ضرورت تشکیل پیمان امنیت دسته جمعی در جبهه مقاومت
خبرگزاری فارس: در دوران پس از انقلاب اسلامی و به تبع گفتمان انقلابی مطرح شده شرایطی حادث شد که توازن و برهم خوردن آن نه تنها براساس منافع مادی بلکه در سطحی وسیعتر و در رقابتی میان دوگانه لاهوتی-ناسوتی مطرح گردید
به اعتقاد بسیاری از حقوقدانان، حقوق بین الملل به عنوان یکی از اصلی ترین شاخه های علم حقوق که پیوندی ناگسستنی با سیاست و روابط بین الملل دارد، نتوانسته است به نحو مطلوبی به رفع مسائل و مصایب بین المللی بپردازد و در بسیاری از نمونه ها قواعد حقوق بین الملل دستاویزی برای اهداف و اغراض سیاسی قدرتهای بزرگ بوده است. این فن که به ویژه در دوران پسا جنگ سرد از جایگاه ویژه ای برخوردار شد به رغم کاستی های فراوان ظرفیتهایی را نیز برای کنشگری دولتها و سایر کنشگران فراهم ساخته است. ازجمله این ظرفیتها ایجاد پیمانهای امنیتی دسته جمعی توسط دولتهاست. پیمان آتلانتیک شمالی و پیمان شورای همکاری خلیج فارس تجلی نمونه ای از ظرفیتهائیست که حقوق بین الملل در اختیار دولتها گذارده است. پس از آنکه در سال 1948 پنج کشور انگلیس، فرانسه، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ با امضای معاهده بروکسل اتحادیه دفاع جمعی را در واکنش به توسعه طلبیهای شوروی در کشورهای اروپای شرقی و مرکزی تشکیل دادند، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) در روز چهارم آوریل سال 1949 با مشارکت دوازده کشور غربی در واشنگتن تاسیس شد. به موجب ماده پنجم پیمان، اعضای پیمان اعلام کردهاند که حمله به هریک از دولتهای عضو را حمله به تمام اعضا میدانند و اگر به کشوری حمله مسلحانه شود هریک از کشورهای دیگر با هر عملی که لازم بداند به آن کشور کمک خواهد کرد.
شورای همکاری خلیج فارس نیز در 25 مه 1981 دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل شد. این شورا دقیقاً با هدفی امنیتی و در مقابل احساس خطر این دولتها در برابر انقلاب اسلامی ایران پا به عرصه وجود گذارد. به رغم فعالیتهای تجاری گسترده این شورا، مسئله امنیتی و احساس وجود تهدیدی ازسوی دولتهای موسس عامل اصلی تاسیس این شورا بوده است. در حال حاضر شش کشور عربستان، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، عمان و قطر عضو این شورای همکاری هستند. همانگونه که اشاره شد اساس تاسیس هر دو پیمان مذکور مسائل امنیتی بوده است. ناتو و شورای همکاری خلیج فارس هر دو به دلیل احساس وجود یک تهدید در فضای بیرونی مفروض خود دست به تشکیل سازمانی برای تقابل با آن تهدیدات پرداختند. علاوه بر دو سازمان مذکور مبنای اصلی بسیاری دیگر از سازمانها مثل آ سه آن و شانگهای که امروز ماهیتی تجاری و اقتصادی گرفته است، نیز مسائل امنیتی مجموعه کشورهای عضو بوده است. در این میان سازمانهایی چون ناتو و شورای همکاری خلیج فارس که ماهیتی کاملاً امنیتی دارند و کارکردهای امنیتی مورد تاکید در معاهده تاسیسی آنها بسیار پر رنگتر از دیگر کارکردهاست شرایط و فرصتهای ویژه ای را برای اعضا ایجاد می نمایند.
تشکیل چنین تشکلهایی همواره شرایطی را برای دولتها عضو فراهم ساخته است که در شرایط مختلف قادرند در امور داخلی دیگر دولتهای عضو دخالت نمایند. فعالیتهای ناتو در بسیاری از بحرانهای منطقه ای و اقدامات عربستان و قطر در بحرین از بارزترین نمونه هاییست که گویای کارکرد چنین تشکیلات امنیتی ای است. دولت عربستان به عنوان برادر بزرگتر دولتهای عضو شورای همکاری خلیج فارس همواره هرگونه اقدام علیه ملتهای منطقه را با عنایت به ابزارهای حقوقی ای که معاهده اولیه و تاسیسی این شورا در اختیار دولتهای عضو گذارده است توجیه نموده و برخورد مجامع حقوقی بین المللی علیه خود را به حداقل رسانده است. در این میان سوال و دغدغه ای که برای بسیاری از دولتها ازجمله دولت جمهوری اسلامی مطرح می گردد آنست که چگونه به بهترین وجه می توان در قالبی حقوقی در برابر چنین اقداماتی ایستاد؟، بهترین راهکار دولت جمهوری اسلامی برای فشار بر دولتهایی چون عربستان و قطر برای به حداقل رساندن دخالتهایشان در امور کشوری چون بحرین و جلوگیری از تضییع حقوق ملت مظلوم بحرین چیست؟ ادبیات موجود روابط بین الملل به ویژه رویکردهای رئالیسم معتقدند که بهترین ابزار برای دولتها در چنین شرایطی مهیا ساختن بسترهایی برای ایجاد توازن قوا در برابر رقبای منطقه ایست. این توازن تنها در شرایطی حادث خواهد شد که دولتها بتوانند در اقمار خود دست به فعالیت زده و گاهاً مستقیم و یا غیر مستقیم با اقدامات خود توازن برهم ریخته منطقه ای را به سوی تعادل پیش برند.
