رویدادهای جهان در سال2011

خبرگزاری فارس: سال 2011 میلادی، کشورهای عربی شاهد تحولات بی نظیری در حوزه سیاسی بودند که درباره آن بسیار نوشته شده و تحلیل ها پیرامون آن همچنان ادامه دارد. اما چیزی که پیش بینی آن نمی رفت، سرایت این بیداری ها به کشوری بود که شاید در طول چند دهه اخیر هیچ کشوری از توطئه های پیچیده و گوناگون آن در امان نبوده است.
سال 2011 میلادی، کشورهای عربی شاهد تحولات بی نظیری در حوزه سیاسی بودند که درباره آن بسیار نوشته شده و تحلیل ها پیرامون آن همچنان ادامه دارد. اما چیزی که پیش بینی آن نمی رفت، سرایت این بیداری ها به کشوری بود که شاید در طول چند دهه اخیر هیچ کشوری از توطئه های پیچیده و گوناگون آن در امان نبوده است. ایالات متحده آمریکا از 26 شهریور (17سپتامبر سال2011) شاهد ظهور جنبشی بود که هیچ کس در ابتدا آن را جدی نگرفت. جنبش «وال استریت» را اشغال کنید»، ابتدا با یک فراخوان اینترنتی از سوی چند نفر از شهروندان آمریکایی و با هدف اعتراض به اوضاع اقتصادی حاکم بر آمریکا شکل گرفت. اما در کمال ناباوری این جنبش در کمتر از یک ماه نه تنها به سر تا سر پنج قاره جهان گسترش یافت بلکه اهداف آن نیز فراتر از مسائل اقتصادی را در برگرفت. شیوه معترضان راه اندازی اردو در پارک ها و برخی میادین شهرهای مختلف به خصوص پایتخت و تحصن شبانه روز با استفاده از چادرها و امکانات اولیه زندگی است.اتخاذ استراتژی سکوت، تهدید، تحقیر و سرانجام سرکوب، بازداشت و زندانی کردن، از جمله مواردی است که مقامات آمریکایی تاکنون در برخورد با معترضان در پیش گرفته اند.
این استراتژی تاکنون به کشته شدن پنج معترض، بازداشت 5000 نفر و مجروحیت صدها نفر از مردم آمریکا منجر شده است. دو تن از کشته شدگان کهنه سربازان بازگشته از جنگ عراق هستند. معترضان را اکنون گروه های مختلفی همچون، کهنه سربازان، بیکاران، کارگران، رانندگان، هنرمندان، پرستاران، خلبانان، دانشجویان، دانش آموزان ، معلمان و ... همراهی می کنند. مردم که خود را 99درصد جامعه می دانند، معتقدند، تمام مشکلات موجود در آمریکا مثل بیکاری، جنگ، فقر، بحران اقتصادی، نبود عدالت اجتماعی، نبود دموکراسی واقعی حاصل حاکمیت نظام سرمایه داری است. معترضان حاکمان واقعی جامعه را نمایندگان یک درصد یا همان ثروتمندان، بانکداران، صاحبان شرکت ها و مؤسسات غول پیکر می دانند.اشغال ساختمان های کنگره، اشغال بنادر مهم تجاری سواحل غربی آمریکا، راه اندازی روزنامه و سایت و بولتن های خبری مستقل، تشکیل جلسات پی درپی، تأکید بر نداشتن خشونت و ادامه اعتراض ها تا سقوط نظام سرمایه داری، از جمله کارها، برنامه ها و اهداف معترضان ضدسرمایه داری وال استریت است که همچنان ادامه دارد. یکی از اقدامات جالب معترضان، تسخیر خانه های مصادره شده از سوی بانک ها و اعطای آن به افرادی است که بانک ها خانه هایشان را به دلیل ناتوانی در بازپرداخت اقساط مصادره شده است .
