کشورهای حاشیه خلیج فارس تمایلی به رویارویی با کشور قدرتمند ایران ندارند

خبرگزاری فارس: اندیشکده مطالعات راهبردی آمریکا در گزارشی نوشت که کشورهای حاشیه خلیج فارس هیچ تمایلی به رویارویی با کشور قدرتمند ایران ندارند.
به گزارش فارس، «اندرو تریل»، تحلیلگر اندیشکده « مطالعات راهبردی آمریکا»، در مقالهای تحت عنوان "رقابت ایران و عربستان و آینده امنیت خاورمیانه" می‌نویسد: آینده عراق نگرانی اصلی هر دو کشور ایران و عربستان و همین طور آمریکا محسوب می‌شود. برنامه خروج نیروهای آمریکایی از عراق، مسئله رقابت عربستان و ایران را در منطقه پیچیده‌تر می‌کند. خروج این نظامیان احتمالا باعث می‌شود که شیوه‌های کمک کشورهای منطقه به حامیان عراقیشان دچار تغییرات زیادی شود. پس از خروج نیروهای باقیمانده آمریکایی از خاک عراق، برای عربستان و دیگر کشورهای شیخ‌نشین حاشیه خلیج فارس خیلی سخت خواهد بود که دست روی دست بگذارند و تماشا کنند که ایران کماکان به شبه نظامیان شیعه در عراق کمک تسلیحاتی ارائه می‌دهد. یکی از دردسرسازترین راه‌های نفوذ ایران به عراق از طریق چندین و چند گروهک شبه‌نظامی بوده است. این نیروهای تحت حمایت ایران را گاهی اوقات «نیروهای ویژه» نیز می‌نامند. دولت ایران تأثیر بسیار زیادی بر روی این نیروها گذاشته است و حتی تأمین اسلحه و آموزش آنها را نیز بر عهده داشت؛ این مسئولیت به صورت ویژه بر عهده نیروهای ویژه «قدس» وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران گذاشته شده است. * سنی‌های عراق در تعیین سرنوشت خود دخالت ندارند!؟
در نهایت می‌توان گفت که آن دسته از رهبران سیاسی و نظامی آمریکا که درگیر مسئله عراق هستند، باید خود را برای رویارویی با تلاش‌های ایران جهت سوءاستفاده از اختلاف‌های بین دولت‌های بغداد و ریاض پس از خروج نیروهای آمریکایی از عراق آماده کنند. آمریکا برای این که همزمان هم از فعالیت‌های ایران جلوگیری کند و هم حامی مردم‌سالاری و ایجاد ثبات باقی بماند، باید شرایط را برای آشتی عربستان سعودی و عراق فراهم کند و همچنین تلاش‌های ایران را در راه مداخله در این امر باطل کند. از آنجایی که نگرانی اصلی عربستان اقداماتی است که دولت عراق در مورد ساکنین مناطق سنی‌نشین انجام داده است، آمریکا باید نسبت به این مسئله هشیار باشد و خود را برای حمایت از اقدامات سنی‌های عراق برای شرکت در نظام سیاسی کشورشان آماده کند. آنها باید مانند شیعیان و کردهای این کشور که با اشتیاق در تعیین سرنوشت کشور خود شرکت می‌کنند، خواهان تقسیم قدرت باشند. * آیا اختلاف عربستان با ایران به نفع آمریکاست؟
رقابت ایران و عربستان برجسته‌ترین نمایشی است که در حال حاضر در منطقه خلیج فارس در حال اجراست، بنابراین می‌توان آن را واقعیتی اطلاق کرد که از جنبه‌های مختلف منافع آمریکا را تحت تأثیر قرار خواهد داد. اگر از جهات مختلف به قضیه نگاه کنیم، اختلاف عربستان با ایران به نفع آمریکاست، اما همواره هم این طور نیست. عربستان کماکان کشوری است مخالف حرکات انقلابی با ارزش‌ها و معیارهایی که گاه با ارزش‌های دولت آمریکا در زمینه منافع راهبردی هماهنگ است و گاه در مقابل اصلاحات و مردم‌سالاری در کشورهای خاورمیانه می‌ایستد. علاوه بر این، در سیاست‌های منطقه‌ای خاورمیانه موانع سخت دیده نمی‌شوند؛ موانعی که مثل یک «جنگ سرد» کوچک باشند. این مسئله حتی زمانی که پای اختلافات فرقه‌ای هم که به میان می‌آید، مطرح نیست. با ذکر این مطالب باید گفت که ویژه‌نامه پیش رو پیشنهادات زیر را مطرح می‌کند: * آنچه آمریکا باید در مورد عربستان و ایران بداند: 1- آمریکا باید این مسئله را درک کند که تفاوت‌های بین ایران و عربستان سعودی جای دیگری در خاورمیانه بازتاب خواهد یافت، مثلا در عراق یا در لبنان
