بررسی مساله ای که این روزها برای ترکیه مساله ساز می شود
خبرگزاری فارس: از دیرباز، علویان در این کشور زیر ستم بوده و در مقاطع تاریخی مهمی در دوران عثمانیان و نیز در دوران جمهوری ترکیه، کشتار ده ها هزار نفر از آنان به دست نیروهای امپراطوری عثمانی و نظامیان کمالیست به وقوع پیوسته است.
علویان در ترکیه بخش مهمی از جمعیت ساکن در این کشور را تشکیل می دهند و ظرفیت و توان مشارکت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنان در قدوقواره ای است که بر همه معادلات این کشور تاثیر می گذارد. با این وجود از دیرباز، علویان (هم علویان ترک و هم علویان کُرد) در این کشور زیر ستم بوده و در مقاطع تاریخی مهمی در دوران عثمانیان و نیز در دوران جمهوری ترکیه، کشتار ده ها هزار نفر از آنان به دست نیروهای امپراطوری عثمانی و نظامیان کمالیست به وقوع پیوسته است.برای آن که به حقیقت هایی درباره کشتار علویان ترکیه و به ویژه کشتار کردهای علوی درسیم در سال 1937 به رهبری سیدرضا دست پیدا کنیم، لازم است ابتدا در خصوص مبانی فکری و فرهنگی علویان اطلاعات اولیه ای ارائه کنیم. مثلث قدسی علویان ترکیه “مراقب سه چیز باش: دستانت؛ که دزدی و ظلم نکنند، هوای نفس؛ که تو را به راه فساد نبرد و زبانت؛ که به دروغ و ناحق سخن نراند. ” این سه آموزه اخلاقی ساده و در عین حال بنیادین، اصلی ترین مبانی پرهیز و رفتار در زندگی فردی و اجتماعی علویان ترکیه است.
حاجی بکتاش ولی، پیر و مراد بزرگ علویان، مثلث الله، محمد(ص)، علی(ع) را سه گانه قدسی و حقیقت عالم می داند و برای ورود بنده به ساحت دوستی و انس با خدا، قائل به وجود چهار دروازه و چهل مقام است. شریعت، طریقت، معرفت و حقیقت از نگاه علویان چهار دروازه و آستانه مهم هستند که هر کدام از آنها 10 سکو و جایگاه دارد و سالک در صورتی که همه این مقامات را درک و ضرورت های وصال را درونی سازی کند، به حب و دوستی خداوند می رسد. در هر کدام از چهار دروازه مزبور، سالک آیین علوی با شروط و ضرورت های زیر روبه رو می شود:شریعت: ایمان، آموختن دانش، عبادت، پرهیز از حرام، خدمت به خانواده، حفظ طبیعت و محیط، عمل به دستورات پیامبر اسلام (ص)، شفقت نسبت به بندگان خداوند، نظافت، دوری از امر بیهوده. طریقت: توبه، تبعیت از مرشد، پوشش تمیز، مبارزه در راه خیر و نیکی، عشق به خدمت، ترس از ناحق، پرهیز از نومیدی، عبرت، پخش نعمت بین بندگان خداوند، کوچک شمردن نفس خود. معرفت: ادب، پرهیز از کین و خودپسندی، پارسایی، صبر و قناعت، آزرم، دستیابی به دانش، جوانمردی، خوش بینی و حسن نیت، خودشناسی، عرفان. حقیقت: فروتنی، پوشاندن عیوب دیگران، دریغ نکردن از خیر و احسان، دوست داشتن مخلوقات خداوند، همسان دیدن بندگان خدواند، تلاش برای اتحاد و اتفاق، پنهان نکردن حقیقت، فهم معنی، تلاش برای فهم اسرار رحمت و بزرگی خدواند، تلاش برای قرب الهی.