در مقابل شهرداری ها و نیروهای پلیس چند هفته ای است، حملات شبانه روزی به چادرها و دستگیری معترضان را بیش از پیش تشدید کرده اند، طوری که این روزها معترضان اعلام می کنند، جایی برای تحصن وجود ندارد. اکنون رهبران جنبش وال استریت اعلام می کنند در حال برنامه ریزی برای تغییر تاکتیک های اعتراضی خود هستند. در سایت رسمی معترضان و در بخش معرفی آمده:« انقلاب جهانی، تنها راه ایجاد تغییر است؛ ما با استفاده از تاکتیک های انقلابیون مصری در این مسیر حرکت می کنیم.» ناظران سیاسی آمریکا معتقدند که معترضان وال استریت در سال جدید با انرژی بیشتری وارد صحنه خواهند شد.اروپای واحد در باتلاق اختلاف هایک ماه از آغاز قیام ضدسرمایه داری وال استریت در آمریکا نگذشته بود که علی رغم خواسته رسانه ها و مقامات غربی، این جنبش جهانی شد. تجمعاتی در انگلیس، یونان، پرتغال، اسپانیا، ایتالیا، فرانسه، استرالیا، کانادا، هنگ کنگ، ژاپن، کره جنوبی و... در حمایت از جنبش ضدسرمایه داری وال استریت شکل گرفت که این تجمعات در حال حاضر در برخی کشورهای اروپایی مثل انگلیس ادامه دارد.در لندن، مخالفان نظام سرمایه داری مقابل ساختمان قدیمی و مشهور کلیسای «سنت پل» اقدام به برپایی چادر کرده اند. در ایتالیا تظاهرات و تجمعات با حضور پلیس تا دندان مسلح به خشونت کشیده شد، و در سایر کشورها نیز به همین شکل تجمعات و راهپیمایی هایی شکل گرفت که بعضا از سوی پلیس سرکوب گردید.
در این بین حتی گروهی از انقلابیون مصری نیز با برگزاری تجمع مقابل سفارت آمریکا در قاهره، از اعضای جنبش ضدسرمایه داری سراسر دنیا حمایت کردند چرا که بنیانگذاران جنبش، انقلاب مصر را الگوی خود قرار داده اند. هر چند این اعتراض ها رفته رفته رنگ و بوی سیاسی گرفت اما، ریشه اولیه و مشترک شکل گیری این اعتراض ها به مشکلات اقتصادی بازمی گردد؛ مشکلات اقتصادی در اروپا غالبا خود را به شکل کسری بودجه نشان داده است.کسری بودجه نیز عموما ناشی از ناکارآمدی سیاست های دولت ها و اشکالات نظام سرمایه داری در حوزه اقتصاد نظری است.اما آنچه بر این مشکلات بیش از پیش افزود و باعث درآمدن صدای مردم شد، ورود دولتمردان اروپایی به جنگ عراق و افغانستان بود. توجه به شعارهای تظاهرکنندگان اروپایی که در کشورهای ایتالیا، اسپانیا، یونان و پرتغال به سقوط دولت ها منجر شده، به خوبی گویای این واقعیت است. عمده روش مورد استفاده اروپا برای جبران این کسری بودجه، دریافت وام از صندوق بین المللی پول و بانک جهانی است. این دو ارگان مالی بین المللی برای پرداخت وام شروط خاص خود را دارند که همین شروط، ریشه اصلی وقوع شورش ها و ناآرامی های اجتماعی در اروپاست.به عنوان مثال اگر یونان دارای یک کسری بودجه 30 میلیارد یورویی باشد، صندوق بین المللی پول اعلام می کند، در صورت تأمین 10 میلیارد یورو از محل کاهش هزینه های عمومی، افزایش سن بازنشستگی، افزایش مالیات و کاهش حقوق و دستمزد، حاضر است 12 میلیارد یورو به این کشور وام دهد.
