اندیشکده آتلانتیک: آینده جهان در گرو آینده ایران و یونان خواهد بود
خبرگزاری فارس: اندیشکده شورای آتلانتیک با اشاره به اوضاع پیچیده کنونی جهان معتقد است آینده ۲ کشور تعیینکننده در خاورمیانه و اروپا یعنی ایران و یونان، وضعیت آینده جهان را رقم خواهد زد.
به گزارش فارس، اندیشکده «شورای آتلانتیک» در مقالهای به قلم «هارلان اولمن» با اشاره به وضعیت بحرانزده بسیاری از کشورهای خاورمیانه، تحولات جهان در آینده را وابسته به آینده ایران و یونان دانست. * بحران بدهیهای یونان چه دوران سخت و وحشتناکی را در جهان میگذرانیم! چه از لحاظ اقتصادی و چه مالی، بازارها و بورسها همه وابسته به آن چیزی است که در یونان نسبتاً کوچک اتفاق میافتد، یا نمیافتد. در حال حاضر، شاید افزایش قیمت سهام از کاهش این قیمت رایجتر باشد و این به حل معضل بحران بدهی یونان کمک کند؛ اما این وضعیت صرفاً موقتی است. * آینده «بیداری اسلامی» مملو از احتمالات وحشتناکی برای غرب است در دنیای ژئوپولیتیک و سیاست خارجی، آینده بیداری اعراب، مملو از احتمالات ترسناک است. لیبی به همان رقابتها و درگیریهای قبیلهای بازگشته است. اگر وضعیت وخیم اقتصادی در مصر به حال عادی برنگردد و یک دولت ظاهراً واقعی سر کار نیاید، احتمال سوق پیدا کردن [کشور] به اعتقادات رادیکال به شدت افزایش پیدا میکند. * حل بحران سوریه به دست کشورهای دیگر بسیار دشوار است سوریه درگیر جنگی داخلی است که پیامدهای بسیار بزرگی برای منطقه خواهد داشت. با وجود این که اغلب کشورهای دیگر برای کاهش دادن ناآرامیها در این کشور با هم متحد شدهاند، اما محدودیتهای شدید، استفاده از سیاستها و ابزارهای سیاسی احتمالاً مؤثر را دشوار و یا ناممکن میسازد.
* مسلح کردن مخالفان دولت در سوریه و دخالت اتحادیه عرب در این کشور هیچکدام راه چاره نیست مسلح کردن مخالفان دولت، موجب افزایش خشونت میشود؛ بدون آن که راه رسیدن به نتیجه در این روش مشخص باشد. دخالت خارجی و تسط غرب راهی بسیار بعید است. از طرف دیگر، اگر اتحادیه عرب در سوریه دخالت کند، مشخص نیست که نیروهایش میتوانند ارتش این کشور را شکست دهند یا خیر. * نقش و منافع همسایههای سوریه در بحران این کشور همسایههای سوریه، دور و نزدیک، هر کدام در این بازی سهمی دارند. عربستان این ماجرا را فرصتی برای محدود کردن آرمانهای ایران میداند. ایران حکومتی جدید و شاید مخالف [با ایران] را در دمشق تهدیدی علیه نفوذ خود در سوریه، لبنان و عراق میداند. مرزهای عراق در مقابل سیل اسلحه به درون سوریه کاملاً باز است. اردن و اسرائیل کماکان گوشبهزنگ و نگران جهت نهایی تحولات در سوریه هستند؛ و ناتو و آمریکا پس از حمله به لیبی دیگر نایی ندارند. * وضعیت عراق و حتی احتمال تجزیه این کشور در عراق، با پیروزی «نوری المالکی» نخستوزیر این کشور، در نبرد سیاسی در بغداد، خشونت در حال افزایش است و نمیتوان احتمال بروز یک جنگ تمام عیار داخلی را نادیده گرفت. ممکن است عراق میان اهل سنت، شیعیان و کردها تقسیم شود. سه گروه رادیکال شیعه در بخش شرقی این کشور، همچنان آزاد هستند؛ و با کاهش چشمگیر نفوذ آمریکا همراه با عقبنشینی نیروهایش از عراق، نفوذ نهچندان مخفی ایران نیز قویتر میشود.