علویان رجال و صوفیان بزرگی در تاریخ تطور اندیشه های دینی و عرفانی خود داشته اند که از میان آنان می توان به چهره های برجسته ای همچون حاجی بکتاش، سلطان پیر عبدال ویونس امره اشاره کرد. ویژگی مشترک بسیاری از پیرها و بزرگان علوی در دو نکته مهم است، همه آنان زبان و ادبیات فارسی را به خوبی شناخته و به کار برده اند و دوم این که اغلب آنان یا از خراسان ایران به آناتولی رفته اند و یا از شاگردان عرفا و صوفیان خراسانی به شمار می آیند. سلطان پیر عبدال که نام حقیقی او حیدر است، یکی از پیرهای طریقت و شعرای بزرگ علویان است. وی در سده ی 16 میلادی در منطقه کردنشین سیواس زیسته است. او اشعار عرفانی و انقلابی فراوانی به زبان ترکی سروده که در اغلب این شعار گلایه و اعتراض و فراخواندن یاران برای شکایت به شاه بردن دیده می شود. منظور و مقام شاهی نزد عبدال، مولا علی (ع) است و بارها در اشعار ترکی خود او را با لفظ شاه مردان و مولا خطاب کرده است. از مهم ترین ویژگی اشعار عبدال، مستولی بودن زبان و ادبیات عارفانه و غنایی فارسی بر غزلیات زیبای وی، قابلیت حفظ کردن با قوافی زیبا و نیز قابلیت به کارگیری در آوازها و مقامات موسیقی علوی است. وی در سال 1590 توسط دوست و رفیق نزدیک خود خضرپاشا والی عثمانی سیواس اعدام شد و مرگ مظلومانه وی موجب عصیان ها و مبارزات بسیاری در منطقه سیواس شد.
علویان دارای ادبیات و موسیقی بسیار غنی و ارزشمندی هستند. آنان اشعار و ترانه هایی به نام “دواز” دارند. دواز در واقع صورت تغییر یافته کلمه فارسی دوازده است که به نشانه دوازده امام نزد علویان اهمیت یافته و در مراسم خود در مراکزی که به نام “جم اوی” (خانه جمع) خوانده می شود، همراه با سماع و نواختن ساز باغلاما، این ترانه ها را می خوانند و جالب اینجاست که بخش وسیعی از ترانه های علویان اکنون به حوزه عمومی موسیقی ترکیه نیز راه یافته و بسیاری از نوازندگان و خوانندگان علوی، از چهره های برتر و محبوب موسیقی ترکیه هستند. چالش بر سر آمار علویان در جامعه امروز ترکیه در خصوص آمار حقیقی و جمعیت امروز علویان ترکیه در همه منابع، رسانه ها و مدخل های اطلاعاتی علویان و خود حکومت، ارقام و ادعاهای متناقضی وجود دارد. در حالی که ملی گرایان ترکیه و آمار های رسمی، جمعیت علویان ترکیه را حدود 7 میلیون نفر تخمین زده اند، خود علویان و تشکیلات فدراسیون انجمن های علویان ترکیه که در آلمان فعالیت می کند، چنین استدلال می کند: ” جمعیت ترکیه در دوران تاسیس جمهوری یعنی در سال 1923 میلادی حدود 12میلیون نفر تخمین زده شده و در آن دوران آمار علویان یک سوم از جامعه ترکیه یعنی چهار میلیون نفر بوده و در دوران کنونی نیز در بدبینانه ترین شرایط ممکن این میزان باید بین 20 تا 24 میلیون نفر باشد.”
یکی از دلایل وجود تناقض در آمار و اطلاعات مربوط به تعداد علویان ترکیه – گذشته از اهداف خاص دولت و حکومت ترکیه – این است که میزان پایبندی خانواده های علوی به این کیش و مذهب، در همه مناطق این کشور یکسان نیست. یعنی در حالی که در مناطقی همچون شهرهای کردنشین درسیم، ارزنجان، دیاربکر و سیواس، علویان سلوک خود را به مثابه مذهب و نگرش دینی مهم دانسته و بر آن پافشاری می کنند. در مناطقی همچون آنکارا، استانبول، قونیه، ارزروم، مرعش و دیگر شهرهای ترکیه، طیف های دیگری از نگرش و گرایش علوی وجود دارد که در برخی جاها چنان با تساهل و لیبرالیسم پیوند خورده که علوی بودن را نه در حد کیش و مذهب و حتی نه در حد طریقت و تصوف بلکه در قدوقواره شیوه و منش زندگی و نوعی نگاه انسانی و عطوفت و الفت با مبانی عرفانی در نظر گرفته و جوانان و خانواده های آنان حاضر نیستند در مراسم های عبادی، فرهنگی و سیاسی علویان حضور فعال داشته باشند.