این شروط یعنی تأمین میلیاردها دلار از جیب مردم عادی. نکته جالب توجه اینکه ثروتمندان، بانکداران و صاحبان شرکت های بزرگ غالبا در این گونه کشورها هیچ باری را به دوش نمی کشند. در برخی از کشورهای اروپایی حتی برخی از شرکت ها و بانک های بزرگ از پرداخت مالیات معاف هستند. اینجاست که مردم ضمن احساس فشار سنگین اقتصادی، باید شاهد بی عدالتی فاحشی باشند؛ این امر نیز سرانجام باعث خشم و در نتیجه وقوع شورش های اجتماعی در این کشورها شده است. یونان یکی از این کشورهاست که طی ماه های گذشته شاهد وقوع شورش های خونینی بوده است. 18 آذرماه سال جاری، اعضای اتحادیه اروپا برای یافتن راهکاری برای نجات خود از بحرانی که گفته می شود از جنگ جهانی دوم تاکنون سابقه نداشته، در بروکسل دور یکدیگر جمع شدند. اما این نشست نه تنها نتیجه مطلوبی به دنبال نداشت بلکه باعث ایجاد شکاف بین کشورهای اروپایی و حتی داخل کابینه برخی کشورها از جمله انگلیس شد. انگلیس با وتوی طرح اصلاح پیمان لیسبون به بهانه حفظ منافع ملی نشان داد، اگر در دهه 90 کشورهای اروپایی به دلیل کسب منافع ملی اقدام به عضویت و شکل دهی اتحادیه اروپا و پول واحد یورو کردند، به همین دلیل هم حاضرند از یکدیگر جدا شوند.ناآرامی های ضددولتی شکاف میان سران اتحادیه اروپا را دو چندان کرده و احتمال می رود سال جدید این فاصله ها بیشتر شود . احتمال فروپاشی اتحادیه اروپا دور از انتظار نیست.دنیای وال استریت در بحران
سونامی اعتراض ها و انقلاب ها در کشورهای اسلامی تحت عنوان بیداری اسلامی که از تونس شروع شد، مصر و لیبی را در نوردید، سرانجام به اروپا و آمریکا نیز رسید و خود را در قالب «جنبش اشغال وال استریت» و جنبش «99درصد» نشان داد. سردمداران آمریکا برای اولین بار در تاریخ 238 ساله تشکیل این کشور، قیام طبقات متوسط و ضعیف جامعه آمریکایی را علیه سرمایه داران، روسای شرکت های بزرگ و بورس بازان شاهد بودند. این جنبش به دلیل ریشه های عمیقا اجتماعی آن به سرعت از وال استریت در منهتن نیویورک به سرتاسر آمریکا و از آن جا نیز به کشورهای اروپایی گسترش پیدا کرد، پلیس در مقابله با جنبش 99درصد هزاران نفر را بازداشت کرد و در درگیری ها نیز صدها نفر دیگر زخمی و چند نفر نیز کشته شدند. طرفداران جنبش اشغال وال استریت صدمین روز فعالیت خود را در خیابان ها جشن گرفتند با این شعار که «ما هنوز اینجا هستیم» به نظر می رسد به دلیل ماهیت شدیدا ضدانسانی سیستم اقتصاد بازار آزاد حاکم بر غرب، آمریکا نتواند جنبش اشغال وال استریت را از صحنه حذف کند.غیر از رویداد جنبش فراگیر وال استریت دیگر رویدادهای مهم جهان نیز پیش روی شماست.تنش میان آمریکا و پاکستانسال 2011 سال تنش میان آمریکا و پاکستان بود؛ هرچند مقامات اسلام آباد از اصلی ترین متحدان آمریکا در به اصطلاح جنگ علیه تروریسم درسال 2001 بودند؛ ولی طی این 11 سال تحولات به سمتی رفت که شرایط را برای مقامات اسلام آباد سخت و سخت تر کرد.
علاوه بر عملیات علیه بن لادن در ابیت آباد که خشم مردم پاکستان را برانگیخت، حملات دایمی هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی به نوار قبایلی شمال غرب پاکستان نیز شکاف میان دولت و ملت را بیشتر کرد؛ مردم مقامات را متهم به همکاری پنهانی با ایالات متحده می کردند.این وضعیت در پاکستان ادامه داشت تا اینکه واقعه پنج آذر پیش آمد و جامعه پاکستان را یکپارچه به تظاهرات علیه آمریکا واداشت. هلی کوپترهای ناتو و آمریکایی در منطقه مرزی «مهمند» واقع در نوار قبایلی، از افغانستان وارد خاک پاکستان شدند و دو پاسگاه مرزی را شبانه موشکباران کردند که به مرگ 28 نظامی پاکستانی انجامید.پیامدهای این اقدام آمریکا در داخل پاکستان بسیار گسترده تر و شدید بود؛ به طوری که مردم بیش از یک ماه در شهرهای بزرگ این کشور تقریبا همه روزه علیه آمریکایی ها تظاهرات کردند. دولت پاکستان نیز اعلام کرد دیگر به تانکرهای سوخت و کامیون های حامل آذوقه و مهمات ناتو اجازه عبور از خاک این کشور به افغانستان را نمی دهد. در تاریخ 11 آذر نیز اجلاس «بن-2» در مورد افغانستان نیز بدون حضور پاکستان تشکیل شد.
