بررسی گفتمان های دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران
خبرگزاری فارس:دیپلماسی عمومی، مجموعه استراتژی ها و تاکتیک های نوین دیپلماتیک است که به اقتضای شرایط کنونی حاکم بر نظام بین الملل، در خدمت دستگاه سیاست خارجی کشور، به منظور نیل به اهداف میان مدت و بلند مدت آن قرار می گیرد
دیپلماسی عمومی، مجموعه استراتژیها و تاکتیکهای نوین دیپلماتیک است که به اقتضای شرایط کنونی حاکم بر نظام بینالملل، در خدمت دستگاه سیاست خارجی کشور، به منظور نیل به اهداف میانمدت و بلندمدت آن قرار میگیرد و سعی دارد تا در طول این مدت، بر محیط بینالمللی به ویژه بر افکار عمومی تأثیر مثبت بگذارد، تا در پرتو این تصویر شایسته از خویش، دستیابی خود را به بسیاری از اهداف فرهنگی، سیاسی، معنوی، اقتصادی و حتی نظامی تسهیل نماید. بنا به نوع آرمانها و اهداف کشورهای مختلف، میزان تمایل آنها به سمت دیپلماسی عمومی و همچنین نوع ابزارها و مخاطبان آن ها متفاوت میشود. در مورد جمهوری اسلامی ایران، با توجه به اهمیت ملتها و افکار عمومی در اهداف اعلامی آن، مبنی بر صدور انقلاب و القای مفاهیمی همچون نفی ظلم و حمایت از مظلوم ، تلاش در جهت وحدت و همبستگی میان امت اسلامی، برقراری روابط دوستانه و مسالمتآمیز با جهان و دعوت به اسلام که بعد از انقلاب اسلامی به عنوان اصول سیاست خارجی کشور مورد شناسایی قرار گرفتند، به اهمیت به کارگیری دیپلماسی عمومی از آن زمان تاکنون پی میبریم. با این توضیح سعی میکنیم، در این نوشتار بررسی کوتاهی از گفتمانهای دیپلماسی عمومی و ویژگیهای آن، در دورههای گوناگون بعد از انقلاب اسلامی تاکنون ارائه نماییم، تا بتوانیم سیر نیل به این اصول سیاست خارجی را از منظر دیپلماسی عمومی درک کنیم.1.انقلاب اسلامی و آغاز دیپلماسی عمومی:
انقلاب اسلامی ایران به رهبری یک روحانی آگاه و برخاسته از تودهی مردم، به پیروزی رسید. وی با شناخت صحیحی که از جامعه داشت، توانست اندیشهها و باورهای خویش را که در واقع باورهای خفتهی جامعه بودند، بیدار کند و افکار عمومی داخلی و تاحد زیادی خارجی را حول یک محور گرد آورد. پس از پیروزی این انقلاب که با بسیج نیروهای مردمی و با کمترین قدرت سخت و در واقع با سلاح های نرم در مقابل قدرتهای سخت در سال 1357میسر گردید، با مدیریت امام خمینی (ره) اصول جدیدی برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با هدف صدور انقلاب و آرمانهای آن به دیگر کشورها و رهایی مستضعفین جهان از قید ظلمها و برقراری عدالت جهانی پی ریزی شد. به گفتهی دکتر منوچهر محمدی، انقلاب ایران بر پایهی احراز هویت فرهنگ اسلامی بنا شد، اما قصد نداشت که فرهنگ اسلامی را بر دنیا غالب کند. فرهنگ اسلامی برای دنیا پیامی انسانی داشت و هدف آن تعالی بشریت برای دنیا بود. اسلامی بودن انقلاب ایران، این ویژگی و امتیاز خاص را به آن داد که دارای جنبهی جهانشمولی باشد و تمام ملتها را مورد خطاب پیغام خود قرار دهد. در راستای همین جهانشمولی است که انقلاب اسلامی، رسالتهایی برای خود در سطح جهان تعریف کرده و اصولی را به عنوان اصول سیاست خارجی خود برگزیده و در راستای تحقق آنها گام برمیدارد
از مهمترین تاثیرات دیپلماسی عمومی انقلاب اسلامی بر اندیشهی بین الملل، کمرنگ شدن کمونیسم و گسترش آموزههای دینی در شوروی بود. که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، انسانهای محروم و مستضعف و ناامید از نظام سرمایهداری، تنها راه نجات خود را در روی آوردن به ایدئولوژی مارکسیسم – که شکل نظام یافتهی کمونیسم بود- تلقی کرده بودند. ولی پس از انقلاب اسلامی و ارسال ندای کمک آن، به مستضعفین و مخالفت با استکبار به تمامی جهانیان، از جمله به اقوام ساکن در آسیای میانه و قفقاز، با توجه به نزدیکی های تاریخی و فرهنگی مردم این مناطق به هویت ایران، تأثیرپذیری این مردم نسبت به دیگر ملیت ها، در قبال دیپلماسی عمومی ایران اسلامی بیشتر بود و البته می توانست با اهتمام بیشتر مسئولان از این نیز فراتر رود. ولی با گذشت زمان و در برهه های تاریخی مختلف، اجرای این برنامه، در این مناطق آنچنان که باید، روند چشم گیری نداشت. دوره ی بعدی که پس از بررسی دوره ی انقلاب اسلامی مورد قرار می گیرد، دوره ی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است.2.دوره ی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (1368-1360):