* عدم توانایی نیروهای امنیتی افغانستان در برقراری امنیت در این کشور به عقیده غرب اگر بیشتر به سمت شرق برویم، روند پیشرفت در افغانستان برای روی کار آوردن دولتی بهتر [یا هر گونه دولتی]، بهبود اقتصادی و امنیتی سرعت پایینی دارد و حتی در دو مورد اول [دولت و اقتصاد] حتی [به جای پیشرفت] پسرفت نیز حاصل شده است. آخرین گزارشها درباره نیروهای امنیتی افغانستان، توانایی آنها را برای اتخاذ مسئولیت کامل از «نیروهای بینالمللی کمک به امنیت» (ISAF) در سال 2013، زیر سؤال میبرد. گرفتن درجه از آن دسته از نیروهای امنیتی افغان که خانوادهشان در پاکستان زندگی میکند، نشانه خوبی نیست؛ گرچه این اقدام ظاهراً به دلیل خطر باجگیری و یا اخاذی از آنان [توسط پاکستان] صورت میگیرد. مرکز ثقل استراتژیک و فتیلهای که ممکن است آتشسوزی بزرگی به راه بیندازد، ایران است. حمله به تأسیسات هستهای ایران نتایج فاجعهباری به دنبال خواهد داشت. * با حمله به تأسیسات هستهای ایران هرگز نمیتوان جلوی پیشرفت هستهای این کشور را گرفت
برخی میگویند تنها چیزی که از ایران بدون بمب بدتر است، ایران با بمب است؛ این افراد باید پیامدهای حمله [به تأسیسات هستهای ایران] را بفهمند؛ چنین حملهای فقط رسیدن ایران به سلاح هستهای را به تأخیر میاندازد و هرگز نمیتواند جلوی دستیابی ایران به سلاح هستهای را بگیرد. نیروهای طرفدار ایران در عراق، سوریه و لبنان [به حمله غرب به ایران] با انتقامجویی و خشونت واکنش نشان خواهند داد. مصر سر دو راهی حفظ یا لغو معاهده صلح بلندمدتش با اسرائیل قرار خواهد گرفت و ممکن نیست مصر در این دوراهی به نفع غرب عمل کند. صرف مطرح شدن موضوع بازبینی در این معاهده، اثر بسیار چشمگیری بر اسرائیل خواهد گذاشت؛ زیرا دیگر نمیتواند تصور کند که مرزهای غربیاش ایمن هستند. و چه کسی میداند که حتی صرفاً تهدید [ایران] به بستن تنگه «هرمز» چه تأثیری بر بازارهای نفت خواهد گذاشت؟ از این دیدگاه، منافع امینت ملی آمریکا کاملاً واضح هستند. متأسفانه، امسال سال رأیگیری است و در سایه انتخابات ریاستجمهوری و کنگره [مجلس سنا] در ماه نوامبر، این وضوح تبدیل به ابهام شده است. آنچه در جهان رخ خواهد داد فقط و فقط به دو عامل بستگی دارد: آینده یونان و ایران. * لزوم تلاش جدی برای حل بحران بدهیهای یونان
برای حل بحران بدهی یونان باید تلاشی فوری صورت بگیرد؛ یا از طریق دخالت مالی و یا با جدا کردن یونان از منطقه یورو تا زمانی که وضعیت اقتصاد این کشور به حال عادی برگردد. پیامد عدم اقدام در این زمینه احتمالاً یک بحران اقتصادی در سطح جهان است. تکرار حادثه سال 1929 [«بحران بزرگ» اقتصادی در سطح جهان] به هیچ وجه قابل قبول نیست. * راه چاره پیش پای آمریکا برای رسیدن به راهحل مشترک با ایران همچنین، بحران بر سر ایران و اهداف هستهایش نیز باید حل شود. هر چند امکان مذاکره دوباره فراهم شده و باید پیگیری شود؛ اما دیپلماسی پشتپرده نیز راه دیگری است. برای این کار، آمریکا باید شریکی را بیابد که هم از دید تهران دارای اعتبار باشد و هم تا آنجا محتاط باشد که بتواند به شکل کاملاً بی سر و صدا و نامرئی، برای رسیدن به راهحل میانجیگری کند. * شاید آمریکا نیاز به برخوردی جدیتر با اسرائیل داشته باشد هفته گذشته در همین راستا، واشنگتن جداً به اسرائیل در مورد حمله یک جانبه به تأسیسات هستهای ایران هشدار داد. اما حتی شاید هشدارهای جدیتری نیز ضروری باشد؛ مثل هشدار «جورج بوش» پدر در طول جنگ خلیج مبنی بر قطع حمایت [آمریکا از اسرائیل]. خطر این است: حمله نظامی ممکن است موجب جنگی شود که پیامدهایش احتمالاً با پیامدهای جنگهای صد سال گذشته [آمریکا] برابری خواهد کرد. انتهای پیام/100537/ج.ص
09:51 - 25 فوریه 2012