در مورد این مسئله باید گفت که ممکن است آمریکا تأثیرگذارترین قدرت خارجی در دولت عراق نباشد. با این حال اگر دولت ریاض قصد حمایت از جمعیت سنی عراق در برابر دولت شیعه این کشور را داشته باشد، آمریکا باید ببیند که چه نوع رفتاری از سوی عربستان در قبال عراق برایش پذیرفتنی است. احتمالش هست که در آینده سیاست عربستان بدین شکل تغییر یابد: به مردم کشورش اجازه دهد که در صورت بروز نزاع بین-قومی در عراق، به این کشور بروند و در کنار سنی‌های این کشور بجنگند. این کشور با خروج نیروهای آمریکایی از عراق آزادی بیشتری برای چنین اقدامی خواهد داشت. این نیروها می‌توانستند احتمال حمله عوامل نفوذی عربستان به منافع آمریکا در عراق را از بین ببرند. شاید چنین اقداماتی جوابی بدیهی به جنگ‌های بین قومی باشد، اما چه برای آمریکا و چه برای عربستان پایان خوبی نخواهد داشت، چرا که حاصلش نسل جدیدی از افراد تندرو و افراطی خواهد بود؛ افرادی که شاید تا ده‌ها سال بعد هم اذیت و آزارشان به کشورهای متمدن جهان ادامه یابد. بنابراین آمریکا باید برای پیشگیری از بروز چنین معضلاتی، کشمکش‌هایی را که در بین مردم عراق بروز می‌کند، کم و کمتر کند. 2- سیاست‌گذاران و مقامات اطلاعاتی آمریکا باید بدانند که ممکن است عربستان دخالت ایران در بحران‌های منطقه‌ای را بیش از آن چه واقعا هست ببیند و بر اساس همان تحلیل‌های حاکی از منفی‌بافی و اندکی شواهد، حق به جانبگری‌های شیعیان را با عمل‌گرایی ایرانی در هم آمیزد.
دلیل چنین دغدغه‌هایی می‌تواند آن باشد که عربستان ارزیابی‌های صادقانه‌ای انجام می‌دهد، اما طبق گمانه‌زنی‌هایی که خود شکل داده یا بر اساس «اصل بدترین حالت ممکن» است، اما هیچکدام از این ارزیابی‌ها را نمی‌توان بدون بررسی موشکافانه شواهد پذیرفت. رهبران عرب شیعه در بسیاری از موارد ارتباط کاری نزدیکی با ایرانی‌ها دارند، اما نه همیشه. مشکل زیاد برآورد کردن تأثیر ایران در منطقه را تا حد زیادی می‌توان در ارزیابی‌های عربستان مشاهده کرد - چه در مورد گروه «الحوثی» در شمال یمن و چه در مورد اوضاع بحرین در آستانه اشغال این کشور توسط نیروهای آل سعود در اوایل ماه مارس سال 2011. درست است که ایران به بروز شورش در عرصه داخلی بحرین و یمن توجه نشان داده است، اما خارج از سطوح دیپلماتیک و تبلیغات رسانه‌ای، هیچ‌گونه سند و شواهد روشنی از مداخله ایران در این کشورها دیده نشده است. اگرچه ایران می‌توانست خیلی بیشتر از این خود را درگیر این نبردها کند، به نظر می‌رسد که در حال حاضر بازیگر دوم این نمایش محسوب می‌شود. 3- آمریکا باید بداند که عربستان به دنبال حمایت از رژیم‌های محافظه‌کار منطقه خلیج فارس، مانند بحرین، خواهد بود. همچنین باید دانست که حمایت سعودی‌ها ممکن است آنقدر قوی باشد که حتی نقض حقوق بشر برای کشورهای دیگر مخصوصا برای شیعیان را کاملا نادیده بگیرد.