دولت پاکستان در آخرین موضع گیری های خود اعلام کرد که از تانکرها و کامیون هایی که برای ناتو از خاک پاکستان بگذرند مالیات می گیرد. این اقدام هرچند در ظاهر به نفع مردم است، ولی نوعی عقب نشینی اسلام آباد در برابر آمریکا را نیز نشان می دهد. به همین خاطر، اگر دولت اجازه عبور کامیون ها و تانکرها را بدهد، احتمالا اعتراضات ضددولتی و ضدآمریکایی در پاکستان دوباره اوج خواهد گرفت.دولت پاکستان با دولت هند نیز طی هفته گذشته، در مورد سلاح های هسته ای دو کشور مذاکراتی داشته و به نتایج مثبتی رسیده است.علاوه بر موارد بالا، حملات تروریستی خونین هرچند در پاکستان پایان نیافته، ولی در ماه های اخیر کاهش چشمگیری درمقایسه با سال های قبل داشته است.هلاکت بن لادنتفنگداران آمریکایی نیمه شب دوشنبه 12 اردیبهشت طی یک عملیات 38 دقیقه ای به خانه «اسامه بن لادن» در «ابیت آباد» واقع در نزدیکی پایتخت پاکستان یورش بردند و او را کشتند. آمریکایی ها جسد بن لادن را نیز از این مکان خارج کردند و به گفته مقامات کاخ سفید، آن را به دریای عرب انداختند. گفتنی است که «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا به همراه شماری از اعضای کابینه اش، عملیات فوق را مستقیما تماشا می کردند.این عملیات روابط پاکستان و آمریکا را تیره کرد؛ آمریکایی ها معتقد بودند که فرماندهان سازمان اطلاعات پاکستان و به ویژه ژنرال «احمد شجاع پاشا» رئیس این سازمان، با تروریست های طالبان و القاعده ارتباط دارند و خواستار استعفای وی شدند.
در پاکستان نیز درپی افشا شدن همکاری دولت پاکستان با آمریکایی ها در این عملیات، اختلافات میان مجلس و دولت از یک طرف و مردم و دولت از طرف دیگر، بالا گرفت. ابعاد این فشار علیه دولت اسلام آباد به قدری بود که بر روابط اسلام آباد و واشنگتن نیز تأثیر منفی گذاشت.دراین میان، طرفداران بن لادن نیز در شهرهای «کویته»، «قطا» و دیگر مناطق پاکستان تظاهرات کردند و وعده دادند که از آمریکایی ها و دولت پاکستان انتقام می گیرند. وعده ای که متأسفانه فقط در مورد مردم بی گناه عملی شد و شبه نظامیان طالبان و القاعده دست به شماری عملیات تروریستی علیه مردم در مناطق مختلف پاکستان زدند.عراق؛ پایان اشغالعراق در 2011، آخرین سال اشغال را تجربه کرد و بیشترین تحولات سیاسی و حتی تروریستی این کشور طی سال 2011 به مسئله خروج نظامیان آمریکایی مربوط می شد. مقامات آمریکایی به ویژه «باراک اوباما» رئیس جمهور و معاونش «جوزف بایدن» بارها با مقامات عراقی چه تلفنی و چه حضوری در مورد تمدید حضور نیروهای آمریکایی در عراق گفت وگو کردند، ولی نتیجه ای نداد.همزمان با این رایزنی ها در سطح مقامات، کمتر جمعه ای بود که خیابان های بغداد و دیگر شهرهای عراق شاهد تظاهرات ضدآمریکایی نباشد و مردم خروج آمریکایی ها را نخواهند. این جو ضد آمریکایی به قدری برفضای عراق غلبه داشت که حتی هیچ شخصیت و گروه عراقی متمایل به آمریکا جرئت نداشت که آشکارا اعلام کند خواستار ادامه حضور نظامیان آمریکایی در عراق است.
