءهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَیْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ...» (قصص: 50)؛ پس هرگاه مشرکان به تقاضاى تو جواب ندهند، بدان که آنان فقط از هواهاى خود پیروى مى‏کنند. و آیا گمراه‏تر از آن‏کس که پیروى هواى نفس خویش کرده و هیچ هدایت الهى را نپذیرفته، کسى یافت مى‏شود؟در نگاه قرآن کریم، پیروى از هواى نفس نه تنها مانع ورود انسان به مسیر تفکر صحیح و نیل به حقیقت است، بلکه ممکن است آدمى را پس از شناخت حق و باور به آن، به انحراف و خروج از حق بکشاند.57 هواى نفس در نگاه قرآن از چنان قدرتى برخوردار است که در جایگاه اِله و معبود برخى از آدمیان مى‏نشیند و مجارى طبیعى شناخت از قبیل گوش، قلب و چشم را بکلى مسدود ساخته و از ادراک حقیقت بازمى‏دارد.58مانعیت هواى نفس از تفکر صحیح در صورتى است که معطوف به برخى از مقدّمات و مواد دخیل در فرایند تفکر باشد؛ چون جلوى شکل‏گیرى فرایندصحیح‏تفکررا مى‏گیرد و تلاش فکرى انسان را عقیم مى‏سازد. البته اگر پیروى از هواى نفس تمام مجارى طبیعى شناخت را فرا گرفته باشد، به گونه‏اى که گوش و قلب و چشم را از انجام وظایف اصلى خود باز دارد در این صورت، مانع از اصل تفکر شده و آدمى را به ردیف چهارپایان، بلکه پست‏تر تنزل مى‏دهد. 4. شتاب‏زدگى
تلاش براى شناخت دقیق مسئله [= مجهول یا مشکلى که انسان متفکر با آن روبه‏روست ]و سیر و جست‏وجوى دقیق در مجموعه‏اى از مدارک و آگاهى‏هاى پیشین و مرتبط با مسئله، بخش اصلى فرایند تفکر به شمار مى‏آید. عینیت یافتن این بخش از تفکر در گرو جمع‏آورى مدارک لازم، تأمّل همه‏جانبه در اطراف مسئله و چگونگى ارتباط آگاهى‏هاى پیشین با مسئله مى‏باشد. این امور به تناسب سطح پیچیدگى مسائل، محتاج اختصاص فرصت کافى است که هرگز با شتاب‏زدگى قابل جمع نمى‏باشد. قرآن کریم به صورت مکرر به اندک بودن سرمایه علمى بشر و کافى نبودنش براى برخى قضاوت‏هاى بزرگ اشاره مى‏کند و اظهار جزم را دور از احتیاط تلقّى مى‏نماید.59قرآن یکى از علل تکذیب قرآن توسط مشرکان عصر پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و همچنین تکذیب کتب آسمانى پیشین توسط امت‏هاى گذشته را عدم احاطه علمى بر مسئله و تعجیل در قضاوت دانسته، چنین مى‏گوید: «بَلْ کَذَّبُواْ بِمَا لَمْ یُحِیطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا یَأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ کَذَلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ.» (یونس: 39) امام صادق علیه‏السلام فرمود: «خداوند این امت را به دو آیه در کتابش اختصاص فرمود: یکى اینکه تا به چیزى علم نیافتند تصدیق نکنند (شتاب‏زدگى در تصدیق) و دیگر اینکه آنچه را نمى‏دانند رد و نفى نکنند (شتاب‏زدگى در انکار). سپس دو آیه ذیل را قرائت کرد: «أَلَمْ یُؤْخَذْ عَلَیْهِم مِّیثَاقُ الْکِتَابِ أَن لاَّ یِقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ» (اعراف: 169) و «بَلْ کَذَّبُواْ بِمَا لَمْ یُحِیطُواْ بِعِلْمِهِ.» (یونس: 39)
