برنجکار: علامه از فلسفه در راستای کلام و احیاگری دینی بهره برد

خبرگزاری فارس: رئیس پردیس قم دانشگاه تهران گفت: علامه طباطبایی فقط یک فیلسوف نبود بلکه متکلم بود و متکلم به این معنی که سعی می‌کرد از دین دفاع کند علامه از فلسفه در راستای کلام استفاده کرد.
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، علامه طباطبایی دو اثر شاخص دارد، که بیشتر از سایر آثار مورد توجه قرار گرفته‌است. نخست تفسیر المیزان است، که در 20 جلد و طی 20 سال به زبان عربی تالیف شده‌است. در این تفسیر از روش «تفسیر قرآن به قرآن» استفاده شده‌است و علاوه بر تفسیر آیات و بحث‌های لغوی در بخش‌هایی جداگانه با توجه به موضوع آیات مباحث روایی، تاریخی، کلامی، فلسفی و اجتماعی نیز دارد. این اثر دو مرتبه ترجمه شده‌ است. بار نخست در چهل جلد و حاصل تلاش عده‌ای از شاگردان و بزرگان حوزه علمیه همچون محمد تقی مصباح یزدی، ناصر مکارم شیرازی است و دیگری که در بیست جلد توسط سیدمحمد باقر موسوی همدانی ترجمه شده‌است.اثر مهم دیگر اصول فلسفه و روش رئالیسم است. این کتاب شامل 14 مقاله فلسفی است، که طی دهه‌های 20 و 30 شمسی تالیف شده و توسط مرتضی مطهری و با رویکرد فلسفه تطبیقی شرح داده شده‌است. این کتاب نخستین و یکی از مهمترین کتاب‌هایی است که به بررسی مباحث فلسفی با توجه به رویکردهای حکمت فلسفی اسلامی و فلسفه جدید غربی پرداخته‌است.
این عالم ربانی سرانجام در صبح یکشنبه هجدهم محرم الحرام سال 1402 هجری قمری برابر با بیست و چهارم آبان 1360 شمسی در سن 81 سالگی در شهر قم دیده از جهان فرو بست. مدفن شریفش در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه قرار دارد. در زمینه ویژگی اندیشه‌ای علامه و درک زمانه علامه و رد شبهات و احیاگری علوم دینی داشته است با حجت‌السلام رضا برنجکار رئیس دانشکده پردیس دانشگاه قم دانشگاه تهران و دانش‌آموخته فلسفه غرب به گفت‌وگو نشستیم که در ذیل می‌آید:علامه طباطبایی چه ویژگی داشت که او را از دیگر فیلسوفان و عالمان دینی متمایز می‌کرد؟ـ‌ علامه طباطبایی به خصوص با فعالیت گسترده‌ای که انجام دادند از افتخارات شیعه است در حال حاضر بیشتر شأن، جایگاه و ارزش او را درک می‌کنیم ولی آن موقع نه تنها قدر ایشان دانسته نمی‌شد بلکه برخی از اقدامات ایشان از جمله تفسیر قرآن نقص محسوب می‌شد. یعنی در حوزه تدرس فقه و اصول ارزش بود. البته در حال حاضر نیز به همین صورت است اصلا درس تفسیر در حوزه وجود نداشت در آن شرایط اگر کسی می‌خواست معروف شود همه به او توجه کنند باید فقه و اصول درس می‌داد علامه این توانایی را داشت.
به این خاطر که هم مجتهد و درس خوانده بود اما بخاطر احساس نیازی که در جامعه نسبت به علوم عقلی وجود داشت و در حوزه به اندازه کافی فقه و اصول در حوزه علمیه تدریس می شد، سعی کرد آن قسمت‌هایی که خلاء وجو داشت و  نیاز هم وجود داشت ورود پیدا کند که مهمترین آن تفسیر بود.علامه فرمودند من ۲۰ سال از عمرم را صرف تفسیر المیزان کردم که سالی یک جلد تفسیر می‌نوشتند. فعالیت دوم علامه که بسیار اهمیت دارد پاسخ به شبهات حزب توده به خصوص تقی ارانی بود البته فضای جامعه حاضر با آن زمانی که علامه به شبهات پاسخ می‌داد متفاوت است. در آن فضا مارکسیست‌ها در فضای علمی و دانشگاه‌ها و فضای فکری نفوذ کرده بودند و اکثر جوانان به سمت تفکرات مارکسیستی تمایل داشتند. جوانانی که انقلابی بودند به سمت تفکر مارکسیستی تمایل پیدا می‌کردند حتی جوانان انقلابی که مدعی بودند مسلمانان هستند نیز مانند سازمان مجاهدین خلق در باطن تمایلات مارکسیستی داشتند و در ظاهر تمایلات اسلامی داشتند در آن شرایط علامه وارد عرصه فکری شد و به شبهات پاسخ داد.در واقع شهید مرتضی مطهری با همکاری علامه کتاب «فلسفه و روش رئالیسم» را نوشتند که به روزتر بود و برای جوانان قابل فهمتر بود. این کتاب محصول مشترک علامه طباطبایی و شاگرد او شهید مطهری بود.