حملات تروریستی نیز مثل سال های قبل در عراق جریان داشت که 20 مورد آن بیش از 15شهید و ده ها مجروح داشت. تحلیلگران آمریکا و عربستان را عوامل پشت پرده این حملات می دانستند و البته، اسناد نیز مداخلات آنها به ویژه عربستان را کاملا آشکار کرد. دولت ریاض نیز به اندازه واشنگتن از خروج نیروهای آمریکایی واهمه داشت و به همین خاطر، از طریق عوامل خود، به ویژه «ایاد علاوی» رهبر فهرست «العراقیه» کارشکنی های زیادی را در روند سیاسی عراق انجام داد.حملات علیه آمریکایی ها در شکل موشکباران مراکز استقرار آنها نیز ادامه داشت و در یک مورد که به تاریخ 16 خرداد سال جاری مربوط می شود، شش تفنگدار آمریکایی در بغداد به هلاکت رسیدند.از جمله توطئه های دیگری که توسط عربستان در عراق به اجرا درآمد و احتمالا بعثی ها و سلفی ها مجری آن بودند، هدف قرارگرفتن نمایندگان آیت الله «سیدعلی سیستانی» درشهرهای مختلف عراق بود که یک مورد آن، اوایل مهر رخ داد و پیکر این شهید که عضو دفتر آیت الله سیستانی بود، توسط هزاران نفر در تاریخ 21/7/1390 در نجف اشرف تشییع و به خاک سپرده شد.مورد دیگری که باز به خروج اشغالگران از عراق مربوط می شود، زمزمه هایی در مورد تجزیه عراق بود. این زمزمه ها در استان های الانبار، صلاح الدین و دیالی بیشتر شنیده می شد، تا اینکه تظاهرات گسترده مردمی در شهرهای مختلف، به این زمزمه ها برای همیشه پایان داد.
مورد دیگری که درست در همان روز نخست خروج آمریکایی ها اجرایی شد، برخورد شدید «مالکی» با «صالح مطلک» معاون خود و «طارق الهاشمی» معاون رئیس جمهور عراق است. مالکی، مطلک را از پست خود برکنار کرد و از مجلس نیز خواست از او سلب اعتماد کند. در مورد الهاشمی نیز، مالکی وی را به فعالیت های تروریستی متهم کرد و چندتن از محافظان الهاشمی هم، از نقش وی در حملات تروریستی پرده برداشتند. الهاشمی به منطقه خودمختار کردستان عراق گریخت و هم اکنون در شهر اربیل به سر می برد.یک مقام قضایی بغداد اتهامات الهاشمی را جدی دانست و احتمال داد که وی اعدام شود.اما الهاشمی گفت که برای محاکمه شدن، به بغداد نمی آید. الهاشمی و المطلک از اعضای برجسته فهرست «العراقی» تحت رهبری علاوی هستند. این بحران همچنان ادامه دارد.افغانستان؛ روزهای سخت اشغالگرانآمریکا به طور مشخص، سه روند را در طول سال 2011 در افغانستان دنبال کرد؛ 1) تشدید حملات در ابتدای سال علیه شبه نظامیان طالبان در جنوب و شرق افغانستان و سپس کاستن از فشار حملات و تن دادن به یک جنگ فرسایشی 2) تلاش برای انجام مذاکره با فرستادگان طالبان در خارج که طی روزهای اخیر به پیشرفت هایی رسیده است؛ واشنگتن منکر دشمنی با طالبان شد و با ایجاد دفتر طالبان در خارج از افغانستان نیز موافقت کرد  3) مذاکرات پنهانی و پشت پرده با مقامات افغانستان بر سر امضای یک پیمان امنیتی استراتژیک میان دو کشور.
