سلطه نظامی-سیاسی آمریکا به پایان خود نزدیک میشود
خبرگزاری فارس: آمریکا برای حفظ موقعیتش به عنوان ابرقدرتی جهانی و همچنین حفظ ارزش دلار در معاملات بینالمللی در تلاش است با به راه انداختن جنگی تمامعیار با ایران، از قدرت چین و روسیه در جهان بکاهد.
به گزارش فارس، پایگاه تحلیلی «استراتژیک کالچر فاندیشن» در مقالهای به قلم «ویکتور برباکی» مینویسد: مرحله دیگری از درگیری جهانی آغاز شده است که تا اواخر قرن بیستویکم ادامه خواهد داشت و بسیاری از معادلات را در عرصه بینالمللی تغییر خواهد داد. در حال حاضر، در میانههای مرحله پرآشوبی در دوره انقلابهای جهانی هستیم که از دهه ۱۹۸۰ آغاز شد و قرار است تا اواسط قرن بیستویکم به پایان برسد. در این روند، واضح است که آمریکا در حال از دست دادن جایگاهش به عنوان ابرقدرتی بزرگ است. کارشناسان روسی در آکادمی علوم تخمین زدهاند که این دوره بیثباتیهای طاقتفرسا احتمالاً تا سال ۲۰۱۷-۲۰۱۹ با بحرانی به پایان میرسد. این بحران به وخامت بحران سالهای ۲۰۰۸-۲۰۰۹ یا ۲۰۱۱-۲۰۱۲ نخواهد بود و نقطه عطف آن انتقال قدرت به اقتصادی بر پایه فنآوری جدید خواهد بود. احیای اقتصاد، در ۲۰۱۶-۲۰۲۰ احتمالاً موجب ایجاد تغییراتی جدی در موازنه قدرت در جهان و درگیریهای سیاسی-نظامی خواهد شد که هم کشورهای بانفوذ و هم کشورهای در حال توسعه را شامل میشود. مرکز این درگیری به احتمال زیاد خاورمیانه و آسیای مرکزی، شوروی سابق، خواهد بود. * سلطه نظامی-سیاسی آمریکا به پایان خود نزدیک میشودقرن سلطه جهانی نظامی-سیاسی آمریکا و اقتصاد اول دنیا گویی دارد به پایان میرسد. آمریکا در آزمون تکقطبی بودن شکست خورد، آمریکای ورشکسته به دلیل درگیریهای دائمی خاورمیانه، اکنون منابع لازم برای رهبری جهان را در اختیار ندارد.
* چه آمریکا بخواهد چه نخواهد دنیا به سمت چندقطبیبودن پیش میرود چندقطبیبودن توزیع عادلانه ثروت در جهان را به همراه دارد و همچنین باعث تغییرات عمیقی در مؤسسات بینالمللی مثل سازمان ملل، صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و غیره میشود. هماکنون، موافقت آمریکا دیگر هیچ اهمیتی ندارد و نخواهد داشت، علاوه بر این، دستور کاری که در صدر وظایف جهان است، بنای نوعی از اقتصاد با تعداد سطوح ناپایدار کمتر، قوانین مالی سختتر و عدالت بیشتر در تخصیص درآمدها و بهرههای اقتصادی است. مراکز توسعه اقتصادی دارند به آرامی از غرب خارج میشوند و وارد آسیا میشوند، که یکی از دستاوردهای اصلی آن انقلاب صنعتی خواهد بود. چین و هند باید خود را برای رقابت اقتصادی بیسابقهای آماده کنند که طی آن باید علیه شرایط رقابتی وسیعتری بین اقتصاد مشابه کشورهای سرمایهگذاری و نمونههای دموکراسی سنتی بجنگند. چین و هند، پرجمعیتترین کشورهای جهان، جهت و مسیر توسعه در آینده را تعیین خواهند کرد، ولی درگیری اصلی بین آمریکا و چین خواهد بود، یعنی انتخاب بین نمونه اقتصادی اجتماعی فراصنعتی در قرن بیستویک و نظام سیاسی در خطر. سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که چگونه آمریکا به این جابجایی قدرت واکنش نشان خواهد داد.
