اسرائیل از پیشرفت مذاکرات ایران با ۱+۵ عصبی شده است
خبرگزاری فارس: کارشناس اندیشکده آمریکایی معتقد است مذاکرات مثبت ایران با 1+5 در استانبول و به رسمیت شناختن حق غنی سازی اورانیوم ایران، اسرائیل را عصبی کرده است.
به گزارش فارس، موسسه صلح آمریکا، در گفتوگویی با «دانیل برامبرگ» مشاور ارشد «مرکز تحلیل و پیشگیری از تعارضات» و استادیار دانشگاه «جورج تاون» به بررسی مذکرات استانبول پرداخت. نتایج حاصل از مذاکرات گروه 1+5 با ایران در 14 آوریل 2012 رضایتبخش بود. اگر هدف از این مذاکرات صرفا شکست و آمادهسازی صحنه برای تقابل نظامی نباشد، به سختی میتوان تصور کرد که راه حل دیپلماتیک شرایط لازم برای اعطای حق غنیسازی به ایران را فراهم نیاورد. ٭ هیچیک از طرفین نمیتوانست باعث شکست این مذاکرات شود - مذاکرات کشورهای گروه 1+5 با ایران در 14 آوریل 2012 در شهر استانبول چه نتایجی در بر داشت؟ آیا پیامد آن شگفتآور بود؟ در مجموع، نتایج حاصل از مذاکرات برای من نسبتا رضایتبخش و تنها اندکی شگفتآور بود. همانطور که در گفتگوی پیشین مطرح شد، به دلیل شرایط منطقهای ناشی از خیزش اعراب، تاثیر فزاینده تحریمهای آمریکا و اروپا بر اقتصاد نفتمحور ایران و دورنمای حقیقی حمله نظامی اسرائیل و آمریکا بهایران در صورت شکست مذاکرات، مجموعه فشارهای جدیدی بر ایران پدید آمده است. با توجه به اشارات ضمنی موجود، هیچیک از طرفین نمیتوانست باعث شکست این مذاکرات شود. بنابراین شاهد نوعی مصالحه حقیقی دو جانبه و برنامهای برای برگزاری دنباله مذاکرات در بغداد در تاریخ 23 مه بودیم. * معاهده منع گسترش سلاحهای اتمی مبنایی اصلی برای التزام جدی ایران است - ماهیت این مصالحه چگونه است؟
میخواهم اشارهای به اظهارات «کاترین اشتون»، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، داشته باشم. او گفت: «توافق کردهایم که در عین رعایت کامل حقوق ایران در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، معاهده منع گسترش سلاحهای اتمی مبنایی اصلی برای تضمین التزام جدی ایران به تعهدات ذکر شده در معاهده باشد.». ٭ تعریف اشتون حق ایران برای غنیسازی اورانیوم را به رسمیت میشناسد
چنین اظهاراتی به تمام معنی دهانپرکن- و دیپلماتیک است چرا که زبان به کار رفته در آن به حد کافی گسترده و نامبهم هست تا برای هریک از طرفین حقی قائل شود. شاید قابل توجه ترین نکته در اظهارات اشتون تعریف «معاهده منع گسترش سلاحهای اتمی» به عنوان «مبنایی اصلی برای تضمین التزام جدی» و نه «تنها» مبنای اصلی برای چنین تضمینی است. این تعریف به صورت ضمنی، یا حتی قطعی، حق ایران برای غنیسازی اورانیوم را به رسمیت میشناسد، چرا که ایران یکی از امضا کنندگان «معاهده منع گسترش سلاحهای اتمی» است. غنیسازی یکی از تقاضاهای اصلی ایران است، و بعید است بتوان راه حل دیپلماتیکی یافت که شکلی از غنیسازی را در نظر نگرفته و مجاز نداند. اما توجه کنید که بنا به اظهارات اشتون «معاهده منع گسترش سلاحهای اتمی» فقط «یک» مبنای اصلی است، نه «تنها» مبنای اصلی. زبان به کار رفته در این اظهارات تضمین دوبارهای است برای اعضای گروه 1+5- خصوصا آمریکا و متحدان غربی خود- که اینگونه به رسمیت شناختن حقوق ذکر شده در «معاهده منع گسترش سلاحهای اتمی» به پایبندی کامل ایران به شروط مقرر شده در خود معاهده و «پروتکل الحاقی» محدودکننده تر برای غنیسازی، بستگی دارد. اشاره اطمینانبخش به «تمام تعهدات معاهده» تاکیدی دوباره بر این نکته است.