«حامد کرزای» رئیس جمهور افغانستان، امضای این پیمان را به توقف حملات شبانه مشروط کرد. این در حالی است که توده های مسلمان افغانستان با امضای هرگونه قراردادی که با حاکمیت ملت افغانستان و منافع این کشور منافات داشته باشد و یا به آمریکایی ها اجازه تأسیس پایگاه های نظامی درازمدت را بدهد مخالف هستند و این مخالفت را بارها در شکل برگزاری تظاهرات ضدآمریکایی در کابل و سایر شهرها به نمایش گذاشته اند.روابط بین افغانستان و پاکستان نیز طی سال 2011 مثل سال های قبل متشنج بود، مقامات کابل ریشه تروریسم در کشورشان را در پاکستان می دانند و خصوصا، ترور «برهان الدین ربانی» که 29 شهریور اتفاق افتاد را به تروریست های مستقر در پاکستان نسبت داده اند.40 برابرشدن تولید تریاک در افغانستان طی 11 سال اشغال، هلاکت هفت افسر ارشد آمریکایی توسط یک نظامی افغان در فرودگاه کابل (10/2/90)، فرار 500 زندانی از زندان در قندهار (6/2/90)، به آتش کشیده شدن 36 تانکر سوخت ناتو توسط افراد مسلح درجنوب افغانستان، انفجارهای خونین روز عاشورا در کابل و مزارشریف و حمله به سفارت آمریکا در کابل (21/6/90) از جمله وقایع مهم دیگر سال جاری در افغانستان بوده است.همچنین، در طی این یک سال، حملات متعددی علیه اشغالگران صورت گرفت و آمریکایی های زیادی به هلاکت رسیده اند. در مقابل، حملات علیه غیرنظامیان افغان نیز ادامه یافت.مبادله اسیران، پیروزی مقاومت
مبادله بیش از یک هزار اسیر فلسطینی در مقابل یک نظامی صهیونیست از مهم ترین تحولات سال گذشته میلادی فلسطین است. این مبادله نقطه عطفی در تاریخ مقاومت نیز به حساب می آید چراکه باعث تقویت حماس و تضعیف رژیم صهیونیستی شد.پذیرش تبادل اسیران به اذعان خود صهیونیست ها نشان دهنده ناتوانی تل آویو در برابر ساختار اطلاعاتی مقاومت بود زیرا دستگاه های اطلاعاتی و جاسوسی اسرائیل با تمام امکانات پیشرفته ای که در اختیار داشتند در طول پنج سال اسارت گلعاد شالیت نه تنها نتوانستند وی را از چنگ مقاومت رها سازند بلکه حتی قادر نبودند محل اسارت وی را کشف کنند.هرچند که رژیم صهیونیستی تنها در سال گذشته میلادی حدود 3300 فلسطینی را به بهانه های واهی و کاذب دستگیر و زندانی کرده است اما آزادی اسیرانی که در حدود نیمی از آنها از غزه و طرفداران حماس بودند و در کارنامه مبارزاتی خود سابقه عملیات ضداسرائیلی داشتند برای این جنبش اسلامی فلسطینی یک پیروزی تاریخی به حساب می آید و به اذعان بسیاری از کارشناسان سیاسی منطقه باعث شد که رژیم صهیونیستی جنبش حماس را به رسمیت بشناسد.اسرائیل همیشه مدعی بود که حماس یک گروه تروریستی است و با تروریست ها مذاکره نمی کند و به آنها امتیاز نمی دهد اما با تبادل اسیران نشان داد که با حماس به عنوان یک جنبش سیاسی مذاکره کرد.
تبادل اسیران ثمره یک تلاش سیاسی، نظامی و امنیتی است که با طراحی درست و کارشناسانه مقاومت صورت گرفت و مسلماً این مبادله پایان کار نخواهد بود و این جنبش به هر قیمتی که شده به تلاش های خود برای آزادی تمام اسیران فلسطینی ادامه خواهد داد.از دیگر وقایع مهم سال گذشته میلادی توافق فتح و حماس و پیوستن به سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) بود که می توان این توافق و آشتی را نویدبخش آشتی ملی فلسطینیان و کنار گذاشتن اختلافات این دو گروه فلسطینی به حساب آورد.جنبش حماس اعلام کرد که پیوستن به ساف به معنای عضویت در این سازمان یا به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی نیست ولی تلاش جدی و گامی محکم برای پایان دادن به اختلافاتی است که ریشه به وحدت فلسطینی ها می زند و آنان را از رسیدن به آرمان های اصلی فلسطینیان دور می سازد. شکاف هایی که ملت فلسطین را ناامید و آزرده خاطر می کرد چراکه مردم فلسطین معتقدند همکاری، همگامی و همدلی مردم و گروه های فلسطینی قادر خواهد بود دشمن دیرینه فلسطین را نابود کند و در مقابل فلسطینی ها را به آرزوهایشان که همانا بازگشت به سرزمین مادری و آزادی سرزمینشان است برساند.جعفر بلوری ، سبحان محقق ، فریده شریفیمنبع : روزنامه کیهان 12/10/1390انتهای پیام /
بحران اقتصادی اسرائیل
15:52 - 12 دی 1390

12 بازدید


1 پاسخ