باید در نظر داشته باشیم که آمریکا هر راهبردی را که به کار گیرد از این فرضیه نشأت میگیرد که از دست دادن تقدم جهانی پذیرفتنی نیست. پیوند بین رهبری جهانی و رستگاری در قرن بیستویکم برای برگزیدگان آمریکایی اصلی بدیهی است بدون اینکه توجهی به جزئیات سیاسی داشته باشند. * آمریکا برای قدرت اول جهان ماندن باید جنگی تمامعیار به پا کند محاسبات ریاضی در پویایی جغرافیای سیاسی در جهان برخی نتایج را تضمین میکند: اینکه جنگی تمامعیار با سلاحهای متعارف که به پیروزی منجر شود تنها گزینه آمریکا برای تغییر شرایط از بحران سریعی است که موقعیت جغرافی-سیاسی بینظیرش را به خطر میاندازد. این موضوع رازی آشکار است که برخی اوقات با شیوههای غیرنظامی حریف را از صحنه بیرون میکند – مثل از هم پاشیدن اتحاد جماهیر شوروی- و فنآوری مربوط به آن همیشه در آمریکا تمرین شده است. از طرف دیگر، کشورهای بهروزی مثل چین یا ایران آشکارا ثابت کردهاند که در برابر تدابیر خارجی مصون هستند. اگر این پویایی جغرافی-سیاسی ادامه داشته باشد، تغییر رهبری جهان را تا سال ۲۰۲۵ انتظار داریم، و تنها راهی که برای آمریکا میماند این است که این روند را با افروختن آتش جنگی بزرگ از مسیر خود خارج کند. * آمریکا کشوری را هدف حمله قرار میدهد که قرار نیست جای او را بگیرد
کشوری که با زوال قریبالوقوع رهبریاش روبرو است راهی ندارد جز اینکه پیش از همه حمله کند، و این دقیقاً همان کاری است که واشنگتن در پانزده سال گذشته انجام داده است. تاکتیک خاص آمریکا انتخاب هدفی است که لزوماً کشوری در اولویت برای جغرافیای سیاسی محسوب نمیشود، بلکه کشورهای درگیری را هدف قرار میدهد که از پس هزینههایش برمیآید. آمریکا با حمله به یوگسلاوی، افغانستان و عراق درصدد حل مشکلات کاملاً اقتصادی یا مسائل نسبتاً کماهمیت منطقهای بود، ولی وقتی بازی بزرگتر و وسیعتر شود، هدف بزرگتری هم نیاز دارد. * خیزش اعراب میتواند به ایجاد کشوری واحد برای مسلمانان منجر شود این توزیع دوباره واقعاً در پیش است. انقلابهای عربی به راه افتاده و تحت مدیریت آمریکا شرایط مناسب برای تلفیق جهان اسلام در یک کشور واحد را فراهم آورده است. نقشه آمریکا این است که این قالب جدید به او کمک کند تا این ابرقدرت روبهزوال بتواند همچنان بر منابع اصلی انرژی جهان و منافع امنش در آسیا و آفریقا چنگ بیندازد. بیشک، چالشی که آمریکا را به سرهم کردن چنین ترتیبات جدیدی وامیدارد قدرت روزافزون چین است. * آمریکا باید از شر ایران و سوریه خلاص شود تا ابرقدرت بماند
خلاص شدن از شر ایران و سوریه که بر سر راه سلطه جهانی آمریکا قرار گرفتهاند، قاعدتاً قدم بعدی آمریکا خواهد بود. تلاش برای سقوط حکومت ایران با برانگیختن ناآرامیهای داخلی در میان شهروندان با هزینههای بسیار شکست خورد و تحلیلگران سیاسی گمان میکنند که سناریوی مداخله مشابه آنچه در ارتباط با عراق و افغانستان اجرا شد در انتظار ایران باشد. این نقشه شانس تحقق زیادی دارد، با اینکه همین حالا هم با وجود عقبنشینی از عراق و افغانستان آمریکا با مشکلات زیادی روبروست. * از بین بردن سلطه چین و روسیه هدف اصلی آمریکاست اجرای پروژه خاورمیانهای بزرگتر – به همراه ویرانی قابلتوجه برای روسیه و چین مقاوم- پاداش اصلی آمریکا است که امید دارد در خلال این جنگ بزرگ به دست بیاورد. این طرح در پی انتشار آن در نشریه نیروهای مسلح، یعنی همان “پیترز مپ” بدنام، برای عموم مشخص شد. انگیزهای که در پس این ساخته دست بشر بود بیرون انداختن روسیه و چین از منطقه مدیترانه و خاورمیانه است، بریدن دست روسیه از قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی، و از بین بردن ارتباط چین با مهمترین تأمینکنندگان انرژیاش. * بیثباتی در قفقاز جنوبی باعث ناآرامی در قفقاز شمالی است