به نظر من علامه به هرحال با آموزه‌های حکمت متعالیه رشد کرده بودند و تلاش بسیاری کرد فلسفه را با معارف اسلامی نزدیک کند در بسیاری از مباحث به خصوص تفسیرالمیزان ما این را می‌بینیم ایشان سعی کرد بین فلسفه و دین هماهنگی ایجاد کند.در این قسمت هم کارهای زیادی انجام داد که به نظر من مغفول مانده است باید کسی پیدا شود مواردی را که علامه سعی کرد ناهماهنگی دین وظیفه را کم کند بیان کند و در خیلی از موارد زبان علامه زبان معمول فلسفی نیست و علت آن نیز اسلام‌شناس بودن علامه است.یکی دیگر از ویژگی علامه این بود علامه در زمینه مباحث عمومی نیز کتاب نوشت برای مثال کتاب «سنن النبی» و «شیعه در اسلام» را نوشتند که نه تفسیر قرآن، نه فلسفه بود برای عموم مردم نوشت با توجه به مقام علمی علامه نوشتن چنین امتیاز محسوب می‌شود.* آقای دکتر یحیی یثربی در گفت‌وگویی با خبرگزاری فارس اعلام کرده است تعریف علامه از فلسفه، کمر فلسفه را شکسته است و یکی از مشکلات ما در علوم انسانی از جمله فلسفه نداشتن مسئله است؟ـ اگر معنی فلسفه به معنای «فلسفه موجود به ما هو موجود» است این نظر تا حدی درست است اما خود علامه طباطبایی از این تعریف فراتر رفته است ما ممکن است به یک تعریف نگاه کنیم و بعد فکر کنیم این تعریف محدود است. فلسفه خیلی وسیع‌تر از تعریف فوق است فلسفه مضاف را شامل نشده ما نیازمند فلسفه هنر، اخلاق و علم که در واقع فلسفه کاربردی است هستیم که در تعریف فلسفه علامه نیامده است.
اما قسمت‌های دیگر فلسفه مانند انسان‌شناسی در این تعریف علامه وجود ندارد این تعریف در موجود به ما هو موجود، نه موجود به ما هو انسان در حالی است که انسان واقعاً باید مورد توجه فلسفه قرار گیرد درست است که تعریف فلسفه علامه خیلی محدود است.تعریف فلسفه علامه طباطبایی در آثار «بدایه و نهایه‌الحکمة» اینگونه است ولی در این تعریف محدود نمانده است در حالی که پرداختن به مسائل گوناگون در فلسفه سنتی ما مغفول مانده و خیلی کم به این مسائل پرداخته شد اما علامه مفصل به این موضوع پرداخته است.مهمترین کتاب علامه طباطبایی «تفسیرالمیزان» است برای اینکه در تفسیرالمیزان انسان‌شناسی متفاوتی داریم بله اگر ما علامه را در بدایه و نهایه منحصر کنیم چنین نظری درست است ولی در عمل از این تعریف فراتر رفته است وارد مسائل گوناگون انسان‌شناسی و پاسخ به شبهات شده‌اند.علامه طباطبایی فقط یک فیلسوف نبود بلکه متکلم بود و متکلم به این معنی که سعی می‌کرد از دین دفاع کند البته متکلمان به گرایش‌های مختلف تقسیم می‌شوند علامه از فلسفه در راستای کلام استفاده کرد بعد کلامی که علامه حلی ، شیخ مفید و علامه طباطبایی استفاده می‌کردند متفاوت است. علامه حلی و خواجه نصیر به صورت دیگری از فلسفه استفاده می‌کردند افرادی مانند شیخ صدوق و مفید به هیچ وجه از فلسفه استفاده نمی‌کنند.
من فکر می‌کنم علامه طباطبایی فلسفه را در راستای کلام استفاده می‌کردند و شاگردان او مانند استاد مرتضی مطهری و آیت‌الله مصباح یزدی نیز چنین استفاده‌هایی می‌کردند پاسخ به شبهات دین کار فلسفه به معنای «موجود به ماهو موجود» نیست بنابراین علامه فراتر از این تعریف به معنای محدود کلمه هستند.انتهای پیام/و
علامه طباطبایی
09:19 - 27 آبان 1390

0 بازدید




1 پاسخ