در طول این جنگ تحمیلی، مردم جمهوری اسلامی ایران در هنگام تحمل سختترین شرایط، با نیات و رفتار خویش در مبارزه و دفاع از کشور، حقانیت خود را به تمام جهانیان نشان دادند و به همگان اثبات نمودند که یکی در برابر همه، وقتی پیروز است که در کنار بهرهگیری از قدرت سختافزاری ناچیز خود، بهای بیشتر را به منابع دیگر قدرت، به جز قدرت سخت بدهد. اینجا بود که قدرت نرم تک تک ایرانیان نمایان شد و بسیاری از جهانیان را مجذوب خود نمود. همچنین در این دوره، حضور آیت الله خامنه ای در زمان ریاست جمهوری خویش در چهل و دومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل و اعلام خواستهها و مواضع جمهوری اسلامی ایران گامی مؤثر در دیپلماسی عمومی محسوب شد.3.دوره سازندگی(1376-1368):در این دوره، به دلیل صدمات زیادی که بر بدنهی کشور وارد شده بود - از جمله از دست دادن بسیاری از نخبگان- میبایست تمرکز بیشتر برای بازسازی کشور، در داخل صورت گیرد. بنابراین در این دوره به جز موارد خاص، همچون در اختیار قرار دادن تجارب انقلاب به مردم جنگزدهی افغانستان در مبارزه با ارتش اشغالگر شوروی و حضور در کنفرانسها و نشستهایی در مورد این موضوع که با اعلام مواضع جهانی ما همراه بود، تلاش چندان چشمگیری در جهت دیپلماسی عمومی و اجرای اصول جدید سیاست خارجی صورت نگرفت.4.دورهی گفتمان فرهنگمحور(1384-1376):
در این دوره با انتخاب آقای خاتمی به ریاست جمهوری، گفتمان حاکم بر سیاست خارجی کشور، گفتمان فرهنگمحور شد و سخن از گفتگوی تمدن ها به میان آمد. در این برهه، زمینهی مناسبی برای ارتباط بین فرهنگها و تعامل آنها به وجود آمد. و اقدامات چشمگیری در جهت آگاهی جهانیان، نسبت به کشور ایران صورت گرفت و بهعبارتی نام کشور ما به طور گسترده در رسانهها مطرح شد. و سال 2001 از سوی سازمان ملل متحد به عنوان سال گفتگوی تمدن ها نامگذاری شد. ولی متأسفانه علیرغم وجود طرحها و اندیشههای خوب، دیپلماسی ما در این زمینه شکست خورد و با استناد به اظهارات طراحان و مجریان این طرحها، دلیل این شکست، عدم صرف هزینههای لازم در جهت همراه کردن افکار عمومی جهانی با این هدف بود و دلیل دیگر اینکه، حتی افکار عمومی داخلی نیز به نحو درستی در جریان این اندیشه قرار نگرفتند و بهتدریج رو به فراموشی رفت. همچنین علاوه بر طرح این نظریهها، ریاست جمهوری وقت، در کنفرانسها و نشستهای بینالمللی شرکت فعال داشت.دورهی کنونی:
در این دوره که از سال 1384 شروع و تا امروز ادامه دارد، فردی به عنوان ریاست جمهوری کشور روی کار آمد که از همان ابتدا، در نزد افکار عمومی، با تبلیغات انتخاباتی خاص و منطبق بر باورهای مردم و حتی در طرز پوشش و روش سخنرانی خویش، توانست نظر حامیان اکثریتی را در داخل کشور و حتی خارج از کشور جلب نماید. احمدی نژاد با این خصوصیات خود و تکیه بر خواستههای اکثریت مردم، توانست بسیاری از منافع ملی را در سطح جهان مطرح نماید. ( از جمله پیگیری برنامه هستهای با تکیه به حمایت مردم). همچنین وی در این دوران، بارها در کنفرانسها و نشستهای بین المللی شرکت نمود و علی رغم عدم تمایل برخی از کشورها به شنیدن صحبتهایش، صدای خویش را به افکار عمومی جهانی رسانید و تا حد قابلتوجهی به دیپلماسی عمومی تکیه کرد و سعی بر اعمال نظرات و منافع کشور، با این روش نمود.
با بررسی سیر گفتمان دیپلماسی عمومی در جمهوری اسلامی ایران، که در این نوشتار به اختصار تبیین گردید، به تمایل و گرایش روزافزون مسئولان دولت (از بعد از انقلاب اسلامی تاکنون) به دیپلماسی عمومی، برای موفقیت در سیاست خارجی کشور اشاره نمودیم و سیر تاریخی گرایش به سمت اعمال قدرت نرم به جای قدرت سخت در اجرای سیاست خارجی را بررسی نمودیم. و نتیجه میگیریم که در طول سالها بر اهمیت افکار عمومی و تلاش در جهت جلب حمایت این منابع قدرت افزوده شده است. چرا که روز به روز با پیشرفت تکنولوژی و گسترش ارتباطات، افکار عمومی به عنوان قدرتمندترین منابع قدرت مطرح شدهاند و در این شرایط کشوری قدرتمندتر است که با دیپلماسی عمومی و همچنین مدیریت هر چه بیشتر رسانهها و وسایل ارتباط جمعی، قدرت نرم خویش را افزایش دهد. پی نوشت ها:1. محسن مجرد- (1386)، تاثیر انقلاب اسلامی بر سیاست بین الملل، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص1012. هادیان، ناصر-جایگاه مفهومی دیپلماسی عمومی، فصلنامه بین المللی روابط خارجی، سال اول، شماره سوم، پاییز1388، صص 117-نویسنده:افسانه ابراهیمی منبع: سیاست ماانتهای پیام/
14:58 - 26 مهر 1390