تحقق نقشه خاورمیانهای بزرگتر چشمانداز روسیه برای پیشرفتی پایدار در سایه صلح را ویران میکند، چرا که قفقاز جنوبی تحت کنترل آمریکا دائم برای قفقاز شمالی مشکل ایجاد میکند. از آن جایی که ناآرامی را نیروهای بنیادگرای مسلمان به پا میکنند، نواحی عمدتاً مسلمان روسیه هم تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. * چین و روسیه آمریکا را انگلی میدانند که از کشورهای دیگر تغذیه میکند آمریکا بیشتر از این نمیتواند موافقت واشنگتن بر پایه اطمینان به ابزار اقتصادی و سیاسی را جلب کند. روزنامه چینی “جمین جیبائو” این تصویر را خیلی خوشبینانهتر نشان داده و خاطرنشان کرده که آمریکا به صورت انگلی جهانی رشد خواهد کرد که مقادیر بیشماری دلار چاپ میکند، آنها را صادر میکند تا بتواند هزینه وارداتش را دربیاورد و بعد با غارت باقی جهان استاندارد بالایی برای زندگی در کشورش فراهم میکند. نخستوزیر روسیه هم همین دیدگاه را در سفر خود در ۱۷ نوامبر ۲۰۱۱ به چین داشت. * معامله مستقیم ایران و چین بدون واسطه دلار آمریکا
در همین حین، چین به شدت به آمریکا فشار میآورد تا محدوده گردش دلار را کاهش دهد. سهم پول آمریکا در ذخایر چین رو به کاهش است، و در آوریل ۲۰۱۱ بانک مرکزی چین اعلام کرد که نقشهای برای بیرون کردن دلار آمریکا از معاملات بانکی بینالمللی دارد. به طور قطع، این ضربه به حاکمیت پول آمریکا بدون پاسخ نخواهد ماند. ایران هم به دنبال کاهش سهم دلار از معاملاتش است: یکی از معاملات نفتی ایران که در جولای ۲۰۱۱ آغاز شد، فقط یورو و پول رایج ایران را میپذیرد. ایران و چین در حال مذاکره در باب انجام کارهایی هستند که طی آن محصولات چینی را در برابر نفت ایران معامله میکنند، به علاوه، این معاملات راهی است برای دور زدن تحریمهای تجاری که علیه ایران اعمال شده است. رهبر ایران گفته است که حجم معاملاتشان با چین باید به ۱۰۰ میلیارد دلار برسد، و این برنامه باعث بیاثر شدن نقشههای آمریکا برای منزوی کردن ایران میشود. * برنده جنگ میتواند شرایط خود را به باقی دنیا تحمیل کند
تلاش آمریکا برای تضعیف ثبات در خاورمیانه ممکن است به محاسبهاش در مورد بازسازی زیرساختهای مصیبتزده منطقه مربوط شود که نیازمند تزریق وسیع دلار است و نتیجه آن زنده کردن اقتصاد آمریکا خواهد بود. در سال ۲۰۱۱، راهبرد آمریکا در حفظ رهبری جهان با ترجمه سیاستهای مبنی بر قدرت آغاز شد چرا که واشنگتن افزایش ارزش دلار را یکی از راههای حل بحران اقتصادی میدانست. جنگی بزرگ این هدف را به صورت واقعی تحقق میبخشد. در پی آن، برنده جنگ میتواند شرایط خود را به باقی دنیا تحمیل کند، درست همان کاری که سیستم “برتون وودز” در سال ۱۹۴۴ کرد (توضیح: بعد از جنگ جهانی دوم در کنفرانسی موسوم به برتون وودز آمریکا، فرانسه و بریتانیا بر سر انتخاب دلار به عنوان ارز مشترک توافق کردند). برای واشنگتن، اداره جهان به معنای آمادگی برای شرکت در جنگی بزرگ است. باید منتظر ماند تا ببینیم آیا ایران، با حمایتهای لازم، میتواند به توسعه جهانی آمریکا پایان ببخشد؟ انتهای پیام/۱۰۰۴۵۸/ج.ص
12:51 - 1 بهمن 1390