آمریکا باید با دعوت مداوم کشورها به ایجاد اصلاحات، ضدیت خود با چنین سیاست‌هایی را اعلام کند. سردمداران آمریکا با وجود رابطه دوستانه با عربستان نمی‌توانند در مورد سرکوبی که دلیلش فرقه‌گرایی است، بی‌تفاوت بمانند. چنین سرکوب‌هایی درها را برای افراط‌گری و همچنین گسترش نفوذ ایران باز خواهد کرد. این مسئله حتی اوضاع عراق را تحت تأثیر قرار می‌دهد. 4- آموزش نظامی آمریکایی در کشورهای عضو «شورای همکاری کشورهای خلیج فارس» باید دارای مولفه مربوط به حقوق بشر باشد؛ در چنین حالتی دوران آماده‌سازی و آموزش در چنین کشورهایی، نیازمند آموزش در خود آمریکا هم هست. اهمیت این دوران به دلایل اخلاقی و فنی باید بیشتر و بیشتر باشد. ابزار لازم باید در اختیار متحدان آمریکا قرار گیرد تا آنها امکان آن را یابند که ماهیت تبلیغات رسانه‌ای ایران را دریابند و برای مقابله با آن اقدام کنند. سرکوب شیعیان کاملا به معنای بازی با مهره‌های ایران است. علاوه بر این آموزش‌دهندگان آمریکایی هنگام برخورد با افسران نظامی خارجی باید از رویکرد اتهامی پرهیز کنند و نشان دهند که احترام به حقوق بشر مهم‌ترین برنامه راهبردی است. 5- فرماندهی نظامی و غیرنظامی آمریکا باید از این موضوع آگاه باشد که از بسیاری جهات نفوذ عربستان معادل خوبی در مقابل عمل‌گرایی ایرانیان نیست، بارزترین مثال مربوط به نقاط اشتراک آمریکا و عربستان می‌شود.
در مقابل عربستان که همواره همسایگانش را با پول و فعالیت‌های دیپلماتیک به سوی خود می‌کشد، ایران دوست دارد که به آن دسته از شبه نظامیان افراطی کمک کند که در کشورهای ضعیف ولی با نیروی شیعه زیاد زندگی می‌کنند، از جمله این موارد می‌توان به نیروهای وابسته به ایران اشاره کرد. پیشرفته‌ترین الگوی این سیاست‌گذاری که بیشترین منافع ایران در دست اوست، «حزب‌الله لبنان» است – منبعی محکم و مطمئن که متحد ایران محسوب می‌شود. نقش این سیاست در تشکیل «گروه‌های ویژه» در عراق هم به وضوح قابل شناسایی است. در هر دو مورد، با تشکیل این دسته‌های شبه‌نظامی به طرفداران ایران اجازه داده شده است که نه تنها به عنوان متحدان تهران خود را نشان دهند، بلکه در عرصه دولتی کشور خود هم به بازیگران اصلی بدل شوند. حزب‌الله در لبنان، مهم‌ترین و تأثیرگذارترین سازمان سیاسی است و در حال حاضر عنان دولت لبنان هم در دست اعضا و طرفداران این گروه است. در عراق هم گروه‌های طرفدار ایران هنوز به چنین درجه‌ای نرسیده‌اند، اما دولت ایران در صدد است که آنها را تقویت کند تا به این مهم برسند. این کشور حداکثر تلاش خود را به کار خواهد بست و از هر منبعی استفاده خواهد کرد که کنترل امور در عراق را به دست گیرد، چرا که دغدغه‌ها و فرصت‌های دولت بغداد کاملا در راستای منافع ایران است، امری که حتی در لبنان هم هیچ‌گاه رخ نخواهد داد. این اقدامات باید از سوی آمریکا و با همکاری متحدانش در منطقه خنثی شود.
6- آمریکا باید هوشیار باشد که اغلب قدرت‌های منطقه، مانند عربستان سعودی، حتی از دید نزدیک‌ترین متحدشان هم متکبر و از خود راضی تلقی می‌شوند. شاید لازم باشد که روزی آمریکا برای تأکید بر اهمیت سایر کشورها، آنها را در سنجشی توافقی با عربستان قرار دهد. گاهی اوقات اقدامات آنها حاکی از خدعه و نیرنگ خواهد بود و سیاست آمریکا هم باید بدین گونه باشد که با واکنش هر کدام از آنها خود را هماهنگ کند. در کل می‌توان گفت که این کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس، عربستان را یکی از بزرگ‌ترین متحدان خود محسوب می‌کنند، اما بر این باورند که اگر بیش از یک متحد قوی داشتند، امکان آزادی عمل بیشتری برایشان فراهم بود. 7- آمریکا و رهبرانش باید بدانند که بسیاری از کشورهایی که نگران وضعیت ایران هستند، هیچ علاقه‌ای به رویارویی با این کشور قدرتمند در منطقه ندارند. مقامات آمریکا گاهی اوقات از این مسئله انتقاد می‌کنند که چرا مقامات کشورهای حاشیه خلیج فارس تمایلی به ابراز نارضایتی عمومی از برنامه هسته‌ای ایران و حمایت این کشور از تروریسم ندارند، در حالی که در جلسات خصوصی به این مسائل اشاره می‌کنند. شاید این مسئله درست باشد، اما دولت ریاض و سایر کشورهای شیخ‌نشین نمی‌خواهند روابطشان با ایران به دهه 1980 برگردد. در آن زمان بازار تبلیغات رسانه‌ای، خرابکاری، توقف اعزام حجاج و همین طور به خاک و خون کشیدنشان داغ بود. بنابراین آمریکا باید بداند که چه موقع شرایط برای این کشورها مهیا است و چه موقع نیست.