اما اشتون با به پایان بردن اظهارات خود با اشاره مبهم به حق ایران برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، از پاسخ دادن به این سوال که آیا چنین حقی شامل حق غنیسازی خواهد بود یا نه طفره رفته یا پاسخ را به تاخیر میاندازد.
٭ نماینده ایران روند مذاکرات را تحسین کرد - آیا فکر میکنید چنین فرمولی موجب پیشرفت مذاکرات در عرصه دیپلماتیک خواهد شد؟ مسئله اصلی چیزی است که نقشآفرینان صحنه دیپلماسی آن را مهم میدانند. نماینده ایران، سعید جلیلی، که در مقام خود به عنوان نماینده رهبر عالی ایران، علی خامنهای، در استانبول حضور یافت، این «دیدگاه مثبت» و روند مذاکرات را تحسین کرد و گفت مذاکرات اخیر موجب پیشرفت «فرآیند همکاری متقابل» شده است. ٭ مبنای مذاکرات دلگرمی دو سویه باشد - طرفین در دور بعدی مذاکرات به چه موضوعاتی خواهند پرداخت؟ محور مذاکرات بغداد هنوز مشخص نشده است. اما اشتون و همکارانش اصرار دارند که مبنای هرگونه مذاکرهای در آینده «رویکرد و تقابل گام به گام» - یعنی توافق و دلگرمی دو سویه باشد. به علاوه، او اظهار داشت که «در مذاکرات آینده گامهای محکمی برای دستیابی به راه حلی فراگیر و مذاکره محور برداشته خواهد شد.» اگر این پیشبینی به حقیقت بپیوندد، مذاکرات استانبول به نقطه عطفی در تاریخ بدل خواهد شد. با این همه لازمه اصلی هر مذاکرات موفقیتآمیزی وجود دیدگاه راهبردی مشترک میان طرفین در خصوص سمت و سوی پیشرفت روند مذاکره است. هرگونه اشارهای دال بر تمایل سیاسی برای به کار گرفتن موضوعات راهبردی میتواند گام مهمی در روند مذاکرات باشد. باید صبر کرد و دید. ٭ انتخاب بغداد پیشنهاد هیئت ایرانی بود
- در مورد انتخاب شهر بغداد به عنوان محل برگزاری دور بعدی مذاکرات چه باید گفت؟ آیا این هم مهم است؟ بله، قطعا. انتخاب بغداد به عنوان محل مذاکرات پیشنهاد هیئت ایرانی بود که از سوی آمریکا و همپیمانانش پذیرفته شد. با توجه به اینکه ایران قبلا به دلیل نارضایتی تهران از مخالفت ترکیه با رژیم بشار اسد در سوریه، که از متحدان ایران است، با برگزاری مذاکرات در استانبول مخالفت کرده بود، پذیرش این پیشنهاد نوعی ژست سیاسی محسوب میشود. تهران از دیدگاه خود به دنبال مکانی «بی طرف» تر، یا به بیان دیگر، کشوری است که مخالف ایران نباشد. با توجه به روابط نزدیک موجود میان جمهوری اسلامی ایران و عراق، کشور اخیر این منظور را به خوبی تامین میکند. توافق برای برگزاری مذاکرات در بغداد تنها اقدام انجام شده با هدف اعتمادسازی بود. اقدامی که نشان میدهد هنوز در مراحل اولیه بازی هستیم. ممکن است از هر جهت چنان ضربهای به روند مذاکرات وارد آید که آن را منفجر سازد. هنوز از خطر نجستهایم. کار هنوز تمام نشده است. البته، هنوز مطمئن نیستم که شروع شده باشد. ٭ راه حل دیپلماتیک اعطای حق غنیسازی به ایران باید فراهم شود - سوال آخر آنکه دیدگاه اسرائیل و کشورهای خلیج فارس در خصوص این مذاکرات چیست؟
احتمالا هر دو کمی عصبی هستند. اسرائیل قبلا اظهاراتی را منتشر کرده که نشان میدهد خواهان اقدامی فراتر از مذاکره است. مطرح کردن امکان مذاکره درباره قراردادی که به ایران حق غنیسازی میدهد، به معنای مطرح شدن امکان به دست آمدن نتیجهای است که برای آن دسته از کشورهای منطقه که بیشترین دلیل را برای ترس از اعطای حق غنیسازی اورانیوم به ایران دارند، چندان رضایتبخش نیست. اما اگر هدف از این مذاکرات صرفا شکست و آمادهسازی صحنه برای تقابل نظامی نباشد، به سختی میتوان تصور کرد که راه حل دیپلماتیک شرایط لازم برای اعطای حق غنیسازی به ایران را فراهم نیاورد. انتهای پیام/100671/ج.ص
10:25 - 23 آوریل 2012