بارزترین مثال برای چنین امری اقدامات دو ابرقدرت آمریکا و شوروی در دوران جنگ سرد می باشد. هرگاه دولت ایالات متحده در بخشی از سرزمینهای تحت نفوذ فکری و یا مادی اتحاد جماهیر شوروی اقدامی علیه منافع و برتری دولت شوروی را انجام می داد دولت شوروی در سرزمینی که تحت نفوذ دولت ایالات متحده قرار داشت دست به اقدام متقابل می زد. نکته دارای اهمیت آنست که توازن ایجاد شده و یا برهم خوردن آن در روابط فی مابین آمریکا و شوروی در دوران جنگ سرد تنها براساس انگاره ها و شاخصه های دنیوی و مادی(ماتریالیستی: هر دو ایدئولوژی چپ و راست بر مبنای مادیگرایی شکل گرفته بودند و هیچکدام ادعای الهی نداشتند)، تبیین شده بود. اتفاقی که در دوران پس از انقلاب اسلامی و به عنوان یکی از اساسی ترین ثمره های انقلاب به وقوع پیوست تغییر و تحول در ماهیت دوگانه فوق بود. در دوران پس از انقلاب اسلامی و به تبع گفتمان انقلابی مطرح شده شرایطی حادث شد که توازن و برهم خوردن آن نه تنها براساس منافع مادی بلکه در سطحی وسیعتر و در رقابتی میان دوگانه لاهوتی-ناسوتی مطرح گردید. در این راستا ایران تجلیگاه حکمرانی قوانین لاهوتی و غرب و هم پیمانانش تجلیگاه حکمرانی قوانین ناسوتی شدند.
این دوگانه مطرح شده میان کانون نظام سرمایه داری(آمریکا) و کانون نظام دین سالاری(ایران) در عرصه بین الملل به فراخور حضور هم پیمانان غرب در خاورمیانه در این منطقه نیز آشکار شد. تقابلات آشکار و پنهان ایران و عربستان به عنوان کانونهای اصلی موجود در این منطقه از آغازین روزهای انقلاب اسلامی نیز در چنین تبیینی قابلیت تفسیر دارد. با این تفاسیر در شرایط فعلی منطقه بهترین راهکار ایران برای ایجاد موازنه و یا بر هم زدن موازنه به نفع خود بهره مندی بهینه از ابزارهای حداقلی حقوق بین الملل است که دولتهای مرتجع عرب در قضیه بحرین و سوریه نشان داده اند که به خوبی به وجود چنین ابزاری واقفند. فارغ از درستی یا نادرستی فلسفه وجودی چنین قاعده ای در حقوق بین الملل؛ نکته ای که دارای اهمیت است بهره مندی دولتهای عضو جبهه مقاومت از چنین ظرفیتیست.
دولتهایی چون ایران، لبنان، فلسطین، سوریه و عراق(در مرحله ای کلان تر حتی دولتهای انقلابی غیرمسلمان) به عنوان دولتهایی که در قیاس با دولتهای مرتجع عرب عضو شورای همکاری خلیج فارس از حداکثر استانداردهای دموکراتیک برخوردارند و نظامهای سیاسی حاکمشان تجلیگاه خواست و اراده عمومی این جوامع است از ظرفیتهای بیشتری برای شکل دادن به چنین پیمانهایی(با محور قرار دادن عنصر مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی و هم پیمانان منطقه ای آن) برخوردار هستند. با تشکیل چنین پیمانی دولتهای عضو می توانند اقدامات دولتهای مداخله گر غربی و غیر غربی علیه بازیگران اصلی جبهه مقاومت را به حداقل رسانند. در این میان ایران به عنوان کانون جبهه مقاومت اسلامی با بهره مندی از توان بالای اطلاعاتی و نظامی خود خواهد توانست با ایجاد مساعدت در شرایط داخلی بسیاری از کشورهای عضو جبهه مقاومت سدی محکم در برابر مداخلات بی رویه دولتی چون عربستان در کشورهایی چون بحرین ایجاد نماید. جواد حق گو منبع :مرکز اسناد انقلاب اسلامی انتهای متن/.
12:31 - 4 اردیبهشت 1391