8- ارتش آمریکا باید آمادگی آن را داشته باشد که روابطی نوین با سوریه پس از «اسد» برقرار کند، البته تنها بدین شرط که این دولت خطری برای اسرائیل ایجاد نکند. در صورت برکناری «اسد»، آمریکا باید با همکاری عربستان و دیگر کشورهای متحدش در منطقه به پاسخ این پرسش برسد که آیا روابط ایران با سوریه از دوران گذار به سلامت گذشته است یا نه. برای رسیدن به این مهم لازم است که چند قرارداد نظامی شامل وعده آموزش نظامی امضا شود تا آنجا که مشخص شود که دولت دمشق مایل به برقراری صلح است. در این مورد باید یادآوری کنیم که مصر در زمان «انور سادات» و پیش از آنکه با اسرائیل پیمان صلح امضا کند، رابطه نظامی و غیرنظامی خوبی با آمریکا داشت. این روابط راه را برای چنین پیمانی هموار می‌سازد، اما تا زمان امضای پیمان صلح، روابط راهی به جلو نخواهند یافت. 9- ارتش آمریکا باید در مورد لزوم ادامه همکاری با ارتش بحرین تصمیمی اتخاذ کند. در حال حاضر آمریکا نباید بگذارد که بحرین به یک شبه عربستان تبدیل شود. تنها راهش هم این است که وضعیت حقوق بشر در بحرین را ارتقاء دهد.
اگر آمریکا نیروهای خود را از خاک عراق بیرون بکشد، توانایی‌اش در ایجاد تعادل بین سرکوب و تشویق به انجام اصلاحات تا آنجایی کم می‌شود که دیگر اثری از آن یافت نخواهد شد. هیچ کشور دیگری هم پیدا نمی‌شود که نقشی هر چند ناچیز در اعمال فشار به حکومت بحرین داشته باشد، فشاری که هدفش رعایت مساوات و تعادل در دولت بوده است. مسئله‌ای که در برنامه آموزش نیروهای نظامی بحرین باید بدان توجه داشت، تأکید بر حقوق بشر است. فرماندهان نظامی ارتش بحرین با سابقه نقض حقوق بشر نباید اجازه کار در برنامه‌های آموزش نظامی تحت نظر و پشتیبانی آمریکا را بیابند. 10- آمریکا باید کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، را تشویق کند تا با اجرای برنامه‌های مبارزه با فقر به شیعیان بحرین کمک کنند؛ شیعیانی که الان هم دلیل کافی برای خلاص شدن از شر نظام سیاسی خود و پناه بردن به ایران را دارند. وضعیت رقت‌انگیز بسیاری از شیعیان در بحرین، انسان را به یاد تفاوت‌هایی در این کشور می‌اندازد که شیعیان از آن به عنوان «تبعیض پایان‌ناپذیر» بین آنها و اقلیت سنی این کشور یاد می‌کنند. شغل مناسب و برنامه‌های مربوط به ریشه‌کن کردن فقر می‌تواند به ارتقای روابط بین جوامع کمک و راه را برای مصالحه و گفتمان ملی باز کند. از آنجایی که جمعیت بحرین از یک میلیون نفر هم کمتر است، کمک‌های مالی با سرعت بیشتری به دست مردم این کشور می‌رسد و تحمل سختی‌ها را برایشان آسان‌تر می‌سازد.