به هر حال و با هر نوع نگرشی که بخواهیم به تعریف مبانی فکری و عقیدتی علویان بنگریم، آنان بخش مهمی از پتانسیل سیاسی، اجتماعی و به ویژه فرهنگی در ترکیه کنونی هستند و گرایش ها و تحرکات آنان می تواند معادلات و موازنات موجود در همه سطوح زندگی ترکیه را تحت تاثیر قرار دهد.وزارت امور خارجه آمریکا در گزارش سالانه خود در خصوص آزادی دینی در سال 2009 میلادی، اکثریت جمعیت ترکیه را سنی حنفی قلمداد کرده و در خصوص مسلمانان سنی شافعی آماری ذکر نکرده است اما به این موضوع اشاره کرده که در ترکیه بین 10تا 20 میلیون نفر علوی، 500هزار نفر شیعه جعفری، 23 هزار نفر یهودی، پنج هزار نفر ایزدی، 10 هزار نفر بهایی، 15هزار نفر سریانی، سه هزار و 300نفر معتقدین به یهوه، 65 هزار نفر ارتدوکس ارمنی و شش هزار نفر ارتدوکس و پروتستان زندگی می کنند. صفویان و علویان آناتولی
جنگ های بزرگی که بین دو دستگاه مقتدر صفوی و عثمانی صورت گرفته، سرنوشت بسیاری از مردمان مناطق غربی ایران و جنوب شرقی آناتولی را دگرگون کرد. نفوذ راهنمایان و مبلغان قزلباش علوی صفوی در مناطقی از آناتولی، سرآغاز دورانی بود که اندک اندک امپراطوری بزرگ عثمانی را دچار بحران های بزرگی کرد.دربار عثمانی که برخلاف شیوه اداری ایران زمین، اعتقاد و باوری به کشاورزی، تولید، تقویت صنایع دستی، تجارت و کار و کسب مولد نداشت، تنها از دو منبع درآمد برخوردار بود که یکی از آن ها تصرف سرزمین های جدید و به دست آوردن غنایم و دیگری نیز وضع مالیات های سنگین و کمرشکن بر مردم بود. با این وجود این دو منبع درآمد که همیشه با تب و تاب و تغیر همراه بود، کفاف هزینه های سرسام آور دربارهای مجلل و قصرسازی های بی پایان خلفا و شاهزادگان عثمانی را نمی داد و افزایش میزان مالیات نیز تنها و تنها نارضایتی و مخالفت بیشتر مردم را به دنبال می آورد و همین جا بود که قزلباش ها با انگشت گذاشتن روی این مساله و با طرح موضوع مهمی همچون عدل و ساده زیستی امام علی(ع) و نکوهش ریخت و پاش های دربارهای اموی و عباسی و عثمانی، راه را برای تشکیل یک جبهه بزرگ اجتماعی و نظامی باز کردند و صدها تن از افرادی که تحت تاثیر این رهنمودها قرار گرفتند، راه ایران را در پیش گرفته و در میان لشکریان شاه اسماعیل صفوی پیشرفت کرده و در جنگ چالدران، همین افراد ضربات سنگینی به سپاهیان عثمانی زدند.