انسان زمانى مى‏تواند در مسیر تفکر صحیح گام بردارد که خود را از هرگونه تعلّق‏خاطر برآمده از دوستى‏ها و دشمنى‏هاى مرتبط با موضوع تفکر فارغ ساخته باشد؛ زیرا این‏گونه تعلّق‏خاطرها بى‏طرفى و آزاداندیشى را از انسان سلب مى‏نماید و ذهن او را به سمت آنچه مورد علاقه اوست جهت مى‏دهد. قرآن کریم در جاى دیگر با لحنى مذمّت‏آمیز بر این نکته تصریح مى‏ورزد که انسان به خاطر طبع عجول خود به طلب بدى‏ها مى‏پردازد، آن‏گونه که خوبى‏ها را طلب مى‏کند: «وَیَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَیْرِ وَکَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً.» (اسراء: 11)در نگاه برخى از مفسّران، براساس این آیه، هرگونه شتاب‏زدگى در نگاه قرآن مذموم شمرده شده است؛ از جمله، شتاب‏زدگى در امورى که نیازمندمطالعه‏دقیق‏وبررسى‏جوانب‏گوناگون‏مسائل‏است. 60 امام على علیه‏السلام در مذمّت شتاب‏زدگى مى‏فرماید: «اَلعَجَلَةُ تَمنَعُ الأِصابَةَ»؛61 شتاب‏زدگى مانع درستى کار مى‏شود.دکارت افزون بر آنکه در اصل نخست خود در باب «روش درست راه بردن عقل و جست‏وجوى حقیقت در علوم»، از شتاب‏زدگى و سبق ذهن به سختى پرهیز داده است، در اصل چهارم خود نیز چنین مى‏گوید: «در هر مقام شماره امور و استقصا را چنان کامل نمایم و بازدید مسائل را به اندازه‏اى کلى سازم که مطمئن باشم چیزى فروگذار نشده است.»62 نتیجه‏ گیرى
با توجه به آنچه ذکر گردید، مى‏توان گفت:1. تفکر صحیح نتایج ارزنده‏اى را براى انسان اندیشمند به بار مى‏آورد که رازگشایى از مجهول و نیل به آگاهى و شناخت حقیقت از جمله مهم‏ترین آنهاست.2. قرآن کریم انسان‏ها را به موانع شکل‏گیرى تفکر و نیز موانع تفکر صحیح اشاره دارد و به دورى از آنها دعوت مى‏کند.3. قرآن کریم جهل، غفلت، کبر و غرور و پیروى کورکورانه را مانع شکل‏گیرى تفکر مى‏خواند.4. از دیدگاه قرآن کریم، اعتماد به گمان، تأثیرپذیرى دوستى‏ها و دشمنى، پیروى از هواها و شتاب‏زدگى موانع تفکر صحیح است. پی نوشت:32ـ سید محمدحسین طباطبائى، همان، ج 4، ص 127ـ128. 33ـ مرتضى مطهّرى، همان، ص 89.34ـ همان، ص 89.35ـ بقره: 170.36ـ مائده: 104. 37ـ سید محمدحسین طباطبائى، همان، ج 10، ص 380.38ـ هود: 59. 39ـ محمدرضا مظفر، همان، ص 326.40ـ همان.41ـ راغب اصفهانى، همان، ذیل واژه «ظن». 42ـ اینکه قرآن در پاره‏اى از آیات مانند سوره بقره آیه 46 از یقین و علم با واژه ظن تعبیر مى‏کند، مبتنى بر وجوهى است که در جاى خود آمده است. ر.ک: عبداللّه جوادى آملى، تسنیم، ج 4، ص 174ـ177. 43ـ راغب اصفهانى، همان.44ـ سید محمدحسین طباطبائى، همان، ج 19، ص 40.45ـ نجم: 27. 46ـ یونس: 31ـ35.47ـ جاثیه: 24.48ـ سید محمدحسین طباطبائى، همان، ج 19، ص 41. 49ـ همان، ج 20، ص 126.50ـ فصلت: 17.51ـ مدثّر: 11ـ30. 52ـ عبدعلى‏بن جمعه عروسى حویزى، تفسیر نورالثقلین، تحقیق على عاشور، ج 8، ص 48ـ49و50؛ جلال‏الدین سیوطى، الدر المنثور، ج 8، ص 304ـ305 و 306.
53ـ ابن منظور، همان، ذیل واژه «هوى».54ـ همان. 55ـ راغب اصفهانى، همان، ذیل واژه «هوى».56ـ محمدعثمان نجاتى، همان، ص 219. 57ـ اعراف: 175ـ176؛ ص: 26.58ـ جاثیه: 23.59ـ مرتضى مطهّرى، همان، ص 87و88. 60ـ ناصر مکارم شیرازى و همکاران، تفسیر نمونه، ج 12، ص 54و55. 61ـ عبدالواحدبن محمد تمیمى آمدى، غررالحکم و دررالکلم، ترجمه و تحقیق سیدهاشم رسولى محلاتى، ج 2، ص 85. 62ـ محمدعلى فروغى، همان، ص 614. ابراهیم کلانترى /عضو هیئت علمى دانشگاه الزهرا علیهاالسلام منبع:ماهنامه معرفت شماره 164انتهای متن/
قرآن
10:44 - 2 مرداد 1391

62 بازدید




1 پاسخ