11- آمریکا باید با استفاده از نفوذش در عراق دولت این کشور را به برقراری مساوات بین عرب‌های شیعه و سنی مجاب کند. از این طریق می‌توان جلوی جنگ‌های بین قومی را هم گرفت. باید گفت که در صورت رخ دادن این جنگ حتما ایران و عربستان پشت گروه‌های درگیر خواهند بود. اگر رهبران سیاسی عراق سنجیده عمل نکنند و یا صبر و حوصله لازم را به خرج ندهند، باید انتظار داشت که این کشور با اقلیت‌های مذهبی‌اش بهترین مکان برای بروز این اختلافات شود. آمریکا باید در مورد سیاست‌های اتخاذ شده درباره عراق همکاری نزدیک‌تری با عربستان سعودی داشته باشد. اما ناگفته نماند که اگر پای ایجاد ثبات در عراق به میان بیاید، این کشور همراه خوبی برای آمریکا محسوب نمی‌شود. آمریکا هم نباید از همان شروع اقدامات برای ایجاد صلح درگیر مسائل فرعی شود و در عین حال باید حقوق و ادعاهای تمام احزابی که می‌توانند درگیری ایجاد کنند را به رسمیت بشناسد. 12- آمریکا کماکان باید «برنامه صلح خاورمیانه» را پیگیری کند. این مهم نه تنها به خاطر ارزش واقعی «برنامه صلح»، بلکه به خاطر ایجاد آرامش در کشورهایی چون عربستان لازم است، در این بین نباید از تلاش‌های ایران برای تقویت جایگاهش در لبنان و فلسطین کمک به تروریست‌های این کشورها غافل شد. پیروزی ایران زمانی است که بتواند در نبرد نیروهای فلسطینی و لبنانی با آنچه آنها «اسرائیل غاصب» می‌نامند، مثل یک قهرمان بدرخشد. در مقابل شکستشان هنگامی است که نقششان به عنوان عاملی برهم زننده فرایند صلح معرفی شود.
13- ارتش آمریکا باید کنگره این کشور را به خوبی در جریان ارزش ماموریت آموزشی در لبنان و هر نوع مشکلی که این ماموریت با آن روبرو شده است، قرار دهد؛ مشکلاتی که دلیل اصلی‌اش دولت «نجیب میقاتی» و متحدان حزب‌اللهی‌اش بود، البته این طور هم نباید فرض کرد که دیگر راهی برای همکاری نظامی با لبنان نیست. لبنان با مسئله فرقه‌گرایی مشکلات زیادی داشته است و همین مسئله باعث تفاوت نیروهای این کشور و نیروهای مسلح کشورهای غربی بوده است. تلاش دولت لبنان برای متقاعد کردن نیروهای نظامی به اقدام برای حفظ منافع تنها یک گروه سیاسی و یا یک قوم می‌تواند منجر به از دست رفتن این نیروها در مقام سازمانی مستقل شود. این نیروها تنها وقتی ابزاری مناسب برای سرکوب محسوب می‌شوند که کاملا پاکسازی شوند و این هدف نیز بدون بر پا کردن آتش جنگی داخلی حاصل نخواهد شد. تیره شدن روابط بین آمریکا و نیروی نظامی لبنان می‌تواند باعث تضعیف روحیه افسران غرب‌گرای این سازمان شود و در عین حال نقش نیروهای شبه‌نظامی «حزب‌الله» و اهمیت آنها را در نظام دفاعی کشور لبنان افزایش دهد. این نیروها کماکان توسط ایران آماده نبرد می‌شوند. 14- آن دسته از رهبران نظامی و همچنین دیپلمات‌های آمریکا که درگیر مسائل عراق هستند باید پس از خروج نیروهای آمریکا از این کشور، خود را برای تلاش‌های ایران جهت سوءاستفاده از اختلافات جدی بین عربستان سعودی و عراق آماده کنند.
آمریکا برای اینکه همزمان هم از فعالیت‌های ایران جلوگیری کند و هم حامی مردم‌سالاری و ثبات باقی بماند، باید شرایط را برای آشتی عربستان سعودی و عراق فراهم کند و همچنین تلاش‌های ایران را در راه مداخله در این امر باطل کند. از آنجایی که نگرانی اصلی عربستان اقداماتی است که دولت عراق در مناطق سنی‌نشین انجام داده است، آمریکا نسبت به این مسئله هشیار باشد و خود را برای حمایت از اقدامات سنی‌های عراق برای شرکت در نظام سیاسی کشورشان آماده کند. آنها باید مانند شیعیان و کردهای این کشور که با اشتیاق در سرنوشت کشور خود دخالت دارند، خواهان تقسیم قدرت باشند. انتهای پیام/100336/ج.ص
دیپلماسی
11:44 - 26 دسامبر 2011

10 بازدید




1 پاسخ