از این گذشته در اغلب شهرها و روستاهای ترکیه نیز علویان رفته رفته به هواخواهی بزرگانی همچون شیخ جلال الدین، عصیان های بزرگی را علیه عثمانیان به راه انداختند و اغلب این عصیان ها با خشونت ها و کشتارهای فجیع و گسترده ای روبرو شدند. در سده شانزدهم میلادی شیخ جلال االدین علوی با ادعای ظهور، جمعیت کثیری از علویان را با خود همراه می کند و “کویوجو مراد” صدراعظم دربار عثمانی در سال 1610 میلادی برای سرکوب این عصیان گسترده، یک لشکر یک صد هزار نفری را فرماندهی می کند و در یک هفته 65 هزار نفراز علویان هوادار جلال الدین کشته می شوند. مراد که تا آن زمان فقط صدراعظم مراد خوانده می شد به کویوجو شهرت می یابد. کویو در زبان ترکی به معنی چاه بوده و وجه تسمیه این شخص نیز بدانجا باز می گردد که دستور می دهد جنازه ی 65هزار علوی در ده ها چاه بزرگ ریخته شده و روی چاه ها با سنگ پوشانده شود. پس از این رویداد، در دیگر عصیان ها، عثمانیان تلاش کردند تا به جای کشتارهای گسترده، جوانان علوی را در میان لشکریان و نیروهای خود به کار گرفته و اندک اندک آنان را از مرام خود بازگردانند.در همین دوران کوچ ها و تبعیدهای بزرگی به وقوع پیوسته و اغلب علویان در شهرهای مرکزی ترکیه و نیز در استانبول و بعدها در آنکارا، هاتای، بورسا، آنتالیا، توکات و چوروم ساکن شدند. عثمانیان و معضلی به نام ولایت درسیم
درسیم یکی از مناطق سرد و کوهستانی در کردستان ترکیه است که دسترسی به روستاها و دهستان های کوچک و بزرگ آن هنوز هم دشوار است و عبور از راه های صعب العبور این منطقه در پاییز و زمستان به ویژه برای کاروانیان نظامی و دولتی همواره دشوار و خطرساز بوده و ازاین گذشته دره ها، غارها و مخفی گاه های کوهستانی و سنگلاخی این منطقه بهترین شرایط را برای اختفای طولانی مدت گروه های چریک و ضد دولت فراهم کرده اند. در دوران عثمانیان با توجه به وضعیت جغرافیایی این منطقه، حکومت مرکزی با دو مشکل بزرگ روبرو بود: نخست این که عشایر علوی اختلافات مذهبی شدیدی با امپراطوری و خلافت عثمانی داشته و آنان را دشمن می پنداشتند و دوم این که به هیچ وجه حاضر به پرداخت مالیات و خراج نبودند و در یک کلام در درسیم چیزی به نام حکومت و اقتدار عثمانی وجود نداشته و در عوض روسای عشایر و مرشدهای علوی دارای نفوذ و محبوبیت کامل بوده اند.تنها در سال 1876 میلادی 11 عملیات و لشکرکشی بزرگ عثمانیان برای به زانودرآوردن سران علویان درسیم صورت گرفت اما همه این حرکات با شکست سنگین مواجه شدند.
سیدرضا درسیمی، رییس طایفه بزرگ عباسان و منسوب به عشیره مقتدر سیدحسنی ها، از رجال دینی محبوب و متنفذی بود که در سال 1916 میلادی و تنها هفت سال پیش از سقوط امپراطوری عثمانی به هوای برقراری یک نظام سیاسی و اقتصادی خودگردان و بدون وابستگی، علیه عمال و ماموران محلی عثمانی قیام کرد. شرایط جغرافیایی منطقه در کنار ضعف، فساد و از هم پاشیدگی ساختار سیاسی و نظامی عثمانیان باعث شد تا سید رضا موفقیت بزرگی به دست آورد. نکته مهمی که در این مقطع از مبارزات سید رضا وجود دارد. این است که نزد سید رضا و یارانش علوی بودن به عنوان یک منش و مذهب فراتر از زبان و قومیت بوده و به همین خاطراز کردهای شافعی دیگر ولایات مجاور خود طلب کمک و هم پیمانی نکرده و از آن جایی که نیک می دانست کردهای شافعی کرمانجی زبان، دل خوشی از کردهای علوی زازاکی زبان ندارند، ترجیح داد تا دایره مبارزه و اهداف این حرکت محدود به درسیم و روستاهای اطراف آن باشد. محمدعلی دستمالی منبع: رصد ادامه دارد........
10:52 - 20 مه 2012