آیا ناقوس فرانسه در اروپا تکرار می شود؟
خبرگزاری فارس: وی به صراحت اعلام کرد در فکر اتحاد بزرگ تمام جناح های چپ در اروپا است و حتی نیم نگاهی هم به دست راستی ها دارد. این مواضع اولاند می تواند این امیدواری را در ذهن مردم و اتحادیه های کارگری در اروپا ایجاد کند که اگر آن ها هم دولت های دست چپی را روی کار آوردند، اتحادِ اتحادیه در رفع مشکلات اقتصادی اروپا موثر باشد.
ا نتیجه قطعی انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، اعلام شد و همانطور که انتظار می¬رفت اولاند سوسیالیست پیروز گردید.دلایل مهمی وجود داشت که نتیجه ی این انتخابات برای تحلیل گران و سیاستمداران داخلی و خارجی اهمیت داشته باشد. مرحله ی دوم گفتگوهای 5+1 در راه است و آمریکا، یک همراه مصمم خود را فعلاً از دست داد.البته این بدان معنا نیست که اولاند آن طرف میزِ ما ننشسته باشد؛ تنها، مسئله این است که او به قدر سارکوزی آمریکایی نیست! در نطق بعد از پیروزی وی هیچ اشاره ای به سیاست خارجی اش نداشت و تنها باید منتظر ماند و دید که موضع گیری های وی در برابر مسأله ی آژانس انرژی هسته ای با ایران و تحریم ها تا چه حد از مواضع سارکوزی رقیق تر خواهد بود.برای خود فرانسوی ها هم اگر حتی اولاند نتواند در شرایط اقتصادی موجود، اوضاع را به روفق مراد کند، حداقل تا مدتی اعتصابات کارگری و اعتراضات مردمی را به حالت تعویق در می آورد. فرانسه که در سال های گذشته از نابرابری و تبعیض نژادی بسیار رنج برده و حتی شاهد چند شورش در این باره بوده است، منتظر است تا ببیند اولاند سوسیالیست طبق آرمان های حزبی و تأکیداتش بر پایبندی به سه اصل انقلاب فرانسه، یعنی آزادی، برابری و برادری؛ می تواند کیفیت زندگی را برای جامعه ی چندگون فرانسه بهبود بخشد یا نه.
اما مسلمانان جامعه فرانسه احتمالاً چندان سهمی از این برادری و برابری نخواهند داشت. اولاند در نطق بعد از پیروزی خود به صراحت عنوان کرد که لائیتسه و جدایی کامل دین از مذهب را رسالتی می داند که بر دوشش گذاشته شده و این یعنی آنکه احتمال دارد فشارهای اجتماعی در جهت ایزوله کردن مسلمانان و خصوصاً زنان مسلمان فرانسه ادامه یابد. پیروزی اولاند سوسیالیست برای اروپا هم از جهت مسئله اتحادیه اروپا، بحران اقتصادی و نیز سایر انتخابات در سراسر اروپا اهمیت دارد؛ اما نکته اینجا است که درک چگونگی این ثأثیر و تأثرات و پیش بینی تحولات آینده، به درک صحیح چرایی پیروزی سوسیالست ها در فرانسه وابسته است.بر خلاف نگاه غالب تفسیرگرانِ داخلی، علی الخصوص از جنس صدا وسیما، پیروزی اولاند چندان ربطی به عملکرد سارکوزی نداشت.مردم فرانسه به اندازه ما از سارکوزی بدشان نمی آمد، که اگر چنین بود وی باید در همان دور اول مبارزه را به رقیب سوسیالیستش واگذار می نمود.
کشیده شدن انتخابات به دور دوم، و اختلاف اندک 3درصد به هر حال می تواند گویای اقبال مردم فرانسه به سارکوزی باشد.آنچه در تحلیل ها مورد توجه واقع نشد، تاریخ انتخابات در اروپا است؛ که نشان می دهد چگونه در مواقعی که تورم و یا بحران های اقتصادی ولو اندکی بوجود می آیند و یا اینکه سیاست های عمومی و بودجه عمومی کاهش می یابد، کارگران و عامه ی مردم به رأی دادن به چپ گرایان تمایل نشان می دهند و در دوران رکود اقتصادی، اقبال به راست گرایان بیشتر می شود.لذا احتمال اینکه در سایر نقاط اروپا هم چپ گرایان مقبول واقع شوند، زیاد است. دو نکته مهم در نطق اولاند هم می تواند در بیشتر کردن این احتمال مؤثر واقع شود.وی در خصوص اتحادیه اروپا نه تنها موضع مخالفی نگرفت، که ابراز داشت برنامه هایی برای بهبود روابط در این اتحادیه انجام خواهد داد و فرانسه را در متحد کردن و حل مشکلات اقتصادی و غیراقتصادی اتحادیه اروپا نقش آفرین خواهد نمود. از سوی دیگر وی به صراحت اعلام کرد در فکر اتحاد بزرگ تمام جناح های چپ در اروپا است و حتی نیم نگاهی هم به دست راستی ها دارد. این مواضع اولاند می تواند این امیدواری را در ذهن مردم و اتحادیه های کارگری در اروپا ایجاد کند که اگر آن ها هم دولت های دست چپی را روی کار آوردند، اتحادِ اتحادیه در رفع مشکلات اقتصادی اروپا موثر باشد.
حال اگر این فرض صحیح باشد، و بر اساس تجربه تاریخی دست چپی های بیشتری در اتحادیه اروپا بر سر کار آیند، آیا توجه بیشتری به مسائل داخلی خود نشان داده و با با این اقبال به داخل، تغییرات مهمی در سیاست خارجی و روابطشان با آمریکا و روسیه صورت خواهند داد؟ یا بحران اقتصادی آن قدر قدرت دارد که حتی دست چپی ها را هم به اتفاقِ با آمریکا، برای کسب منابع قدرت بیشتر در سراسردنیا وادار خواهد نمود؟ تنها باید منتظر انتخابات بعدی اروپا ماند. الناادیب منبع:خبرگزاری دانشجو / کد خبر : 13910218123 انتهای متن/
14:13 - 19 اردیبهشت 1391